| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 4981 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
روش های مدیریت پسماندهای صنعتی
کاهش پسماند-چگونه؟
کاهش پسماند نتیجه یک عملکرد سیستمی است:
هزینه های بالای دفع
منفعت طالبی بخش خصوصی
غالباً روش های کاهش دهنده پسماند تنها توسط بهره بردار قابل طراحی و اجراست.
نمونه های مورد اشاره: فیلتر آب همراه، فیلتر روغن در موتورها، سند بلاست در ایستگاه کمپرسور، ضایعات کاستیک ......
حمل ونقل پسماندها(مواد خطرناک)
نام شرکت یا موسسه حمل کننده، ظرفیت تانکر، وزن خالی تانکر، حداکثر وزن تانکر به همراه محموله، تاریخ و مدت اعتبار بازرسی
شماره ثبت تانک کانتینر، نام شرکت تولید کننده تانک کانتینر، شماره سریال تولید، مقدار عددی فشار محموله بر حسب مگاپاسکال یا بار، ظرفیت جایدهی تانک کانتینر، سال تولید
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 1782 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
تعریف جمعیت:
به مجموعهای از انسانهایی گفته میشود که در یک محل خاص سکونت داشته باشد.
انواع طبقهبندی جمعیت :
1) مقیم: به جمعیتی گفته میشود که در یک منطقه خاص زندگی میکنند و ثابتا
2) جمعیت واقعی: به جمعیتی گفته میشود که موقع سرشماری همان لحظه حاضر باشند.
3) جمعیت اصلی: کل جمعیت منطقه را در بر میگیرد.
4) جمعیت فرعی: جمعیت کوچکی از جمعیت اصلی میگویند.
5) جمعیت بسته: به جمعیتی گفته میشود که فقط زاد و ولد وجود داشته باشد.
6) جمعیت باز: به جمعیتی گفته میشود که علاوه بر زاد و ولد مهاجرت هم نقش دارد.
تعریف جمعیت شناسی
علم مطالعهی جمعیتها که این جمعیتها را از ترکیبهای مختلف ببینیم.
جمعیتشناسی:
کیفی: مطالعهی خصوصیات انسانها را کیفی میگویند.
کمی: ترکیب و حرکات جمعیت در زمان و مکان مشخص
تعریف ساختار جمعیت:
بین سن و جنس مقایسه برقرار کند که همهی انسانها از این دو گزینه مطالعه کند.
تعریف توزیع جنس جمعیت:
هر جمعیت از افراد گروههای مذکر و مؤنث تشکیل شده ویژگیهای جسمانی معینی که مرد و زن را از هم متمایز میکند جنس نام دارد.
پاورپوینت 39 اسلاید
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5004 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
نام فضای آموزشی : مرکز آرونوف
(Aronoff Center )
سازنده : ایزن مان ( Eisenman )
کشور : نیویورک
تاریخ تکمیل : 1990
محوطه ساختمانی : 13400 متر مربع
مقدمه
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5075 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
روش استاندارد برای تعیین خمیرنرمال (غلظت نرمال)
| دسته بندی | علوم آزمایشگاهی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5155 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
1- هسته انگور:
1- سلولهای هسته انگور از سه قسمت تشکیل شده است
باگچی و همکاران1 در سال 2002 ابراز داشتند که هسته انگور شامل یک ترکیب پیچیده به طور تقریبی 40% فیبر، 16%روغن، 11%پروتئین و 7%فنولهای پیچیده و تانن ها، بعلاوه شکرها،نمکهای معدنی و غیره. پروآنتوسیانیدین ها یک گروه از پلی فنول فلائونیدها هستند که در هسته انگور وجود دارند که می دانیم فعالیت دارویی و پتانسیل درمانی وسیعی دارند.[ ]
بریلووسانگ2 در سال 2006 ترکیبات پلی فنول چنین معرفی کردند که از خود فعالیت های ضد باکتریایی، ضد ویروسی، آنتی اکسیدان، ضد اشتعال و ضد سرطان نشان داده اند.
فهرست مطالب
1- هسته انگور
2- آنتی اکسیدان ،طبقه بندی وخواص آنتی آکسیدانها
3- مروری بر پژوهش های پیشین
4-انتخاب سیستم حلال
5-بازده استخراج
6-ارزیابی قدرت احیاءکنندگی آهن
7-به دام انداختن رادیکالهای آزادبااستفاده از روش DPPH
8 -نتیجه گیری
9-پیشنهادات
پاورپوینت 48 اسلاید
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 155 |
1-1- اهمیت تحقیق
موضوع این پایان نامه همان گونه که از اسمش پیداست بررسی جایگاه و سهم ادبای گرگان در ادبیات عرب آن هم در فاصله زمانی اوایل قرن دوّم تا نیمه قرن هفتم هجری می باشد. زبان عربی زبان اسلام و قرآن است و در دوره عباسی بیشتر به عنوان زبان تألیف معروف بوده است یعنی آثاری را که علما برجای می گذاشتند به زبان عربی بود و حتی غالب این تألیفات نیز شامل علوم عربی همانند صرف، نحو، بلاغت، لغت، قرائت، و علوم دینی همچون تفسیر، حدیث، فقه، کلام و ... بود. البته زبان ادبای گرگان در عصر عباسی فارسی بوده است لیکن تأثیر زبان عربی و فارسی بطور متقابل بررسی می شود. در بستر ارتباط چند جانبه دینی، سیاسی، ادبی، علمی، فرهنگی و اجتماعی ادبای گرگان با ادبای عرب و عربی دانان واژگان فراوانی میان این دو زبان متبادل شده است که بیشتر به اصطلاحات نظامی، دیوانی (اداری)، حکومتی و مالی محدود می شود و نیز برخی از عادات، رسوم و فرهنگ ادبای این دو زبان نیز بطور دوجانبه جابجا و منتقل شده است. بدلیل گستردگی حوزه فعالیت ادبای گرگان و نیز تعداد بسیار زیاد ایشان، این تحقیق اهمیت می یابد. این مهم است که بدانیم در کشوری که زبان فارسی عموماً رایج است، ادبای یک منطقه خاص به چه میزان در ترویج، تکوین و تکمیل ادبیات عرب سهیم بوده اند. مهمتر اینکه وقتی می بینیم این ادبا و دانشمندان در زمینه های غیرادبی شامل فقه، تفسیر، کلام، منطق و سایر علوم نیز مطالبی نگاشته اند و همین مطلب نیز علاقمندی دوجانبه را میان ایشان و آنان که در عربی و ادبیات آن دستی دارند، می افزاید، به طور طبیعی اهمیت این تحقیق آشکارتر می شود.
1-2- ضرورت تحقیق و پیشینه آن
وقتی مشاهده می کنیم که زبان عربی در دوره عباسی زبان اداری و سیاسی بوده است و غالباً پادشاهان و حکما و رجال دولتی آن را نیک می دانستند، مشخص می شود که عربی در ارتباطات ایشان با ممالک غیرعرب نیز بکار می رفته است و چون تاکنون درخصوص تأثیر ادبای گرگان که یکی از مهمترین نقاط غیرعربی است که در آن زبان و ادبیات عرب تقریباً در همه جا و آن هم به شکل فراگیر رایج بوده است، در زبان و ادبیات عرب بحثی نشده است، این تحقیق ضرورت می یابد امّا از آنجایی که تاریخ این مسأله طولانی است، یکی از دورانهای مشخص (دوره عباسی) مدنظر قرار گرفته و پیرامون آن بررسی و تحقیق شده است. در لابلای کتب ادبی و تاریخی نیز کمتر به مضمون این تحقیق و یا مضامین مشابه برمی خوریم که خود جای خالی چنین کاری را نشان می دهد و از ضرورت آن پرده برمی دارد.البته ناگفته نماند که در کتب و منابع معتبر بسیاری نظیر وفیات الاعیان ابن خلکان ، معجم الادباء یاقوت حموی و غیر اینها بحث از رجال ، علما و ادبای گرگان به میان آمده و در شرح احوال، آثار وافکار آنان مطالبی نگاشته شده است لیکن به طور مشخص وبه صورت یکجا و ویژه ، راجع به نقش وسهمی که درادبیات عرب داشته اند کار چشمگیری انجام نشده که تحقیق حاضر به دنبال رفع این خلاء می باشد .
1-3- روش تحقیق
در این تحقیق سعی شده است از حداکثر امکانات و روشها جهت پی بردن به کنه موضوع و رعایت دقت در نگاشتن مطالب استفاده شود. امّا به طور مشخص از روش تحقیق کتابخانه ای استفاده شده است. بنابر صلاحدید استاد محترم راهنما قرار بر این شد که پس از مطالعه آثار مربوط و کتب تاریخی و ادبی که به این موضوع ارتباط دارد و استخراج مطالب اولیه، آن مطالب در قالب چندین فصل منظم شده و پس از پروراندن موضوع و بحث درباره آن در طی فصول پایان نامه نتیجه منطقی را که عائد می گردد، به عنوان خاتمه مباحث بیاوریم که البته اینگونه هم شد. در این تحقیق سعی شده است حتی المقدور بر اساس معجم الادباء یاقوت حموی ، وفیات الاعیان ابن خلکان ، چندین دایره المعارف مرتبط و تاریخ ادبیات شادروان دکتر صفا مطالب استخراج و منظم گردد که البته در تکمیل و بازبینی مطالب، از سایر منابع نیز استفاده شده است. برای جمع آوری منابع و مآخذ بیشتر و بهتر که نهایتاً شمار آنها به حدود یکصد جلد کتاب می رسد، به کتابخانه های معتبر تهران، خراسان (آستان قدس رضوی)، گرگان و برخی جاهای دیگر مراجعه شد که حاصل آن بدست آوردن انبوهی از اطلاعات در زمینه های گوناگون در باره مردم گرگان، موقعیت جغرافیایی و طبیعی آن، و اوضاع گوناگون پیشینیان این منطقه می باشد.
1-4- هدف تحقیق
هدف از انجام مراحل این تحقیق همانگونه که از نامش پیداست، بدست آوردن میزان سهم و جایگاه ادبای گرگان در ادبیات عرب در دورة عباسی حد فاصل سالهای 132 الی 656 هجری قمری می باشد، اینکه دهها و بلکه صدها ادیب و عالم چیره دست در منطقه گرگان وجود دارد و اتفاقاً اسامی آنها به صورت عربی بر آنان نهاده شده است در حالی که منطقه فارسی نشین می باشد، مطلبی است که پیدا کردن چرایی آن، هدف تحقیق حاضر را تشکیل می دهد.
و نیز ازاهداف این تحقیق مواردی دیگر نظیر یافتن وجوه توانمندیهای مختلف ادبا و علمای گرگان در عصر عباسی، بررسی قابلیتهای یک منطقه در یک زبان در عین عدم شهرت آن و انتساب رسمی آن به زبان موصوف، و دهها دستاورد دیگر است که در طول مراحل تحقیق به آن دست پیدا می کنیم. به هر حال بررسی، تحقیق و تتبع در این موضوع توانسته است علاوه بر وجه ادبی و توانمندی ادبیاتی و نیز سوابق ادبای گرگان، پرده از سایر جوانب نیز بردارد که البته این نیز خود به صورت تلویحی هدف از تحقیق حاضر می باشد.
1-5- مشکلات و موانع تحقیق
گذشت قرنها از دوره عباسی، در دسترس نبودن همه منابع و مآخذ لازم و کافی، تناقض در مطالب مندرج در دو یا چند منبع و عدم امکان اطمینان کافی به صحت مطالبی که استخراج می شود و همچنین روشن نبودن اسنادی که یک مطلب به آن نیاز دارد تا به عنوان یک مطلب درست و صحیح مورد استفاده و استناد قرار گیرد، از جمله مهمترین مشکلات و موانع سرراه این تحقیق بوده است که جهت کاستن از موانع مزبور تلاش زیادی صورت پذیرفته از جمله سعی شده است به منابع بیشتری مراجعه شود، به اوثق مطالب و مندرجات تکیه شده و در استخراج مطالب حتی المقدور والامکان همه ملاحظات و مقتضیات در نظر گرفته شود تا شاهد اثری خوب و ارزنده باشیم امّا به هر حال نگارنده این تحقیق را باز هم نیازمند مساعدت و راهنمایی دیگران و تحقیق بیشتر تا تکمیل مطالب توسط خود و سایرین می بیند. باشد که آیندگان نیز جهت هر چه بهتر بدست آوردن حقایق و موضوع این تحقیق و مسائلی که از رهگذر آن به ذهن خطور می کند و پیش می آید، به طور جدّ تلاش نمایند و همگان را از نتایج بررسی و کنکاش خود در حوزه های مختلف بهره مند سازند.
2-1-گرگان و استرآباد در عصر عباسی
می دانیم که فرهنگ و علم و ادب، تابع مؤلفه های گوناگونی از جمله شرایط اجتماعی و اقتصادی یک جامعه است.
ادبا و دانشمندان زیادی در خطه گرگان تربیت شده اند. گرگان از اوایل قرن 4 عصر حکومت زیاریان تا قرن 6 هجری در اوج شکوه و عظمت بود و توانست بزرگان و افاضل زیادی را در خود بپروراند. مساجد گرگان دارای حلقه های درسی فراوان بود و مدرسان نیز که در مساجد بودند، به تدریس علوم مختلف می پرداختند و همین امر نیز سبب شد که ادبای زیادی در آن پرورش یابند.
آنقدر شرایط فرهنگی و اجتماعی و علمی در گرگان فراهم بود که می بینیم در گرگان بزرگان علوم مختلف و دانشمندان بزرگی چون ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی چندین سال در آن محیط مناسب بسر می برند و به تحصیل و تدریس می پردازند. و نیز غزالی مدتها در آنجا ماند و به تحصیل علم و ادب پرداخت.
در آن زمان یعنی در قرن 3 و 4 زلزله ویرانگری در سال 260 هجری قمری به همراه طاعون وحشتناک سالهای 378 و 379هـ و نیز درگیریهای فراوان بین حکومتهای محلّی بر سر این منطقه که آنجا را محل تردد و برخوردهای متعدد آنها نموده بود، نه تنها این شهر، بلکه کل ایالت گرگان و تختگاهش استرآباد را نیز به ویرانی کشاند و شهر جرجان برای همیشه به انحطاط و نابودی گرایید.[1]
اما پس از نابودی گرگان ، استرآباد یک قرن بعد مجدداً جانی تازه گرفت وازاین قرون به بعد شاهد درخشش این شهر درتاریخ اسلام هستیم .
اکثریت جمعیت شهر را مسلمانان سنی مذهب تشکیل می دادند. هر مذهبی در آن زمان مسئوول و بزرگی برای خود داشت. مثلاً ابوجعفر کمیل بن جعفربن کمیل فقیه گرگانی بکرآبادی رئیس حنفیان شهر در نیمه دوّم قرن 4 بود امّا در استرآباد به احتمال زیاد اکثریت با شیعیان بود هر چند ابن سهمی به وجود تسنن نیز اشاره کرده است و می نویسد که مثلاً فقیه بزرگ شافعی مذهب به نام ابراهیم بن مطرف بن حمید از مردم این شهر بود. وی که کنیه اش ابواسحاق استرآبادی بود، به سال 249 درگذشت. و نیز ابویعقوب معروف به ابن ابی عمران شافعی از علمای بزرگ فقه اوّلین کسی بود که کتابهای شافعی اهل تسنن را به استرآباد آورد.[2]
2-2-موقعیت جغرافیایی گرگان در عصر عباسی
گرگان عصر عباسی را نباید با گرگان فعلی که مرکز استان گلستان در شمال جمهوری اسلامی ایران است، یکی دانست. دو منطقه گرگان و استرآباد نیز به یک نقطه واحد گفته نمی شود. هر کدام از این جاها از نظر جغرافیایی با دیگری فاصله دارد. ایالت گرگان و منطقه استرآباد و شهر جرجان (یا گرگان) هر کدام در نقطه ای واقع شده اند.
از میان اسامی فوق ایالت گرگان از همه وسیعتر بود و شامل منطقه ای می شد که از «تمیشه» روستای خرابه شهر فعلی کردکوی آغاز می شودو تقریباً تا حوالی گنبد کاووس (قابوس) فعلی که هم اکنون در نود کیلومتری شرق گرگان مرکز استان گلستان قرار دارد، ادامه می یافت.[3]
استرآباد نیز به شهری گفته می شود که در مقاطعی از تاریخ، «تختگاه» یا مرکز این ایالت بوده است.
امّا شهر جرجان یا گرگانِ قدیم شهری بود در منتهی الیه شرق ایالت گرگان که هم اکنون نیز ویرانه ها و آثاری از آن در حاشیه شهر گنبد کاووس فعلی باقی مانده است.
به عبارتی ساده تر می توان حدود جغرافیایی استرآباد، ایالت گرگان، گرگان، جرجان و گنبد کاووس را بدین شرح توصیف نمود:
1- استرآباد : مرکز ایالت گرکان (از کردکوی تا گنبد فعلی) بوده است.
2- ایالت گرگان : از حدود کردکوی آغاز و تا گنبدکاووس ادامه داشته است.
3- گرگان : در سال 1316 این نام به جای استرآباد استفاده شد.
4- جرجان : تقریباً گنبدکاووس فعلی را شامل می شود.
5- گنبدکاووس: تقریباً همان جرجان یا گرگان قدیم است.
البته طبرستان نیز همان مازندران فعلی می باشد و در این رساله به همین معنا در نظر گرفته می شودو گرگانج نیز توسط عربها نامیده شده که این نامگذاری توسط آنان بین سالهای 600الی 1200هجری کاربرد داشته است .[4]
2-2-1- نقشه ایالت گرگان در عصر عباسی
2-2-2- نقشه و تقسیمات سیاسی فعلی استان گلستان
گرگان یا استان فعلی گلستان به عنوان یکی از 30 استان کشور مستقل و پهناور جمهوری اسلامی ایران می باشد.
سابقه تبدیل آن به یک استان جداگانه به حدود 10 سال می رسد. تعداد شهرستانهای گلستان به مرور و با توجه به مقتضیات خاص سیاسی، جغرافیایی ، طبیعی و ... در حال تزاید است فعلاً تعداد یازده شهرستان به نامهای گرگان، گنبد کاووس، علی آباد، آزاد شهر، رامیان، کردکوی، آق قلعه، مینودشت، کلاله، بندرگز و بندرترکمن در این استان وجود دارد و شهرهای مهم دیگری نیز که به لحاظ کشاروزی، صنعتی و نیروی انسانی در سالهای اخیر در سطح استان و کشور بیشتر مطرح شده اند نیز در حال ارتقای سیاسی به مرکز شهرستان می باشند که از مهمترین آنها می توان به شهر زیبا و دیدنی دَلَند در 60 کیلومتری شرق گرگان مرکز استان گلستان اشاره نمود.
این استان از شمال به کشور ترکمنستان ، از جنوب به استان سمنان ، ازشرق به استان خراسان شمالی و ازغرب به خلیج گرگان واستان مازندران محدود می باشد .[5]
2-2-3-اظهار نظر بزرگان علمی و ادبی در کتب مختلف در مورد گرگان
یعقوبی در البلدان می نویسد:
«خراج گرگان 10 میلیون درهم است.... انواع جامه های حریر، شتران تنومند و درخت خرما فراوان دارد....»[6]
ابن حوقل در صوره الأرض می نویسد:
«درگرگان بارانهای دائمی دارد ... اصل ابریشم طبرستان از ولایت گرگان به دست آید... در انیجا ثلج (نمک چینی)، خرما، ترنج، انجیر و زیتون بدست می آید... دانشمندان معروف بسیاری داشته است. اغلب توابع گرگان کوهستانها و قلعه های استوار است که شمار آنها از هزار بیشتر باشد... عواید آن از وشمگیربن زیاد و بهستون بن وشمگیر است که حدود 000/200 تا 000/000/2 درهم است.»[7]
در کتاب حدود العالم من الشرق الی المغرب به سال 370 هـ.ق آمده است:
«مردمان گرگان درشت صورت و جنگی و با مروت هستند ... از آن جامه ابریشم سیاه خیزد و وقایه و دیبا و قزین... استرآباد هم شهری است بر دامن کوه و خرم و آبهای روان و مردم به 2 زبان سخن می گویند : 1- لوترای استرآبادی 2- پارسی گرگانی و از آن جامه بسیار خیزد از ابریشم چون مبرم و زعفوری.»[8]
اصطخری در اواخر قرن 4 هـ.ق چنین نوشته است:
«.... در نواحی گرگان آبهای بسیار باشد و نواحی کشاورزی فراوان هست و چون از عراق گذشتی هیچ شهری جامعتر از گرگان نیست.... استرآباد به دریا نزدیک است و بندربزرگ آبسکون را دارد.»[9]
مقدسی نیز در سال 375 هجری قمری می نویسد:
« از گردشگاههای زمین بهتر آن از نظر ساخت گرگان باشد... نهرها پر آب، باغها فراوان، روستاها بزرگ و پربرکت ... شهر بازار، کاروانسرا و مساجد زیبا دارد و مسجدها را نقاشی کرده اند ... پیران با دین و دانش و ثروت دارد ... خطیب ایشان حنفی است ... شیعیان هم در گرگان و طبرستان هستند ... زبان مردم قومس و گرگان نزدیک است ... اندرزگویی با فقیهان و راویان است ... استرآباد خوش هواتر و آبی گواراتر از گرگان دارد... مسجد جامع در بازار و جلوی آن نهریست..»[10]
ثعالبی در اثر معروف خود به نام یتیمه الدهر می نویسد:
» من نیز به جرجان سفر کردم ...و به خدمت صاحب بن عباد که تا به سال 373 هـ وزارت مؤید الدود آل بویه را در گرگان داشت، رفتم...»[11]
وی در کتاب التمثیل و المحاضره نیز در مورد گرگان می نویسد:
« ... کتاب المبهج را در گرگان به اسم قابوس وشمگیر، حاکم گرگان نوشتم و اهداء نمودم ....»[12]
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1001 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
چکیده
هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند . به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل 1 این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها . یک نمونه 30 تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه 2 تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان ) و یک پرسشنامه محقق ساخته بود و نیز استفاده از روش تحلیل استنباطی (کروسکال والیس ) .
در انتها به بحث و نتیجه گیری در مورد نتایج بدست آمده پرداخته و مشخص شد که تفاوت معناداری بین سلامت روان این 3 گروه وجود نداشت و تنها رضایت از زناشویی در بین گروه سنتی بالاتر بود که شاید به دلیل بالا بودن مدت زمان تاهل این افراد بود که در سطح معناداری قرار داشت .
فصل اول
مقدمه
بدون شک سلامت افراد جامعه اهمیت بسزایی دارد جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند. بیماری و ناتوانی روابط انسانی را مختل می کند در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . پس طبیعی است که علم طب با هدف دستیابی به اطلاعات جدید همواره در حفظ و بهبود سلامت جامعه تلاش می کند ، حفظ سلامت جسمانی افراد یک جامعه یعنی جلوگیری از شیوع یا ریشه کن ساختن بیماریهایی که باعث از کار افتادن یا نابودی انسان می شوند .
همانگونه که بهداشت به عنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت بسزایی برخوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندرکاران قرار گرفته است . ( شهیدی ، 1381 ، ص 7) در نظام آفرینش و در حیات پدیده ها و سیر حرکت آنها ، اگر با دیدی عمیق و عارفانه بنگریم جلوه وحدت و محبت آن را می بینیم که این جلوه در میان انسان ها از عوامل انس و روابط انسان است . دست آفرینش میان زن و مردچنین جلوه ای را مبلغی ساخت تاآن دو را به هم پیوند دهد و در کنار هم آرامش گیرند و بنیان اصلی خانواده را تشکیل دهند .
به درستی هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند ، چنانچه از خانواده هایی سالم برخودار نباشد . بی هیچ شبهه ، هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد . لذا ما در این پژوهش بر آنیم تا یکی از فاکتورهای مهمی را که در تعیین سلامت روان خانواده نقش بسزایی دارد که در واقع نحوه شروع و آغاز رابطه زوجین با یکدیگر است را بررسی می کنیم . ما در این پژوهش 3 شیوه ارتباط و آشنایی را که مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از :
1) سنتی 2) نیمه سنتی 3) مدرن
در فصل 1 این پژوهش : ما سوالات و مفروضاتی را که در ذهنمان یا در ذهن سایر مردم وجود دارد را مطرح ساخته و انواع متغیرها را تعیین کرده و تعریف می کنیم .
در فصل 2 این پژوهش : ادبیات و پیشینه موضوع مورد تحقیق را اعم از سلامت روان و ازدواج را مطرح می کنیم .
در فصل 3 ما جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری ، ابزار تحقیق و... را مد نظر قرار خواهیم داد .
در فصل 4 داده های بدست آمده از پرسشنامه ها را تحلیل توصیفی و استنباطی خواهیم کرد .
در فصل 5 نتیجه گیری کرده و محدودیت های پژوهش را عنوان خواهیم کرد و نتیجه پژوهش را با دیگر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است مقایسه کرده و در آخر منابع را ذکر می کنیم .
ضرورت پژوهش :
می دانیم که خانواده رکن بنیادی و اساسی جامعه است و برای داشتن جامعه ای سالم باید افراد سالمی داشته باشیم ، لازمه برخورداری افراد( کودکان ، نوجوانان ، جوانان ) از سلامت روان ، داشتن والدینی است که خود از سلامت روانی بالایی بهره مندند . برای اینکه یک زوج احساس رضایتمندی کرده وسلامت روانی مطلوبی داشته باشند ، علل و شرایط مختلفی دخیل است . از جمله : وضعیت اقتصادی ، نوع اشتغال ، وجود تفاهم در علائق ، در فرهنگ ، تفاوت سنی که بینشان وجود دارد و پیشینه ای که در زمان تجردی و زندگی با پدر و مادرشان تجربه کردند و...
ولی از آنجایی که یکی از فاکتورهای مهم واساسی در تضمین سلامت روانی زوجین نحوه آشنایی و شیوه همسرگزینی آنهاست ، لذا ضرورت ایجاب می کند تا ما در این پژوهش این مهم را بررسی نماییم .
در این تحقیق ماسه شیوه همسرگزینی را مدنظر قرار داده ایم :
1)آشنایی و دوستی قبل از ازدواج ( بدون دخالت اولیه خانواده ها ) = مدرن
2)آشنایی به هنگام خواستگاری ( گذراندن مدت زمانی بیش از 6 ماه به عنوان نامزد با نظارت و آگاهی خانواده های هر دو طرف و آزادی در مورد قطع یا ادامه ارتباط) = نیمه سنتی
3)آشنایی به هنگام خواستگاری ( و در مدتی کمتر از 6 ماه عقد و عروسی کردن)= سنتی
سوالات پژوهش
1- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « سنتی – مذهبی » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
2- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « نیمه سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
3- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « غیر سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
4- آیا سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی » داشته اند و افرادی که « ازدواج غیر سنتی و مدرن » داشته اند تفاوت معناداری با یکدیگر دارد ؟
5- میزان رضایت شغلی ، رفاه اقتصادی ، اعتقادات مذهبی و... در این 3 گروه افراد با ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن چگونه توصیف می شود ؟
فرضیه های پژوهش :
1)سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی داشته اند و افرادی که ازدواج غیر سنتی داشته اند تفاوت معناداری دارد .
2)افرادی که ازدوج « نیمه سنتی » داشته اند نسبت به دو گروه دیگر از سلامت روانی بیشتری برخوردارند .
تعیین متغیرها :
متغیر مستقل ß ( انواع ازدواج ) 1)سنتی – مذهبی 2)نیمه سنتی
3)غیر سنتی- مدرن
متغیر وابسته ß سلامت روان در زندگی زناشویی
متغیرهای مزاحم ß جنسیت ، تحصیلات ، مدت تاهل، عقاید مذهبی ، شغل رفاه مالی –داشتن و نداشتن فرزند
متغیر کنترلßسن (افراد 35-20 ساله ) ،منطقه سکونت(منطقه 2 تهران)
تعاریف مفهومی
1)ازدواج : ازدواج از نظر لغوی بعضی جفت کردن و شوهر کردن و با یکدیگر جفت و قرین شدن و نکاح اما به طور کامل رابطه حقوقی است که به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد ایجاد می شود ( معین ، 1375 ).
2)ازدواج مدرن : در این پژوهش عبارت است از : مراوده و تعامل بین دو جنس مخالف که همراه با « رابطه عاطفی » است و بعضا می تواند با رابطه جنسی همراه باشد و میزان تعهد در این روابط اغلب متغیر است و ممکن است گاهی به ازدواج ختم شود .
3)ازدواج سنتی : اساسا ازدواجی است که طبق اسلام با خواستگاری و توصیه بزرگترها شروع شود و افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را ندارند و در کمتر از 6 ماه ازدواج کنند .
4)ازدواج نیمه سنتی : این نوع ازدواج ، ازدواجی است که علیرغم شروع با خواستگاری و توصیه بزرگترهای خانواده ، افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را دارند و نیز حداقل 6 ماه قبل از عقد با یکدیگر رفت و آمد کرده و به راحتی در مورد قطع یا ادامه رابطه تصمیم بگیرند .
تعاریف عملیاتی :
سلامت روان : در این پژوهش نمره ایی که هر فرد با استفاده از پرسش نامه با GHQ خواهد گرفت تعیین کننده سلامت روان وی خواهد بود .
فصل دوم
سلامت
سنت علمی بر آسیب شناسی مبتنی است .نیومن (1979) برای یکپارچه کردن دیدگاه ها به سلامت و بیماری ،تعریف گسترده ای از سلامت را بدین شرح ارایه می کند که در آن سلامتی ترکیبی از بیمار بودن و بیمار نبودن است:
1.سلامتی ،شرایطی را شامل می شود که به صورت بیماری و آسیب شناسی توصیف می شود.
2.شرایط آسیب شناسامه را می توان تظاهر سبک کلی فرد تلقی کرد.
3.سبک فرد که عاقبت خود را به صورت آسیب شناسی نشان می دهد،ابتدایی بوده و قبل از تغییرات ساختاری ،کارکردی وجود دارد .
4.شما بر طرف کردن آسیب ،سبک فرد را تغییر نخواد داد.
5.اگر بیمار شدن شما راهی است که می تواند سبک خود را آشکار کند پس این بیماری ،شکلی از سلامتی را برای او به نمایش می گذارد.
6.سلامتی ،گسترش هشیاری است.(کیت تودور،ترجمه خواجوی ،1382،ص 56و55)
وضعیت سلامتی
وضعیت سلامتی به تجربه کلی فرد یا جمعیت از سلامت گفته می شود . از نظر نیومن(در کنار سلامت به عنوان ظرفیت ،یا فرایند)وضعیت سلامتی یک رویکرد به تعریف سلامت ،و از نظر سنتی به عنوان یک تعریف علوم طبیعی است،یعنی وضعیت عینی که نیازمند تایید زیستی – پزشکی است ، اگرچه هیچ دلیلی برای عدم امکان ارایه یک تعریف ذهنی از وضعیت سلامتی و جود ندارد.
شاخص سلامتی ،مقیاس و وضعیت سلامتی است.
فهرست سلامتی ،ترکیبی از شاخص های متعدد سلامتی است.
فهرست وضعیت سلامتی ،مقیاس خلاصه شده ای از وضعیت سلامتی است.(همان منبع ،1382،ص 57)
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 94 |
فصل اول
مقدمه و بررسی متون
موضوع : بررسی شیوع آکنه ، درک از وجود آن و ارتباط آن با سلامت روان و سایر عوامل مرتبط در دانش آموزان 19-14 ساله شمال غرب تهران
مقدمه
هدف اصلی این تحقیق مطالعه شیوع آکنه ، درک از وجود آن و ارتباط آن با سلامت روان و سایر فاکتورهای مرتبط در دانش آموزان 19-14 ساله شمال غرب تهران در بهمن ماه 1386 است.
روش ها و ابزارها
در طی این مطالعه 400 دانش آموز شامل 200 دختر و 200 پسر طی روش Multistage randomized در بین دانش آموزان 19-14 در دبیرستان های شمال غرب تهران انتخاب شدند.
در طی این مطالعه جهت ارزیابی سلامت روان ما از پرسشنامه GHQ12 استفاده کردیم.همچنین برای بدست آوردن درک دانش آموزان در مورد شدت آکنه و سایر فاکتورهای مرتبط مثل اختلالات هورمونی و Family history و سایر عوامل پرسشنامه ای را تهیه کردیم و در بین آن ها توزیع نمودیم.سپس دانش آموزان را مورد معاینه قرار دادیم تا ببینیم آیا آکنه دارند یا خیر و شدت آکنه چقدر است ؟
نتایج
نتایج بررسی شدت و نوع آکنه به شرح زیر است :
42% آکنه خفیف ، 7/16 % متوسط ، 1/8% شدید و 2/32% بدون آکنه هستند.و یک رابطه مثبت معنا دار بین آکنه و سلامت روان (001/0> p) و ارتباط آکنه با برخی غذاها شامل شیرینی و آجیل و لبنیات و fast food و سابقه خانوادگی مثبت (001/0= p) وجود داشت.همچنین بین درک از دانش آموزان از شدت آکنه خودشان و وجود آکنه در معاینه فیزیکی یک ارتباط معنی دار وجود داشت.
بحث و نتیجه گیری
در طی این مطالعه مانند سایر مطالعات قبلی ، ما هم ارتباط معنا دار بین درک دانش آموزان از شدت آکنه شان و وجود آکنه در معاینه بالینی یافتیم. (001/0> p).در مورد ارتباط آکنه با سلامت روان در مطالعات گذشته ارتباطی بین آکنه و سطح سلامت روان پیدا نشده بود ولی ما در طی مطالعه خود این اربتاط را یافتیم. (001/0> p).همچنین بین شدت آکنه با استفاده از شیرینی و لبنیات ، آجیل و Fast food ارتباط وجود داشت ، بنابراین پیشنهاد می کنیم جهت درمان آکنه میزان استرس و اضطراب کاهش یابد و به جهت ارتباطی که بین آکنه و مواد غذایی پر کالری یافتیم پیشنهاد می کنیم که از مواد غذایی با کربوهیدارت پایین و کم کالری استفاده کنند.
بیان مسئله (مقدمه)
آکنه و لگاریس Acnea vulgaris یا آکنه معمولی یا جوش جوانی بیماری شایع دورن جوانی و شایع ترین بیماری واحد پیلو سباسه و یک بیماری مزمن التهابی فولیکول سباسه می باشد که با افزایش ترشح سبوم خود را نشان میدهد (1).این بیماری مناطقی مانند صورت ، پشت ، سینه را که دارای غدد سباسه فراوان هستند را درگیر می کند.98% موارد آکنه در صورت دیده می شود (2).درکمتر از 1% موارد آکنه بسیار وسیع است و علاوه بر مناطق معمول اندام ها و مناطق گلوتئال را نیز گرفتار می کند (1).آکنه در دوران جوانی شروع شده و در اکثر موارد در حدود 25 سالگی بهبود می یابد.علت بهبودی در سنین بالا مشخص نیست.این بیماری در مردان شیوع کمتر و از نظر بالینی شدت بیشتری دارد (1).از نظر اپیدمیولوژی تقریباً در 85% بزرگسالان و جوانان وجود دارد (2).
حداکثر سن شیوع این بیماری 19-13 سالگی است و بدلیل پایین تر بودن سن بلوغ در دخترها زودتر از پسرها بروز می کند (1).آکنه در 40 درصد دختران 17 ساله و 25 درصد دختران 18 ساله وجود دارد.پس از این سن درصد شیوع کاهش می یابد که معمولاً تا سن 25 سالگی ادامه دارد.
10% مردان و 5% زنان تا سن 40 سالگی مبتلا به آکنه هستند (2).بیماری در تمام نژادها وجود دارد.بنظر می رسد بیماری دارای عوامل فامیلیان وارثی باشد اما اثبات آن بدلیل شیوع زیاد بیماری امکان پذیر نیست (1).اتیولوژی آکنه نامشخص است ولی یکسری عوامل نقش مهمی در ایجاد آکنه دارند که شامل موارد زیر است :
1- افزایش فعالیت غدد سباسه و ازدیاد تولید سبوم (2) که افزایش سطح هورمونها آندوژن در زمان بلوغ ، باعث تحریک غدد پیلو سباسه و ترشح سبوم می شود (3).
2- افزایش شاخی شدن مجاری پیلو سباسه که این امر هم تحت تاثیر آندوژن است (2).
3- کلونیزاسیون باکتریایی شامل پروپیونی اکنس (p.acnes) ، استاف اپیدرمیدیس و مالافدیا فورفور که نقش پروپیونی اکنس از همه مهمتر اس که یک باکتری بی هوازی و ساکن طبیعی پوست است و جز اصلی فلور میکروبی فولیکول سباسه است (1).
4- التهاب که احتمالاً آنزیم ها و مواد مترشحه از باکتریها در ایجاد آن دخالت دارند (2).
اندازه و میزان متابولیسم غدد سباسه می شود و اثبات شده است که فعالیت غدد سباسه در افراد با ترشح هورمونهای آندوژنی در مردان ، با منشاء بیضه و غدد آدرنال و در زنان با منشاء تخمدان ها و غدد آدرنال در ارتباط است (1).
بطور کلی در یک بررسی در 41% زنان مبتلا به آکنه سطح تستوسترون بالا بوده است و در یک بررسی دیگر در 52% زنان که موی زائد نداشتند ، مبتلا به آکنه بوده اند.حداقل یکی از هورمونهای آندوژن یا پیش سازهای آن درحد غیر طبیعی بوده است (2).
بطور کلی ازیاد تولید سبوم در 50 تا 75 درصد زنان مبتلا به آکنه با عدم تعادل هورمونی همراه است (1) که یکی از مهمترین این حالات PCOS است که با اختلال قاعدگی ، هیرسوتیسم ، کیست تخمدان ، آکنه و ناباروری خود را نشان میدهد (4).
عوامل تشدید کننده آکنه شامل موارد زیر است :
1- رژیم غذایی که رژیم های حاوی کربوهیدرات در تشدید آکنه نقش دارند (1).
2- قاعدگی که در حدود 70% خانم های مبتلا به آکنه قبل از پریود آکنه تشدید می شود که مربوط به ازدیاد تولید سبوم است (1).
3- استرس روحی که علت آن در ایجاد آکنه نامشخص است (2) که طی تحقیقاتی که در سال 2005 انجام شده ارتباط تشدید آکنه با استرس ثابت شده است (3).
4- تعریق و کار کردن با مواد نفتی نیز در ایجاد آکنه نقش دارد.
5- اشعه فرابنفش ، اشعه طبیعی آفتاب به بهبود ضایعات کمک می کند (2).
6- داروهایی مثل آزایتوپرین یا لیتیم ، هیدافتوئین ، ویتامین B12 ، کینیدین ، ریفامپین ، Coal-Tar، املاح طلا و ایزونیازید در ایجاد و تشدید آکنه نقش دارند (2).
تظاهرات آکنه متفاوت است و به دو دسته ضایعات غیر التهابی شامل کومدوی باز و بسته (سرسفید و سر سیاه) و ضایعات التهابی شامل پایول ، پوسچون ، اریتم ، کیست و ندول تقسیم می شود و بارزترین علامت کومدو است (1).
آکنه از نظر شدت به سه دسته خفیف mild ، متوسط moderate و شدید sever تقسیم می شود.لازم به ذکر است که ضایعات عمیق می توانند ایجاد اسکار فرو رفته یا هیپر تروفیک کنند (2).
خصوصیات سه دسته آکنه طبق جدول زیر است :
|
sever |
Moderate |
mild |
|
|
100< |
100-20 |
220 |
کومدو |
|
50< |
50-15 |
210 |
پاپول و پوسچول |
|
5< |
25 |
- |
کیست (3) |
|
+ |
+ |
+ |
کومدو |
|
Extensive |
Several to many |
Few to several |
پاپول و پوسچول |
|
Many |
Few to several |
- |
کیست |
تشخیص آکنه آسان و از طریق معاینه پوست افراد مبتلا است (2).
درمان شامل درمانهای موضعی مثل استفاده از آنتی بیوتیک های موضعی مثل اریترویاسین ، کلیندامایسین ، کومدولیتیک موضعی مثل نرتینوئین و درموارد شدید از آنتی بیوتیک های خوراکی مثل تتراسایکلین ، اریترویاسین و ایزو ترتینوئین خوراکی بنام آکوتان استفاده می شود در مواردی مثل pcos از کنتراسپتیوهای خوراکی و آنتی آندوژنها استفاده می شود (2).
با توجه به شیوع بالای آکنه مطالعاتی در این زمینه انجام شده است که از جمله مطالعه ای cross sectional با عنوان بررسی شیوع آکنه و ولگاریس در مدارس ساری انجام شده که نتیجه آن بدین صورت بوده است.6/30% مرد و 4/69% زن که از این تعداد 02/92% آکنه mild و 98/7% آکنه moderate داشتند (5).
با توجه به شیوع بالای آکنه و مشکلات روحی مرتبط با آن ، صرف زمان زیاد و مراجعات مکرر به پزشک درمان و بروز عوارض از قبیل اسکار ما بر آن شدیم تا میزان شیوع آکنه را در دانش آموزان مدارس شمال غرب تهران و ارتباط آکنه را با سلامت روان با استفاده از GHQ 12 سوالی (که تا به حال پژوهشی با استفاده از این متد در ارتباط با آکنه در ایران انجام نشده است و ارتباط آن با سایر عوامل را بررسی کنیم.
پیشینه تحقیق (مروری بر مقالات) :
1 مطالعه ای تحت عنوان آکنه : شیوع و درک از وجود آن و تاثیرات آن بر سلامت روان در بین جوانان در Aydin ترکیه که در سال 2007 توسط uslu و همکارانش در دپارتمان سایکولوژی و درماتولوژی ترکیه انجام شده.
این مطالعه به صورت cross sectional بوده و شامل یک پرسشنامه بوده که توسط جوانان درمورد آکنه پر می شده ، این پرسشنامه شامل 12 سوال دموگرافیک در مورد جوانان و خانواده آنها و 23 سوال درمورد اطلاعاتشان از آکنه و وجود آکنه به صورت subjective و همچنین 12 سوال در مورد GHQ (General Health Question) و سوالات RSES (Rosenberge self steer scale) بوده است.
دامنه نمرات GHQ از 0 تا 36 به صورت score 0 و 1 و 2 و 3 به گزینه هاست به طوری که بالاترین score یعنی 36 نشاندهنده میزان بالاتری از اختلال درسلامت روان می باشد و دامنه نمرات RSES از 0 تا 30 است و بالاترین score نشانه اعتماد به نفس کمتر است.
در این مطالعه 4 مدرسه به صورت تصادفی انتخاب شدند و سوالات بین 600 نفر از جوانان توزیع شد و همچنین این مطالعه شامل یک معاینه وارزیابی objective آکنه در گروه مورد مطالعه هم توسط پزشک بود.
ارزیابی آکنه به صورت بالینی بر اساس گزارشاتی از کنفرانس های متوالی بر روی طبقه بندی آکنه در واشنگتن در 25-24 مارس 1990 می باشد به صورتی که افراد که فقط کومدون داشته اند به عنوان آکنه غیر التهابی درنظر گرفته شدند و جوانان با کمتر از 4 ضایعه ، به عنوان گروهی که آکنه نداشتند مورد ارزیابی قرار گرفتند.
آکنه التهابی خفیف به موارد که تعداد کم تا زیاد از پاپول و پوسچول باشد ولی بدون ندول گفته می شود.
آکنه متوسط تا شدید شامل تعداد زیادی پاپول و پوسچول و تعداد کمی ندول است و آکنه شدید شامل پاپول و پوسچول گسترده و شدید و تعداد زیادی ندول می باشد.
در این مطالعه آکنه غیر التهابی و التهابی خفیف هر 2 به عنوان آکنه smild در نظر گرفته شده و داده ها توسط spss آنالیز شد.
نتایج :
از 600 پرسشنامه ، 563 مورد جواب داده شد و 550 نفر هم اجازه معاینه دادند.این مطالعه شامل (8/53%) 303 دختر و (2/42%) 260 نفر پسر بود.بین سنین 19-13 سال با متوسط سنی 5/10± 24/15 و 4/83% به سوال آیا آکنه دارید (subjective) جواب مثبت و 3/16% جواب خیر و 3/0% هم جوابی ندادند.از بین افراد که ذکر کردند آکنه دارند 77% شدت آن را mild و mod ذکر کردند.
تفاوتی بین جنسیت در ارزیابی subjective (57/0= p) از وجود آکنه و یا شدت آن(91/0= p) وجود نداشت.
همچنین در پاسخ به این سوال که از جوانان پرسیده شد که فکر می کنید علت آکنه شما چه می باشد ؟ اکثراً غذا و poor slrin hygine و هورمون را به عنوان علت آکنه ذکر کردند و در مورد غذا ، 73% چربی ها ، 4/36% تنقلات و 9/30% شکلات را عامل آن دانسته و استرس را با 3/67% ، غذا با 9/65% و مواد آرایشی را با 7/24% به عنوان عامل تشدید کننده آکنه ذکر کردند.
متوسط GHQ score در بین پسرها (59/5 ± 26/8) و در بین دخترها (31/6± 07/11) بود که در پسرها کمتر از دخترها بود (001/0>p).
در بررسی objective ، شیوع آکنه 6/63% بود (350 نفر) و 3/29% non inflamatoy و 3/34% آکنه inflamatoy و 4/36% آکنه نداشتند.
آکنه در پسرها (2/67%) شدیدتر و شایع تر از دخترها (6/60%) بود.ارتباطی بین سن و شدت آکنه به صورت objective وجود نداشت.
36/0= p و در این مطالعه ارتباط هر سوال GHQ به طور مستقل با شدت آکنه به صورت subjective و objective بررسی شد و ارتباطی بین شدت آکنه با objective با GHQ 09/0= pو RSES (29/0= p) وجود نداشت.یک ارتباط بین ارزیابی subjective و objective آکنه وجود داشت.(323/0= r 001/0>p).
در این مطالعه ارتباط بین جنس و شدت آکنه به این صورت می باشد :
|
Total |
Sever |
Mod |
Mild |
Non inflamatoy |
No acne |
|
|
100% |
4/7% |
6/8% |
3/27% |
9/23% |
8/32% |
پسرها |
|
100% |
4/2% |
4/2% |
8/21% |
34% |
4/39% |
دخترها |
و ارتباط بین شدت آکنه به صورت subjective و objective به این صورت است :
|
Total |
Sever |
Mod |
Mild |
No acne |
subjective |
|
100% |
1/1% |
1/1% |
4/34% |
3/63% |
No acne |
|
100% |
4/1% |
3/2% |
3/52% |
1/44% |
Mild |
|
100% |
9/6% |
4/8% |
5/63% |
2/21% |
Mod |
|
100% |
6/21% |
2/16% |
1/54% |
1/8% |
Sever |
2 - در تحقیقی cross sectional که با نام مطالعه community based در مورد آکنه ولگاریس در جوانان در دپارتمان درماتولوژی سنگاپور که توسط M-Mtan و همکارانش در سال 2007 روی 1045 نفر بین سنین 13 تا 19 سال در سنگاپور انجام شده ،نتایج شیوع آکنه در شرکت کنندگان این تحقیق به این صورت بوده است :
88% به صورت subjective پاسخ بله به وجود آکنه در خود داده اند و به صورت objective 51% mild و 40% moderate و 6/8% sever بوده است.
این مطالعه به صورت cross sectional بین جوانان 13 تا 19 ساله بوده و این مطالعه شامل 2 قسمت می باشد.یک قسمت شامل سوالاتی که به دانش آموزان داده شده است و این سوالات شامل وجود آکنه (subjective) و اطلاعاتشان در مورد علل آکنه و همچنین نحوه زندگی آنها در ارتباط با آکنه بوده است.
قسمت دوم این مطالعه شامل سوالاتی می باشد که توسط درماتولوژیت پر می شد و شدت آکنه به صورت Mild ، Mod ، Sever تقسیم شد که Mild کمتر از 20 کومدون و کمتر از 15 مورد inflammatory lesion و کل ضایعات کمتر از 30 و Mod 30-20 کومدون و 50- 15 inflammatory lesion و کل ضایعات بین 125-30 و sever بیشتر از 5 cyst و کومدون بالاتر از 100 و ضایعات inflammatory lesion بالای 50 دارد و کل ضایعات بالای 125 است.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 144 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 139 |
فصل اول
کلیات
1-1- بیان مسئله
بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواجها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج انجام دادهاند. در دوره کنونی عواملی که سبب تغییرات در شکل و نوع و سن ازدواج میشود بررسی میگردد.
2-1- اهمیت و ضرورت مسئله:
در این مورد ما میفهمیم که هدف مردم در سه دوره مختلف در زمینه ازدواج چیست و به جنبههای فرهنگی- اقتصادی- جغرافیایی- سیاسی-اجتماعی در ازدواج دست مییابیم وهمچنین به ریشهیابی نوع ازدواجها میپردازیم و عوامل مختلفی نیز که سبب تحولات در ازدواج شده است را بررسی میکنیم.
3-1- انگیزه تحقیق:
بررسی دقیق و تخصصیتر و شناخت کامل از ازدواج از دوره قاجاریه به بعد و همچنین تحلیل مردمشناسی در مورد ازدواج و پیامدهای حاصل تغییرات ازدواج در جامعه.
4-1- اهداف تحقیق:
اهداف تحقیق بررسی
1. ازدواج و همسرگزینی در بین شاهان قاجاریه.
2. ازدواج در بین طبقات مختلف مردم در دوره قاجاریه.
3. انواع ازدواجها در دوره قاجاریه.
4. اهداف ازدواجها در دوره قاجاریه.
5. تحول ازدواج در دوره پهلوی.
6. تأثیر تحولات جامعه بر ازدواج در دوره پهلوی.
7. تغییرات الگوی ازدواج در جامعه کنونی.
8. بررسی عوامل تغییر سن ازدواج در جامعه فعلی.
5-1- پرسشهای تحقیق:
1. آیا پادشاهان در همسرگزینی معیار خاصی برای ازدواج داشتند؟
2. آیا ازدواج در بین طبقات مختلف، متفاوت است؟
3. آیا ازدواج انواع خاصی دارد؟
4. آیا ازدواجها دارای هدفهای خاصی بوده است؟
5. آیا تغییراتی در دورههای مختلف در زمینه ازدواج به وجود آمده است؟
6-1- قلمرو جغرافیایی تحقیق:
با توجه به ژرفانگر بودن روش مردمشناسی محدود کردن قلمرو مورد مطالعه ضروری است قلمرو جغرافیایی این تحقیق کشور ایران است.
7-1- زمان تحقیق:
ازآن جایی که تحقیق مردم شناسی است مدت تحقیق و مطالعه یک سال می باشد .
8-1- روش تحقیق:
استفاده از روش میدانی. مشاهده مشارکتی
مطالعه اسنادی مهمترین روش اتخاذ شده در زمینه موضوع تحقیق است.
استفاده از ابزارها و تکنیکهایی مثل ضبط صوت، دوربین عکاسی و فیلمبرداری.
9-1- روش جمعآوری اطلاعات:
ثبت و ضبط دقیق مشاهدات
استفاده از مشاهده مستقیم و میدانی
استفاده از مصاحبه حضوری
استفاده از اسناد و مدارک موجود در کتابخانهها
10-1- پیشینه تاریخی:
1. مقاله آقای دکتر آزاد ارمکی و خانمها: مهناز زند- طاهره خزایی که در مورد تأثیر تحولات جمعیتی و اجتماعی در امر همسرگزینی طی سه نسل در خانواده ایرانی، بود به بررسی مطالعه تطبیقی در مورد سن ازدواج، دفعات ازدواج، علت ازدواجهای مجدد، دایره و دامنه همسرگزینی در میان سه نسل متوالی پرداخته بودند.
2. مقاله آقای محمد احمدی موحد به بررسی روند تغییرات شاخصهای ازدواج و طلاق طی سالهای 1380-1375 پرداخته است.
3. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم زهرا المطهری- از دانشگاه علوم اجتماعی و به راهنمایی دکتر محمد میرزایی و مشاورت دکتر شهلا کاظمیپور- دانشگاه تهران 1375 که به بررسی تحلیل دموگرافیک وضعیت زناشویی پرداخته.
4. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم پروانه آستینفشان از دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر محمد جلال عباسی شوازی و مشاورت دکتر محمد میرزایی تهران 1380 که به بررسی روند تحولات سن ازدواج و عوامل اجتماعی پرداخته است.
5. پایاننامه کارشناسی علوم اجتماعی- آقای حمید پوریوسفی به راهنمایی دکتر جمشید بهنام از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 1355 که به بررسی سن ازدواج در ایران پرداخته است.
6. مقاله خانم ناهید درودیآهی که به بررسی وضعیت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشویی پرداخته.
11-1- مشکلات تحقیق:
این تحقیق با وجود تمام جاذبههایی که داشت متأسفانه دارای مشکلات بزرگی بود که سبب میشد که من آنطوری که لازم است نتوانم اطلاعات آماری دقیقی از اشخاص به دست بیاورم. زیرا هر منبع اطلاعات آماری آن با منبع دیگر متفاوت بود و همچنین همکاری نکردن بعضی از ارگانها برای ارائه خدمات و قرار ندادن اطلاعات جامعتر در منابع. و همچنین سنگین بودن هزینههای سفر برای تحقیق زیرا برای کامل کردن تحقیق خود لازم بود به شهرهای مختلف سفر کرده که این خود مستلزم پرداخت هزینههای بسیار گزافی بود.
12-1- ادبیات تحقیق:
همان گونه که در همه تیرهها و ملتها به گونهای که ویژه خودشان است، زن و شوهر با هم ازدواج میکنند و در روزگار باستان هم چنین بوده و زن و شوهر به گونهای با هم پیوند زناشویی میبستند، اشو زرتشت هم برای پیروان خود آئین زناشویی را با دوشی استوارتر و درستتر از همه ملتها برقرار نمود. زناشویی به آهنگ زندگی خوش و خرم و همبستگی و همراهی و زیادشدن مردم و برپایی خانواده را بر پایهای چنان درست و شایسته استوار کرد که خود ضامن ماندن و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار میساخت. در آئین زرتشت از دیدگاه آراسته شدن کارهای جهان و استوار ساختن یگانگی و جلوگیری از تباهی اخلاقی، درباره زناشویی بسیار سفارش شده است. (رضایی/ 1381/784)
در کیش قدیم ایران زناشویی به آهنگ پدید آوردن زندگی خوش، یگانگی و همراهی تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام میپذیرد. اشو زرتشت در وهشیتواشیتگات سینا 56 قطعه 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز میدهد: ای دختران شویکننده و ای دامان اینک بیاموزم و آگاهتان سازم با غیرت از پی زندگی، پاکمنشی بجویید، هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری پیشی جوئید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشید.
کیش زرتشتی بر استواری پیوندهای یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از راه زناشویی تأکید فراوان دارد. در این کیش کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگدستی بیهمسر ماندهاند، از کارهای نیک شمرده شده است.
در ایران باستان عقد ازدواج بر چند گونه بود:
1. پادشاه زنی- این اصطلاح برای موردی به کار گرفته میشود که پسر و دختری برای نخستین بار با خشنودی پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج میکنند.
2. (ایوک دت یگانه) زنی- ایوک زنی عبارت آنست که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمیتواند اموال خانه پدر خویش را به خانواده دیگری منتقل سازد، پس بایستی نخستین پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد.
3. چاکرزنی- این ازدواج در مورد زن بیوهای به کار میرفت که پس از مرگ همسر نخستین درصدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر زن اول بمیرد یا دیوانه شود یا نازا بوده است تا مرد میتواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکرزن مینامند.
4-در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی( زنی پادخشای) خوانده می شود که در واقع انتقال قیومیت دختر ازپدر ازشوهربود (نجفی،1365/805)
5- انواع دیگری هم از ازدواج بود ازجمله: چگر که هنگامی که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت ، زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می داد تا فرزندآورند،چگر رابه صورت چکر می نوشتند. نوع دیگر که باعث جدل های زیادی میان امروزیان شده است، ازدواج با محارم است.
6-خودسرزنی- چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند مؤبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند و آن دو از ارث محروم خواهند شد. (رضایی/ 1376/ 257 و 256)
فصل دوم
جغرافیای طبیعی ایران:
1-2- جغرافیای طبیعی ایران:
الف) موقعیت جغرافیایی ایران:
ایران در نیمکره شمالی از سطح کره زمین بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا (مدار مبدأ) و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ مبدأ انتخابی واقع شده است. نیمکره شرقی، نیمکره شمالی (جز فلات ایران، ممالک خاورمیانه در مغرب آسیاست. مساحت ایران 000/648/1 کیلومتر مربع است.
ایران از اقیانوسها و دریاهای بزرگ دور است ولی از دو سوی شمال و جنوب به دریا چسبیده است. از سوی شمال ایران با دریای خزر که دریایی است بسته و در حقیقت دریاچه بزرگ است که هیچگونه ارتباطی با اقیانوس و دریاها ندارد در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و این دریاها به اقیانوس راه دارد. (بدیعی/ 1372/ 13 و 12)
از شمال به جمهوری روسیه شوروی و دریای خزر، از مشرق به کشور افغانستان و جمهوری پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس، از مغرب به جمهوری عراق و جمهوری ترکیه، از شمال غربی به قفقاز (روسیه شرقی).
کوههای مهم در ایران چهار رشته کوهستان وجود دارد:
1. رشته کوههای شمالی- کوههای البرز
2. رشته کوههای غربی- کوههای زاگرس
3. رشته کوههای مرکزی و شرقی
4. رشته کوههای جنوبی با کوههای ساحلی
برطبق سرشماری نفوس و مسکن 1385 تقسیمات کشوری ایران 30 استان- 336 شهرستان- 889 بخش- 1015 شهر و 2400 دهستان است. (شاملویی/ 1361/ 85)
2-2- آب و هوای ایران:
کشور ایران دارای آب وهوای متنوع و متفاوت بوده و با مقایسه نقاط مختلف کشور این تنوع را میتوان به خوبی مشاهده نمود.
1- مناطق صحرایی:
در سواحل جنوبی از گواتر تا خوزستان که به آن خشک ساحلی مینامیم که مشخصات این آب و هوا، گرمای زیاد توأم با رطوبت و به مقدار کمی باران میباشد و حداکثر هوا به 53 درجه میرسد و باران در این مناطق نامنظم است و در زمستان باران میبارد.
و خشک داخلی: در داخل صحرا و کویرها همین نوع آب و هوا با اختلاف جزئی وجود دارد که به آن خشک داخلی میگوئیم.
2- آب و هوای نیمه صحرایی و کوهپایهای:
این آب و هوا حد فاصل آب و هوای صحرایی و مرطوب میباشد. منطقه اقلیمی کوهپایهای میتوان دزفول، کازرون، اصفهان، تهران و مشهد را ذکر کرد.( کیانی/ 1379/ 27 و 28)
3- آب و هوای معتدل:
الف) آب و هوای معتدل کوهستانی: این منطقه شامل کوهستانها و نواحی کوهستانی آذربایجان، البرز، زاگرس و قسمتی از برجستگیهای مرکزی ایران میباشد.
ب) آب و هوای معتدل خزری: رشته کوههای البرز عامل مؤثری است که بین سواحل شمالی و جنوبی آن دو نوع آب و هوای کاملاً متمایز به وجود آورده است این منطقه شامل سواحل تالش گیلان و مازندران و گرگان است و سواحل جنوبی دریای مازندران، دارای دو نوع آب و هوای خزری مرطوب و خزری خشک میباشد.
4- آب و هوای سرد:
یا جنگلی سرد است که کوههای مرکزی ترکیه در مغرب ارومیه و سایر نقاط کوهستانی دارای این نوع آب و هوا هستند. (کیانی/ 1379/ 32-30)
3-2- پوشش گیاهی و جانوری ایران
در جاهای مختلف ایران پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده میشود. این نوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده میشود.
1- پوشش گیاهی و جانوری ناحیه خزری:
این قسمت شامل جنگلهای انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور میباشد. علت این امر بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.
مساحت جنگلهای شمال حدود 000/840/1 هکتار میباشد و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است این جنگلها از بجنورد تا آستارا کشیده شده است.
جنگلهای ناحیه خزری پوشیده از درختان پهنبرگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره میباشد. انبوهی و فشردگی این درختان در بعضی جاها بسیار زیاد و در زیر درختان کوتاه قد و درختچههای گوناگون روئیدهاند، به طوری که از آنها نمیتوان عبور کرد.
به طور کلی پوشش گیاهی ناحیه خزری را از نظر اهمیت میتوام به چهار دسته تقسیم نمود:
1- جنگلهای انبوه
2- جنگلهای متوسط
3- جنگلهای درجه 3
4- مزارع و اراضی غیرجنگلی(فرجی/ 1366/ 64)
جانوران ناحیه خزری نیز متنوع میباشند. در جنگلهای این ناحیه گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی و خرگوش و جوجه تیغی زندگی میکنند.
در بیشهزارها و مزارع مرغ سواحل جنوبی رودخانه ارس و برخی از نقاط جنگی کشور یافت میشود. مرغابی، غاز، قو، و حواصیل خصوصاً در فصول پائیز و زمستان به فراوانی یافت میشود. همچنین دریای خزر و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است. در جنگلهای ایران گوزن قفقازی و بز وحشی را نیز میتوان نام برد. در بعضی نقاط از کنارههای دریای خزر دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره نیز یافت میشود.
2- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه معتدل کوهستانی
ناحیه کوهستانی ایران از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری میبارد و تبخیر به علت پائین بودن دما به کندی صورت میگیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آنجا جنگل نیز دیده میشود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است گیاهان کمتری دیده میشود.
جنگلهای ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تنک و فاقد گیاهان زیر درختی هستند و در برخی جاها انبوهتر میباشند و در زیر آنها درختچههای گوناگون میرویند. بارزترین این جنگلها، جنگلهای غرب ایران است و از آنجایی که بیشتر درختانشان بلوط میباشد به جنگلهای بلوط معروفند. این جنگلها از جنوب غربی ارومیه شروع میشود و از امتداد سلسله جبال زاگرس تا کوههای بختیاری و جنوب شرقی فارس ادامه دارد. بیشتر قسمتهای کردستان، باختران، لرستان، کوههای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوههای بخش کازرون فارس از جنگلهای بلوط پوشیده شده است. در این جنگلها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.
به طور کلی بیشتر ناحیه کوهستان ایران از استپ پوشیده شده است که در این نوع استپها درختچهها و درختها نیز دیده میشوند. از آنجایی که در این نوع استپها فواصل گیاهان کمتر است به استپ کوهی معروفند. این نوع استپ قسمتهای پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران را پوشانده است. در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران و در فواصل پوشش استپ کوهی به خاطر وجود شرایط مساعد چمنزار یا مرتع وجود دارد که این چمنزارها، کوچنشینها را به خصوص در ماههای گرم سال برای چرای دامها به طرف خود جلب میکنند. وسعت این چمنزارها در قسمتهای غربی و شمال غربی از دیگر قسمتهای کوهستانی بیشتر است.
جانوران ناحیه کوهستانی حیواناتی از قبیل خرس، کفتار، خرگوش، بز وحشی، انواع قوچ و میش وحشی، گوزن زرد، گوزن خالدار و پلنگ میباشند. همچنین پرندگانی از قبیل عقاب، کبک، تیهو و کرکس و غیره در این ناحیه دیده میشود. (فرجی/ 1366/ 67-66)
3- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی:
در ناحیه بیابانی ایران به علت باران کم و تبخیر زیاد و وزش باد پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی میتوانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و بافاصله میباشند. در این ناحیه خصوصاً در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوههای شاهسواران و بارز جنگلهای بسته که اغلب آنها را نبه نیز مینامند همراه با درختان بادام وحشی دیده میشوند.
همچنین در کرانههای دریای عمان و خلیج فارس جنگلهای گرمسیری به صورت پراکنده دیده میشوند که درختان آنها عبارتند از: گز، کهود، کنار (به نام سدر به جای صابون) مصرف میشود آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
در قسمت نیمه بیابانی ایران، به خاطر ریزش برف و باران بیشتر نسبت به ناحیه بیابانی و دارا بودن طبقه خاک ضخیمتر، شرایط رشد گیاهان بهتر و فاصله درختان کمتر از ناحیه بیابانی میباشد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی میکنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا همچنین در کنارههای دریای جنوب و درمیان آبها سنگپشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهیها وجود دارد. (فرجی/ 1366/ 68)
در ضمن پراکندگی حیوانات ایران به شرح ذیل میباشد: انواع جوندگان مانند موشها (موشهای صحرایی و موش کور و ...) تقریباً در تمام نقاط و مخصوصاً در بخشهای کویری و نیمه کویری دیده میشوند. آهو در اغلب نقاط دیده میشود. شتر یک کوهان و دو کوهان فقط به حالت اهلی وجود دارد. از حیوانات تکسم که تقریباً در جنوب غربی آسیا از بین رفتهاند در قسمتی از ایران به ندرت گورخر و خر وحشی هم دیده میشود.
از درندگان در قسمتهای مرتفع ایران، یوزپلنگ در اطراف کویرها به شکار آهو میپردازد. در کوههای البرز خرس خاکستری و گربه کوهی نیز دیده میشود.
ظاهراً تا این اواخر در تمام قسمتهای جنوبی ایران شیر یالکوتاه ایران وجود داشته است پرندگان ایران نیز بسیار متنوع هستند. از تیره ماکیانها، بلدرچین و در کوههای نیمه خشک و دامنههای آنها تیهو و کبک و کبک دری و در جنوب و از کنارههای دریای خزر و دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره و در درههایی رودها و نقاط کم درخت، قرقاول و در قسمتهایی از جنوب غربی ایران هوبره خاکستری و در جنوب دریای خزر و سواحل خلیج فارس، اروند رود، درنا، غاز، غاز سرخ دیده میشود. از پرندگان گوشتخوار در کوهها و دشتها باشد، بازسرفید، لاشخور، عقاب، دال، کرکس و غیره یافت میشود. از مرغان پا بلند، حواصیل و مرغ ماهیخوار، آب چلیک و غیره در ساحل دریای خزر و رودهای کشور یافت میشوند.
در موقع زمستان از دریاچهها و رودهای روسیه میلیونها اردک و غاز به سوی ایران آمده، پس از تمام شدن فصل زمستان و گرم شدن هوا مجدداً مراجعت میکنند.
در ایران کبوترهای وحشی و کبوترهای کوهی که در کوهها لانه میکنند فراوان است. از تیره کلاغها انواع کلاغ و هدهد، پرستوی شب و دارکوب و جغد و مرغ شباهنگ و بوم تقریباً در اکثر نقاط کشور وجود دارند.
گنجشکها انواع فراوان دارند ولی تمام آنها از اقساط کوچک میباشند. در میان آنها میتوان توکا، دمجنبانک، گنجشک، چرخ ریسک، کاکلی را نام برد.
در کشاورزی ایران به سار اهمیت زیادی داده میشود. این پرندگان در دامنههای سنگی درههای کوهستانی لانه نهاده در شهرستانهای شمالی و جنوب در کوههای فارس دیده میشود.
خزندگان ایران نیز وضع مخصوص به خود دارند. در دشتها و بیابانها غالباً جوندگان بسیارند،ن بیشتر از همه سوسمارها و مارها دیده میشوند. از سوسمار انواع مارمولک و سوسمار و سرگرد دیده میشود و در نقاط مرطوبتر سوسمارهای پهن و خشن و سفید و سبز فراوان است. مارهای ایران از انواع عادی و زیتونی و سفید و زرد و قفقازی و شاخدار میباشند. در بعضی نقاط اقسام مارها شبیه به مار بوآ و بیزهر و مارهای خیزان غالباً دیده میشود. از مارهای زهری و مارهای سمی خطرناک برای انسان و حیوانات اهلی باید افعی و کبرا را ذکر کرد. گرزه در سوراخهای جوندگان و در محلهای بیآب در کوههای کم ارتفاع خشک زندگی میکنند و آنها را میتوان در سوراخهای نزدیک چشمهها مشاهده کرد.
در جنوب ایران و در آبهای خلیج فارس سنگپشتهای بزرگ دریایی و مارهای دریایی و در دلتاهای رودهای شرقی کروکودیل دیده شده است.
دوزیستان ایران به واسطه خشکی هوا کمترند ولی سمندر سبز و قورباغه و غوک و وزغ برگهای و قفقازی فراوان است.
ماهیهای آب شیرین از نظر انواع، بسیار زیاد و متفاوت و حتی در بعضی قسمتها، ماهیهای مخصوص بومی میتوان مشاهده کرد. میگو و خاویار ایران شهرت جهانی دارد. جانوران بیمهره ایران بسیار زیادند مثل ملخ دشتی- پشههای پادرشت و پاریز و شپشکها و رطیل و عقرب فراوان است. عقربها جانورانی شبانه هستند و روزها در زیر سنگها و شکافها و سوراخ موشها بسر میبرند. (کیانی/ 1379/ 64-62)
4-2- گروه قومی:
پیش از ورود و استقرار آریاییها در ایران، نژادهای بومی در این کشور میزیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م. اقوام غیرآریایی در ایران میزیستهاند. که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشتهاند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی ایران، کاسیان، در زاگرس- لرستان، لولوبیها در زاگرس. کرمانشاهان، کادوسیال در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را میتوان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق.م. شروع شد. آریائیان شاخهای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عده ای به سرزمین هند و گروهی به فلات ایران رو میآورند.
5-2- خط:
ایرانیها در طول تاریخ چهار نوع خط متفاوت داشتهاند. نخست خط میخی دوره هخامنشیان و دیگری خط پهلوی که در زمان اشکانیان و ساسانیان معمول و متداول بود و آثار آن هنوز هم باقی است. خط نوع سوم، اوستایی است که براساس خط پهلوی تنظیم گردیده است و بالاخره خط کنونی ایران که با ایجاد و تغییراتی اقتباس از خط عربی است. علاوه بر افزودن چهار حرف بر الفبای عربی، ایرانیها در تحریر این خط نیز تغییرات و ابداعاتی انجام دادند. به طوری که از سده 8 ه.ق. خطوط ایرانی درمیان خطوط اسلامی ظاهر شد. این خطها عبارتند از: تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق که شکل و ترکیب آنها با سایر خطهای اسلامی متفاوت بود، و ترکیب و گردش حروف در آنها شباهت به خطوط باستانی ایرانی یعنی پهلوی و اوستایی دارد ولی در حال حاضر خط فارسی در کشور ایران رایج است.
6-2- دین:
دین مردم ایران در دوران پیش از اسلام، زرتشتی بوده است. در حال حاضر قریب به کل جمعیت آن مسلمان و اکثریت مردم آن پیرو مذهب شیعه میباشند. مسحیان، یهودیان و زرتشتیان دیگر اقلیتهای دینی این کشور بشمار میروند.
7-2- زبان:
زبان اکثریت مردم ایران فارسی است. این زبان اصطلاحاً بر زبان واحد و بر ریشه اصلی و اساسی تمام لهجههای گوناگونی اطلاق میشود که در ایران از آغاز مهاجرت آریائیان تا امروز معمول بوده است. این زبان شعبهای است از زبان هند و ایرانی که آن نیز به نوبه خود یکی از زبانهای هند و اروپایی یعنی زبانهای مجموع اقوام سفید پوستی است که سکونتگاههای اصلی آنها از هندوستان تا سواحل اقیانوس اطلس در اروپا همچنین بریتانیا گسترده است. زبان اصلی فارسی است و زبانهای ترکی- کردی- عربی- لری- گیلکی، مازندرانی نیز در نواحی مختلف کشور ایران رایج است. (کیانی/ 1379/ 96-95)
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 970 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 59 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ................................................................................... 9
مقدمه ................................................................................... 10
فصل اول : معرفی پژوهش ............................................ 11
بیان مسئله......................................................................... 12
اهمیت مسئله....................................................................... 12
تعریف مفاهیم .................................................................. 14
فصل دوم : مبانی نظری پژوهش................................... 15
حساسیت کنتراست ............................................................. 16
کنتراست................................................................................ 21
تست حساسیت کنتراست .................................................... 22
تست csv1000.......................................................................... 33
فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه ......... 36
مروری بر تحقیقات گذشته .......................................... 37
اهداف - فرضیه................................................................ 39
فصل چهارم : روش تحقیق ............................................ 41
انتخاب جامعه آماری .................................................... 42
روش انجام آزمون ........................................................... 42
فصل پنجم : نتایج و نمودارها .............................. 49
نتایج ................................................................................... 50
نمودارها ............................................................................ 52
فصل ششم : بحث و نتیجه گیری................................... 53
بحث و نتیجه گیری ........................................................ 54
منابع ................................................................................ 56
چکیده
در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند .
این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05)
همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .
مقدمه
سیستم بینایی یکی از ارگان های مهم بدن می باشد و چشم بیشترین اطلاعات را از محیط در اختیار انسان قرار می دهد که همواره توسط بیماری های مختلف تهدید می شود . اگر این بیماری ها در مراحل اولیه تشخیص داده شوند شاهد عملکرد مخرب آنها بر روی سیستم بینایی نیستیم ، از آن جایی که مسئولیت تشخیص سلامت و بهبود عملکرد سیستم بینایی بر عهده اپتومتریست می باشد ، لذا یک اپتومتریست باید این توانایی را داشته باشد که با استفاده از تکنیک های دقیق و حساس به ارزیابی سیستم بینایی بپردازد و به پیشگیری و ارجاع بیمار جهت درمان اقدام کند و حتی در جهت تشخیص افتراقی بعضی بیماری ها گام بردارد و فرایندهای درمانی و بهبود بینایی را در افراد بررسی کند . آنچه امروزه به یقین اثبات شده است این است که علم ( به صورت مکتوب ) با همه محدودیتهای خاص آن تا به امروز کاروان فکر و اندیشه بشری را به سر منزل مقصود هدایت کرده است و از نظر تاثیر گذاری در آموزش راهی بس مطمئن و اثربخش می باشد . امید است این تحقیق اثری مفید در جامعه بشری داشته و مورد قبول درگاه حضرت باریتعالی و مورد استفاده پژوهندگان این علم قرار گیرد .
توکلی ، ذبیحی ، هاشمی
فصل اول
معرفی پژوهش
بیان مسئله
در زمینه تعیین حساسیت کنتراست افراد مایوپ که از لنز تماسی نرم و عینک برای اصلاح عیوب انکساری خود استفاده می کنند تاکنون مقاله علمی در ایران منتشر نشده ، اما تحقیقات متعددی پیرامون این موضوع در کشورهای دیگر انجام گرفته که به عنوان نمونه چند مورد که در دسترس ما قرار داشتند در قسمت منابع ذکر گردیده است .
اهمیت مسئله
ارزیابی عملکرد سیستم بینایی در یک فرد ، نه تنها شامل اندازه گیری
حدت بینایی است بلکه بررسی کارایی مهارتها و تواناییهای بینایی فرد نیز امری ضروری است . البته شایان ذکر است که حدت بینایی رابطه مستقیمی با توانایی های بینایی دارد یعنی با افزایش تیز بینی مهارتهای بینایی فرد نیز بهبود می یابد . به هرحال مشاهده می شود که بسیاری از افراد علی رغم اینکه حدت دید معادل 20/20 یا بهتر دارند نیز از دید کم شکایت می کنند . حقیقت این است که بیش از یک قرن پیش چارت اسنلن برای معین کردن میزان بینایی بوجود آمد، که میزان دید را تحت شرایط کانتراست بالا ( حروف سیاه در زمینه سفید) اندازه گیری می کند و برای استفاده های امروزی ( اندازه گیری کامل از عملکرد و سلامت بینایی ) طراحی نشده است .
تست حساسیت کنتراست یک تکنولوژی جدید است که میزان دید را تا مقادیر بالای کنتراست اندازه می گیرد و این امکان را بوجود می آورد که هرگونه اشکال در سیستم بینایی شامل رتین ، راههای عصبی تا کورتکس را بهتر و زودتر شناسایی کنیم .
همان طور که تحقیقات نشان داده اند ، استفاده از لنزهای تماسی برای طولانی مدت و حتی استفاده از یک لنز بافیت نامناسب در مدت زمان کم می تواند باعث ایجاد ادم در قرنیه شود که این امر منجر به کاهش حساسیت کنتراست می شود .
در این تحقیق حساسیت کنتراست افراد ، با عینک و لنز تماسی نرم مقایسه شده و عملکرد این دو تصحیح را بر سیستم بینایی در حالتی که هنوز سیستم بینایی تحت تاثیر عوامل مداخله گر قرار نگرفته بررسی کردیم . امیدواریم نتایج این تحقیق مبنایی جهت تشخیص عملکرد سیستم بینایی ، تشخیص اثرات لنز و عینک بر سیستم بینایی و گامی در جهت کمک به اپتومتریستها و دانشجویان محترم باشد .
تعریف مفاهیم
1- حساسیت کنتراست : توانایی تشخیص تفاوت های کم در روشنایی بین یک شی و زمینه اش .
2- کنتراست : تفاوت میزان تاریکی نسبت به روشنایی یک تارگت
3- فرکانس فضایی : تعداد نوارهای روشن و تیره در واحد مکان یا طول
4- فتورسپتور : سلول های گیرنده نور
5- ON : روشن . اصطلاحی است که برای تحریک کانال به کار می رود .
6- OFF : خاموش . اصطلاحی است برای کانال هایی که مهار می شوند .
7- مخروط های L : مخروط هایی که طول موج های بلند نور آنها را تحریک می کند.
8- مخروط های M : مخروط هایی که توسط طول موج های میانی تحریک می شوند .
9- مخروط های S : مخروط هایی که طول موج های کوتاه نور آنها را تحریک می کند .
10- آنتاگونیسم: تضاد . برای سلولهای افقی و آماکرین که عمل فرستادن ایمپالس مخالف برای سلول های مجاور را انجام می دهد به کار می رود .
فصل دوم
مبانی نظری پژوهش
حساسیت کنتراست
تئوری سه رنگی Helmholtz بیان می کند که در شبکیه چشم ما سه دسته سلول حساس به نور (مخروطی) وجود دارد. سلولهای حساس به نور قرمز ،سلولهای حساس به نور سبز ،سلولهای حساس به نور آبی ، که با عنوان سلولهای L, M, S مشخص می شوند، سلولهای S به طول موجهای کوتاه پاسخ می دهند و به رنگ آبی حساس هستند،سلولهای M به طول موجهای متوسط مثل سبز و L به طول موجهای بلند یا نور قرمز حساس هستند و طبق این تئوری هر رنگ از تلفیق این سه رنگ بدست می آید.
ولی هرینگ و دوستانش به این نتیجه رسیدندکه تئوری سه رنگی توصیف کننده تمام رفتار رنگی سیستم بینایی ما نیست، لذا هرینگ این طور پیشنهاد کرد که تشخیص رنگها در سیستم بینایی ما در یک تضاد دو گانه برای رنگها به وجود می آید. به عبارت دیگر رنگهایی مثل زرد، سبز، قرمز، RF
( Receptive Field) رنگی متضادی را ایجاد می کنند که این RFهای متضاد باعث تشخیص و تمایز رنگها می شوند همان طور که RFهای روشنایی باعث تمایز و تفاوت توزیع روشنایی نسبت به مکان می شوند. (G/R, R/G, B/Y)
داخلی ترین لایه عصبی شبکیه شامل فتورسپتورهای نور (مخروطی و استوانهای) می باشد. یکی از سه نوع پیگمان رنگی در هر یک از مخروطهای مختلف وجود دارد و به این ترتیب این مخروطها را به طور انتخابی نسبت به رنگهای مختلف آبی، سبز، قرمز حساس می سازد.
نمایش درجه تحریک مخروطهای مختلف حساس به رنگ بوسیله 3 نور تک رنگ متفاوت: آبی، سبز، زرد
بیشتر سلولهای بینایی حتی فتورسپتورها یکسری سیگنالهای مخالف یا آنتاگونیستیک (Antagonistic) از سلولهای مجاور دریافت می کنند. یعنی به عبارت دیگر فتورسپتورها تنها به تغییرات طیفی (یا رنگ محرک) پاسخ نمی دهندبلکه خصوصیات یا ویژگی های فضایی محرک هم بر روی فتورسپتورها تأثیر می گذارد. این حالت آنتاگونیسم طیفی – فضایی سبب ایجاد کنتراست لبه ها و حاشیه های اشیاء خواهد شد. سلولهای آماکرین و افقی (در سطح شبکیه) مسئول یک چنین آنتاگونیسمی می باشند.
سلولهای افقی به طور عرضی بین اجسام سیناپسی استوانه ها و مخروطها و نیز با دندریتهای سلولهای دو قطبی ارتباط برقرار می کنند. خروجی سلولهای افقی همیشه مهاری است بنابراین ارتباط جانبی همان پدیده مهار جانبی را ایجاد می کند، به این معنی که به انتقال طرح های بینایی با کنتراست بینایی مناسب به داخل سیستم عصبی کمک می کند.
در شکل (2 – 2 ) مسیر بینایی در مرکزی ترین ناحیه که نور به آن برخورد می کند تحریک می شود، در حالیکه ناحیه کناری مهار می شود به عبارت دیگر: به جای اینکه سیگنال تحریکی به علت گسترش شاخه های دندریتی و آکسونی در لایه های شبکیهای به طور وسیع در شبکیه پخش شود انتقال از طریق سلولهای افقی با ایجاد مهار جانبی در ناحیه اطراف این کار را متوقف می کند. این مکانیسم، کنتراست را در محل لبه ها (تاریکی / روشنایی) افزایش می دهد.
تحریک و مهار یک ناحیه از شبکیه توسط یک پرتو کوچک نور که اصل مهار جانبی را نشان می دهد.
برای درک بهتر این مسأله، فرض می کنیم در شکل (3-2)، گیرنده وسطی بر اثر پرتوی نور تحریک شود و در همان حال، یکی از دو گیرنده طرفی در تاریکی بماند.
لکه روشن نور، مسیر مستقیم را از طریق سلول دو قطبی تحریک می کنند. در آن صورت با توجه به این که گیرندههای طرفی در تاریکی قرار دارند، یکی از سلولهای افقی مهار می شود، بدین ترتیب، اثر مهاری آن (گیرنده طرفی) بر سلول دو قطبی برداشته می شود و امکان تحریک بیشتر سلول دو قطبی فراهم می گردد. لذا هر کجا که تقابل بینابین وجودداشته باشد پیام هایی که از مسیرهای مستقیم و جانبی می گذرند، یکدیگر را تقویت می کنند.
نمونهای از طرز قرار گرفتن استوانه ها، سلولهای افقی (H)، یک سلول دو قطبی (B)، و یک سلول گانگلیونی (G) در شبکیه که تحریک شدن را در سیناپسهای بین استوانه ها و سلولهای افقی، اما مهار شدن بین سلولهای افقی و سلولهای دو قطبی را نشان می دهد.
دومین لایه، بعد از فتورسپتورها، سلولهای دوقطبی می باشند که دو نوع هستند: دپولاریزه شونده و هایپرپلاریزه شونده که مکانیسم دومی برای مهار جانبی علاوه بر مکانیسم سلولهای افقی ایجاد می کند و در نهایت سلولهای گانگلیونی می باشند، این سلولها دارای یک آنتاگونیسم فضایی Center Surround می باشند. ما اصولاً دو نوع سلول گانگلیونی داریم، سلولهای Center- On سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که یک لکه نوری با اندازه مشخص متناسب با بخش مرکزی RF، تنها باعث تحریک بخش مرکزیشان شود.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
فهرست صفحه
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع........................ 1
متغیرهای تحقیق...................................... 3
قلمرو تحقیق......................................... 3
فرضیه های تحقیق..................................... 4
استفاده کنندگان از تحقیق............................ 5
محدودیتهای تحقیق.................................... 5
تعریف بیمه.......................................... 7
تعریف واژگان تخصصی.................................. 11
فصل اول
مبحث اول : بیمه های عمر در جهان..................... 18
الف ) پیدایش بیمه های غیر بیمه عمر.................. 18
ب ) پیدایش بیمه های عمر............................. 24
مبحث دوم : پیدایش بیمه در ایران..................... 30
الف ) بیمه های غیر بیمه عمر......................... 30
ب ) بیمه عمر قبل از انقلاب........................... 37
ج ) بیمه عمر بعد از انقلاب........................... 38
د ) انواع بیمه های عمر.............................. 39
عوامل مؤثر در نرخ حق بیمه........................... 45
موانع توسعه بیمه های بازرگانی....................... 47
تأثیر عوامل برون زا در روند رشد بیمه های بازرگانی... 49
بازار بیمه.......................................... 51
اصول حاکم بر معاملات بیمه ای......................... 55
الف ) اصل حسن نیت................................... 55
ب ) اصل احتمال...................................... 56
ج ) اصل تعاون....................................... 56
د ) اصل جبران خسارت................................. 57
تقسیمات بیمه........................................ 57
فصل دوم
روش تحقیق........................................... 61
جامعه آماری......................................... 61
پرسشنامه............................................ 62
ویژگی پرسشنامه...................................... 62
توزیع مقدماتی پرسشنامه.............................. 63
فصل سوم
تجزیه و تحلیل یافته ها.............................. 64
بررسی فرضیه ها بر اساس آمارهای جمع آوری شده از سطح شرکتهای بیمه 64
فرضیه اول........................................... 64
فرضیه دوم........................................... 68
فرضیه سوم........................................... 68
بررسی فرضیه ها با استفاده از داده های پرسشنامه ای... 70
فرضیه اول........................................... 70
فرضیه دوم........................................... 70
فرضیه سوم........................................... 71
فصل چهارم
جمع بندی ، نتیجه گیری و پیشنهادها................... 73
زمینه های تحقیقاتی.................................. 83
فصل پنجم
منابع و مأخذ........................................ 85
کلیــــات
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع
متغیرهای تحقیق
قلمرو تحقیق
فرضیه های تحقیق
استفاده کنندگان از تحقیق
محدودیتهای تحقیق
تعریف بیمه
تعریف واژگان تخصصی
هدف و علت انتخاب موضوع
بیمه یکی از منابع مهم تأمین درآمد جهت اجرای طرح های زیربنایی کشور می باشد. اهمیت این رشته به حدیست که صاحبنظران آن را "صنعت" می خوانند. بیمه باعث شکوفایی اقتصادی شده و با اشکال متنوعش موجب می شود تا بیمه گذاران و بیمه شدگان بتوانند به راحتی و با اطمینان گام بردارند. در این میان نفعی که بیمه برای اقشار آسیب پذیر دارد بسیار درخور توجه است ولی متدسفانه غالب اشخاص از آن اطلاع چندانی ندارند. در تحقیق حاضر سعی شده است تا در حد توان به افراد جامعه درباره بیمه عمر و نقش آن در اقتصاد خانواده آگاهی داده شود و بدین ترتیب میزان فروش بیمه عمر افزایش یابد. البته طبق گفته مسئولین امر، بیمه در برنامه پنجساله دوم تاکنون از رشدی بیش از حد انتظار پیش بینی شده برخوردار بوده است. در راستای نیل به آنچه که در سطور بالا به عنوان هدف تحقیق بیان گردید سه فرضیه بررسی گردید:
1-نوع ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش بیمه عمر موثر است.
2-افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود.
3-محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است.
متغیرهای تحقیق
در تحقیق حاضر که با عنوان "بررسی ارتباط میان روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمهای" انجام پذیرفته است، دو متغیر، مد نظر بوده اند:
1)روشهای منتخب بازاریابی (متغیر مستقل)،
2)میزان فروش خدمات بیمه ای (متغیر وابسته)
که سعی شده است در ضمن تحقیق، رابطه همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته تبیین گردد.
((سایر عوامل)u، روشهای منتخب بازاریابی) f = میزان فروش خدمات بیمه ای.
قلمرو تحقیق
الف) مکانی: قلمرو مکانی تحقیق، شرکتهای بیمه ایران، آسیا، البرز و دانا را دربرمی گیرد.
ب) موضوعی: در بازاریابی روشهای نظیر: پیشبرد، کالا(محصول)، قیمت و مکان وجود دارد. تحقیق حاضر تدثیر دو روش از روشهای فوق (یعنی قیمت و حق بیمه) البته این رساله وارد بحث قیمت گذاری و تئوریهای مربوط نمی شود و تنها به بررسی تأثیر قیمت با حق بیمه در میزان فروش بیمه عمر می پردازد و پیشبرد را در میزان فروش خدمات بیمه ای بررسی می نماید. شایان ذکر است که در روش پیشبرد آنچه مدنظر قرار گرفته، آگهی های تجاری بوده است. ضمناً نوع بیمه مورد بررسی ـ به دلیل وسعت حجم کار ـ صرفاً بیمه عمر می باشد.
ج) زمانی: تحقیق حاضر بعضاً به بررسی محدوده زمانی سالهای بین 68 تا 72 پرداخته است.
فرضیه های تحقیق
تحقیق حاضر دارای یک فرضیه اصلی می باشد که توسط سه فرضیه جزئی به آزمون گذاشته شده است.
فرضیه اصلی: بین روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمه ای رابطه معنی دارای وجود دارد.
فرضیه های جزئی:
1)"ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش فروش بیمه عمر موثر است."
2)"افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود."
3)"محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است."
استفاده کنندگان از تحقیق:
پیش بینی می شود افرادی که می توانند از تحقیق حاضر استفاده کنند به قرار ذیل باشند:
الف) شرکتهای بیمه.
ب) پژوهشگران و دانشجویان.
پ) اقشار اسیب پذیر جامعه خصوصاً، و سایر اقشار عموماً.
ت) سازمانهای خیریه، از جمله کمیته امداد امام خمینی(ره).
ث) و سایر علاقمندان.
محدودیت های تحقیق
این پایان نامه با وجود محدودیتهایی که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، تهیه و تدوین شده اس:
اولین و مهمترین محدودیت، عدم وجود آمار و اطلاعات مدون و همگن مورد نیاز بود، که بدین ترتیب، محقق مجبور شده با مراجعات مکررف از مسئولین امر اجازه بگیرد تا پرونده ها را مستقیماً بررسی، و آمارهای لازم را استخراج نماید. حتی در بعضی موارد، آمار و ارقام بدست آمده را دراختیار شرکتها قرار داده و اهمیت آنها را در تصمیم گیریها گوشزد می کرده است.
دومین محدودیت، برخوردهای بسیار متفاوت مسئولین بود بطوریکه بعضی از آنها با محقق جهت جمع آوری آمار و ارقام همکاری نکرده و از آن کار ممانعت بعمل می آوردند.
سومین محدودیت، تعویض برخی از مسئولین در خلال انجام تحقیق را می توان محدودیتی دیگر دانست. برای هر مسئولی که پس از مسئول قبلی، متصدی امور می شد لازم بود تا تمامی ماجرا از اول شرح داده شود، تا شاید راضی شده و اجازه جمع آوری اطلاعات لازمه را به محقق بدهد.
چهارمین محدودیت، قدیمی بوده غالب منابع مرتبط فارسی بود که برای جبران این امر، محقق مجبور به استفاده گسترده از کتابهای لاتین شد.
بکر بودن موضوع تحقیق، پنجمین محدودیتی بود که خودنمایی می کرد.
کثرت متغیرهای کیفی و مشکلات خاص کمی کردن آنها، ششمین محدودیت تحقیق بود.
محدودیتهای مالی(هزینه های فراوان کپی، تکثیر، ایاب و ذهاب، استفاده از کامپیوتر جهت انجام محاسبات و ...)، هفتمین محدودیت تحقیق بوده است که اهمیت زیادی داشت.
تعریف بیمه[1]
برای واژه بیمه تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
((بیمه ضمانت مخصوصی است از جان یا مال که در تمدن جدید رواج یافته است، اینطور که برای شخص یا مال، مبلغی به شرکت بیمه می دهند و در صورت اصابت خطر بر جان و مال، شرکت مبلغ معینی می دهد.))[2] ضمناً مرحوم دهخدا واژه بیمه را برگرفته از زبان هندی می دانند.((بیمه یعنی اطمینان در مقابل مخاطره ای که محتمل الوقوع باشد.))[3]
((بیمه عملی است که از اشخاص با پرداخت وجهی، قراردادی منعق کنند تا در صورتی که موضوع بیمه گذاشته شده به نحوی از انحاء در مخاطره افتد، شرکت بیمه از عهده خسارت برآیند.))[4] مرحوم معین معنای لغوی بیمه را ضمانت دانسته ، ضمناً بیمه گر، بیمه گزار، بیمه کردن ـ که تعاریف آنها خواهد آمد ـ را از مشتقات بیمه به حساب می آورد.
استاد شهید مرتضی مطهری در این خصوص در کتاب "مسئله ربا به ضمیمه بیمه" گفته اند:
... در رساله آقای دکتر جباری آمده است که کلمه بیمه که یک لغت فارسی است، مفهوم اصلی فرهنگی این لفظ را درست نمی رساند ولی کلمه عربی آن یعنی تأمین، این مفهوم را به خوبی می رساند. تأمین یعنی امنیت دادن. شاید در فارسی هم که بیمه گفته اند به اعتبار این است که نفی بیم می کند و بیمه رفع کننده بیم."[5]
دکتر ایزدپناه، تعریف فرهنگستان ایران را از بیمه اینگونه بیان میکنند:
"عملیست که اشخاص با پرداخت پول، مسئولیت کالا یا سرمایه یا جان خود را به عهده دیگری می گذارند و بیمه کننده در هنگام زیان، باید مقدار زیان را بپردازد."[6]
آقای عرفانی، دیدگاه مرحوم جهانشاهی نسبت به بیمه را چنین بیان می کند: "... بیمه را یک لغت خالص فارسی می داند که از هیچ زبانی وارد نشده است و ریشه آن نیز به احتمالی بیم به معنای ترس می باشد: زیرا عنصر اولی و اصلی، ترس از خطر است و از ترکیب اصطلاح روسی استراخ((ctpax)) که به معنای ترس است و همچنین کلمه استرواخانه ((ctpaxo ha bue)) که در زبان روسی به معنای عقد بیمه می باشد را شاهد آورده است."[7]
"بیمه عملیست که به موجب آن یک طرف بنام بیمه گر با متشکل کردن گروهی از افراد به نام بیمه گذار، در یک سازمان منظم به نام موسسه بیمه تعهد می کند در ازای وجه یا وجوهی به نام حق بیمه که هر یک از افراد گروه به موسسه مذکور می پردازد در صورت وقوع حادثه معینی برای هر یک از آنها خسارت وارده را جبران نماید و یا وجه معینی بپردازد."[8]
"در زبان لاتین کلمه "سکوروس"[9] برای کلمه بیمه به کار رفته است که به معنای اطمینان می باشد. در زبان فرانسوی کلمه "آسورانس"[10] به عقد بیمه اطلاق می شود که به معنای اطمینان است و در زبان انگلیسی از واژه های ((Assurance)) ((Insurance)) برای بیان عقد بیمه استفاده می شود. هر دو واژه ریشه لاتین ((سکورس)) را دارند."
ماده یک قانون بیمه مصوب 1316، بیمه را چنین تعریف کرده است:
"بیمه عقدیست که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه گر، طرف تعهد را بیمه گذار، وجهی را که بیمه گذار به بیمه گر می پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می شود موضوع بیمه نامند."[11]
در یکی از تعاریف فوق کلمه تأمین برای بیمه به کار رفته است و گوینده آن را رساتر از بیمه در ترجمه واژه خارجی آن دانسته است. این مسئله حائز اهمیت و دقت نظر است. همانگونه که آقای مازلو در سلسله مراتب نیازها به مسئله تأمین ایمنی اشاره می نمایند، بیمه یا همان تامین ـ به تعبیری دقیقتر ـ یکی از سلسله مراتب نیازهای مازلو را تشکیل می دهد. غالب تعارف فوق تا حدود زیادی بیمه را معرفی می نمایند. اما اگر بخواهیم تعریفی واحد، جامع و مانع را سرلوحه کار و زیربنای مطالب بعدی قرار دهیم، بهتر است به تعریفی که قانون بیمه ـ ماده (1)ـ از بیمه ارائه داده است، استناد کنیم و لذا از این به بعد، بیمه را چنین تفسیر و تعبیر نماییم که:
"عقدی را که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد را بیمه می گویند."
تعریف واژگان تخصصی
1) بیمه عمر[12]
قرار دادیست دوطرفه که به موجب آن یکی از طرفین (بیمه گر) تعهد می کند در ازای دریافت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار)، سرمایه ای را یکجا یا به اقساط در صورت حیات یا ممات شخص معینی (بیمه شده) به شخصی که قرارداد بیمه عمر به نفع او منعقد می شود، (استفاده کننده) بپردازد.
2) بیمه گر[13]
بیمه گر شخصی است ـ حقیقی یا حقوقی ـ که شغل او برعهده گرفتن عواقب خطرناک موضوع عقد بیمه است و به عبارت دیگر شخصی است که در مقابل پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار) متعهد می شود که هنگام بروز حادثه و خطر، خسارت وارده به بیمه گذار (در صورتی که بیمه گذار، خود "بیمه شده" باشد). یا بیمه شده را به استفاده کننده (ذی نفع) بپردازد.
3) بیمه گذار[14]
"بیمه گذار هر شخص حقیقی و یا حقوقیمی باشد که ریسک اموال، اشخاص و مسئولیت خود را از طریق انتقال به بیمه گر، بیمه می نماید."[15]
4) بیمه شده
"بیمه شده، شخصی است که قرارداد بیمه، بر عمر او متکی است. فوت یا حیات اوست که موجب انجام تعهدات بیمه گر می شود از این رو وضع سلامتی او ماخذ قبول بیمه و محاسبه حق بیمه از طرف بیمه گر است، و رضایت کتبی بیمه شده شرط اصلی صحت قرارداد است."[16]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 109 |
فصل اول
مقدمه
روسپیان(زنان ویژه)
غریزه جنسی یکی از غرایزی است که ضامن نسل و تداوم بقای بشر است . کلود لوی استروس[1]مردم شناس شهیر فرانسوی در تعریف ازدواج اشاره ای مهم به این نکته دارد و عقیده دارد : « ازدواج برخودی است دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت یا میان قواعد اجتماعی و کشش جنسی » (77) ؛ به بیان دیگر جامعه می کوشد تا غریزه جنسی (طبیعت ) را مهار کرده و بر آن انگ فرهنگ زند . اما در طول تاریخ مشاهده شده است که همیشه این غریزه تحت کنترل جامعه نبوده و در طول حیات بشری بنا به دلایل گوناگون و انگیزه های متفاوت در معرض انحرافات اخلاقی و اجتماعی قرار گرفته و فحشا به عنوان یک حرفهء بسیار قدیمی ، یکی از نمود های آن است.
روسپی گری چیست و روسپی به چه کسی اطلاق می گردد ؟
روسپیگری یا فحشا را می توان به عنوان برآوردن خواهشهای جنسی در برابر پول تعریف کرد ( 78) ؛ به عبارت دقیق تر روسپیگری را به روابط نا مشروع جنسی که به طور مستمر و به انگیزه های مادی یا نفسانی رخ می دهد ، تعریف کرده اند. با توجه به این تعریف می توان گفت : روسپی به فردی اطلاق می گردد که از روابط جنسی به عنوان یک حرفهء دایمی استفاده می نماید (79)
( بیان مسئله )
چگونگی برخورد با پدیده ء روسپیگری
سیاستگذاران اجتماعی ما در شرایطی با پدیده ء روسپیگری مواجه شده اند که نه می توانند آن را به عنوان یک واقعیت تلخ اجتماعی رو به افزایش است نفی کنند و نه می توانند بنا به دلایلی چند از جمله ویژگی های فرهنگی و مذهبی جامعه آن را بپذیرند ؛ به عبارتی می توان گفت سیاستگذاران اجتماعی دچار فقر تئوریکی می باشند (82). بنابراین در برخورد با این پدیده تنها به نظارت رسمی و خشونت قانونی اکتفا می شود . بهرحال فحشا به عنوان یک واقعیت نیازمند درمان و توانبخشی است و به رویکردی آسیب شناسانه و بهداشتی احتیاج دارد؛ زیرا رویکرد اخلاقی و پلیسی مدتهاست تاثیر و کارایی خود را از دست داده است (83)؛و باید بپذیریم که بیشتر روسپیان شهر تهران ، قربانیانی هستند که فقر ، خشونت ، تجاوز و نابسامانیهای خانوادگی و .... آنها را به یک بیماری اجتماعی کشانده است که درمان آن الزاما در پشت میله های زندان امکان پذیر نیست.
باز پروری و توانبخشی روسپیان
اهم اقدامات مهم در زمینه ء باز پروری و توانبخشی زنان ویژه عبارتند از :
1) ایجاد ساختارهای حمایت کننده در زمینه ء باز پروری و کار یابی از طریق:
- سواد آموزی و آموزش تعلیمات عمومی؛
- آموزش مهارتهای زندگی از طریق تشکیل جلسات گروهی مددکاری ؛
- روان درمانی شامل گروه درمانی و شناخت درمانی ؛
- حرفه آموزی ؛
- اقدامات مدد کاری به منظور قادر سازی آنان در برخورد با مشکلات و اهتمام به خود کفایی از طریق اشتغال ( کار یابی ) ؛
2) پیگیری امور پس از اشتغال به کار به منظور حصول از ساز گاری آنان با جامعه.
پیشگیری از آسیب های اجتماعی
برای پیش گیری از آسیب های اجتماعی ، سه سطح می توان در نظر گرفت ، پیشگیری سطح اول در سطح جامعه عمل می نماید و شامل آموزش مهارتهای زندگی [2]برای کل افراد جامعه به ویژه کودکان و نو جوانان است . پیشگیری سطح دوم شامل تشخیص زود رس آسیبهای اجتماعی همراه با اقدامات هماهنگ اجتماعی می باشد . پیشگیری سطح سوم در پی جلوگیری از شدت یافتن آسیبهای اجتماعی و کاستن از تنش های آن در خانواده و جامعه فعالیت می نماید.
آموزش مهارتهای زندگی
نگاهی به تاریخچهء آموزش مهارتهای زندگی نشان می دهد که از سال 1960 به بعد یعنی درست پس از فراغت از جنگ جهانی و بروز آثار روانی – اجتماعی جنگ ها ، آموزش هایی از این دست آغاز شده است .
نخستین کشوری که به آموزش مهارتهای زندگی اقوام محلی در سطح اجتماع و مدرسه اقدام کرد، ایالات متحده و پس از آن کشور انگلستان بود . این کشور ها و دیگر کشورهایی که به گروه آموزش دهندگان مهارتهای زندگی پیوستند ، چنان بر ضرورت فرا گیر شدن این مهارتها تاکید ورزیدند که به ناچار سازمان بهداشت جهانی (W.H.O)آموزش مهارتهای زندگی را جزء طرح های آموزشی بنیادی خود قرار داد . این سازمان در سال 1997 اقدام به انتشار دستورالعملی تحت عنوان « آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان و نوجوانان در مدارس » [3]نمود که اینک ضمن ارائه تعریفی از مهارتهای زندگی به محورهای آن را به طور خلاصه اشاره می گردد.
مهارتهای زندگی
مهارتهای زندگی ، توانایی هایی است برای رفتار مثبت و سازگار که افراد را قادر می سازد که با نیازها و چالش های زندگی روزمره به طور موثر برخورد کنند .
1- تصمیم گیری[4]
به ما کمک می کند که به طور سازنده و مفید به تصمیمات زندگی خود بپردازیم.
2- حل مسأله[5]
ما را قادر می سازد که به طور سازنده و مفید با مسائل ( مشکلات زندگی خود ) برخورد کنیم. مسائلی که حل نشده رها گشته اند ،می توانند عامل فشارهای روحی شوند و آسیبهای فیزیکی توأم با آن را پیش آورند.
3- تفکر خلاق[6]
با قادر ساختن ما به کشف جایگزین های موجود و در دسترس و همچنین پیامدهای اعمال یا ترک اعمالمان، هم به تصمیم گیری و هم به حل مسأله کمک می کند .
تفکر خلاق به ما کمک می کند به فراسوی تجربیات بی واسطه خود بنگریم و حتی اگر هیچ مشکلی نداشته باشیم و با تصمیم گیری در پیش نباشد بتوانیم سازگارانه و همراه با انعطاف به وضعیتهای زندگی روزمرهء خود عکس العمل نشان دهیم.
4- تفکر انتقادی[7]
توانایی تحلیل اطلاعات و تجربیات با یک روش عینی است . تفکر انتقادی می تواند از طریق کمک به ما ، در تشخیص و ارزیابی عواملی که بر نگرش ها و رفتارمان تاثیر دارند از قبیل ارزشها ، فشار همسالان و رسانه های جمعی ، در سلامت ما موثر باشند.
5- ارتباطات موثر[8]
یعنی اینکه ما بتوانیم خودمان را بشناسیم ( عرضه کنیم ) هم به طور کلامی و هم غیر کلامی به طریقی که برای فرهنگ و موقعیت ما مناسب باشد . توانایی اینکه بتوانیم عقاید و آرزوهای خود و همچنین ضرورتها و نگرانی های خود را بیان کنیم . علاوه بر این ارتباطات موثر به معنی در خواست مشاوره و کمک از دیگران به هنگام نیاز می باشد .
6- روابط بین فردی[9]
به ما در برقراری ارتباط به طرق مثبت با افرادی که با آنان تعامل داریم کمک می کند. این می تواند به مفهوم توانایی برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باشد چیزی که برای رفاه اجتماعی ما بسیار مهم است . همچنین می تواند به معنی حفظ روابط خوب با اعضای خانواده باشد. آنهایی که یک منبع مهم حمایت اجتماعی هستند. همچنان که می تواند به معنای پایان دادن به روابط به طور سازنده و مفید باشد.
7- آگاهی از خویشتن [10] (بصیرت نسبت به خویشتن )
باز شناسی ما از خودمان ، از شخصیت مان ، نقاط قوت و ضعفمان ، آرزوها و امیال ، بیزاریها و نفرتها مان را شامل می باشد . بسط آگاهی از خویشتن به هنگامی که تحت فشار هستیم و یا احساس می کنیم تحت فشار قرار داریم به ما در باز شناسی و توجه به موضوع کمک می کند . همچنین آگاهی از خویشتن غالبا پیش شرطی است برای ارتباطات و روابط بین فردی موثر و نیز برای بسط همدلی با دیگران.
8- همدلی[11]
قدرت تصور این که چه شکلی از زندگی مناسب و شایستهء افراد دیگر است حتی در وضعیتی که ممکن است برای ما مأنوس نباشد.همدلی به درک پذیرش دیگران که ممکن است با ما بسیار متفاوت باشند کمک می کند ،چیزی که می تواند تعاملات اجتماعی ما را اصلاح کند و ارتقا دهد . به طور مثال در موقعیتهایی از تنوع یا اختلاف نژادی یا فرهنگی و ... همچنین همدلی در پیشبرد ( یا ایجاد رغبت یا جرأت ) پرورش رفتار نسبت به مردمی که نیازمند کمک یا امداد هستند مساعدت می کند مانند : افراد آسیب دیده از ایدز ، عقب افتاده های ذهنی ، هرکسی که ممکن است نزد بسیاری از مردم ، بد نام و بی وجهه شده باشد و به طور کلی آنهایی که متکی به حمایت هستند.
9- کنار آمدن با هیجانات[12]
مستلزم بازشناسی هیجانات در خودمان و دیگران است . آگاه بودن از چگونگی تاثیر هیجانات بر رفتار و توانا بودن به پاسخ به هیجانات به طور مقتضی و هیجانهای شدید مانند خشم و سوگ در صورتی که ما نتوانیم به طور مقتضی و مناسب . هیجانهای شدید مانند خشم و سوگ در صورتی که ما نتوانیم به طور مقتضی و مناسب واکنش نشان دهیم می تواند آثار منفی در سلامتمان داشته باشد .
10-کنار آمدن با استرس [13]
در خصوص باز شناسی عوامل و منابع استرس در زندگی خودمان است . شناخت چگونگی این تاثیرات بر ما و عمل کردن به روش هایی که در کنترل سطح استرس کمک می کند . این می تواند بدان مفهوم باشد که ما برای کاهش عوامل استرس زا اقدام کنیم . برای مثال ایجاد تغییرات در محیط فیزیکی یا سبک زندگی خود . همچنین گاهی می تواند به معنای آموختن آرامش باشد به طوری که تنش های ایجاد شده به وسیله استرس های اجتناب نا پذیر نتواند منجر به مشکلات برای سلامتی شود .
نظریه های مربوط به انگیزش .
کار دلخواه در برابر کار اجباری
نظریه سابق .
چرا آب می نوشتید؟ نظریه ء سایق ( هال 1943)اظهار می کرد که شما این کار را برای کاهش سایقی که تشنگی نام دارد انجام می دهید بر اساس این نظریه وقتی ما چیزی را که برای زنده ماندن لازم است از دست می دهیم یک افزایش تنش زیستی را که سایق نام دارد و ما را بر ارضای آن نیاز وا می دارد تجربه می کنیم اگر مدتی طولانی از غذا خوردن محروم شویم سایقی خواهیم داشت که گرسنگی نام دارد و ما را به جستجوی غذا بر می انگیزد و در واقع در حالتی به نام تعادل حیاتی قرار گرفته ایم بر اساس نظریه ء سایق تمامی انگیزه ها اساسا منفی هستند زیرا ما برای کاهش حالتهای نا خوشایند ناشی از محرومیت تلاش می کنیم مازلو و نظریه پردازان کمال بر این نظریه ء انگیزشی به خاطر آن که امکان تلاش برای اهداف مثبت را نادیده گرفته اند انتقاد کرده اند .
بر اعتقاد فرویه ، منبع نهاش تمامی انگیزه های ما با استفاده از مکانیسمهای دفاعی من ( ایگو) تغییر قیافه می دهند تا در== برتر ( سوپر ایگو ) مقبولتر جلوه کند.
نظریه انگیختگی :
گاهی اوقات مثلا پس از یک روز ماندن در خانه احساس می کنید دوست دارید کار مهیجی مثل ورزش کردن یا موتور سواری انجام دهید . گاه نیز پس از یک روز پر جنب و جوش امکان داره آرزوی آرامش و سکوت بکنید برخی نظریه پردازان ( برلاین [1]1976 ، طری 1980 ) اظهار داشته اند که ما در پی کسب یک سطح بهینه از تنش هستیم.
اینکه آیا ما سطح انگیختگی را کاهش دهیم یا افزایش بستگی به چند عامل دارد :
- مقدار تحریک موجود در اطراف ما ( اگر در یک محیط پر سر و صدا باشید شاید به دنبال آرامش و سکوت بگردید اگر در اتاق انتظار دکتر باشید آن گاه دوست دارید کاری بکنید .
- حالت فیزیولوژیالیس ( اگر زیاد قهوه خورده باشید حتی هنگامی که به کار نا فعالی مانند خواندن مشغولید احساس انگیختگی خواهید کرد .
- ویژگیهای شخصی از اکرمن 1979 بر پژوهش راجع به ویژگیهای شخصیتی پرداخته و برای شناسایی هیجان خواهان و هیجان گریز ها یک مقیاس شخصیتی را ساخته است.
- آشنایی با محرک های اطراف . هنگامی که تجارب ها تکرار می شوند سطح انگیختگی کاهش می یابد ارتکاب به گناه در ابتدا نا خوشایند است ( چونکه برانگیزاننده است) اما پس از چند بار خوشایند می شود بر مرور انجام دادن آن عادت می شود .
نظریه فرآیند متضاد:
بر اساس فرآیند متضاد هر فرایندی که یک تجربه هیجانی خوشایند یا نا خوشایند را ایجاد کند به طور خودکار یک فرایند متضاد را فرا می خواند ( سالامون و کوربیت[2] 1971) برای مثال کسی که مرتکب گناه می شود مانند روسپیگری در ابتدا لذت فراوانی از کار خود تجربه خواهد کرد اما این فرایند لذت بخش موجب تقویت فرایندی متضاد و نا خوشایند خنثی می شود زمانی که به خلوت و تنهایی خود فرو می رود احساس نا خوشایندی به او دست می دهد این نظریه حاکی از آن است که رفتار می تواند تحت اختیار تجارب لذت بخش یا فشار تجارب نا خوشایند باشد .
نظریه مازلو:
هنگامی که نمی دانید غذای بعدی شما از کجا خواهد رسید بسیار دشوار است که علاقه ای به کسب دانش به خاطر دانش داشته باشید مازلو این سخن را پیش کشیده است که ما از یک سلسله مراتب از نیازها برخورداریم نیازهای زیستی مهم هستند اما هنگامی که این نیازها ارضا می شوند نیاز به امنیت می یابد زمانی که نیازهای امنیت بر طرف گردیدند نیازهای تعلق پس نیازهای پذیرش و احترام و سرانجام به خود شکوفایی معینی نیاز به دستیابی به تمامی قابلیتها قابلیتهای ممکن فرا می رسد .
نکته جالب توجه آن است که میان نیازهای خود شکوفایی و نیازهای رده پایین تر یک تفاوت بنیادی وجود دارد بر طبق نظریه ء مازلو نیازهای رده ء پایین با انگیزش کاستی [3] مشخص می شوند شخصی که در او یکی از این نیازها ارضا نشده باشد احساس کمبود می کند و انگیزهء غلبه بر آن نقص را می یابد از نیازهای رده پایین تا حدودی مثل سایتهایی عمل می کنند که هدف آنها اجتناب از ناراحتی ، پریشانی است اما خود شکوفایی یک فرا نیاز یا نیاز رشد دهند به شمار می آید کسانی که تمامی نیازهای ردهء پایین آنها ارضا شده است دیگر تحت تاثیر فشار و ناراحتی عمل نمی کنند بلکه به جای آن متمایل به کسن یک هدف مثبت هستند .
زنان خیابانی از سطح جامعه جمع آوری شوند :
فحشا را می توان به عنوان بر آوردن « خواهش های جنسی » در برابر « پول» تعریف کرد امروزه « روسپی گری » در بسیاری از کشورها به حرفه و شغل تبدیل شده در ایران نیز گسترش میزان فحشا نگران کننده است .
کارشناسان معتقدند فقر اقتصادی خانواده ها مهمترین عامل گسترش فحشا در ایران است در این وضعیت بسیاری از زنان نستأ صل آخرین راه را برای خود فروشی می داند .
یکی از جنبه های اساسی روسپیگری امروزی این است که زنها و مشتریانشان معمولا برای یکدیگر نا شناخته اند اگر چه مردان بعد از آشنایی شخصی بر قرار نمی شود.
روسپیگری با فرو پاشی اجتماعات کوچک محلی و توسعه نواحی شهری بزرگ و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارد در شهر های کوچک محلی نمایانی ، روابط جنسی سبب کنترل این پدیده می شود اما در شهر های بزرگ ارتباطات پر خطر به علت نا شناخته ماندن به آسانی بر قرار می شود .
انواع گوناگون فحشا در جوامع امروزی وجود دارد امروزه « فحشا قانونی » توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشور ها پذیرفته شده است اما در بیشتر کشورها فواحش به طور غیر قانونی فعالیت می کنند .
دکتر « امان لا – قرایی مقدم » آسیب شناس در بیان تاریخچه این پدیده می گوید : فحشا و اعمال منافی عفت از دوران باستان وجود داشته است و کسانی که در برابر پاداش مادی خواهشهای جنسی افراد را برآورده می کردند روسپی نامیده می شدند .
در طول تاریخ « اروپا » به مرکز فساد بزرگ شبیه بود پس از اواخر قرن 18 این پدیده بیش از پیش در اروپا متداول شد در اروپای قدیم به دلیل این که زنان و دختران طبقه پایین جزو املاک ارباب (فئودال ) به حساب می آمدند و اجازه ازدواج نداشتند ، رفتارهای خارج از چار چوب خانواده در بین آنها رواج داشت .
وی ادامه می دهد : در ایران نیز این پدیده در حال گسترش است مطالعات نشان می دهد که فحشا در سن ایران به 10 سال کاهش یافته است و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند بیشترین تعداد فحشا را تشکیل می دهند تحقیقاتی که بر روی 100 زن فاحشه در زندان اوین انجام شده نشان می دهد که حدود 60 درصد آنها زنان خانه دار هستند بیشتر زنان خانه دار مبادرت به اعمال خلاف عفت می کنند در خانه های یک طبقه زندگی می کنند در این مناطق به دلیل آنکه نظارت و کنترل اطرافیان و همسایه ها کمتر از خانه های آپارتمانی است احتمال رفتار های خلاف عفت افزایش می یابد .
وی می افزاید : در حال حاضر فاحشه گری به طرق مختلفی انجام می شود از نظر بیماری های آمیزش پر خطرترین فواحش زنان ولگرد و خیابانی اند که در مسافر خانه ها و مکان های دیگر ساکن هستند . همچنین زنان معتاد و الکلی گاهی برای تأمین هزینه اعتیاد به این کار مبادرت می کنند .
برخی از فواحش پیر با سازماندهی گروه هایی به صورت سیستماتیک اقدام به این امر می کنند آنها با شناسایی و جذب دختران فراری به خانه های فساد آنها را در اختیار مردان ثروتمند قرار می دهند ، همچنین دسته هایی وجود دارند که با در اختیار گرفتن دختران جوان و ایجاد ارتباط با مردان ثروتمند اقدام به اخاذی از آنها می کنند برخی زنان نیز در منزل خود تن فروشی می کنند . فاحشه های آژانسی هم پدیده های جدید و در حال گسترش است در این حالت زنان فاحشه در ماشین های سواری پیشنهادات غیر اخلاقی خود را مطرح می کنند به هر حال بسته به وضعیت زندگی و سطح امکانات نوع عملکرد فاحشه ها متفاوت است . مقدم در تقسیم بندی فواحش از نظر میزان جرم قصریح می کند :
در حال حاضر تشکیل دهندگان خانه های فساد که اکثرا فواحش پیر هستند بیشترین نقش را در این زمینه و آلودگی دختران فراری دارند . بعد از آن قوادان و زنانی قرار دارند که دختران خود را وادار به خود فروشی می کنند در تهران تعداد زیادی از این زنان وجود دارند که به دزدی ، قاچاق و اعمال ضافی عفت مشغولند .
وی ادامه می دهد : در بررسی که در خصوص گروه سنی زنان فاحشه انجام شد از بین 6 هزار و 53 زن فاحشهای که در کل کشور زندانی بودند دختران بین 12 تا 25 سال بیشترین تعداد را تشکیل می دهند . در تابستان بدلیل افزایش امکان تردد و عبور و مرور آمار فحشا افزایش می یابد و زنان شهرستانی برای این کار به شهر های بزرگ می روند اما کمترین میزان فحشا در اسفند ماه اتفاق می افتد که به دلیل سرمای هوا و شرایط بد جوی تعدادی از این زنان امکان این کار را ندارند.
این آسیب شناس در تبیین علل شیوع فحشا در کشور می گوید : مهمترین عامل بروز فحشا فقر و نا توانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگیشان است . طلاق و نابسامانهای خانوادگی ، زندگی در محلات جرم خیز ( مانند اطراف راه آهن و ترمینال ها)، افزایش حاشیه نشینی و مهاجرت ، بی سوادی و نا آگاهی و اعتیاد از جمله عوامل افزایش پدیده فحشا است . زنان خانه دار بدلیل پایین بودن سطح آگاهی و عدم تکوین شخصیت و تلقین پذیری در این زمینه آسیب پذیر تر هستند .
اقلیما در مورد مشتریان این افراد می گوید : افرادی که از تزلزل شخصیت رنج می برند ، مردان کم سواد و فاقد منزلت اجتماعی بیشترین مشتریان زنان فاحشه هستند . این افراد در دوران کودکی از محبت مادری بی بهره بوده اند و دچار نوعی عقده حقارت هستند .
در این میان مجردین بیشتر قشری هستند که به رفتارهای پر خطر روی می آورند . در میان مشاغل اجتماعی کار گران ( خصوصا شهرستانی ) و رانندگان نیز بیشتر به زنان روسپی مراجعه می کنند .
وی در خصوص عوارض شیوع این پدیده اظهار می دارد : « تخریب نهاد خانواده » از مهم ترین عوارض گسترش فحشا در کشور است که در نهایت جامعه را به سمت هرج و مرج و « آنومی اجتماعی » سوق می دهد .
فحشا ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را مضحل می کند و افزایش آمار اطلاق و بد آموزی در زنان را به دنبال دارد . همچنین افزایش نا هنجاریهای اجتماعی نظیر دزدی و اعتیاد و تخریب عناصر فرهنگی از دیگر عوارض این امر است .
وی ادامه می دهد : گسترش فحشا افزایش آمار بچه ها ی نا خواسته را بدنبال دارد . اکثر این کودکان بدلیل آن که در محیط لهو و لعب بزرگ می شوند به نا هنجاریهای اجتماعی چون قاچاق ، دزدی ، و فحشا کشیده می شوند . بیش از 80 در صد این کودکان مجرمان آینده هستند و تنها تعدادی کمی از آنها که تحت سر پرستی سازمان بهزیستی قرار می گیرند ممکن است از شخصیت سالمی بر خوردار شوند .
این آسیب شناس در تبیین گسترده جغرافیایی شیوع فحشا می گوید :
مناطق پر تردد ، شهر های مسافر پذیر و مناطقی که در سر راه مسافران فصلی قرار دارند ، بیشترین تعداد زنان فاحشه دارند از نظر جامعه شناختی نیز در مناطقی که آزادی بین روابط دو جنسی وجود ندارد . فحشا شیوع بیشتری دارد .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1723 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 153 |
مقدمه
در سالهای اخیر توجه به بهداشت روان در جهان و به خصوص در کشورهای در حال توسعه به دلیل نیاز روزافزون ساکنین آنها به خدمات بهداشتی ابعاد تازه تری یافته است. با این وجود نیازمند مبرم به برنامه ریزی صحیح و جامع در تأمین بهداشت روانی کارمندان کاملاً محسوس است ، چرا که آنان نقش مهم و تعیین کنندهای در ساختن جامعه به عهده دارند و اگر به مشکلات روانی آن توجه نشود این احساسات نمی تواند به جامعه کمکی برساند.
افسردگی یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی است که باعث مراجعه به روانپزشکان، روانشناسان و دیگر متخصصان بهداشت روانی می گردد از این لحاظ افسردگی با سرماخوردگی در میان ناراحتی های جسمانی قابل مقایسه است. (زلیگمان 1975) در هر لحظه از زمان 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی شدید را از خود نشان دهند. حداقل 12 درصد از جمعیت کشورهای توسعه یافته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی شدید به متخصصان روانی مراجعه می کنند.
حدس زده می شود که 75 درصد افرادی که در مؤسسات درمان روانی بستری می شوند دچار افسردگی هستند به دلایلی که هنوز کاملاً روشن نشده درصد بیشتری از بانوان دچار افسردگی می شوند. نسبت زنان به مردان افسرده در ممالک پیشرفته صنعتی تقریباً دو بر یک است . (براون وهرس، 1987)
مطالعاتی که در سالهای اخیر از طرف متخصصان سازمان جهانی بهداشت در کشورهای در حال توسعه آسیا و آمریکا انجام گرفته از افزایش دامنه شیوع افسردگی در میان علل در حال رشد حکایت می کند (سازمان جهانی بهداشت، 1973).
هدف آموزش در ادارات و مؤسسات مالی پرورندان شخصیتهای سالم و متعالی است که با دانش خویش بتوانند برای جامعه مفید باشند چون کارمندان با مسائل و مشکلات زیادی روبرو هستند. توجه به بهداشت روانی آنها از مهمترین مسائل و در رأس مسائل آموزشی است، با این وجود بدون پژوهش و انجام نظرسنجی های لازم نمی توان به صراحت اعلام نمود که رسیدگی به مسائل روانی در مراکز از چه اولویتی برخوردار است. (صالحی، طرح پژوهش، 1380).
بنابراین توجه بیشتر به سلامت روانی کارمندان لازم و ضروری است. بیماری افسردگی جسم، روان، افکار انسان را گرفتار می سازد. خوردن و خوابیدن وی را مختل می کند و به طرز تفکر رفتار بیمار با دیگران اثر می گذارد. بیماری افسردگی را نباید به حالت زودگذر افسردگی در موقعیت های خاص برای مدتی کوتاه پیش می آید، اشتباه گرفت. افراد مبتلا به این بیماری به تنهایی قادر نیستند از عهده زندگی خود برآیند و برای بازیافتن سلامتی به فرد کمک کنند. (جلالی، منیژه، 1380).
مشکل روحی افسردگی با ضریب بالایی در میان کلیه اقشار به ویژه نسل جوان و مخصوصاً زنان میدان تاخت و تاز فزایندهای به خود گرفته و هر روز جمعی را به سوی خود جذب می کند تا آن جا که پی آمدهای این بیماری روحی زنگ خطری برای آنان که دلسوز نسل جوان هستند نواخته است و باید همه و همه را برای شناخت پیشگیری و مقابله با این مشکل بسیج کرد. متأسفانه از جمله تأثیرات این مشکلات بر روی کارمندان مسأله است بر روی بهرهوری شغلی که با توجه به اهمیت بسزایی که در رفع نیازهای زندگی دارد این مشکل باید مورد توجه علما و متخصصین و روانشناسی و جامعه شناسی قرار گیرد.
شیوع روزافزون این اختلال افسردگی به قدری است که عدهای از محققین و صاحبنظران را بر آن داشته است تا از آن بعنوان (سرماخوردگی روانی) یاد کنند. همان گونه که کسی در طول حیات خود در مقابل سرماخوردگی قبلاً شود هیچ کس نیز در مقابل افسردگی مصونیت نداشته و امکان ابتلا به افسردگی در مقایسه با سایر اختلالات روانی بیشتر است. (اویسون، 1982، هیدرینگتون، 1986).
با توجه به عوامل یادشده و تعاریف افسردگی آن چه که در این پژوهش مورد نظر محقق است تأثیر این اختلال در بوجود آوردن افت بهرهوری شغلی می باشد، چرا که این مسئله از نگرانیهای شایع خانواده هاست و هم مسئله تعداد زیادی از شاغلین با این مسئله مواجه هستند و اثرات سوئی که بر سلامت روان آنها وارد و آن را مخدوش می سازد.
در حال حاضر، روند رو به توسعه تکنولوژی در بخشهای مختلف صنعت و معدن، خدمات کشاورزی و همچنین ارتباط نزدیک بین انسان و ماشین آلات، انسان به ویژه کارگران را با عوامل فیزیکی، بیولوژیکی متعددی مواجه ساخته که اثرات نامطلوب و بیماری زای بسیاری از این عوامل به خوبی شناخته شده و به اثبات رسیده است. این امر متخصصان علوم بهداشتی را بر آن داشته تا پیشگیری از اثرات ناخواسته و مضر عوامل زیان آور بپردازند، چرا که در غالب موارد بیماری های شغلی غیرقابل درمان بوده و اصولاً پیشگیری از کلیه جهات بهتر از درمان می باشد. از طرفی بهرهوری و مسئله کارایی و اثربخشی سازمانهای تشکیل دهنده یک جامعه عامل اصلی رشد و توسعه آن جامعه محسوب می شود.
بهرهوری یک ابزار اساسی برای توسه در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و اقتصادی است. بهرهوری بالا در جامعه و در سطح کوچکتر در سازمان از یک سو زمینه حرکت ملی را فراهم می آورد و از سوی دیگر باعث تقویت انگیزههای یکایک افراد در به ثمر رسانیدن این تلاشها می شود. به طور کلی فعالیتهایی که سه مشخصه کارایی، اثربخشی و کیفیت را در برداشته از بهرهوری مناسبی برخوردار خواهند بود. (حقیقی، 1380).
با توجه به اینکه افسردگی می تواند یکی از مسائل مهم در کاهش بهرهوری باشد تحقیق حاضر بر این است که رابطه افسردگی و بهرهوری را بسنجد و ببیند که افسردگی تا چه حد بر روی بهرهوری سازمان تأثیر می گذارد.
بیان مسئله
تحقیقات و بررسی های انجام شده و نیز تجربیات روزانه حاکی از آنند که تعداد قابل توجهی از کارمندان در عاطفه، ادراک، تفکر خود علایم نشانه هایی را بروز دهند که بیانگر افسردگی آنان است. این عارضه افسردگی، علاوه بر آن که موجب کاهش کارایی شغلی و اجتماعی کارمندان می شود آنان را به مشابه کودکانی خجول و گوشه گیر و ناامید، درمانده و فاقد اعتماد به نفس بالا و ... انگشت نمای همکارا نشان می سازد و مانع از به فصل درآمدن و بروز توانمندیهای بالقوه این افراد می شود.
گرچه کارمندان افسرده در خانواده افرادی آرام و حتی منفعل هستند و دردسرها و شیطنت های کمتری در خود نشان می دهند ولی تفاوت رفتاری آنها با دیگر افراد موجبات نگرانی خانواده را فراهم می آورد و ممکن است آنان را برانگیزاند تا در پی کمک و چاره برآیند (به نقل از پایان نامه نرگس خاتون درویش).
سازمان مدیریت جهانی سال 2001 را به بهداشت روان اختصاص داد. در سال 1990 در میان 10 علت اول ناتوانی در جهان از 5 علت مربوط به اختلالات روانی اولین عامل، افسردگی تک قطبی است. در حال حاضر افسردگی چهارمین علت بیماریهای شایع در جهان می باشد. افسردگی تک قطبی است. و طبق برآوردهای انجام شده تا 2020 دومین، علت شایع بیماری در جهان افسردگی خواهد بود. بر اساس آمار WHO در حال حاضر 340 میلیون نفر درجهان از افسردگی رنج می برند.
بنا به گفته همین سازمان مسائل عصبی – روانی سبب بخش عظیمی از ناتوانی ها و درد و رنج بشر است. کمبود تحقیق در خصوص این پدیده کارمندان موجب ناشناخته ماندن ابعاد و جنبه های مختلف آن شده است و هر نوع اظهارنظر در خصوص آن تنها ملاکی بر تحقیقات دیگران و دادهای نظری است.
حال با توجه به این که قشر عظیمی از جمعیت کشورها را کارمندان تشکیل می دهد بنابراین آینده کشور ما بستگی به اینان دارد. مطمئناً اگر بتوان با تشخیص به موقع مسائلی که باعث افسردگی آنان می شود را شناخت و موانع را از سر راه آنان برداشت، آنان با روحیه بهتری خواهند توانست در محیط کاری پیشرفت نمایند.
اهداف تحقیق
افسردگی از جمله اختلالاتی است که در ایران کمتر موضوع مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته است و ارتباط آن با فاکتورهای احتمالی مختلف از جمله بهرهوری شغلی کودکان ناشناخته مانده است و این در حالی است که محققین خارجی به خصوص روانشناسان و روانپزشکان غربی جلدها تحقیق و بررسی پیرامون افسردگی می افزاید. در کشورهای مختلف همواره از مسایل مهم و حیاتی در برنامه ریزی های مقطعی برنامه ریزی های بلندمدت بوده و هست. در کشور ما نیز این موضوع به دلیل وجود کثیر جوانان و ضرورت بهرهوری مناسب و مکفی از این نیروها در جهت توسعه و پیشرفت کشور یکی از مهمترین مسائل در برنامه ریزیهای مقطعی و بلندمدت کشورمان را تشکیل می دهد.
هدف کلی
بررسی مقایسهای میزان افسردگی و تأثیر آن بر بهرهوری شغلی مردان و زنان شاغل در شرکت ایزوگام بام گستر دلیجان می باشد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
بهرهوری شغلی امروزه یکی از نگرانیهای مهم مدیران و دست اندرکاران است همه ساله تعداد زیادی از کارمندان در کشورهای جهان با پدیدهای به نام افت بهرهوری شغلی مواجهند و علاوه بر افت شغلی بر آثار سوء اقتصادی در شکل ملی تأثیر ناگواری بر سلامت روان مردم گذاشته و نگرانی نامطلوبی برای خانواده ها به دنبال داشته است.
راستی افت راندمان کاری چیست؟
چگونه می توان افت راندمان کاری و عوامل بوجود آورنده آن را در کارمندان تشخیص داد؟ وظیفه خانواده و مدیران و مسئولین در این خصوص است.
«منظور از افت بهرهوری شغلی یا افت راندمان کاری کاهش عملکرد شغلی که (شرکت ایزوگام بام گستر دلیجان) مقدار از نمره 1 – 20 توسط مسئولین به کارمندان داده می شود) از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است» آن چه مهم است این است که بسیاری از کارمندان توانایی بالقوه برای موفقیت و پیشرفت و بهرهوری بهتر را دارند ولی دچار افت یا شکست می شوند که با شناخت دقیق و درست علل و عوامل این پدیده، می توان جلوی بسیاری از افتها و شکستهای کاری را گرفت. از جمله عواملی که می توان در موفقیت و شکست کارکنان مؤثر دانست سه دسته است:
1- عوامل فردی
2 – عوامل سازمانی
3 – عوامل خانوادگی و اجتماعی
آن چه که در این پژوهش مورد نظر است تا بررسی گردد تأثیر افسردگی بر بهرهوری شغلی است که می تواند هر سه عامل بطور مثال عدهای از کارمندان محیط کار به دلیل فشارکاری بالا و عدم رسیدن به اهداف در خود فرو می روند، تنهایی و گوشه گیری را انتخاب می کنند و به افسردگی های خفیف زودگذر مبتلا می شوند. این حالت در زنان بیشتر دیده می شود. که اغلب بی حوصلهاند معمولاً یکی از دلایل آن عادت ماهانه می باشد که نگرانند مبادا دیگران از وضع و حال آنان باخبر شوند این موضوع اگر از حد معمول تجاوز کند و در آن افراط شود از یک حالت طبیعی خارج شده و منجر به گوشه گیری و افسردگی در فرد می شود. عدهای دیگر به علت مسائل خانوادگی و تربیتی، برخوردهای تحقیرآمیز دیگران، مراقبتهای شدید و افراطی از آنها و یا به علت عوامل درونی دیگر، خود را از تماسهای اجتماعی برکنار می دارند به جزء با عده معدودی از افراد غیرمعاشرتی گفت و گو و رفت و آمدی ندارند و کمرویی و حیای افراطی آنان باعث منزوی شدن آنها می گردد. در محیط کار هم همیشه تنها هستند و در گوشه گیری کز می کنند. در رفتارشان نیز حالت تردید، ناشی گری، کم حرفی و عدم مشارکت در فعالیتهای جمعی وجود دارد و سعی دارند هیچ وقت در مقابل سؤالات دیگران قرار نگیرند. همیشه از حضور در میان جمع ناراحتند وگاهی از شدت شرم و خجالت سرخ می شوند و عرق بر روی پیشانیشان می نشیند. اگر کمرویی و گوشه گیری های اولیه شدت داشته باشد ممکن است فرد را به افسردگی های شدید بکشاند و او را فردی سست عنصر، مأیوس، خوار و از زندگی بیزار نماید و افکار خودکشی در او ظاهر می شود.
موضوع دیگر قابل بحث تأثیر استرس محیطی و حوادث زندگی بر افسردگی است. بسیاری از روانشناسان بالینی معتقدند که رابطهای بین آغاز افسردگی و استرس محیطی وجود داشته و عدهای نیز بر این باورند که چنین حوادثی نقش عمدهای را بازی می کنند جمعی تحقیقات اخیر وجود رابطه بین عوامل استرس زای محیطی و شروع افسردگی را تأیید میکنند. حال با توجه به این که برخورداربودن از سلامت روح و روان در دوره جوانی از اهمیت بسزایی برخوردار است لذا محقق را بر آن داشت تا به تأثیر افسردگی بر بهرهوری شغلی بپردازد و آن را مورد بررسی قرار دهد.
فرضیه اصلی پژوهش
بین افسردگی کارکنان با بهرهوری شغلی آنها رابطه معناداری وجود دارد.
متغیرهای پژوهش: متغیرهای مورد بررسی پژوهش عبارت است از :
متغیر پیش بین که شامل افسردگی می باشد.
متعغیر ملاک که شامل بهرهوری شغلی می باشد.
تعاریف عملیاتی متغیرها:
افسردگی (تعریف نظری)
مایکل گیلدار[1] و همکارانش (1988) در کتاب روانپزشکی آلسفورد می نویسد احساس غمگینی در موقعیتهای ناجور یکی از تجارب طبیعی انسان است. علایم افسردگی جزیی از بسیاری از سندرمهای روانپزشکی بوده و در برخی بیماریهای جسمی نیز نظیر ثبت غدهای[2] یکی از یافته های شایع است.
نلسون وایزرائل[3] (1984) در میان افرادی که دست به خودکشی می زنند تعداد جوانان افسرده بوضوح بیشتر از جوانانی است که دچار افسردگی می شوند.
کلارسن ج راو[4] (1987) پس از افسردگی یک هیجان عادی بشری نیز هست. این افسردگی های عادی با علایم مثل غمگینی، دلشکستگی، نومیدی، ناکامی یا ناشادی مشخص می شوند. این احساس همگانی و عمومی است و هبط ن اختلال عینی عادی تلقی نمی شود اما گاهی به حدی شدید است که بیمار ممکن است رابطه خود را با واقعیت از دست بدهد دچار هذیان شود و چه بسا دست به خودکشی بزند (لو[5]و لو[6]، 1991) افسردگی به منزله و یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است.
(بلاک برن[7] و کوترو[8] ، 1990).
در سطح معمول، بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده می شود.
افسردگی (تعریف عملی)
منظور از افسردگی در این پژوهش نمرهای است که آزمودنی در تست بک از 15 سال به بالا میگیرد که البته این آزمون بر اساس مقیاسهای بالینی و روانشناسی طراحی شده است.
بهرهوری شغلی (تعریف نظری)
بهرهوری عبارت است از نسبت مطلوبیتهای حاصله (ستاندهها) بر منابع و آن چه که برای حصول به نتیجه صرف شده (دادهها) است. (مرکز بهرهوری ژاپن، ترجمه از شفقی، 76)
بهرهوری شغلی (تعریف عملی)
منظور از بهرهوری در این پژوهش میزان نمرهای می باشد که آزمودنی از پرسشنامه هنجار شده بهرهوری شغلی بدست می آورد.
مقدمه
در این بخش که به پیشینه و چهارچوب نظری تحقیق پرداخته می شود که مستقل بر تعاریف افسردگی، تاریخچه، طبقه بندی ماهیت افسردگی از دیدگاه میچل، مدل بیولوژیکی و دیدگاههای نظری افسردگی که شامل تحلیل گری، رفتارنگری، شناختی، رفتارگرایی طبیعی، انسان گرایی، هستی گرایی، علماء اسلامی پرداخته می شود و سپس به نشانه شناسی حالات افسردگی، پیشینه بهرهوری شغلی و علل آن و تحقیقاتی که در داخل و خارج کشور انجام شده پرداخته می شود.
تعاریف افسردگی
در تعریف افسردگی کازدین (1990) آن را به عنوان یک نشانه یا حالتی از غمگینی می داند که در فرد در زندگی روزمره تجربه می کند و یک سندرم آن را مجموعهای از علایم شامل فقدان علاقه در فعالیتها، احساس بی ارزشی، تغییر در اشتها، آشفتگی در خواب و ... قلمداد می کند.
از دیدگاه رفتارنگری فرسترولوینس و همکاران معتقدند افسردگی عبارت است از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی، از دیدگاه شناختی بک افسردگی نوعی تغییر در سازمان فکری و شناختی بیمار است تغییری که به ایجاد دیدگاهی منفی درباره خود وتجارب گذشته و آیندهاش منتهی می گردد. از دیدگاه روان تحلیل گری آبراهام، افسردگی عبارتست از مفاهیم، عزا، فقدان، ناکامی، ضرر و زیان و تجربههای ضربه آورد و دوره کودکی و عواملی که فرد بزرگسال را در برابر گسستگی افسردهوار آسیب پذیر می سازند.
لو و لو (1991) افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است (بلاک برن و کووترو، 1990).
در سطح معمول بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرار و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده می شود.
تاریخچه افسردگی
افسردگی از زمانهای بسیار دور در نوشته ها آمده و توصیفهایی از آن چه ما امروز اختلالات خلقی می خوانیم. در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس در ایلیاد هومر. هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کردهاند حدود 450 سال قبل از میلاد بقراط اصطلاح مانی و ملانکوکی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد. حدود 100 سال قبل از میلاد کورئیوس سلسوس در کتاب Demedicina افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود. این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (180 – 120) بعد از میلاد و جالینوس (199 – 129) بعد از میلاد نیز بکار بردند. همینطور الکساندر ترالز در قرن 6 در قرون وسطی طبابت در ممالک اسکامی را رونق حاد و رازی و ابن سینا و پزشک یهودی میمویند، ملانکولی را هنرامندن بزرگ جهان نیز مجسم کردهاند. در سال 1686 بونت نوعی بیماری روانی را توصیف نمود و آن را mania comelan cholicus نامید. در سال 1854 ژول فالره حالتی را توصیف نمود و آن را جنون ادواری نامید. چنین بیمارانی متناوباً حالت خالقی مانی و افسردگی را تجربه می کنند. تقریباً در همان زمان یک روانپزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح «سایکلوتایمی» مانی افسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف نمود. امیل کرپلین در سال 1896 بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی و آلمانی مفهوم تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند.
فقدان آن سیر رو به دماسن – دپرسیو را شرح داد که شامل اکثر ملاکهای تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند. فقدان سیر رو به دماسن و تباهی در پیسکوزمانیک دپرسیو آن را از دماسن پره کوز و اسکیزوفرنی تفکیک می نمود. کرپلین نوع خاصی از افسردگی را نیز شرح داد که پس از یائسگی در زنها اواخر بزرگسالی در مردها شروع می شود. و این بیماری بعداً به افسردگی رجعتی معروف شد از آن به بعد یکی از معادلهای اختلالات خلقی شمرده می شود.
طبقه بندی افسردگی
اختلالات افسردگی و شیدایی در کودکان و نوجوانان گزارش می شود. با این حال تردیدهای زیادی در مورد وجود آن ها مطرح شده است. عدهای عقیده دارند که کودکان بنا به دلایل نظری مانند ساختارهای شخصیتی ناپخته نمی توانند طیفهای گسترده خلقی را تجربه کنند (شالته، برانت، وراسیکنی، 1977) . از این نظر چون فراخود کودکان هنوز به کمال خودنرسیده است افسردگی بالینی نمی تواند در کودکان وجود داشته باشد (برس، 1966) عدهای افسردگی را در کودکان یک موجودیت آسیب شناختی درونی و مشاهده ناپاپذیر می دانند که به صورت انواع شکایتهای رفتاری نمود می یابد (مالم کوسیت، 1977) و عدهای دیگر (لفکوتیز و برتون، 1978) با طرح نشانه گذاری رشدی تظاهرات بالینی افسردگی را به شرط شیوع در کودکان بهنجار منتفی می دانند و در دیدگاه دیگر که کودکان را شبیه افسردگی بزرگسالان می پندارند (میشل و همکاران 1988) که در اینجا به طبقه بندی افسردگی ها بر اساس DsmIII و IIIR و Dsm IV می پردازیم.
تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است. در IIIDsm بویژه آمده است که تشخیص افسردگی در مورد کودکان و هم در مورد بزرگسلان بکار می رود. هرچند قبل از این تشخیص رسمی در سال 1985، وجود افسردگی در کودکان اغلب مورد بحث بود. این بحث بدین علت بود که به نظر نمی رسید رفتاری که در بین بسیاری از کودکان به چشم می خورد نشان اختصاصی افسردگی باشد. یک دلیل برای این موضوع غلبه نظریه روان پویایی در تعیین طبقات تشخیصی سنتی در مرکز بررسی و راهنمایی کالیفرنیا، یک مطالعه طولانی مشهور درباره رشد کودکان (مک فارلین و دیگران، 1954) ، از تولد تا بلوغ صورت گرفت. نتایج این تحقیق 35 درصد از کودکان در شش سالگی اشتهای نامطلوب داشتند ولی در 9 سالگی نسبت آنها به کمتر از 8 درصد رسید.
از سوی دیگر خودداری افراطی (که می تواند رفتار کناره گیرانه نامیده شود). در سالهایی که سایر رفتارها مورد سنجش قرار گرفت دارای میانگین 35 درصدی بود و هرگز از 17 درصد پایین تر نرفت. این موضوع بیانگر آن است که رفتارهای معینی که ممکن است دلالت بر افسردگی در بزرگسالان داشته باشد لااقل در مراحل معینی از رشد کودک و نوجوان غیرطبیعی محسوب نمی شود.
چون کودکان همواره در حال رشد و تغییرات بدنی و روانی هستند ارزیابی مفهوم یا اثرات درازمدت رفتارهای افسردگی و سایر مسائل رفتاری مشکل است.
بررسی های کمی که درباره مطالعات پی گیری شده وجود دارد غالباً دلالت بر آن دارد که افسردگی کودکی در ارتباط با اختلال عاطفی بزرگسال نیست (دهل، 1972) . تا کنون به اثبات نرسیده است که نشانههای مرضی تعیین کننده افسردگی در کودکی پیش بینی کنندههای ثابت افسردگی در بزرگسالی می باشد. هر چند اگر بسیاری از کودکان افسرده وقتی به سن بزرگسالی می رسند دیگر افسردگی نداشته باشند، نمی توانیم از چگونگی تأثیر افسردگی کودکی بر رشد و سازگاریهای دوران بزرگسالی اطمینان داشته باشیم.
در یک مطالعه، بیشتر از 17درصد از کودکانی که والدینشان در برنامه بهداشت خانواده شرک نموده بودند یا در بیمارستان دانشگاه متولد شده بودند غمگیینی یا افسردگی معنی دار بالینی نشان دادند، در حالی که کمتر از 2 درصد آنان معیارهای مربوط به اختلالات عاطفی را در DSM نشان دادند. (کاشانی، سیموزند، 1979).
هرچند این کودکان غمگین تفاوتهای معنی داری با کودکان غیرغمگین داشتند. آنان شکایتهای بدنی بیشتری داشتند، احتمال پیش فعالی در آنان زیادتر بود، اعتماد به نفس پایین تری داشتند و احتمال بیشتری وجود داشت که در دعواهایی دیگر شوند و از مدرسه رفتن امتناع ورزند. تمام این خصیصه ها می تواند بیانگر احتمال بروز افسردگی معمولی در سالهای بعدی زندگی باشد.
شیوع افسردگی در بین کودکانی که به دلیل بعضی مسائل رفتاری بطور سرپایی در کلینیکها مورد معاینه قرار گرفته نیز زیادتر بوده است. برآوردها بسیار متفاوت است ولی رقم 25 درصد به نظر می رسد که یک مقیاس محافظه کارانه باشد (پتی، 1981).
در میان کودکان مدارس ابتدایی که به دلیل مسائل آموزشگاهی به کلینیکهای روانی – تربیتی ارجاع شدهاند، آنهایی که در سالهای بعد، افسردگی نشان دادهاند درصدشان بالاتر بوده و بیش از شصت درصد می رسد.
اکنون این توافق بالنسبه کلی وجود دارد که کودکان نیز ممکن است مانند بزرگسالان افسرده شوند. اکثر متخصصان بالینی نیز موافقند که نشانه های افسردگی درگروههای سنی تغییر می کند. فرد 6 تا 8 ساله افسرده احساس غم، بیچارگی و شاید ناامیدی می کند. خصوصیات فرد افسرده 8 تا 10 ساله عبارتست از از افکار منفی درباره اعتماد به نفس آنان احساس میکنند که بی ارزش دوست داشتنی و عاطلاند، فرد 10 تا 13 ساله می تواند بعنوان کسی که احساس گناه می کند توصیف شود. آنان دستخوش گنهکاری شده و فکر می کنند که به دلیل گنهکاری خواهند مرد و یا کشته خواهند شد. (مکلاکن ویل و دیگران، 1973).
علاوه بر این شکل سنتی افسردگی، ممکن است کودکان افسردگی، به طریقه های غیرمستقیم یا آن چه گاهی اوقات افسردگی تغییر چهره داده نامیده می شود نیز ظاهر سازند. افسردگی تغییر چهره داده شامل رفتارهایی از قبیل فرار از آموزشگاه، فرار از خانه، ماجراجویی، بیماریهای سیپوکندریاکسا و رفتارهای ضداجتماعی و تحریک آمیز می گردد. (سترین و ماک ینو، 1974) (گلاس، 1968، تولن، 1962).
مسائل چندی درباره این مفهوم وجود دارد، زیرا رفتارهایی که نمونه افسردگی ماسک زده شده تعریف شدهاند همگی مسائل عمومی دوره کودکی هستند و اگر تمام این رفتارها بعنوان نشانه های مرضی افسردگی تلقی می گردد، درصد کودکانی افسرده بصورت برجستهای بالا خواهد بود و مسائل زیادی را مطرح خواهد ساخت. افسردگی ماسک زده شده را مورد بحث قرار دادهاند و خاطر نشان می سازند که غالباً نشانه های سنتی می تواند از طریق تحلیل خواب و رؤیا، خیالبافیها و سایر اظهارات کلامی مشخص می گردد. نشانه های افسردگی ماسک زده شده آمیخته و درهم است. در یکی از مطالعات درازمدت مدت درباره افسردگی، پوزنانزکی و دیگران (1976) گروهی از کودکان پرخاشگرانه را که به علت طغیانهای آشوبگر برای درمان ارجاع شده بودند، مورد بررسی قرار دارند.
آنها دریافتند که 55 درصد از این گروه قبلاً از لحاظ بالینی افسرده تشخیص داده شده بود و اکنون که بطور متوسط شش سال و نیم از آن می گذرد و مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتهاند. از طرف دیگر در یک مطالعه روی... . کودکی که برای بستری شدن بیمارستان روانی پذیرفته شده بودند کسانی که در پذیرش آنها وجود افسردگی ماسک زده شده از قبیل پرخاشگر جدی، رفتار غیرقابل کنترل در جامعه، یا بدرفتاری در خانه و مدرسه قید شده بود، دوست داشتند که تشخیص افسردگی در مورد آنان اعمال شود. اما کسانی که مسائل افسردگی از قبیل کوشش برای خودکشی یا اظهارات مختلف درباره افسردگی داشتند به هنگام ترک بیمارستان دوست داشتند که به عنوان افراد افسرده مورد تشخیص قرار بگیرند. (کرست و دیگران، 1981).
یکی از مسائل مربوط به مطالعه افسردگی کودکی عبارتست از فقدان یک تعریف روشن از خصوصیات گروه مورد مطالعه به تازگی ابزارهای ارزیابی خاصی برای اندازه گیری رفتار افسردگی در کودکان، شبیه به آن که در مورد بزرگسالان مورد استفاده واقع می شود، ساخته شده است. یکی از مشهورترین آنها پرسشنامه افسردگی کودکان است که از پرسشنامه افسردگی بک اقتباس گردیده است. (کواکز و بک، 1979) .
چندین نوع مصاحبه میزان شده نیز تهیه شده است (پوزنانسکی و دیگران، 1979، پیک انتیج و دیگران 1978).
استفاده از چندین مقیاس و معیارهایی که در DSMIII آمده است می تواند به تعریف افسردگی کودکی به نحوی که محققان بتوانند ارتباط آن را با افسردگی بزرگسالی بهتر بفهمند، کمک نمایند.
- ضوابط تشخیص افسردگی بر اساس DSMIIIR
ضوابط تشخیصی کژخویی (خلق افسرده)
الف: وقتی افسردگی خلقی (که ممکن است آن را در کودکان و نوجوانان به صورت خلقی که زود برانگیخته و آزرده می شود مشاهده کرد) عملاً در تمام روز، اکثر اوقات توسط شخص ابراز یا توسط دیگران، لااقل به مدت دو سال (یکسال برای کودکان و نوجوانان)، مشاهده گردد.
ب: در فرد افسرده لااقل دو ضابطه از ضوابط زیر دیده می شود.
1) از دست دادن اشتها یا فزون خواری
2) بی خوابی یا فزون خوابی
3) کاهش انرژی یا خستگی
4) احساس کم ارزشی یا بی حرمتی
5) مشکلات تمرکز ذهنی یا مشکل تصمیم گیری
6) احساس از دست دادن امید.
ج: در یک دوره لااقل دو ساله (یکساله برای کودکان و نوجوانان)، نشانه هایی که در زیر بند الف ذکر شدهاند هرگز بیش از دو ماه پی در پی از بین نرفته باشند.
د: فقدان علامتهای مربوط به افسردگی گسترده (مهاد) در خلال دوسال اول اختلال (فقط درسال اول برای کودکان و نوجوانان).
تذکر: وقتی یک فرد افسردگی گستردگی قبلی وجود داشته باشد، این افسردگی بالینی به بهبود کامل (نبودن علائم و نشانه های مرضی معنادار، لااقل از شش ماه پیش) قبل از پدیدار شدن کژخویی رسیده باشد.
از سوی دیگر، از دو سال اول (یکسال برای کودکان و نوجونان) بروز کژخویی، احتمال افزوده شدن رویدادهای افسردگی گسترده، وجود دارد، در این صورت باید هر دو تشخیص (کژخویی، افسردگی گسترده) مورد نظر قرار گیرند.
ه: هیچگاه رویداد آشفتگی یا رویداد کم – آشفتگی واضح و رخ ننموده باشد.
و: این اختلال به یک اختلال روان گسسته وارمزمن از نوع روان گسیختگی یا اختلال هذیانی افزوده نشده باشد.
ز: نمی توان یک عامل بدنی (مثلاً تجویز طولانی داروهای ضدفشار خون) را تداوم بخش این اختلال دانست باید ریخت نخستین و ثانوی اختلال را تشریح گردد.
ریخت نخستین: اختلال خلقی به اختلالی که از پیش وجود داشته باشد و در شمار اختلالات محور I یا III از نوع اختلالات مزمن، غیرخلقی (مثلاً بی اشتهایی روانی، اختلال اضطرابی یا اختلالات مفصلی روماتیسم گونه) محسوب گردد، وابسته نیست.
ریخت ثانوی: اختلال خلقی ظاهراً به یک اختلال پیشین در محور I یا III مزمن یا غیرخلقی، وابسته است.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 62 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 85 |
کلیــــات
کلیات هدف و علت انتخاب موضوع
متغیرهای تحقیق
قلمرو تحقیق
فرضیه های تحقیق
استفاده کنندگان از تحقیق
محدودیتهای تحقیق
تعریف بیمه
تعریف واژگان تخصصی
هدف و علت انتخاب موضوع
بیمه یکی از منابع مهم تأمین درآمد جهت اجرای طرح های زیربنایی کشور می باشد. اهمیت این رشته به حدیست که صاحبنظران آن را "صنعت" میخوانند. بیمه باعث شکوفایی اقتصادی شده و با اشکال متنوعش موجب می شود تا بیمه گذاران و بیمه شدگان بتوانند به راحتی و با اطمینان گام بردارند. در این میان نفعی که بیمه برای اقشار آسیب پذیر دارد بسیار درخور توجه است ولی متأسفانه غالب اشخاص از آن اطلاع چندانی ندارند. در تحقیق حاضر سعی شده است تا در حد توان به افراد جامعه درباره بیمه عمر و نقش آن در اقتصاد خانواده آگاهی داده شود و بدین ترتیب میزان فروش بیمه عمر افزایش یابد. البته طبق گفته مسئولین امر، بیمه در برنامه پنجساله دوم تاکنون از رشدی بیش از حد انتظار پیش بینی شده برخوردار بوده است. در راستای نیل به آنچه که در سطور بالا به عنوان هدف تحقیق بیان گردید سه فرضیه بررسی گردید:
1- نوع ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش بیمه عمر موثر است.
2- افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود.
3- محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر موثر است.
متغیرهای تحقیق
در تحقیق حاضر که با عنوان "بررسی ارتباط میان روشهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمهای" انجام پذیرفته است، دو متغیر، مد نظر بوده اند:
1) روشهای منتخب بازاریابی (متغیر مستقل)،
2) میزان فروش خدمات بیمه ای (متغیر وابسته)
که سعی شده است در ضمن تحقیق، رابطه همبستگی میان متغیرهای مستقل و وابسته تبیین گردد.
((سایر عوامل)u، روشهای منتخب بازاریابی) f = میزان فروش خدمات بیمه ای.
قلمرو تحقیق
الف) مکانی: قلمرو مکانی تحقیق، شرکتهای بیمه ایران، آسیا، البرز و دانا را دربرمی گیرد.
ب) موضوعی: در بازاریابی روشهای نظیر: پیشبرد، کالا(محصول)، قیمت و مکان وجود دارد. تحقیق حاضر تدثیر دو روش از روشهای فوق (یعنی قیمت و حق بیمه) البته این رساله وارد بحث قیمت گذاری و تئوریهای مربوط نمی شود و تنها به بررسی تأثیر قیمت با حق بیمه در میزان فروش بیمه عمر می پردازد و پیشبرد را در میزان فروش خدمات بیمه ای بررسی می نماید. شایان ذکر است که در روش پیشبرد آنچه مدنظر قرار گرفته، آگهی های تجاری بوده است. ضمناً نوع بیمه مورد بررسی ـ به دلیل وسعت حجم کار ـ صرفاً بیمه عمر می باشد.
ج) زمانی: تحقیق حاضر بعضاً به بررسی محدوده زمانی سالهای بین 68 تا 72 پرداخته است.
فرضیه های تحقیق
تحقیق حاضر دارای یک فرضیه اصلی می باشد که توسط سه فرضیه جزئی به آزمون گذاشته شده است.
فرضیه اصلی: بین روشـهای منتخب بازاریابی و میزان فروش خدمات بیمه ای رابطه معنی دارای وجود دارد.
فرضیه های جزئی:
1) "ابزار ارتباط جمعی حامل آگهی های تجاری در افزایش فروش بیمه عمر مؤثر است."
2) "افزایش حق بیمه عمر، باعث کاهش میزان فروش آن می شود."
3) "محتوای آموزشی آگهی های تجاری در میزان فروش بیمه عمر مؤثر است."
استفاده کنندگان از تحقیق:
پیش بینی می شود افرادی که می توانند از تحقیق حاضر استفاده کنند به قرار ذیل باشند:
الف) شرکتهای بیمه.
ب) پژوهشگران و دانشجویان.
پ) اقشار آسیب پذیر جامعه خصوصاً، و سایر اقشار عموماً.
ت) سازمانهای خیریه، از جمله کمیته امداد امام خمینی(ره).
ث) و سایر علاقمندان.
محدودیت های تحقیق
این پایان نامه با وجود محدودیتهایی که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، تهیه و تدوین شده است:
اولین و مهمترین محدودیت، عدم وجود آمار و اطلاعات مدون و همگن مورد نیاز بود، که بدین ترتیب، محقق مجبور شده با مراجعات مکرر از مسئولین امر اجازه بگیرد تا پرونده ها را مستقیماً بررسی، و آمارهای لازم را استخراج نماید. حتی در بعضی موارد، آمار و ارقام بدست آمده را دراختیار شرکتها قرار داده و اهمیت آنها را در تصمیم گیریها گوشزد می کرده است.
دومین محدودیت، برخوردهای بسیار متفاوت مسئولین بود بطوریکه بعضی از آنها با محقق جهت جمع آوری آمار و ارقام همکاری نکرده و از آن کار ممانعت بعمل می آوردند.
سومین محدودیت، تعویض برخی از مسئولین در خلال انجام تحقیق را می توان محدودیتی دیگر دانست. برای هر مسئولی که پس از مسئول قبلی، متصدی امور می شد لازم بود تا تمامی ماجرا از اول شرح داده شود، تا شاید راضی شده و اجازه جمع آوری اطلاعات لازمه را به محقق بدهد.
چهارمین محدودیت، قدیمی بوده غالب منابع مرتبط فارسی بود که برای جبران این امر، محقق مجبور به استفاده گسترده از کتابهای لاتین شد.
بکر بودن موضوع تحقیق، پنجمین محدودیتی بود که خودنمایی می کرد.
کثرت متغیرهای کیفی و مشکلات خاص کمی کردن آنها، ششمین محدودیت تحقیق بود.
محدودیتهای مالی(هزینه های فراوان کپی، تکثیر، ایاب و ذهاب، استفاده از کامپیوتر جهت انجام محاسبات و ...)، هفتمین محدودیت تحقیق بوده است که اهمیت زیادی داشت.
تعریف بیمه[1]
برای واژه بیمه تعاریف متعددی ارائه گردیده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
((بیمه ضمانت مخصوصی است از جان یا مال که در تمدن جدید رواج یافته است، اینطور که برای شخص یا مال، مبلغی به شرکت بیمه می دهند و در صورت اصابت خطر بر جان و مال، شرکت مبلغ معینی می دهد.))[2] ضمناً مرحوم دهخدا واژه بیمه را برگرفته از زبان هندی می دانند.((بیمه یعنی اطمینان در مقابل مخاطره ای که محتمل الوقوع باشد.))[3]
((بیمه عملی است که از اشخاص با پرداخت وجهی، قراردادی منعق کنند تا در صورتی که موضوع بیمه گذاشته شده به نحوی از انحاء در مخاطره افتد، شرکت بیمه از عهده خسارت برآیند.))[4] مرحوم معین معنای لغوی بیمه را ضمانت دانسته ، ضمناً بیمه گر، بیمه گزار، بیمه کردن ـ که تعاریف آنها خواهد آمد ـ را از مشتقات بیمه به حساب می آورد.
استاد شهید مرتضی مطهری در این خصوص در کتاب "مسئله ربا به ضمیمه بیمه" گفته اند:
... در رساله آقای دکتر جباری آمده است که کلمه بیمه که یک لغت فارسی است، مفهوم اصلی فرهنگی این لفظ را درست نمی رساند ولی کلمه عربی آن یعنی تأمین، این مفهوم را به خوبی می رساند. تأمین یعنی امنیت دادن. شاید در فارسی هم که بیمه گفته اند به اعتبار این است که نفی بیم می کند و بیمه رفع کننده بیم."[5]
دکتر ایزدپناه، تعریف فرهنگستان ایران را از بیمه اینگونه بیان میکنند:
"عملی است که اشخاص با پرداخت پول، مسئولیت کالا یا سرمایه یا جان خود را به عهده دیگری می گذارند و بیمه کننده در هنگام زیان، باید مقدار زیان را بپردازد."[6]
آقای عرفانی، دیدگاه مرحوم جهانشاهی نسبت به بیمه را چنین بیان میکند: "... بیمه را یک لغت خالص فارسی می داند که از هیچ زبانی وارد نشده است و ریشه آن نیز به احتمالی بیم به معنای ترس می باشد: زیرا عنصر اولی و اصلی، ترس از خطر است و از ترکیب اصطلاح روسی استراخ((ctpax)) که به معنای ترس است و همچنین کلمه استرواخانه ((ctpaxo ha bue)) که در زبان روسی به معنای عقد بیمه می باشد را شاهد آورده است."[7]
"بیمه عملی است که به موجب آن یک طرف بنام بیمه گر با متشکل کردن گروهی از افراد به نام بیمه گذار، در یک سازمان منظم به نام موسسه بیمه تعهد می کند در ازای وجه یا وجوهی به نام حق بیمه که هر یک از افراد گروه به موسسه مذکور می پردازد در صورت وقوع حادثه معینی برای هر یک از آنها خسارت وارده را جبران نماید و یا وجه معینی بپردازد."[8]
"در زبان لاتین کلمه "سکوروس"[9] برای کلمه بیمه به کار رفته است که به معنای اطمینان می باشد. در زبان فرانسوی کلمه "آسورانس"[10] به عقد بیمه اطلاق می شـود که به معنای اطمینان است و در زبان انگلیسی از واژه های ((Assurance)) ((Insurance)) برای بیان عقـد بیمه استفاده می شود. هر دو واژه ریشه لاتین ((سکورس)) را دارند."
ماده یک قانون بیمه مصوب 1316، بیمه را چنین تعریف کرده است:
"بیمه عقدی است که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد. متعهد را بیمه گر، طرف تعهد را بیمه گذار، وجهی را که بیمه گذار به بیمه گر می پردازد حق بیمه و آنچه را که بیمه می شود موضوع بیمه نامند."[11]
در یکی از تعاریف فوق
کلمه تأمین برای بیمه به کار رفته است و گوینده آن را رساتر از بیمه در ترجمه واژه خارجی آن دانسته است. این مسئله حائز اهمیت و دقت نظر است. همانگونه که آقای مازلو در سلسله مراتب نیازها به مسئله تأمین ایمنی اشاره می نمایند، بیمه یا همان تامین ـ به تعبیری دقیقتر ـ یکی از سلسله مراتب نیازهای مازلو را تشکیل می دهد. غالب تعارف فوق تا حدود زیادی بیمه را معرفی می نمایند. اما اگر بخواهیم تعریفی واحد، جامع و مانع را سرلوحه کار و زیربنای مطالب بعدی قرار دهیم، بهتر است به تعریفی که قانون بیمه ـ ماده (1)ـ از بیمه ارائه داده است، استناد کنیم و لذا از این به بعد، بیمه را چنین تفسیر و تعبیر نماییم که:
"عقدی را که به موجب آن یک طرف تعهد می کند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد را بیمه می گویند."
تعریف واژگان تخصصی
1) بیمه عمر[1]
قرار دادیست دوطــرفه که به مــوجب آن یکی از طـرفین (بیمه گر) تعهد می کند در ازای دریافت وجــه یا وجـــوهی از طــرف دیگــر (بیمه گذار)، [2] سرمایه ای را یکجا یا به اقساط در صورت حیات یا ممات شخص معینی (بیمه شده) به شخصی که قرارداد بیمه عمر به نفع او منعقد می شود، (استفاده کننده) بپردازد.
2) بیمه گر[3]
بیمه گر شخصی است ـ حقیقی یا حقوقی ـ که شغل او برعهده گرفتن عواقب خطرناک موضوع عقد بیمه است و به عبارت دیگر شخصی است که در مقابل پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر (بیمه گذار) متعهد میشود که هنگام بروز حادثه و خطر، خسارت وارده به بیمه گذار (در صورتی که بیمه گذار، خود "بیمه شده" باشد). یا بیمه شده را به استفاده کننده (ذینفع) بپردازد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 263 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
-1طرح مساله:
موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه بین استفاده از رسانه های جمعی با میزان اعتماد اجتماعی شهروندان تهرانی است. اعتماد اجتماعی عبارت است از« حسن ظن فرد به سایر افرادونهادهای جامعه با این انتظار که آنها به گونه ای عمل خواهندکردکه نتایج منفی به حداقل کاهش یافته و دستیابی به اهداف میسر گردد.»
رویکردهای مختلفی به اعتماد وجود دارد که نیوتن و دالهی[1] آنها را بطور کلی در دو گروه فردی و اجتماعی جمع کرده اند.رویکرد فردی شامل تمام نظریه هایی است که اعتماد را از بعد روانشناسی و روانشناسی اجتماعی مورد توجه قرار می دهند.در این رویکرد اعتماد محصول عوامل فردی و روانشناختی چون تجارب دوران کودکی ویژگی های روحی و تجارب زندگی روزمره محسوب می شود.مطرح ترین نظریه پردازان این رویکرداوسلنر[2]واریک اریکسون[3] هستند.اما در رویکرد اجتماعی اعتماد محصول عواملی چون؛ مشارکت مدنی،محیط اجتماعی،روابط اجتماعی و میزان گستردگی جامعه انسانی به حساب می آید.در این رویکرد می توان از افرادی چون توکوویل،پارسونزو پوتنام نام برد.با این حال امروزه اغلب نظریه پردازان این حوزه سعی دارند تا تلفیقی از این دو رویکرد را دربررسی اعتماد به کارگیرند.
تحقیق حاضر با رویکرد اجتماعی،اعتماد را در سه نوع میان فردی،عام و نهادی مورد توجه قرار داده است.اعتماد میان فردی در سطح یک رابطه چهره به چهره قرار می گیرد.در این نوع از روابط،اعتمادمتوجه دوستان،آشنایان و اعضای خانواده است.اعتماد عام در سطحی فراتر از روابط چهره به چهره و دوستانه قرار می گیرد. هدف اعتماد شخص معینی نیست،بلکه بصورت کلی مطرح می شودبرای مثال اعتماد به زنان در مقابل مردان.یا اعتماد به نژاد و ملیت متفاوت. اعتماد نهادی متوجه نهادها و سازمانهای رسمی یا غیر رسمی وبطور کلی ساختار های غیر شخصی است.
با توجه به اهمیت اعتماد در کنش اجتماعی به عنوان عاملی برای کنترل و پیش بینی رفتار کنشگران در سطوح مختلف،اعتماد نقش موثری در تعین نظم اجتماعی دارد.از این رو همواره مورد توجه متفکران حوزه جامعه شناسی نظم بوده است. به زعم نظریه پردازان این حوزه بی اعتمادی و یا پایین بودن میزان اعتماد اجتماعی کنش اجتماعی را دشوار و در نتیجه نظم اجتماعی را مختل خواهد کرد.به این معنی که افراد در موقعیت های توام با بی اعتمادی عملا نمی توانند با آسودگی خاطر دست به کنش با همنوعان خود بزنند. این امر هزینه های مختلفی را برای آنان جهت انجام کنش اجتماعی تحمیل خواهد کرد.
شواهد موجود نشان می دهد که اعتماد درجامعه ما وضعیت چندان مطلوبی ندارد.تحقیقی که با عنوان »ارزشها و نگرشهای ایرانیان« درسال 1381 از سوی دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام گرفته است،نشان می دهدکه فضایی توام با شک،ناامنی و بطور کلی بی اعتمادی در بین افراد حاکم است.به عنوان نمونه در استان تهران پاسخ افراد به این سوال که امانت داری در بین مردم به چه میزان رواج دارد ؟به این شرح است :6/ 33 درصدپاسخ ها میزان رواج این ارزش اخلاقی در بین مردم را متوسط عنوان کرده اند 5/ 24در صد کم،4 /15درصد خیلی کم و6/7درصدپاسخها به گزینه اصلا تعلق دارد .همین درصدها در رابطه با ارزش صداقت و راستگویی که به عنوان یکی از عناصر اصلی اعتماد از آن یاد می شود(امیر کافی به نقل از جانسون،1380: 19).به این ترتیب است گزینه کم با بالاترین در صد 9/29گزینه متوسط 3/29درصد گزینه خیلی کم 9/19در صد گزینه اصلا 7/9درصد زیا د 2/8درصد خیلی زیاد 3/2درصد وگزینه کاملا 7/0درصد پاسخ ها را به خود اختصاص داده اند.(ارزشها و نگرشهای ایرانیان1381:63)در مورد میزان رواج ارزش اخلاقی پایبند بودن به قول قرارها در بین مردم وضعیت پاسخ ها به این شرح است :گزینه متوسط 8/38درصد،کم 4/24درصد،خیلی کم7/14درصد زیاد8/9درصد،خیلی زیاد 6/2درصد،کاملا8/0درصد.همچنین دررابطه با رواج دورویی در بین مردم بیشترین پاسخ ها زیاد و خیلی زیاد به ترتیب با 3/37و4/29درصد بوده است.(همان،1380: 64) همانطورکه اشاره شد،صفات اخلاقی فوق به عنوان شاخص های اعتماد فردی از سوی»جانسون» مطرح شده است.به این ترتیب می توان گفت که اعتماد اجتماعی وضعیت مطلوبی در جامعه ندارد.این امردر پژوهش دیگری که به طور مستقیم به بررسی اعتماد میان فردی و عام پرداخته نیز مشاهده شده است.«بررسی تجربی نظام شخصیت»عنوان پژوهشی است که توسط مسعود چلبی انجام گرفته است.در این پژوهش بی اعتمادی شخصی و بی اعتمادی غیر شخصی عام مورد سنجش قرار گرفته که نتیجه یافته ها به نقل از چلبی بیانگر وضعیت نامطلوب اعتماد در جامعه است.«یافته های موجود نشان می دهدکه میزان اعتماد تعمیم یافته و اعتماد شخصی در هیچ یک از شهر های مورد مطالعه در سطح مقبولی نیست و این امر بالقوه مخل نظم روانی و اجتماعی است.«(شهر های مورد مطالعه در این پژوهش عبارتند از :تهران،تبریز،مشهد،کرمان و استهبان میانگین بی اعتمادی شخصی و بی اعتمادی تعمیم یافته در این پژوهش به ترتیب برابر با 45و 39 گزارش شده است)(چلبی،1380: 172-170)
در ادبیات مربوط به اعتماد اجتماعی عوامل اجتماعی و فردی مختلفی به عنوان عوامل تاثیرگذار بر اعتماد اجتماعی مشخص شده اند.عواملی که از طریق مکانیسم های مختلف موجب تقویت و یا تضعیف اعتماد اجتماعی می شوند.میزان عام گرایی،احساس امنیت اجتماعی،تعهداجتماعی،میزان آگاهی از محیط،میزان توسعه سازمان های داوطلبانه،شبکه های روابط اجتماعی ونحوه آموزش هنجارها و ارزشهای مربوط به اعتماد کردن در فرایند جامعه پذیری از جمله عوامل اجتماعی موثر بر اعتماد اجتماعی هستند.
در این بین برای رسانه های جمعی با توجه به گستردگی و نفوذ آنها در جامعه نقش ویژه ای تعریف شده است.جیمز کلمن، پیوتر زتومپکا,رابرت پوتنام و آنتونی گیدنز از جمله نظریه پردازان اعتماد اجتماعی هستند که در بحث های خود به نقش رسانه های جمعی در تضعیف و یا تقویت اعتماد اجتماعی تاکید کرده اند به این ترتیب که رسانه های به عنوان منبع مهم اطلاعات و همچنین یکی از عوامل اصلی فرایند جامعه پذیری نقش موثری در فرایند اعتماد کردن بازی می کنند.
نظریه پردازان اعتماد نقش رسانه های جمعی در تقویت و تضعیف اعتماد اجتماعی را به شکل زیر ترسیم کرده اند.
رسانه ها به تصورات افراد از محیط شکل می دهند؛آنها می توانند با ارائه تصویری زشت ویا زیبا از جامعه میزان اعتماد در بین مخاطبان خود را افزایش و یا کاهش دهند.رسانه ها به شکل گیری الگوهای کنش در بین مخاطبان کمک می کنند- این الگوهای کنش به افراد کمک می کنند تا در موقعیت های مختلف دست به کنش بزنند.رسانه های جمعی از طریق تحرک روانی امکان تعاملات اجتماعی را در بین مخاطبان خود افزایش می دهند.رسانه های جمعی می توانندزمینه دسترسی به نهاد های انتزاعی و تخصصی را برای مخاطبان خود فراهم کرده و در نتیجه موجب اعتماد ویا بی اعتمادی به این نهاد ها در بین مخاطبان خود شوند و نهایتا اینکه رسانه های ارتباط جمعی به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری نقش موثری درنهادینه کردن ارزشها و هنجارهای اعتماد در بین مخاطبان خود دارند (Sztopka,1999.Putnam,1995,.کلمن،1378،گیدنز،1378).
با توجه به نقش رسانه های جمعی در تسهیل،تقویت و تضعیف اعتماد اجتماعی، رابطه میزان استفاده از آنها با میزان اعتماد اجتماعی مخاطبان در سه نوع فردی،عام و نهادی بررسی می شود.در تحقیق حاضر رسانه های ارتباط جمعی در سه بعد مورد توجه قرارگرفته اند در یک بعد میزان استفاده از نوع رسانه موردتوجه است که منظور میزان تماشای تلویزیون و میزان روزنامه خواندن است.در بعد دیگر نوع تلویزیون مورد توجه قرار گرفته که در این بعد رابطه تماشای دو نوع تلویزیون داخلی و ماهواره ای با اعتماد اجتماعی بررسی خواهد شد.
سوالات اساسی تحقیق :
آیا میزان استفاده از رسانه های جمعی بر میزان اعتماد اجتماعی مخاطبان موثر است؟
- آیا تاثیر میزان استفاده از رسانه های جمعی در انواع مختلف آنها(تلویزیون،روزنامه)بر اعتماد اجتماعی متفاوت است؟
- آیا تاثیر میزان تماشای تلویزیون در دو نوع داخلی و خارجی بر اعتماد اجتماعی متفاوت است؟
- آیا بین تماشای انواع مختلف پیام های تلویزیون داخلی،خارجی وخواندن انواع مختلف مطالب روزنامه ها رابطه متفاوتی با اعتماد اجتماعی وجود دارد یا خیر؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
اعتماد یکی از مفاهیم مهم حوزه جامعه شناسی نظم به حساب می آید این اهمیت در وهله نخست ریشه در جایگاه اعتماد در کنش اجتماعی دارد. نیکلاس لومان[4] نظریه پرداز حوزه اعتماد از زاویه کنترل و پیش بینی کنش اجتماعی نگاه کارکردی به اعتماد دارد به ویژه در شرایط جامعه مدرن که توام با پیچیدگی و ریسک یا خطر پذیری است،در این شرایط اعتماد نقش مهمی در تعین و حفظ نظم اجتماعی بازی می کند.
زتومپکا،کلمن و گیدنز نیز چنین کارکردی برای اعتماد اجتماعی قائل هستند.اعتماد این اجازه را می دهد که افراد به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.به واسطه این تسهیل کنش است که از اعتماد به عنوان یکی از مهمترین ابعاد سرمایه اجتماعی یاد می شود.(کلمن،1378: 456)
منابع علمی محدود اعتماد به زبان فارسی وتعداد اندک پژوهش های انجام گرفته با موضوع اعتماد نشانگر این نکته است که تا کنون توجه جدی به اعتماد اجتماعی در جامعه ما نشده است. اما این امر به معنای کم اهمیت بودن آن در جامعه نیست.جامعه ایی که به اشکال مختلف واجد برخی از ویژگی های مدرنیته است.اگر چه تا کنون در متنی دیده نشده که از آن به عنوان جامعه مدرن یاد کنند ولی در اغلب متون به در حال توسعه بودن آن با عبارت مبهم در حال گذار اشاره شده است.بویژه با توجه به تحولات ساختاری و جمعیتی دهه اخیر،تحولاتی چون افزایش جمعیت،گسترش شهر نشینی،توسعه رسانه های ارتباط جمعی درحوزه های داخلی وخارجی وبدنبال آن تحولات ارزشی و فرهنگی.(رفیع پور.1378ربیعی1378)مجموعه ایی از این تحولات به همراه افراط و تفریط های موجود در حوزه های مختلفی چون سیاست،اقتصاد و فرهنگ عملا فضای پیچیده و آشفته ایی به جامعه ما داده است.
توسعه شهرها درنتیجه تحولات جمعیتی،بویژه افزایش جمعیت و مهاجرت و بدنبال آن نفوذ پذیری مرزهای درون گروهی سبب شده تا دامنه روابط اجتماعی افراد از محدوده سنتی خود فراتر رود؛شهروندان همواره در محیط هایی قرار می گیرند که با غریبه هایی از گروهها و قومیت های مختلف مواجه هستند،بویژه با توجه به تنوع قومی و گروهی موجود در جامعه،شرایط موجود اجتماعی و اقتصادی،ارتباط و تعامل با دیگران ناشناس را برای ماگریز ناپذیرکرده است،با این حال فقدان اعتماد در چنین وضعیتی شرایط را برای افراد دشوارتر خواهد کرد.شهروندان مجبور خواهند بود هزینه های زیادی را برای جبران بی اعتمادی متحمل شوند؛ لزوم قرار دادهای رسمی و غیر رسمی و ضرورت وجود تضمین درمراودات اجتماعی وپایین آمدن سطح ارتباطات اجتماعی در بین افراد ازجمله پیامدهای وجود بی اعتمادی است در صورتیکه وجود اعتماد اجتماعی به تسهیل کنش کمک کرده وبه زعم پوتنام به مانند روغنی چرخ های ارتباط اجتماعی را روان خواهد کرد.با توجه به ویژگی های فوق،اهمیت اعتماد در جریان کنش های اجتماعی روشنترمی شود.از طرف دیگر همانگونه که اشاره شده اعتماداجتماعی در جامعه مورد مطالعه ما وضعیت مطلوبی ندارد.
شواهد مبتنی بر پژوهش های اجتماعی نشان می دهد که اعتماد اجتماعی در جامعه ما وضعیت چندان مطلوبی ندارد.نظریه پردازان اعتماد عوامل مختلفی را در تضعیف و یا تقویت اعتماد بین افرد موثر می دانندو رسانه های جمعی یکی از همین عوامل موثر بر اعتماد در نزد آنان است.(,1999.پوتنام,1995,.کلمن،1378،گیدنز،1378).
رسانه های جمعی،امروزه نقش موثری در زندگی روزمره ما ایفا می کنند و یکی از واقعیت های انکار ناپذیرزندگی بشر امروزی به شمار می آیند.آنها بخش مهمی از زمان و مکان زندگی ما را به خود اختصاص داده اند.ما همواره در معرض پیامهای مختلفی هستیم که در قالب های متفاوت از سوی آنها ارسال می شود پیامهایی که درموقعیتهای مختلف به نیازهای متفاوتی پاسخ می دهند.وسایل ارتباط جمعی واجد کارکردهای متنوعی هستند هارولد لاسول کارکرد این وسایل را به این شرح خلاصه کرده است :نظارت بر محیط ،ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط وانتقال میراث فرهنگی. (مک کوایل،1382 :108).بطور کلی میتوان گفت رسانه ها نقش مهمی در زندگی اجتماعی افراد بازی می کننداطلاع رسانی وآگاه کردن افراد از واقعیت های محیط(حوادث ورویدادها)،آموزش هنجارها و ارزشهای رایج و اجتماعی کردن افراد ،ایجاد همدلی وانسجام اجتماعی در بین افراد (همان،1382: 109).
رسانه ها نقش موثری بر شکل گیری نگرش افراد نسبت به محیط و افراد حاضر در آن دارند،رسانه ها همچنین در نهادینه کردن ارزشهای رایج،برجسته کردن ایده ها و افکار خاص وشکل دادن به تصور افراداز جامعه موثر هستند. در تحقیق حاضر با توجه به نقش و جایگاه رسانه های جمعی، تاثیر میزان استفاده از آنها بر اعتماد اجتماعی بررسی شده است.
فرضیات تحقیق
بین استفاده از انواع رسانه ها ی مورد استفاده و میزان انواع اعتماد اجتماعی رابطه وجود دارد.
بین میزان استفاده از تلویزیون های ماهواره ای با میزان اعتماد اجتماعی رابطه وجود دارد.
نگرش مثبت نسبت به رسانه های داخلی در میزان اعتماد اجتماعی افراد موثر است.
کسانیکه از مطبوعات بیشتر از تلویزیون استفاده می کننداز اعتماد اجتماعی بیشتری برخوردارند ..
تعریف مفاهیم:
تعریف نظری و عملی مفاهیم تحقیق :
مفاهیم تحقیق حاضر شامل متغیرهای وابسته،مستقل،واسطه،کنترل و متغیر های زمینه ایی تحقیق است.
متغیر وابسته تحقیق :
اعتماداجتماعی:
تعریف اعتماد اجتماعی عبارت است از حسن ظن فرد نسبت به سایر افراد و نهادهای جامعه با این انتظارکه آنها به گونه ایی عمل خواهندکردکه نتایج منفی به حداقل کاهش یافته و دستیابی به اهداف میسر گردد.
اعتماد میان فردی:
این نوع ازاعتماداجتماعی در روابط چهره به چهره جای می گیرد. سطحی حداقل از کنشگران، ارتباطی که در آن دو نفر حضور دارند.
اعتماد نهادی:
این نوع از اعتماد متوجه ساختارهای غیرشخصی است.هر چند ساختارهای غیر شخصی درسطحی خردازافراد تشکیل شده انداما این افرادباتوجه به ساختاری که درآن قرارگرفته اند تعریف می شوند.
متغیر های مستقل تحقیق:
متغیر مستقل تحقیق حاضر رسانه های ارتباط جمعی است.
بطور کلی رسانه های ارتباط جمعی عبارتند ازآن دسته از وسایل ارتباطی که مورد توجه جماعت کثیری باشد وسایل ارتباطی که در تمدنهای جدید بوجودآمده و مورد استفاده اند وویژگی اصلی آنان قدرت وشعاع عمل زیاد است.(کازنو،1377: 4)
تلویزیون:
با توجه به جامعه مورد مطالعه دو نوع تلویزیون دولتی و ماهواره ایی انتخاب شده اند.تلویزیون دولتی شامل تمام شبکه هایی است که مالکیت آنها با دولت بوده و توسط دولت نیز کنترل می شود.در جامعه مانیز تلویزیون توسط دولت اداره می شود و هر شش شبکه آن دولتی هستند.در کنار شبکه های تلویزیون دولتی به مدد توسعه تکنولوژی ارتباطات امروزه افراد می توانند با استفاده از گیرنده های ماهواره ایی از برنامه های سایر شبکه های تلویزیون که از نقاط مختلف جهان پخش می شوند استفاده کنند.این شبکه ها در تحقیق حاضر با عنوان شبکه های ماهوارهایی مورد توجه قرار گرفته اند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 57 |
چارچوب نظری تحقیق
مقدمه:
با توجه به موضوع این پژوهش- رضایت مندی- در این فصل تلاش خواهد شد تئوری هایی که می توانند مساله رضایت مندی را مورد تبیین قرار دهند معرفی گردند واز آراء افراد و اندیشمندان در حوزه روان شناسی و جامعه شناسی در ارتباط بااین مساله استفاده می شود. چرا که شناخت و درک عمیق تر نسبت به رضایت مندی و عوامل موثر بر آن مستلزم آناست که از تئوری ها و نظریاتی که هر یک با توجه و تاکید بر زمینه ای خاص رضامندی را منتج از آن می دانند، بهره گرفت.
تاکید بر این امر که مورد وثوق اکثریت دانشمندان می باشد نباید ما را غافل از این امر بنماید که «علوم انسانی و جامعه شناسی هنوز به نقطه ای نرسیده است که بتواند ارائه دهنده تئوری هایی باشد که علت بروز پدیده را به طور کامل به پدیده ای خاص مربوط بدانند» (صفدری- 1374- ص9)
در این زمینه تئوری هایی در سطح جامعه شناسی مطرح شده اند و آراء جامعه شناسان را در زمینه رضامندی دربرمی گیرد. پس از بیان این تئوری ها نظریات روان شناسان ذکر می شود و ازآنجا که چارچوب نظری این پژوهش برخاسته از نظریه میدانی کورت لوین صاحب نظر در حوزه روان شناسی اجتماعی می باشد، به تفصیل بعد از بیان تئوری های جامعه شناسی، تئوری های موجود در سطح روان شناسی اجتماعی و فردی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در تحقیقات اجتماعی فرضیه ها اساس هر تحقیق است و یکی از منابع مهم فرضیه ها، نظریه های مختلف مطرح شده درباره آن موضوع می باشد. درواقع نظریه های جامعه شناختی تلاش برای پاسخ دادن به پرسش هایی مربوط به چگونگی امور است. با استفاده از نظریه می توانیم پیش بینی کنیم که در دنیای واقعی امور به چه نحو خواهد بود.
با استفاده از نظریه مشاهدات انجام شده را هدایت کرده و زاویه نگاهمان به مسائل را مشخص م یکنیم . نظریه ها به تفسیر اطلاعات به دست آمده و الگوها کمک م یکند. هم چنین به وسیله آن معنای یافته ها رادرمی یابیم. فقط به کمک نظریه ها م یتوان راهی برای مرتب کردن مشاهدات فراهم آورد و تبیین موجهی درباره نحوه رابطه انها را ارائه داد.
از آن جا که نظریه ها برخواسته از دیدگاه های گوناگونی می باشند و هر دیدگاه تفسیر خود را از آن پدیدیه ارائه می دهد. بنابراین توجه به نظریه ها در واقع اساس کار محقق هستند که با آن به پدیدیه ها می نگرد. محقق براساس آنها سئوالاتی را مطرح و به مشاهدات مختلفی حساس می گردد. این دیدگاه نشانه هایی درباره جستجوی چیزها به ما می دهند. آنها منبع نظریه هایی درباره وجوه خاصی از جامعه هستند . همه این دیدگاهها به دامنه گسترده ای از پدیده های اجتماعی مربوط هستند. هم چنین دیدگاه ها تصوراتی درباره تبیین موجه درباره نحوه تغییر مشاهدات اائه می کند. ازاین لحاظ مثل اینکه عینک هایی در اختیار ما قرار می دهند که با آنها دنیا را ببینیم (دواس، 1376، ص32).
تئوری های جامعه شناسی
در این قسمت نظریات جامعه شناختی کهبه نوعی تبیین کننده مساله رضامندی هستند معرفی خواهد شد. ازجمله تئوری هایی که در سطح جامعه شناختی به رضایت توجه داشته اند، تئوری هایی هستند که به نابرابری و یا بیان نظرات در زمینه نابرابری به عنوان عاملی موثر در ایجاد رضامندی یا نارضایتی تاکید دارند و نظریه مبادله و قضایای هومنز و تئوری دورکیم در زمینه خودکشی و شرایط انومیک نیز به نوعی میتوانند مساله رضامندی و یا عدم رضایت فرد را تبیین کنند.
تئوری هایی که به نابرابری توجه ویژه دارند:
لوئیس کریزبرگ بااستفاده از نظریه های متعدد سه منشاء اصلی رابرای نارضایتی تعیین می کند. این سه منشاء گر چه از مناظر و دیدگاه های مختلف موضوع را مورد توجه قرار داده اند، اما اجمالاً بر روی یک نکته توافق دارند که منشاء نارضایتی را باید در نابرابری ها و ارزیابی ناشی از آن جستجو کرد.
این سه منشاء یا سه نگرش متفاوت را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
- اولین نگرش بر اهمیت محرومیت به طور مطلق در افراد و میزان آن تاکید دارد.
- نگرش دوم ب سطح ناسازگاری بین موقعیت های متفاوتی که افراد در زندگی اجتماعی خود با آن مواجه هستند ، تاکید دارد.
- نگرش سوم به تغییراتی که در طول زمان در آنچه کهمردم دارند و آنچه که تصور می کنند بایدداشته باشند اشاره دارد. (نقل از صفدری- 1374- ص36).
درباره منشاء نخستین نارضایتی های اجتماعی، افرادی مثل رالف داراندرف [1] تاکید دارند او بیان می کند «موافقت کافی وجود دارد که محروم ترین افراد، بدترین احساسات را دارند آنها نیازی ندارند تا بدانند که محروم هستند».
منشاء آگاهی از این محرومیت عموماً افراد پیرامون یا افرادی که برای مقایسه مناسب هستند می باشند و بیان دارند که در هر حال گروه هایی برای مقایسه قابل دسترسی هستند و گروه های مرجعی را همیشه می توان یافت. علاوه بر گروه های مرجع کریز برگ معتقد است. مهم ترین عامل تجانس و تعامل اعضای گروه برای درک از محرومیت است. وی اعتقاد دارد که نارضایتی از یک بخش در همان بخش و محدوده باقی نخواهد ماند و سایر قسمت های زندگی فرد گسترش خواهد یافت.
باید انتظار داشت که افرادی که د یک زمینه محروم هستند بدون جبران و اصلاح رضایت بخش، نارضایتی خود از یک محدوده دیگر نارضایتی تعمیم می دهند. (همان، ص 37).
بنابراین میتوان گفت که محرومیت و آگاهی از آن به همراه سطح پایین درآمد اقتصادی، متغیرهای اصلی تعیین کننده عدم ارضاء نیاز م یباشند که این خود مقدمه نارضایتی می باشد. آنان که محرومیت رادر بخش های بیشتری از رندگی تجربه می کنند، در نتیجه احساس محرومیت بیشتری داشته و بیشتر احساس نارضایتی می کنند.
منشاء دیگر نارضایتی شکاف و ناسازگاری بین بخش های متعدد زندگی فردی است. افرادی مثل لنسکی[2] و گافمن[3] آن را مورد توجه قرار داده اند. نارضایتی ناشی از عدم توان در مراتب و منزلت عدم هماهنگی و ناسازگاری در بین موقعیت های متفاوت باعث خواهد شد افرادی که در بعضی ابعاد در رتبه بالا و در بعضی از ابعاد در رتبه پایین قرار دارند و یا خود چنین ارزیابی می نمایند به طور مشخص ناراضی باشند.
منشاء سوم نارضایتی از عدم پذیرش آنچه مردم دارند و یا فزونی در آنچه انتظار دارند که داشته باشند، ناشی می شود. عدم رضایت زمانی آغاز می شود که مردم در آنچه احساس می کنند باید یا می توانند داشه باشند، نوعی افت را مشاهده کنند. این شکاف یا اختلال، پایه های اساسی شورش و خشم،اضطراب و نارضایتی است. (همان، ص 38).
علاوه بر مطالب فوق، افرادی چون مارکس، داراندرف و کوزر بر نابرابری و تاثیرات آن بر نارضایت، تضادها و آشوب های اجتماعی تاکید کرده اند که نظرات آن ها در قالب دیدگاه تضاد مورد بحث قرار می گردد.
از دیدگاه تضاد دانشمندان متعدد به پدیده نارضایت توجه کرده اند و هر یک عامل و یا علت مشخص را باعث کاهش یا افزایش نارضایتی و بروز تضادهای اجتماعی معرفی کرده اند. بسیاری از نظریات تضاد، نشات گرفته از افکار کارل مارکس می باشد. وی به هنگام ارائه نظریه خود شیوه توزیع منابع کمیاب و نامتوازن بودن در طبقات متعدد اجتماعی رابه عنوان منشاء تضادهای اجتماعی معرفی مینماید. اما این منشا بالقوه که زیربنای نارضایتی ها و تضادهای اجتماعی در طول تاریخ بشر بوده است. زمانی به طور عینی این شرایط را تحقق می بخشد که طبقات محروم نسبت به شرایط ومنافع حقیقی خود ونیز استثمار گرایانه بودن روابط و مناسبات با طبقه فرادست وقوف و آگاهی یابند.
جاناتان ترنر هنگام جمع بندی تقاضای اصلی کارل مارکس در این باره بیان می دارد: «هر چه بخش های محروم ازمنافع حقیقی خود بیشتر آگاه شوند، احتمال اینکه مشروعیت الگوهای موجود توزیع منابع کمیاب را زیر سئوال ببرند، افزایش می یابد (همان، ص40).
انتقال نارضایتی بین افراد در اثر تعامل[4] بین افراد فرودست جامعه زمینه ساز تسری و تعمیم نارضایتی های اجتماعی است: «هر چه اعضاء بخش زیردست بیشتر بتوانند نارضایتی خود را با یکدیگر در میان بگذارند، احتمال اینکه از منافع حقیقی خود آگاه شوند، بیشتر می شود.» (جاناتان ترنر، 1373، ص 111).
رالف داراندروف نیز، آگاهی از منافع عینی، وقوف بر شرایط نابرابر و ارزیابی منفی از آن را دلیل بروز نارضایتی و در نهایت تضادهای اجتماعی می داند.وی معتقد است: «هرچه اعضاء جامعه بتوانند بیشتر از منافع عینی خود آگاه شوند، احتما بروز نارضایتی و تضاد بیشتر است». (همان، ص 136).
در نظریه داراندرف آنچه مود توجه اساسی قرار گرفته است، دو نکته می باشد:
1- وقوف و ارزیابی منفی از توزیع پاداش ها
2- احساس محرومیت نسبی
در مورد احساس محرومیت نسبی وی معتقد است که محرومیت هرگز نمی تواند منشاء نارضایتی باشد، بلکه هر چه محرومیت از حالت مطلق به سوی نسبیت حرکت کند، نارضایتی و در نتیجه تضادها افزایش می یابد.
لوئیس کوزر، نیز در چارچوب تضاد، عواملی را موردتاکید قرار می دهد. او به هنگام بحث درباره علل تضاد، بر ارزیابی از نابرابری تاکید دارد. «کنار اندازی مشروعیت نظام وجود توزیع نارضایتی از محرومیت راایجاد میکند» (همان، ص 150).
این نارضایتی از محرومیت متاثر از نوع فشار اجتماعی است که ممکن است بر افراد محروم اعمال شود.
قضایای عام یا قضایای بنیادی هومنز
هومنز با توسل به دو متغیر اساسی، قضایای عام خود را بیان میکند. این دو متغیر عبارتند از: ارزش و کمیت، یعنی ارزش «واحد عمل» که بر شخصی وارد میشود و تعداد چنان واحدهایی که در طول زمانی معین وارد میشوند. باید به یاد داشت که عملی که بر شخصی وارد میشود همان است که از شخص دیگری صادر شده است. خود ارزش دارای دو جزء است: یکی ثابت، که سروکار هومنز با همین جزء است و دیگری متغیر. اگر ما مقدار«عمل» را که بر شخصی وارد میشود کنار بگذاریم، باید بگوییم که وی آن فعل را بیشتر، یا کمتر از عمل دیگر ارزش میگذارد و این رجحان به طور موقت ثابت باقی میماند: این اولین جزء است. اگر از سوی دیگر مقدار عمل وارد شده را به حساب آوریم باید اذعان کنیم که آن شخص این فعل را در یک زمان، بیشتر از زمان دیگر را ارزش میداند، به عبارت دیگر: هرچه فعل در زمان اخیر بیشتر بر او وارد شود او آن را کم ارزشتر میشمارد، و این دومین جزء است.
هومنز میگوید« ما باید ارزش و کمیت را دو طبقة تشکیل دهندة متغیرهای خود محسوب کنیم». او قبل از پرداختن به قضایای عام خود یک هشدار میدهد: او میگوید که قضایای وی به هیچ وجه شباهتی به دو قضیة زیر ندارد، الف: X تاحدی تابع Y است، که بدین معناست که هر متغیری در ارزش Y باعث تغییراتی در X میشود، اما این قضیه از جهت مقدار متغیر، چیزی نمیگوید. ب: X تابع ویژهای از Y است، یعنی X=logy . که این قضیه نه فقط ما را دربارة مقدار دقیق تغییر بلکه از جهت آن نیز مطلع میگرداند. به نظر هومنز قضیة اول به هیچوجه دقیق نیست و وی جامعهشناسان را متهم میکند که گفتههایشان بیشتر به این قضیه میماند و قضیة دوم دارای دقت بسیاری است و هنوز علوم اجتماعی به آن پایه نرسیده است که این قضیه را الگوی خود قرار دهد. هومنز میگوید که قضایای خود او در حد وسط قرار دارند یعنی x به محض تغییر Y تغییر میکند. بنابراین قضیه میتوان از افزایش ارزش X به محض فزونی ارزش Y مطلع گردید، اما از میزان و اندازة آن نمیتوان اطلاع یافت. وی میگوید که از علوم اجتماعی در شرایط خاص نباید بیش از این انتظار داشت. (توسلی، 1369: 387-388)
به نظر هومنز، قضایایش به دو دلیل روانشناختیاند: نخست آنکه این قضایا معمولاً به وسیلة اشخاص بیان و آزمایش تجربی میشوند که خودشان را روانشناس میدانند. دوم و از آن مهمتر این که، قضایایش به خاطر آن که با فرد در جامعه سروکار دارند، روانشناختیاند.
هومنز، در نتیجة این موضعگیری، پذیرفت که او را «با همان عنوان هراسناک، یک تقلیلگرای روانشناختی» بدانند. تقلیلگرایی به عقیدة هومنز، عبارت است از «فراگردی که نشان میدهد که چگونه قضایای یک علم[ در این مورد، روانشناسی] منطقه می تواند از قضایای کلی تر یک علم دیگر پیروی کند».
گرچه هومنز اصول روانشناختی را پذیرفته بود، اما افراد را جدا از هم در نظر نمیگرفت. او این را تشخیص میداد که انسانها اجتماعیاند و بخش چشمگیری از وقتشان را در کنش متقابل با همدیگر صرف میکنند. هومنز تنها بر آن بود که رفتار اجتماعی را با اصول روانشناختی تبیین کند. هومنز در آثار گوناگونش برنامهای را تشریح کرد تا به گفتة خودش «انسانها را به جامعهشناسی باز گرداند»، اما همچنین درصدد پروراندن نظریهای بود که بر روانشناسی، مردم و "صورتهای بنیادی زندگی اجتماعی" تأکید داشته باشد همین نظریه است که نظریة تبادل نامیده شد. به تعبیر هومنز، این نظریه «رفتار اجتماعی را به عنوان یک تبادل فعالیت ملموس یا غیرملموس و کم و بیش پاداش دهنده یا غرامتآمیز میان دست کم دو شخص، در نظر میگیرد.» هومنز خود را موظف به ساخت قضایایی میدانست که بر سطح روانشناختی تأکید داشته باشند، همین قضایا هستند که زمینة نظریه تبادل را فراهم میسازند.(ریتزر، 1379،خلاصه صفحات 423- 425)
قضایای عام یا قضایای بنیادی هومنز عبارتند از:
1- انگیزه یا قضیة موفقیت:
از نظر هومنز، تجربة گذشته در تکرار عمل مؤثر است. انگیزع انجام عمل در ارتباط با سابقة قبلی که به دریافت پاداش منجر شده است، مرتبط میگردد با معنیتر میشود. از این رو با شباهت بین انگیزه برای عمل حال و گذشته احتمال انجام عمل بیشتر و در صورت شباهت کمتر بین انگیزه حال و گذشته احتمال انجام عمل، کمتر میشود. اگر در گذشته ایجاد موفقیت، انگیزهای خاص محل برای فعالیت انسان بوده که به پاداش انجامیده، شباهت بیشتر موقعیت انگیزه با گذشته، امکان مناسبی برای تکرار عمل میباشد.(آزاد ارمکی، 1376: 285)
آنچه از فرض «موفقیت» نتیجهگیری میشود این است که دلیل عملی که فردی انجام میدهد هر چه باشد همین که عمل را یکبار انجام داد و نتیجه عمل برایش مثبت بود همان مفهومی را برای فرد پیدا میکند که به آن بعداً نام ارزش مثبت میدهیم و در حقیقت فرد مستعد تکرار آن عمل شده است. فرض موفقیت- حتی اگر عمل با موفقیت همراه نباشد- همواره صادق است.
اگر چنین موقعیتها و فرصتهایی برای تکرار، زیاد پیش آید، احتمال این که فرد آن کنش را فراگیرد، را فراوانی دفعاتی که آن عمل پاداش یافته، رابطة مستقیم دارد.
یادآوری میشود که آنچه مخصوصاً نظریه مبادله به آن میپردازد فرایندی است که طی آن رفتار اجتماعی به طرف ساختهای اجتماعی هدایت میشود. بدون وجود اعمال تکرار شده هیچ ساختار اجتماعی وجود ندارد. قضیه تلویحاً بیانگر این است که تکرار فزایندة پاداش، منجر به تکرار فزایندة عمل میشود؛ اما آشکار است که چنین افزایشی نمیتواند تا بینهایت ادامه یابد بلکه حد و حدودی دارد و با مسأله اشباع» گره خورده است.
همچنین قضیة مذکور بیانگر این است که هر چه یک عمل کمتر به پاداش منجر شود، همان قدر آن عمل کمتر مستعد تکرار است. نهایتاً اگر یک عمل پس از یک بار پاداش یافتن هرگز پاداش داده نشود از آن پس، دیگر هرگز مشخص تمایل به انجام آن نشان نخواهد داد. در اصطلاح فنی روانشناسی رفتاری، گفته میشود که سرانجام آن عمل، به خاموشی میگراید. هر قدر زمان بین عمل و تشویق کوتاهتر باشد به همان میزان احتمال تکرار آن عمل از سوی فرد بیشتر است.
بنابراین پاداش سریع، حتی اگر شخص به ارتباط بین عمل و تشویق و پاداش آگاه نباشد تکرار عمل را محتمل میسازد. به علاوه هر قدر ارزش پاداش بیشتر باشد به همان میزان شخص ارتباط را بیشتر برقرار میکند.
فراوانی تکرار عمل توسط فرد همچنین منوط به معیارهایی است که پاداش را تعیین میکند. برای مجموعهای از تشویقها در یک دورة معین به نظرمیرسد که انسان همانند یک کبوتر در صورتیکه بطور منظم پاداش داده شود، عمل را کمتر تکرار خواهد کرد. باید تذکر داد که اگر تشویق را به یکباره متوقف کنیم عملی که همواره به طور منظم تشویق میشود، زودتر از عملی که به طور نامنظم تشویق میشود، به خاموشی میگراید. یکی از دلایل اینکه چرا مردم در هنگام قماربازی، ماهیگیری یا شکار حتی زمانی که نتیجه کمی عایدشان میشود، سخت میکوشند، این است که این گونه عملیات به طور نامنظم پاداش به همراه دارد.
قضیة «موفقیت» ایجاب میکند که فراوانی نسبی اعمال ممکنی که فرد برای کسب تشویق انجام میدهد، با فراوانی نسبی پاداشهایی که از هر عمل دریافت میکند معادل باشد.(توسلی، 1369:خلاصه صفحات 388- 391)
بنابر مثال هومنز در مورد عمل متقابل شخص و دیگری در یک اداره، این قضیه به آن معنااست که یک شخص اگر در گذشته با مشورتهای مفید دیگران پاداش گرفته باشد، احتمال بیشتری میرود که در آینده از دیگران کمک مشورتی بخواهد. به عبارت دیگر، هر چه آن شخص مشورتهای سودمندتری در گذشته دریافت کرده باشد، در آینده بیشتر درخواست مشورت خواهد کرد. به همینسان، اگر دیگری در گذشته با تأیید بیشتری پاداش گرفته باشد، درآینده آمادگی بیشتری برای مشورت دادن از خود نشان خواهد داد. رفتار برابر با قضیة موفقیت، سه مرحله دارد: نخست کنش یک شخص دوم، نتیجة همراه با پاداش و سرانجام، تکرار کنش نخستین با کنشی که دست کم از برخی جهات با کنش اولی مشابه باشد. (ریتزر، 1379،خلاصه 427-428)
قضیة محرک
در صورتیکه در یک زمان خاص، اغلب موارد عمل به واسطة دیگری پاداش داده شود، عمل تکرار میگردد. قضیة دوم فقط به تکرار عمل مربوط است. ولی قضیة سوم به ارزش عمل ربط دارد.«استمرار دریافت پاداش در مقابل انجام عمل، عاملی در تکرار عمل است». (آزاد ارمکی، 1376: 285-286) این قضیه مربوط به تأثیر موقعیتها بر اعمالی است که در آن موقعیتها رخ میدهد. این اعمال ممکن است ارادی یا غیرارادی باشند و درهرحال این موقعیتها زمینة محرک و یا انگیزش نامیده میشوند و باعث برانگیختن عمل در انسان میگردند.
اگر در گذشته وجود یک انگیزة خاص یا یک مجموعه از انگیزهها فرصتی بوده است که در آن، عمل شخص به پاداش منجر شود، هر قدر وضعیت جدید شبیه گذشته باشد احتمال اینکه فرد، به انجام عمل یا اعمال شبیه به آن دست بزند، بیشتر است.
بعضی از روانشناسان برای اینکه این نظر را صورت عملی بدهند نقش پاداش عمل را جزء انگیزهها به حساب میآورند و به عنوان «انگیزههای تقویت کننده» میدهند.
هومنز این برداشت را مغشوش میداند. صحیح آن است که تصویر شیء که ما آن را خواسته و قبلاً به دست آوردهایم، انگیزهای شود برای کوششی که آن را مجدداً به دست آوریم، پس تصویر شیء است که انگیزه ماست، نه موفقیت در به دست آوردن آن شیء. اشتباه گرفتن این دو بدین معناست که قضیة 1و 2 باهم تفاوتی ندارند، در صورتی که آنها دو امر مختلف را بیان میکنند.
قضیة 2 حاکی از این است که ظهور دوباره موقعیتی که منجر به عمل موفقیت آمیز شده، احتمال تکرار آن عمل را فراهم میسازد. مثلاً یک ماهیگیر که قلابش را به داخل استخر تاریک انداخته و ماهی گرفته است، بسیار آماده است که دوباره در استخر تاریک ماهی بگیرد. ارتباط انگیزه و عمل است که موجب تعمیم و تمیز میشود. اگر ماهیگیری در یک استخر تاریک موفق شده باشد، او احتمالاً برای ماهیگری به استخری که تا اندازهای دارای سایه است میرود، در حقیقت عملش را تعمیم میدهد.(توسلی، 1369: 391)
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 216 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 183 |
پیشگفتار
الحمدلله رب العالمین باری الخلائق اجمعین والصلوة والسلام علی عبدالله ورسوله و حبیبه و صفیه، حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا و شفیع ذنوبنا الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارض بابی القاسم مصطفی محمد و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین.
قرآن کریم ، قانون اساسی اسلام و ضامن سعادت بشر در تمامی صحنه های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و ... می باشد.
قرآن به زبان فطرت انسان سخن می گوید و اختصاص به عصر و منطقه و یا گروهی خاص ندارد. اما همگان توفیق بهره گیری از آنرا ندارند ، و بهره مندان نیز به طور یکسان از آن سود نمی برند . و از همان آغاز نزول این کتاب مقدس ، مخاطبان ، موضع گیریهای گوناگون و متعددی داشتند که قرآن کریم آنها را به سه گروه شاخص و بارز تقسیم می کند . دسته ی اول کسانی هستند که در مقابل دستورات و اوامر و نواهی قرآن صادقه سر تسلیم فرود آورده و در مسیر هدایت پرودرگار قرار گرفتند که خداوند از آنها به عنوان متقین یاد می کند.[1]
و گروه دوم کسانی هستند که اندرزهای پیامبر اکرم (ص) و قرآن در آنان هیچ تأثیری نگذاشته و از همان ابتدا با صراحت در مقابل آیات وحی موضع گیری نموده و پیامبر اکرم (ص) را تکذیب نمودند و خداوند در مورد آن چنین فرمود که : «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم.» [2]
و اما گروه سومی را هم خداوند در قرآن معرفی می کند که نه ایمان و اخلاص متقین را داشته و نه صداقت کفار در ابراز عقیده ، بلکه بیمار دلانی ، با غرض و مرض هستند که جامعه ی اسلامی را از همان ابتدا تا کنون ، در ابعاد مختلف اعم از فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و اجتماعی ، دچار مشکلات فراوانی نموده و از نشر و گسترش فرهنگ ناب اسلامی ناخرسند بوده و با انواع و اقسام مکر و حیلهها ، بر سر راه حق مانع ایجاد کرده و می کنند. که قرآن کریم با بلیغ ترین بیان و شیواترین اسلوب این گروه نابکار را معرفی نموده و پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان را از نقشه های شوم آنها آگاه نموده و شیوه های برخورد با این دشمنان دوست نما را ترسیم نموده است. که به حول قوه الهی در صدد بررسی روانشناسی منافقان یا به عبارتی ویژگیهای رفتاری منافقان از دیدگاه قرآن و روایات هستیم تا انشاءا... جامعه ی اسلامی ما بیش از پیش با خطر این فاسقان آشنا شود.
سئوال های تحقیق
1- روانشناسی منافقان یعنی چه و معنای لغوی و اصطلاحی واژه ی نفاق و تفاوت آن با دروغ و تقیه چیست؟
2- تاریخ شروع نفاق از چه زمانی بوده است؟
3- منافقان از نظر روانی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
4- منافقان از نظر اجتماعی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
5- منافقان از نظر فرهنگی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
6- منافقان از نظر سیاسی دارای چه ویژگیهایی می باشند؟
7- خداوند در قرآن کریم چه راهکارهایی را برای برخورد با منافقان ترسیم نموده است؟
پیشینه ی تحقیق :
با مراجعه به کتابخانه ، رساله یا کتابی با این عنوان «روانشناسی منافقان» مشاهده نگردید. اما کتابهای متعددی با محوریت موضوع نفاق به زبان های فارسی و عربی چاپ و منتشر شده است که به طور اجمال و مختصر به بیان صفات منافقان و ارائه آیات مربوط به آنها و برخی شأن نزول این آیات پرداخته است که البته بیشتر مربوط به غزوات و جنگهای صدر اسلام می باشد. که به تعدادی از این کتابها اشاره می کنیم:
1- مسأله ی نفاق ، شهید مطهری
2- دشمنان دوست نما ، جعفر سبحانی
3- حقیقت نفاق از دیدگاه قرآن ، حکمت یار
4- پیامبر و منافقین ، سیروس سعیدی
5- منشور جاوید ، جلد 4 ، جعفر سبحانی
6- منافقین از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه ، مهدی عرفانی
برخی از کتابهایی که به زبان عربی درباره ی منافقان چاپ و منتشر گردیده است به شرح ذیل می باشد.
1-المنافقون فی القرآن الکریم ، السید حسین اسماعیل الصدر
در این کتاب ، برخی از صفات و عملکرد منافقان ، در چند بخش بیان شده و آیات مربوط به آنها را مطرح می کند.
2-المنافقون فی القرآن ، دکتر عبدالعزیز الحمیدی
این کتاب ابتدا آیه ی مورد نظر را بیان نموده و سپس به شأن نزول آن پرداخته و بحثهایی نیز پیرامون جایگاه زمانی آیه و بیان مفردات آیه دارد. در مواردی نیز به ارتباط آیات با حوادث کنونی جامعه اسلامی اشاره می کند وا حادیثی که در ذیل آیات آورده است بیشتر از صحیحین کتب روایی اهل سنت می باشد.
مؤلفان در کتاب فوق الذکر ادعا کرده اند که بین 300 تا 340 آیه در مورد منافقان نازل شده است که متأسفانه هیچکدام کل آیات و یا شماره آیات با سوره ها را بیان نکرده اند . که ما دراین تحقیق جدولی از آیات که در مورد منافقان نازل شده است را ارائه خواهیم داد.
3-لغه المنافقین فی القرآن الدکتور عبدالفتاح لاشین
در هر یک از فصلهای این کتاب ، یکی از سوره ها و آیات آن را که در مورد منافقان نازل گردیده ، به ترتیب مصحف کنونی ، مطرح می کند و از جهت لغوی و اعجاز لفظی نیز بحثهایی را ارائه می نماید و در آخر هر فصل ، تحیلی تحت عنوان «تعقیب» می آورد.
بعد از بررسی منابع مذکور در خصوص مسأله ی نفاق به این نتیجه می رسیم که متأسفانه تحقیق گسترده و شامل و کاملی که تمامی آیات مربوط به نفاق و منافقان را در برگیرد یافت نمی شود و حتی مفسر بزرگ معاصر یعنی علامه طباطبایی (ره) هم به غیر از تفسیر آیات مربوط به نفاق ، مطلب جداگانه ای در این خصوص ندارد هر چند که ایشان قصد ارائه ی مبحث گسترده ای پیرامون نفاق داشتند و در پایان تفسیر سوره ی توبه اینگونه مرقوم فرمودند که «قبلاً بنا داشتیم وقتی به آخر سوره ی برائت می رسیم یک فصل جداگانه ای را برای بحث و گفتگو از وضع منافقین در اسلام اختصاص داده و آیاتی را که درباره ی آنان نازل شده از قرآن کریم استخراج نموده ، آنگاه به تجزیه و تحلیل تاریخ پرداخته تا فسادی را که این طایفه به راه انداختند و ضرباتی را که بر پیکر اسلام وارد آوردند از نظر خواننده ی گرامی بگذرانیم ، ولیکن از آنجایی که مطالب تفسیر طولانی شده از ایراد این بحث صرفنظر کردیم و آنرا به انتظار رسیدن موعد مناسبی به تأخیر انداختیم و از خدا توفیق مسألت داریم که او ولی توفیق است.» [3]
باید بگوییم که متأسفانه نه در المیزان و نه در سایر آثار مرحوم علامه این بحث مهم (موضوع نفاق و منافقان) دیده نمی شود و بدین ترتیب از فیوضات ایشان و آنچه را که در ضمیر داشتند محروم ماندیم . به هر حال از خداوند متعال علو درجات ایشان را مسألت داریم.
روش تحقیق :
این تحقیق همانند اکثر رشته های علوم انسانی کتابخانه ای می باشد که با مراجعه به کتابخانه و منابع تفسیری، بعد از مشخص نمودن آیات مربوط به نفاق و منافقان که حدود 240 ایه می باشد ، آیات را به طور کامل و دقیق مطالعه نموده و تمامی آیات را به ترتیب سوره ها نوشته و سپس بنا به تناسب موضوع که در سئوالهای تحقیق آمده است به کتب معتبر تفسیر و برخی کتب دیگر مراجعه نموده و با توجه به عناوین فصول ، هر دسته از آیات ذیل فصل مربوطه همراه با مختصری تفسیر و تحلیل بیان می گردد. با توجه به اینکه عنوان این تحقیق روانشناسی منافقان از دیدگاه قرآن و روایات می باشد، کمتر از واژه روانشناسی استفاده شده است چرا که بررسی ویژگیهای رفتاری منافقان اعم از روانی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ، خود مقوله ی روانشناسی می باشد و به همین دلیل کمتر به اصل واژه پرداخته شده است.
هدف تحقیق :
همانطور که از نامگذاری این تحقیق استنباط می شود ، هدف این تحقیق و پژوهش شناسایی ویژگیها و خصوصیات اخلاقی منافقان و بررسی عملکرد آنها در زمان پیامبر اکرم (ص) و همچچنین دلایل و علل انتخاب چهره ی ملون از طرف منافقان و چگونگی شیوه برخورد پیامبر اکرم (ص) و جامعه ی اسلامی با این گروه رذل می باشد.
فصل اول:
کلیاتی در خصوص موضوع روانشناسی و نفاق
در این فصل به طور اجمال تعاریفی از روانشناسی و همچنین نفاق خواهیم داشت تا از همین ابتدا صورت مسأله به طور کامل روشن شود و هر گونه ابهامی پیرامون آن برطرف گردد . به همین منظور بخشهای این فصل به شرح ذیل تنظیم گردیده است :
1- تعریف روانشناسی
2- معنای لغوی نفاق
3- معنای اصطلاحی فاق
4- وجه تسمیه ی منافق
5- تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر
6- تفاوت نفاق با تقیه
7- نفاق از مختصات انسان است
8- ضرورت و اهمیت شناخت منافقان
9- تاریخچه ی پیدایش نفاق
10- بررسی آماری آیات نفاق
1-1- تعریف روانشناسی
برای واژه ی روانشناسی که در علوم اسلامی از آن به عنوان «علم النفس» یاد می شود ، تعاریف متعددی شده است که ما فقط به سه تعریف اکتفا می کنیم .
1- روانشناسی عبارت است از مطالعه ی جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر[4]
2- روانشناسی علمی است که به شناخت ، توصیف ، پیش بینی و تأثیر رفتار بویژه رفتار انسانی مبادرت می ورزد.[5]
3- روانشناسی به مفهوم علمی و امروزین خود ، رشته ای است جوان و کم سابقه متکی به روش علمی که موضوع آن مطالعه و بررسی رفتار انسان است با همه ی نمودها و جلوه های بارز و نهان رفتار به مفهوم عام خود در روان شناسی موضوع پژوهش و بررسی است.[6]
با توجه به این تعاریف از روانشناسی ، موضوع و هدف از مبحث روان شناسی ، منافقان کاملاً مشخص و آشکار می شود که در پی این هستیم که رفتار منافقان را از زوایای مختلف با توجه به آیات قرآن مورد نقد و بررسی قرار دهیم .
1-2-معنای لغوی نفاق
لغت شناسان برای ریشه ی واژه ی نفاق (نفق) معانی متعددی را ذکر کرده اند که تعاریف آنها خیلی به هم نزدیک است و ما به چند تعریف مشهور به شرح ذیل اکتفا می کنیم . نفاق از ریشه های «نفق» یعنی «خرج کردن» «رواج یافتن» ، «تمام شدن» ، «پنهان کردن چیزی» ، «مردن» و ... همچنین راغب می گوید : «نفق الشیئ مضی و نفد ، یعنی شیئی رفت و تمام شد.[7]
1-3-معنای اصطلاحی نفاق
ابن اثیر ، لغت شناس مشهور در کتاب نهایه چنین نوشته است (المنافق) «و هو اسم لم یعرفه العرب بالامعنی المخصوص و هوالذی یستر کفره و یظهر ایمانه»
«یعنی منافق اسمی است که عرب (قبل از اسلام) نمی شناخته است در حالیکه (بعد از اسلام) منافق به کسی گفته می شود که کفرش را پنهان می کند و ایمانش را اظهار می نماید.[8]
همچنین در کتابهای لغت آمده است که «لانه ی موش صحرایی در زیر زمین ، یک راه آشکار برای داخل شدن دارد که «قاصعاء» نا میده می شود و راه خروجی مخفی نیز در جای دیگر دارد که «نافقا» نامیده می شود و این حیوان هنگامی که احساس خطر کند از طریق راه پنهانی ، از لانه اش خارج شده و خود را نجات می دهد و با توجه به این معنا ، نفاق به معنی «دخول در دین از دری و خروج از آن از در دیگر» می باشد. [9]
1-4-وجه تسمیه ی منافق
دلیل نامگذاری منافق هم از این جهت است که شخص منافق کفر خود را در دل پنهان کرده ولی به زبان اظهار ایمان می کند.
بعضی در وجه تسمیه منافق می گویند: منافق به سوی مؤمن ، با ایمان و به سوی کافر، با کفر خارج می شود و از این جهت قرآن کریم ، منافقان را فاسق می شمارد ، چونکه از شرع خارج شده اند و می فرماید:
«ان المنافقین هم الفاسقون» [10]
صاحب تفسیر التبیان نیز در تعریف «منافق» چنین می گوید:
«هوالذی یظهر الاسلام بلسانه و یکفر بقلبه» [11]
وقتی ماده ی «نفق» را به باب مفاعله ببریم معنای «پنهان نمودن» و «مخفی کردن» شدت و دقت بیشتری می یابد زیرا که باب مفاعله معنای مبالغه و شدت و استمرار نیز می دهد و منافق به کسی گفته می شود که پرده ای از ایمان بر کفر خودش کشیده است و به عبارتی نفاق یعنی کفر زیر پرده.[12]
1-5-تفاوت نفاق با دروغ و ارتباط آن دو با یکدیگر
برای اینکه به تفاوت نفاق با دروغ پی ببریم ، اول باید دروغ را تعریف کنیم ، در کتاب «تفاوت های فردی یا روانشناسی اختلافی» آمده است : «دروغگویی در واقع به منظور فریفتن دیگری و قبولاندن گفتار و رفتاری است که با حقیقت مطابقت ندارد.»[13]
هر چند که یکی از مهمترین یا می توان گفت بدترین صفت منافق دروغگویی است اعم از دروغ در گفتار ، دروغ در نیت و اراده و دروغ در اعمال، سوگند دروغ، شهادت دروغ ، و ... ولی تفاوت نفاق با دروغ در این است که نفاق ، معمولاً کذب مخبری است زیرا منافقان درصدر اسلام نوعاً به زبان ، اعتقادات درستی را ابراز می کردند و کلام و بیان آنها معمولاً ظاهری جذاب و مسلمان پسند داشت و به عبارت دیگر خبر آنها خبر صدق بود اما آنچه را که بر زبان می آوردند به آن اعتقاد نداشتند ، نتیجه اینکه خبر صدق ، ولی مخبر کاذب بود که خداوند پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان را از این واقعیت مطلع نموده و چنین می فرماید:
«اذا جاءک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون.»[14]
بنابراین منافق سخنی می گوید که به آن ایمان ندارد ، حال این سخن راست باشد مثل رسالت پیامبر اکرم (ص) یا اینکه سخن دروغ باشد که بارزترین آن ادعای ایمان در نزد مؤمنان و اظهار همراهی با شیاطینشان در خلوت است. [15]
در حالیکه مورد بحث در «کذب» اختلاف سخن با واقع است. یعنی کلام مطابق واقعیت نیست . حال خود گوینده به این موضوع توجه داشته باشد یا اینکه توجه نداشته باشد . به عبارت دیگر نفاق و کذب در این جهت مشترکند که یک نوع دوگانگی و اختلاف در هر دو وجود دارد ولی اختلاف نفاق، همان تضاد ظاهر انسان با باطن اوست و در آیات قرآن هم هر کجا درباره ی نفاق و منافق سخن به میان می آید ، آنچه که بیشتر محسوس است «تخالف لسان با قلب» می باشد در حالیکه در مورد دروغگویان اینگونه نیست که به عنوان مثال به دو آیه اشاره می کنیم :
خداوند در مورد «تخالف لسان با قلب» اینگونه می فرماید: «ولیعلم الذین نافقوا .... یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم والله اعلم بما یکتمون.» [16]
همانطور که از محتوای آیه مشخص است ، معرفی چهره های نفاق و بیان دوگانگی زبان با قلب می باشد در حالی که در قرآن هر موقع در مورد »صدق و کذب» سخن می گوید : موضوع را از دریچهی تطابق آن با واقع یا عدم آن می نگرد مثلاً داستان مباهله ی پیامبر اکرم (ص) با سران نجران که برای حضرت عیسی (ع) به مقامی مانند الوهیت معتقد بودند مسأله ی دورویی و نفاق را مطرح نکرده و چون صحت گفتار طرفین مطرح است ، لفظ «کذب» را به کار برده است[17] و می فرماید:
«..... ثم نبنهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین».[18]
1-6-تفاوت «نفاق» با «تقیه»
احادیث و روایات متعددی در خصوص تقیه وارد شده است از جمله حدیث مشهور امام صادق (ع) که فرمود : «التقیه جنه المؤمن» «تقیه سپر مؤمن است.»[19]
همچنین آن حضرت در حدیث دیگر می فرماید «اصحاب کهف » ایمان را پنهان و شرک را اظهار کردند و از این جهت دارای دو پاداش گردیدند.[20]
با بیان این دو حدیث متذکر می شویم که نفاق و تقیه از یک مقوله نبوده و نه تنها در حکم «تجویز و تحریم» با هم متفاوتند بلکه تفاوت «جوهری» نیز با یکدیگر دارند . توضیح اینکه لفظ «نفاق» یک اصطلاح اسلامی است که قرآن برای نخستین بار به جهت مناسبت با معنای اصلی آن (دورویی) به کار برده است و پیش از نزول قرآن کریم چنین اصطلاحی وجود نداشته است. همچنان که عبدالفتاح لاشین در کتاب «لغه المنافقین فی القرآن» در صفحه 21 اینگونه توضیح داده است که «نفاق اسمی اسلامی است که در دوره ی جاهلیت استعمال نمی شد و از الفاظی است که با ظهور اسلام در دایرهی لغات وارد شد مانند الفاظ کفر و صلاه» بنابراین فرد منافق، کفر باطنی خویش را پنهان نموده و ایمان را که در قلب او هیچ جایگاهی ندارد آشکار می نماید و شخص منافق اهداف و انگیزه های متعددی دارد که خداوند در قرآن کریم ، منافق صفتان را اینگونه توصیف می فرماید:
«و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهدالله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد.» [21]
از این آیات نتیجه می گیریم که نفاق ، نوعی دورویی و تلون است که «هدف» از آن ، سودجویی و کسب مقام و ریاست و یا آسیب رسانی و فساد در جامعه می باشد ، اما اگر فردی از این «دورویی » برای حفظ جان و ناموس و حتی مقام شرعی خود و با هدف جلب رضایت و خشنودی خداوند ، بهره بگیرد نه تنها نکوهیده نیست بلکه در مواردی از نظر عقل و شرع لازم و واجب هم می باشد چنان که در قرآن کریم آمده است ، مؤمن آل فرعون برای حفظ جان حضرت موسی (ع) «تقیه» می کرد. یعنی هدف او از کتمان ایمان به حضرت موسی (ع) و اظهار ایمان ظاهری به فرعون ، حفط جان خود و حفظ جان حضرت موسی (ع) بود که خداوند در این مورد چنین می فرماید :
«و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا ان یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم.»[22]
آیه ی دیگر بنا بر نقل روایات به تقیه ی عمار یاسر اشاره دارد که عملکرد این صحابی بزرگ رسول خدا به عنوان تقیه مورد تأیید خداوند و پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته :
«و من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان...... »[23]
از مضمون روایات استفاده می شود که بعد از مهاجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه تعدادی از مسلمانان از جمله عمار و پدر و مادرش (یاسر و سمیه) و چند نفر دیگر که هنوز در مکه بودند ، توسط مشرکین قریش مورد شکنجه قرار گرفتند تا از دین اسلام دست بردارند ، یاسر و سمیه زیر شکنجه ، شهید شدند اما عمار از راه تقیه و با اظهار کفر ظاهری نجات پیدا کرد ولی از این کار خود خیلی ناراحت بود و در فرصتی مناسب جریان را برای پیامبر اکرم (ص) تعریف نمود که پیامبر در جواب فرمودند : «اگر بار دیگر به تو چنین کردند تو هم همان کار را تکرار کن که خدا در معذور بودنت این آیه را نازل کرد»
زیرا عمار قلبش مطمئن به ایمان بود و تنها به خاطر رهایی از دست مشرکان و از روی اکراه به ساحت مقدس پیامبر (ص) توهین کرده بود.[24]»
نکته ی دیگر در مورد تفاوت نفاق با تقیه این است که در بعضی از روایات «ذولسانین» مورد نکوهش قرار گرفته است و منظور از «ذولسانین» کسی است که زبان ظاهری او با زبان باطنی اش مخالف باشد ، در این صورت تقیه را چگونه می توان توجیه نمود زیرا فرد تقیه کننده نیز به عبارتی «ذولسانین» می باشد؟
پاسخ این سئوال روشن است ، زیرا آن «ذولسانینی» بدونکوهیده است که هدف او سودجویی و کسب مقام و یا آسیب رسانی به دیگران باشد در حالیکه دورویی و یا «ذولسانین» که از روی تقیه باشد هدف او حفظ جان و ناموس و اصلاح ذات بین و از همه مهمتر اجرای احکام الهی و کسب رضایت خشنودی خداوند، همانگونه که خدوند دستور داده است ، می باشد.[25] و شیخ طوسی هم در مورد تفاوت «نفاق» و «تقیه» اینگونه می فرماید:
«ان المنافق یظهر الخیر و یبطن الشر و المتقی یظهر القبیح و یبطن الحسن» [26]
محققاً منافق نیکی را آشکار و بدی را پنهان می کند و تقیه کننده زشتی را آشکار و نیکی و خوبی را مکتوم می دارد.
1-7-نفاق از مختصات انسان است
یکی از خصوصیات رفتاری را که فقط می توان به انسان نسبت داد همین رفتار و برخورد ملون و نفاق آمیز است که در حیوانات به ندرت دیده می شود . ولی از آنجایی که انسان دارای قوه ی تفکر و تعقل می باشد می تواند با این قدرت خدادادی آنچه را که در باطن دارد کتمان نموده و ظاهری کاملاً متفاوت نمایان سازد ، در صورتیکه سایر حیوانات اینگونه نیستند مثلاً اگر حیوانی خشمگین است تمام وجود آن حیوان سراپا خشم است و اینطور نیست که مثلاً خشمگین و ناراحت و عصبانی باشد ولی در برخورد با دیگر حیوانات یک قیافه ی مهربانانه از خود به نمایش بگذارد ، حال آنکه انسان قادر است چهره و قیافه ی متفاوت از خود به نمایش بگذارد و البته ، این رفتار به طورمطلق مورد نکوهش و سرزنش قرار نگرفته است ، چرا که خداوند در قرآن کریم در خصوص نیازمندان و فقرای آبرومند که نمی خواهند کسی به فقرمادی آنها پی ببرد می فرماید : «یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف ... » [27]
بنابراین می توان گفت که یکی از پیام های این آیه این است که برخی از فقیران مؤمن به قدری بزرگ منش هستند و مناعت طبع دارند که نیاز مادی خود را آشکار ننموده بلکه بر عکس از روی تعفف خود را بی نیاز از دیگران جلوه می دهند تا کسی از فقر آنها آگاه نشود و قرآن کریم این رفتار را می ستاید و حضرت علی (ع) هم می فرماید : «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه»[28]
بنابراین، این نوع دورویی از نظر اسلام مذموم و نکوهیده نیست بلکه مورد تأیید و حتی سفارش پیامبر و ائمه معصومین(ع) هم می باشد ، و شاید یکی از دلایل آن هم این باشد که این نوع دو چهرگی و دورویی آسیب و زیانی به کسی نمی رساند در حالی که نفاق و تلون به دیگران آسیب میرساند و به همین دلیل اسلام از یک نفر مسلمان ، صراحت و صداقت می خواهد ، نه کذب و نفاق و مثل معروفی هست که می گویند «جو فروشی و گندم نمایی»[29]
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 74 |
فصــل اول
« بدون تبلیغات که بطور مداوم به توسعه خدمات و کالاها می افزاِید امروز ثروتمندترین ملتی نبودیم که تاکنون به وجود آمده است.»
«لوتر . اچ. هرجز»
مقدمه:
سیصد سال پیش در طول کم و بیش نیم سده انفجاری رخ داد که امواج آن سراسر کره زمین را به لرزه درآورد، جوامع را در هم ریخت و تمدنی نوین آفرید. این انفجار انقلاب صنعتی بود.
جهانی بود که در آن انقلاب صنعتی ناگهان ظاهر شد و ضد تمدنی عجیب، قدرتمند و فوق العاده پر انرژی خلق کرد، نظام صنعتی چیزی بیشتر از دودکشها و خط تولید کارخانه ها و تولید انبوه بود. یک نظام اجتماعی غنی و چند وجهی را تشکیل می داد که بر تمام جنبه های زندگی اثر گذارد و همه ویژگیهای گذشته را مورد یورش قرار داد.
خیزش بسوی نظام جدید انرژی با پیشرفت عظیم تکنولوژی همگام بود از جمله تکنولوژی صنعتی و اقتصادی جوامع.
جریان یافتن انبوهی اطلاعات در جوامع نیاز مبرم بود و این امر از عهده کانالهای پیشین ساخته نبود. در همه رسانه های همگانی از جمله روزنامه و تلویزیون و ...
ما دیگر بار شاهد اصول اساسی کارخانه ها در تولید بودیم. یعنی همگی آنها مهر پیامهای واحدی را به ذهن میلیونها انسان می زدند، درست به همانگونه که کارخانه ها محصولات واحدی را برای استفاده میلیونها خانه تولید می کنند. بنابراین در کشورهای صنعتی، اعم از سرمایه داری و یا سوسیالیستی یک سپهر اطلاعاتی پیشرفته بوجود آمد، یعنی مجاری ارتباطی که از راه آن پیامهای فردی و همگانی را می توان به مثابه کالا یا مواد خام بخوبی توزیع کرد.
انقلاب صنعتی از یک طرف یک نظام اجتماعی که به سان شگفت آوری یکپارچه بود ایجاد کرد که تکنولوژیهای خاص خود، نهادهای اجتماعی ویژه و مجاری ارتباطی مختص خود را که همگی به یکدیگر مرتبط بوده اند را دارا بود. اما از سوی دیگر یگانگی جامعه را از هم درید و شیوه ای از زندگی مملو از تنشهای اقتصادی و تعارضهای اجتماعی و ناراحتیهای روانی ایجاد کرد.
همانطور که جوامع صنعتی به ساختن اقتصاد ملی خود پرداختند یک تغییر بنیادی در آگاهی عمومی ظاهر شد. بنابراین افقهای ذهنی بتدریج گسترش یافت. رسانه های همگانی جدید مردم را در معرفی اطلاعات و تصورات ذهنی تازه درباره سرزمینهای دوردست قرار دادند. تحت تأثیر این تحولات آگاهی ملی شکل گرفت. عده ای از مردم برای فروش کالاهای خود یا تبلیغات سیاسی، جامعه ها را زیر بمباران تبلیغی قرار دادند. میتوان گفت تبلیغات به خودی خود نه خوب است و نه بد، بسته به استفاده ایست که از آن می شود.
تبلیغات یا علنی صورت می گیرد یا غیر علنی، یعنی یا مستقیماً تلقین می شود و از همان ابتدا هدف مبلغ روشن است یا در فاصله زمانی نسبتاً طولانی مقصود ظاهر می شود. روانشناسان خود نظر مثبتی نسبت به تبلیغات ندارند، بخصوص تبلیغات و آگهی های تجاری که از نظر آنها موجب پیدایش مد و شیدایی اجتماعی می شود. البته تبلیغات فرهنگی و سیاسی نیز اگر صادقانه نباشد بعلت بازیچه قرار دادن احساسات و باورهای مردمی و تغییر دادن ارزشهای اجتماعی بنفع طبقه یا دسته و گروهی، خود امری مرسوم است. روانشناسان تبلیغات از هر نوعی را القاء فکری و تحمِیل عقاید و منحرف کردن ذهنها به سمت و سویی که یک گروه برتر مایل است میدانند. چه خوب است که بینندگان آگهی ها چندان تحت تأثیر زیبایی تبلیغ قرار نگرفته و با تعمق و اندیشه، نه از روی بی حوصلگی و کمبود به تبلیغات بنگرند که بعد نادم و پشیمان نشوند.
بر همین اساس می توان گفت که عصر، عصر تبلیغات است و تبلیغات توانسته تمام ارکان و فرهنگ جامعه های گوناگون را دگرگون سازد و افراد خواسته یا ناخواسته در هر نقطه از جهان تحت تأثیر جنبه های گوناگون تبلیغات قرار دارند. گاهی اوقات رسانه ها با پیامهای دروغین و ارائه الگوهای خودخواسته، آنچنان از همه طرف مردم را بمباران تبلیغاتی می کنند که فرصت اندیشیدن و انتخاب کردن را از افراد سلب می نمایند. در چنین جهانی، آدمی دیگر مختار نیست بلکه تنها می تواند آنچه را که مبلغین در بوقها دمیده اند برگزیند و چون یک عروسک هر لحظه به سمت و سویی حرکت کند و الفاظی بکار ببرد که به آنان آموخته شده نه آنچه را که خود دریافته است. در چنین جوامعی بجاست که سطح آگاهی مردم را بالا ببریم و به آنان صبر و حوصله و تحمل القاء کنیم. بایستی این تفکر را در آنها تقویت کرد که در تصمیم گیری برای زندگی خویش عجله نکنند و به خود و به افکار خود استعداد خویشتن آنقدر بها بدهند که خود را مقدم بر هر پدیده بی روح دیگر بدانند.
« چارلز لیند بلام[1] ، یکی از چهره های برجسته علوم سیاسی آمریکا، حل رابطه میان حکمرانان و مردم را از سه راه ممکن می داند: اجبار، مبادله و اقناع. در قرن حاضر یعنی قرن بیست و یکم، استفاده از زور و روشهای جبری آشکار به تدریج رنگ می بازد و تفوق ساز و کارهای بازار بر اقتصادهای دولتی، ابزارهای اقتصادی دولتها برای سلطه بر شهروندان را نِیز محدود می سازند. از سوی دیگر گسترش روزافزون انواع رسانه های همگانی و حضور فراگیر آنها در عرصه های گوناگون زندگی اقناع را به بهترین و مؤثرترین ابزار حل مناسبات میان حاکمان و مردم و نیز میان آحاد مختلف مردم تبدیل کرده است[2] ».
طرح مسأله تحقیق :
تحولات اجتماعی و اقتصادی قرنهای هجدهم و نوزدهم، سبب پیشرفت و تکامل مطبوعات شد. در حکومتهای دموکراسی آزادی گرا، به مطبوعات در کنار ارگان سه گانه مقننه، قضائیه و مجریه، عنوان « رکن چهارم دموکراسی» داده شد.
در واقع از اواسط قرن نوزدهم به سبب توسعه مدارس و دادن حق رأی در انتخابات به عموم افراد، مطبوعات که تا آن موقع فقط در قشر کوچک مردم باسواد نفوذ کرده بودند. میدان گسترده تری پیدا کردند. در همین دوران توسعه صنعتی کشورهای غربی باعث افزایش جمعیت شهرها و دگرگونی وضع اجتماعی میشد، تأسیس کارخانه ها و افزایش فعالیتهای صنعتی، اهالی روستاها را که در شرایط خاص روابط خانوادگی زندگی می کردند، به شهرها کشاند و به زندگی گروهی توده وار واداشت. چنین مردمی که از نقاط مختلف به شهر روی آوردند، هر چند به هیچ روی یکدیگر را نمی شناختند ولی به سبب داشتن وضع اجتماعی یکسان دارای احساس واحد شدند.
خوبست بدانیم که پیوند اجتماعی افراد دراین جامعه های بزرگ بر خلاف پیوند لفظ مستقیم در جامعه های کوچکتر، پیوند فکری و روحی است. همان پیوندی که در جامعه شناسی به ارتباطات ثانوی معروف است. این طرز زندگی و این روحیه با نتایج اجتماعی زیر و رو کننده خود در سرنوشت مطبوعات نیز تأیید قاطع گذاشت. قبل از پدیده توده وار شدن جوامع، روزنامه ها تنها یکی از راههای ارتباط اجتماعی بود ولی مهمترین راه آن بشمار نمی رفت.
در آن موقع مطبوعات فقط دو وظیفه داشتند. از یک سو اطلاعات موجود را در همه جا پراکنده می کردند و از سوی دیگر اندیشه ها و عقایدی را که در جامعه ها پدید آمدند اشاعه می دادند. با این دو عمل مطبوعات در واقع چیزی از خود نمی نوشتند بلکه آنچه از پیش وجود داشت را انتشار می دادند.
در جامعه های صنعتی، مطبوعات نقش مهمتری بدست آوردند و در واقع به عامل اصلی ارتباط اجتماعی تبدِیل شدند، در یک چنین جامعه هایی مطبوعات وظیفه یافتند که بعنوان مهمترین وسیله ارتباطی، به زبان همه مردم تبدیل شوند.
اما نباید فراموش کرد که ایجاد و تکامل صنعت چاپ و بهره برداری از آن برای تکثیر کتابها و روزنامه ها در تاریخ وسایل نوین ارتباطی یک نقطه عطف محسوب می شود.
پیدایش صنعت چاپ در قرن پانزدهم میلادی، در واقع سرآغاز تحولات بزرگی بود که آثار آن در پنج سده اخِیر در فنون انتشاری و ارتباطی نمایان گشت. به عقیده مک لوهان، اختراع خط الفبایی، صنعت چاپ اروپایی و وسایل ارتباطی الکترونیکی معاصر نظِیر تلویزیون و رادیو را باید اساس تحولاتی دانست که در طول تاریخ بشر در فرهنگ جامعه ها پدید آمده اند. بنظر مک لوهان اختراع خط الفبایی و مخصوصاً توسعه چاپ، نوع زندگی را از بین می برد و فرهنگ را نیز دگرگون می سازد. فردگرایی[3]، ملی گرایی[4]، گسترش سوادآموزی و آموزش مدرسه ای و ایجاد صنایع جدید که، کهکشان گوتنبرگ را تشکیل می دهند همه از مظاهر صنعت چاپ هستند.
باید یادآوری کنیم که در افزایش تعداد صفحات مطبوعات آگهی های بازرگانی نقش مهمی دارند و در کشورهای دارای اقتصاد آزاد، روزنامه ها و مجله ها موقعی می توانند میزان خبرها و مطالب سرگرم کننده را بالا ببرند که به موازات آن، میزان آگهی ها نیز افزایش یابد. در این صورت، چون اصولاً مقاصد انتفاعی مطبوعات هدفهای اجتماعی آنها را تحت الشعاع قرار می دهند، مدیران مطبوعات نمی توانند تنها با توجه به نیازهای خوانندگان بر تعداد صفحات بیفزایند.
معمولاً پژوهشهای انگیزشی که در بازاریابی کاربرد دارد شامل دو مرحله است:
1-کشف انگیزه های مصرف کننده که ممکن است به محصول ربط داشته باشد.
2-تغییر شکل محصول به نحوی که توانایی آنها برای ارضای نیازهای کشف شده مشخص تر باشد.
اولین عامل شامل تلاش برای شناختن نیازهای پیش آگاه و یا ناخودآگاه است. بنابر تعریف، شخص از این نیازها آگاهی ندارد، اما آنها می توانند تأثیرات پویایی بر رفتار آگاهانه او داشته باشند[5]. نیازها موقتاً خفته هستند، اما می توان آنها را به جریان انداخت تا به فروش محصولات کمک شود و از این راه مرز تازه ای گشوده می شود.
دومین عامل در تحقیق انگیزشی شکل دهی محصول است تا اینکه انگیزه های کشف شده را تحریک کند. بعبارت دیگر به محصول شخصیت و موقعیت مناسبی نسبت داده می شود. افزایش فروش شدیداً با افزایش اطلاعات درباره انگیزه های افراد ارتباط دارد.
هدف پژوهش:
هدفهای کلی و جزئی که در این تحقیق مد نظر قرار دارند عبارتند از :
1)هدف کلی: روشن ساختن جایگاه و ارزش تبلیغات روزنامه ها در عصر حاضر
2)هدف جزئی: روشن ساختن جایگاه تبلیغات در روزنامه ها از منظر مخاطبان به ویژه دانشجویان. (تبلیغات روزنامه ای از چه جایگاهی بین مخاطبان برخوردار است)
اهمیت پژوهش:
نقش و اهمیت تبلیغات
تبلیغات در تحولات عمومی جهان، در همه امور جاری فعالیتهای بشری اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فردی و گروهی تأثیر فراوان دارد.
تبلیغات در تمام تار و پود زندگی انسانها گره خورده است. تبلیغات در وجه مثبت خود یک ضرورت و در حقیقت بوجود آورنده ارتباطات لازم و منطقی است. اگر چه اثرات تبلیغات پیوسته بادوام نیست و پیوسته با مقاومتها و ضد تبلیغها مواجه می شود، اما به هر حال بسیاری از اهداف مبلغین، گر چه بطور مقطعی، تحقق مییابد در مجموع می توان اینطور بیان کرد که، تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می سوزد و هم می سوزاند، آگاه می کند و گمراه می کند. موجب ترقی و تعالی و پیروزی می شود و باعث خمودی و شکست و فراموشی می شود. اما به هر چه که هست حضور دارد و روزگار بدون تبلیغات سپری نخواهد شد.
در دنیای پرهیاهو و ملتهب امروز ضروری است تا هر فرد اطلاعات کافی از اوضاع و احوال اجتماعی و جهانی دوران خود داشته باشد و نسبت به رویدادها و جریانهای مختلف دارای اطلاعات و بینش لازم باشد تا در امواج پر تلاطم و سهمگین حوادث بتواند موقعیت خود را درک کند و راه زندگی موفق و سعادتمند را بیابد و به ویژه آنکه در بازار پر رونق مکاتب مختلف جهانی و گرایشهای فکری و خرقه ای، هر گروه و دسته ای تلاش دارد تا مانند صیادی ماهر دام خود را بگسترد و افراد جامعه خصوصاً قشر جوان آن را طعمه خود قرار دهد. در این آشنایی با فرهنگهای گوناگون ، همچنین روشهای نفوذ فرهنگها و تأثیرات متقابل آنها بر یکدیگر و شناخت فرهنگ مهاجم و سلطه گر لازم می آید تا در افزایش سطح آگاهی و بینش لازم در رویارویی با جریانهای فرهنگی از هوشیاری و دقت بیشتری برخوردار باشیم. تبلیغ از همان صیغه مبالغه است و به واقع بهتر، واضح تر و بلیغ تر نشان دادن هر ایده ای یا هر فکر و کار و فعالیتی می باشد. تبلیغات واقعاً متبلور کردن یک موضوع است حالا آن موضوع می تواند یک موضوع اقتصادی باشد و یا یک فکر اجتماعی و فرهنگی. هر چه باشد تبلیغ اصولاً با بشر به دنیا می آید و با او نیز از دنیا می رود. وسایل ارتباط جمعی با دارا بودن توانایی ها و ویژگیهایی قادرند تأثیر بسزایی بر افکار عمومی بگذارند و سبب تغییر الگوها و رفتارهای مردم بشوند و از آن جمله تبلیغات تجاری است که جا پای محکمی را برای خود در بین شؤون زندگی مردم باز کرده است و تأثیرات و تغییراتی را در عادات و رفتار مردم موجب شده است.
از بین وسایل ارتباطی، امروزه بیش از همه سخن از رسانه های گروهی به میان آورده می شود. وسایلی شگرفت که مظهر ارتقای تکنولژیک انسانند دارای بیشترین تأثیر فرهنگها از میان تمامی ابزار و فنون جدیدند و این وسایل بر خلاف انتظار، پدیده های خنثی و صرفاً کاتالیزور نیستند، خود عنصری نوپدید می آوردند و بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند. در کل مجموعه این وسایل (خانواده وسایل ارتباطی)خوانده می شوند که در این میان نباید از تأثیر روزنامه ها در آگاهی رساندن و تبلیغات به مخاطبان غافل بمانیم .
هدف تحقیق :
منظور از هدف، عبارتست از نقطه ای که برای رسیدن به آن تمام نیرویمان را متمرکز می کنیم. هدف عبارت است از جهتی که برای قرار گرفتن در مسیر آن باید تمام منابع خویشتن را متمرکز کنیم. جهت تبلیغ عبارت است از فراهم آوردن موجبات ارتقاء سطح تفکر مردم و تأمین زمینه های لازم از نظر آگاهیهای حیاتی بطوری که با تجهیز نیروی انسانی و افزایش درجه آگاهی و کارایی مردم حل مشکلات امکانپذیر باشد.
« از آنجایی که کار و وظیفه اصلی تبلیغات در صحیح ترین عبارت است از عرضه کردن نوعی خدمات آموزشی و ارشادی است و هر اندازه که انجام این امر با کیفیت بهتری صورت گیرد به همان اندازه در تغییر اوضاع اجتماعی توفیق بیشتری حاصل می شود. هدف از طرح و اجرای تبلیغات، ایجاد تحولاتی مطلوب در سطح فکر و میزان معلومات و بالاخره نحوه برخورد و نگرش جامع در مقابله با مشکلات، مسائل و پدیده هاست.[6]»
ضرورت تحقیق :
اینک در قرن بیست و یکم تبلیغات که در آغاز ، چنانکه اشاره شد مفهوم پخش و منتشر کردن و شناساندن و جنبه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی داشت، امروزه با محفوظ داشتن معانی دیرین خود، با پیدا کردن شکل و محتوا یا اشکال و اهداف خاص در دست یغماگران بین المللی ، بصورتی سازمان یافته و گسترده به عامل بسیار مهمی در اثرگذاری و دگرگون سازی افکار و آرای عامّه مردم درآمده است؛ که با فراهم ساختن بسترهای مناسب و جلب بیشترین شمار ممکن از افراد وگروهها، و القای یک اندیشه و یا تلقین پیوستن به یک حزب یا دسته و جمعیتی، و یا تحمیل پاره فرهنگ یا عنصر و عناصری از خرده فرهنگ و تعمیم اندیشه و عمل سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی گروهها و اقوام و ملل را بسویی و بویژه به تعهدی فعال می خواند یا میراند.
بدین ترتیب تبلیغات در مفهوم ساده و به ظاهر بی غرضانه اش از سوی نظریه پردازان مشرق زمین از جمله دریان کور (Derien court) «تکنیکی عملی شمرده می شود که هدف از آن، تأثیر ٍدیرپا و استفادة عقلانی و هوشمند از اجزاءهای لازم جهت فراهم ساختن شرایط ضروری برای پیوستن انسانها به یک اندیشه ، یک آیین ، و به دست آوردن هواداری و پشتیبانی فکری و معنوی آنان و برانگیختن و واداشتشان به انجام عملی معین است.[7] اهمیت و جایگاه تبلیغات و نقش مؤثر آن در تمام ابعاد و زمینه های زندگی مسأله ای نیست که بر اهل نظر پوشیده باشد. امروزه از قدیمی ترین و اسطوره ای ترین آیین ها گرفته تا جدیدترین مکتبها همه در فکر یافتن راههای نو و افقهای تازه ای برای جذب طرفداران بیشترند و با استخدام شیوه ها و ابزارهای پیشرفته سعی در راه یافتن به بارارهای جدید برای عرضه افکار خویشند.
در این تحقیق بررسی نگرش دانشجویان ارتباطات نسبت به تبلیغات در حیطه روزنامه ها و مطبوعات مهمترین نکته مورد پژوهش و بحث در مقوله تبلیغات است.
در کشور ما، اگر چه تبلیغات کالاهای تجاری در صدا و سیما از دهه های پیشین آغاز شده بود، اما در سالهای نخست پس از دوران جنگ و یک دوران طولانی توقف در روند کلی تبلیغات تجاری آگهی ها با شتاب برنامه ها و شکبه های مختلف رادیو و تلویزیون بخش قابل توجهی از صفحات روزنامه ها و قسمت عمده ای از در و دیوار شهر را تسخیر کردند چندان که تبلیغات تجاری به یک «پدیدة شگرف» مبدل شد.
حال که این پدیدة شگرف در وجه مثبت خود یک ضرورت است پس ضروری می نماید که، بررسیهای موشکافانه تری در این زمینه صورت پذیرد تا مخاطبان بیش از پیش به جایگاه ارزشی تبلیغات در رسانه های گروهی واقف شوند.
| دسته بندی | سایر گروه های علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 76 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
مقدمه
جهانی شدن رویدادی تاریخی است که از دهه 90 میلادی به منزله ی پدیده ای شگرف در غرب زاده شد. شعاع اثرگذاری این پدیده به همراهی فناوری اطلاعا و ارتباطات شتاب و گستره بیشتری می یابد به گونه ای که لایه های عمیق تر اندیشه، رفتار، نگرش ها و فرهنگ های ملل را تحت استیلای خود قرار می دهد ( فقیهی ، 1384 ).
فرآیند جهانی شدن به ویژه در قلمرو آموزش و پرورش به طور اجتناب ناپذیری متأثر از شرایطی است که در ممالک پیشرفته جهان برای توسعه و استقرار نظام آموزش نوی خود در جهت پاسخگویی به احتیاجات و حوائج منطقه ای کلی و به گونه ای فراگیر در سطح جامعه جهانی مهیا کرده اند. بدون توجه به چنین واقعیتی درک چگونگی منشاء و سرآغاز و سرانجام تکوین فرایند جهانی شدن آموزش و پرورش میسر نیست ( آقازاده، 1383 ) .
رویکردهای آموزش و پرورش
بدون تردید در آستانه قرن بیست و یکم نظام آموزش و پرورش با مشکلات متعدد و اضطراب بسیاری بویژه در ارتباط با جامعه، اقتصاد و فرهنگ روبروست. در زمان ما در کلی ترین تقسیم بندی ها رویکرد های متفاوتی را می توان در سیاستهای آموزش و پرورش کشورها مشاهده نمود.
رویکرد نخست هدف از آموزش و پرورش و فرایند یاددهی و یادگیری را در محدوده
دست یابی به نتایج و بهره دهی بهتر و قابل سنجش در کار آموزش و پرورش، از راه علمی کردن هرچه بیشتر مبانی آن می داند. در این گزینش سعی می شود آموزش و پرورش هرچه بیشتر به علوم تجربی نزدیک شود و در این میان نسل جدید به منزله ابزاری برای تامین اهداف از پیش تعیین شده جامعه پرورش یابند. (دلورز،1380،به نقل ازافتخارزاده ص27)
اما در رویکرد دوم: هدف نظام آموزش و پرورش دست یابی به شناختی کلی از انسان به عنوان یک واحد زیستی، روانی- اجتماعی- تاریخی و در حال رشد است که تمامیت خویش را زمانی تحقق می دهد که همه ابعاد او از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی ، اخلاقی و ... به طور یکپارچه مورد توجه قرارگیرد. (همان منبع)
برای این که یادگیری و آموزش در زندگی انسانها بویژه کودکان و نوجوانان ارزش معناداری داشته باشد. نه فقط باید در فرایند رسمی یادگیری- یاددهی، یادگیری مهارتها به صورتی که معمولا انجام می شود، صورت گیرد بلکه فراتر از آن، باید به تشکیل شخصیت آنان و شکل دادن به
ارزش های انسانی مرتبط گردد. به عبارت دیگر، آموزش باید به فرهنگ توسعه انسانی تبدیل شود یعنی اقدام انسانی مبتنی بر ارزش ها که توانایی اخلاقی، روحی و فکری را برای حل مسائل توسعه به صورت انسانی درآورد ( دلورز، 1380، به نقل از افتخارزاده ، ص 27 ).
باقری (1383)، رویکردهایی را که باید در آموزش و پرورش در کشورهایی که در معرض چالش های جهانی شدن و تحولات پدید آمده از فناوری اطلاعات اند، باید رویکردهای زیر را برگزیند را به قرار زیر فهرست کرده است .
1 ) تاکید بر جامعیت آموزش و پرورش : آموزش و پرورش باید شامل باشد و تمامی زندگی آدمی را دربرگیرد. در جهانی که فناوری در آن شتابان تغییر می کند و دانش به نحو روزافزون تولید می شود، آموزش و پرورش باید بیش از مجموعه ای خاص از اطلاعات را تعلیم دهد. آموزش و پرورش باید به بسط و شکوفایی قابلیتهای آدمی بپردازد. (باقری،1383)
2) دسترسی فراگیر به آموزش و پرورش : آموزش و پرورش باید در هر مکان و زمان در دسترس باشد و مربیان برای آموزش در معرض باشند. باید به یادگیری مداوم (از طریق اینترنت و تلویزیون و کلاس درس) دسترسی داشته باشد و آموزش و پرورش برای توسعه یادگیری مداوم با بخش های اقتصادی و موسسات در تعامل قرارگیرد. . (همان منبع)
3) تاکید بر تفکر نقاد: آموزش و پرورش باید تاکید خود را بر تفکر نقاد، ارتباط و حل مسئله معطوف سازد و صرفا به انتقال دانش و معرفت بسنده نکند؛ بلکه دانش آموزان را مهیای برخورد با مسائل جدید کند. . (همان منبع)
4) تربیت شهروند جهانی: آموزش و پرورش باید مهیای پرورش شهروند جهانی باشد؛ شهروندان آینده نه تنها باید از تاریخ، فرهنگ و زبان خویش آگاه باشند، بلکه برای کار در جامعه جهانی، نیازمند دانش وسیع درباره تنوع فرهنگ ها و مردم هستند. افرادی که چشم اندازشان قوم گرایانه است؛ فاقد فهم مناسب از تفاوت های فرهنگی و قوم اند. . (همان منبع)
5) تمرکز بر مفاهیم انتزاعی:برخی از چالش های دانش، تعلیم و تربیت و یادگیری در این دوره، توانایی فراگیران امروز برای آشنایی و کنارآمدن بیشتر با مفاهیم انتزاعی و موقعیتهای نامعین است. امروزه بیشتر محیط دانشگاهی، دانش آموزان را با مسائل مهیا مواجه می کنند، آنگاه حل آن مسائل را از ایشان می خواهند. واقعیت اقتصاد جهانی (مبتنی بر اطلاعات و دانش) آن است که مسائل به ندرت به وضوح تعریف می شوند. این خصیصه آنهایی را که طالب شغل ارزشمند هستند، ملزم
می کند که جستجوگر مسائل باشند، اطلاعات ضروری را گرد آورند و تصمیم ها و گزینه هایی را انتخاب کنند که مبتنی بر واقعیتهای نامعین پیچیده است. . (همان منبع)
6) استفاده از رویکرد کل گرایانه (در مقابل رویکرد گسسته): بخش اعظم تعلیم و تربیت و محیط یادگیری امروز به رشته های علمی بسیار غیرقابل انعطاف تقسیم شده که بر واحدهای گسسته تحقیق تاکید دارد، مع الوصف جامعه، اطلاعاتی در حال ظهور و اقتصاد جهانی نیازمند درک کل گرایانه درباره نظامهای تفکر است، به صورتی که شامل نظام جهانی و اکوسیستم های تجارت شود. بدین سان رویکردهای تحقیق بین رشته ای امر خطیری درنظر گرفته می شوند تا بتوان به درک
جامع تری از واقعیت پیچیده ای که اینک نظام جهانی با آن مواجه است، دست یافت.(باقری،1383)
7) ارتقاء توانایی دانش آموزان برای دست ورزی نمادها: سمبل ها نمودهای به شدت انتزاعی بخشی از صورت عینی واقعیت هستند. اشتغال به شدت مولد در اقتصاد کنونی، مستلزم آن است که فراگیر دائما با سمبل هایی مانند اصطلاحات سیاسی، حقوقی و تجاری سروکار داشته باشد. (مانند حقوق مالکیت معنوی) و پول دیجیتالی (در نظام های مالی و مفاهیم حسابداری)، در گذشته کارگزاران آموزشگاهی اغلب خودشان را در مقام حکیمان خردمندی در صحنه می دیدند که نقش شان انتقال داده ها، اطلاعات، دانش و حکمت به دانش آموزان منتظر و مشتاق است. آنهایی که ذهنهایشان ظرف های خالی است که منتظر پرشدن است، مع الوصف حتی اگر این واقعیت درست بود. فروشگاه معرفت جهان به صورت رو به تزایدی نرخ جهشی دارد و هیچ فردی به تنهایی امید آن را نمی تواند داشته باشد که به صورتی مناسب و ممکن فهم جامعی در باب یک رشته را با خود حمل کند. یا آن که چنین فهمی را اغلب دانش آموزان جذب کنند. جهانی شدن اقتصاد و الزامات همراه با آن بر نیروی مستلزم تعلیم و تربیتی متفاوت است که توانایی یادگیران را برای دستیابی، ارزیابی، انتخاب و کاربرد دانش و نیز تفکر مستقل در به کارگیری قضاوت مناسب و همکاری یادگیران در معنی بخشیدن به موقعیتهای جدید ارتقاء دهد. هدف تعلیم و تربیت به هیچ وجه صرفا حمل مجموعه ای از دانش نیست بلکه مقصد آن آموزش چگونگی یادگیری حل مساله و ترکیب امر قدیم و جدید است (تافلر ،بی تا، باقری، 1383، ص 54) .
آموزش و پرورش بر روی یک وظیفه کم اهمیتتر مغز انسان یعنی حافظه تأکید میکند، در حالیکه از وظیفه اصلی آن یعنی «تفکر» غافل است (گلاسر، 1925 ، به نقل از حمزه ،1380، ص 75).
گستردهترین نوع تفکری که در آموزش بکار رفته، تفکر برای حل مسائلی است که پاسخهای معین و صریح دارند. نوع دوم تفکر، تفکر در مسائلی است که جواب صریح و معین ندارند ولی این نوع تفکرات بخش کوچکی از برنامههای آموزشی را تشکیل میدهند. نقد هنری یا تفکر انتقادی نوع سوم است و آن تفکری است که به ارزیابی انتقادی از ادبیات ، هنر، موسیقی ، سینما یا تلویزیون منتهی میشود و با تأکید اندکی بر برخی دبیرستانها وجود دارد . (گلاسر، 1925 ، به نقل از حمزه ،1380، ص 75).
چهارمین نوع از تفکر به نقد هنری یا تفکر انتقادی نزدیک است و تفکر خلاق نامیده میشود ، طبق این تفکر باید فرصت محصلان برای خلاقیت در هنر،موسیقی، نمایشنامه یا ادبیات و حتی سینما و تلویزیون بیش از این زمانی باشد که هم اکنون در اختیار دارند. (همان منبع)
در نظام آموزشی ما موضوعهایی که به خلاقیت نیاز دارند عموماً از اهمیت افتاده و غیرعملی به شمار رفته است، در حالیکه اغلب میتواند مستقیماً به ایجاد انگیزه و درگیر نمودن محصلان با مسائل منتهی شود و ارتباط بسیار مهمی توفیق محصلان دارد (گلاسر ، 1925، به نقل از حمزه ، 1380،
ص 83) .
وظیفه اصلی معلم، آموزش نحوه فکر کردن و روش حل مسئله است. دانشآموز باید مهارت فکر کردن و زندگی کردن بیاموزد (همان منبع) .
بافت جدید آموزش و پرورش
توسعه آموزش و پرورش در وسیع ترین معنی ضمنی آن، دیگر همانند گذشته از طریق تحریکات درون زا صورت نمی گیرد، بلکه نسبت به فشارهای بیرونی حساس تر شده است
( ا فتخارزاده ، 1380 ).
این آهنگ در طی دهه های آینده تحت تاثیر شماری از پیشرفتهای عمده ای که نظرگاه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مناطق و کشورهای مختلف جهان را تغییر می دهد بعدها رو به گسترش خواهدنهاد و برای تحقق آنها مشارکت هرچه بیشتر آموزش و پرورش مورد نیاز است. از مهمترین عوامل این پیشرفتها که همگی به آموزش و پرورش باز می گردد. آنهایی هستند که به روشنی تعیین شده اند که در این جا بطور خلاصه به بیان آنها خواهیم پرداخت. این عوامل با کمک یکدیگر، بافت جدیدی را برای آموزش و پرورش فراهم می سازند که مسئولین برنامه ریزی و طراحی پیشرفت های بعدی نمی توانند آن را نادیده انگارند. (همان منبع)
- اولین عامل، اجتناب ناپذیربودن رشد دانش و اطلاعات است که تنها مشخصه آموزش و پرورش و یادگیری بوده و پیشرفت فرهنگی و علمی جوامع در بستر آن شکل می گیرد. عامل فوق بطور فزاینده ای در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی نفوذ می کند و یکی از ضرورتهای اساسی اقتصادی و رقابت میان کشورهاست. این امر بطور اخص در کشورهای صنعتی پیشرفته قابل مشاهده است. اشباع اطلاعاتی جوامع امروزی که تحت سیطره رسانه ها قراردارند، مشکلات جدیدی را برای مدارس پدید می آورد. مدارس دیگر تولید کننده و یا انتقال دهنده عمده اطلاعات نیستند، باید یاد بگیرند که چگونه از ارزش آموزشی اطلاعات پیرامون خود بهره برداری نمایند و چگونه توانایی تمایز قائل شدن میان انبوه منابع اطلاعاتی را که هر روز دانش آموزان در معرض آن قرار
می گیرند در آنان ایجاد نمایند (همان منبع) .
- عامل دوم، تغییرات فن آوری است که با آهنگ شتابان ادامه خواهدیافت. میزان این تغییرات در مناطق مختلف جهان یکسان نیست، اما در همه جا تاثیر روزافزون را بر تمامی ابعاد زندگی برجای می گذارد. خصوصا این که پی ریزی مجدد ساختار اقتصادی را به پیش می راند و اغلب عواقب اجتماعی دردناکی را به بار می آورد که با تغییرات ملازم با آن در بازارهای کار، شرایط شغلی و مهارتی بویژه تحت تاثیر فن آوری های اطلاع رسانی فراوان و نقش مهمترین که بخش خدمات در اقتصاد اشغال می نماید، عجین می گردد. ( ا فتخارزاده ، 1380 ).
در تمامی این موارد آموزش و پرورش نقش هدایت کنندگی دارد. آموزش و پرورش مهارت و تخصص را در کارگران ایجاد و به روز می سازد و این چیزی است که برای یک نیروی کار قابل انعطاف که باید توانایی پاسخگویی به تغییرات مداوم ناشی از پیشرفتهای را فن آوری داشته باشد، ضرورت دارد. این نقش باید در ارتباط با محیط کار بیشتر عملی شود و میان تحصیل رسمی و آموزش و یادگیری حرفه محور که از ضروریات مبارزه با اشکال جدید بی سوادی کاربردی که دستاورد تغییرات تکنولوژیکی است، پیوندهای جدیدی ایجاد نماید ( افتخارزاده ، 1383 ).
- عامل سوم، تغییرات جمعیت است که در همه جا توزیع گروههای سنی را برهم زده است. در مناطق غیرپیشرفته جهان نرخ بالای زاد و ولد باعث رشد دایم افراد واجب التعلیم شده و یکی از اولویت های تامین آموزش پایه را به خود اختصاص داده است. در کشورهای پیشرفته تر نرخ
پایین تر موالید و تمایلی که تا همین اواخر وجود داشته است، باعث کاهش گروه سنی جوانان شده و این پدیده ای است که سرانجام در دهه های آغاز قرن بیست و یکم در قالب کاهش تعداد «گروههای فعال کاری» متجلی می گردد. (همان منبع) .
- عامل چهارم، وابستگی درونی کشورها است که رو به افزایش دارد. این وابستگی درونی ناشی از بی نظمی بازار، گسترش فن آوری های ارتباط جدید و جهانی شدن بازارهای مالی اقتصادی، فرهنگی و همچنین سیاسی است که نمونه آن در حرکت به سوی یکپارچگی اروپا تجلی یافته است. حوادث اخیر اروپا و جاهای دیگر که با پایان منازعات ایدئولوژیکی در پی مرگ کمونیسم مشخص می گردد، جنبش آنی رو به رشد این وابستگی درونی در وجوه چندگانه اش را مورد تاکید قرارداده است. این وابستگی ها نشان داده اند که امنیت و خوشبختی هر منطقه و در واقع حفظ صلح در جهان، تا چه میزان به وجود شرایطی از این دست، در سایر مناطق بستگی دارد. این وابستگی ها بشریت را به یکدیگر نزدیک می سازد و این امر نه تنها بر تبادل و انتقال کالا و افراد بین کشورها تاثیر خواهدداشت، بلکه نتایج مهمترین را از جهت ایجاد تفاهم و تبادل بین المللی بیشتر و گشودن مرزها و ذهن ها در طولانی مدت در پی خواهدداشت. بدین ترتیب، آموزش و پرورش به عنوان عامل اصلی تفاهم و پیشرفت بین فرهنگی با چالش های مهم و جدیدی مواجه می گردد و این مسئله به همان میزان که بر وضعیت بین کشورها تاثیر دارد بر وضعیت درون کشورها نیز اثرگذار است. وجود جوامع چند فرهنگی در بسیاری از کشورهای سراسر جهان شاهد این ادعا است ( افتخارزاده ، 1380 ).
- عامل پنجم، این است که دل مشغولی های اجتماعی و مردمی جدیدی در حال پیدایش است و از آموزش و پرورش انتظار می رود که نقش فعالی را در رفع آن نگرانی ها ایفا نماید. نگرانی برای محیط زیست شاید مسئله ای باشد که بیش از هر چیزی در سطح جهانی احساس می شود و موضوعی است که آموزش و پرورش همواره در حساس نمودن کودکان و نوجوانان نسبت به مشکلات محیطی و روش های حل آنها فعالانه دخالت داشته است (همان منبع) ..
مشخصات آموزش و پرورش در قرن 21
از دیدگاه برخی از محققان سازمان های آموزشی در عصر جهانی شدن دارای مشخصات ذیل هستند:(ایران زاده،به نقل اززینعلی پور وگودرزی ،1383)
الف- بین المللی بودن:مدارس و سازمان های آموزشی جنبه محلی بودن خود را از دست داده اند و به تدریج باید ورودی های خود را از نقاط مختلف دنیا وارد کرده و خروج های خود را به بازارهای جهانی بفرستند. و این یکی از شروط بقای آن ها می باشد. (همان منبع) .
ب- نحوه رقابت جدید: امروز رقابت جنبه محلی و منطقه ای در نظام آموزشی ندارد بلکه رقابت معنای سنتی خود را از دست داده و جنبه جهانی یافته است و تکنولوی در ایجاد این نظام جدید نقش عدیده ای را بازی می کند. (همان منبع) .
ج- ارتباط الکترونیکی: کلیه سازمان های آموزشی از طریق شبکه های منسجم کامپیوتری زمینه ورود اطلاعات را به داخل سازمان و سپس به مشتری (دانش آموز، والدین و ...) فراهم میآورند.
د- سازمان های مجازی عمده:در عالم واقعیت مدارس و سازمان های آموزشی حضور فیزیکی خود را از دست داده و واحدهای تابعه و کارکنان آنها از طریق شبکه های کامپیوتری به یکدیگر متصل می شوند و با استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای ارتباطی، نظام مشارکت در اطلاعات و نظام مشارکت در نرم افزارهای عملیاتی می توانند ارتباط کامل با یکدیگر برقرار کنند. به طور کلی، در دنیای مجازی سازمان های آموزشی سرعت نوآوری افزایش می یابد، هزینه های نوآوری کاهش و دسترسی به دانش آسان تر می شود و نوآوری به سمت پیشرفت تدریجی و ابداعات کوچک رفته، ولی روند آن مستمر و پیوسته خواهدبود (ایران زاده، به نقل از زینعلی پور و گودرزی، 1383).
هـ- اطلاعات به عنوان یک عامل و منبع مهم: اهمیت اطلاعات در عصر حاضر بر همگان مشخص است و انجام تمامی امور مبتنی بر کسب اطلاعات می باشد.در کشور ما بسیاری از کارها هنوز هم براساس تجربه واندوخته ذهنی افراد انجام می شود. امروز زمانی است که باید برای انجام هرکاری و هر خدمتی اطلاعات کافی و لازم داشته باشیم تا بتوانیم به بهترین شکل ممکن آن را به انجام برسانیم.
نظام های تعلیم و تربیت امروزه نظام های اطلاعات محوری هستند که کلیه فعالیتها و امور خود را تحت مطالعه و بررسی دقیق قرارمی دهند و از آزادی عمل بیشتری برخوردارند.
ویژگیهای نظامهای آموزشی در قرن 21
گری مارکس در مقاله ای با عنوان آمادگی مدارس و نظامهای آموزشی برای قرن بیست و یکم که حبیب پناهی (1381) آنرا ترجمه کرده به شانزده ویژگی اصلی مدارس و نظامهای آموزشی جهت آماده سازی دانش آموزان برای عصر دانش و اطلاعات اشاره کرده که عبارتند از:
- تعریف مدرسه، معلم، یادگیرنده به وسیله دنیای اطلاعات کامپیوتری شکل جدیدی به خود
می گیرد.( مارکس،به نقل از پناهی،1381ص61_48)
- بر مبنای پروژه محوری (برنامه درسی برای زندگی) دانش آموزان در شناخت مسائل واقعی دنیا و مسائل مهم انسانی و سوالاتی در این زمینه درگیر می شوند. . (همان منبع) .
- معلمان و مدیران به طور اثربخش برای عصر دانش/ اطلاعات جهانی آماده می شوند.
- دانش آموزان ، مدارس، نظام آموزشی و جوامع در تمام زمان با همدیگر و با دنیا از طریق اطلاعات قوی وتکنولوژی موثر در ارتباط هستند. .( مارکس،به نقل از پناهی،1381ص61_48)
- نظام های آموزشی پژوهش های مهم را بررسی کرده، مورد ملاحظه قرارمی دهند و در طراحی برنامه ها آنها را به کار می گیرند تا اینکه به طور مستمر پیشرفت موفقیت آمیز دانش آموزان را هدایت کنند. . (همان منبع) .
- دانش آموزان درباره سایر فرهنگ ها و عزت و احترام متفاوت یاد می گیرند و جهانی را به عنوان همسایه پهناور تلقی می کنند. . (همان منبع) .
- مدارس خلاقیت و کارگروهی را در تمام سطوح رشد می دهند و معلمان به دانش آموزان کمک می کنند که دانش آموزان اطلاعات را به دانش، دانش را به خرد تبدیل کنند. اطلاعات را به شناخت و شناخت را به عمل تبدیل کنند. ارزشیابی از پیشرفت دانش آموز بیشتر براساس عملکرد است. استعدادها، توانایی ها و علاقه های دانش آموز مورد ملاک قرارمی گیرد. . (همان منبع) .
و سپس از هوستون[1] نقل می کند که: ما دهها تحقیقات مشاهده کرده ایم که بیانگر این مطلب هستند چگونه باید نظام فعلی آموزش و پرورش تغییر یابد. . (همان منبع) .
مارکس در ادامه مقاله به تعریف جدید از مدرسه پرداخته و می نویسد:
در قرن بیست و یکم مدارس باید مرکز اطلاعات کامپیوتری باشند به این صورت مانند مراکز یادگیری مادام العمر، 24 ساعت در روز، 7 روز در هفته و 365 روز در سال باز خواهندبود. قرن بیست و یکم نه تنها به اطلاعات آزاد بلکه به دانش عمومی نیز نیاز خواهدداشت و مدارس الزاما فرهنگ تحقیق را رایج خواهندکرد. (همان منبع) .
هوستون می گوید: معلمان باید از باهوشترین افراد جامعه باشند و بالاجبار بهترین جمعیت را به جامعه ارائه دهند. آنها باید آمادگی خوبی به آنچه که تدریس می کنند داشته باشند. و به مشارکتهای خود با بچه ها و جامعه اعتقاد داشته باشند. و در عین حال بطور دائمی خود را رشد دهند.
ماروین سترون[2] می گوید: ضرورت دارد مطمئن شویم که به معلمان خود فراگیری مادام العمر را پیشنهاد کرده ایم. .( مارکس،به نقل از پناهی،1381ص61_48)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
ریشه های تاریخی هوش هیجانی[1]
ذهن انسان از سه طریق شناخت[2]، احساس[3] و انگیزش[4] عمل می کند. حوزه شناخت شامل اعمالی از قبیل: حافظه فرد، استدلال، قضاوت و به طور کلی اعمال فکری انسان می شود. حوزه احساس شامل: عواطف، حالات روحی، ارزشیابی ها و دیگر حالات احساسی می شود. حوزه انگیزش که می توان گفت همان حوزه شخصیت می باشد و شامل انگیزه زیستی یا رفتار هدف گرا که قابل یادگیری است، می باشد. دو حوزه اول که شامل شناخت و احساس می باشد در واقع تشکیل دهنده هوش هیجانی هستند یعنی می توان گفت که هوش عاطفی همان استفاده آگاهانه از عواطف و احساسات می باشد. (پون- 2002)
در اغلب مواقع روانشناسان هنگام مطالعه هوش بر جنبه های شناختی آن از قبیل حافظه و قدرت حل مشکل توجه می کنند. این در حالی است که در گذشته محققان زیادی به نسبت جنبه های شناختی انسان بر اهمیت جنبه های غیرشناختی[5] نیز تاکید کرده اند. اگر به مطالعات رهبری اوهایو (در دهه 1940) توجه کنیم می توان ملاحظه کرد که در نتیجه این مطالعات توجه به افراد (در مقابل توجه به وظیفه) به عنوان یکی از عوامل اصلی رهبری اثربخش معرفی شد که با الهام از این مطالعات بعدها رهبران اثربخش به عنوان کسانی معرفی شدند که بتوانند اعتماد و احترام متقابل با زیردستان خود داشته و با آنها روابط دوستانه برقرار کنند. با توجه به نتایج این مطالعات می توان دید که جنبه های غیرشناختی رفتار انسان به عنوان عاملی مهم در موفقیت رهبران به شمار می آید. (چرمیس- 2002)
در سال 1940 دیوید وچلر[6] در کنار توجه به عوامل عقلانی[7] به عوامل غیرعقلانی از قبیل عوامل اجتماعی، فردی و احساسی نیز توجه نشان داد و در سال 1943 وی اظهار داشت که توانایی های غیرعقلانی از عوامل ضروری موفقیت در زندگی می باشند. وی در سال 1958 هوش را به صورت ظرفیت کلی فرد برای عمل هدفدار، فکر منطقی و برقراری ارتباط مؤثر با محیط تعریف کرد. ولی او تنها کسی نبود که به اهمیت جنبه های غیرشناختی هوش در موفقیت و سازگاری انسانها با محیط پی ببرد. (چرمیس- 2002)
رابرت ثرندایک[8] در سال 1920 مفهوم هوش اجتماعی را مطرح کرد و آنرا به عنوان توانایی درک دیگران و توانایی برای برقراری ارتباط با آنها تعریف کرد. ولی متاسفانه کارهای وی تا سال 1983 فراموش شده و یا نادیده گرفته شدند. (پون- 2002)
تا اینکه در سال 1983 گاردنر[9] از نظریات او استفاده کرد و به انتشار مطالبی درباره هوش چندجانبه[10] پرداخت. وی بیان داشت که هوش درون فردی[11] و هوش بین فردی[12] نیز به اندازه بهره هوشی افراد (IQ) که با تستهای خاصی اندازه گرفته می شود، اهمیت دارند. (چرمیس- 2002)
اصلاح هوش عاطفی همانند چتری است که مجموعه ای از مهارتها و خصایص فرد را در زیر خود جمع کرده است و بعضی دانشمندان این مهارتها را در دو گروه عمده مهارتهای بین فردی و مهارتهای درون فردی تقسیم بندی می کنند. این مهارتها به گونه ای هستند که با حوزه های سنتی مهارت و تخصص از قبیل دانش مشخص، هوش عمومی و مهارتهای فنی و حرفه ای ارتباط چندانی ندارند و از آنها جدا می باشند. اغلب دانشمندان هوش عاطفی عقیده دارند که به منظور تعادل در رفتار، برخورداری از عملکرد بهتر در جامعه و یا در یک سازمان یا حتی در درون خانواده و زندگی زناشویی باید انسانها دارای بهره هوشی (IQ) و بهره عاطفی (EQ) بوده و استفاده مناسبی از هر دو اینها ببرند. هوش عاطفی شامل آگاهی داشتن نسبت به عواطف و چگونگی تعامل این عواطف با IQ می باشد یعنی فردی که می خواهد در زندگی خود موفق باشد و جزء بهترین افراد باشد باید از عواطف و احساسات خود و دیگران آگاه بوده و از عواطف استفاده منطقی ببرد. (کرستید – 1999)
در سال 1985 یک دانشجوی مقطع دکتری در رشته هنر در یکی از دانشگاههای آمریکا پایان نامه ای را به اتمام رساند که در عنوان آن از واژه هوش عاطفی استفاده شده بود. این چنین به نظر می رسید که این اولین استفاده علمی و آکادمیک از واژه هوش عاطفی باشد. (هین، 2004). در سال 1990 سالوی و مییر[13] با آگاهی از کارهای انجام شده در زمینه جنبه های غیرشناختی هوش داشتند، اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند. (چرمیس- 2002) این دو دانشمند بیان داشتند که هوش عاطفی این امکان را برای ما فراهم می کنند که به صورت خلاقانه تری بیاندیشیم و از عواطف و احساسات خود در حل مسائل و مشکلات استفاده کنیم. این دو دانشمند تحقیقات خود را در زمینه اندازه گیری و سنجش هوش عاطفی ادامه دادند و در سال 1988 بیان داشتند که هوش عاطفی تا حدی باهوش عمومی همپوشانی دارد و شخصی که دارای هوش عاطفی باشد، باید چهار مهارت زیر را داشته باشد:
1- تشخیص عواطف[14]
2- استفاده از احساسات و عواطف[15]
3- فهم عواطف[16]
4- تنظیم و کنترل عواطف[17]
به جای کسانی که برای اولین بار اصطلاح هوش عاطفی را به کار بردند،دانیل گلمن[18] کسی است که بیشتر از همه نامش با عنوان هوش عاطفی گره خورده است. وی که خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز بود، رشته روانشناسی را در هاروارد به پایان رساند و مدتی نیز با دیوید مک کلی لند و دیگران کار کرد. گروه مک کلی لند[19] می خواستند بدانند که چرا تستهای هوش نمی توانند مشخص کنند که افراد در زندگی خود موفق می شوند یا نه. گلمن در سال 1995 کتابی تحت عنوان هوش عاطفی منتشر کرد که این کتاب پرفروشترین کتاب سال شد و تلویزیون امریکا با مصاحبه های گسترده ای که با وی در زمینه هوش عاطفی داشت موجب معروف شدن وی در سطح جهان گردید. گلمن در کتاب خود اطلاعات جالبی در ارتباط با مغز، عواطف و رفتارهای آدمی ارائه می دهد. تعریف گلمن از هوش عاطفی بدین صورت است: «ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران، برای برانگیختن خود و کنترل موثر احساسات خود و استفاده از آنها در روابط بادیگران». به عقیده وی هوش عاطفی در محیط کار از سازه ای چند بعدی تشکیل شده که شامل پنج جزء زیر می باشد:( کرستید، 2000)
1- خودآگاهی[20]
2- خودکنترلی[21]
3- انگیزش[22]
4- همدلی[23]
5- مهارتهای اجتماعی[24] (راحیم، 2003)
هوش عاطفی و بهره هوشی (IQ & EQ)
سالها بود که IQبه عنوان مهمترین پیشبینی کننده موفقیت آتی افراد در زندگی مطرح بود و تصور براین بود که افرادی که دارای میزان ضریب هوشی بالاتری باشند، نسبت به دیگران موفق تر خواهندبود. در نتیجه این گونه تصورات حتی در مدارس نیز سعی براین بود که آگاهی و دانش بچهها را تا حد ممکن افزایش دهند و به آموزش بهای زیادی داده می شد. اما تحقیقات اخیر نشان می دهند که IQبه تنهایی نمی تواند بیان کننده علل موفقیت افراد در سر کار یا زندگی باشد. چرا که ما می توانیم افرادی را ببینیم که دارای ضریب هوشی بالایی هستند و در تحصیل موفق بوده اند اما در زندگی به عنوان یک فرد موفق مطرح نمی باشند. (پون، 2002)
در ارتباط با این که IQ به تنهایی نمی تواند پیش بینی کننده عملکرد شغلی افراد باشد، در سال 1984 تحقیقات جیهانتر و آرهانتر[25] نشان داد که در بهترین وضعیت IQ مسئول 25 درصد تغییرات می باشد. درس ال 1996 نیز استرنبرگ[26] با بررسیهای مختلفی که در زمینه هوش انجام داد به این نتیجه رسید که IQ می تواند حداکثر 10 درصد و حداقل 4 درصد مسئول موفقیتهای افراد باشد که البته 10 درصد واقعی تر به نظر می رسد. محققان زیادی نیز اظهار می دارند که هوش عاطفی یک جزء لازم برای رهبری اثربخش می باشد. یک فرد بدون هوش عاطفی حتی اگر بهترین آموزشها را در جهان دیده باشد و دارای ذهنی تحلیلی و دقیق باشد و بهترین ایده ها را هم در سر داشته باشد،باز هم نمی تواند یک رهبر بزرگ باشد.
در حقیقت 80 درصد موفقیتهای افراد در سرکار به هوش عاطفی وابسته است و تنها 20 درصد آن به IQ بستگی دارد و اغلب کسانی که دارای عملکرد بهتری می باشند هوش عاطفی بالایی دارند. این در حالی است که اکثر افرادی که عملکرد پایین تری دارند به این علت نیست که مهارتهای فنی کمتری نسبت به دیگران دارند بلکه اکثرا این گونه افراد مهارتهای بین فردی کمتری دارند. ارتباطات کاری شان ضعیف است، اقتدارطلب و یا جاه طلب می باشند یا این که با مدیریت سطح بالا اختلاف دارند. تعجب آور نیست،اگر گفته شود تاثیر هوش عاطفی همزمان با بالارفتن مدیران در سلسله مراتب سازمانی افزایش می یابد چرا که اهمیت ارتباطات سازمانی زیاد می باشد. (جانسون- 1999)
گلمن در طی تحقیقات خود به عنوان مشاور سازمانها دریافت که در تمام سطوح سازمانی EQ دوبرابر مممتر از داشتن مهارتهای فنی و IQ می باشد. تحقیقات دیگر نشان دهنده این است که هوش عاطفی نقش مهمتر و بیشتری در سطوح بالای سازمانی بازی می کند، زمانی که گلمن این موضوع را مورد بررسی قرارداد به این نتیجه رسید که در سطوح بالای سازمانی کسانی که عملکرد بهتری نسبت به افراد متوسط دارند،تقریبا 90 درصد تفاوت در ویژگیهایشان قابل استناد به هوش عاطفی است تا تواناییهای شناختی. (راحیم، 2003)
در مطالعه ای در دانشگاه برکلی از 80 دانشجوی دکتری در هنگام فارغالتحصیلی، تستهای شخصیت، تستهای هوش و مصاحبه های دیگری به عمل آمد. چهل سال بعد زمانی که آنها در اوایل هفتادسالگی قرارداشتند، دوباره مورد مطالعه قرارگرفتند و میزان موفقیت آنها در زمینه تخصصی خود سنجیده شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که در مورد موفقیت حرفهای و پرستیژ و شهرت فردی، تواناییهای عاطفی و اجتماعی 4 برابر مهمتر از IQ می باشند. (کرستید- 2000)
در طی سالهای 1998 گلمن در طی بررسی 200 شرکت و سازمان در سرتاسر جهان به این نتیجه رسید که تفاوت در بین افراد به علت تواناییهای شناختی و مهارتهای فنی می باشد و بقیه به علت تفاوت در شایستگی های عاطفی می باشد و حتی در موقعیتهای رهبری در سطوح بالای سازمانی بیش از تفاوتهای بین فردی به علت شایستگیهای عاطفی می باشد. (پون- 2002)
البته احمقانه است که بگوییم مهارتهای شناختی برای موفقیت افراد مهم نمی باشند، بلکه این مهارتها در صورتی که به همراه مهارتهای عاطفی باشند، موثرتر و اثربخشتر خواهدبود. برای نمونه مهارتهای شناختی جزء مهمترین عوامل برای موفقیت در تحصیل می باشند. چنانچه شمال مایل به ادامه تحصیل در دانشگاهی همچون برکلی باشید به میزان زیاد به چنین مهارتهایی نیاز دارید تا در این دانشگاه پذیرفته شوید اما چنانچه بعد از فارغ التحصیلی و ورود به جامعه، خودتان را با همکلاسیهای دیگر خود که دارای هوش عاطفی بالاتر و مهارتهای اجتماعی بیشتری نسبت به شما بودند ولی بهره هوشی آنها تا حدی از شما کمتر بود، مقایسه کنید خواهید دید که درست است برای دانشمند یا دکترشدن به بهره هوشی در حدود 120 نیاز است اما برای مقاومت در مقابل مشکلات زندگی و کاری و داشتن همکاری بهینه با دیگران به مهارتهای عاطفی نیاز است. می توان گفت کسانی که هوش عاطفی آنها نسبت به دیگران زیاد است ولی 10 تا 15 امتیاز بهره هوشی (IQ) کمتر دارند، در همکاری با زیردستان خود و برقراری روابط اجتماعی و در نتیجه در زندگی و کار خود موفق تر خواهندبود. (کرستید، 2000)
در مطالبی که مطرح گردید اکثرا سعی براین بود که اهمیت مهارتهای عاطفی و داشتن هوش عاطفی بالاتر پررنگ نشان داده شود ولی نباید فراموش کرد که در واقع مهارتهای شناختی و غیرشناختی مکمل هم هستند. تحقیقات دانشمندان بیان کننده این مطلب است که مهارتهای عاطفی واجتماعی موجب بهبود عملکرد شناختی فرد خواهندشد و هیچ کدام از این مهارتها به تنهایی مثمرثمر واقع نخواهندشد.
آموزش هوش عاطفی
یک بچه زمانی که متولد می شود بطور ذاتی دارای هوش می باشد، درست است که او قادر به خواندن و نوشتن نیست و نمی توان از او آزمون هوش گرفت ولی با وجود این می توان گفت که این بچه هوشمند است. همه ما تواناییهایی داریم که ذاتی بوده و نمی توان آنها را افزایش داد و در مقابل، بعضی از تواناییهای دیگر در وجود هر فرد هستند که قابلیتهای آموزش، یادگیری و بهبود و توسعه را دارند. هوش عاطفی به طور ذاتی و فطری در درون هر فرد وجود دارد ولی می توان مهارتهای عاطفی را نیز به افراد آموزش داد و دانش و آگاهی آنها را نسبت به عواطف خود و دیگران افزایش داد که در نتیجه آن هوش عاطفی افراد نیز افزایش خواهدیافت. (هین- 2004)
بهترین خبر درباره هوش عاطفی این است که آن برخلاف IQ قابل یادگیری است. اگر انسانها درباره احساسات و تجارب خود با هم بحث و گفتگو کنند این امر به نوعی موجب یادگیری عاطفی آنها خواهدشد که البته یادگیری درباره عواطف بدین گونه نیست که چند تمرین خاص را انجام داد و نتیجه یادگیری را بلافاصله مشاهده کرد بلکه نتیجه این نوع یادگیری در تعامل با افراد و در فعالیتهای گروهی نمایان خواهدشد. آموزش هوش عاطفی بدین معنا نیست که به افراد پند و نصیحت بدهیم بلکه بدین صورت می باشد که در آنها نسبت به احساسات و عواطف، حساسیت ایجاد کرده و آگاهی و دانش آنها را نسبت به ابعاد عاطفی موجود در درون انسانها افزایش دهیم. مهارتهای عاطفی را که افراد می آموزند به آنها در زمینه برقراری ارتباط با دیگران در محیط کار واجتماع کمک خواهد کرد که در نتیجه آن همکاری بین افراد بهتر شده و عملکردشان نیز بهبود خواهدیافت. آموزش هوش عاطفی و افزایش آگاهی افراد نسبت به عواطف خوب و بدی که در درون انسانها نهفته اند به طور موثری موجب افزایش مهارت خوب گوش دادن، برقراری ارتباط با دیگران و بیان احساسات خود،حل تعارضات و مقابله با فشار عصبی و استرس خواهدشد.
جیمز پون[27] در نتیجه تحقیقات خود در سنگاپور بیان می دارد که سطح هوش عاطفی افراد به طور ژنتیکی ثابت نیست و می توان آنرا بهبود داد و اگر ما آگاهی افراد را نسبت به مزایای هوش عاطفی افزایش دهیم، افراد بیشتری سعی خواهند کرد که برروی هوش عاطفی خود سرمایه گذاری کنند تا موفقیتشان در زندگی کاری افزایش یابد. انسانها همزمان با آگاه شدن نسبت به عواطف و احساسات خود سعی خواهندکرد که تاثیر عواطف و احساسات را در تعاملاتشان با دیگران نیز درک کنند که این گونه آگاهیها بر روابط اجتماعی و کار گروهی آنها تأثیر مثبت خواهندداشت. (پون-2002)
هوش عاطفی در محیط کار
در گذشته به کارکنان گفته می شد که عواطف و احساسات خود را در خانه رها کرده و به سر کار بیایند که کارکنان نیز اجبارا از این رویه تبعیت می کردند ولی این رویه زمان زیادی به طول نیانجامید. چرا که انسانها در هر سازمان یا گروهی که مشغول بوده و با انسانهای دیگری سروکار داشته باشند،محتاج تعاملات عاطفی با دیگران هستند. (جانسون- 1999)
احساسات و عواطف برهرچیزی که ما انجام می دهیم، تأثیر دارند. علیالخصوص در محیط سازمانی عواطف منجر به رفاقت و صمیمیت در بین اعضای تیم شده و بهرهوری سازمان را افزایش می دهند. البته نباید فراموش کرد که همین عواطف چنانچه درست از آنها استفاده نشود، می توانند ویرانگر و نابودکننده نیز باشند پس می توان گفت که هوش عاطفی به روابط بین فردی شکل می دهد. البته با وجود همه این حرفها هنوز هم بسیاری از مدیران هستند که تمایل به کنارگذاری عواطف واحساسات دارند و دوست دارند فقط با منطق کار کنند ولی تحقیقات فراوانی نشان دهنده این مطلب اند که چنانچه عواطف به طور مفید و موثری اداره شوند، موجب افزایش اعتماد متقابل، وفاداری و تعهد کارکنان خواهندشد و بهره وری سازمانی افزایش خواهدیافت. از طرف دیگر، نوآوریهای سازمانی و همکاریهای کارکنان نیز بهبود خواهند یافت و عملکرد تیمی و سازمانی نیز در کل بهتر خواهدشد.(جانسون و همکاران 1999)
کلید عوامل غیرشناختی با عملکرد شغلی افراد در سازمانها ارتباط دارند به طوری که جای تحقیقات فراوانی در این زمینه وجود دارد. اکثر تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیده اند که عوامل غیرشناختی از مهمترین تعیینکنندگان رفتار کاری می باشند. مخصوصا در محیطهای کاری متغیر امروزی که داشتن انعطاف پذیری و سازش با تغییرات و همگامی با آنها از ضروریات میباشد، تنها چیزی که هنوز جای ابهام دارد، اندازه گیری و سنجش دقیق این عوامل غیرشناختی و انتخاب کارکنان شایسته براساس آنها می باشد.
از دیدگاه گلمن استفاده از مهارتهای عاطفی در محیط کار و داشتن کارکنانی با هوش عاطفی بالا از دو جهت برای سازمانها سودمند است، بدین ترتیب که اولا افراد بر خودشان می توانند کنترل داشته و خود را اداره کنند و ثانیا روابط اجتماعی بین افراد نیز بهبود خواهدیافت که موجب برقراری ارتباط موثر در بین کارکنان خواهدشد. (کرستید 1999)
در نتیجه تحقیق جانسون و ایندوک[28] مشخص شد که مدیران و کارکنان هر دو باید در درون سازمان مورد مطالعه قرارگیرند. کارکنان به منظور برقراری ارتباطات اثربخش با سایرین به هوش عاطفی نیاز دارند و مدیران نیز چنانچه دارای مهارتهای عاطفی بالایی باشند می توانند موجب عملکرد فراتر از انتظار کارکنان شوند. هوش عاطفی و داشتن مهارتهای عاطفی در درون سازمانها هم برای مدیران و هم برای کارکنان مفید است چرا که مدیران دارای کارکنانی هستند که دارای شور و اشتیاق فراوان برای کار هستند و کارکنان نیز مدیرانی خواهندداشت که آنها را درک می کنند و به مشکلات و نیازهایشان رسیدگی می کنند. (جانسون و همکاران 1999)
کای[29] خاطرنشان می کند که هوش عاطفی موجب انطباق فردی و کاهش مقاومت آنها در مقابل تغییرات خواهدشد. از طرف دیگر مطالعات اسکات[30] و همکارانش نشان می دهد که هوش عاطفی رابطه مستقیم با تمایلاتی از قبیل خوش بینی، گرایش به شادزیستن، و تمایل به کاهش اعمال غیرارادی دارد. همچنین تحقیقات مارتینز پونز[31] نیز بیانگر این مطلبند که افزایش هوش عاطفی موجب رضایت از محیط کاری و زندگی اجتماعی افراد خواهدشد و علائم افسردگی را نیز کاهش خواهدداد. خلاصه این که با مروری بر تحقیقات انجام شده در زمینه هوش عاطفی به این نتیجه می رسیم که هوش عاطفی موجب نتایج مثبتی برای سازمانها خواهدشد و بر رفتار و نگرش کارکنان تاثیر خواهدگذاشت. (راحیم، 2003)
هوش هیجانی نماینده توانایی تشخیص، ارزیابی و بیان هیجان و آگاهی از هیجانها، توانائی دستیابی به / و یا ایجاد احساسات تسهیل فعالیتهای شناختی و عمل سازگارانه و توانایی تنظیم هیجانها در شخص و دیگران می باشد (مایر و سالوی 1997) . به عبارت دیگر، هوش هیجانی عبارت از پردازش مناسب اطلاعاتی می باشد که بار هیجانی دارند و استفاده از آن برای هدایت فعالیتهای شناختی مانند حل مساله و تمرکز انرژی برروی رفتارهای لازم. اصطلاح مذکور این فکر را انتقال می دهد که راههای دیگری برای باهوشبودن وجود دارد که غیر از تاکید بر تستهای استاندارد بهره هوشی می باشد. اینکه فراد می تواند این توانائیها را پرورش دهد و اینکه هوش هیجانی می تواند پیشبینیکنندة مهمی برای موفقیت در روابط شخصی، خانوادگی و محل کار باشد. هوش هیجانی در مقایسه با مفاهیم سنتی هوش متبلور، اصطلاح امیدوارکنندهای بنظر می رسد. به همین دلایل هوش هیجانی به روانشناسی مثبت تعلق دارد.
اولین شاخه هوش هیجانی با ظرفیت ملاحظه و بیان احساسات شروع می گردد. هوش هیجانی بدون قابلیتهائی که در این شاخه اول وجود دارند غیرممکن می باشد (در این مورد سارنی[32] 1990 و 1999 نیز همین موضوع را عنوان می کند. اگر هر بار که احساسات ناخوشایند به وجود می آید مردم به آن توجه ننمایند، در مورد احساسات، معلومات بسیار کمی بدست می آورند. احساس هیجانی شامل ثبت، توجه و معنی سازی پیامهای هیجانی می باشد، به آن صورتی که در حالات صورت، تُن صدا ،یا محصولات هنری فرهنگی بیان گردیده اند. شخصی که حالت ترس را در صورت دیگری می بیند، خیلی بیشتر در مورد هیجان و افکار آن شخص می فهمد تا کسیکه این عملات را از دست داده و به آن توجه ننموده است. شاخه دوم هوش هیجانی در مورد سهولت در فعالیتهای شناختی می باشد. هیجانها ترکیبی از سازمانهای مختلف روانی، فیزیولوژیکی، تجربی، شناختی وانگیزشی می باشند. هیجانها از دو طریق وارد سیستم شناختی می گردند: به عنوان احساسات شناخته شده،مانند مورد کسی که فکر می کند «حالا من کمی غمگین هستم» و به عنوان شناختهای تغییریافته، مانند وقتی یک شخص غمگین فکر می کند «من خوب نیستم». تسهیل هیجانی تفکر – شاخه دوم- متمرکز براین موضوع است که چگونه هیجان برروی سیستم شناختی اثر می نماید و به این ترتیب چگونه می تواند برای حل مساله بنحو موثر، استدلال، تصمیم گیری و کارهای خلاق بکاررود. البته شناخت می تواند بوسیله هیجان هائی از قبیل اضطراب و ترس مختل گردد. از طرف دیگر هیجانها می توانند در سیستم شناختی الویت ایجاد کنند که به چه چیز مهمی توجه کند و به آن بپردازد (ایستربروک[33] ، 1959 ،ماندلر[34] 1975، سیمون[35] 1982)؛ و حتی در مورد چیزی که در یک خُلق معین بهتر انجام میشود تمرکز نماید.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 124 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 182 |
فصل اول
زبان و تئوریهای مربوط به آن
زبان، زبان شعر، شعر زبان:
همه چیز را به زبان می شناسیم. اما زبان را جز به زبان نمی توان شناخت. زبان را به تنها چیزی که در جهان همانند می توان کرد، نورد است. چرا که ما همه چیز را به نور می بینیم. اما نور را جز به نور نمی توان دید. نور خود روشنگر خویش است. آن چنان روشنگری که همه چیز را پدیدار می کند. اما خود پنهان می ماند. نور است که به چشمان ما توان دیدن هر آن چیزی را می دهد که دیدنی است. اما زبان هر آن چیزی را که شنیدنی است به ما می شنواند. زبان، نور گوش های ما است و با پرتوافکندن بر هر آن چه دیدنی است و نادیدنی، حس و فهم و عقل ما را بینا و دانا می کند. اما در این میان خود پنهان می ماند و تنها آنگاه پدیدار می شود که با آگاهی و پافشاری بخواهیم گوش خود را بر هر آن چه از راه زبان به ما می رسد بربندیم و به زبان چشم بدوزیم. براین برداری که همه چیز را به ما می رساند و در میانه خود را نیز همچنانکه بخواهیم چشم را به هرآنچه دیدنی است بربندیم و براین روشنگر خیره شویم که همه چیز را در برابر ما نمایان می کند. اما خود پنهان می ماند. زبان را هم به زبان می توان شناخت. همچنانکه نور را به نور. پس زبان نیز نوری دیگر است. نور،جهان پدیدار، جهان فراچشم ما را روشن می کند. اما زبان جهان فراگوش ما را. یعنی نه تنها از آن چه در برابر چشم پدیدار تواند شد، خبری دهد. بلکه از هر چیزی که در برابر چشم پدیدار نتواند شد نیز نه تنها از آن چه هست خبر می دهد بلکه از هر آن چه بوده است و تواند بود نیز بدینسان زبان واسطه ای است میان انسان و جهان یعنی «هرآنچه هست و بوده است و تواند بود.» با زبان است که ما در پهنهی بیکران هستی و زمان حضور می یابیم و برگرد «هرآنچه هست و بوده است و تواند بود» دایره ای می زنیم و جهان اش می نامیم. در پرتو این نور است که «هرآنچه هست و بوده است و تواند بود» را در می یابیم و در درون خویش جای می دهیم و جهانمدار می شویم – یعنی انسان. در پرتو این نور است که حس ظاهر و عقل عملی ما نهان و باطنی می یابد که حس باطنی و عقل نظری اش می نامیم.
«زبان» و «جهان» و «انسان» سه گانه ای هستند که هریک خود و آن دیگر را دربرمی گیرد. وجود هریک شرط وجود آن دیگر است و برای هیچ یک نمی توان پیشینگی منطقی شناخت، چرا که با هم دایرهی هستی را تمامیت می بخشند و هریک برای آن دیگر، شرط لازم و پیشین هستی شناسیک (اُنتولوژیک) است. ذات انسان با زبان است که در جهان پدیدار و جایگیز می شود. یعنی با «حضور در جهان» و «جهان» یعنی آن دایره ی فراگیرنده ی «آنچه هست و بوده است و تواند بود» با بازتابیدن در زبان بر انسان پدیدار می شود. و از این راه عینیت می پذیرد. و زبان با پدیدارکردن «انسان» و «جهان» خود را پدیدار می کند و عینیت می بخشد. میان این سه گانگی نسبت های سه سویه ی کیفیتی در کار است که از راه آن «هستی» پدیدار و معنادار می شود.
ذات زبان پدیدارگری است. زبان «جهان» را در تمامی کلیت و جزئیتش برای ما گزارش می کند. و «جهان» یعنی دایره ی تمامیت بخشنده ی «آنچه هست و بوده است و تواند بود» اما «تواند-بود» یعنی آن چه نیست و نبوده است و گویی جایی در زهدان هستی خفته است تا روزی از آن جا سر بدر آورد و انسان است که می تواند در این زهدان بنگرد و «تواندبود» ها را بنامد و فراخواند. با این توانایی است که انسان در جایگاهی بالاتر از «آن چه هست و بوده است» جای می گیرد و آن چه نیست را نیز می تواند در خیال آورد و بنامد. یعنی آن چه را که در مرتبه ی «امکان» است با شناختن عالم امکان یعنی آن «استوای میان وجود و عدم است» که انسان نه تنها «هستان» که «نیستان» را نیز می تواند شناخت و برخی از آنها را از قوه به فعل درمی تواند آورد یا «تواندبود» ها را به هست ها بدل می تواند کرد. این فرونگریستن از افق عالم امکان به عالم هستی است که به انسان جایگاهی «ماوراء طبیعی» بر فراز طبیعت می بخشد. زیرا طبیعت قلمرو هستی هستان است. و زبان انسانی است که می تواند از «نیستان» (برای مثال از «عدم» از «مرگ» از «نیستی» نیز همچون هستان سخن بگوید.
زبان بشر را از باشنده ای طبیعی در میان باشندگان دیگر و وابسته به طبیعت به ساحت «ماوراء طبیعت» برمی کشد یعنی او را انسان می کند که باشنده ای است زینده در «جهان» که طبیعت، یعنی هر آن چه جسمانی و مادی است، نیز بخشی از آن است نه تمامی آن. انسان با زیستن در ساحت جهان چیزهایی را کشف می کند که جز با برای باشنده ای که در این ساحت می زید، پدیدار نیست . انسان پدری و مادری و خواهری و برادری و دوستی و دشمنی و جنگ و صلح و خدا و شیطان و اخلاق و حقوق و زیبایی و زشتی و شعر و موسیقی و ... را کشف می کند ویا همه ی این نسبت ها و باشندگی ها را که در زهدان هستی خفته اند بیدار می کند و از قوه به فعل می آورد.
و اینها همه در ساحت زبان و از راه آن پدیدار می شوند. اینها همه اگرچه برروی زمین پدیدار می شوند اما بنیادشان در عالم ایده هاست و تنها باشنده ای می تواند آنها را پدیدار کند که به عالم ایده ها تعلق یافته باشد و تنها راه این تعلق، داشتن زبان است. زیرا که زبان خانگاه ایده ها است. زبان پدیدار می کند که چیزها چیستند و چگونه اند و نسبت ها و جایگاهها شان چیست و اینگونه هستی را برای انسان و به زبان انسان گزارش می کند. همه ی زبان ها و همه ی گونه های بیان در درون زبان ها همچنان زبان هایی انسانی و بیان هایی انسانی اند. از آن چه در جهان روی می دهد حتی انتزاعی ترین زبان، یعنی زبان عقل نظری یا زبان علم و فلسفه نیز همچنان زبانی انسانی است که «جهان» را برای انسان و به زبان او گزارش می کند و هر اندازه هم که بکوشد پوسته ی بشریت و نفسانیت بشری را از خویش بدرد و بی خواست به عینیت چشم بدوزد، باز پوسته ی انسانیت خویش را نمی تواند درید و همچنان انسانی و برای انسان باز می ماند. هستی به خودی خود خاموش است. زبان او زبان پدیداری است خود را می گشاید و نمایان می کند. گشایش و نمایش و جلوه گری اوست که ترجمان خویش را در زبان بشری می یابد. هر زبان بشری و هرگونه ای از گویش بشری با رنگ ها و سایه- روشن های خویش باز گوینده ی پرتوی از هستی و گوشه ای صحنه ی نمایش آن است. هر زبان بشری و هرگونه از گویش بشری دیدگاهی است واگوینده ی صحنه ای از نمایش هستی و از آن جا که بشر نیز خود در این صحنه و بازی حضور دارد و خود جلوه ای است از جلوه ها و بازیگری از بازیگران، زبان او زبان صحنه است و از این جهت زبان نیز چیزی است عینی و از آن هستی. اما انسان از آن جا که بازیگری است در عین حال تماشاگر و گزارشگر، از این جهت زبان او زبانی است انسانی که صحنه و بازی را به زبانی انسانی گزارش می کند. پس زبان از سویی از آن هستی است و از سویی از آن انسان (تا آنجا که انسان همچون تماشاگر و گزارشگر می کوشد با صحنه و بازی فاصله بگیرد و آن را برای خود تفسیر و معنا کند. ولی سرانجام در واپسین نگرش، «زبان» و «جهان» و «انسان»سه گانگی خویش را در یگانگی هستی در می بازند و بازی آینه ها جز نمایش یک و همان نیست که بسیار و بی شمار جلوه می کند. و اما بسیاری و بی شماری جلوه ها ، بسیاری و بیشماری زبان ها را نیز از پی دارد و هستی در هر صحنه ای و هر جلوه ای به زبان آن صحنه سخن می گوید و در آن صحنه صوت و نور و شنوایی و بینایی یکدیگر را کامل می کنند.
با نگاهی به جوامع انسانی به روشنی می توان به این حقیقت راه برد که زمان در تمامی ساحت های زندگی آدمی نفوذ کرده است. آن گونه که همواره سازمان دهنده ی روابط میان آدمیان بوده است حتی بسیاری از نهادها، مناسبات و شعائر جامعه در چارچوب زبان و یا دست کم به واسطه ی زبان پدید آمده اند. افزون براین، در مناسبات میان انسان و جهان نیز همواره سایه ی محتوم زبان حاضر است و وجودی مقدر دارد و تعیین کنندهی چند و چون این مناسبات است. این تعیین کنندگی چنان است که به باور پیتر وینچ «برداشت ما از آن چه به قلمرو واقعیت تعلق دارد، در زبان مورد استفاده مان نهفته است. مفهوم هایی که برای خود ساخته ایم ،تجربه ی ما از جهان خارج را ارائه می کنند... جهان برای ما همان چیزی است که از راه آن مفهوم ها را شناخته ایم» و از آن جا که زبان خود نیز ریشه در مقتضیات جامعه ای دارد که در آن پا گرفته است و عمل می کند، در واقع بازنمودی اجتماعی از جهان را رمزگذاری می کند (فاولر 1991).
با نظرداشت به این امر و با توجه به این که جامعه،بنا به ماهیت خود و بر اثر عملکرد عوامل گوناگون اجتماعی پدیده ای یک دست و همگون نیست، نه زبان ما یکپارجه، همگون و واحد است و نه جهان ما. ما در دنیایی متکثر و بس گونه، و متشکل از جهان هایی بی شمار زندگی می کنیم.
هرجامع فرهنگ مادی و معنوی ویژه ی خود را دارا است و در چهارچوب همین فرهنگ است که مفاهیم و معناهای مورد نیازش را فرامیآورد. این معناها که در چارچوب نظام اجتماعی آفریده می شوند،سیستم هم بسته ای از امکانات معنایی ممکن و ویژه ی هر نظام اجتماعی را پدید می آورند. این سیستم هم بسته ی معناها که جامعه در ساحت های گوناگون خود می پروراند و با آن راه به سامان می برد ، «پتانسیل معنایی» ویژه ی آن جامعه را می سازند. و هر ارتباطی که برقرار می شود در چارچوب این پتانسیل معنایی صورت می گیرد و معناهای جدیدی هم که خلق می شوند برپایهی همین معناها شکل می گیرند (نک هلیدی 1978).
در نتیجه به هنگام ارتباط یا داد و ستد معنا میان اعضای جامعه، سخنگویان معنایی را از میان امکانات موجود برمی گزینند و با استفاده از یکی از ساختارهای زبانی که جامعه، خود، برای بیان معناهای مورد نیازش خلق کرده است، آن را بیان می کنند. این همبستگی دیالکتیکی میان معنا و ابزار بیان آن، چنان است که هر دگرگونی در پتانسیل معنایی جامعه، ضرورتا به دگرگونی زبان آن جامعه می انجامد، در نهایت همین تعین معنا بنیاد و جامعه محور نظام و ساختار و کارکرد زبان است که بر ما آشکار می کند «چرا زبان آن گونه هست که هست» (کرس 1376).
سوسور زمان را یک نظام صوری می داند که از ارزش هایی با روابط متقابل صورت بسته است. این ارزشها به واسطه ی تفاوتهایی که با یکدیگر دارند تعریف می شوند. به بیان دیگر عناصر زبانی به ویژگیهای ذاتی اثباتی و خود معرفی ندارند که به واسطه ی آن ها به طور اثباتی تعریف شوند، بلکه فقط به واسطه ی تفاوتی که با عناصر زبانی دیگر دارند یعنی به واسطه ی ویژگی های سلبی خود، هویتی اثباتی پیدا می کنند. مثلا واژه ای مانند «سر» به واسطه ی تفاوتی که با «در» ،«کر»، «زر»، و غیره دارد هویت می یابد و در نتیجه می توان گفت که «سر» ،«سر» است چون «در» ، «کر» و «زر» و غیره نیست.
در نظام زبان هر ارزش زبانی در یک نشانه متجلی می شود که از رابطه ی مبتنی بر دلالت یک دال (نمود آوایی نشانه) و یک مدلول (تصویر ذهنی آن) شکل می گیرد و این ارزش را جایگاه و نقشی تعیین می کند که آن نشانه در نظام زبان دارد. رابطه ی نشانه ها با یکدیگر بر دو نوع است:
این رابطه یا جانشینی است (رابطه ای میان عنصری را در زنجیره ی کلام حاضر است با عناصر غایبی که می توانند جایگزین آن شوند ) یا همنشینی (رابطه ای مبتنی بر حضورهم زمان عناصر در زنجیره ی کلام). به این ترتیب در زنجیره ی جمله ای مانند «امروز برف بارید» و رابطه ی میان «امروز» «برف» و «بارید» رابطه ای همنشینی است و رابطه ای میان «امروز» با عناصر غایبی مانند «دیروز»، «دیشب»، «پریروز» و ... رابطه ای جانشینی است. و ویژگی این نظام آن است که هر تغییری در هریک از اجزاء آن به تغییر کل آن می انجامد. توجه داشته باشیم که آن چه بعدها در سنت ساختارگرایی «ساختار» نامیده شد، همین «نظام» بود.
سوسور زبان را «لانگ» می نامد و آن را در برابر «پارول» قرارمی دهد که عبارت است از کنش مادی و ملموس هریک از سخنگویان زبان بر پایه آن نظام صوری و اگر «لانگ» یک هستی اجتماعی و رها از خواست و ناخواست افراد دارد «پارول» منشی فردی لحظه ای و یکه دارد و آ» چه زابن شناسی باید به آن بپردازد «لانگ» است نه «پارول».
با بررسی اجمالی تعاریف زبان به این نتیجه می رسیم که تعریفی که مورد قبول همه زبانشناسان و دیگر دانشمندان باشد که با زبان و مطالعه آن سروکار دارند مقدور نیست. این اشکال از طبیعت خود زبان ناشی می شود. زبان پدیده بسیار پیچیده ای است که مطالعه آن را نمی توان به یک قلمرو علمی خاص محدود کرد. زبان دارای جنبه های فراوانی است. از یک طرف زبان وسیله ارتباط بین افراد جامعه است. زبان تنها وسیله ای است که می تواند افراد جامعه را به هم بپیوندد و در نتیجه یک واحد اجتماعی به وجود آورد. به عبارت دیگر زبان مهمترین نهاد اجتماعی است. بنابراین جامعه شناسان و مردم شناسان به خود حق می دهند زبان را از دیدگاه خودشان تعریف کنند.
از سوی دیگر زبان وسیله بیان افکار و احساسات ما است. زبان تنها وسیله یا مؤثرترین وسیله ای است که جهان اندیشه و دنیای درون ما را با جهان برون مرتبط می کند. زبان و الگوهای زبانی چنان با افکار و احساسات ما پیوند خورده اند که تجزیة آنها اغلب غیرممکن است. و خود منشا این کشمکش علمی است که آیا فکر بدون زبان می تواند وجود داشته باشد یا نه.
از این گذشته زبان یکی از جنبه های رفتار انسانی است. وقتی زبان از یک طرف تا این حد مربوط به جهان ذهنی ما و از طرف دیگر یکی از جنبه های مهم رفتار انسانی باشد، روانشناسی که مطالعه ی دنیای درون انسان و رفتار او را در قلمرو خاص خود می داند، به خود اجازه می دهد که به زبان ازدیدگاه خود بنگرد. بنابراین روانشناسان نیز از زبان تعریفهایی که خاص آنها است به دست داده اند.
در همین زمینه باید توجه خاص فیلسوفان و منطقیان را نیز به زبان یادآور شد. فعالیت فیلسوف برای شناخت جهان بیرون و دنیای درون انسان از هر طرف به زبان محدود می شود:
از یک طرف زبان فیلسوف میدان اندیشه او را محدود می کند. ممکن است این میدان برای فیلسوف وسیع تر از میدان فکری افراد معمولی اجتماع باشد ولی واژگان (Vocabulary) و نحوه زبان (Syntax)خواهی نخواهی برای جهان اندیشه و فعالیت فکری فیلسوف حدی می گذارد و اجازه می دهد فکر او فقط در مجراهای خاصی حرکت کند. از طرف دیگر او ناچار است اندیشه های خود را به زبان جاری کند و در این جا نیز زبان به او محدودیتهایی تحمیل می کند. در زمینه منطق باید یادآور شد که مباحث منطقی در حقیقت مباحث زبانی هستند. مبانی منطق از زبان استخراج شده است و کسانی تا آنجا پیش رفته اند که گفته اند:«مردمی که دارای زبان متفاوت باشند، دارای منطق متفاوت هستند». با چنین پیوستگی که بین فلسفه و منطق و زبان وجود دارد، باید به فیلسوفان و منطقیان نیز حق داد که به زبان از دریچة چشم خود نگاه کنند و ما تعریفهای فراوانی از زبان داریم که براساس تعبیرهای فلسفی ومنطقی قرارگرفته اند.
در سالهای اخیر که انتقال صوت به وسیله دستگاههای الکترونی میسر شده است، زبان مورد مطالعه گروه تازه وارد دیگری به نام مهندسان ارتباطات قرارگرفته است. این عده بیشتر با خصوصیات فیزیکی زبان سرو کار دارند. اینان می خواهند بدانند خصوصیات فیزیکی صداهای زبان در هنگام انتقال به وسیله تلفن، رادیو، تلویزیون، بلندگو و غیره از فاصله های دور و نزدیک چگونه عمل می کنند. اینان نیز به خود اجازه می دهند زبان را از دیدگاه خودشان و با توجه به زمینه کار خودشان تعریف کنند.
علاوه بر دانشمندان فوق که به مطالعه زبان به علت ارتباط آن با مسائل دیگر علاقمند هستند، گروه دیگری هستند که مطالعه زبان را قلمرو خاص خود می دانند. اینان زبانشناسان هستند که زبان را نه به خاطر ارتباط آن با موضوعات دیگر بلکه به خاطر خود زبان مورد مطالعه قرارمی دهند. تعریفهایی که این دانشمندان از زبان کرده اند بر طبیعت واقعی زبان بیشتر تکیه می کند. ولی تعریف زبان حتی در این قلمرو محدود هم کار ساده ای نیست. زبان ان چنان پیچیده و دارای بعدهای فراوانی است که گنجاندن تمام خصوصیات آن دریک تعریف غیرممکن است. بنابراین زبانشناسان هم براساس زمینه فکری خود و مکتب خاصی که به آن تعلق دارند از زبان تعریفهایی متفاوت کرده اند. در تعریف یک زبانشناس ممکن است بعضی از خصوصیات زبان بیشتر مورد تکیه قرارگیرد و در تعریف گنجانده شود و بعضی دیگر در درجه دوم و سوم اهمیت قرارگیرد و صریحا در تعریف زبان به آنها اشاره نشود. در حالی که در تعریف یک زبانشناس دیگر ممکن است خصوصیاتی که در تعریف قبلی به طور ضمنی به آنها اشاره شده بود، بیشتر مورد توجه قرارگیرد و صریحا در تعریف گنجانیده شود و برعکس خصوصیاتی که در اولی صریحا در تعریف گنجانیده شده بود در این جا در درجه دوم و یا سوم اهمیت قرارگیرد و از آنها به طور ضمنی یاد شود.
آنچه باید به یاد داشت این است که اکثر این تعریف ها، با توجه به نقطه دید خاص آنها درست است. اکثر آنها به هیچ وجه ناقض یکدیگر نیستند. بلکه مکمل یکدیگرند. بنابراین اگر ما با تعریفهای مختلفی از زبان برخورد کردیم نباید تصور کنیم که فقط یکی ازآنها درست و بقیه غلط است. بلکه باید به خاطر آوریم که این تعریفها از دیدگاههای مختلف شده است و این طبیعت پیچیده زبان است که اجازه می دهد از آن تعریفهای مختلفی بدست داده شود. در حقیقت تعریف کاملی که تمام خصوصیات و کاربردهای زبان را در برگیرد غیرممکن است. (4)
نیچه در مورد ارتباط تنگاتنگ زبان و اندیشه می گوید:تلاش برای گذشتن از زبان به معنای توقف اندیشیدن است. (5)
و می افزاید: ما تنها در شکل زبان می توانیم بیاندیشیم ... زمانی که از اندیشیدن در محدوده ی زبان سرپیچی کنیم، آنگاه دیگر نمی اندیشیم. (6)
هایدگر می گوید:آدمی درون زبان جای دارد و وابسته بدان است هرگز نمی تواند به خارج گام نهد و آن را از جایگاهی دیگر بنگرد. ما همواره گوهر زبان را ازجایی می بینیم که خود زبان ما امکانش را می دهد. ما محصور در زبان هستیم و زبان نمی تواند دلالتی به واقعیت خارج خود داشته باشد. (7)
تولستوی می گوید: کلمه همان اندیشه است (8). اودن نیز می گوید:چگونه می توانم بدانم که چه می اندیشم مگر زمانی که ببینم چه می گویم. (9)
هرچه فضای اندیشگی انسان گسترده تر باشد به همان نسبت از زبان غنی تر برخوردار بوده و گنجینه واژگانی او ارزشمند خواهدبود.
دکتر زرقانی در کتاب چشم انداز شعر معاصر ایران در مورد زبان می نویسد: چنان که پیشتر هم گفتیم، با تحقیقات عمیق و چندجانبه ای که فلاسفه و زبان شناسان برروی زبان انجام داده اند، بسیاری از نکته ها در زبان شعر آشکار گشته که پیش از این بر ما معلوم نبود. در مورد زبان چند بحث را مطرح می کنیم که از آن جمله است لایه های زبان شعر.
این جانب مدتها فکر می کردم که در بررسی زبان شعر غیر از «دایره واژگانی» و «نحو جملات» باید به چه نکاتی توجه نمود و مثلا زبان شعر با زبان داستان چه تفاوتهایی دارد. حاصل جستجوهایم را با نمودار توضیح میدهم.
==
چنانکه ملاحظه می شود زبان شعر سه لایه یا سطح دارد. در سطح رویی آن صنایع بدیعی مانند جناس ها، تکرارها، سجع ها ،واج آرایی و تکنیک های آوایی ظهور می کنند. موسیقی های چندگانه شعر جز موسیقی معنوی در همین لایه رویی به ظهور می رسند. بنابراین برای بررسی موسیقی شعر بهترین راه این است که نگاهمان را برروی همین لایه متمرکز کنیم.
در مورد سطح یا لایه میانی چند نکته مهم را باید درنظر داشته باشیم:
1- همه صنایع شعری که در علم بیان مطرح می شوند و کل دستگاه تصویرگری شاعر در همین لایه قراردارند و بنابراین لازم است به این لایه توجه خاصی داشته باشیم. مجازها، استعاره ها،کنایه ها، تشبیه ها، تمثیل ها، رمزها و ایهام ها اینجا خودشان را نشان می دهند.
این سطح زبان شعر میخواهد معنا را بپوشاند. تفاوت زبان شعر با زبان روزمره، دقیقا در همین جا است. زبان روزمره می خواهد معنا را روشن کند. ابهام ها را بزداید اما زبان شعر می خواهد معنا را پنهان کند. «ابهام زایی» کند نه «ابهام زدایی». پوشیدگی معنا فرایندی است که در این
1- لایه شکل می گیرد. همین جا خوب است موضوعی را روشن کنیم. آن قسم از شاعران که یا مدعیان دروغین اند یا جوانان کم تجربه، بیشترین اشکال شعرشان به همین لایه مربوط می شود. سعی ما در ایجاد ابهام شعری،گاه چنان این لایه را غلیظ و سیاه می کند که خواننده دیگر قادر نیست به هسته ی زبان شعر که محل ظهور معناست، دست پیدا کند. نکته ی بسیار مهم این است که لایه ی میانی زبان شعر، ابهام هنری ایجاد بکند اما نه چندان که آن هسته ی مرکزی دیده نشود یا کاملا از بین برود. هرگاه موتور شهری چنین کارکردی داشت، باید اشکال را در لایه ی میانی جست.
2- این سه لایه در مقام عمل یکی می شوند. یعنی این گونه نیست که شاعر ابتدا لایه ی اول را بسراید. بهر لایه ی دوم و سوم را . در واقع کلیت این ها است که زبان شعر را شکل می دهد. هرچند این لایه ها در مقام بررسی از یکدیگر تفکیک می شوند، در مقام عمل یکی هستند و این گونه نیست که ما بتوانیم در کاربرد زبان، این سه لایه را جدا از یکدیگر به کار ببریم. ما به هیچ وجه منکر ارتباط میان این سه لایه نیستیم.
هسته ی زبان معنا است . منتها این دو لایه هرکدام د رتولید هسته نقش خاص خود را بر عهده دارند. در واقع هسته چیزی مستقل از این سه لایه نیست. در ادامه ی این سه لایه و مکمل آنها است. این قدر هست که لایه ی دوم درزبان شعر، می خواهد هسته را پنهان کند «عمق اندیشگی شعر را باید در هسته ی زبان سراغ گرفت» (10)
| دسته بندی | منابع طبیعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 141 |
مقدمه :
سرزمین ایل بختیاری یا لُر بزرگ که از مهمترین ایلات کوچرو ایران کنونی است در شمال و باختر سرزمین ایلات کهکیلویه یعنی زاگرس مرکزی قرار دارد. (ایلات و عشایر انتشارات آگاه ، سال 1362، ص 20) قلمرو این ایل که به نام خاک بختیاری معروف است در ناحیهای میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته و سلسله جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو میگذرد و آن را به دو بخش کوهستانی در شرق و جلگهای در غرب این جبال تقسیم میکند بخش کوهستانی ییلاق و بخش جلگهای قشلاق ایل بختیاری است. این منطقه محدود است از طرف شمال به لرستا، از سوی شرق به اصفهان و چهارمحال از سوی جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویر احمد و ایل ترک زبان قشقایی و از سوی غرب به دشت خوزستان. جمعیت ایل را در حدود 500000 نفر تخمین زدهاند که در سرزمینی به مساحت 7500 کیلومتر مربع زندگی میکنند. از کل جمعیت 200000 نفر یعنی 40 درصد زندگی کوچنشینی و نیمه کوچنشینی دارند که ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت آنها مبتنی بر پرورش دام از نوع گوسفند و بز است، منطقه ییلاقی ایل در مرتفعات غرب اصفهان واقع شده است که بلندترین قلّة آن به ارتفاع 4549 متر در زیر کوه قرار دارد. سرزمین قشلاقی در دامنه شرقی سلسله جبال زاگرس واقع شده و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد. ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است، اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق میکوچند و پاییز برمیگردند. فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و در مداری به 300 کیلومت میرسد. کوچ بختیاریها به طور منظم صورت میگیرد، هر طایفه از مسیر معینی ((ایل راه)) که تقریباً ثابت است میگذرد، در ییلاق هم محل ثابتی دارند که دیگر طوایف نمیتوانند از آن استفاده کنند. در بازگشت به گرمسیر آثاری از سنگچین ها بر جای میماند که مجدداً در سال آینده هر طایفه در محل خود چادرها را برپامیدارد. (رجوع شود به : اصغر کریمی ـ ژان پیر دیگار، ایل بختیاری در مجموعه مقالات مردمشناسی مرکز مردمشناسی ـ وزارت علوم و آموزش عالی ، دفتر دوم، ایلات و عشایری پاییز 1362 ، ص 11 تا 51.) ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک «هفت لنگ » و «چهار لنگ» تقسیم میشود که هر کدام در کل قلمرو بختیاری دارای سرزمین مشخص است ... هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرقی خوزستان یعنی «اندیکا» و «مسجد سلیمان» و «شوشتر» و «ایذه» و «شهرکرد» و «بروجن» در چهارمحال و بختیاری در حرکت و کوچ اند به چهار گروه دورکی، بابادی ، بختیاروند (یا بهداروند) و دنیارانی تقسیم میشود. چهار لنگ نیز که عمدتاً بین دزفول و ایذه در خوزستان از سویی و «داران» در اصفهان و «الیگودرز» و «بروجرد» در لرستان از سوی دیگر ییلاق ـ قشلاق میکنند و به گروههای هم وند، «محمد صالح» (مم صالح) ، «موگویی» و «کیان ارثی» تقسیم میشود... بسیاری از تیرههای طوایف چهار لنگ اسکان یافتهاند. (ایلات و عشایر، انتشارات آگاه، سال 1362 ص 20 ) .
معیشت اصلی بختیاریها دامپروری توأم با مختصری زراعت است که بیشتر به صورت دیم و کمتر به صورت آبی کشت میشود. زراعت آبی عمدتاً در محدوده روستاها و میان یک جانشینان متداول است، صنایع دستی هم یکی از فعالیتهای اقتصادی بختیاریهاست که زنان انجام آن را بر عهده دارند. مواد اولیه صنایع دستی عمدتاً از تولیدات دامی تأمین میشود.
بیان مسئله :
ایل بختیاری که همیشه به عنوان یکی از ایلهای پرجمعیت و دارای نفوذ گستردة سیاسی ندارد ، اقتصادی در جنوب غربی کشور شمرده شده، بارها مورد بررسیهای مختلف فرهنگی ، اجتماعی و مردمشناسی قرار گرفته است. سعی ما در این تحقیق بر این است که مسائل انسانی، اقتصادی و تاریخی را به صورت پیوسته و از دید علم جغرافیا بررسی کنیم و تنها به شناخت عوامل و پدیدهها بسنده نکرده، ضمن شناخت، به روابط بین آنها نیز اشاره نماییم.
یکی از علل بررسی ایل مذکور آن است که بختیاریها از اصیلترین و قدیمیترین اقوام ایرانی محسوب گردیده، پرجمعیتترین جامعة عشایری کشور نیز به شمار میروند؛ جامعهای که در طول تاریخ بس طولانی خود، با جمعیت انبوه بر منطقه تسلط داشته، قادر به انتقال ویژگیهایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به ساکنان بخشهای مجاور نیز بوده است ؛ به طوری که بخشهایی از خوزستان ، لرستان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و فارس کاملاً از ویژگیهای فرهنگ بختیاری برخوردار بوده ، متأثر از اقتصاد آنان هستند.
ایل بختیاری با تحولات سیاسی و اقتصادی کشور، بویژه از 1340 به بعد، بنیانهای اصیل اجتماعی و اقتصادی خود را از دست داده و امروزه پدیدة یکجانشینی، اشتغال در صنایع نفتی جنوب، پراکنده شدن در شهرها و قصبات منطقه و مشکلات عدیده دیگر، تشکیلات و ساختار ایلی و سنتی آن را تا حدودی از هم گسسته است.
با شنیدن نام بختیاری برای نخستین بار، اینطور استنباط میشود که قومی واحد از یک نژاد و فرهنگند، اما در عمل خواهیم دید که دقیقاً اینطور نیست و در بین آنان مردمانی از اقوام ایرانی، عرب و ترک نیز وجود دارند که همگی در یک تشکیلات سیاسی اجتماعی به نام بختیاری، منسجم و متحد گردیدهاند و نفوذ و توسعة فرهنگی و اقتصادی آنان در جنوب ایران، در بین چندین استان کشور گسترده شده است. پس این مطلب مهم است که منطقة بختیاری یا حدود تحت قلمرو ایل بختیاری هیچ رابطهای با تقسیمات سیاسی کشور، از جمله سطح استانها و مرز شهرستانها ندارد، بلکه بیشتر تابع مساعدت محیط طبیعی منطقه و میزان نفوذ سیاسی، اداری و اقتصادی بختیاریهاست ، به طوری که حتی بخشهایی از استان مرکزی و شمال شرقی اصفهان ، نظیر گلپایگان ، خوانسار، خمین ، محلات و کوهپایة اصفهان نیز تحت نفوذ بختیاریها بوده است که البته امروزه به سبب تحلیل قدرتهای اجتماعی و کاهش مراتع و رواج پدیدة یکجانشینی ، عملاً از حیطة نفوذ آنان خارج شده و فقط آثاری از گذشته به صورت بناها، سنگ قبرها، لهجهها و ... باقی مانده است.
حدود و وسعت . به طور کلی ، محدودة ایل بختیاری در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگهای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی، این محدوده، از بلندترین نقطة قلل مرتفع، یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده، به سمت غرب و جنوب تا جلگة پست و آبرفتی خوزستان ادامه مییابد.
طول و عرض جغرافیایی . چون محدودة مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کردهایم که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار میرود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای 31 درجه و 16 دقیقه (رامهرمز) و 33 درجه و 22 دقیقه شمالی (الیگودرز) قرار دارد و تقریباً بیش از دو درجه و 6 دقیقة عرض شمالی را میپوشاند. از نظر طول جغرافیایی بین نصفالنهار 48 درجه و 50 دقیقه (شوشتر) و 51 درجه و 27 دقیقة شرقی (بروجن) قرار دارد. (اطلس کامل گیتاشناسی ؛ مؤسسه کارتوگرافی گیتاشناسی، مبحث ایران ، ج دهم ، 1368.)
این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف، تقریباً با هم برابر است و مسیرهای کوچ، صرف نظر از مناطق دشوار کوهستانی و درهها نسبتاً کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخشهای مختلف، بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواختتر و سادهتر انجام میگیرد، بر خلاف مسیر ایل قشقائی که در کوچ از جنوب به شمال، باید طی کنند.
موقعیت نسبی . منطقة بختیاری در دو محدودة مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است : منطقة اول شامل شمال و شرق آن میباشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدودة زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است، به طوری که ارتفاع این منطقه از هزار متر در جنوب تا بیش از 4500 متر در شمال متغیر است (زردکوه 4527 متر، اشترانکوه در لرستان 4328 متر). منطقة دوم، جلگة خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود میشود (بخش قشلاقی بختیاریها) . این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوضة گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمالی تفکیک میشود.
به طور کلی، شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدودة ارتفاعات فشرده و چینخوردة زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی ، آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته، برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگة خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیدههای زیستی از جمله رویش گیاهی کاملاً متفاوت بوده، با وضعیت طبیعی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.
تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی، زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند موجب کوچ و جابجایی عشایر و دام آنان میشود.
حدود سرزمین بختیاری. امروزه منطقههای اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان نشان داده میشود، اما حوزة نفوذ سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آنان در خارج از این استانها کاملاً مشهود است. به طور کلی ، منطقة سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود میشود : از شمال به نجفآباد ، داران، الیگودرز؛ از مشرق به اصفهان ، شهرضا، بروجن ؛ از جنوب به سمیرم ، لردگان و شمال استان کهگیلویه و بویراحمد و بالاخره از مغرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر رامهرمز، شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها ـ اگر چه تا اهواز نیز گسترش دارد.
وسعت . اگر چه تعیین مساحت واقعی منطقة بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار سادهای نیست توانستهایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با در نظر گرفتن ناحیة بین شوشتر و بروجن (منتهیالیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهیالیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود 50626 کیلومتر مربع به دست میآید که از این مقدار 14870 کیلومتر مربع در استان چهارمحال و بختیاری ؛ 6202 کیلومتر مربع در شهرستان ایذه ؛ 4313 کیلومتر مربع در شهرستان رامهرمز، 3538 کیلومتر مربع در شهرستان شوشتر؛ 6986 کیلومتر مربع در شهرستان مسجد سلیمان ؛ 7976 کیلومتر مربع در شهرستان الیگودرز و 6741
کیلومتر مربع نیز بین شهرستانهای استان اصفهان، شمال کهگیلویه و بویراحمد سردسیر و دزفول واقع شده است. (اطلس کامل گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) مطابق این تقسیمبندی ، اینطور استنتاج میشود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمیشود و این خود نشاندهندة وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است؛ زیرا معمولاً در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر، فقر پوشش گیاهی و خشکسالیهای متعدد، نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولاً قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد، نظیر قشلاق قشقائیها که دو برابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان . در مورد بختیاریها تقریباً موازنهای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملاً تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است بمراتب کمتر از محدودههای مذکور وسعت دارد، به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق دوازده هزار کیلومتر مربع در نظر گرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است ؛ در حالی که دامنة نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از پنجاه هزار کیلومتر مربع) تعیین میشود.
ژئومورفولوژی ییلاق . منطقة ییلاق بختیاریها کوهستانی است. این منطقه در محدودة چینخوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و بر خلاف منطقة گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. رسوبات این کوهها به دوران سوم زمینشناسی مربوط است بویژه آهک و کنگلومرای بخیتاری که در دوران سوم چینخورده است. مرتفعترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است از جمله زردکوه به ارتفاع 4527 متر که سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبز کوه به ارتفاع 3900 متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار میرود و با کوههای بزکوه، سفیدکوه، کارکنان، منگشت و مالدران و کوه بریک در سطح استان چهارمحال و بختیاری و ارتفاعاتی در استان لرستان، مانند کوههای الیگودرز، ملاوی، اشترکوه و کوههای نجفآباد که بیش از 2500 متر ارتفاع دارد مجموعة فشرده و مرتفعی را در سطح منطقة ییلاقی بختیاریها به وجود آورده است. جهت این ارتفاعات بر جهت عمومی رشته کوه زاگرس منطبق است که از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد. این کوههای جوان که به آخرین دورة کوهزایی مربوط است ، به سبب نظمی که در قرارگیری ناودیسهاوتاقدیس ها (به صورت موازی) دارد دارای نوعی وحدت جغرافیایی است. کلیة شبکه آبگیر دایمی و غنی رودخانهای نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین میکند در این منطقه است.
زمین دراین ارتفاعات، به طور عمده، رسوبیِ آبرفتی است و آهکها، ماسه سنگها و سنگهای آذرین و کنگلومرا نیز گسترش بسیاری دارد.
از معروفترین و مرتفعترین ارتفاعات این قسمت، زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با درههای بسیار عمیق و وحشتناک نیز بر عظمت این کوهستان افزوده است. این عوامل مشکلاتی برای کوچ عشایری به وجود میآورد؛ مثلاً صعود به ارتفاعات و عبور از درهها بخصوص عبور از کارون را مشکل کرده، غالباً خساراتی به بار میآورد.
ژئومورفولوژی قشلاق. قسمت گرمسیری که بخش شرقی خوزستان را دربرمیگیرد سرزمین همواری میباشد که رسوبات دوران چهارم سطح بیشتر آن را پوشانده است.
جنس این زمینها از مواد آبرفتی، آهکی و رسی زاگرس با بافت بسیار ریز تشکیل شده و دیوارة کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق، این منطقه را احاطه کرده است. شبکة آبها، بستر رودخانهها، درههای خشک سیلابی و تعدادی از تپه ماهورها در این بخش دیده میشود، بخصوص در ناحیة دزفول که ناهمواریها متراکمتر است و بخش جانکی ایذه که اغلب در جنوب با تشکیلات گچی و رسی همراه میباشد. به طور کلی، در این منطقه هر چه به سمت جنوب و مغرب پیش رویم از ارتفاع آن کاسته و بر همواری و یکنواختی آن افزوده میشود. ارتفاع در این ناحیه کم است، به طوری که ارتفاع شوشتر از سطح دریا 170 متر، رامهرمز 115 متر، مسجد سلیمان 362 متر، اهواز 20 متر، دزفول 143 متر و ایذه کمتر از 700 متر است و در ماهشهر، در کنار خلیجفارس، ارتفاع به کمتر از 10 متر کاهش مییابد.
آب و هوای ییلاق. این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار میباشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها از دو هزار متر بیشتر است دورة سرما در حدود چهار تا پنج ماه ادامه مییابد. هوای این منطقه از اوایل پاییز تغییر میکند و از اواسط آبان یخبندان آغاز میشود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده میبارد و در نقاط مختلف، از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع میشود و از این هنگام به بعد، برفهای سنگین و پیاپی میبارد. در پایان دورة یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامیرسد. اعتدال هوا معمولاً از اوایل اردیبهشت آغاز میشود و تا اواخر خرداد ادامه مییابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.
آب و هوای قشلاق. قشلاق بختیاریها در شرق استان خوزستان واقع است؛ بنابراین ، توضیح دربارة آب و هوای استان و تأثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر میرسد. مهمترین عوامل مؤثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از :
الف ) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 32 درجه و 58 دقیقه شمالی واقع شده است.
ب ) کاهش ارتفاع. این دو شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاریها باشد؛ زیرا جلگة خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است جلگهای هموار و کمارتفاع میباشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریهاست تپههایی کمارتفاع دیده میشود، به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر ( به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای 2500 – 4500 متر ییلاق قرار دارد.
ج ) قرار داشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق میوزد و موجب شدت گرما، تبخیر شدید و آلودگی هوا میشود.
تابستان این جلگه، بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار میکند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخشهای کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد؛ مثلاً در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار میرود و ارتفاع متوسط آن 150 متر است درجه حرارت متوسط در برخی ماهها به قرار زیر است :
- دی 5/10 درجه سانتیگراد؛
- بهمن 9/13 درجه سانتیگراد؛
- اسفند 2/16 درجه سانتیگراد؛
- خرداد 5/32 درجه سانتیگراد.
در ماههای دی، بهمن و اسفند ، یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجة حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجة حرارت در شوشتر بالای 10 و به طور متوسط 5/12 است که همراه با رطوبت زمستانی ، محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم میآید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از 35 درجه دیگر قابل استفاده نیست. در همین ماهها میزان بارشهای جوی به قرار زیر است:
- دی 107 میلیمتر ؛
- بهمن 33 میلیمتر؛
- اسفند 5/61 میلیمتر؛
- فروردین 10 میلیمتر ؛
- خرداد 0 میلیمتر.
میبینیم که در طول فصل زمستان ، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر میرسد و همراه با قطع بارش، درجة حرارت هم افزایش مییابد و در اینجاست که زمینة کوچ به سمت ییلاق فراهم میشود و عشایر با ع جله قشلاق را ترک میکنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان 1/45 درجه و حداقل آن 7/5 درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از 4/25 درجه سانتیگراد میرسد که حاکی از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دوره گرماست.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
چکیده پژوهش:
از آنجائیکه نوع تیپ شخصیتی افراد بر روی عملکرد آنها تاثیرگذار است ، و از طرف دیگر با توجه به نوع کاری که افراد در سازمانها و یا شرکتها انجام میدهند، میتوان گفت که نوع تیپ شخصیتی افراد عبارتست از اینکه درونگرا یا برونگرا باشند با روی بازده کار افراد و یا به طور کلی بر روی بهرهوری سازمان اثرگذار است.
بنابراین محقق د رپژوهش حاضر سعی دارد که با استفاده از آزمون تیپ شخصیتی آیزنک بزرگسالان که میزان درونگرایی و برونگرایی افراد را میسنجد و مشخص میکند که فرد برونگرا است و یا درونگرا و نیز محقق ساخته بهرهوری که میزان بهرهوری را در سازمانها میسنجد ، و دیگر اینکه این آزمونها بر روی کارکنان مرکز خدمات مدیریت صنایع اجرا شده است. و در این رابطه محقق در جهت نیل به اهداف پژوهش فرضیههای زیر را ارائه نموده است:
فرضیه 1- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر توجیه مستمر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه2- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر حمایت رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 3- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر بازخورد مستمر مدیر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 4- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر آگاهی مدیر از محیط خارجی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه 5- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر مشارکت دادن کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
نمونهآماری در این پژوهش تشکیل شده از 30 نفر کارکنان مرکز خدمات مدیریت صنایع که سن آنها بین 24 تا 45 سال قرار دارد. محقق پس از تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش به این نتیجه رسید که بین تیپ شخصیتی درونگرا – برونگرا با هیچ یک از خرده مقیاسهای آزمون بهرهوری رابطه معناداری وجود ندارد.
اینجانب سارا سلیمانی روزبهانی دانشجوی رشته روانشناسی صنعتی- سازمانی با شماره دانشجویی 80123708 در تاریخ / 12/83 این پایاننامه را شروع و در تاریخ /5/84 به پایان رسانیدم.
امضـاء استـاد راهنمـا
فصــل اول
مقـــدمــه پــژوهــش
مقدمه
از زمان آغاز کار روانشناسی به عنوان یک علم این موضوع همیشه مطرح بوده است که علت اصلی رفتارهای انسان چیست؟ و چرا انسانها در موقعیتهای مشابه مانند هم رفار نمیکنند. در پاسخ به این سوال و سئوالهای شبیه به این دیدگاههای مختلفی از از منظر خود پاسخهایی دادهاند.
بعضی دانشمندان معتقدند که بیشتر رفتار انسان بر ترکیب ژنتیکی ، رشد فیزیولوژیکی و عملکرد عصبی او مربوط میشود. وراثت گرایان معتقدند که تفاوت تا حد زیادی ناشی از تفاوتهای ارثی و هیجانی است، از طرف دیگر محیطگرایان بر تاثیرهای محیطی و اجتماعی در الگوهای رشد تاکید دارند، آنها معتقدند که اشخاص به مردم و اشیاء اطراف خود واکنش نشان میدهند، بسیاری از دانشمندان مدعیاند که از هیچ طریقی نمیتوان متغیرهای محیطی را از هم جدا کرد، یا یکی را به دیگری ترجیح داد، زیرا هر دو از لحظه تولد و شاید قبل از تولد درهم تاثیر میگذارند. ( مالسن و همکاران ، 1373)
در مورد تیپهای شخصیتی باید به مفهوم درونگرایی[1] و برونگرایی[2]اشاره کرد. بعضی معتقدند که درونگرایی و برونگرایی متکی به عوامل موروثی است. اما این عوامل تا آن اندازه نیست که ما نتوانیم شخصیت خود را تغییر دهیم، به علاوه ، اغلب درونگراییها و برونگراییها ممکن است محصول تجربه و یادگیری باشد. از این رو، هر کس میتواند رفتار خود را عمداً در سیر درونگرایی و برونگرایی سوق دهد. به طور کلی شخصیت درونگرا ، در رفتار و عمل و حل مسائل، دارای انگیزه و هدفهایی است که با خواستههای درونی خودش متناسب میباشد. فرد درونگرا شیفتهی دنیای درون است و هر امر ذهنی را که درون او میگذرد ، بصورت عینی , یعنی مانند امری که در دنیای خارج وجود دارد، توصیف میکند. اما فرد برونگرا ، بین خود و اعتقادی که دارا میباشد تمایزی قائل نیست، و هر انتقاد یا حملهای به اعتقاد او به منزلهی حمله به خود است. در حالی که درونگرا ممکن است به سختی از یک عقیده دفاع کند، اما میداند که از یک عقیده دفاع میکند نه از شخص خود. (فرجی ، 1376)
بدین ترتیب برونگرایی واقعی کسی است که سعی میکند به خاطر مردم و امور دنیوی زندگی کند و در راه کسب قدرت، ثروت و جلب تحسین و ستایش دیگران گام بردارد. این شخصیت پروانهصفت در جهان کار و کوشش میکند و اغلب مشاغلی از قبیل سیاست مدیریت , هنرپیشگی را اختیار میکند. اما درونگرا واقعی معمولاً یک شخصیت منزوی، غیراجتماعی ، علاقمند به اندیشهها و احساسات و تجارب خود، متفکر ، معقول و پایبند به اصول و معیارهای اخلاقی است و اغلب در تعقیب هدفها و اثبات عقاید خود سخت و خشک انعطافپذیر است.
از آنجا که سیستمها و حالتها و واکنشهای افراد و همچنین خلق و حالات روحی و روانی در افراد مختلف یکسان نیست و هم چنین تیپهای شخصیتی افراد کاملاً متفاوت استاد این پژوهش سعی شده است رابطهی ویژگیهای شخصیتی افراد و بهرهوری آنها بررسی گردد. و در پژوهش حاضر منظور از بهرهوری بیشتر بهرهوری از بعد نیروی انسانی است و رابطه آن با تیپهای شخصیتی مد نظر است. – ( فرجی ، 1376)
بیان مسئله :
بحث دربارهی شخصیت و تشریح عوامل موثر در آن از جمله مباحثی است که هم انسان را در شناخت خود و دیگران یاری میکند و هم متقاعد میسازد که افکار، نیازها و انگیزههای آدمی در بزرگسالی متاثر از تجارب دوران خردسالی است.
شخصیت عبارت است از سازمان ثابت و پایداری از منش، خلق و خوی، حالات عاطفی و انفعالی و خصوصیات درونی و جسمی شخص است که هم بر روی میزان سازگاری با محیط تاثیر میگذارد و هم بوسیله آن میتوان به عکسالعملهایی که انسان از نظر رفار و احساسات در ارتباط مردم, یا نسبت به زندگی نشان میدهد، پی برد. در مورد انواع شخصیت، طبقهبندیهای مختلفی وجود دارد، در این پژوهش روی نوع برونگرا و درونگراو رابطهی هر یک از آنها با بهرهوری تاکید شده است. همانطور که میدانید معمولترین تعریف بهرهوری عبارت است از نسبت خروجی به ورودی در این تعریف کلیه عناصر از قبیل بهرهوری کار ، مواد ، سرمایه، زمین، تکنولوژی و مدیریت در نظر گرفته میشود و در پژوهش حاضر منظور از بهرهوری بیشتر بهرهوری از بعد نیروی انسانی است و تاثیری که شخصیت افراد درونگرا و برونگرا دارد، مد نظر است. – (فرجی، 1376)
اهمیت و ضرورت پژوهش:
بهرهوری مقوله جدیدی نیست. قدمت نوشتههای راجع به آن به سالهای 400 سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد با یک نگرش دقیقتر متوجه میشویم، قدمت ان به شالودهی زمان شروع زندگی انسان در روی زمین برمیگردد. ( هانس و دیگران ، 76)
و با توجه به احتمال وجود رابطه بین بهرهوری و تیپهای شخصیتی افراد ، انجام پژوهشی در زمینهی بررسی وجود رابطه بین تیپهای شخصیتی (درونگرایی و برونگرایی) و میزان بهرهوری در هر جامعهای ضروری به نظر میرسد و چنین امری در زمینههای شغلی از اهمیت بالایی برخودار است.
هدف پژوهش
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین تیپهای شخصیتی (درونگرا و برونگرا) و میزان بهرهوری میپردازد و هدف ان است که به این سئوال پاسخ دهد که آیا بین درونگرایی و برونگرایی و بهرهوری شغلی رابطه وجود دارد. بهرهوری مفهومی است جامع و کامل که افزایش آن به عنوان یک ضرورت ، جهت ارتقاء به سطح زندگی و رفاه بیشتر ، آرامش و آسایش انسانها، که هدف اساسی برای همهی انسانها محسوب میشود ، همواره مد نظر دستاندرکاران سیاست و اقتصاد و درلتمدران بوده است، (خاکی، 1376).
سوال پژوهش:
فرضیه اول- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر توجیه مستمر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر حمایت رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر بازخورد مستمر مدیر رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه چهارم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر آگاهی مدیر از محیط خارجی رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه پنجم- بینبرونگرایی- درونگرایی کارکنان و بهرهوری در اثر مشارکت دادن کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
متغیر مستقل: بهرهوری کارکنان
متغیر وابسته: نوع تیپ شخصیتی کارکنان که خود شامل درونگرایی و برونگرایی است.
تعاریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش:
تعریف نظری بهرهوری: ( productivity)
بهرهوری عبارتست از تحقق اهداف سازمان از طریق استفادهی موثر از منابع. لذا بهرهوری یک معیار و سیع در عملکرد سازمان است که هم شامل اثربخشی و نیز کارایی میگردد، (زارعی متین ، 1374).
تعریف عملیاتی بهرهوری:
منظور از بهرهوری در این پژوهش میزان نمرهدای میباشد که آزمودنی از پرسشنامه محقق ساخته در خصوص بهرهوری شغلی بدست میآورد.
تعریف نظری برونگرایی: ( Extroversion)
یکی از انواع شخصیت که در آن فرد ماجراجو و مغرور است، سریعاً واکنش نشان میدهد و تمایل به پرخاشگری دارد، احساسات وی در کنترلش نیست و او بدون تامل و اندیشه عمل میکند، ( ستوده ، 1381).
تعریف عملیاتی درونگرایی و برونگرایی:
منظور از درونگرایی و برونگرایی در این پژوهش میزان نمرهای است که آزمودنی از پرسشنامه آبزنک بدست میآورد.
پیشینه پژوهش
بخش اول
تاریخچهای در ارتباط با موضوع شخصیت:
ایشان از دوران یونان باستان و شاید هم هزاران سال قبل از آن به مطالعه و تحقیق در مورد ماهست شخصیت علاقمند بوده است. با این حال در مقایسه با آموزگاران تعداد کمی به صورت حرفهای به بررسی این مسئله پرداختهاند. پیچیدگی شخصیت انسان مشکلات خاصی را که برای آن دسته که یک تعریف جامع برای واژه داشتهاند ایجاد کرده است. بعضی از این تلاشها که به صورت گستردهای هم ادامه یافته است، به قول آلپورت به نظر میرسد که همه جوانب را در نظر گرفته و ما را به ادامه این مسیر هم ترغیب میکند. بسیار مشکل است که بتوانیم مسئله را بسیار مو شکافانه مورد بررسی قرا دهیم. زیرا در زندگی روزمره تقریباً غیرممکن است شخصیت کسی را تصور کرد بدون آنکه تواناییهای ذهنی، جسمی ، خلاقیت و … او را در نظر گرفت، ( هیلگارد، 1369).
به طور کلی واژه شخصیت در زبان روزمره معانی گوناگونی دارد. مثلاً وقتی در مورد کسی گفته میشود " بسیار با شخصیت است" عالباً درجه کارایی و جاذبه اجتماعی وی مورد نظر است.
روانشناسان در مورد تعریف دقیق شخصیت اتفاق نظر دارند. با این حال در بحث حاضر مراد از واژه شخصیت الگوهای معینی از رفتار و شیوههای تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین میکنند. در این تعریف اصطلاح معین به همسانی رفتار اشاره دارد. بدین معنی که مردم در شرایط گوناگون به این گرایش دارند که به طرز نسبتاً معین تفکر کنند یا دست به عمل بزنند، ( هلیگارد، 1369).
رفتار نتیجه تعامل ویژگیهای شخصیت با شرایط مادی و اجتماعی محیط است. شخصیت اجتماعی هر کس شامل ( حرکات و اطوار ظاهری) مانند : سخن گفتن و نحوه راه رفتن خلق و خوی کلی ( یعنی روی هم رفته خوش خلق یا بدخلق بودن) و نحوه واکنش در برابر شرایط تهدید کننده و هم چنین نگرشهای مشاهده شده و بسیاری از واکنشهای دیگر وی است.
اگر چه رفتار آدمی در اجتماعات بزرگ ممکن است با رفتاری که در بین گروه کوچکی از دوستان صمیمی خود دارد، متفاوت باشد با این حال دیگران میتوانند جنبهی اجتماعی شخصیت وی را مشاهده و با روشهای گوناگون مورد سنجش قرار دهند، بنابراین شخصیت دارای جنبهی خصوصی و ناآشکارسازی میباشد، جنبه خصوصی شخصیت شامل تخیلات ، تفکر، تجاربی است که شخص نمیخواهد دیگران را در آنها سهیم کند. ممکن است شما تجربههای خاصی داشتهاید که آنها را هیچگاه یه هیچ کس نگفتهایم ، آرزهایی که به نظرتان کودکانهتر و یا خجالتآورتر از آن بوده که آشکار کنید ، رویاها و خاطراتی که فقط در ذهن خودتان میمانند.
اندیشهها و خاطراتی که به هنگام انتظار برای رفتن به کلاس درس با قدم زدن در جنگل از ذهن شما میگذرند بخشی از شخصیت خصوصی شماست. ممکن است قسمتی از آنها را به شخص بسیار نزدیک و صمیمی ابراز کنید. ولی این گونه اندیشهها و خاطرهها به طور کلی در ذهن شما باقی میمانند، (دهلیگارد، 1369).
تعریف شخصیت:
تعریف کردن مفهوم شخصیت، مانند اکثر مفاهیمی که به ویژگیهای انسان مربوط میشود، کار آسانی نیست، زیرا مفهومی که این کلمه در زبان عامیانه پیدا کرده است، با مفهومی که در روانشناسی ، برای آن قائل شدهاند ن تفاوت زیادی دارد، در زبان عامیانه کلمه شخصیت معانی مختلفی دارد. مثلاً در لغتنامه دهخدا معانی زیر برای آن آمده است : شرافت ، نجابت، بزرگواری و درجه و … یا در صحبتهای روزمره وقتی که میگوییم که فلانی آدم با شخصیتی است، منظورمان این است که مقام، منزلتی دارد، مورد احترام دیگران است، کارهای ناشایست انجام نمیدهد و …. ، ( گنجی ، 1375).
در روانشناسی اصطلاح شخصیت هیچ یک از معانی فوق را ندارد بلکه معنای آن عبارت از سبک یک فرد است. البته بدون آنکه در باره آن کوچکترین قضاوت ارزشی داشته باشیم. بنابراین باید بگوییم که هر فرد سبک خود یعنی شخصیت خاص خود را دارد که از او انسانی واحد و منحصر به فرد میسازد برای روشنتر شدن مفهوم شخصیت ، بهتر است ریشهی این کلمه در نظر گرفته شود کلمه شخصیت ترجمه کلمه پرسونالیتی [3] انگلیسی یا پرسونالیتد [4] فرانسوی است که هر دو از کلمه پرسونالاتین مشتق شدهاند.
پرسونا ماسکی بود که در زمان قدیم بازیگر تئاتر بر چهره خود میزند و آن را تا آخر نمایش نگاه میداشت. بنابراین یکی از ویژگیهای این ماسک، ثبات و دائمی بودن آن در طول نمایش بود.
به این ترتیب میتوان گفت که شخصیت یعنی عنصر ثابت رفتار فرد, شیوه بودن او، به طور کلی آنچه که همواره با اوست و موجب تمایز او از دیگران میشود، (گنجی ، 1375).
بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت ، تصویری و صوری و اجتماعی بودن آن است وبر اساس نقشی که فرد در هر جامعه بازی میکند ، ترسیم میشود. یعنی در واقع ، فرد به اجتماع خود شخصیتی ارائه میدهد که جامعه بر اساس آن ، او را ارزیابی مینماید. شخصیتی در محدودهی تیپشناسی میگنجد، ( شاملو 1368).
با نگاهی اجمالی به تعاریف شخصیت نشان داده که تمامی معانی شخصیت را نمیتوان در کی نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی دارد به نوع تئوری یا نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی دارد به نوع تئوری یا نظریه هر دانشمند . برای مثال راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته و دائمی میداند که محور تمام تجربههای وجود ماست. داتسون شخصیت را مجموعهی سازمان یافتهای از عادت میپندارد. اریکسون معتقد است که رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی، اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان تابع نتایج آنهاست و جرج برکلی روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی شخصیت میداند، ( شاملو ، 1368).
تعاریفی که آلپورت از شخصیت کرده است و به عمل آمده بدین شرح میباشند:
شخصیت مجموعه عوامل درونی است که به تمام فعالیتهای فردی ار جهت میدهد، (آلپورت، 1949).
شخصیت سازمانبندی پویایی است در درون فرد از آن دسته از نظامهای روانی – فیزیکی که رفتار و تفکر شاخص او را تعیین میکنند، ( رضوانی ، 1370).
از تعاریف دیگر شخصیت میتوان گفت شخصیت سبک ویژهای است که هر فرد در فکر و رفتار خود دارد. شخصیت مجموعهای از جنبههای بدنی، عادات ، تمایلات و حالات و افکار و استعدادها و رفتار هر فرد که به صورت نسبتاً پایدار در آمده است ، ( سیاسی، 1379). برداشت متفاوت از مفهوم شخصیت ، به وضوح نشان میدهد که معنای شخصیت در سیل تاریخ گستردهتر از مفهوم تصویری صوری و اجتماعی اولیه آن شده است. در حال حاضر، شخصیت به روند اساسی و مداوم در باره فرد انسان اطلاق میشود. غیر از این توافق اساسی در تعریف شخصیت ، نظریههای مختلف وجوه تشابه دیگری نیز دارند که عبارتند از:
1- اغلب نظریهها ، شخصیت ازنوعی سازمان یا ساخت فرضی میدانند. در شخصیت رفتارها تا حدی وحدت و سازمان دارد. به عبارت دیگر شخصیت نوعی پدیده انتزاعی است که آن را بر اساس رفتار بیرونی فرد میتوان شناخت.
2- اکثر تعاریف به وجود تفاوتهای شخصیتی بین افراد تاکید مینماید. در لغت شخصیت این معنا مستقر است که هر فردی، واحد منحصر به فرد و به اصطلاح عوامل " تک " است و هیچ شخص دیگری را نمیتوان یافت که کاملاً شبیه او باشد. با مطالعه شخصیت افراد، خصوصیاتی که بر اساس آن فردی از فرد دیگر متمایز میگردد، روشن میشود.
3- بیشتر تعاریف اعتقاد دارند که شخصیت را باید از دیدگاه تاریخچه تکامل فردی ارزیابی نمود. شخصیت در واقع پدیدهای تکاملی و تدریجی است که تحت تاثیر بسیاری از عوامل بسیاری از عوامل درونی و بیرونی ، من جمله وراثت، خصوصیات جسمانی، شرایط اجتماعی شکل میگیرد و رشد و تکامل مییابد، ( شاملو ، 1368).
شخصیت عبارت است از مجموعه سازمان یافته و واحد متشکل از خصوصیات نسبتاً ثابت و مداوم که بر روی هم یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز مینماید ، ( شاملو، 1368). عوامل به وجود آورنده شخصیت به دو دسته تقسیم میشود: 1- عوامل وراثتی ، که به وجود آورندهی ویژگیهای جسمی هستند. 2- عوامل محیطی ،که زمینهساز رشد و توسعه جنبههای وراثتی و ایجادکننده بسیاری از خصوصیات اکتسابی ، شخصیت میباشند.
سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی گذاشته میشود که یک اسپرماتوزوئید ( سلول جنسی نر) با یک سلول جنسی ماده ترکیب میشود و سلول تخم را به وجود میآورد، ( کریمی ، 1374).
مفهوم برونگرایی: ( extaversion)
افراد برون گرا به سوی دنیای بیرون گرایش دارند مصاحبت با دیگران را ترجیح میدهند، و تمایل به این که بسیار مردمآمیز ، تکانشی ، سلطهگر و خطرجو باشند. درونگرایان کاملاً نقطه مقابل هستند، آیزنک علاقمند بود بداند که آنها از نظر زیستی و ژنتیکی چه فرقی به هم دارند. او دریافت که برونگرایان و درونگرایان از نظر سطح انگیختگی مغزی با یکدیگر فرق میکنند به طوری که برونگرایان سطح پایینتر دارند. برونگرایان به خاطر پایین بودن سطح انگیختگی مغزشان به برانگیختگی و تحریک نیاز دارد و به طور فعال ان را میجویند. در مقابل درونگرایان شدیدتر از برونگرایان به تحریک حسی واکنش میدهند. بررسی نشان دادهاند که درونگرایان به محرکهای سطح پایین حساسیت نشان میدهند و آستانه درد پایینتری نسبت به برون گرایان دارند، ( سید محمدی ، 1377).
در یک پژوهش تجربی واقعی ، شرکت کنندگان به دو گروه درونگراها و برونگراها تقسیم شدند. این دو گروه در برنامههای تنظیمی آزمایشگاهی
شرکت کردند تا مشخص شود که آیا بر حسب پاسخهایشان میتوان آنها را از هم متمایز کرد یا خیر. این امر بارها تایید شده است. در اینجا به مثالهایی در این زمینه اشاره میشود. وقتی آزمایشگر نور بسیار شدیدی را به چشمان آزمودنیها میانداخت, مردمک چشم درونگرا سریعتر از مردمک چشم برونگراها منقبض میشد. اما زمانی که آزمودنیها وارد مراحل بسیار تاریکی مردمک چشم برونگراها خیلی سریعتر از چشم درونگراها منبسط میشد. در فعالیتهای طولانی و خستهکننده مانند تماشای صفحه رادار برای توجه به علایمی که گاهگاه ظاهر میشوند، درونگراها بهتر از برونگراها عمل میکنند. مطالعاتی مربوط به حافظه، شرطی شدن و یادگیری نشان داده است که درونگراها خیلی سریعتر از برونگراها به محرکها پاسخ میدهند، متعاقباً به نظر میرسد، سیستم عصبی برونگراها آهستهتر از درونگراها تحریک میشوند. به عبارت دیگر بعد برونگرایی و درونگرایی وابسته به یک شالوده زیستی هستند، ( راس ، 1375).
شکلگیری شخصیت:
نوزاد همراه با یک رشته ظرفیتهای بالقوه به دنیا میآید. خصوصاً جسمانی مانند رنگ چشم و رنگ مو ، ریخت بدنی و بینی انسان اساساً در هنگام بسته شدن نطفه تعیین میشود هرسن و بعضی استعدادهای خاصی مانند استعداد موسیقی و هنر نیز تا حدی به وراثت بستگی دارد. شواهد روزافزون نشان میدهد که ممکن است تفاوتهای میان آدمیان از لحاظ پاسخ دهی هیجان نیز امری خطری میباشند در کی از مطالعات که با نوزادان بعد از تولد آنان صورت گرفته از لحظ خصوصیاتی مانند میزان قابلیت، فراخنای توجه , سازگاری با تغییر محیط و خلق و خوی کلی، تفاوتهای پایانی بین آنان دیده میشود، ( توماس وجین ، 1977).
زمینههای زیستی که شخص با خود به دنیا میآورد بر اثر تجارب درون شکل میگیرد بعضی از این تجارب که مشترک هستند و اغلب افرادی که در یک فرهنگ یا گروه خاص پرورس مییابند در آنها سهیمند دسته دیگر از تجارب، مختص فرد هستند، ( محمدتقی براهنی، 1377).
رشد شخصیت:
فروید معتقد است که فرد پنج سال اول زندگی از چند مرحله رشد عبور میکند که شخصیت او تاثیر میگذارند. وی با تعریف گستردهای از جنسیت, این دورهها را مراحل روانی جنسی [1] نامید در هر یک از این مراحل تکانههای لذتطلب نهاد به بخشی از بدن و فعالیت مربوط به آن متمرکز میشود.
فروید نخستین سال زندگی را مرحله دهانی [2] رشدروانی – جنسی نامید در این مرحله نوزادان از پرستاری و مراقبت و مکیدن لذت میبرند . در واقع آنها انگشت خود و یا هر شیئی دیگری را که در دسترس داشته باشند، به دهان خود میگذارند ، ( براهنی، 1378).
کودکان در سال دوم زندگی یعنی در مرحله مقعدی [3] برای نخستین بار کنترل تحصیلی را به صورت آموزش آداب توالت رفتن تجربه میکنند، چنین فرض میشود که آنان از نگهداشتن و با دفع موضوع رضایت خاطر پیدا میکند.
در مرحله آلتی [4] که از سن 3 تا 6 سالگی کودکان از وررفتن با آلت تناسلی خود لذت میبرند. آنها تفاوتهای موجود بین زن و مرد را مشاهده کرده و ممکن است تمایلات جنسی در حالت بیداری خود را معطوف والد جنس مخالف خویش بنماید.
مرحله نهفتگی: [5] به دنبال پایان یافتن مرحله آلتی آغاز میشود. علائق جنسی نوجوانان معطوف افراد دیگر میشود و عشق و محبت در آنان صورت پختهتری به خود میگیرد، فروید معتقد است که بروز مشکلات خاص در هر یک از این دورهها موجب توقف و یا تثبیت رشد میشود و آثار یا پایداری در شخصیت بر جای مینهد. در چنین وضعی زیست مایه شخص همچنان فعالیتهای همان دوره از رشد باقی میماند, ( براهنی، 1378).
مثلاً اگر فردی به اندازه کافی از مکیدن لذت نبرده ممکن است در مرحله دهانی تثبیت گردد در بزرگسالی این شخص ممکن است به شدت به دیگران متکی باشد و علاقه شدیدی به لذتهای دهانی مانند خوردن، نوشیدن ، سیگار کشیدن نشان دهد. در مورد اینان گفته میشود که شخصیت دهانی دارد. اشخاصی که در مرحله مصتدی رشدی و روانی چشمی تثبیت شدهاند ممکن است بیش از حد معمول با پاکیزگی ، نظم و ترتیب و پس انداز کردن علاقه نشان دهند و در برابر فشارهای بیرونی مقاوم باشند، ( براهنی ، 1378).
دیدگاههای نظری در مورد صفات شخصیتی :
- رویکرد روانکاوی :
اولین رویکرد به مطالعه رسمی شخصیت ، آفرینش روانکاوی ، زیگموند فروید بود که کار خود را در سالهای نزدیک به قرن نوزدهم آغاز کرده از نظر وی غرایز [6] عناصر اصیل شخصیت هستند. نیروی برانگیزانندهای که رفتار را سوق میدهند و جهت آن را تعیین میکنند. طرح اولیه فروید شخصیت را به سه دسته تقسیم میکند: هوشیار، نیمه هوشیار، ناهوشیار. اما بعداً نطریه فروید در بارهی شخصیت تغییر کرد وی سه ساختار اساسی را در آناتومی شخصیت معرفی کرد: نهاد[7], من [8]، فرامن [9]. نهاد محزن غرایز است و به طور مستقیم به ارضای نیازهای بدنی مربوط است و طبق اصل لذت عمل میکند، (سید محمدی ، 1377).
برونگراییمتفکر |
منطقی، عینی ، متعصب |
برونگراییاحساسی |
عاطفی، احساسی، معاشرتی ، بیشتراز این نوع صفات خاص زنان است تا مردان |
برونگراییجسمی |
اجتماعی ، لذتجو، انعطافپذیر |
برونگراییشهودی |
خلاق، قادربه برانگیختگی دیگران، غنیمت شمردن فرضتها |
درونگراییمتفکر |
بیشتر به اندیشهها علاقمند هستند تا مردم |
درونگراییاحساسی |
تودار، برخوردار، قادر به داشتن عواطف عمیق |
درونگراییجسمی |
درظاهر بیاعتنا، خشک، خود را در فعالیتهای هنری و شناختی ابراز میکنند |
درنگراییشهودی |
بیشتر در ارتباط با ناهوشیاری هستند تا واقعیتهای روزمره |
-رویکرد شناختی:
جورج کِلی[10]( 1976-1905) : یک گروه از نظریههای شخصیت که به شیوههای شناخت مردم از محیط و از خودشان تاکید میورزند. نظریههای شناختی شخصیت نام دارند. نظریه جورج کلی از جمله این نظریهها میباشد. نظریهسازه شخصی کلی در مورد شخصیت میگوید که هر یک از ما درباره محیط خود سازههای شخصی به وجود میآوریم. منظور وی این بود که ما بوسیله سازههای شخصی، رویدادها و روابط اجتماعی زندگی خود را بر حسب یک نظام یا الگو، تغییر داده و سازمام میدهیم. ما بر پایه این الگو درباره خودمان و درباره افراد دیگر و رویدادها پیشبینی میکنیم. ما این پیشبینیها را برای تنظیم پاسخهایمان و هدایت اعمالمان به کار میگیریم. پس برای اینکه شخصیت را بشناسیم، ابتدا باید الگوهایمان را درک کنیم، یعنی آن شیوههایی را که با آنها دنیای خود را سازمان میدهیم و یا میسازیم ، (سیدمحمدی، 1377).
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 188 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 278 |
معصوم چهاردهم قائم آل محمد علیه السلام، امام منتظر و مهدی موعود عجل الله تعالی و فرجه که جهان در انتظار مقدم مبارکش دقیه شماری می کند و دست استعانت به درگاه باریتعالی دراز نموده است و آرزوی فرج آقا امام زمان (عج) را از ساحت مقدس پروردگار می خواهند.
سنت الهی بر این بوده که روی کره زمین بدون حجت الهی خالی نماند،
سنت الیه بر این بود که خلقی بیافریند و آنها را بسوی کمال مطلوب بوسیله پیامبران خود هدایت و راهنمائی فرماید، تا در تمام ازمنه و اوقات قیام به حق کنند و شرایط موفقیت را در قیام آنها شرح و بسط داده که از چه شرایطی قیام نمایند تا به موفقیت نهائی قائل شوند و برسند،
این قیام از وظائف حتمی افراد است، خواه آن فر مطاع باشد یا مطیع و در هر حال حکم قیام باید انجام بگیرد، قیامی به حق برای نشر توحید و حفظ وحدت عقیده،
قیام برای خدا در اقامه صلوه و اداء زکوه، قیام برای اصلح جامعه، قیام برای پایداری دین و استواری اساس اجتماعی اسلام و قیام برای تکامل احکام و انسانیت که انسانیت در سیر تکاملی دعوت انبیاء بوده و هر نبی و پیغمبر هم قیام به وظیفه خود کرده و ملت و امت خود را دعوت به قیام الله نموده است،
حضرت آدم ابوالبشر نبی اول مأمور به قیام بوده تا رسید به رسالت حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و حضرت خاتم النبیین (ص) که همه قیام به حق کرده و عقیده توحید را در خود کیفیت فهم و مشاعر مردم عصر و شرح و بسط داده اند و این سنت نیز تا آخرین فرد ناجی بشریت خاتم انبیاء حضرت محمد (ص) بوده است، با آنکه بعد از رسول الله پیامبر دیگری وجود نداشت که رسالت مهم الهی را بعهده بگیرد، 12 نفر اوصیای اولی الامر امام بعد از رسول خدا به امر خداوند تبارک و تعالی انتخاب و معرفی شد و حضرت خاتم الاوصیا مهدی آل محمد (ص)، که ولایت به وجود او تمام می شود، با تقدم وجودی تأخیر ظهوری دارد و همواره د رحال قیام هستند، ولی قیام ها نیز از نظر زمانی دارای انگیزه های مختلف هستند، مثلاً قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام قابل مقایسه با قیام سایر مردان جنگی با سایر قیام اجتماعی حکومتی نیست، زیرا این قیام برای بقاء حقیقت و ابقاء حکم توحید بوده و قیام آل محمد (ص) هر یک در صف خود اثر عمیق در جامعه بخشیده است، قیام قائم آل محمد (ص) حضرت مهدی (عج) در تمام بشر عصر ظهور اثر می بخشد و آن قیام آسمانی است که دست قدرت الهی این ودیعه ولایت را برای قیام به جهت ابقای توحید و نبوت و احیاء دین و تجدید مجدد عظمت اسلام در پس غیبت نگاهداشته تا روزی که ظهور کند و دعوت به قیام الله نماید و انسانیت را تحت لوای قرآن بسوی تکامل معنوی هدایت نماید.
پیامبر اکرم و رسول مکرم اسلام دارای عقل کل و ختم رسل و قائم بالله بود و جهان به نور ارشاد او منور گشت و در میان هزار انبیاء در سطح بالاتر رسالت قرار داشت و اکمل و اشرف انبیاء و انسانها بود، بلکه نه تنها رسول بود که رسالت به او ختم و به فرزندش مهدی قائم علیه السلام نیز ختم ولایت ختم خواهد شد. زیرا که امامت همدوش نبوت و مستحکم رسالت است و امام مهدی دوازدهمین وصی بلافصل پیامبر اکرم است و همان شخصیتی که خود سالهای سال قبل از تولد مهدی به جهان اسلام معرفی نمود، که فرموده است: حجه بن الحسن العسکری قائم به حق است و راعی قیام و دوازدهمین وصی من است.
از اوصاف حضرت مهدی (عج) چنین به ما روایت شده که آن حضرت دعوت نبوی را تجدید می کند و شجاعت وصول حیدریه را نشان می دهد، که اوست عصمت و عفت فاطمه زهرا سلام علیها را نشان خواهد داد و به ظهور خواهد رساند، اوست که حلم حسن مجتبی و بردباری و شکیبائی سبط اکبر را در قیام مهم خود دارد، قائم به حق است که شجاعت حسینی سالار شهیدان را ظاهر می سازد اوست که عبادت و اطاعت و طریق بندگی زین العابدین را به مردم عصر نشان می دهد آن قائم به حق است که تاثر علمی باقر علوم اسلام را متجلی می سازد.
حجه بن الحسن العسکری که علوم جعفری را بر مردم می رساند و آموزش و پرورش جعفریه را تجدید می کند، اوست که علوم کاظمی و ریزه کاریهای علمی باب الحوائج را ظاهر می سازد و احتجاجات رضوی را با علمای خارجی و داخلی تجرید مطلع می کند و چهره حقایق را به جهانیان نشان می دهد، اوست که دارای جود و بخشش تقی متقی و دارای تفاوت تقوی و شرافت و کرامت فاطمی می باشد: قائم به حق دارای هیبت عسکری و صاحب غیبت الهی است، او حکمه اللهی است که دست قدرت برای روز مصادیق و مفاهیم صفات اولیاء خود در پس پرده غیبت نگاه داشته و آنچه خوبان همه دارند او به تنهائی واجد همة فضائل است،
امام زمان علیه السلام قیام می کند که فرصت های از دست رفته را برای تکامل معنوی تجرید فرماید، او قیام می کند تا بشر را با تعدیل تمدن مادی به سرحد تکامل معنوی برساند،
او مظهر نمونه عدل و داد و عدالت و تساوی حقوقی جامعه انسانی بوده و هست و اوست که به زنگی پرآشوب جهان و قتل و غارت و کشتارهای بی رحمانه خاتمه می دهد و یک محیط امن و امان و پرآسایش را توام با حکمیت قرآن بوجود خواهد آورد که قرنها ادامه خواهد داشت.
این حجت الهی و این قائم جهان اسلام و این آفتاب عالمتاب وجود دوازدهمین شخص ولایت در آسمان وجود بشریت در نیمه شعبان سال 255 هجری در کشور عراق در شهر سامرا (سرمن رای) بر جهانیان پرتوافکن گردید،
امام مهدی (عج) در پانزدهم شعبان المعظم سال 255 هجری در زمان حکومت المتعمد عباسی متولد، پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری و مادر محترمه اش (نرجس) دختر امپراطور روم شرقی است، که آن حضرت پنج ساله بود که پدرش امام حسن عسکری شهید شد و در مسند امامت قرار گرفت و در پنج سالگی بنا به فرمان خداوند غیبت صغری فرمود (علت غیبت آن حضرت عملیات ایدائی حکومت سفاک عباسی و بعضی از نزدیکان آن حضرت مانند عمویش جعفر کذاب بود البته ناگفته نماند که مصلحت و تقدیر خداوندی نیز در غیبت آنجناب دخیل بوده).
و اما جعفر کذاب برادر امام حصن عسکری در مقام غصب مقام منیع امامت که یک ودیعه الهی می باشد، بود و با دسیسه چینی و پشتیبانی حاکمان مزدور خود را امام معرفی کرد و عده ای از اشخاص ساده لوح و خصوصاً حکومتی ها دور و برش جمع شدند. جعفر از دشمنان درجه اول آن حضرت و امام مقتدا ولی عصر محسوب می شد و در موقع تشییع جنازه امام حسن عسکری (ع) جعفر کذاب خواست بر جسد برادر نماز بخواند که وجود مقدس امام مهدی فوراً وارد شد و دست عموی خود را گرفت و به عقب زد و فرمود: عمن من از شما اولی ترم و نماز بر پدر بزرگوار خود خواند،
امام حسن عسکری (ع) در سال 231 متولد و در سال 260 هجری مسموم شد و درگذشت و 29 سال عمر پربرکتش بود فقط نسل او منحصر به مهدی پسر پنج ساله اش بود که از نرجس خاتون ملکه رومی و یگانه کنیز خود پیدا کرده بود و دست قدرت الهی حوادثی به وقوع آورد ، تا این لعبت رومی را که از صالحترین زنان و پاکترین نسلهای بشری در اروپا بود آن را به عراق کوچ داد و نصیب حضرت ابو محمد حسن العسکری علیه السلام کرد تا صدف درج گرانمایه ولایت گردد.
ناگفته نماند که این یک نیت الهی است که کانون پرورش اولیاء خود را از سایر ارحام الهات منزه دارد و از مصالح عالیه ساختمان کند و به تربیت نیکو پرورش دهد و هیچ شکی نیست که کارهای خوب را خداوند بدست مردان خوب می سپارد و او بهترین افراد و بندگان خود را می شناسد و لذا هر کار خوب را از دست مردان خوب خارج می نماید و امور خطیر را بدست مردان بزرگ و با کفایت و لایق سپرده که آنها انجام دهند، برای پرورش اوصیاء خود که گوهرهای تابناک خلقت بوده اند صدفهای پاک و پاکیزه ای آفرید و بدست مربیان خداپرست و نیکو سیرت داده تا آنها پرورش نمایند تا قابل یار وجود امام ولی خود گردد ود رخمسه طیبه که آیة تطهیر آنها را منزه از هر پلیدی معرفی فرمود و گاهی در علل و اقوام دیگر دوشیزگانی پاک و روشن ضمیر انتخاب و بدست قدرت خود او را حفظ کرده و از شهری به شهر دیگر انتقال داد تا با آفتاب امامت وضع و مجازات یافته و از میان مادران که اصداف گوهرهای تابناک ولایت بوده اند چند نفر آنها را دیدیم که از ملل غربی انتخاب و به سرزمین وحی و الهام فرستاده اند و ماد رامام عصر نیز یکی از آن ملکه های وجاهت و زیبائی است که از نسل حواریون عیسی بن مریم بوده و دست قدرت این لطیفه آسمانی را برای همسری امام حسن عسکری فرستاده تا گوهر تابناک مهدویت در آن رحم پاک پرورش یابد. نمونه بارز دیگر شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده که از مدائن رانده شد و در مدینه کشور عربستان نصیب سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) گردید و حضرت سجاد علیه السلام از او بوجود آمد و نرجس خاتون دختر بزرگترین قیاصره روم و از خاندان شمعون وحی بلافصل حضرت عیسی بن مریم علیه السلام بوده که دست قدرت این شاهزاده رومی را برای مادری حجه بن الحسن علیه السلام حفظ کرد و به کشور عراق فرستاد.
موضوع مهدویت یک امر آسمانی و در تمامی کتابهای مقدس ذکر آن شده است.
در کتاب زبور داود ص 1955 چاپ لندن که جزو تورات و انجیل به چاپ رسیده بشارت می دهد جهانیان را بوجود مصلحی که از دریا یا دریا داد کند و باقصای جهان حکمرانی نماید و جمع امتهای جهان او را بندگی خواهند کرد وجودش برای عالمیان برکت است و این گفتارها همه با معتقدات شیعه نیز مطابقت دارد،
در کتاب اوسیای تورات باب دوازدهم چاپ لندن ص 10113 جنگ عمومی قبل از ظهور مصلح بزرگ واقع م یشود و ایمنی برای کسی باقی نمی گذارد سخن می گوید و سپس وعده امن و امان می دهد و در باب 33 همان کتاب وعده پادشاه عادلی را می دهد که مالک روی زمین می شود و عالم را بعد از آنکه سه دوم از اهلش نابود می شود اصلاح می کند.
در باب دوم کتاب (اشعیای نبی) مرقوم است که برای خدا روزی است که بر هر چیزی فرود می آید و آنها در برابرش پست می شوند. اشعیای نبی در باب سیزدهم کتاب خود می گوید، روز خداوند نزدیک است و هلاکتی از جانب قادر متعال می آید تا جهان را ویران سازد و گنه کاران را هلاک نماید،
در انجیل نیز مطالبی آمده است که حضرت رسول را آفتاب و حضرت علی را ماه و دوازده امام را به دوازده ستاره که بر سر من قرار دارد تعبیر می کند و نزد خدا رهبری می شود.
در کتاب (دادنگ) از کتب براهمه و کتاب (جاماسب زردتشتیان) و بعضی فصول انجیل مانند (مکاشفات یوحنا) و کلمات متی و کتاب (دسندرة عیسویان) نقل شده است که در آخرالزمان پس از آنکه جهان پر از ظلم و جور شد و از اسلام جز نامی بعلت فسق و فجور عالمیان و ظلم ظالمان و حسد حاسدان نماند، پادشاهی که از امت و نسل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است ظهور می کند و مشرق و مغرب عالم را می گیرد و بسیار کسان را می کشد و بتخانه ها را خراب می کند و بتان را به دریا می افکند و بسیار از نیکان را زنده می کند و به کارهای بزرگ می گمارد و بسیاری از بدان و جادوگران را کیفر میدهد و بدعت ها را از میان برمی دارد وعصای موسی و انگشتر و دیهیم سلیمان باد و خواهد بود، همه خلایق او را مطیع می شوند و جزیه ا زیهودیان قبول نمی کند و اگر مسلمان نشوند آنها را می کشد و پاپ را به قتل می رساند و پادشاه فرنگ را خوار می سازد و مسیح از آسمان به کمکش فرود می آید و همه خلایق را بدین واحد در می آورد از خوانندگان عزیز تقاضا می شود در صورت امکان به کتاب مکاشفات یوحنا باب 19 ص 117 مراجعه و مطالعه فرمایند و در بعضی دیگر از فصول انجیل از پادشاهی سخن می گوید که کلیه جهان را مسخر می کند و مرغان جهان از پاره های گوشت دشمنانش سیر می شوند و در قرآن مجید نیز بطور صریح در این بیان آمده که مسیح روزی از آسمان بزمین خواهد آمد و همه مردم اهل کتاب باو ایمان خواهند آورد واین همان سخ نی است که علمای اسلام شیعه متذکر به آن شده که در تاریخ شیعه ص 137 آمده که مسیح از آسمان بزمین می آید و پشت سر مهدی نماز می گذارد و مسیحیان او را می شناسند و با او و حضرت مهدی (عج) بیعت و پیروی می نمایند ما شیعیان و معتقدان ولی عصر ارواحنا الفدا انتظار ظهور امام زمان (عج) را داریم یعنی مصلح عالم بشریت ک دنیا انتظار او را دارند که بساط عدل حقیقی را در عالم بگستراند و دنیا را از تاریکی و کفر و نفاق و از ظلم و تعدی صهیونیست های ضد اسلام و دین برهاند، نام مبارک امام مهدی و قائم آل محمد صلی الله علیه و آله هم نام جدش رسول ا لله و کنیه آن حصرت ابوالقاسم و القابش حجت، مهدی، خلف الصالح، القائم المنتظر و صاحب الزمان می باشد.
این جوان هاشمی دوازدهمین یادگار پیشوای اسلام است که دارای چشمان سیاه و ابروهای پیوسته و بینی زیبا و بلند قد و ریش انبوه و خال هاشمی درگونه راست می باشد.
رسول خدا د رحق امام قائم فرمود: مهدی از اولاد من است صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشد رنگش عری گندم گون بلند قد خواهد بود، اوست که زمین را از عدل و داد پر کند همانطوریکه از ظلم و جور پرشده باشد،
زندگانی آن حضرت از سن 5 سالگی از سال 260 هجری تا سال 330 هجری هفتاد سال (زمان غیبت صغری) شروع شده که توده مردم و عمال دولت از زیارت جمالش محروم بودند ولی خواص و علما به خدمتش رسیده و کسب فیض می کردند، و امور شرعی دین و دنیای خود را می پرسیدند و مشاهیر این دسته چهار نفر وکلای اربعه که بنام نواب اربعه مشهورند که واسطه فیض بشرح زیر بودند:
1- عثمان بن سعید عمری ملقب به ابوعمر که وکیل حضرت عسکری بود به نیابت آن حضرت منصور شده و این مرد بزرگوار در سال 300 هجری وفات کرد.
2- محمد بن عثمان پسر بزرگ وکیل امام عسکری که مردی راستگو و متقی و با فضیلت بوده به وکالت حضرت مهدی منصور شد و او هم در سال 305 هجری وفات نمود.
3- ابوالقاسم حسین بن نوح نوبختی که محمد بن عثمان قبل از فوتش به امر حضرت حجت ایشان را معرفی نمود که به نیابت و وکالت برقرار شد و او هم در شعبان هجری وفات کرد.
4- ابوالحسن علی بن محمد سمری که از بزرگترین موثقین و معتمدین و از فحول علماء فقهای اسلام است به وکالت و نیابت برگزیده شد واین مرد متقی و زاهد هم د رنیمه شعبان سال 329 هجری درگذشت که قبل از فوت نایب چهارم توقیفی صادر شد که دیگر آن حضرت نایبی نداشته و غیبت کبری اختیار خواهد نمود و دومین دوره زندگانی آن حضرت از سال 330 شروع می شود. همان غیبت کبری است تا روزی که فرمان مهمی از طرف پروردگار صادر و حضرت مأمور به خروج و ظهور بشوند.
از امام حسین علیه السلام روایت است که آن حضرت فرمود از ما دوازدهمین مهدی است که اول ایشان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و آخر آنها نهمین فرزند من است و نماند که تمام ائمه اطهار علیه السلام به آمدن مهدی قائم صلوات الله علیه تصریح فرموده اند،
چنانچه هست فلک را دوازده تمثال که آفتاب بر آن دور می کند مه و سال
بر آسمان ولایت دوازده برجند چو آفتاب ترتیب همه بر اوج کمال
مثال دوازده ماه و دوازده کوکب به آفتاب نبوت نموده استقبال
ستارگان سپهر ولایت شرفند که ایمنند ز نقصان و احتراق و وبال
این دین اسلام با تمام جهات فرعی آن تا این ساعت بطور کامل با وفق زمان کامل چرخیده و به لازمه توصیف و تشریح و تفسیر و تأویل و ادامه طرق و ایصال به مطلوب و عنوان مظاهر و مصادیق اعمال و احکام بود، تمام آنها را در طول سه قرن دوازده نور پاک ولایت به مردم فهمانید و مانند آن است که منظوم ه شمس نبوت در بروج ولایت یکدوره کامل گردش کرده و تمام جهات و خصوصیات متصوره دین را که برای آسایش اندیشه و آرامش خاطر بشر فرستادند عملاً ترجمه کرده و به مردم جهان نشان دادند و در این اوقات که در غیبت کبری امام زمان علیه السلام عمری را می گذرانیم دوران گردش منظومه شمسی تمام و مدتی چهره زیبای دوازدهمین مهر سپهر ولایت زیر ابرهای عدم سنخیت مخفی است تا ظاهر گردد و اسلام را احیاء و زنده کند و ندا بر عالم زند: «انی بقیه الله و حجته و خلیفته علیکم»
همه شب آرزویم که ببینم از تو روئی چه زیان تو را که منهم برسم به آرزوئی
بکسی جمال خود را ننموده و ببینم همه جا بهر زبانی بود از تو گفتگوئی
نه بباغ ره دهندم که گلی بکام بویم نه دماغ آنکه از گل شنوم بباغ بوئی
الهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه السا عه و فی کل ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین.
تولد امام زمان (عج)
از پس پرده برون آی بکن عشوه گری تو گلی از چمن و باغ و گلستان علی
ناز بر ما مفروش ما که گرفتار توئیم تو به گلزار امامت گلی اندر چمنی
روی بر ما بنما عاشق رخسار توئیم روی زیبای تو محراب عبادت به منی
قد رعنای تو را جان فدا خواهیم کرد ای که سروی به گلستان تو درّ یمنی
یوسف مصر بزیبایی تو کی برسد جمله عالم به تو عاشق شه چون ممتحنی
باز آ جان به فدایت همه عشاق کشند ماه را نور توئی نور خدا را ضمنی
تو پناهی به ضعیفان تو مهدی بتول یادگاری تو ز انوار حسین و حسنی
چاره سازی بهمه درد بیا مهدی جان روح بر جسم همه روح تواندر بدنی
دست ما سوی خدا دیدن تو می طبیم عطر تو می شنونیم عطر گل یاسمنی
تو فریدی تو عزیزی همه هست عاشق تو در ملاحت فصاحت که شیرین سخنی
در فراقت همه شب دست بدعا برداریم کی بیائی به نامت که تو کی زنی
«البرزم» دست تمنا بسویت به تلاش کی بود مدح مرا جلوه ای پیش مهمنی
(البرز)
1- اما چگونگی بهره مندی (مردم) به هنگام غیبت من، همانند بهره م ند شدنشان از خورشید به هنگام نهان شدنش در پشت ابر است،
2- من امان اهل زمینم چنانکه ستارگان ، امان اهل آسمانند.
3- نامه ای امام زمان (عج) به آخرین نایب آن حضرت علی بن محمد سمری شش روز قبل از وفاتش، (وفات علی محمد بن محمد سمری)
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری، خداوند اجر و پاداش دوستانت را در مصیبت تو زیاد کند، تا شش روز دیگر خواهی مرد، خود را آماده کن و برای جانشینی خود به کسی وصیت ننما که غیبت تام (من) فرا رسیده است و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر با دستور خداوند متعال، آنهم پس از دورانی طولانی و پس از قساوت دلها و پرشدن زمین از ستم، دیری نخواهد پایید که از میان پیروانم کسانی خواهند بود که ادعای دیدار مرا کنند، اما آگاه باشید که هر کس پیش از خروج (سفیانی) و پدید آمدن، صیحه، مدعی دیدار من بشود دروغ زن و مفتری است و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم،
«به نظر می رسد که فرمان حضرت برای دورانی بود که عده خود را آماده کرده بودند از انتشار دیدار با آن حضرت سوء استفاده نمایند لذا امام فرموده اند هر کس ادعای دیدار مرا داشته باشد دروغ می گوید و این نیز حتماً از آنهائیکه هر روز داستانی علم می کنند و از آن بهره برداری غیرمنطقی می نمایند می باشد د رصورتیکه ما روایات بی شماری داریم که از حضرات آیات عظام و اشخاص متفرقه به خدمت آقا مشرف شده اند مانند شیخ مقدس، علامه حلی و علامه بحرالعلوم و صدها هزار اشخاص دیگر، البته ناگفته نماند که امام زمان (عج) در میان ما زندگی می کند ولی دیدن آفتاب با چشمان غیرمسلح امکان ندارد باید اول دل و جان و روح را با اصل مبدأ آفرینش پیوند بدهی تا اینکه موفق بدیدار امام زمان (عج) گردی»
4- بدرستیکه من سبب امنیت برای اهل زمین هستم.
5- برای تعجیل در فرج من بسیار دعا کنید والسلام علی من اتبع الهدی
نیمه شعبان
آمد به جهان حجت حق حامی قرآن روشنگر آئین و صفابحش و دل وجان
تفسیر خود شرح هدی ضامن پیمان بر اصل جهان واسطة رحمت یزدان
آن قائد دین نبی و مظهر ایمان آن پور حس زادة نرجس شه دوران
آمد به گلستان نبی خسرو خوبان از مقدم او صحن جهان رشگ وجنان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
او جلوه ی دلجوی خداوند جهان است در پرده ای غیبت اگر از دیده نهان است
از عطر خوشش صحن جهان مشگ جنان است روشن ز رخش جمله کران تا به کران است
بالاتر از اندیش و برتر ز گمان است این حجت حق گرچه نهانست و عیان است
اما به عیان حامی مظلوم جهان است او قلب حیات و بشر و کهف امان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
چون نور ظهورش برسد بر کرة خاک اسلام فراتر رود از گنبد افلاک
ای آنک مقام تو بود برتر از ادراک تا چند کنم جامه جان را ز غمت چاک
کی آئی کنی روی جهانرا از بدی پاک جانم بفدای تو شود ای شه مولاک
ایران شده شاها همه از لطف تو بی باک از معدلتست ملک پر از امن و امان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
امید صد امید که از غایت تدبیر روزی بنهایت رسد این دورة تاخیر
بر درگه تو بنده شود قدرت و تقدیر روشن بشود چشم و چراغ فلک پیر
دل شیشه پر خون شود از آن مژه و تیر شرمنده از آن نور جمالت شده نیر
تا عرش خداوند رسد نفخه تکبیر آنروز همه رسم و ره کفر نهان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
آنروز شب تیرة هجران بسرآید اندر پی یلدای فراقش سحر آید
خورشید جمالش بجهان جلوه گر آید یزدان متجلی بظهورش دگر آید
اسرار ازل جملگی از پرده برآید فرزند بتول منتقم را دگر آید
امشب بجهان پادشه پرثمر آید آنروز بهاریست که خالی ز خزان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
او پرتو انوار خداوند جهان است او معنی پاینده گی دور و زمان است
او مقصد و او ملجاء و او کهف زمان است در چهره ئی او جلوه دادار عیان است
از قدرت او چهره بیدار نهان است فرزند علی آمده چون شیر ژیان است
از مقدم او پشت عدو همچو کمان است آنرا که عیان است چه حاجت به بیان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
در بحر جمالش که بود نا شناهی شد یونس اندیشة من طعمه ماهی
ننماید اگر چهره خورشید پناهی هرگز به سپیدی نبرد راه سیاهی
نابود شود هر ستم و ظلم و گناهی از ظلم شده زندگی خلق تباهی
خشکیده شود ریشة دشمن به نگاهی گنجور خبردار از آن گنج گران است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
آن چهره خدایا زپس پرده بیرون آر از صولت نامش علم کفر نگون آر
بگسسته زهم سلسله دشمن دون آر هر کفر و تباهی به شکست و به زبون آر
اوضاع پرآشوب جهان را به سکون آر هر دشمن دشمن تو الهی به فنون آر
از کید عدو حجت خود را تو مصون آر چشم برهش یار خدا یا نگران است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
مائیم به فرمان قضا راضی و تسلیم مائیم میان بسته پی نشر، تعالیم
تا دین برسد بر همه آفاق و اقالیم با حکم تو از دوری دلدار بنالیم
اما چه کنم طالب دید از جمالیم با هجر بسازیم و از این فخر ببالیم
یا رب م ددی ده که ما تشنه وصالیم او حاضر و در جمع محبان به میان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
ای سرو سرافراز فدای گل خوشبوی مداح تو شد مجلسی و کرد به توروی
خواهد ز تو توفیق و تکاپوی از گلشن مدح تو وجد تو سخن گوی
ثابت قدمش دار و ثناخوان و خداجوی بیمار رخ یاریم و هستیم شفاجوی
ما دیده براهیم که بیایی تو ضیاروی ای آنکه قدش از غم هجرش کمان است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
ای در گهر بار گل گلشن زهرا ای پور حسن عسکری ای سید والا
سوگند تو را خون شهیدان مصلی محتاج در رحمتیم ای آیت عظما
ما منتظر لطف توئیم سید طاها امروز که عید است به ما کن عطایا
بر ما نظر لطف نما ای شه والا زیرا نظرت رحمت غفران خدا است
میلاد خوش مهدی موعود زمان است
بیژن فاضل مجلسی
بسمه تعالی
امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین کوکب درخشندة امامت در افق آسمان ولایت در مدینة منوره طالع شد، و با عمر کوتاه ولی پربرکت خویش روشنی از زندگی خود باقی گذاشت، که مأثر بلند و دامنه دارش تا ابد باقی است، این پیشوای بزرگ که علم و دانشش متصل و مربوط به اقیانوس عظیم علم نبوت و سرچشمه وحی و الهام بود و در عصر سفاکترین حاکم جبار زمان متوکل عباسی می زیست، بیست و هشت سال زندگی چون گل کوتاه امام حسن عسکری علیه السلام همواره تحت نظر و مراقبت خلفای عباسی بود. زندگی پربرکت این امام همام به سه دوره تقسیم می شود، دوره اول سیزده سال در مدینه، دوره دوم در سال در عراق و شهر سامرا قبل از امامت و دوره سوم زمان ولایت و تصرف او در امور بوده که بیش از شش سال طول نکشید و در این مدت همان مردم و برنامه و خط سیری که اجداد والاتبارش رفته بودند رفت و همان مقصد را تعقیب فرمود، و در مدت شش سال امامت خود سه سال در زندان بنی عباس عمر شریف را گذراند، حضرت امام عسکری علیه السلام فرزند امام علی النقی الهادی و مادرش سوسن از زنان صالح روزگار و دارای فضائف نفسانی بود که اسم اصلی این بانو سلیل از اولاد پادشاهان رومی بود.
فرزند امام هادی حضرت حسن عسکری علیه السلام در مدینه منوره 24 ربیع الاول سال 232 متولد و در دوم همان ماه در سال 260 هجری به شهادت رسید،
مورخان اسلامی نگاشته اند که پس از شهادت آنحضرت شیعیانش مویه و زاری بسیار کردند و مردم شهر سامره کار و دکاکین خود را تعطیل و در تشییع جنازه و سوگواری آن حضرت شرکت کرده و همه مردم می گریستند و به شخصیت والای آن بزرگوار اعتراف می کردند،
امام یازدهم د رامامت خود تعلیمات ع دلیه از قرآن و دین اسلام داد که تجدید عظمت و نیزوی آن گردید و در اواسط قرن سوم هجرت بود که این جنبش علمی پیدا شد فلاسفه بزرگی چون اسحق کندی و ابونصر فارابی از برکت وجود امام و تعلیمات آن حضرت بهره مند می شدند و در فقه واصول دین یک نهضت نویی بوجود آورد که ملت اسلام را از آن خواب غفلت و ناگهانی بیدار کرد،
شخصیت امام حسن عسکری علیه السلام بر محور این مطلب که پدر مهدی موعود است دور می زند، ناگفته نماند که خلفای بنی عباس از سفاح گرفته تا آخرین آنها در ظلم و خشونت و تجاوز و دشمنی با آن رسول الله دست کمی از اولاد بنی امیه نداشتند و کارهائی که یزید و یزیدیان و جرثومه کثیف خاندان بنی امیه انجام داده بودند اینها تجاوز و ظلم و کشتار اولاد فاطمه و رسول خدا را از حد و مقیاس بنی امیه گذراندند،
بنی عباس که به نام بنی هاشم و گرفتن حق اولاد علی به صحنه آمده بودند وقتی بر اریکه سلطنت نشستند تمام وعده و وعیدها را فراموش کردند و اولین تاخت و تاز را بر علیه خاندان علی المرتضی شروع کردند، در هر جا نامی از علی و اولاد علی بود به سخترین شکل برای از بین بردن آن اقدام می کردند، هنوز در زیر پایه های کاخ های فرعونی بنی عباس، هارونها و معتصم ها اجساد اولاد فاطمه که زنده، زنده در زیر پی گذاشته شده اند بیانگر جنایات این خاندان است.
آنها هر یک به نحوی در کشتار اولاد پیامبر دست داشتند، زهر حلال مشکلات آنها بود و تمام ائمه که در دوران آنها بودند همه را با زهر مسموم کردند.
معاویه یا یزید حداقل مراعات بعضی از اصول را برای پایداری حکومت خود لازم می دانستند، معاویه اگر حسن به علی را با دستیاری عمله جات خود مسموم می کند حداقل امام موسی بن جعفر را در زندان 17 سال محبوس و به زندگیش با زهر خاتمه نمی دهد، ادعای معاویه در مورد مسمومیت حسن به علی اشکهای مزورانه بود یا یزید وقتی پرده از جنایاتش برداشته شد. لعن و نفرین به ابن سعد و ابن زیاد و عمله جات بی اراده اش می نمود وی گفت اگر حسین به پیش من می آمد هر چه می خواست بپایش می ریختم، البته با ریا و تزویر پایه های حکومتش را که لرزان شده بود می خواست حفظ نماید.
| دسته بندی | سایر گروه های علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 124 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 193 |
مقدمه
همانطور که می دانیم یکی از راههای برقراری ارتباط با جوامع و اقوام مختلف آشنایی دقیق با روحیات ، باورها، اعتقادات و ارزشهای آن قوم و گروه از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار می باشد. به زبان دیگر اگر بخواهیم رابطه نزدیکتری با تمامی افراد نه الزاما گروه و قومی خاص ایجاد کنیم باید در گام نخست آن دسته را بخوبی بشناسیم.
زیرا از طریق شناخت و کسب اطلاعات و آگاهی خواهیم توانست نتایج ارزنده و مطلوب را به دست آوریم. اگر خواسته باشیم مثال عینی تری در این زمینه بیاوریم می توانید تصور کنید که مثلا زمانی که دولت خواسته باشد به عنوان مجری امکانات رفاهی و خدمات مناسب برای عشایر و ایلات (موضوع مورد بحث) ایجاد نماید. مسلما در ابتدا باید یکسری اطلاعات کلی و منسجم از تمامی عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی و غیره ایلات داشته باشد به همین منظور و برای شناخت بهتر و بیشتر ایلات و عشایر به عنوان یکی از اجتماعات قدیمی و بزرگ جمعیت و واقعیتی مهم در جامعه امروز ما سعی بر آن شد که مطالبی هرچند مختصر در این رابطه گردآوری نمائیم تا شاید از این رهگذر برداشت دیگری نسبت به این اقوام کوچ رو داشته باشیم.
برهمین اساس تلاش گردید که در این پژوهش اولا مختصات جغرافیایی و موقعیت قرارگیری ایل بختیاری به عنوان یکی از بزرگترین ایلات کوچنده معرفی شود و سپس به بررسی مسائل اجتماعی و انسانی،اقتصادی و سیاسی و فرهنگی آن پرداخته شود.
اگرچه در این پژوهش کاستی و نواقص بسیاری دیده می شود، اما در هر صورت تلاشی بوده است در جهت ترسیم دور نمایی از شناخت منطقه و آشنایی با فرهنگ سنتی پربار ایل و مسائل و موضوعاتی که در معرض نابودی قرارداشته اند. و با جمع آوری این مطالب سعی گردید تا شیوه زندگی دسته ای از هموطنان که دارای فرهنگ خاصی برای خود می باشند در جایی به ثبت رسیده باشد.
باشد تا گامی کوچک در این راستا برداشته باشم و نظر استاد ارجمند محقق شود.
هدف پژوهش :
هدف پژوهش حاضر، شناخت و آشنایی با یکی از بزرگترین ایلات ایران است دراین پژوهش به بررسی چگونگی زندگی این ایل پرداخته ام و سعی کردم تا آنجا که می توانم گامی کوچک در راه شناخت این جمعیت کوشنده و فراز و نشیب های زندگی ایشان برداشته باشم .
علت انتخاب موضوع :
امروزه علیرغم کاهش جمعیت ایلی در ایران ایل بختیاری یکی از بزرگترین ایلات ایران است در واقع این ایل یک بزرگ ایل یا ائتلافی از چند ایل است . در ایل بختیاری 181777 نفر یا معادل 8/15 درصد کل جمعیت عشایری کوچنده حیات کوچندگی دارند بنابراین با توجه به شاخص جمعیت کوچنده در این ایل در این پژوهش ایل مذکور را به عنوان یکی از بزرگترین ایلات ایران برگزیده ایم که علیرغم گذشت سال های زیاد و فراز و فرودهایی که در مسیر زندگی ایشان به وقوع پیوسته است کماکان به حیات خود ادامه می دهد.
روش تحقیق و شیوه جمع آوری اطلاعات :
در این پژوهش به دو روش اسنادی و کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات مربوطه پرداخته شده است در روش اسنادی ، اسناد مربوط به شاخص ها با ترتیب موضوعی- تاریخی جمع آوری، طبقه بندی ، مقایسه و تجزیه و تحلیل شده اند . در روش کتابخانه ای عمدتا مباحث نظری و تاریخی موضوع پژوهش جمع آوری شده اند. حاصل جمع این دو روش شیوه مناسب جمع آوری اطلاعات این پژوهش می باشد.
فصل 1
جغرافیای کوچ نشینان بختیاری
موقعیت جغرافیایی:
1-حدود و وسعت:
به طور کلی محدوده ایل بختیاری، در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگه ای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی این محدوده از بلندترین نقطه قلل مرتفع یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده به سمت غرب و جنوب تا جلگه پست و آبرفتی خوزستان ادامه می یابد.
2- طول و عرض جغرافیایی:
چون محدوده مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کرده ام که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار می رود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای 31 درجه و 16 دقیقه (رامهرمز) و 33 درجه و 22 دقیقه شمالی (الیگودرز) قراردارد. و تقریبا بیش از دو درجه و 6 دقیقه عرض شمالی را می پوشاند . از نظر طول جغرافیایی بین نصفالنهار 48 درجه و 50 دقیقه (شوشتر) و 31 درجه و 27 درجه شرقی (بروجن) قراردارد.
این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف تقریبا با هم برابر است و مسیرهای کوچ،صرفنظر از مناطق دشوار کوهستانی و دره های نسبتا کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخش های مختلف،بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواخت تر و ساده تر انجام می گیرد. برخلاف مسیر ایل قشقایی که در کوچ از جنوب به شمال را باید طی کنند.
3- موقعیت نسبی:
منطقه بختیاری در دو محدوده مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است:
منطقه اول شامل شمال و شرق آن می باشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدوده زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است. به طوری که ارتفاع این منطقه از 1000 متر درجنوب تا بیش از 4500 متر در شمال متغیر است. (زردکوه 4527 متر،اشترانکوه در لرستان 4328 متر). منطقه دوم جلگه خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود می شود. (بخش قشلاقی بختیاری ها). این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوزه گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمال تفکیک می شود. به طور کلی شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدوده ارتفاعات فشرده و چین خورده زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی و آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته و برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگه خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیده های زیستی از جمله رویش گیاهی کاملا متفاوت بوده، با وضعیت نسبی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.
تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی،زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند و موجب کوچ و جابجایی عشایر و دام آنان می شود.
4- حدود سرزمین بختیاری:
امروزه منطقه های اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان نشان داده می شود. اما حوزه نفوذ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن در خارج از این استانها کاملا مشهود است.
به طور کلی منطقه سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود می شود. از شمال به نجف آباد، داران، الیگودرز، از مشرق به اصفهان، شهرضا، بروجن، از جنوب به سمیرم و لردگان و شمال استان کهکیلویه و بویراحمد و بالاخره از غرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها، اگرچه تا اهواز نیز گسترش دارد.
5- وسعت:
اگرچه تعیین مساحت واقعی منطقه بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار ساده ای نیست توانسته ایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با درنظرگرفتن ناحیه بین شوشتر و بروجن (منتهی الیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهی الیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود 50626 کیلومترمربع به دست می آید که از این مقدار 14870 کیلومترمربع در استان چهارمحال و بختیاری 6602 کیلومترمربع در شهرستان ایذه، 4313 کیلومترمربع در شهرستان رامهرمز، 3538 کیلومترمربع در شهرستان شوشتر، 6986 کیلومترمربع در شهرستان مسجدسلیمان، 7976 کیلومترمربع در شهرستان الیگودرز واقع شده است.
مطابق این تقسیم بندی، اینطور استنتاج می شود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمی شود واین خود نشان دهنده وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است . زیرا معمولا در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر،فقر پوشش گیاهی و خشکسالی های متعدد نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولا قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد. نظیر قشلاق قشقاییها که دوبرابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان. در مورد بختیاری ها تقریبا موازنه ای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملا تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است به مراتب کمتر از محدوده های مذکور وسعت دارد . به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق 12 هزار کیلومترمربع درنظرگرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است. در حالی که دامنه نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از 5000 کیلومترمربع) تعیین می شود.
6- ژئومورفولوژی ییلاق:
منطقه ییلاق بختیاری ها کوهستانی است. این منطقه د رمحدوده چین خوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و برخلاق منطقه گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. مرتفع ترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است. از جمله زردکوه به ارتفاع 4527 متر که در سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبزکوه به ارتفاع 3900 متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار می رود. کلیه شبکه آبگیر دائمی و غنی رودخانههای نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین می کند در این منطقه قراردارد.
زمین در این منطقه عمدتا رسوبی آبرفتی است و آهک و سنگ های آذرین و کنگیومرا گسترش بسیار دارد. از معروفترین ارتفاعات این قسمت زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با دره های بسیار عمیق و وحشتناک مشکلات فراوانی برای کوچ عشایر ایجاد کرده است.
7- ژئومورفولوژی قشلاق:
در این قسمت ناحیه گرمسیری است که بخش شرقی خوزستان را دربرمیگیرد. جنس زمین در این ناحیه از مواد آبرفتی آهکی،رسی زاگرس با بافت ریز است. دیواره کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق این منطقه را احاطه کرده است. شبکه آبها،بستر رودخانه ها و تعدادی تپه ماهور در این ناحیه دیده می شود. بطور کلی در این منطقه هرچقدر به سمت جنوب و مغرب پیش می رویم از ارتفاع کاسته می گردد و به همواری و یکنواختی آن افزوده می شود. ارتفاع در این ناحیه کم است به طوری که ارتفاع شوشتر 17 متر، رامهرمز 115 متر و تا کناره ای شرقی خلیج فارس (نزدیک ماهشهر)، به کمتر از 100 متر هم کاهش می یابد. (برگرفته شده از کتاب جغرافیای کوچ نشینی،نوشته دکتر سیدرحیم مشیری).
8- آب و هوای مناطق ایل بختیاری:
- آب و هوای ییلاق←
این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل و کوهستانی برخوردار می باشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها ازدو هزار مترمربع بیشتر است،دورة سرما در حدود 4 تا 5 ماه ادامه می یابد. هوای این منطقه ازاوایل پاییز تغییر می کند و از اواسط آبان یخبندان آغاز می شود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده می بارد و در نقاط مختلف، از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع می شود و از این هنگام به بعد برفهای پیاپی می بارد. در پایان دوره یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامی رسد. اعتدال هوا معمولا از اوایل اردیبهشت آغاز می شود و تا اواخر خرداد ادامه می یابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.
-آب و هوای قشلاق:
قشلاق بختیاری ها در شرق استان خوزستان واقع است. بنابراین توضیح درباره آب و هوای استان تاثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر می رسد. مهمترین عوامل موثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از:
الف) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 32 درجه و 58 دقیقه شمالی واقع شده است.
ب) کاهش ارتفاع: این امر شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاری ها باشد زیرا جلگه خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است،جلگه هموار و کم ارتفاع می باشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریها است،تپههایی کم ارتفاع دیده می شود. به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر (به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای 2500-4000 متر ییلاق قراردارد.
ج) قرارداشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق می وزد. و موجب شدت گرما،تبخیر شدید و آلودگی هوایی می شود.
تابستان این جلگه بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار می کند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخش های کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد. مثلا در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار می رود، و ارتفاع آن 150 متر است. در ماه های دی، بهمن و اسفند یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجه حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجه حرارت در شوشتر بالای 10 و به طور متوسط 5/12 است که همراه با رطوبت زمستانی محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم می آید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از 35 درجه دیگر قابل استفاده نیست.
می بینیم که در طول فصل زمستان، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر می رسد و همراه با قطع بارش، درجه حرارت هم افزایش می یابد و در این جاست که زمینه کوچ به سمت ییلاق فراهم می شود. و عشایر با عجله قشلاق را ترک می کنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان 1/45 درجه و حداقل آن 7/5 درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از 4/25 درجه سانتیگراد می رسد که از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دور، گرماست.
چادگان در شهر فریدن و در ارتفاع 2100 متری و شوشتر در جلگه گرمسیر خوزستان در ارتفاع 150 متری بالاتر از سطح دریا واقع است که 1950 متر اختلاف بین آنها وجود دارد. اگرچه شوشتر در عرض پایین تر قراردارد اختلاف عرض چندانی بین دو منطقه وجود ندارد و از این رو عامل اصلی اختلاف، ارتفاع است که در بارشهای جوی و حرارت هوا موثر بوده، موجب پیدایش محیط های اکولوژیکی متفاوت در دو فصل سرد و گرم می شود.
لردگان در ارتفاع 1700 متری در جنوب بروجن و باغ ملک در جنوب ایذه دو منطقه مهم با طبیعت متفاوت (ییلاقی و قشلاقی) به شمار می روند که در این تضادهای اقلیمی، باز هم ارتفاع و موقعیت جغرافیایی نقاط نقش اساسی دارند.
9- منابع آب:
اساسا کیفیت و کمیت آب در معیشت کوچ نشینی نقش حیاتی و تعیین کننده ای دارد. از جمله این که :
الف) در تامین نیازهای خانواده و مصارف شخصی خصوصا در مورد آب شرب.
ب) در تامین آب مصرفی دام.
ج) در توسعه زراعت و تحکیم موقعیت اقتصادی.
د) در رشد و تراکم گیاهان مرتعی.
هـ) در تامین رطوبت و آماده سازی خاک برای رویش گیاه و نظایر آنها.
با وجود آنکه منطقه بختیاری به طور کلی در آب و هوای نیمه خشک جنوب غربی وغرب کشور قراردارد. به لحاظ عوامل محلی نظیر ارتفاع با بیش از 2000 متر ،از شبکه آبی کافی و دائم برخوردار است و حتی قشلاق آن نیز از رودها و چشمه های پرآبی که از زاگرس مرتفع سرازیر می شود،بهره مند است. اصولا در قشلاق خشکی و کم آبی بازتاب بیشتری دارد تا ییلاق (بویژه در منطقه کوهرنگ، کوه فریدن،الیگودرز و فارسان).
10- تقسیم بندی منابع آب:
-آبهای سطحی: مهمترین منابع تامین کننده آب عشایر بختیاری. آبهای روان است که برحسب اهمیت عبارت است از رودخانه ها و برکه ها ، ییلاق بختیاری به علت کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعات برف گیر در زمستان پوشیده از برف است. در تابستانها به دلیل ذوب شدن برف و یخ متراکم در قله ها شبکه های غنی و دائمی آبهای روان فراهم می شود که به سمت جلگه ها، دشتها و مناطق پست جریان می یابد.
زردکوه بختیاری با ارتفاع بیش از 4500 متر یکی از آبخیزهای دائمی. منطقه بختیاری و حتی در سطح کشور و سرچشمه رودهای کارون و زایندهرود است.
قسمت اعظم استان چهارمحال و بختیاری شامل سرچشمههای رودخانه کارون است واین رودخانه با چند شاخه فرعی، مرکز ،جنوب و مغرب این سرزمین را زه کشی کرده است. و در نهایت با پهنای بسیار و سرعت ملایم وارد جلگه هموار خوزستان می شود.
شاخههای اصلی کارون در خاک بختیاری عبارتند از:
1- شاخه کوهرنگ و آب بازفت در مغرب و شمال غرب
2- شاخه کیاروونگ در شمال و مشرق
3- سفیده بر ، برخراسان که از جنوب شرقی و منطقه کهکیلویه و دنا می آید.
4- آب منج که به کارون میانی سرازیر می شود.
ماندابها و برکه ها به سبب بالابودن ذخیره آب زیرزمینی و خروج آنها از چشمه ها در بعضی از جلگه ها و ناودیسها و در نتیجه وجود پوشش گیاهی چمنی در اطراف آن عشایر می توانند علاوه بر تامین آب مصرفی از مراتع و چمنزارهای اطراف آن نیز برای دامپروری و بویژه چرای دام استفاده کنند. تالابها و دریاچههای کوچک استان عبارتند از:
_آبهای زیرزمینی:
امروزه آب زیرزمینی در حیات اقتصادی وتوسعه روستایی منطقه ویژه در قشلاق نقش حیاتی دارد. سفره های کارستی غنی با آب شیرین در سراسر منطقه دیده می شود. البته بارشهای بسیار بویژه برف کاهش تبخیر و شیب زمین در نفوذ آب به سمت سفره های زیرزمینی بسیار موثر است.
در تمامی منطقه خصوصا در اطراف شهرها آب روستاها و عشایر از طریق چاههای نیمه عمیق تامین می شود.
نقش چشمه در حیات عشایری بسیار چشمگیر است.
تعدادی از چشمه های معروف عبارتند از:
1- چشمه برم در لردگان
2- چشمه سیاسرد در بروجن
3- چشمه جلگةواقع در شمال تونل کوهرنگ.
4- چشمه دیمر واقع در سرچشمه اصلی زاینده رود.
5- چشمه گوار در شهرکرد.
11- پوشش گیاهی مناطق ایل بختیاری:
در جلگه دو بخش شوراب، بازفت، در میان کوه سفید و چشمه اول کوهرنگ پوشش گیاهی نسبتا متراکمی گسترش یافته که مهمترین نوع آن گون است که منبع درآمد بسیاری از خانوارها و طوایف عشایری می باشد.
از جمله گیاهان این منطقه:سروکوهی،نسترن، گونه های نعنا، پیاز خودرو و پنیرک است. همچنین در فواصل بین درختچههای موجود در این نواحی علوفههای دائمی رشد بسیار خوبی دارد اما در قسمت غرب و جنوب غربی منطقه که از میزان نسبی ارتفاعات کاسته می شود، خاک مناسب و پوشش گیاهی جای خود را به درختچهها و سرانجام به جنگل های وسیع می دهد که آفتابگیر و پوشیده از جنگل های نسبتا متراکم است. فراوانترین گیاهان بوته ای برای چرای دام، جو خودروست که از خانواده گندمیان به شمار رفته و در هر ارتفاعی می روید.
الف) وسعت مراتع و مناطق جنگلی در ییلاق:
منطقه سرد سیر ایل بختیاری که بیشتر استان چهارمحال و بختیاری را شامل می شود و تا قسمتهایی از فریدن و نزدیک لرستان ادامه می یابد، با میزان متوسط بارندگی سالانه 329 میلیمتر و میانگین درجه حرارت 1019 سانتیگراد دارای وضعیت کاملا مساعدی برای رویش گیاهان علوفه ای است که با شروع و اعتدال هوا می روید.
مناطق جنگلی استان چهارمحال و بختیاری شامل:
منطقه جنگلی بازفت با 53 هزار هکتار
منطقه جنگلی اردل با 104 هزار هکتار
منطقه جنگلی لردگان با 163 هزار هکتار
منطقه جنگلی دوراهان با بیش از 2000هکتار
همینطور 98% پوشش جنگلی منطقه را بلوط تشکیل می دهد و 2% بقیه شامل درختان پسته خودرو، انجیر کوهی، سماق، زرشک ، گردو و بید در اطراف چشمه ها است.
ب) پوشش گیاهی و مراتع در قشلاق:
بر اثر تنوع آب و هوا و نوع خاک، برخی از مناطق خوزستان را جنگل های نمک، بوته زار ،درختچه ها و درختان پوشانیده که به صورت چراگاه پدیدار گشته است اما به طور عمده این مناطق از علفزارهای یکساله پوشیده شده که تنها در فصول پاییز و زمستان تا اوایل بهار می روید.
خوزستان در ادوار گذشته پوشش جنگلی انبوه تری داشته است. به طور کلی که مردکرزن در 1271 شمسی می گوید: (پنج سال پیش، سیاحان نوشته اند که کرانه های کارون (بین خرمشهر و اهواز) با درختان تبریزی و گز و انواع دیگر کاملا مشجر بوده و قسمت عمده آن از بین رفته است). به طور کلی 500000هکتار جنگل و 5/2 میلیون هکتار مرتع وجود دارد که درختان جنگلی بیشتر در کوهپایهها و ارتفاعات شرقی خوزستان توزیع شده است و در مرکز یعنی حوالی دزفول درختان تاغ و گز با رشد بسیار چشمگیر است. از کل جنگل های استان 10% دارای کیفیت خوب ، 3% تنک و بقیه تخریب شده و قابل استفاده نیست. 5% نیز از انواع بادام وحشی و گونه های دیگر آن است.
مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقی و نامرغوب است و در مناطق کوهستانی از پوشش گیاهی غنی برخوردار است.
درختچه ها (به طور عمده بلوط) و درختان منطقه ییلاق که برای چرای بز مناسب می باشد در این منطقه وجود دارند.
مراتع قشلاقی طایفه هفت گنبد با 320000 هکتار جنگل از نوع بلوط، بتر، زالزالک ، بادام،انجیر خودرو عمدتا در مسجدسلیمان و ایذه توزیع شده است.
12- پوشش جانوری مناطق ایل بختیاری:
منطقه سردسیر ایل به واسطه ویژگیهای جغرافیایی از جمله کوهستانی و نیمه کوهستانی و نیمه جنگلی بودن مناطق آن یکی از مستعدترین شکارگاههای کشور محسوب می شود که انواع گوناگون حیوانات بزرگ و کوچک و حتی حیوانات و پرندگان کم نظیر را در آن می توان یافت. اغلب جانوران منطقه کوهی بوده، با وضعیت سخت آب و هوایی وسط کوهستان سازگاری دارند که مهمترین آنها عبارت است از کل (بز وحشی) ، کبک،تیهو، خرس قهوه ای و پلنگ. در دشتها و ارتفاعات کم وحوش بیشتری هستند که می توان از سمور آبی،میش،قوچ، آهو،گرگ، روباه و اغلب جانوران حفار و جونده و انواع خزنده ها را نام برد که در بین عشایر معمولا به جانوران زیان کار معروفند. همچنین پرندگان مختلفی در آب بندها، باتلاق ها و در دامنه کوهسارها، به صورت بومی و مهاجر زندگی می کنند. از جمله پرندگان آبزی و مهاجر در تالابها کبک است. به ویژه کبک دری که فقط در ارتفاعات بالا ( که سرحد برف دائمی است) زندگی می کنند. عشایر بختیاری معمولا با تفنگ شکاری و تله گذاری، کبک و تیهو را شکار کرده در تغذیه خود استفاده می کنند که نوعی تفریح و ورزش نیز محسوب می شود.
ارتفاعات بسیار و صخره ای که پوشیده از گیاهان است برای زیست و پرورش بز بسیار مناسب می باشد. در دامنه های کم شیب، جلگه ها و دشتهای قشلاقی به علت وجود مراتع گوسفندی زمینه رشد و پرورش گوسفند (وحشی و اهلی) کاملا فراهم است.
بنابراین معمولا مناطق مرتعی باید دارای سه ویژگی اصلی باشند:
الف) دارای گیاه مقوی برای دام باشد.
ب)آب کافی و قابل استفاده در آن وجود داشته باشد.
ج) آب و هوای ملایم و مساعد زیست برای هر نوع دام فراهم باشد.
13- تفاوتهای دو منطقه قشلاق و ییلاق:
هرچند منطقه قشلاق و ییلاق ایل بختیاری چندان از هم دور نیست، هرکدام از ویژگیهای خاص برخوردار بوده، همچنین از نظر ژئومورفولوژی ، آب و هوا و پوشش گیاهی و ... با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال ارتفاعات بیش از 2500 متر و حتی بالای چهارهزار متر و ییلاق، با فاصله ای نسبتا کم و به ارتفاع کمتر از پانصدمتر و در نهایت کمتر از صد متر در خوزستان (قشلاق) منتهی می شود که این خود تفاوتهای طبیعی و اکولوژیکی مهمی در سطح دو منطقه پدیدار ساخته است. به طور کلی منطقه ییلاق ایل از رشته کوههای بلند زاگرس با قله مرتفع تشکیل شده که در زمستان آب و هوای سرد و تابستان آب و هوای معتدل کوهستانی دارد.
در زمستان مقدار زیادی از بارش به صورت برف می باشد که در بعضی نقاط مرتفع حتی تا زمستان سال بعد باقی می ماند و منبع اصلی آب منطقه و سرچشمههای رودهای دائمی است. سرمای زودرس و گرمای دیررس، پوشش گیاهی مرتع و جنگل، از دیگر ویژگیهای این منطقه است که در فصول معتدل، منطقه بسیار مناسبی برای دامپروری ایجاد می کند و در حال حاضر نیز تعداد بسیاری از عشایر را در خود جای داده است. این منطقه همچنین دارای زندگی جانوری فعال و آب فراوان است. منطقه قشلاقی ایل در زمستان آب و هوای معتدل و در تابستان آب و هوای گرم و خشک دارد و تحت تاثیر بادهای ساحلی عربستان بوده، فاقد پوشش گیاهی مناسب است و از نظر مرتع و جنگل بسیار فقیر می باشد. این منطقه ارتفاع کمی داشته، به علت نزدیکی به دریا و مناطق خشک جنب استوا، در تابستان درجه حرارت بالایی دارد. فصل گرما با مراتع خشک، طولانی و فصل سرما و معتدل با مراتع غنی ، کوتاه است. (برگرفته از کتاب جغرافیای کوچ نشینی، نوشته دکتر مشیری).
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کنندة اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد و تحقیق حاضر با هدف تعیین ملاکهای تشخیص کودکان پیشدبستانی مشکوک به تواناییهای ویژه یادگیری انجام پذیرفت که برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 65 سؤال در زمینههای فعالیتهای حرکتی ، گفتاری ، ادراکی ، ویژگیهای عاطفی و روانی بود استفاده شده است.
برای این منظور گروه نمونهای به حجم 100 نفر (50 نفر کودک عادی و 50 نفر کودک L.D) دختر و پسر که در مقطع ابتدایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده، با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانگر آن بود که از نظر فراوانی و درصد، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی به تواناییهایی در زمینه رشد میرسند امّا بر اساس آزمون آماری x2 این تفاوت فقط در مورد تشخیص رنگها معنادار بود.
و همچنین از نظر فراوانی، ویژگیهای رفتاری، در بین کودکان عادی و L.D تفاوت وجود داشت بطوریکه کودکان L.D بیش از کودکان عادی ویژگیهای رفتاری فوق را نشان دادند امّا با محاسبه آزمون x2 ملاحظه شد این تفاوتها فقط در مورد عدم سرعت انجام کارها معنادار بود.
فصــل اول :
کلیات پژوهش
مقدمه :
بیش از یک قرن است که متخصصان علوم رفتاری در پی تشخیص درمان کودکانی هستند که دچار نارسای در یادگیری هستند. در سال 1950 روانشناسان و متخصصان آموزش ویژه به گروه خاصی از دانشآموزان که موسوم به اختلالات یادیگری [1] میباشند دارای ویژگیهایی از قبیل : ظاهری عادی، هوش نسبتاً طبیعی ، فاقد مشکلات خاص در گفتار، رفتار و خلق و شناخت میباشند. لیکن وقتی به مدرسه میروند در فرایند یادگیری خواندن و نوشتن ، حساب و مفاهیم به طور جدی با مشکلات مواجهه میباشند. (والاس و لافلین/ طوسی ، 1376)
مکاتب مختلف با توجه به دیدگاه خود تعاریف متفاوتی از این اختلالات ارائه نمودهاند. قانون آموزش و پرورش جامعه معلولین آمریکا معتقد است : «اختلالات یادگیری ویژه به معنی اختلال در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به صورت عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن ، نوشتن ، هجی کردن، با انجام محاسبه ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی ، در کارکرد مغز ، دیسکسی (نارساخوانی) و آفازیای رشدی را دربرمیگیرد. از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین ناتوانی هوشی یا محدودیتهای محیطی، فرهنگی، یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.»
دانش پزشکی اختلالات یادگیری را از دیدگاه بیمارشناسی مورد توجه قرار میدهد و درست به همان دلیل در تشریح و تبیین علل اختلالات یادگیری به دنبال خاستگاه و منشاء طبی آن هستند و زمینههایی از قبیل سکته مغزی[2]، آشفتگی مغزی[3]، صدمه مغزی[4]، ضایعه مغزی[5]، آپراکسیا[6]، دیسلکسیا[7]، آفاریا[8] را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سهم روانشناسان در بررسی و تحقیق اختلالات یادگیری ، اساساً در محدودهی ارزیابی تشخیص ، مشاهده، مشاور بوده است و در این رابطه مواردی چون اختلالات ادراکی ، رفتار تکانشی[9]، رفتار بیوقفه[10]، تکرار غیرارادی[11]، و زیاده فعالی[12] را برای مطالعه این افراد مورد توجه قرار دادهاند.
دانش مربوط به زبان (زبانشناسی ، فن بیان ، آسیبشناسی ، توسعه زبان و روانشناسی زبان) نیز اختلالات یادگیری را به عنوان پدیدهای نو در قلمرو و انواع اختلالهای زبان مورد توجه قرار داده و در این خصوص به اصطلاحاتی و تعاریفی چون آفازیا، دیسکسیا، آنومیا[13] (فراموشی نامها) اختلالهای زبان بیانی[14] و دریافتی [15]که مربوط به اختلالات ارتباطی و بیانی است ، دست یافتهاند. (فریار درخشان ، 1363).
در علوم آزمایشگاهی که دربرگیرنده مربیان ویژه ، متخصصان خواندن، آموزشگران بالینی ، متخصصان روانشناسی و دستاندرکاران برنامهریزی درسی میباشد، در بررسی اختلالات یادگیری ، بیشترین تأکید خود را بر روی شرایط یادگیری معطوف داشته است تا علت و ریشهشناسی اختلال.
از نقطه نظر شناختی مشکلات یادگیری از سه جز تکلیف ، کودک، محیط تشکیل شده است، این سه جزء مشکلات یادگیر را تشکیل میدهند و متخصصی که به جنبههای عملی مشکلات میپردازد با کودکی روبروست که از زمینه تکلیفی خاص در یک محیط معین با دشوار یادگیری روبروست. در فراشناخت معمولاً بر دو اصل مهم توجه داشته است :
1.آگاهی از اینکه انجام مؤثر و موفق یک فرایند یادگیری نیازمند چند مهارت ذهنی از قبیل توجه ، تمرکز، حافظه، ادراک ... است.
2.توان لازم برای استفاده از مهارتهای یادگیری مانند انگیزههای موجود ، ارزیابی میزان کارایی، سنجش دستآوردها، تفکر مجدد، در حل مشکلات ، تخمین سطوح دشواری و چارهاندیشی ذهین در حل آن ، توانایی تجزیه و تحلیل تکلیف و غیره.
نگرش بالینی به اختلالات یادگیری به هوش متوسط یا بالاتر، سلامتی حواس، محیط آموزش نسبتاً مناسب، فقدان ناهنجاری رفتاری، پیشرفت تحصیلی کمتر از بهره هوشی، سن، امکانات آموزشی که از آن برخوردارند دلالت دارد.
علل بروز نارساییهای ویژه در یادگیری نسبتاً مهم و هنوز در مراحل مقدماتی است از میان مراحل که برای این اختلال مطرح شده است سه دسته عامل تحولی (اعم از بیولوژیک و روانی) آموزشی و محیطی از مهمترین عوامل قابل اشاره میباشد.
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیبدیدگی جزئی یا شدید مغزی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
از نظر کلمنستن (1966) ویژگیهایی چون تحرک بیش از حد، ناتواناییهای ادراکی ـ حرکتی ـ نارساییهای عاطفی و ناهماهنگیهای کلی، اختلالات توجه (فراخنای کوتاه توجه، حواسپرتی، تکرار غیرعادی) بیاختیاری، اختلالهای حافظه و تفکر و اختلالات ویژه در یادگیری حساب کردن ، اختلالهای تکلم و شنوایی ، نشانههای نامعلوم عصبی و بینظمی در فعالیتهای الکتریکی مغز (EEG) را در چنین کودکان ، نشانههای از اختلالات یادگیری میدانند.
به طور کلی تعاریف و نظریههای متفاوتی در این باب وجود دارد که هر کدام بیانگر یک دیدگاه خاص هستند امّا در نهایت هدف همه آنان تلاش در شناخت و تشخیص به موقع و سریع و کمک به این افراد میباشد.
در این پژوهش سعی بر آن است بر اساس علائم تشخیصی که بر اساس نظریههای مختلف در مورد ویژگیها و انواع نارساییهای کودکان L.D در روند تحول مطرح است یک پرسشنامه جهت تعیین ملاکهایی برای کودکان پیش دبستانی مشکوک به اختلالات یادگیری تهیه شود تا قبل از ورود آنها به مدرسه بتوان اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود.
بیان مسئله :
آگاهی از توانایی فردی میتواند ما را در حل بسیاری از دشواریها یاری دهد. وقتی قبول کردیم اسنانها از نظر تواناییهای ذاتی و اکتسابی تفاوت دارند. در پی این نخواهیم بود که از همه رفتارهای یکسانی انتظار داشته باشیم وقتی پذیرفتیم که گذشته انسانها متفاوت و در نتیجه نگرشها و علائق آنها به گونهای دیگر است، هرگز در پی این نخواهیم بود که رفتارهای یکسانی را در آنها مشاهده کنیم. (گنجی ، 1371)
رویکرد تحول به مشکلات روانشناختی در طول چند دهه اخیر بیش از پیش پذیرفته شده است (زیگلر، 1995) رویکرد تحول تأکید دارد که مشکلات و نابهنجاری روانشناختی در کودکان یکباره بروز نمیکنند بلکه بتدریج در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد و در هر سنی به صورتی تجلی مییابند. بدیهی است تشخیص و اعمال مداخلات درمانی و توانبخشی زود هنگام احتمال درمان و عدم بروز هر اختلالی را افزایش میدهد. اختلالات یادگیری از جمله اختلالاتی هستند که بعد از ورود به مدرسه و بروز ناتوانی و محدودیت در یادگیری دروس مدرسه مورد تشخیص و مداخله قرار میگیرد در حالیکه رویکرد تحولی وجود نشانهها و نارساییهایی را در سالهای قبل از ورود به مدرسه در این کودکان مفروض میدارد و بسیاری از تحقیقات مشکلات گفتر و زبان ، مشکلات حرکتی ، بیشفعالی ، دیگر نارساییها و اختلالات تحولی را در پیشینه تحولی این کودکان گزارش نمودهاند . (دیویدسن ، 1990 ، دادستان ، 1382)
همچنین با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها عل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است که بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا سال 1994 حدود 4 درصد از دانشآموزان خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. که بر طبق همین آمار برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران در حدود 190 هزار دانشآموز مشکلات ویژه یادگیری ( با توجه به آمار یک درصد حداقل رقم گزارش شده) خواهیم داشت. (سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به این مسئله که بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوان یادگیری مضطرب، نامطمئین، بیاختیار، سرکش هستند و به دنبال شکستهای پیدرپی دچار ناکامی شدهاند موجب منزوی شدن و یا پرخاشگری آنها میشود. (والاس ، مک لافلین ، ترجمه منشی طوسی ، 1376)
علاوه بر این در تشخیص اولیه باید که ویژگیهای رفتاری عاطفی، اجتماعی دانشآموزان را در نظر بگیریم. زیرا گاهی مشکلات یادگیری با مسائل رفتار عاطفی و اجتماعی خود را نشان میدهد و ما اگر با ویژگیهای رفتاری این دانشآموزان آشنا نباشیم ممکن است تشخیص اشتباه بدهیم مثلاً با کودکان بیش فعال آنها را یکی بدانیم. بنابراین شناخت ویژگیهای رفتار عاطفی ـ اجتماعی دانشآموزان L.D ضرورت مییابد هم در تشخیص و هم در درمان.
با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع ، دیویدسن (1992) شیوع تأخیر در گفتار و مشکلات حرکتی ظریف را در دوره پیش دبستانی بین کودکان مقطع ابتدایی بطور معنیداری بیشتری از کودکان فاقد L.D گزارش نمودهاند.
جیسینگ (1998) وجود اضطراب جدایی (وابستگی) را در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی واجد L.D را 35% گزارش نموده است.
بسیاری از محققان از جمله شایدر (1985) ، مارال (1992) و تامسون (1998) خلق و خوی کودکان L.D را دشوار گزارش نمودند و صفاتی همانند لجبازی، پرتحرکی، گریه و زودرنجی را در بین آنها شایعتر از کودکان فاقد L.D دریافتهاند.
با توجه به مطالب ارائه شده یا تحقیقات انجام شده ، محقق درصد پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد:
1.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی نمودهاند؟
2.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند؟
3.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند؟
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، چگونه بوده است؟
5.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، چگونه بوده است؟
6.خلق و خوی کودکان L.D نسبت به کودکان عادی چگونه بوده است؟
اهمیت پژوهش :
با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها علل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است . در جداول رسمی آمار کودکان استثنایی درصد شیوع این نوع اختلال معمولاً بین 1 تا 3 درصد تخمین زده میشود، در حالیکه در سال تحصیلی 86-1985 حدود 5 درصد از جمعیت دانشآموزان در مدارس دولتی آمریکا، تحت پوشش خدمات مربوط به نارسائیهای ویژه در یادگیری قرار داشتهاند. نیز وزارت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش سال 1994 اعلام داشته است که بیش از 4 درصد از تمام دانشآموزان سن مدرسه، خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. باید در نظر داشت که تاکنون ارقام گزارش شده در باره کودکان با اختلالات ویژه در یادگیری کمتر از 1 درصد نبوده است لذا اگر همین پایینترین رقم گزارش شده را برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران بپذیریم در حدود 190 هزار دانشآموز به مشکلات ویژه یادگیری خواهیم داشت.(سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به اینکه اکثراً بعد از سن مدرسه متوجه به این مشکل میشوند باعث میشود از نظر آموزشی پیشرفت قابل ملاحظهای نداشته باشند. نتایج این تحقیق میتواند برای کودکان قبل از ورود به سن مدرسه و دریافت آموزش مفید باشد چرا که اگر تشخیص به موقع در مورد وجود اختلالات یادیگری در کودکان پیش از سن دبستان انجام گیرد، میتوان اقدامات درمانی و همچنین فعالیتهای آموزشی خاص برای آنها در نظر گرفت با توجه به این که این کودکان اکثراً مشکلات ادراکی، هیجانی ... در مورد مسائل دارند لذا یافتههای پژوهش برای والدین ، و بیان و افراد بلکه به نوعی با این کودکان سروکار دارند نیز میتواند مفید باشد.
همچنین میتوان بر اساس نتایج این تحقیق کلاسهای خاصی برای والدین ، معلمان ، این کودکان جهت تدریس ویژه با مهارتهای خاص در نظر گرفت تا هر چه بهتر بتوانند به این کودکان آموزش دهند. به گونهای که آنان بتوانند در جریان بهنجرا و عادی زندگی وارد شوند و قرار بگیرند.
هدف پژوهش :
به لحاظ مشکلات در شناسایی کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش دبستانی ، برنامههای پیش دبستانی چندنی تدوین نشده است. (گئوخ و گلادر ، 1980، وسر ، آلگوزین و تریفیلتی ، 1979)
همانطور که گئوخ و لگادر ، خاطرنشان میسازند که وقتی ما در مورد آزمایش کودک پیش از دبستان ناتوان در یادگیری صحبت میکنیم، به واقع بیشتر از پیشبینی حرف میزنیم تا از شناسایی : به عبارت دیگر ، از آنجا که کودکان پیش دبستانی معمولاً در دروس تحصیلی درگیر نیستند، نمیتوان به دقت گفت تا آنها از لحاظ تخصیلی برتر یا کمترند. متأسفانه ، حتی در صورت ثابت بودن دیگر عوامل پیشبینی همیشه نسبت به شناسایی از دقت کمتری برخوردار است.
اغلب متخصصان نسبت به تدوین برنامهای برای کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش از دبستان تمایل شدیدی دارند. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کننده اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد.
فرضیههای پژوهش :
1.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی مینمایند.
2.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند.
3.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند.
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی ، متفاوت است.
5.خلق و خوی کودکان مبنلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
6.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
تعریف مفاهیم :
کودکان دارای اختلالات یادگیری:
از نظر آموزشی کودکان دارای نارساییهای یادگیری کودکانی هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی بالقوه آنان و عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری وجود داشته باشد. وجود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص شدهای در سیستم اعصاب مرکزی باشد. اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقبماندگی ذهنی ، محرومیتهای فرهنگی ، آموزشی ـ اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست. (سیف نراقی ، نادری ـ 1379)
تعریف عملیاتی :
منظور از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در این پژوهش کودکانی هستند که به مرکز اختلالات یادگیری به دلیل داشتن انواع اختلالات یادگیری چون اختلال در حساب، خواندن ، نوشتن ، ... مراجعه کردهاند و نمراتشان در دروسی چون ریاضی ، دیکته و ... پایین بوده بطوریکه علائمی چون عدم درک مناسب از مفاهیم دروس ریاضی ، وارونه نوشتن ، آینهوار، جاانداختن نقطه در دیکته از خود نشان دادهاند.
ناتوانی یادگیری:
اختلالی که در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن، خواندن ، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی باشد، ظاهر میشود این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادارکی، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز، دیسلکسی یا نارساخوانی، آفازی رشدی را دربر میگیرد. از سوی دیگر، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری ـ شنیداری ـ حرکتی ، همچنین عقبماندگیهای ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. (والاس ، مک لافین ، 1987، مترجم منشی طوسی، 1378)
تعریف عملیاتی :
ملاکهای DSM-IV-TR برای اختلال یادگیری مستلزم ناهمخوانی قابل ملاحظه بین IQ و میزان پیشرفت و پایین بودن قابل ملاحظه پیشرفت در خواندن در مقایسه با سایر کودکان همسن است . (کاپلان ـ سادوک ، ترجمه پورافکاری ـ 1382)
کودک پیشدبستانی :
منظور از کودک پیش دبستانی در این پژوهش ، کودکانی هستند که در سنین 6 سالگی و قبل از سن مدرسه هستند و در مراکز پیش دبستانی مشغول به آموزش هستند.
اختلالات یادگیری:
اندکی بیش از 40 سال است که دانشآموزان واجد ناتوانیهای خاص در یادگیری مرکز توجه پژوهشهای روانی آموزش قرار گرفتهاند علت توجه محققان به این دانشآموزان آن است که آنها به رغم برخورداری از هوش نزدیک به هنجار و یا گاه بالاتر مشکلات عمدهای در زمینه اکتساب مهارتهای آموزشگاهی و اجتماعی از خود نشان میدهند. (رمضانی ، 1380)
در سال 1963 نمایندگان چندین سازمان در سمپوزیومی که از جانب صندوق کودکان معلول ادراکی برگزار شده بود، شرکت کردند. ساموئل کرک خطاب به شرکتکنندگان این سمپوزیوم اظهار داشت ، موضوع بحث ما در این جا کودکانی هستند که یا به لحاظ سببشناسی ( برای مثال نقص کار مغز، نقص جزئی در کار مغز، اختلال عصبی ـ روانی ) یا به سبب جلوههای رفتاریشان ( برای مثال اختلالهای ادراکی ـ فعالیتهای حرکتی بیش از حد ـ نارساخوانی یا (دیسلکسی) ) نامی برای آنها نهاده شده است. کرک[16] در اظهارات خود پیشنهاد کرد که به خاطر پرهیز از معمای عامض کار ناقص مغز، از اصطلاح ناتوانی یادگیری که دربرگیرنده تمام افراد مورد نظر است استفاده شود. وی همچنین به راه صحیح ارزیابی و چارهجویی آموزش اشاراتی دارد.
از آن زمان به بعد، اصطلاح «ناتوانائیهای یادگیری» بتدریج مورد پذیرش گروههای متخصص گوناگون و والدین قرار گرفت و یک رشته تحقیقاتی نیز در این زمینه به وجود آمد. والدین کودکانی که ممکن بود با نگرشهای دیگری کودکانشان را عقبمانده بخوانند، امیدوار شدند که مشکل چندان بزرگ نیست و میتوان آن را درمان کرد، معلمان از این گمان که برای عدم موفقیت برخی کودکان مورد سرزنش واقع شوند، رهایی یافتند.
گردانندگان مدرسه و سایر دستاندکاران متخصص به واژهای دست یافتند که میتوانست کودکان را مستحق بهرهگیری از خدمات ویژه بداند. از این رو شمار کودکانی که به عنوان ناتوان از یادگیری شناخته شدند رو به افزایش گذارد. در عین حال، برآوردها در مورد میزان رواج، تفاوت برجستهای را نشان میدهد و بر حسب تعریف و روش اختلاف دارد. «گوتلیب [17] 1979، هالان و کافمن 1978، شاپیر[18] 1979، زینکوس [19]1979) در این باره که پسران بیش از دختران به اختلالات یادگیری دچار میشوند، پژوهشگران همرأیند. امّا احتمال دارد که برآوردها در مورد نسبت میان این دو گروه گمراهکننده باشند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کنندة اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد و تحقیق حاضر با هدف تعیین ملاکهای تشخیص کودکان پیشدبستانی مشکوک به تواناییهای ویژه یادگیری انجام پذیرفت که برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 65 سؤال در زمینههای فعالیتهای حرکتی ، گفتاری ، ادراکی ، ویژگیهای عاطفی و روانی بود استفاده شده است.
برای این منظور گروه نمونهای به حجم 100 نفر (50 نفر کودک عادی و 50 نفر کودک L.D) دختر و پسر که در مقطع ابتدایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده، با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. نتایج نشانگر آن بود که از نظر فراوانی و درصد، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی به تواناییهایی در زمینه رشد میرسند امّا بر اساس آزمون آماری x2 این تفاوت فقط در مورد تشخیص رنگها معنادار بود.
و همچنین از نظر فراوانی، ویژگیهای رفتاری، در بین کودکان عادی و L.D تفاوت وجود داشت بطوریکه کودکان L.D بیش از کودکان عادی ویژگیهای رفتاری فوق را نشان دادند امّا با محاسبه آزمون x2 ملاحظه شد این تفاوتها فقط در مورد عدم سرعت انجام کارها معنادار بود.
فصــل اول :
کلیات پژوهش
مقدمه :
بیش از یک قرن است که متخصصان علوم رفتاری در پی تشخیص درمان کودکانی هستند که دچار نارسای در یادگیری هستند. در سال 1950 روانشناسان و متخصصان آموزش ویژه به گروه خاصی از دانشآموزان که موسوم به اختلالات یادیگری [1] میباشند دارای ویژگیهایی از قبیل : ظاهری عادی، هوش نسبتاً طبیعی ، فاقد مشکلات خاص در گفتار، رفتار و خلق و شناخت میباشند. لیکن وقتی به مدرسه میروند در فرایند یادگیری خواندن و نوشتن ، حساب و مفاهیم به طور جدی با مشکلات مواجهه میباشند. (والاس و لافلین/ طوسی ، 1376)
مکاتب مختلف با توجه به دیدگاه خود تعاریف متفاوتی از این اختلالات ارائه نمودهاند. قانون آموزش و پرورش جامعه معلولین آمریکا معتقد است : «اختلالات یادگیری ویژه به معنی اختلال در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به صورت عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن ، نوشتن ، هجی کردن، با انجام محاسبه ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی ، در کارکرد مغز ، دیسکسی (نارساخوانی) و آفازیای رشدی را دربرمیگیرد. از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین ناتوانی هوشی یا محدودیتهای محیطی، فرهنگی، یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود.»
دانش پزشکی اختلالات یادگیری را از دیدگاه بیمارشناسی مورد توجه قرار میدهد و درست به همان دلیل در تشریح و تبیین علل اختلالات یادگیری به دنبال خاستگاه و منشاء طبی آن هستند و زمینههایی از قبیل سکته مغزی[2]، آشفتگی مغزی[3]، صدمه مغزی[4]، ضایعه مغزی[5]، آپراکسیا[6]، دیسلکسیا[7]، آفاریا[8] را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سهم روانشناسان در بررسی و تحقیق اختلالات یادگیری ، اساساً در محدودهی ارزیابی تشخیص ، مشاهده، مشاور بوده است و در این رابطه مواردی چون اختلالات ادراکی ، رفتار تکانشی[9]، رفتار بیوقفه[10]، تکرار غیرارادی[11]، و زیاده فعالی[12] را برای مطالعه این افراد مورد توجه قرار دادهاند.
دانش مربوط به زبان (زبانشناسی ، فن بیان ، آسیبشناسی ، توسعه زبان و روانشناسی زبان) نیز اختلالات یادگیری را به عنوان پدیدهای نو در قلمرو و انواع اختلالهای زبان مورد توجه قرار داده و در این خصوص به اصطلاحاتی و تعاریفی چون آفازیا، دیسکسیا، آنومیا[13] (فراموشی نامها) اختلالهای زبان بیانی[14] و دریافتی [15]که مربوط به اختلالات ارتباطی و بیانی است ، دست یافتهاند. (فریار درخشان ، 1363).
در علوم آزمایشگاهی که دربرگیرنده مربیان ویژه ، متخصصان خواندن، آموزشگران بالینی ، متخصصان روانشناسی و دستاندرکاران برنامهریزی درسی میباشد، در بررسی اختلالات یادگیری ، بیشترین تأکید خود را بر روی شرایط یادگیری معطوف داشته است تا علت و ریشهشناسی اختلال.
از نقطه نظر شناختی مشکلات یادگیری از سه جز تکلیف ، کودک، محیط تشکیل شده است، این سه جزء مشکلات یادگیر را تشکیل میدهند و متخصصی که به جنبههای عملی مشکلات میپردازد با کودکی روبروست که از زمینه تکلیفی خاص در یک محیط معین با دشوار یادگیری روبروست. در فراشناخت معمولاً بر دو اصل مهم توجه داشته است :
1.آگاهی از اینکه انجام مؤثر و موفق یک فرایند یادگیری نیازمند چند مهارت ذهنی از قبیل توجه ، تمرکز، حافظه، ادراک ... است.
2.توان لازم برای استفاده از مهارتهای یادگیری مانند انگیزههای موجود ، ارزیابی میزان کارایی، سنجش دستآوردها، تفکر مجدد، در حل مشکلات ، تخمین سطوح دشواری و چارهاندیشی ذهین در حل آن ، توانایی تجزیه و تحلیل تکلیف و غیره.
نگرش بالینی به اختلالات یادگیری به هوش متوسط یا بالاتر، سلامتی حواس، محیط آموزش نسبتاً مناسب، فقدان ناهنجاری رفتاری، پیشرفت تحصیلی کمتر از بهره هوشی، سن، امکانات آموزشی که از آن برخوردارند دلالت دارد.
علل بروز نارساییهای ویژه در یادگیری نسبتاً مهم و هنوز در مراحل مقدماتی است از میان مراحل که برای این اختلال مطرح شده است سه دسته عامل تحولی (اعم از بیولوژیک و روانی) آموزشی و محیطی از مهمترین عوامل قابل اشاره میباشد.
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیبدیدگی جزئی یا شدید مغزی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
از نظر کلمنستن (1966) ویژگیهایی چون تحرک بیش از حد، ناتواناییهای ادراکی ـ حرکتی ـ نارساییهای عاطفی و ناهماهنگیهای کلی، اختلالات توجه (فراخنای کوتاه توجه، حواسپرتی، تکرار غیرعادی) بیاختیاری، اختلالهای حافظه و تفکر و اختلالات ویژه در یادگیری حساب کردن ، اختلالهای تکلم و شنوایی ، نشانههای نامعلوم عصبی و بینظمی در فعالیتهای الکتریکی مغز (EEG) را در چنین کودکان ، نشانههای از اختلالات یادگیری میدانند.
به طور کلی تعاریف و نظریههای متفاوتی در این باب وجود دارد که هر کدام بیانگر یک دیدگاه خاص هستند امّا در نهایت هدف همه آنان تلاش در شناخت و تشخیص به موقع و سریع و کمک به این افراد میباشد.
در این پژوهش سعی بر آن است بر اساس علائم تشخیصی که بر اساس نظریههای مختلف در مورد ویژگیها و انواع نارساییهای کودکان L.D در روند تحول مطرح است یک پرسشنامه جهت تعیین ملاکهایی برای کودکان پیش دبستانی مشکوک به اختلالات یادگیری تهیه شود تا قبل از ورود آنها به مدرسه بتوان اقدامات درمانی لازم را آغاز نمود.
بیان مسئله :
آگاهی از توانایی فردی میتواند ما را در حل بسیاری از دشواریها یاری دهد. وقتی قبول کردیم اسنانها از نظر تواناییهای ذاتی و اکتسابی تفاوت دارند. در پی این نخواهیم بود که از همه رفتارهای یکسانی انتظار داشته باشیم وقتی پذیرفتیم که گذشته انسانها متفاوت و در نتیجه نگرشها و علائق آنها به گونهای دیگر است، هرگز در پی این نخواهیم بود که رفتارهای یکسانی را در آنها مشاهده کنیم. (گنجی ، 1371)
رویکرد تحول به مشکلات روانشناختی در طول چند دهه اخیر بیش از پیش پذیرفته شده است (زیگلر، 1995) رویکرد تحول تأکید دارد که مشکلات و نابهنجاری روانشناختی در کودکان یکباره بروز نمیکنند بلکه بتدریج در فرایند رشد و تحول شکل میگیرد و در هر سنی به صورتی تجلی مییابند. بدیهی است تشخیص و اعمال مداخلات درمانی و توانبخشی زود هنگام احتمال درمان و عدم بروز هر اختلالی را افزایش میدهد. اختلالات یادگیری از جمله اختلالاتی هستند که بعد از ورود به مدرسه و بروز ناتوانی و محدودیت در یادگیری دروس مدرسه مورد تشخیص و مداخله قرار میگیرد در حالیکه رویکرد تحولی وجود نشانهها و نارساییهایی را در سالهای قبل از ورود به مدرسه در این کودکان مفروض میدارد و بسیاری از تحقیقات مشکلات گفتر و زبان ، مشکلات حرکتی ، بیشفعالی ، دیگر نارساییها و اختلالات تحولی را در پیشینه تحولی این کودکان گزارش نمودهاند . (دیویدسن ، 1990 ، دادستان ، 1382)
همچنین با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها عل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است که بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش آمریکا سال 1994 حدود 4 درصد از دانشآموزان خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. که بر طبق همین آمار برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران در حدود 190 هزار دانشآموز مشکلات ویژه یادگیری ( با توجه به آمار یک درصد حداقل رقم گزارش شده) خواهیم داشت. (سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به این مسئله که بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوان یادگیری مضطرب، نامطمئین، بیاختیار، سرکش هستند و به دنبال شکستهای پیدرپی دچار ناکامی شدهاند موجب منزوی شدن و یا پرخاشگری آنها میشود. (والاس ، مک لافلین ، ترجمه منشی طوسی ، 1376)
علاوه بر این در تشخیص اولیه باید که ویژگیهای رفتاری عاطفی، اجتماعی دانشآموزان را در نظر بگیریم. زیرا گاهی مشکلات یادگیری با مسائل رفتار عاطفی و اجتماعی خود را نشان میدهد و ما اگر با ویژگیهای رفتاری این دانشآموزان آشنا نباشیم ممکن است تشخیص اشتباه بدهیم مثلاً با کودکان بیش فعال آنها را یکی بدانیم. بنابراین شناخت ویژگیهای رفتار عاطفی ـ اجتماعی دانشآموزان L.D ضرورت مییابد هم در تشخیص و هم در درمان.
با توجه به تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع ، دیویدسن (1992) شیوع تأخیر در گفتار و مشکلات حرکتی ظریف را در دوره پیش دبستانی بین کودکان مقطع ابتدایی بطور معنیداری بیشتری از کودکان فاقد L.D گزارش نمودهاند.
جیسینگ (1998) وجود اضطراب جدایی (وابستگی) را در دانشآموزان پایه دوم ابتدایی واجد L.D را 35% گزارش نموده است.
بسیاری از محققان از جمله شایدر (1985) ، مارال (1992) و تامسون (1998) خلق و خوی کودکان L.D را دشوار گزارش نمودند و صفاتی همانند لجبازی، پرتحرکی، گریه و زودرنجی را در بین آنها شایعتر از کودکان فاقد L.D دریافتهاند.
با توجه به مطالب ارائه شده یا تحقیقات انجام شده ، محقق درصد پاسخگویی به سوالات ذیل میباشد:
1.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی نمودهاند؟
2.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند؟
3.آیا کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند؟
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی، چگونه بوده است؟
5.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به L.D نسبت به کودکان عادی ، چگونه بوده است؟
6.خلق و خوی کودکان L.D نسبت به کودکان عادی چگونه بوده است؟
اهمیت پژوهش :
با توجه به تعاریف مختلفی که درباره اختلالات ویژه در یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها ، معیارها علل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای اینگونه دانشآموزان در نظر گرفته میشود میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است . در جداول رسمی آمار کودکان استثنایی درصد شیوع این نوع اختلال معمولاً بین 1 تا 3 درصد تخمین زده میشود، در حالیکه در سال تحصیلی 86-1985 حدود 5 درصد از جمعیت دانشآموزان در مدارس دولتی آمریکا، تحت پوشش خدمات مربوط به نارسائیهای ویژه در یادگیری قرار داشتهاند. نیز وزارت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش سال 1994 اعلام داشته است که بیش از 4 درصد از تمام دانشآموزان سن مدرسه، خدمات ویژه در زمینه نارساییهای ویژه داشتهاند. باید در نظر داشت که تاکنون ارقام گزارش شده در باره کودکان با اختلالات ویژه در یادگیری کمتر از 1 درصد نبوده است لذا اگر همین پایینترین رقم گزارش شده را برای جمعیت مدرسهای جامعه ایران بپذیریم در حدود 190 هزار دانشآموز به مشکلات ویژه یادگیری خواهیم داشت.(سیف نراقی ، نادری ، 1379)
با توجه به اینکه اکثراً بعد از سن مدرسه متوجه به این مشکل میشوند باعث میشود از نظر آموزشی پیشرفت قابل ملاحظهای نداشته باشند. نتایج این تحقیق میتواند برای کودکان قبل از ورود به سن مدرسه و دریافت آموزش مفید باشد چرا که اگر تشخیص به موقع در مورد وجود اختلالات یادیگری در کودکان پیش از سن دبستان انجام گیرد، میتوان اقدامات درمانی و همچنین فعالیتهای آموزشی خاص برای آنها در نظر گرفت با توجه به این که این کودکان اکثراً مشکلات ادراکی، هیجانی ... در مورد مسائل دارند لذا یافتههای پژوهش برای والدین ، و بیان و افراد بلکه به نوعی با این کودکان سروکار دارند نیز میتواند مفید باشد.
همچنین میتوان بر اساس نتایج این تحقیق کلاسهای خاصی برای والدین ، معلمان ، این کودکان جهت تدریس ویژه با مهارتهای خاص در نظر گرفت تا هر چه بهتر بتوانند به این کودکان آموزش دهند. به گونهای که آنان بتوانند در جریان بهنجرا و عادی زندگی وارد شوند و قرار بگیرند.
هدف پژوهش :
به لحاظ مشکلات در شناسایی کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش دبستانی ، برنامههای پیش دبستانی چندنی تدوین نشده است. (گئوخ و گلادر ، 1980، وسر ، آلگوزین و تریفیلتی ، 1979)
همانطور که گئوخ و لگادر ، خاطرنشان میسازند که وقتی ما در مورد آزمایش کودک پیش از دبستان ناتوان در یادگیری صحبت میکنیم، به واقع بیشتر از پیشبینی حرف میزنیم تا از شناسایی : به عبارت دیگر ، از آنجا که کودکان پیش دبستانی معمولاً در دروس تحصیلی درگیر نیستند، نمیتوان به دقت گفت تا آنها از لحاظ تخصیلی برتر یا کمترند. متأسفانه ، حتی در صورت ثابت بودن دیگر عوامل پیشبینی همیشه نسبت به شناسایی از دقت کمتری برخوردار است.
اغلب متخصصان نسبت به تدوین برنامهای برای کودکان ناتوان در یادگیری در سنین پیش از دبستان تمایل شدیدی دارند. لذا هدف اصلی این تحقیق شناسایی شاخصهای پیشبینی کننده اختلالات یادگیری در سنین قبل از ورود به مدرسه میباشد.
فرضیههای پژوهش :
1.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی دیرتر از سن طبیعی فرایند تحول گفتار را طی مینمایند.
2.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی اضطراب جدایی (وابستگی) بیشتری نشان میدهند.
3.کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی از هماهنگی حرکتی ضعیفتری برخوردار بودهاند.
4.وضعیت خواب کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی ، متفاوت است.
5.خلق و خوی کودکان مبنلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
6.وضعیت کنترل ادرار و مدفوع کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری نسبت به کودکان عادی متفاوت است.
تعریف مفاهیم :
کودکان دارای اختلالات یادگیری:
از نظر آموزشی کودکان دارای نارساییهای یادگیری کودکانی هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی بالقوه آنان و عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری وجود داشته باشد. وجود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص شدهای در سیستم اعصاب مرکزی باشد. اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقبماندگی ذهنی ، محرومیتهای فرهنگی ، آموزشی ـ اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست. (سیف نراقی ، نادری ـ 1379)
تعریف عملیاتی :
منظور از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری در این پژوهش کودکانی هستند که به مرکز اختلالات یادگیری به دلیل داشتن انواع اختلالات یادگیری چون اختلال در حساب، خواندن ، نوشتن ، ... مراجعه کردهاند و نمراتشان در دروسی چون ریاضی ، دیکته و ... پایین بوده بطوریکه علائمی چون عدم درک مناسب از مفاهیم دروس ریاضی ، وارونه نوشتن ، آینهوار، جاانداختن نقطه در دیکته از خود نشان دادهاند.
ناتوانی یادگیری:
اختلالی که در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، فکر کردن ، صحبت کردن، خواندن ، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی باشد، ظاهر میشود این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادارکی، آسیبدیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز، دیسلکسی یا نارساخوانی، آفازی رشدی را دربر میگیرد. از سوی دیگر، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولاً به واسطه معلولیتهای دیداری ـ شنیداری ـ حرکتی ، همچنین عقبماندگیهای ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. (والاس ، مک لافین ، 1987، مترجم منشی طوسی، 1378)
تعریف عملیاتی :
ملاکهای DSM-IV-TR برای اختلال یادگیری مستلزم ناهمخوانی قابل ملاحظه بین IQ و میزان پیشرفت و پایین بودن قابل ملاحظه پیشرفت در خواندن در مقایسه با سایر کودکان همسن است . (کاپلان ـ سادوک ، ترجمه پورافکاری ـ 1382)
کودک پیشدبستانی :
منظور از کودک پیش دبستانی در این پژوهش ، کودکانی هستند که در سنین 6 سالگی و قبل از سن مدرسه هستند و در مراکز پیش دبستانی مشغول به آموزش هستند.
اختلالات یادگیری:
اندکی بیش از 40 سال است که دانشآموزان واجد ناتوانیهای خاص در یادگیری مرکز توجه پژوهشهای روانی آموزش قرار گرفتهاند علت توجه محققان به این دانشآموزان آن است که آنها به رغم برخورداری از هوش نزدیک به هنجار و یا گاه بالاتر مشکلات عمدهای در زمینه اکتساب مهارتهای آموزشگاهی و اجتماعی از خود نشان میدهند. (رمضانی ، 1380)
در سال 1963 نمایندگان چندین سازمان در سمپوزیومی که از جانب صندوق کودکان معلول ادراکی برگزار شده بود، شرکت کردند. ساموئل کرک خطاب به شرکتکنندگان این سمپوزیوم اظهار داشت ، موضوع بحث ما در این جا کودکانی هستند که یا به لحاظ سببشناسی ( برای مثال نقص کار مغز، نقص جزئی در کار مغز، اختلال عصبی ـ روانی ) یا به سبب جلوههای رفتاریشان ( برای مثال اختلالهای ادراکی ـ فعالیتهای حرکتی بیش از حد ـ نارساخوانی یا (دیسلکسی) ) نامی برای آنها نهاده شده است. کرک[16] در اظهارات خود پیشنهاد کرد که به خاطر پرهیز از معمای عامض کار ناقص مغز، از اصطلاح ناتوانی یادگیری که دربرگیرنده تمام افراد مورد نظر است استفاده شود. وی همچنین به راه صحیح ارزیابی و چارهجویی آموزش اشاراتی دارد.
از آن زمان به بعد، اصطلاح «ناتوانائیهای یادگیری» بتدریج مورد پذیرش گروههای متخصص گوناگون و والدین قرار گرفت و یک رشته تحقیقاتی نیز در این زمینه به وجود آمد. والدین کودکانی که ممکن بود با نگرشهای دیگری کودکانشان را عقبمانده بخوانند، امیدوار شدند که مشکل چندان بزرگ نیست و میتوان آن را درمان کرد، معلمان از این گمان که برای عدم موفقیت برخی کودکان مورد سرزنش واقع شوند، رهایی یافتند.
گردانندگان مدرسه و سایر دستاندکاران متخصص به واژهای دست یافتند که میتوانست کودکان را مستحق بهرهگیری از خدمات ویژه بداند. از این رو شمار کودکانی که به عنوان ناتوان از یادگیری شناخته شدند رو به افزایش گذارد. در عین حال، برآوردها در مورد میزان رواج، تفاوت برجستهای را نشان میدهد و بر حسب تعریف و روش اختلاف دارد. «گوتلیب [17] 1979، هالان و کافمن 1978، شاپیر[18] 1979، زینکوس [19]1979) در این باره که پسران بیش از دختران به اختلالات یادگیری دچار میشوند، پژوهشگران همرأیند. امّا احتمال دارد که برآوردها در مورد نسبت میان این دو گروه گمراهکننده باشند.
| دسته بندی | الکترونیک و مخابرات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 163 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 327 |
1ـ 3ـ مبانی نظری:
ایران عضو جامعه اطلاعاتی جامعه است و تاکنون مشارکتهای خوبی در تصمیم سازی برای این جامعه هزاره سوم داشته است. هدف ازاین اجلاسهای تاریخی که تکرار آنها بعید به نظر می رسد ، خلق یک دیدگاه مشترک در مورد عصر اطلاعات تحت عنوان جامعه ی اطلاعاتی بوده است. از جمله دستاوردهای مهم این دو اجلاس اعلامه اصول و برنامه عمل آن بوده است که با مشارکت 192 کشور از جمله ایران بدست آمده است. در برنامه اصول به موارد زیادی از جمله فقر زدایی، توانمند سازی زنان، جوانان، محرومان، تحصیلات ابتدایی برای همه، جهان شمولی، همبستگی ملل جهان، آزادیهای اساسی، حق توسعه برای همه، آزادی بیان، رعایت آزادی دیگران،دسترسی همه به اطلاعات ، حق حاکمیت کشورها، تنوع فرهنگی، حفظ و توسعه زبانهای محلی، چند زبانی در محیط های مجازی، کاهش شکاف دیجیتالی، رشد سلامت و پیشگیری بیماریها و موارد بسیار دیگر پرداخته شده است. علاوه بر موارد فوق در اعلامیه اصول به مواردی پرداخته شده است که نیاز به مطالعه و مشارکت بیشتر کشورها را دارد تا ابعاد مختلف آن بیشتر مشخص و برای اجرا به اطلاع جامعه جهانی برسد. مثلا در یکی از بندهای اصول اساسی جامعه اطلاعاتی برای همگان به موضوعی تحت عنوان «دسترسی به اطلاعات و دانش» اشاره شده است. در بندهای دیگر به مواردی مانند : ظرفیت سازی و توانمند سازی، پرداختن به ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی، تشویق همکاریهای بین المللی، بهبود دسترسی ارزان، عمومی، فراگیر و عادلانه به فناوری و زیر ساختهای ارتباطی اشاره شده است.
اینگونه موارد باید در سطح جهانی معرفی و راهکارهای مناسب برای اجرایی شدن آن تهیه شود. سئوال اساسی آن است که چگونه می توان بدون ایجاد یک محیط مناسب و تربیت شهروندان با تفکری بر اساس توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات چنین آرزوهایی بزرگی را تحقق بخشید؟ چگونه می توان جوامع کوچکتر اطلاعاتی را شکل داد و از مجموعه این جوامع کوچک به جامعه اطلاعاتی جهانی رسید؟ مطمئنا توسعه شهرهای الکترونیک بهتریه ایده برای تمرین ورود به جامعه اطلاعاتی جهانی خواهند بود.
در ایران فرهنگ شهرهای الکترونیکی و اینترنتی در حال گسترش است و کم کم باور مسئولین در درک نیاز حرکت به سمت و سوی شهرهای الکترونیکی در حال شکل گیری است. شاید در سال 1379 که برای اولین بار بحث شهرهای الکترونیکی مطرح و متاقب آن همایش جهانی شهرهای الکترونیکی و اینترنتی با حضور بیش از 1500 نفر از مسئولین و متخصصین ارشد کشور در حوزه های مختلف برگزار شد موضوع برای کشورمان خنده دار و باور نکردنی بود و یا حداقل باور نداشتیم که فقط 5 سال بعد باید راهکار برون رفت از چالشهای شهر بزرگی مانند تهران را در ایجاد شهر حاصل تغییرات فناوری های جدید باشیم و شهر الکترونیک را به عنوان یک نیاز و ضرورت هزاره سوم بپذیریم.
شهر الکترونیک یک اختراع و یا یک پیشنهاد نوآورانه نیست بلکه واقعیتی است که بر اساس نیاز جای خود را باز می کند. اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشرت قدم در اجرای آن بگذاریم.
شهر الکترونیک ما را از دنیای یک بعدی که شهرهای سنتی و امروزی ما هستند، به دنیای دو بعدی می برد که دستاورد فناوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات دنیای اینترنتی می باشند. توجه کنیم که فناوری ها همچنان به سرعت توسعه می یابند و بزودی دنیای سه بعدی را عرضه می کنند که در آن صورت، ما شاهد شهرهای مجازی سه بعدی خواهیم بود که حتی تصور آن برایمان سخت است. شاید سئوال شود که آیا امکان ایجاد شهر الکترونیک برای کشور مانند ایران که با ساختارهای سنتی عجین شده است و در مقابل تغییر فناوریها همواره دنباله رو بوده است مقدور می باشد؟
اگر به خود اعتماد داشته باشیم و علمی فکر کنیم و دانش و علم را در کلیه امور زندگیمان بکار گیریم قطعا نه تنها ایجاد شهر الکترونیک که پروژه های بزرگتر و پیچیده تر را که بر اساس توسعه ابزارهای نوین مانند فناوری اطلاعات و ارتباطات است به راحتی می توانیم انجام دهیم. یکی از مشکلات اساسی در کشور ما در توسعه اینگونه پدیده ها پذیرش مسئولیت افرادی است که هیچ آشنایی به این موضوعات نداشته و گاها مخالف هم هستند و به عمد مسئولیت می پذیرند تا جلو آنرا بگیرند. اگر مسئولیت اینگونه خدمات به افراد متخصص، علاقمند و توانمند سپرده شود قطعا مشکل خاصی برای توسعه پدیده هایی مانند شهر الکترونیک نداریم.
بله سخن از شهر الکترونیک است که در غالب آن با عرضه خدمات دستگاه های دولتی به صورت الکترونیک صرفه جویی زیادی در زمان و پول شهروندان صورت می پذیرد. با این نگاه که در هزاره سوم و شروع قرن 21 باید تسلیم پدیده های حاصل تغییرات فناوری های جدید باشیم و شهر الکترونیک را به عنوان یک نیاز و ضرورت هزاره سوم بپذیریم.
دیگر نیازی به حرکت فیزیکی شهروندان برای دسترسی به خدمات دولت و نهادهای خصوصی نیست. در این شهر الکترونیکی ادارات دیجیتالی جایگزین ادارات فیزیکی می شوند و سازمان ها و دستگاه هایی همچون شهرداری، حمل و نقل عمومی، سازمان آب منطقه ای و... بیشتر خدمات خود را به صورت مجازی و یا با استفاده از امکاناتی که ICT در اختیار آنان قرار می دهد به مشترکین و مشتریان خود ارایه می دهند. در شهر الکترونیک علاوه بر اینکه شهروندان در شهر مجازی و در وزارتخانه اه و سازمان های الکترونیک حرکت می کنند، قادرند خدمات جاری خود را همچون خریدهای روزمره از طریق شبکه انجام دهند. البته باید به این نکته توجه کرد که شهر الکترونیک یک شهر واقعی است که دارای شهروند، اداره ها و سازمان های مختلف و... است که در آن فقط ارتباطات و برخی تعامل های اجتماعی و تأمین بخش عمده ای نیازهای روزمره از طریق اینترنت صورت می گیرد.
می توان بیشترین ویژگی های این شبکه اطلاع رسانی را در شبکه حمل و نقل شهری و اطلاع رسانی در مورد حوادث غیر مترقبه جست و جو کرد که در زمان بروز حوادث غیر مترقبه با توسل به این سیستم می توان در کمترین زمان بحران پیش آمده را در منطقه مدیریت کرد.
تاریخچه دولت ها و شهرهای الکترونیک در جهان:
با وجودی که مقوله شهر الکترونیک در جهان یک پدیده جدید و نو ظهور محسوب می شود، اما به دلیل قابلیت ها و مزایای بالقوه مورد توجه همگان قرار گرفته است. لذا انتظار می رود توسعه شهرهای الکترونیکی در جهان به سرعت گسترش یافته و بر کمیت و کیفیت آنها با توجه به رشد فناوری های روز افزوده گردد.
اینترنت به عنوان نقطه عطف گذر از جامعه صنعتی که شهرنشینی در آن رواجداشت به جامعه اطلاعاتی که زمینه های ظهور آن در قالب موضوعاتی مانند شهر الکترونیک نمایان شده می باشد. حضور اینترنت از اوایل دهه 1960 میلادی در وزارت دفاع آمریکا شروع و در سال 1969 با همکاری دانشگاه کالیفرنیا توسعه یافت. در سال 1983 عملا کار غیر نظامی اینترنت با سرویس پست الکترونیکی آغاز شد و به سرعت توانایی آن در ارسال داده ها با سرعت بیشتر فراهم شد. در اواسط سال 1990 در سراسر جهان 46 هزار شبکه اطلاعاتی، شامل 2/3 میلیون دستگاه رایانه و 25 میلیون کاربر از طریق اینترنت امکان تبادل اطلاعات یافتند. مقایسه ارقام فوق با نیازهای یک شهر الکترونیکی نشان می دهد که تا این زمان عملا نمی توانستند امکانات فناوری برای ایجاد شهر الکترونیک وجود داشته باشد. اما آخرین آمار فصلنامظ پیام یونسکو در اکتبر ماه 2003 آخرین آمار کاربران اینترنت را 655 میلیون نفر در جهان نشان می دهد. این در حالی است هک تعداد رایانه ها نیز به 650 دستگاه افزایش یافته است. این آمارها به همراه برنامه های وسیعی که در توسعه فناوری اطلاعات در جهان در دست انجام است دور نمای توسعه شهرهای الکترونیکی را به صورت تجربی نشان می دهد.
اولین اقدام کلان و اساسی جهت ایجاد دولت الکترونیک در جهان، به برنامه توسعه فناوری اطلاعات سنگاپور در سال 1992 معطوف می گردد. پس از آن در سال 1993 میلادی، پروژه توسعه زیر ساختار ملی آمریکا جهت گسترش زیر ساختار فناوری ارتباطات و اطلاعات، تدوین و راه اندازی شد. کشور کره جنوبی نیز در این سال، طرح توسعه زیر ساختار ملی فناوری ارتباطات و اطلاعات خود را ارایه و آماده اجرا کرد. کشورهایی مانند ژاپن، تایوان و انگلستان نیز در طی سال های 1993 تا 1996، برنامه های کلانی را در این زمینه دنبال نموده اند. تاریخ دقیقی از زمان ایجاد شهرهای الکترونیک در دسترس نیست. اما می توان اذعان داشت که طرح ایجاد این شهرها به زمان ایجاد و توسعه دولت الکترونیک در جهان مرتبط می باشد. بدین ترتیب می توان گفت که پیش از یک دهه از ایجاد اولین شهرهای الکترونیک جهان نمی گذرد و در این فاصله شهرهای الکترونیک بزرگی چون برلین، بوستون، تورنتو و شهر اینترنتی دبی هر یک با رویکردهای متفاوت ایجاد شدند.
شهرهای الکترونیک برتر جهان:
با توجه به رشد و توسعه شگرف فناوری اطلاعات، شهرهای بیشتری در جهان به جرگه شهرهای الکترونیک می پیوندند. هر چند بیشتر این شهرها در کشورهای توسعه یافته شکل می گیرند اما به نوبه خود به عنوان عامل محرکی جهت سایر کشورها محسوب می شوند. دو رویکرد اساسی برای توسعه شهرهای الکترونیک وجود دارد. در رویکرد اول توسعه شهرهای الکترونیک به عنوان بستر مناسب برای توسعه فناوری اطلاعات تلقی می شود که از جمله این شهرها می توان شهر اینترنتی دبی را نام برد. این شهر با فراهم نمودن زیر ساختار و پی بستر مناسب، به محل فعالیت نمایندگی های بزرگترین شرکت های نرم افزاری دنیا تبدیل شده است. در رویکرد دوم، توسعه شهرهای الکترونیک، با هدف استفاده از قابلیت های فناوری اطلاعات برای ارایه خدمات مطلوب شهری به شهروندان صورت می گیرد. البته در برخی موارد هر دو رویکرد با یکدیگر به کار می روند. در این بخش رتبه بندی برترین شهرهای الکترونیک جهان آورده شده است، که در این مقایسه شهرهایی از هر دو رویکرد با یکدیگر مقایسه شده اند. به عنوان مثال دره سیلیکون آمریکا از نوع اول و شهر الکترونیک تایپه از نوع دوم می باشد. بر اساس تحقیقات مزبور که درجولای سال 2000 توسط مجله آمریکایی IT Magazine wired در بین 46 شهر الکترونیک جهان انجام شده نتایج زیر در مورد رده بندی شهرهای الکترونیک بدست آمده که جدول نشان داده شده است.
جدول 1ـ برترینشهرهای الکترونیک جهان در سال 2000 میلادی
|
رتبه |
نام شهر |
نام کشور |
امتیاز |
|
1 |
دره سیلیکون آمریکا |
آمریکا |
16 |
|
2 |
بوستون |
آمریکا |
15 |
|
3 |
استکهلم |
نروژ |
15 |
|
4 |
هلنینکی |
فنلاند |
14 |
|
5 |
لندن |
انگلستان |
14 |
|
6 |
رالی ـ دورهام ـ چاپل 4 |
آمریکا |
14 |
|
7 |
کارولینای شمالی |
آمریکا |
14 |
|
8 |
تایپه |
تایوان |
13 |
|
9 |
آستن |
آمریکا |
13 |
|
10 |
تگزاس |
آمریکا |
13 |
|
11 |
سانفرانسیسکو |
آمریکا |
13 |
|
12 |
بنگلور |
هند |
13 |
در جدول 2ـ نیز برترین شهرهای الکترونیک اروپا به ترتیبت امتیاز آورده شده است. این رده بندی در سال 2002 میلادی صورت گرفته است.
جدول 7ـ 2ـ برترین شهرهای الکترونیک اروپا در سال 2002 میلادی
|
رتبه |
نام شهر |
کشور |
سایت شهر |
|
1 |
کیهناک |
دانمارک |
|
|
2 |
برلین |
آلمان |
|
|
3 |
اشتونگارت |
آلمان |
|
|
4 |
برمن |
آلمان |
www.bremen.de |
|
5 |
هامبورگ |
آلمان |
|
|
6 |
آراهوس |
دانمارک |
www.aarhus.dk |
|
7 |
کلن |
آلمان |
|
|
8 |
هلسینگی |
فنلاند |
www.hel.fi |
|
9 |
وین |
اتریش |
|
|
10 |
بارسلونا |
اسپانیا |
ب: تاریخچه دولت و شهر الکترونیک در ایران:
در سالیان اخیر در ایران فعالیت های پراکنده و وسیعی در عرصه فناوری اطلاعات توسط دانشگاهاه و مراکز گوناگون آموزشی و صنعتی صورت گرفته است. اولین اقدامات سازمان یافته و فراگیر در این زمینه به ماه های آغازین سال 1381 معطوف می شود که طی آن طرح توسعه کاربری فن آوری اطلاعات (تکفا) در کشور تدوین و تصویب شد.
در اردیبهشت ماه سال 1380 از سوی دانشگاه علم و صنعت ایران و سازمان منطقه آزاد کیش همایشی با عنوان همایش شهر الکترونیکی و اینترنتی جهان برگزار شد که این اقدام سر فصل جدیدی در مسیر توسعه فناوری اطلاعات در کشور بود. در این همایش که به حضور جمعی از متخصصین داخلی و خارجی و برخی از مسئولین کشوری برگزار شد بسیاری از مفاهیم و ابعاد فنآوری اطلاعات همچون تجارت الکترونیک، دولت الکترونیک آموزش الکترونیک، بانکداری الکترونیک، کارت های اعتباری و اینترنت و کاربردهای گوناگون آن برای نخستین بار به صورت جدی در کشور مطرح شد و این همایش از نظر اطلاع رسانی و آگاه سازی عمومی در مورد فنآوری اطلاعات نقش بسیار موثری را بر عهده داشت. همایش جهانی ثمرهای الکترونیکی و اینترنتی در جهان را می توان نخستین اقدام برای راه اندازی شهر الکترونیک در ایران به شمار آورد.
به ادامه برگزاری سمینارها و همایش های مشابه در سطح کشور، ضرورت سازماندهی و سیاست گذاری فنآوری اطلاعات در دراز مدت مشخص شده و موجب تدوین و تصویب طرح تکفا گردید و این طرح که با هدف هم جهت نمودن فعالیت های اجرایی در کشور دراین زمینه تدوین شده است در تاریخ 9 تیر ماه سال 1381 به تصویب هیأت وزیران رسید و جهت اجرا به سازما های ذیر ربط از جمله شورای عالی اطلاع رسانی ابلاغ گردید.
در تاریخ 15 تیرماه سال 1381 شورای عالی اداری کشور به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور طرح تحقق دولت الکترونیک را تصویب نموده این طرح که اتوماسیون الزامی فعالیت های عمومی و اختصاصی دستگاههای دولتی را در بر داشت بریا اجرای تمامی سازمان های دولتی زیربط ارجاع گردید.
در ماههای پایانی سال 1381 خلاصه طرحی تحت عنوان سند راهبردی توسعه فنآوری اطلاعات ملی از سوی وزارت پست و تلگراف و تلفن منتشر گردید که در آن چشم انداز، راهبردها، سیاست ها و برنامه های اجرایی توسعه فنآوری اطلاعات و ارتباطات ملی تبیین شده است. در شکل 1ـ 1ـ تاریخچه اقدامات دولت الکترونیک و شهر الکترونیک در ایران نمایش داده شده است.
دی 1381 سند راهبردی توسعه ملی ICT
مهر 1381 همایش بین المللی فن آوری اطلاعات در شیراز
تیر 1381 طرح تحقق دولت الکترونیک
تیر 1381 طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات
دی 1380 همایش نقش فنآوری اطلاعات در اشتغال
اردیبهشت 1380 همایش شهرهای الکترونیکی و اینترنتی کیش
نمودار زمانی اقدامات صورت گرفته در حوزه فنآوری اطلاعات و دولت الکترونیک در کشور
پژوهشکده الکترونیک دانشگاه علم و صنعت ایران
2ـ 1ـ 3ـ روش شناسی: روش شناسی مطالعه حاضر با بهره گیری از مدل های موجود برنامه ریزی آرمانی[1] و دقیق کردن ابتکارات و ابداعات نو با توجه به موضوع شکل گرفته است این روش شناسی از 5 مؤلفه اصلی به شرح ذیل تشکیل شده است:
الف : بررسی مفاهیم و ادبیات موضوع:
ـ مفاهیم دولت الکترونیک
ـ مفاهیم شهر الکترونیک
ـ مزایای دولت الکترونیک
ـ خدمات دولت الکترونیک
ب : بررسی و مطالعه تطبیقی وضعیت جهانی:
ـ وضعیت دولت الکترونیک در جهان
ـ کشورهای پیشرو در زمینه دولت الکترونیک
ـ بررسی برخ از شهرهای الکترونیک در جهان
ج : بررسی و تحقق وضعیت موجود:
ـ بررسی اقدامات صورت گرفته
ـ بررسی وضعیت فنآوری اطلاعات شهر و شهرداری
ـ شهر الکترونیک از نظر مدیران و صاحبنظران شهری
د ـ تدوین وضعیت مطلوب شهر الکترونیک:
ـ تدوین چشم انداز شهر الکترونیک
ـ تدوین راهبردها و سیاست های شهر الکترونیک
هـ : مشخص کردن طرح های راهبردی جهت نیل به وضعیت مطلوب و دستیابی به اهداف
ـ تدوین برنامه های پیاده سازی شهر الکترونیک
رویکردی که در این روش شناسی دنبال شده است یک رویکرد متمرکز بر شهرداری الکترونیک با تأکید بر تحقق و استقرار آن توسط شهرداری می باشد یعضی موضوعات گسترده شهر الکترونیک، شهروند الکترونیک و شهرداری الکترونیک با محوریت و شهرداری بررسی شده اند.
نمودار 1ـ 1ـ روش شناسی شهر الکترونیک
شهر الکترونیک یک نیاز غیر قابل انکار:
رویکرد جهانی طی 20 سال گذشته به سمت اطلاعاتی شدن جوامع بوده و امروزه جامعه ای پیشرفته تر است که به لحاظ اطلاعاتی سرعت و قابلیت بیشتری در تولید و تبادل اطلاعات داشته باشد. با توجه به تکنولوژی های جدید که پیچیدگی زندگی اجتماعی را به دنبال دارند، نیازمند تسهیل امور مختلف زندگی هستیم و بدون توجه به فناوری بسیاری از امور، زندگی قابل عمل، پی گیری و اجرا نیست. در حال حاضر تکنولوژی اطلاعات این امکان را به افراد داده و کمک می کند تا سریع تر به اهداف خود دست یابند. ایجاد شهر الکترونیک و قدم گذاشتن در مرحله تکنولوژی IT نیز یک فرصت انکار ناپذیر است. این شهر عاملی در جهت ایجاد سازمان های شیشه ای است به گونه ای که تمام کارکردها و هدف های سازمان به طور شفاف قابل مشاهده باشد.
شهر الکترونیک دسترسی الکترونیکی شهروندان به شهرداری، ادارات دولتی، بنگاه های اقتصادی و کلیه خدمات فرهنگی و بهداشتی شهری به صورت شبانه روزی را قابل اطمینان و امن می کند. این شهر از بستر پیشرفته اطلاعات مخابراتی برخوردار است، به صورتی که می توان از طریق کامپیوتر با خانه ها، مدارس، ادارات و غیره ارتباط برقرار کرد.
البته شهر الکترونیک یک اختراع و یا یک پیشنهاد نوآورانه نیست بلکه واقعیتی که بر اساس نیاز جای خود را باز می کند اگر امروز چشم خود را بر نیاز ببندیم فردا باید با پرداخت هزینه بیشتر قدم در اجرای آن بگذاریم.
تبیین رویکرد ایجاد شهر الکترونیک:
با توجه به موارد بررسی شده در بسیاری از شهرها و کشورهای جهان، رویکرد شهروند محوری برای ایجاد شهر الکترونیک یک رویکرد مناسب و منطقی به نظر می رسد. علاوه بر این با توجه به موقعیت خاصی سیاست های کاهش هزینه های دولت، توجه به شهروندان در نظام جمهوری اسلامی و مردم سالاری نیز بر اهمیت این رویکرد تأکید می کند بنابراین رویکرد ارایه مطلوبترین خدمات به شهروندان رویکرد مناسب ایجاد شهر الکترونیک می باشد.
برای فراهم شدن این شاخه ها توجه به زیر ساختهای تکنولوژیکی، منابع انسانی و زیر ساخت فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای ایجاد زیر ساخت تکنولوژیکی باید دسترسی به ابزار فناوری اطلاعات و تجهیزات لازم فنی و مخابراتی آماده شود و مردم دسترسی آسان به اینترنت داشته باشند و نرخ استفاده از اینترنت بالا رود. در زمینه منابع اسنانی باید متخصصان IT و فرآیندها به حد لازم در جامعه آموزش ببیند و وجود داشته باشند. از طرفی مردم برای استفاده از تکنولوژی های جدید آمادگی های لازم را داشته باشند و به عبارتی زیر ساخت فرهنگی برای ایجاد شهر الکترونیک مهیا باشد.
اما برای ایجاد یک شهر هوشمند چه باید کرد؟ متخصصان به این سوال این گونه پاسخ می دهند که در کنار ایجاد زیر ساخت های لازم باید در ارایه خدمات اصلاح صورت گیرد. این بدین معناست که باید در تمام امور با استفاده از مهندسی مجدد فرآیندها اصلاح شود و در تمام امور تغییر و تحول های لازم به وجود آید نه اینکه ارایه خدمات با وضع موجود به صورت الکترونیکی تبدیل شود از طرفی در کنار این تغییر و تحولها مجهز بودن به مدیریت و تغییر و تحول نقش بسزایی دارد.
چون همواره کارمندانی وجود دارند که از ترس از دست دادن شغل خود با وردو تکنولوژی های جدید یا بی حوصله در یادگیری اصولی که لازمه این تغییرات است، با این تغییرات مقابله می کنند. در کنار این موارد لازم است از برنامه های کاربردی مناسبی استفاده شود تا قشرهای مختلف شهروندان تجارت های مختلف و... را در نظر بگیرید و زیر ساخت ها را با توجه به سیاست های کلان و طرح های جامع به کار اندازد.
برای رویکرد ایجاد شهر الکترونیکی باید دسترسی مناسبی به سیستم وجود داشته باشد و در ضمن سیستم ها از امنیت بالایی برخوردار باشند تا همه اعم از شهروندان، کارمندان و صاحبان صنایع و بازرگانان به این سیستم اعتماد کنند همچنین خدمات باید به گونه ای ارایه شود که به راحتی مورد استفاده قرار گیرند.
در جوامعی چون جامعه ایران که سواد کامپیوتری چندان بالا نیست، ارایه خدمات نباید به گونه ای باشد که دسترسی به خدمات مستلزم داشتن دانش زیاد کامپیوتر باشد. از سوی دیگر در ابتدای امر باید خدماتی برای ارایه به روشهای جدید انتخاب شوند که جذابیت داشته باشند و از سوی دیگر بسیار مورد استفاده مردم باشند.
همچنین خدماتی برای این کار انتخاب شوند که اجرای آنها به شیوه سنتی مشکل ساز باشد و از سوی دیگر به راحتی قابلیت ارایه در فرم الکترونیک را داشته باشند. به این ترتیب تجربه های اول برای مردم جذابیت لازم را به همراه دارند و مردم با استفاده از خدمات نوین تشویق می شوند.
اجرای تبلیغات به منظور ایجاد انگیزه نیز شیوه ای است که به همه گیر شدن استفاده از خدمات الکترونیکی کمک می کند. مثلا در نظر گرفتن تخفیف ویژه برای خرید الکترونیک به جای استفاده از پول می تواند روش مناسبی برای این منظور باشد.
ازدحام و تراکم جمعیت های بزرگ و تفاوت جمعیت شب و روز در شهرهایی مثل تهران، همراه با آلودگی گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافیک و زمان، منشاء یافتن چاره ای برای کاهش آلام ناشی از زندگی در این گونه شهرها شده است. مهمترین مسئله در این شهرها حرکت جمعیت است. حرکت جمعیت اعم از حرکت با وسیله نقلیه و یا ازدحام جمعیت در مراکز فروش و خدمات اداری و رفاهی شهر، علت اصلی بسیاری از «مسائل شهری» اعم از مسائل انسانی شهری و یا حوادث و سوانح شهری در شهرهای بزرگ می باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات، کامپیوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه ای در قالب اینترنت فضای جدیدی برای شهر بوجود آمد که از تعبیر به «شهر مجازی» می شود. ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش «حرکت جمعیت» در شهر واقعی و در درجه بعدی «فضاهای همزمان» را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی امکان پذیر می سازد. در واقع دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی «مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری» محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند. در شهر مجازی، خدمات اطلاعاتی بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت. در این فضای جدید دیگر مفهوم باز کردن و بستن دروازه شهر و یا تقسیمات شهری بر اساس میدان، خیابان و کوچه و یا اساسا معماری مبتنی بر مکان محوری به پایان می رسد، بلکه معماری فضای مجازی مبتنی بر تغییر تکنولوژیکی زمان و مکان است و ساخت های قابل دسترسی همزمان برای همگان است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 111 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
چکیده:
اثری که پیش روی شماست یکی از غامض ترین پدیده های عصر ما را بررسی می کند.
پدیده طلاق راه حل رایج وقانونی عدم سازش زن وشوهر ، فروریختن ساختمان خانواده، قطع پیوند زناشویی واختلال ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد.
طلاق از دیدگاهی یک پدیده ارتباطی است ، بدینسان در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم وطبیعی است پیوند رابطه زناشویی نیز استثنا نیست. پیوند های ازدواج به زودی برقرار می شوند ، بزودی نیز قطع می گردند .
پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است ، بلکه از دیدگاه جامعه ، فرهنگ ، اقتصاد و حتی جمعیت نیز قابل بررسی است .
موضوع این تحقیق بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روان شناختی طلاق ، اثرات سوء ، راههای پیشگیری و درمان طلاق می باشد . بطور کلی طلاق از 3 حیــــطه مورد بررسی قرار می گیرد .
اول اینکه در به وجود آمدن طلاق چه عوامل مهمی نقش اساسی دارند . دوم اینـکه بروز طلاق چه اثرات سوء و مخربی از لحاظ روانی ، اجتماعی ، فرهنگی واقتـصادی بــجای میگذارد ونکته سوم اینکه برای پیشگیری ، درمان یاحد اقل ، کاهش آمار آن چه اقداماتی می توان انجام داد.
مقدمه :
مشاهده مشکلات موجود در ازدواج جوانان که منجر به طلاق می شود در
جامعه ایرانی مرا به این اندیشه وا داشت که در مورد این
موضوع تحقیق کنم .
با مشاهده وضعیت فعلی جامعه در میا بیم که هنوز ملت ما علیرغم
بسیاری از نواوری ها وتجددها هنوز در قرون گذشته طی طریق می کند .
ما عموما به سنت ها و مذهب به یک دید نگاه می کنیم و حتی به سنت ها
فرا تر از مذهب و دین می نگریم در حالی که باید بین این دو جدایی قائل شد .
وقتی مذهب ما برای حل مشکلات ازدواج جوانان راه حل مناسبی ارائه
می دهد که هم او را از نظر روانی آرام میکند و هم مشکلات جنسی جوانان
را حل می کند ما هم بایــــــــد نگرشمان را به این امر مــهم هم با توجــه
به سنت و دین و با توجه به سنت و دین و بــا توجه به دورانــی که
درآن زندگــی می کنیم عوض کــنیم . پس باید بین سنت ها و مذهب تفکیک قائل شد .
چرا تفکیک ؟
به خاطر اینکه ما مسلمان هستیم و به این اصل معتقدیم که حقوق اسلامی ،
قوانین اسلامی چون منبعث از فطرت است و همان قوانینی است که ساخت
دست و اراده خالــــق قوانین طبیعت است .
قوانین طبیعت کهنه نمی شود بنـابراین ارزشها در امر ازدواج
کهنه نمی شود . اما سنت اجتماعــــــی زائیده نظام تولید ، نظام مصرف ،
نظام فرهنگــــــی اجتماعــــــی است . این نظام وقتی دوره اش تغییر می کند
تحول پیدا می کند عوض می شود کهنه می شود منفی می شود و یا مانع ترقی
می گردد .
بیان مسئله :
طلاق را از مهم ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند . این پدیده دارای
اضلاعی بـه تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامه انسانی است .
پدیده طلاق پدیده ای است دقیقا چند عاملی . بدینسان هرگز یک عامل به
تنهایی نمی تواند موجبات پیدایی آن را فراهم کند . چند یا چندین عامل بهم
می پیوندند و با هم شبکـــــه ای پیچیده فراهم می آورند .
این شبکه در نوع خود منحصر به فرد است . به بیان دیگر هر طلاق ،
از دیدگاه علی در نوع خود بی نظیر است . زیرا یک زن و شوهر با
توجه به شخصیت خاص هر یـک از آنان ، خانواده منشا ، نوع همسر گزینی ،
منش ، خلق و خوی هر یک ، رابطه ای خاص منحصر به فرد از عوامل صورت پذیر
است . از این روست که روشهایی چون مطالعه موردی زندگی نامه فردی
بهترین و دقیق ترین شیوه ها در راه شناخت همه ابعاد و عوامل طلاق به حساب می آیند .
طلاق پدیده ای کاملا اجتماعی است . از اینرو هرگز نه با یک عامل پدید می آید
و نه با یک عامل از بین می رود . برخی از عناصری را که ممکن است
به طور بلقوه طلاق زا باشند مثل فقر ، جهل و نا آگاهی بر شمردیم .
اما هرگز آنان نمی توانند به تنهایی جدایی را موجب شوند . گفته می شود
که فقر ، جهل ، وناآگاهی عواملی موثر بر طلاقند ، اماتمامی فقرا و بی سوادان
همسران خود را طلاق نمی دهند . باید عوامل یا عناصری دیگر با این پدیده
بیامیزد تا از آن جدایی بر خیزد . آنچه در این زمینه اهمیت دارد ،
شناخت علل و عوامل طلاق در دنیایی است که رشد آنرا موجب شده است .
در بروز طلاق علل و عوامل متعددی نقش دارند ، عمده ترین عوامل آن عبارتند از:
1)ناسازگاری ، عدم تفاهم ، بداخلاقی و بگو مگوهای مکرر .
2)وجود شخص ثالث در روابط زنا شویی (خیانت).
3)تفاوت فاحش سنی هنگام ازدواج .
4)انواع انحرافات از قبیل اعتیاد ، الکلیسم ، قمار ، عیاشی .
5)اختلافات روانی ، رفتاری از قبیل عصبانیت شدید ، وسواسی ، اضطراب حاد
بدبینی ، کم خوابی ، رشد عاطفی و اخلاقی نا مناسب .
6)مشکلات مادی و اقتصادی از جمله بدست آوردن شغل وتهیه مسکن .
7)مداخله بیجا و بی مورد والدین و سایر اعضای خانواده .
8)عدم میانجیگری والدین درمشکلات و اختلافات زوجین .
9)عدم مشورت وتحقیق در امر ازدواج و انتخاب همسر .
چارچوب نظری :
کارکرد گرایان ریشه نیازهای نظام اجتماعی را در نیازهای اشخاص می بینند .
مالینوفسکی به عنوان نماینده این دیدگاه معتقد است که : اگر انسانها به
علت ترکیب جسمی و روحی خود ، نیازهای مستمری دارند . پس
برای براورده شدن ایـن نیازها ترتیباتـــــی اجتماعــی باید به وجود باید و
این ترتیبات است که بر مبنــای آنها نظام های اجتماعــــی بوجودمی آیند .
ممکن است به نظر رســد که نظامهای اجتـــماعی بر طبق اصــول خاص
خود سازمــــان یافته اند اما دست کم برای مالینوفســـکی این امرهرگز حقیقت ندارد .
در عوض او می تواند بگوید که در زیر هر شـکلی از نظام های اجتماعی انسانی نیاز
شخـــــص عمده ای وجود دارد.
شناسنامه نظریه کارکرد گرایی بسیار ساده می باشد . هر کل مرکب از
اجزایی است که به نحو خاصی با هم ترکیب شده اند و حتی اگر هر دو بخش
یعنی اجزاء کل دچار تغییر و دگرگونی هم شوند باز هم به حفظ ثبات
کل حیات کمک می کنند .کارکردگرایان نظام اجتماعی را دارای تعادل می دانند .
این امر موجب می شود که آنها بهوحدت اجزاء اهمیت دهند . در نظر
آنان کل و اجزاء متشکله با یکدیگر در آمیخته و به وفاق رسیده ، هویت واحدی
پیدا کرده اند . این نگرش نسبت به زندگی اجتماعی برالگو سازی
بسیار مناسب است .
فونکسیون :
برای فهم کارکرد ، مستقیم ترین راه این است که اثر و نتیجه هر پدیده را
به صورت معلوم ببینیم . به طور مثال مراسم مبادله و هدیه دادن چه اثر و
فایده ای دارد که گفته می شود کارکرد هدیه و بخشش ، ایجاد همبستگی
اجتماعی است یعنی هدیه اثری ملموس در زندگی اجتماعی دارد. بنابراین
کارکرد گرایی درنخستین مرحله سعی می کند معلولهای دو طرفه را در
فعالیت های اجتماعی شناسایی کرده ، سپس اثر کل آنها را در
سیستم روشن سازد .
دیدگاه لیبرالی :
در این دیدگاه جامعه شناسان کوشیده اند تا انتساب روانشناسانه ویژگیهای
مشخص زنان و مردان و نقشهای جنسی آنان را در خانواده معاصر نقض نماید .
به عقیده صاحبنظران این دیدگاه ، هر نسل برای همنوایی با جامعه و بر
اساس آن تربیت می شود . به عبارت دیگر ویژگیهای رفتارهای زن و مرد
در جامعه توسط عواملوراثتی ژنتیک مشخص نمی شود بلکه تحت تاثیرو شرایط اجتماعی وفرهنگی قرار دارد .
دیدگاه کنش متقابل :
این دیدگاه که مبنای اتخاذ روش خاص در مطالعات مربوط به خانواده
گردید در اواسط قرن حاظر بیش از روشهای ذیگر بکار برده شد .
خانواده را از حیث کنش متقابل افراد و بر اساس موقعیت های خاص آنان و نقشهایی که ایفا می کنند مورد بررسی قرار داد . علاوه بر آن پایگاه حقوقی افراد در رابطه آن با قدرت و ابتکار ، فرایندارتباط ، تعارض ها وراه حل آنها مورد توجه قرار می گیرد.جورج هربرت مید در آمریکا ، ارنست بورکس ویس ، کونیت در آلمان و آندره میشل درفرانسه در مطالعات خود استفاده کرده اند .
تدوین فرضیه پژوهش :
1) به نظر می رسد بین میزان تحصیلات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی دار
وجود دارد.
2) به نظرمی رسد بین پایگاه اجتماعی زوجین و درخواســـت طلاق رابطه مستقیـــم
وجود دارد .
3) به نظر می رسد بین برآورده نشدن انتظارات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی
داری وجود دارد .
4) به نظر می رسد بین سن و میزان تفاوتهای سنی وطلاق رابطه وجود دارد .
5) به نظر می رسد بین میزان شناخت زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری
وجود دارد .
6) به نظر می رسد بین عقاید زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
7) به نظر می رسد بین شغل مرد و میزان رضایت یا عدم رضایت از همسر و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
8) به نظر می رسد بین نظر مثبت خانواده و دوستان و نسبت به طلاق و درخواست طلاق و درخواست طلاق رابطه معنی دار وجود دارد .
9) به نظر می رسد بین اعتیاد مردان و درخواست طلاق از سوی زنان رابطه وجود
دارد.
اهداف پژوهش :
از هدفهای مهم این پزوهش و تحقیق می توان موارد زیر را ذکر کرد :
1) شناخت و بررسی علل و انگیزه های طلاق درجامعه .
2) بررسی و معرفی عواقب و اثرات سوء طلاق که در حقیقت نشان دهنده
پیامد های نامطلوب این پدیده می باشد .
3) پیشگیری از وقوع طلاق در جامعه به منظور پاکی و سالم داشتن محیط ، مردم ونسل .
4) درمان طلاق با استفاده از روش های مناسب و سازنده و قطع ریشه ها ،
انگیزه ها وعلل طلاق و در کل ایجاد زمینه برای دست اندرکاران ، مسئولان
و مجریان و سازندگان جامعه که قادر شوند جامعه ای انسانی ، مبتنی بر طرز
فکر مذهب یا مکتب و فلسفه ای پایه گذاری کنند و نسل موجود و آینده
را از گزندها و عوارضی که در سر راه آنهاســـت دور و برکنار دارند .
انگیزه و ضرورت تحقیق :
اقدام به این پژوهش دلایل متعددی داشت . مثلا کنجکاوی طبیعی انسانی ،
آگاهی از روندهای اجتماعی ، میل به آزمودن اعتبار نظرهای تثبیت شده و
صاحب نفوذ در مورد مسائل مهم ، اشتیاق به داشتن چیزهای تازه
در مواردی که هنوز ظاهرا خلاءهایی وجود دارد . آخرین دلیل ،
که البته کم اهمیت ترین نیست آنکه گذشته شخص پژوهشگران نیز
ممکن است در علایق و توجها تشان تاثیر بگذارد . همه این عوامل
پیش زمینه پژوهش فعلی را تشکیل داده اند .
طلاق و پیامد های آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود
بطــوری که در سالهای اخیر طلاق به یک روند ووجه اجتماعی مهم زندگی
خانوادگی بدل شده است و بیش از هرزمان ساده ترین و متداول ترین راه
حل یک ازدواج نا موفق گشته است .گسستن رابطه زناشویی و رها
ساختن زندگی مشترک زن و مردی را که به هم پیوسته بودند به راههای
گوناگون می کشاند هرچند امکان دارد چنین زن ومردی ، هر یک
خوشبختی نایافته یا از دست رفته را در کنارهمسری دیگر بیابد اما در بیشتر
موارد کاراینگونه نیک فرجام نیست . مشکلتر از سرنوشت آن دو نابسامانی فرزندان اســـت که ناچارند به محبت یکی از پدر و مادر بسنده کنند ویا در زیر سایه نا پدری
یا نا مادریروزگار بگذرانند .
تمامی این مشکلات زاییده جوامع امروزی است . هر چند که اصل مشکل در گذشته نیز
وجود داشته است . اما گاهی ازآن و ابعاد آن به اندازه حالا جدی و ضروری نبوده است .
در گذشته بار سنت های اجتماعی چنان بود که بسیاری از ناسازگاری های زندگی زناشویی کمتر مجال ظهور می یافت و از سوی دیگر نا آشنایی مردم به حقوق خود سبب می شد که نابسامانی ها را حق دانسته و تحمل کنند .
در دنیای کنونی به هم ریختن بافت سنی جوامع ، دگرگونیهای اقتصادی و
اجتماعی بی تردید در بالا بردن میزان طلاق موثربوده است .
که کشور ما نیز از این تحولات بی نصیب نمانده است . بنابراین با توجه به تفاسیر
و دلایل فوق انجام چنین تحقیقی در مورد طلاق و ارائــــه پیشنهادات درمانـــی وپیشگیری برای آن ازطرف اینجانب به عنوان یک مددکاراجتماعی لازم وضروری به نــظرمی رســید.
واژگان کلیدی پژوهش :
خانواده : در مورد خانواده تعاریف متعددی در منابع مختلف مجود دارد که به دو نمونه آن اشاره می شود .
" نهاد خانوادگی نظامی است که به تنظیم ، ثابت کردن و استاندارد کردن روابط
جنسی وتولید مثل انسانی می پردازد . رایج ترین صورت آن اتحاد زن و مرد
با فرزندان دردا خل یک خانوار است این نهاد یک سری نهاد های فرعی
مانند ازئواج ، نگهداری فرزندان وروابط خانوادگی را شامل می شود " .
" خانواده واحد اساسی جامعه شامل دو نسل که با ازدواج به هم پیوسته اند
واز نظرعاطفی با یکدیگر متکی اند و عهده دار مسئولیت رشد ، ثبات و حفظ هستند " .
ازدواج : ازدواج عبارت است از یک رابطه تائید شده اجتماعی بین دو بزرگسال میباشد .
ازدواج نقشهای مشخصی برای زن و شوهر معین می کند که مستلزم تعهدات ،
وظایف وحقوق دو جانبه است .
طلاق : طلاق عبارت است از ازاله نکاح (رابطه نکاح) با اجرای صیغه مخصوص .
درمان طلاق : اصول وروشهای درمانی برای زوجی که در فکر طلاق یا مواجه با
عواقب آن هستند .
تاریخچه :
سابقه طلاق به 20 قرن می رسد مذاهب مختلف همانطور که در زمینه ازدواج
و روابط زن مرد رهنمود ها و معیارهایی مقرر کرده اند به امکان قطع این
رابطه و نحوه ی آن نیز پرداخته اند . اما فقط در چند دهه اخیر است که
طلاق به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی مطرح است . این از یک جهت نشان
دهنده قدمت معضلات مناسب زن ومرد در قالب خانواده است و از جهت
دیگر دلیلی است بر اینکه در گذشته خانواده از استحکام
بیشتری برخوردار بوده و طلاق امری نادر و استثنایی بوده است و شرایط
در هم ریزیو انحلال خانواده فقط در عصر حاضر است که حاد شده است .
روند تاریخی پدیده طلاق نشانگر آن است که هر چند از نظام زمینداری به
جامعه صنعتی وسرمایه داری نزدیک تر می شویم امکان و فراوانی طلاق
افزایش می یابد . محو تدریجی و بعضاّ ناگهانی نهادهای خاص جامعه فئودال ،
خانواده پدر سالار و نیز شرایطی که نگهدار ارکان خانواده سنتی بوده است
و در کنار رشد تضاد ها و تقابلهای روز افزون اجتماعی باعث فروریختن
سنت های کهن وجایگزینی ارزشهای اخلاقی واجتماعی تازه می گردد و
مفاهیم سنتی زندگی خصوصی و خانوادگی را متحول کرده و به مبارزه می خواند .
دورانی که مرد بر خانواده حاکمیت بلامنازع داشته باشد و زن همه چیز
خود را در شوهر خلاصه کند و جهانش محدود به محیط خانوادگی باشد سپری میشود .
گرچه هنوز هستند زنانی که از طریق شوهر با محیط خارج خانواده مربوطند و به
وسیله او و با چشم او به جهان می نگرند ، لیکن روند موجود نه زن را دیگر زن
در حــال سـازگــاربـاقـی مـی گــذارد و نـه مـرد را آن مـوجـود بـلا منــازع وهمــه کــــاره خانواده اش . جامه صنعتی از طریق رشد دادن فردیت ، وارد کردن زنان به فعالیت تولیدی و اجتماعی خارج از خانه ،تقویت استقلال اقتصادی افراد وبه تبع
آن کاهش بردباری آنان نسبت به یکدیگر، شناخت و تثبیت و افزایش حقوق
زنان ف قانونی کردن حق طلاق ، شهرنشینی ، مهاجرت از روستا به شهر تحرک
اجتماعی و اقتصادی وحلی بیشتر وگسترش تماسها و روابط اجتماعی ،
کاهش نفوذ مرد در خانواده و بسیاری از عوامل دیگر از این قبیل ، بر وضع
نهاد خانواده تاثیر می گذارد . اما به هر صورت جامعه صنعتی شکل قدیم خانواده
وروابط درون آن را تغییر داده و صورت جدیدی از خانواده پدید آورده است .
ظهورخانواده جدید ناشی از تغییرات پدید آمده در شرایط اجتماعی در قرن اخیر است .
از نتایجاین تحول می توان انتقال نقشهای اقتصادی ، حفاظتی ، آموزشی ، تفریحی
از خانواده بهجامعه را نام برداین انتقال کارکرد های خانواده ، به شکل روزافزونی
در حال تکامل است . تغییر نقش تولیدی و مصصرفی خانواده سنی و انتقال واگذاری
آن به نهاد های اجتماعی جدید زوال تدریجی خانواده سنتی را به دنبال دارد .
اشتغال و ورود زنان در امور اجتماعی نیز مزید بر علت می شود و به جایگزینی خانـــواده جدید با خانواده سنتی کمک می کند .
به هر حال اکنون خانواده جدید شکل حاکم و غالب خانواده است و خانواده سنتی
در موقعیت مغلوب و دفاعی قرار دارد . شکل کنونی خانواده تک همسری شده
ثمره تحول تاریخی طولانی نهاد خانواده رابطه زن و مرد است که اشکال
گوناگونی از قبیل چند همسری ، چند شویی ، خانواده پدر سالاری گسترده و محدود و...
را از سر گذرانده و در بیشتر جوامع به عنوان عالی ترین قالب تنظیم روابط زن و مرد به رسـمـیــت شـنـاخـت هــشـده اســت . اکـنـون دیـگر ، اشـکـال کـهـن ازدواج در بــیـشــتر جوامع متروک شده اند شکل جدایی و متارکه زن و شوهر نیز پس از طی مسیری تاریخی و آزمونها و تجاربغیر قابل شمارش انسانی به صورت کنونی اش در آمده ودیدگاهی است که حتی محافظه کارترین جوامع کاتولیکی طلاق را به عنوان
یک حق اجتماعی پذیرفته اند که آخرین آن سال1970 در ایتالیا بود که پس
از کشمکش طولانی کلیسا ودولت صورت گرفت . در هر حال امروزه طلاق هر چند امری منفی طلقی می شود که باید حتی المقدور از توسل به آن اجتناب شود .
اما جامعه نسبت به آن بردباری و قبول بیشتری نشان می دهد و مبادرت به طلاق را یک گناه اخلاقی طلقی نمی کند چرا که در واقع در پاره ای موارد اقدامی صحیح لازم وحتی اخلاقی است و با اینکه کمتر پیش می آید که برخورد جامعه به استفاده
از حق طلاق نظیر برخورد آنبه استفاده از حق ازدواج باشد و معمولا طلاق
نظیر مرگ احساس منفی و ازدواج نظیر تولد احساس مثبت می آفریند ، باید
قضاوت درمورد آن با در نظر گرفتن جوانب خاص هر مورد باشد .
پیشینه پژوهش :
مفهوم و تعریف طلاق :
معنای لغوی طلاق : طلاق مصدرر است و به معنای رها شدن آمده است و در اصطلاح عبارت است از پایان دادن زنا شویی به وسیله یکی از طرفین می باشد .
پایان دادن به زناشویی به وسیله طلاق یکی از تاسیات حقوقی است که مراحل مختلفی
را در مسیر تاریخ اقوام و ملل پیموده و تحولات گوناگونی را تحمل نموده است .
دانشمندان علوم اجتماعی و حقوقی نظریات مخالف و موافق ابراز داشته و تاکنون وضعیت ثابتی را در عالم علم حقوق نگرفته است .
طلاق در لغت به معنای گشودن گره است و گفته می شود که در رها کردن ،
واگذار کردن ، می گویند که فلان چیز طلاق است یعنی رهاست . هرکجا که
می خواهد می رود گویند که طلاق دادم فلان قوم را یعنی واگذاردم ایشان را و
در شــــرع از برای بر طرف کردن قید نکاح است .
روایت شده است از حضرت پیامبر اکرم (ص) فرموده : " که محبوب ترین
مباحات به سوی خداوند متعال نکاح است و مغبوض ترین مباحات در نزد خداوند
متـــــعال طلاق و مثل آن می باشد " .
ذکر این نکته بسیار ضروری است که طلاق به حکم آنکه مفاد آن قطع رابطه
زناشویی و انفصال و جدایی است . در نزد اسلام بسیار مبغوض و
مکروه است ولی ازآنجایی که گاه بر اثر عوامل مختلف و ضرورتها ، روابط
بین زوجین آنچنان تیره می شود که علاج منحصر به متارکه و قطع علاقه زوجیت است .
ناگفته نماند که روشها و سنن جاهلیت در باب طلاق یک به یک در اسلام منسوخ و تحریم گردید. درماده 1134قانون مدنی آمده است: طلاق باید به صیغه طلاق و در
حضورلا اقل دو شاهد عاقل مرد که حکم طلاق را بشنوند واقع گردد .
در ماده 1136 قانون مدنی آمده است : طلاق دهنده باید بالغ و عاقل باشد و قاصد و مختار باشد . طلاق گفتن شخص لال به وسیله اشاره کردن و افکـندن روسری به سر زن است .
تعریف طلاق :
طلاق مهمترین عامل ازهم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه یعنی
خانواده است . طلاق در لغت به معنی رهاشدن از عقد نکاح و فسخ کردن عقد
نکاح است و دیده ای است قراردادی که به زن و مردامکان می دهد تا تحت
شرایطی پیوند زناشویی خود را گسیخته و از یکدیگر جدا شوند .
طلاق بر انحلال یک ازدواج رسمی در زمانی که طرفین آن هنوز در قید حیاتند
و بعد از آن آزادند تا دوباره ازدواج کنند دلالت می کند . یا به عبارت دیگر
طلاق شیوه نهادی شده اختیاری پایان یک ازدواج است . متفکران و جامعه شناسان ، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی به شمار آورده ، بالا رفتن میزان آن را
نشانه بارز اختلال در اصول اخلاقی و به هم خوردن آرامش خانوادگی و در
مجموع دگرگونی در هنجارهای اجتماعی محسوب می دارند و این مهم در زندگی خانواده هایی که شالوده آن به فقر اقتصادی وفرهنگی نهاده
شده است به چشم می خورد .
اززاین رو در تواریخ ملل قدیم یونان در ایران باستان و قوانین حمورابی مسئله
طلاق وجود داشته و غالبا نیز طلاق دهنده مرد بوده و زن در آن اختیاری نبوده است . بـــــا ملاحظه قوانـین دنیا می توان گفت که طـلاق تا اواخر قرن 19 در اروپا رسما ممــنوع بود .
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
پژوهشی در
تاریخ قرآن کریم
عناوین و اسامی قرآن کریم
کلام الهی یعنی قرآن کریم به اسامی وعناوین متعددی نامبردار است که از این اسامی نیز در قرآن کریم یاد شده است. میان این اسامی، چند نام دارای شهرت بیشتری می باشد که مورد اتفاق اکثر دانشمندان علوم قرآنی است که می توان آنها را بعنوان اسامی و نامهای قرآن تلقی کرد، و آنها عبارتند از: قرآن، فرقان، کتاب، ذکر و تنزیل[1].
قرآن: از این نام در قرآن حدود پنجاه و هشت مورد یاد شده است مانند «انه لقرآن کریم[2] » و «فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم[3] » درباره معنی قرآن و مبدأ اشتقاق آن میان علما، اختلاف نظر وجود دارد:
شافعی می گوید: قرآن از هیچ مبدئی مشتق نشده است. بلکه ارتجالا و ابتداء برای کلام الهی وضع شده است و بنابراین مشتق از «قرء» نخواهدبود، و الا باید بتوانیم بر هر چیزی که قرائت می شود، لفظ قرآن را اطلاق نماییم. زجاج و لحیانی واژه قرآن را مهموز می دانند با این تفاوت که زجاج گوید: قرآن مشتق از «قرء» بمعنی جمع و گردآوری است، و کلمه قرء در جمله «قرات الماء فی الحوض» بهمین معنی است. و چون قرآن جامع ثمرات کتب پیشین آسمانی است آنرا قرآن نامیده اند. و قتاده نیز دارای همین رای و عقیده بوده است[4]. ولی لحیانی را عقیده بر آن است که قرآن مشتق از قرء بمعنی قرائت و پیروهم آوردن و خواندن می باشد. و چون قاری قرآن بهنگام تلاوت آن حروف و کلمات آنرا بدنبال هم می اورد ، قرآنش نامیده اند. بنابراین قرآن مصدری است. بمعنی مفعول یعنی تلاوت شده و چنانکه کتاب بمعنی مکتوب است قرآن نیز بمعنی مقروء است . ابن عباس نیز همین سخن را تایید کرده است.[5]
اشعری می گوید: کلمه قرآن از ریشه «قرن» بمعنی ضمیمه کردن و پیوستن و یا نزدیک ساختن چیزی به چیز دیگر است. و چون حروف و کلمات و آیات و سور قرآن، مقرون بهم هستند و با کیفیتی خاص با هم ارتباط و پیوستگی دارند آنرا قرآن نامیدند.
فراء گوید: قرآن مشتق از قرائن است و قرائن نیز جمع قرینه می باشد از این جهت که هریک از آیات قرآنی، قرینه و مؤید آیات دیگر می باشند آنرا قرآن گویند. بنابراین –طبق دو عقیده اخیر- واژه قرآن مهموز نخواهدبود[6].
فرقان: این کلمه در هفت مورد از قرآن بکار رفته که منظور از آن در دو مورد ؛ کتاب موسی است (توراه) و در دو مورد دیگر نیز قرآن است چنانکه گوید: «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا»[7] و در موارد دیگر، معنای دیگری دارد. و چون قرآن، فارق میان حق و باطل است، و آن دو را از هم مشخص می سازد، به فرقان نامیده شد؛ چنانکه ابن عباس همین وجه تسمیه را پذیرفته است[8]. و بعضی را عقیده برآن است که قرآن از آن جهت به فرقان موسوم گشت که این کتاب آسمانی، انسان را به نجات و موفقیت نائل می سازد و آیه «یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا»[9] نیز موید همین معنی است. زیرا کلمه فرقان در این آیه بمعنی نجات دادن است.
کتاب: کلمه کتاب در قرآن حدود دویست و پنجاه و پنج مورد بکار رفته که در موارد بسیاری، منظور از آن قرآن کریم می باشد و کتاب در اصل لغت بمعنی گردهم آوردن است و هر نبشته ای را از آن جهت کتاب می نامند، چون حروف و کلمات در آن گردهم آمده اند و قرآن را هم بدین جهت کتاب نامیدند که انواع آیات و قصص و احکام در آن گردهم آمده است.
و ما بعنوان نمونه آیه ای را یاد می کنیم که کلمه کتاب در آن آمده و منظور از آن، قرآن کریم می باشد چنانکه گوید: «الر تلک الکتاب و قرآن مبین».[10] باید یادآور شویم که قرآن در میان منابع فقه اسلام بعنوان کتاب نام بردار است چنانکه گوید منابع فقه اسلام عبارتست از کتاب، (قرآن)، سنت، اجماع، و عقل.
ذکر: این کلمه که از واژه های اصیل تازی است در موارد متعددی از قرآن مورد استفاده قرارگرفته که منظور از آن در بعضی از موارد، قرآن کریم می باشد. از قبیل: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون»[11] ؛ «هذا ذکر مبارک»[12] و ذکر – بمعنی شرف- نیز در قرآن بکاررفته است چنانکه گوید:
«و لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم»[13]
باری، وجوه تسمیه قرآن به «ذکر» از آن جهت است که خداوند متعال با سخن خود بندگان خویش را به فرائض و احکام یادآور می گردد.[14]
تنزیل: این کلمه که دارای اصالت در زبان تازی است چندین بار در قرآن مورد استفاده قرارگرفته است. مانند آیه »و انه لتنزیل رب العالمین»[15] و قرآن از آن جهت به این کلمه نامبردار است که آیات آن از طریق وحی بتدریج بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل گردید. چون کلمه تنزیل غالبا از نزول تدریجی قرآن حکایت می کند و کلمه انزال در اکثر موارد نمایانگر نزول دفعی قرآن می باشد.
این اسامی و عناوین از نامهای شایع و معروف قرآن است ولی گروهی ازدانشمندان در تعداد نامهای قرآن دچار مبالغه شده اند. شیخ طاهر جزایری در کتاب «التبیان» خود آورده است که حر الی[16]، اسامی قرآنت را به نود و اندی رسانده است و نیز سیسوطی بنقل از کتاب «البرهان» زرکشی می نویسد: قاضی شیذله[17]، پنجاه و پنج نام برای قرآن یاد کرده است[18] که عبارتند از:
کتاب، مبین، قرآن، کریم، نور، هدی، رحمه، فرقان، شفاء، موعظه، ذکر، مبارک، مرفوعه، علی، حکمه، حکیم، مبین، حبل، مطهره، صراط، مستقیم، قیم، قول، فصل، نبأ، احسن الحدیث، مثانی، متشابه، تنزیل، روح، وحی، عربی، بصائر، صحف، بیان، علم، حق، مکرمه، هادی، عجب، تذکره، عروه الوثقی، صدق، عدل، امر، منادی، بشری، مجید، نور، بشیر، نذیر، عزیز، بلاغ و قصص.[19]
بدون تردید همه این عناوین نمی تواند اسامی قرآن باشند. بلکه اکثر آنها اوصاف قرآن هستند که قاضی شیذله و دیگران با اسمها و القاب قرآن خلط نموده اند. البته این اوصاف در آیات قرآن در مورد خود قرآن بکار رفته، ولی صرف استعمال این اوصاف در آبات قرآن نمی تواند دلیل آن باشد که آنها اسامی قرآن باشند.
باری، قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجازآمیز بوده و بیانی است که از طریق وحی بر پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده و در مصاحف و دفاتر گردآمده و به تواتر به ما رسیده است و قرآن موجود، همان کلام الهی است که مردم، مامور به قرائت و عمل به مضامین آن می باشند و هیچگونه دستبرد و تحریف و زیادت و کاستی در آن راه نیافته است. و تعریف قرآن به این معانی، مورد اتفاق دانشمندان اسلامی می باشد.
وحی الهی
معنی لغوی وحی:
قبلا یادآور شدیم که قرآن از طریق وحی بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نازل گردیده ولی چون کلمه وحی در قرآن و جز آن، دارای معانی گوناگونی است بهمین مناسبت درباره آن، گزارش کوتاه زیر در توضیح معنای لغوی وحی نگارش می شود:
1- الهام فطری به انسان: مانند الهام خداوند به مادر موسی (ع) که به وی شیر دهد و او را در میان صندوقی قرارداده، و به دریا افکند تا از شر فرعون – که دامنگیر اطفال ذکور بنی اسرائیل گردید- مصون ماند، و قرآن کریم نیز به این قضیه اشاره کرده و از کلمه وحی استفاده نموده است:
«و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه و القیه فی الیم...»[20]
2- الهام غریزی به حیوان: از قبیل الهام خداوند به زنبور در ساختن لانه خود، چنانکه قرآن می گوید: «و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون».[21]
3- اشاره سریع و مرموز: چنانکه خداوند درباره زکریای پیامبر (ع) می گوید: «فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوه بکره و عشیا»[22]
ضمن این آیه، نوشته اند که زکریا – بدون این که هیچگونه سخنی با قوم خود به میان آورده باشد- مقصد و منظور خود را به آنان تفهیم کرد.
4- اشاره با جوارح و اعضاء: چنانکه شاعر می گوید:
نظرت الیها نظره فتحیرت دقائق فکری فی بدیع صفاتها
فاوحی الیها الطرف انی احبها فاثر ذاک الوحی فی وجناتها[23]
5- وسوسه و فتنه انگیزی شیطان: چنانکه قرآن در این مورد می گوید:
«و کذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الجن و الانس یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا»[24] یا می بینیم که قرآن در جای دیگر می گوید:
«... و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم...»[25]
بدیهی است که وحی خداوند متعال به انبیا (علیهم السلام) بر طبق هیچیک از معانی مذکور نیست بلکه وحی دارای همان رابطه نهانی پیامبر با خداوند می باشد که حقایق مربوط به جهان و مردم را از آن طریق دریافت می کند و رسولان خداوند، آنرا نیز به مردم ابلاغ می نمایند.
6- القاء امری به فرشتگان: تا آنرا فورا فرمان برند، قرآن کریم در این مورد می گوید: اذا یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا ....»[26]
اصولا القاء هر امری به دیگری با کیفیت خاصی که در قرآن مطرح است، مانند القاء آیات کتب آسمانی بوسیله جبرئیل بر پیغمبر (ص) – که از آن به وحی تعبیر شده است- با معنی وحی خداوند متعال به خود پیغمبر (ص) تناسب و ارتباط نزدیکی دارد ، وحی بهردو صورت یعنی وحی به جبرائیل (ع) و وحی به پیامبر، هر دو ایجاد وظیفه و رسالت می نماید یعنی فرشته موظف است با نقلی راستین، وحی الهی را به پیامبر برساند و پیامبر نیز با امانت ویژه خود، آنرا به مردم ابلاغ کند. و ایه «فاوحی الی عبده ما اوحی»[27] ناظر بهمین نکته است ، زیرا منظور این است که خداوند به بنده خود جبرائیل (ع) – که فرشته امین وحی است- همان چیزی را وحی کرده که جبرائیل به پیغمبر رسانده است. و مفهوم وحی در این آیه با مدلول «تنزیل» در آیه «و انه لتنزیل رب العالمین، نزل به الروح الامین، علی قلبک لتکون من المنذرین»[28] جدایی ندارد.
7- سخن گفتن خداوند با انبیاء: چون در خود قرآن یادآوری شده است که سخن گفتن باریتعالی با بشر را – جزبعنوان وحی- بگونه دیگری نباید تلقی کرد چنانکه می فرماید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا...»[29]
باید از ذکر این نکته دریغ نکنیم که اصل معنی لغوی وحی، اشاره سریع و نهانی است و مرحوم محدث قمی می نویسد: وحی در زبان تازی به این معنی است که انسان، مطلبی رابطور نهانی به دیگری القائ نماید. واصل وحی به معنی سخن پوشیده است. ولی بعدا بر هر سخنی اطلاق گردید که بطور پنهانی به دیگری القاء شود و بدو اختصاص یابد به گونه ای که دیگران از آن آگاه نشوند.[30]
این نکته که اساس نخستین مفهوم واژه وحی را تشکیل می دهد با هریک از معانی که قبلا گزارش گردید، مناسباتی دارد و بعبارت دیگر: معنی لغوی وحی نیست به معنای دیگری که از قرآن و یا کلام عرب منظور شده است بیگانه نیست، چون سخن یا اشاره سریع و پنهانی- که معنی اصلی لغت وحی است- در تمام معانی دیگر وحی راه دارد. پس به این نتیجه می رسیم که رابطه غیبی و نهانی میان خداوند و برگزیدگان او – یعنی انبیا و فرشتگان بهر صورتی برقرار شود- وحی نام دارد. و این رابطه منحصر به انزال کتب بر انبیاء نیست بلکه این ارتباط ممکن است به سه صورت زیر برقرار شود:
1- القاء معنی و مقصود بر قلب پیامبر بدون واسطه فرشته وحی.
2- سخن گفتن با پیامبر از پس پرده، چنانکه خداوند از وراء شجره، با موسی (ع) سخن گفت و موسی (ع) هم ندای الهی را شنید.
3- القاء امری به فرشته وحی تا او وحی الهی را از جانب خداوند به یکی از انبیاء ابلاغ نماید؛ و باید آنچه به وی تکلیف شده است بهمان صورت و با حفظ امانت به پیامبر اعلام و القاء کند، اعم از آن که این فرشته بصورت فردی از انسان عادی تجسم یابد و یا بگونه دیگری؛ و القاء فرشته به پیامبر نیز وجی نام دارد.
خداوند به این سه گونه وحی اشاره کرده و می گوید: «و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا، او من وراء حجاب، او یرسل رسولا فیوحی بإذنه ما یشاء، انه علی حکیمٌ»[31]
کیفیت نزول وحی:
پیامبر اسلام (ص) نخستین پیامبر الهی نبوده است که وحی منحصرا بر او نازل گردد بلکه پیش از وی پیامبران دیگری بودند که وحی الهی به آنها نیز نزال می شد، چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم همین موضوع را به رسول خدا (ص) یادآوری کرده و فرموده است:
«انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و عیسی و ایوب و یونس و هود و سلیمان، و آتینا داود زبورا، و رسلا قد قصصناهم علیک من قبل و رسلا لم نقصصهم علیک و کلم الله موسی تکلیما»[32]
البته در این دو آیه نام چند تن از مشاهیر انبیا بنی اسرائیل (ع) یاد شده است، و مجموعا نام حدود بیست و شش نبی از انبیاء در موارد متعددی از قرآن آمده است[33]، که به آنان و همچنین سایر انبیاء دیگر- که نامی از آنها در قرآن به میان نیامده است- وحی نازل می گردید. و چنانکه در دو آیه فوق می بینیم، می گوید: همانگونه که بر پیامبراسلام (ص) وحی نازل می شد بر انبیا دیگر نیز وحی نازل می گردید و میان وحی به انبیا گذشته و وحی به پیامبراسلام (ص) در اصل مدلول وحی، تفاوتی وجود نداشت، ولی نزول وحی بر پیامبراسلام (ص) غالبا بوسیله جبرائیل (ع) صورت می گرفت. در حالی که وحی بر انبیاء دیگر، گاهی در خواب و گاهی از پس پرده، و گاهی بوسیله فرشته وحی انجام می گرفت.
وقتی یهودیان به رسول خدا (ص) عرض کردند که چه کسی این قرآن را بر تو نازل کرده؟ فرمود: جبرائیل، گفتند ما با جبرئیل دشمنیم، زیرا او برای ما محدویتها و تکالیفی شاق ودشوار فرو آورد و چون با او دشمنی داریم به کتابی که او آورده است، ایمان نمی آوریم.
خداوند در آیه «قل من کان عدوا لجبرئیل فانه نزله علی قلبک باذن الله...»[34]
به پیغمبر خود می گوید: به یهودیان بگو اگر کسی دشمن جبرائیل است [باید بداند] که او وحی را بر قلب تو بدستور و اذن خداوند متعال فروآورده است نه از پیش خود.[35]
در قرآن کریم از جبرائیل گاهی بنام «جبرئیل» تعبیر شده است چنانکه در آیه فوق دیدیم و گاهی به عنوان «روح الامین» نامبردار است، چنانکه گوید: «نزل به الروح الامین علی قلبک ...»[36] و گاهی نیز با عنوان «رسول کریم» معرفی شده است. آنجا که می گوید: «و انه لقول رسول کریم»[37]
اما کیفیت نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص) را می توانیم از زبان آن حضرت بشنویم و این بیان رسول خدا (ص) در طی حدیثی آمده است که در طرق روایات شیعه و اهل سنت دیده می شود: حارث بن هشام از پیامبرگرامی (ص) پرسید ، وحی چگونه بر شما نازل می شود؟ فرمود: گاه صدائی همانند صدای جرس بگوش من می رسید و وحیی که بدینصورت بر من نازل می شد، سخت بر من گران و سنگین بود، سپس این صداها قطع می شد و آنچه را جبرائیل می گفت فرا می گرفتم، و گاهی جبرائیل بصورت مردی بر من فرود می آمد، و سپس با من سخن می گفت و من گفته های او را حفظ و از بر می کردم[38] پیامبرگرامی (ص) در این حدیث، دو کیفیت را درباره وحی بخود یاد می کند که در یکی از آنها صداهای پی در پی همچون آواز جرس به سمع مبارکش می رسید و در دیگری، جبرائیل (ع) بصورت یک انسان عادی در نظرش مجسم می شد. وحی بگونه اول بر پیامبراسلام (ص) سخت گران و طاقت فرسا بوده است چنانکه خداوند متعال از این گونه وحی به قول «قول ثقیل= گفتاری گران و سنگین» تعبیر کرده و فرموده است: «انا سنلقی علیک قولا ثقیلا»[39]. ولی وحی بصورت دوم، کمی سبکتر و لطیف بوده و دیگر آن سروصداهای هولناک و ناآشنا بگوش نمی رسید بلکه جبرائیل (ع) بصورت فرد عادی و با فرمی مشابه شکل انسانی مالوف و مانوس مجسم می شد تا رسول خدا (ص) بدو آرام گرفته و رعب و بیمی در او بهم نرسد. ولی باید گفت که وحی در هر دو صورت بر پیامبرگرامی (ص) سنگین بوده، و همیشه همزمان با لحظاتی که وحی نازل می گردید – در تمام فصول سال- از پیشانی مبارکش عرق فرو می ریخت و خود نیز می فرمود: «فما من مره یوحی الی الا ظننت ان نفسی تقبض»: هیچ بار وحی بر من نازل نگردید جز آن که این تصور [بعلت سنگینی وحی] در من پدید می آمد که جانم گرفته می شود.[40]
گروهی از دانشمندان معاصر و همچنین علماء پیشین سعی کرده اند که با روشهای مختلف علمی، موضوع وحی را – که از مسائل غیبی است- توجیه و تفهیم نمایند و چون این کوششها- بعقیده نکارنده- تلاشی عقیم و بی ثمر برای فهم مسائل فوق ادراک انسانی است و جز آنکه کلافی سردرگم برای افکار و اندیشه های انسانی ارمغان دهد گروهی نیز از این مشکل نمی گشاید، لذا از بحث در این گونه ژرف بینی های بی ثمر، خودداری کرده و به کوتاهی سخنی درباره آثار وحی بسنده نمودیم، و علاقمندان به این نوع بررسیها را به مراجع در خور، رهنمون می شویم.[41]
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 136 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 268 |
فصل اول
مقدمه پژوهش
مقدمه:
کمبود امکانات و وجود مشکلات عدیده در ممالک در حال توسعه موجب شده است که موضوع بازی به خصوص در کودکان موجب بی مهری با کم توجهی والدین، مراقبین و کسانی که با بچه ها سروکار دارند قرار گیرد (رضا توکلی و همکاران، 1382).
نقش بسیار باارزش بازی از دیدگاه اصول تعلیم و تربیت در فرهنگ آموزش و پرورش جایگاه بسیار والایی دارد. باید توجه داشت که بازی به عنوان فرایند بسیار مهم در رشد و نمو کودک از بدو تولد تا سنین بالاتر در رشد و تکامل قوای ذهنی و جسمی او کمک بسزایی داشته و او را فردی خودساخته و مفید بار خواهد آورد. (نبوی و زکایی، 1385)
شروع بازی را می توان به گذشته های دور، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. در حقیقت بازی جزئی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در کل تاریخچه بشریت مندرج.
انسان از نظر زیستی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیرمایه تفکر است.
تشکیل اجتماعات اولیه بشری، نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورد. بازی های گروهی به صورت بازی های نمایشی از عبارت ارواح و پرستش اشیائ گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ، مجموعه ای از راههای برآوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افراد را فراهم گرداند.
بازی نیز همسان با سایر پدیده ها ابعاد و جنبه های وسیعی را دربرمی گیرد. گوناگونی این ابعاد باعث شد تا تعریف های زیادی از بازی ارائه گردد. هر یک از تعریف ها برجسته کردن جنبه ای از بازی دیدگاه خاصی ارائه می دهند.
در فرهنگ بزرگ و بستر[1] بازی به صورت های ذیل تعریف شده است.
الف) حرکت ـ جنبش و فعالیت به مثابه حرکت عضلات.
ب) آزادی یا محدوده ای برای حرکت یا جنبش.
ج) فعالیت یا تعریف برای سرگرمی، تفریح یا ورزش. (مهجور، 1383)
میشل و میسون[2] تعریفهای متعددی از بازی گردآورده اند که نسل به نسل بر جای مانده است این تعریفها عبارتند از:
میشل و میسون:
بازی عبارت است از نگرش فکری که می تواند به هر نوع فعالیت انسانی اطلاق شود و به هر کاری تسریع یابد.
شیلر[3]:
صرف بی هدف نیروی بی حد و حصر.
فروبل: [4]
شکوفایی طبیعی جوانه برگهای کودکی.
پیاژه:
بازی اساساً یکی ساختن واقعیت است با خود.
اسپنسر:[5]
رخداد غریزی اعمال زائد به جای اعمال واقعی... فعالیتی برای لذت آنی، بی توجه به بهره ی آجل آن.
لازاروس:[6]
فعالیتی فی نفسه آزاد، بی هدف سرگرم کننده یا تفریحی.
هال:[7]
عادت حرکتی و تداوم روحیات گذشته در زمان حال.
گروس:[8]
تمرینی غریزی و بی هدف از اعمالی که در زندگی آینده نقش اساسی دارند.
ویلیام استرن:[9]
بازی یک غریزه برای رشد و نمو استعدادها بوده و یا تعریف مقدماتی برای اعمال آتی می باشد.
دالس:[10]
شکل غریزی از اظهار وجود و روزنه ای برای گریز هیجان ها. (قائمی، 1363)
کودک از طریق بازی نقاط ضعف و قوت، تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم و اجتماعی بودن یا منزوی بودن خود را بیان می دارد. کودک در هنگام تعامل با محیط یا افراد از طریق بازی احساسات خصمانه یا دوستانه، افسردگی یا شادی، امیال و ارزوهای درونی و بیرونی خود را بروز می دهد. این حالات نمی توانند به صورتی واحد ابراز کردند، لذا کودک سعی می کند براساس ذوق و علاقه و یا تجربیات خود آنها را به صورتی مناسب و مطلوب ابراز دارد.
انواع گوناگون این فرافکنی ها و درون فکنی ها باعث می شود تا بازی ها به صورتهایی خاص طبقه بندی شوند و از این رو لازم است پیش از قضاوت در مورد هدف کودک از اجرای بازی، به شناخت انواع بازیها اقدام گردد. براساس باورهای نظریهپردازان، بازی ها به صورت های متفاوتی تقسیم بندی شده اند، از آن جمله گروس در کتاب بازی انسان، آن را به چهار دسته به شرح ذیل تقسیم می کند.
1-بازی های جنگی: شامل مسابقات، شکار کردن و رقابت های فکری و جسمانی.
2-بازیهای مهرورزی، عاطفی و احساسی، که از طریق هنر بیان می شوند.
3-بازیهای تقلیدی و نمایشی
4-بازیهای تقلیدی اجتماعی
در تقسیم بندی دیگری گروس بازیهای چهارگانه بالا را به صورت ذیل بیان می دارد:
1-بازیهای حسی و عاطفی
2-بازیهای حرکتی
3-بازی های عقلانی
4-بازیهای شناختی
5-بازیهای لفظی
هم زمان با افزایش توجه دست اندرکاران آموزش و پرورش به ارزش بازی در شکل گیری همه جانبه قوای ذهنی، جسمی، اجتماعی و شخصیتی کودک انواع زیر به تقسیمات بازی افزوده شده است.
1- بازی های آموزشی ( یادگیری) که خود عبارتند از:
الف ـ بازیهای دستی.
ب ـ بازی بدنی.
ج ـ بازی نمایشی.
د ـ بازیهای سرگرم کننده.
2- بازیهای تخیلی.
3- بازی های نمونه ای.
علت گوناگونی این تقسیم بندی ها براساس باورهای نظریه پردازان و توجه آن ها به برخی از جنبه هایی است که از نظر آنها اهمیت بیشتری دارد. اما در حقیقت بررسی تعریف ها و تقسیم بندی آنها گویای توافقی همگانی در گوناگونی و هدف بازی است.
بازی از ارزش های خاصی برخوردار است و باید مورد توجه والدین و مربیان قرار گیرد. کودک از هنگام تولد تا بزرگسالی رو به رشد و تکامل است. به گفته میلی چامپ بازی به کودک کمک می کند که به یک «انسان» تبدیل شود و برای رسیدن به این مرتبه و کسب ویژگی های شخصیتی مطلوب، باید تعادلی بین بازی و کار کودک برقرار شود. وقتی کودک از بازی کردن خسته شود و می پرسد: حالا چکار کنم؟ هنگام پرداختن به کار فرارسیده است! بازی در حقیقت در رشد و تکامل کودک تأثیر بسزایی دارد و او را هر روز به زندگی شیرین تری نزدیک می کند.
در کتاب روان شناسی بازی احمدوند چنین آمده است که : کودک در خلال بازی به کشف محیط اطراف خود می پردازد و از طریق بازی نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن برمی دارد. همکاری و تشریک مساعی با گروه را فرامی گیرد و بر کیفیت تأثیرگذاری بر دیگران و تأثیرپذیری وقوف می یابد.
کودکان از طریق بازی یاد می گیرند که چه طور می توانند مورد پذیرش افراد گروه واقع شوند و به میزان توانایی های لازم برای موفقیت در گروه پی می برند و همچنین بر چگونگی استفاده از توانایی های دیگران برای رفع نیازهای خود آگاه می شوند.
بازی موجب رشد جنبه اجتماعی شخصیت کودک می شود. او در بازی گروهی، ناگزیر به رعایت نکات اجتماعی و قواعد بازی است.
همچنین در پیشرفت رشد فضایل اخلاقی کودکان و نونهالان تأثیر بسزایی دارد، زیرا که کودکان رفتار و ارزشهای اخلاقی را در حین بازی با یکدیگر گرفته و به آن خوی می گیرند. و رفتارهای بد و خوب را در بازی ضمن تجربه از هم تشخیص داده و بدان عمل می کنند.
ارزش های درمانی یکی دیگر از قوانین صحیح تعلیم و تربیت است که می توان به نحو احسن در مواقع مختلف از آن استفاده کرد. مسائل و مشکلات روانی مختلف تربیتی به وسیلة بازی های درمانی کمک بسزایی به کودک می کند تا در آینده بتواند به رفع مشکلات خود از هر جهت موفق شده و به زندگی شیرین و بازی های کودکانة خود ادامه دهد.
احمدوند نیز در کتاب روان شناسی بازی خود در مورد ارزش جسمانی چنین اظهار نظر می کند که: "فعالیت هایی که کودک به عنوان بازی انجام می دهد در پرورش نیروی بدنی و حواس او تأثیر زیادی دارند. کودک می پرد، می دود، از پله ها بالا و پایین می رود، لیلی می کند، خم و راست می شود، نشست و برخاست می کند، دوچرخه سواری می کند، اسباب بازی ها را جا به جا می کند، طناب بازی می کند و ... در تمام این فعالیت ها عضلات و اندام های مختلف خود را به کار می گیرد و موجبات تقویت آنها را فراهم می سازد."
از طرف دیگر از نظر حسی و حرکتی می توان گفت که از طریق بازی حس بینایی و شنوایی و لامسه کودک پرورش یافته و چشم و دست او از هماهنگی بیشتر و بهتری برخوردار شده و عضلات انگشتان و دست و پای او ورزیده می شوند. از طریق بازی همچنین، قوه خیال و تصور کودک با سرعت هر چه بیشتر پیشرفت نموده و پرورش می یابد و با توجه به گذشت زمان به اوج خود می رسد. کودک به وسیلة بازی خود را بهتر شناخته و منش او از این طریق پرورش می یابد. کودک در بازی سعی خواهد کرد که قوه خلاقیت و ابتکار خود را به وجود آورد و دنیای شیرین خود را بهتر بشناسد. (نبوی، زکایی، 1385)
ویژگی های خاص بازی و فواید گوناگون آن در ریشه همه جانبه قوی ذهنی، جسمی، شخصیتی و اجتماعی کودک باعث شده تا توجه مقدار زیادی از دست اندرکاران تعلیم و تربیت به چگونگی نقش بازی در امر آموزش کودکان معطوف شود. در این میان می توان از نظریات افلاطون، ارسطو، روسو، خواجه نصرالدین طوسی، امام محمدغزالی و از میان متأخرین از نظریات مونته سوری، فروبل و دکروای یاد کرد.
اما نکته مهم آن که متقدمین اگر چه به ارزش بازی در رشد کودک اشاره کرده اند؛ اما در بسیاری از موارد آن را خارج از زمینه تعلیم و تربیت رسمی کودک محسوب داشته و آن چنان که باید نظریات صریحی در امر استفاده از بازی برای آموزش کودک ارائه نداده اند. متأخرین این قصور را جبران کرده و در نظرات خود با صراحت بیشتری به نقش بازی به عنوان یکی از مطلوب ترین عوامل تعلیم و تربیت اشاره کرده اند. حتی برخی از مربیان استفاده از بازی را به عنوان عمده ترین وسیله آموزش کودک برای یادگیری موضوعات مختلف مورد تأکید قرار داده اند.
بیان مسأله :
محرکی چون بازی بر رشد شناختی،عاطفی، اجتماعی و فیزیکی کودک تأثیر بسزایی دارد. کودک هنگام بازی می تواند کشف کند چه کسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ کند. به راستی بازی می تواند به کودک اعتماد به نفس دهد، بازی کردن بچه ها راهی است به سوی شکل گیری شخصیتی سالم و مفید برای این که کودک در آینده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.
یکی از امتیازهای بازی این است که رشد شناختی کودک را گسترش می دهد. برای مثال بازیهای حسی حرکتی درک کودک را از دنیای اطرافش افزایش می دهد. بازیهای جسمی به او کمک می کند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد. بازیهای نمادین، به او اجازه می دهد تا واقعیات را تغییر دهد. ( به حال تعلیق درآورد).
توانایی کودک در بازی نمادین، نشانه نقطه عطفی در رشد شناختی اوست. چرا که به تدریج ذهن او قدرت شکافتن ظاهر واقعیات را نمایان می کند. در تخیلات او خرس عروسکی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.
همانطور که قوه درک کودک قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد. زمانی می رسد که او قادر است مانند بزرگترها تفکر انتزاعی داشته باشد، در طی بازی، کودک با مفاهیمی چون بزرگ ـ کوچک، بالا ـ پایین، پر یا خالی آشنا می شود و آنها را با وضوح بیشتری درک می کند. بازی تخیلی به کودک کمک می کند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییرناپذیر است.
بازی کردن، کودک را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا کند، و دریابد که نمی تواند کاملاً همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست کاری کند.
بازی به عنوان آزمایشگاه زبان نیز عمل می کند. اگر کودک در محیطی رشد کند که آرامش بر آن حکم باشد، می تواند به آزمایش و اکتشاف دست بزند. بازی هم قابلیت تسلط به اطرافش را به او می دهد. او به تدریج که بزرگتر می شود، از طریق بازی مهارتهای حل مسأله و خلاقیت را نیز فرامی گیرد و از طریق بازیهای نمادین می تواند مشکلاتش را در فضایی امن تر تصور کند و راه حلهای متفاوت آن را با هم مقایسه کند.
تخیل انعطاف ناپذیر کودک، به او اجازه می دهد تا با استفاده از اشیاء اطراف خود، به خلاقیت بپردازد. بازی کردن قدرت تمرکز حواس کودک را پرورش می دهد. از نتایج تحقیقات چنین برمی آید که بین خیالپردازی و آستانه دقت کودک ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چرا که کمی خیالپردازی به کودک کمک می کند تا بتواند حسابی سرگرم باشد. پژوهشی بر کودکان پیش دبستانی ثابت کرده است بچه هایی که قادر نیستند خیالپردازی کنند از دقت کمتری برخوردار هستند و تمایل بیشتری به پرخاشگری و رفتار مخرب (شیطنت) دارند.
از دیگر فواید بازی می توان درک نظم، ترتیب و توالی مشارکت را نام برد. قوانین بازی، نحوه شروع، ادامه و خاتمه آن، فرصت مناسبی برای کودک فراهم می کند تا درباره نظم نکات بیشتری بیاموزد. همانقدر که بازی فواید شناختی دارد، برای بهزیستی کودکان، فواید عاطفی را نیز به همراه دارد. بازی های تخیلی سهم بزرگی در خنده و شادی های کودکانه دارد. چنین شادمانی کودک را از حالتی خشک و ثابت بیرون می آورد. البته رضایت خاطر (خوشحالی) کودک بازتابی احساسی است که از خود دارد.
بهترین بازی، آن است که عزت نفس را در کودک به جریان اندازد. بازی به کودک اجازه خشونت می دهد تا تخلیه شود، به عبارتی از طریق بازی می تواند خشم خود را خالی کند و این امر برای او نوعی پذیرش اجتماعی محسوب می شود.
بازی مهارتهای اجتماعی کودک را افزایش می دهد. به ویژه نمایشی که نوعی بازی نمادین است می تواند همدلی را در کودک پرورش دهد. در این صورت او نه تنها وانمود می کند هویت دیگری دارد بلکه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد.
کمترین عملکرد اجتماعی بازی را می توان نقش انجام وظیفه ای دانست که هر یک از کودکان در بازیهای گروهی عهده دار می شوند حتی ساده ترین شکل بازی به کودک نکات مهمی می آموزد، نکاتی چون رعایت نوبت، همکاری، رقابت عادلانه و برد و باخت منصفانه.
شاید آشکارترین فایده بازی تأثیر آن بر رشد جسمی کودک باشد. این تأثیر شامل ریشه ماهیچه و توانایی کنترل آن است، همانند هماهنگی چشم و دست همچنین می توان گفت عضلات بزرگ از طریق فعالیت های جسمی مانند دویدن، پریدن، دوچرخه سواری و شنا قوی می شود و عضلات کوچک از طریق فعالیت های حسی ـ حرکتی تقویت می شود.
بازی نمادین می تواند فرصت های زیادی برای رشد فیزیکی فراهم کند در انواع مسابقات، مهارتهای حرکتی و هماهنگی اعضا بدن افزایش می یابد.
اکنون مسأله پژوهش حاضر این است که آیا بین بازیهای کودکان پیش دبستانی مهد کودک رفته با کودکان پیش دبستانی مهد کودک نرفته دختر و پسر شهر تهران تفاوتی وجود دارد یا نه.
هدف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه بین بازیهای کودکان پیش دبستانی مهد کودک رفته با کودکان پیش دبستانی مهد کودک نرفته دختر و پسر شهر تهران می باشد.
اهمیت موضوع پژوهش:
بازی فعالیتی است که کودک برای پدید آوردن شیء یا رویدادی انجام می دهد تا جایگاه اجتماعی و کاری خود را دریابد. کودک با بازی خود آن چه را که از اعمال بزرگسالان یادگرفته یا در درون خود دارد بیان داشته و سعی می کند تا آن ها را به سطح واقعیت برساند. هر مقدار سطح کوشش او با معیارهای محیط زندگانیش بیشتر هم خوان باشد کودک شادتر و خوشحال تر است و هر مقدار دورتر او ناراحت تر و ناسازگارتر. از این رو هرگاه کودکی چه به طور مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم دریا بر رفتار و کردار او بیشتر به بزرگسالان شبیه است خوشحال تر و شادمان تر خواهد بود و برعکس، به عبارت دیگر می توان گفت، بازی کودکان نشانی است از آرزوی آن ها برای خود بزرگتر شدن.
بازی نه تنها بازدارنده رشد کودک نیست بلکه یکی از مهمترین عوامل هم آهنگی رشد آزاد کودک از لحاظ جسمی، احساسی و ذهنی است. بازی عامل رشد و تکامل، خواست ها و امیال کودک است. بازی کودک را قادر می سازد این خواست ها و امیال را به زندگی روزانه خود وارد ساخته و با شناخت توانایی ها و ویژگی های خود با مسیر آینده زندگی خود آشنا گردد، زیرا هم بستگی زیادی میان بازی و توانایی های کاری یک فرد در آینده موجود است.
از تماشای بازی کودکان می توان دریافت که بازی یک موضوع محرک و تشویق کننده است. بچه ها در اثر بازی به مقدار زیادی از نظر عاطفی ارضا می شوند. هر چند تفاوت های موجود در بازی های کودکان همیشه واضح و روشن نیستند یا به راحتی درک نمی شوند، ولی این احتمال وجود دارد که بتوان کارکردهای متمایزی را که بازی برای کودک دارد تشخیص داد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 177 |
زندگی انسان بر اساس ارتباطهایش با جهان پیرامون خود و همنوعانش معنا مییابد و زبان ، نخستین وسیله ارتباطی انسانهاست که در قالب الفاظ قراردادی موجب انتقال احساس ، عواطف و نیازهای انسانی میشود اما فقط دانستن زبان یا توانایی سخن گفتن برای ایجاد ارتباط میان آدمها کافی نیست؛ بلکه برخورداری از قوه شنوایی و دانستن کلمات مشترک نیز ضرورت دارد. چشم و قوه بینایی نیز مؤثرترین نقش را در فراگیری زبان هنر دارد زیرا فرصت تجربة مستقیم و بدون واسطة واقعیت و اشیاء پیرامون را در بیطرفانهترین شکل فراهم میکند. از این رو به چشمهایمان بیش از سایر اعضاء و اندام حسی خود برای فهمیدن واقعیت اطمینان داریم.
بدیهی است انقلاب اطلاعات (کوچک کردن دنیا در میان مردمک چشم) سرآغاز تغییر در همه ارکان حیات انسانی مانند دیدن ، شنیدن و باور حقایق میباشد. با توجه به این نگرش است که کارشناسان توصیه میکنند خطوط اصلی آموزش مورد بازنگری قرار گیرد. ایجاد روابط نزدیک میان جریانهایی که تاکنون از هم مجزا بودند ، مسئلهای است که از مرزهای هنر بسیار فراتر رفته، فرصتزا و فرضت زدا بوده است. به عبارت دیگر از یک سو دنیای واقعی را در قالب نمادهای مجازی در مقابل دیدگان ترسیم میکند و از سوی دیگر انباشت اطلاعات و دادههای تصویری موجب سردرگمی مخاطب در فهم حقیقت میشود. از این روست که خط، سطح، رنگ ، مواد ، فضا و مکان و زمان باید به مثابة یک مجموعة منسجم جریانهای به هم پیوستهای ایجاد نمایند تا بازتاب وقایع جامعه انسانی را ارائه کند. بنابراین نباید تنها به نتایج اندیشید؛ بلکه راه را برای ظهور دیدگاهی فراهم ساخت تا با پیوندهای متقابل و دقیقتر میان زمینههای حسی و بصری، حوزة وسیعتری از فعالیتها را دربرگرفت.
هنر تجسمی با اتکاء بر ابزارهای هنری، فرمهای فهم و درک مشترک را در ذهن و باور مخاطب ثبت میکند . یعنی با ترکیببندی نقطه ، خط، سطح، رنگ، فضا، مکان و .... در تشدید یا تضعیف حقیقت افکار مشوش انسانها را نظم میدهد.
شناخت گرافیک تلویزیونی
در هنرهای تجسمی، گرافیک به آن دسته از آثار هنری اطلاق میشود که در نَفْسشان ، اثر نیت تکثیر نهفته باشد. از این رو هر اثر هنری که در قالب ارتباط تصویری قرار گیرد، دارای پیام باشد یا نباشد چون برای استفاده در تلویزیون در نظر گرفته شده، نیت تکثیر در آن مستتر است.
اما همانگونه که در حیطه گرافیک تنوع موضوعات ، گرایشات و تعاریف خاصی وجود دارد، گرافیک تلویزیونی نیز دارای ویژگیهای خاص خود میباشد و خاصتر زمانی خواهد بود که عنوان گرافیک خبر نیز به آن اضافه شود. در اینگونه از گرافیک به دلیل حساسیتها و کاربردهای خاص، کار بسیار ظریفتر و حساستر از گرافیک تلویزیونی به شکل عام آن است.
بحث گرافیک تلویزیونی و در اینجا گرافیک خبری را میتوانیم به دو شاخه مجزا تقسیم کنیم.
قبل از استفاده از رایانه در همه سطوح بویژه گرافیک، تمام تولیدات گرافیکی برای تلویزیون به شیوه سنتی یعنی با استفاده از ابزار و مواد متداول در تولید آثار گرافیکی ساخته میشد. در آن مقطع اثر گرافیکی در بند ابعاد خاصی نبود و تنها لازم بود برای استفاده کامل از طرح گرافیکی ، اثر تولید شده با نسبت 4×3 ارائه شود. به دلیل وجود دو امکان تصویربرداری از آثار گرافیکی (یکی دوربین استودیویی و دیگری سیستم LD) ، طرح زمانی محدودیت در اندازه اثر خود پیدا میکرد که ملزم به استفاده از سیستم LD باشد. در این سیستم حداکثر اندازه اثر از یک صفحه 4×3 نباید تجاوز کند. در این شیوه اثر آماده شده روی میزی قرار میگرفت که لنز دوربین یا همان LD بر آن به صورت عمودی متمرکز بود که با قابلیتهای زوم و زومبک به کاربران امکانات خاصی را ارائه میکرد و اغلب در پخشهای مستقیم از این سیستم استفاده میشد، چنانچه محدودیت در اندازه مطرح نباشد، از ابعاد بزرگ بیشتر استفاده میشد، ابعادی نزدیک به 70×100 یا 70×50 این امکان را به کارگردان و تصویربردار میداد که دوربین را روی اثر تهیه شده حرکت داده و کادرهای مختلفی از آن را که بیشتر با مضمون متن هماهنگی دارد، به تصویر بکشد و یا به صورت روایی از نقطهای به نقطه دیگر حرکت کند و با ترفندها و تروکاژهای هنگام موناژ، تصویر جذابتری ارائه دهد. از این شیوه سالها قبل در گزارشهای سیاسی بسیار بهره گرفته میشد. گرافیک در خبر در این زمان اختصاصاً از LD برای پخش آثار خود بهره میگرفت. تولیدات گرافیکی نیز شامل بکگراندهای مجری برای بخشهای خبری که مجری برای بخشهای خبری که به صورت کروماکی پخش میشد و همچنین گرافیکهای موضوعی در رابطه با اخبار خاص مانند بخش هواشناسی، اعلام اوقات شرعی و ترسیم نقشه کشورها بود.
اما امروزه با فراگیر شدن رایانه و بهرهمندی گرافیستها از نرمافزارهای مختلف گرافیکی و تعدد بخشهای خبری، از نظر فنی برای ارائه یک تصویر مناسب در تلویزیون شاخصههایی چون قطع اثر، رزولیشن یا مقدار تراکم نقاط در سطح صفحه تلویزیون ( که ارتباط مستقیم با کیفیت تصویر پیدا خواهد کرد) بیشتر مورد توجه است. سپس استفاده از رنگهای مناسب در تلویزیون ، پرهیز از بکارگیری رنگهایی که در پخش اختلال ایجاد میکند و نکته آخر دقت در رسم خطوط افقی و قرار گرفتن آنها در بین خطوط زوج مهم است. موارد مذکور کلیاتی بود در مورد مباحث فنی اما هر یک از نکات را نیاز به شرحی مختصر است. برای این منظور از قطع تصویر آغاز میکنیم.
قطع آثار گرافیکی تلویزیونی باید از اندازههای استاندارد تلویزیون هر کشور تبعیت کند. چون سیستم موجود تلویزیون ایران پال است ، قطع 576×720 پیکسل، مناسبترین اندازه میباشد. البته این اندازه برای آثار طراحی شده با رایانه مورد استفاده قرار میگیرد و شامل تولیدات دیگر (شیوههای سنتی) نخواهد شد، هر چند که در نهایت آنها نیز برای استفاده باید از این قواعد تبعیت کنند.
پس از اندازه اثر، نوبت به کیفیت تصویر یا همان رزولیشن اثر میرسد. در صورتی که اصل تصویر از کیفیت خوبی برخوردار باشد و اندازه کادر را نیز رعایت کنیم، رزولیشن dpi75 برای تلویزیون مناسب است.
گذشته از مباحث محتوای رنگ که در جای خود به آن اشاره خواهد شد، نکته اصلی پرهیز از بکار بردن رنگ سفید در سطوح گسترده کادر تلویزیون است. رنگ سفید باعث میشود شوک شدیدی به سیستمهای فرستنده و لامپ تصویر در گیرندهها وارد شود و در پارهای از موارد باعث لرزش تصویر نیز میشود. خصوصاً اگر قبل از تصویر سفید، یک تصویر از رنگهای تیره باشد.
نکته دیگر خطوط عمودی و افقی در آثار طراح شده است خطوط عمودی از نظر ضخامت محدودیتی ندارد اما پیکسلهای خطوط افقی باید از یک عدد زوج تبعیت کنند. چنانچه تعداد پیکسلهای یک خط افقی عددی فرد را شامل شود، لرزشی در نمایش آن خط در تصویر تلویزیونی دیده میشود که به کیفیت اثر لطمه خواهد زد. در پارهای از موارد با استفاده از فیلترها میتوان از این خطا جلوگیری کرد.
2- مباحث محتوایی
گرافیک در تلویزیون همیشه مکمل تصاویر و گاهی خود به تنهایی حامل پیامی خاص بوده است . از اینرو میتوان گرافیک تلویزیون را به چند دسته تقسیم کرد.
●گرافیک مکمل
به آن دسته از آثار گرافیکی تلویزیونی اطلاق میشود که دربرگیرنده بخشی از یک پیام کلی باشد و در قالب برنامهای دیگر عرضه شود. گرافیک مکمل به تنهایی گویا نخواهد بود (مانند یک گراندهای مجری یا نقشهها و نمودارهایی که در یک برنامه تلویزیونی استفاده میشود.) در این رده میتوان به کپشنهای خبر نیز اشاره کرد که بخشی از یک خبر را به تصویر کشیده و مکمل آن میشود و توسط گوینده خبر ارائه میگردد.
● گرافیک مستقل
شامل آثاری میشود که به تنهایی پیامی را به مخاطب ارائه میکنند یا وظیفهای را بر عهده دارند مانند اعلام گزارش هواشناسی که خود به تنهایی ارائه اطلاعات میکند یا تیتراژ برنامه که حکایت از شروع برنامه خاصی دارد. در این مقوله میتان فتوکلیپ را نیز مثال زد که با برخوردار بودن از یک سناریو، به القاء مفهومی به مخاطب میپردازد.
در هر دو شیوة مذکور دو سبک کاری وجود دارد.
هر سفارش گرافیکی که در قاب تلویزیون بدون هیچ حرکتی ( چه حرکت فرمی در داخل طرح و چه حرکت دوربین روی اثر) به نمایش درآید، در گروه گرافیکهای ثابت قرار دارد و اغلب در قالب کپشن، بک مجری، یا زیرنویس ارائه میشود. کپشنهای ثابت، زمانی که قرار است پیامی را به تنهایی به مخاطب القاء نماید، اگر سه نکتة ذیل را رعایت کند ، موفق خواهد بود.
●خلاصهگویی
استفاده نکردن از نوشتههای طولانی و بهرهگیری از تصویری که ارتباط نزدیکتری با پیام دارد.
●ایجاز
|
استفاده تمثیلی از تصاویری که بتواند مفهوم پیام را به گونهای استعارهای به مخاطب منتقل کند.
●هدایت دید مخاطب
با رعایت اصول نگاه کردن در صفحه از راست به چپ و از بالا به پایین و بهرهگیری از قابلیتهای هدایت فرمی و رنگی در قاب تصویر ، چشم بیننده به ترتیب روی عناصر موجود (طبق هدف پیام) هدایت شود.
در این نوع گرافیک نیز رعایت سه نکته مذکور در گرافیک ثابت لازم بوده و علاوه بر آن رعایت نکات دیگری چون تاثیر توالی تصویر، نوع حرکت فرمی در کادر تلویزیون و پرهیز از ایجاد تحرکهای فرمی که به خودی خود جلب توجه کند و در خدمت هدف طرح نباشد، لازم است.
تولیدات زیادی را میتوان در این بخش جای داد. از جمله تیتراژ برنامهها ، فتوکلیپ، گرافیککلیپ و نمودارهای متحرک.
آنچه تاکنون از نظرتان گذشت مقدماتی بود در رابطه با گرافیک تلویزیونی و در ادامه مطالبی در خصوص گرفیک خبری آورده میشود.
امروزه گرافیک یکی از عناصر اصلی در ارائه اطلاعات است . این مهم بطور دقیق اهمیت گرافیک در میان مجموعه عناصر تشکیل دهنده خبر را نشان میدهد.
دانستن اینکه برای چه خبری میتوان کپشن ارائه کرد و چه کاری در این قالب نمیگنجد، هم به سرعت آمادهسازی خبر میافزاید و هم کیفیت کار ارایه شده را افزایش خواهد داد و از پخش کپشنهایی که شاید از ارزش هنری کمی برخوردار باشند، باید پرهیز کرد.
■ انتخاب اول
با در نظر گرفتن این نکته که بیننده خبر همیشه از اخبار، انتظار تازگی و زنده بودن را دارد، شایسته است در ارایه خبر اولویت با پخش جدیدترین تصاویر رئال و مرتبط با همان خبر باشد.
■ انتخاب دوم
در صورتی که تصاویر مربوط به خبر خاصی در دسترس نباشد، میتوان از تصاویر آرشیوی بهره گرفت. در این انتخاب لازم است تصاویری که همراه خبر به نمایش درمیآید، بیش از 80 درصد با خبر هماهنگی داشته باشد.
■ انتخاب سوم
زمانی که تصاویر موجود کمتر از 50 درصد با مفهوم خبر ارتباط برقرار نماید، استفاده از اثر گرافیکی لازم است و در این شیوه، اثر گرافیکی باید قبل از فیلم آرشیوی استفاده شود تا ذهن و نگاه مخاطب را برای موضوع و پیام خبر آماده کند و در پی آن از تصویر آرشیوی استفاده شود.
■ انتخاب چهارم
چنانچه تصاویر آرشیوی موجود کمتر از 30 درصد با خبر ارتباط مفهومی برقرار کند، لازم است از پخش تصاویر آرشیوی خودداری و از گرافیک به تنهایی برای آن خبر استفاده کرد.
■ انتخاب پنجم
گاهی با وجود تصویر به روز در مورد خبر، میتوان برای ایجاد تأکید خاص یا اشاره ویژه به بخش یا پاراگرافی از متن خبر از گرافیک بهره گرفت.
■ انتخاب ششم
برای ارائه اطلاعیههایی که از اتفاقی در مکان و زمانی در آینده حکایت میکند (چون هنوز هیچ تصویر مستندی از آن تولید نشده است)، لازم است از گرافیک استفاده شود. به طور کلی برای پیش خبرهایی مانند برگزاری نمایشگاهها، سمینارها و ... استفاده از گرافیک مناسبتر خواهد بود.
■ انتخاب هفتم
هنگامی که چند خبر همراه تصویر پخش شده و لازم است مکث تصویری رئال داده شود تا چشم و ذهن بیننده برای دریافت خبر بعد که سنخیت متفاوتی با خبرهای ارایه شده دارد، بهتر است از گرافیک استفاده شود.
■ انتخاب هشتم
معمولاً برای پرهیز از نمای تصاویری که روحیه بیننده را آزار میدهد، از گرافیک استفاده میکنند.
■ انتخاب نهم
در ارتباطهای تلفنی که به تصویر گزارشگر یا تصویر مرتبط با مطالبی که وی به آن اشاره میکند، نیاز داریم از گرافیک استفاده میشود.
■■ منابع: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* مقاله حاضر حاصل هفده سال تجربه نگارنده در گرافیک خبر است.
تأملی به گرافیک خبر
مهندس حجتا... عباسی
هنر گرافیک سابقهای طولانی در ایران دارد. ایجاد نقش روی سنگ و سفالش، گچبری، کاشیکاری و کتابت خطوط کوفی، نسخ، ثلث ، نستعلیق و مصور کردن کتاب و تذهیب و آرایش آن و نیز تهیه پارچه و قالی و حکاکی روی وسایل مختلف زندگی از جمله مظاهر آن بوده است. در دوره قاجار با ورود صنعت چاپ، گرافیک ایران وارد دوره جدیدی میشود که تا امروز ادامه دارد. (گرافیک مطبوعاتی ، 1379 ، ص 1)
با تولد رسانههای تصویری هنر گرافیک تکامل تازهای مییابد، صنعت سینما موجب تحول نوینی در هنر گرافیک میشود، استفاده از گرافیک در عنوانبندی، تیتراژ فیلم و تصاویر تزیینی و دیگر زمینهها کاربرد گستردهای مییابد.
با اختراع تلویزیون گرافیک علاوه بر زمینههای قبلی در تولید فیلمهای مخصوص کودکان و نوجوانان، فیلمهای داستانی ، تخیلی ، طراحی نقشه و نمودار کارکرد جدیدی پیدا میکند. «طرحهای گرافیکی کامپیوتری آخرین تحول تکنیکی در زمینه مولدهای الکترونیکی تصویر است ، این امکانات قادرند تصاویر خاصی را بدون دوربین تولید کنند. کاربرد این امکانات در جلوههای جانبخشی بسیار وسیع بوده و نتایج جالبی به بار میآورد.» (فن برنامهسازی تلویزیونی ، 1380 ، ص 226)
هنر گرافیک، هنری درو نزا در ایران است و در واقع وارداتی نیست هر چند برای بالندگی خود از تجربیات هنرمندان دیگر دیار به خوبی استفاده برده است. از این رو ابعاد کمّی و کیفی این هنر توسعه قابل توجهی متناسب با عصر خود یافته است، به طوری که در عصر صنعتی کمتر حوزهای در جوامع انسانی یافت میشوند که به شکلی متأثر از صنعت گرافیک نباشد.
هنر گرافیک در صنعت رسانهای از جمله سینمایی، تلویزیونی و مطبوعاتی، عکاسی و تئاتر، صنعت تبلیغات و بازاریابی ، صنعت بستهبندی در تمام ابعاد متنوع آن و طراحی صنعتی در شکلهای گوناگون ، صنایع دستی ، صنعت چاپ و دیگر زمینههای اقتصادی، اجتماعی توسعه انکارناپذیری یافته است.
هر یک از زمینههای یاد شده نیز از زیر مجموعههای گستردهای برخوردار نیستند که هنر گرافیک در آنها کاربرد ویژهای دارد.
در واقع کاربرد هنر گرافیک در صنایع و زمینههای گوناگون ناشی از سلسله نیازهای جوامع و به منظور ایجاد ارتباط با مخاطبان یا مشتریان و تأثیرگذاری بر آنان است و میتوان اذعان داشت که «ارتباط» تحولی بزرگ در صنعت گرافیک ایجاد کرده است.
انواع گرافیک
امروزه هنر گرافیک در رسانه، گستره بزرگی از فعالیتها را دربرمیگیرد که هر یک کارکرد و اهمیت خاصی دارند.
گرافیک سینمایی Film Graphics
معنی و مفهوم گرافیک سینمایی ، کاربرد حرکت در تصاویر گرافیکی است که عمدتاُ به منظور تحقق هدف مشخصی مورد استفاده قرار میگیرد. (گرافیک در عنوان بندی فیلم ، 1376، ص 29)
گرافیک تلویزیونی TV Graphics
مفهوم گرافیک تلویزیونی به دو زمینه متفاوت کاری تقسیم میشود. نخست کارهایی که اساساً برای صفحه تلویزیون طراحی شدهاند. دوم تولیدهایی که فقط میتوانند با ابزارهای متعلق به فنون تلویزیونی تهیه شوند. (همان ، ص 37)
گرافیک ویدیویی Video Graphics
گرافیک ویدیویی اصطلاحی است که برای نوعی رسانه به کار میرود. مقصود شیوهای از آفرینش طرحهای گرافیکی است که اختصاصاً متناسب با توان نمایش و کنتراست (Contrast) بر صفحه تلویزیون طرحریزی میشود. (همان ص 29)
گرافیک کامپیوتری Computer Graphics
به کار گیری ماشین در خلق تصاویر گرافیکی از دو انگیزه متفاوت ناشی شده است. اول انگیزه اقتصادی و دوم انگیزه طرح در استفاده از آن . (همان ، ص 57)
گرافیک لیزری Laser Graphics و هولوگرافی Holography
لیزر به معنی تقویت نور از راه گسیل برانگیخته تابش است و هولوگرافی به صورت شیوه تشکیل تصویر سه بعدی پیچیدهای است.
هنر گرافیک به لحاظ شکلی به دو دسته عمده در ستون بعد تقسیم میشود.
● گرافیک ایستا
مانند کاربر گرافیک در صنعت چاپ به مفهوم توسعه یافته آن از قبیل کتاب ، مطبوعات ، روزنامه ، نشریات و هرگونه طراحی روی کاغذ و پارچه و ...
● گرافیک متحرک
مانند کاربرد گرافیک در سینما ، تلویزیون ، ویدیو و کامپیوتر.
«افزودن یا حذف کلمات، نمایش حرکت، نمایش جریان مایع، نمایش تغییرات جریان مایع (غلظت یا رنگ)، نمایش جهت (حرکت هواپیما) ، جلب توجه به جزییات ، حرکت جزئیات به اطراف، نمایش تغییرات در اندازه حجم و مقدار، برداشتن رویه برای نمایش جزئیات زیر سطح، نمایش بخشهای بزرگ شده موضوع از جمله مواردی است که برای خلق حرکت در تصاویر گرافیکی استفاده میشود.» ( فن برنامهسازی تلویزیونی ، ص 271)
مراد ما کاربرد گرافیک در تلویزیون و بالاخص اخبار تلویزیونی است. از این رو به صورت اجمالی به این موارد میپردازیم.
گرافیک تلویزیونی
گرافیکهای تصویری و نموداری از پر استفادهترین عوامل تصویری در برنامههای تلویزیونی هستند زیرا این عوامل اطلاعات لازم را به طور فشرده و روشن در چند لحظه به بیننده نشان میدهند. به کمک این عوامل میتوان پیشرفت و گسترش موضوع، ابعاد و روابط فیمابین موضوعات را نشان داد. آمار و ارقام را قابل مهم ، جالب و مطالب پیچیده را ساده کرد. (فن برنامهسازی تلویزیونی ، ص 264)
این هنر به شکلهای گوناگون از قبیل تصویری ، نوشتاری، رسم اشکال هندسی (رسم جدول ، نقشه ، نمودار ، اشکال) و طراحی در بسیاری از قالبهای برنامهسازی تلویزیونی کاربرد دارد.
هنر گرافیک، انبوه عظیم اطلاعات را در کوتاهترین زمان ممکن متناسب با ادراک مخاطب به او منتقل میکند و در واقع بین حواس پنجگانه انسان هیچ کدام توانایی چشم را در جذب انبوه اطلاعات در مدت کم ندارد.
هر چند دانش و سواد در فهم گرافیک بسیار مؤثر است ولی افراد بیسواد نیز قادر به فهم گرافیک و کسب اطلاعات از این طریق فارغ از نوع زبان و گویش خود هستند.
خلق تصویر برای جذابیت اخبار بدون استفاده از تصویر یا فیلم و با استفاده از امکانات استودیویی ، دستاندرکاران رسانهها را قادر ساخته است تا در صورت دسترسی نداشتن به تصاویر وقایع و رخدادها، جانشین مناسبی برای تصاویر تلویزیونی ایجاد کنند.
گرافیک اخبار تلویزیونی
گرافیک در اخبار تلویزیونی به صورت نوشتار، ترسیم اشکال هندسی, انواع نمودارها و ایجاد تصاویر مرتبط با موضوع خبر کاربرد دارد.
از این رو همچنان که اخبار وقایع و رویدادها بر اساس ویژگیهای فرهنگ ملی تولید و پخش میشود، هنر گرافیک به عنوان جزیی از خبر تلویزیونی باید برخاسته از ویژگیهای فرهنگ ملی و مختصات فرهنگی کشور باشد.
هنر گرافیک به لحاظ ایجاز و گزیدهگویی ، تنوع رنگ و ایجاد نمودارها متناسب با سلایق و علایق مخاطبان نقش مؤثری در جذاب کردن اخبار دارد.
گرافیک نقش خارقالعادهای در انتقال مفاهیم و اطلاعات دارد و از اینرو به خوبی در ذهن مخاطب نقش میبندد و علاوه بر آن مخاطبان را در انتقال مفاهیم خبر برای دیگران در ارتباط میان فردی یاری میدهد.
در فرآیند تولید و پخش اخبار تلویزیون ، سردبیران اخبار بطور مستمر با دستهای از اخبار مواجه میشود که امکان تهیه تصاویر برای آنها به علل مختلف وجود ندارد و در عین حال پخش اینگونه اخبار را برای مخاطبان سودمند میدانند.
برجستهسازی در خبر، نشان دادن روند فعالیتهای یک دستگاه در سالهای مختلف به صورت مقایسهای در قالب نمودارها و اشکال هندسی ، نشان دادن بزرگی و کوچکی فعالیتها نیز از جمله کاربردهای این هنر هستند.
طرحهای گرافیکی در مقایسه با اعزام گروههای خبری کم هزینهتر و بیدردسرتر و سهلالوصولتر است و از این منظر مزیت بهتری نسبت به تهیه تصویر یا فیلم توسط گروههای خبری دارند.
در بعضی موارد طرحهای گرافیکی جایگزین مطمئنی برای انتقال اطلاعات و اخبار به مخاطب هستند. به عنوان نمونه در ماجرای بحران عراق و تهاجم همه جانبه کشوهای غربی علیه این کشور، نشان دادن نحوه حرکت نیروهای مهاجم از زمین و هوا از طریق تصویر کار آسانی نبود و نمیشد به صورت همزمان آن را به مخاطب نمایش داد و در صورت امکان نیز مدت زمان زیادی را برای پخش نیاز داست. از این رو بخشهای خبری تلویزیونی سیمای جمهوری اسلامی ایران با طراحی مناسب گرافیک و نشان دادن مسیر حرکت و تقابل نیروهای متخاصم روی نقشه عراق، در مدت 2 ثانیه حجم گستردهای از اطلاعات را به صورت جامع در اختیار مخاطبان قرار میدادند. همچنین اخبار هواشناسی که هر شب با استفاده از نقشه گرافیکی در بخشهای خبری پخش میشود، در کوتاهترین زمان ممکن ، وضعیت هوای جهان و ایران را به مخاطب منتقل میکنند.
در بعضی موارد سرعت انتقال اطلاعات و اخبار از طریق گرافیک در مقایسه با پخش تصویر و کلام زیادتر است. مثلاً اگر زلزلهای در منطقهای رخ دهد، طرح گرافیکی متناسب با ابعاد خبر روی صفحه تلویزیون ، در یک ثانیه مخاطبان را از وقوع زلزله آگاه میکند؛ در حالی که هیچ گویندهای نمیتواند خبر زلزله را در یک ثانیه برای مخاطبان بیان کند.
در چنین مواردی است که مخاطبان وقتی اینگونه طرحهای گرافیکی را روی صفحه تلویزیون میبینند، پیش از آنکه کمترین کلامی از گوینده خبر پخش شود به موضوع خبر و بعضی از جوانب آن وقوف مییابند و توجه آنان برای شنیدن به نحتوای خبر زیاد میشود.
| دسته بندی | مامایی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 140 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول(کلیات)
مقدمه
بیان مساله.........................
ضرورت و اهمیت تحقیق..................
اهداف بررسی........................
تعریف مفاهیم.......................
فصل دوم(بررسی و نقد منابع)
مقدمه ............................
سابقه و پیشینه مطالعات انجام شده در
ایران و خارج از کشور..............
فصل سوم(روش پژوهش) مقدمه...............................
فرضیات..............................
روش تحقیق............................
جامعه آماری.........................
تعیین حجم نمونه .....................
روش نمونه گیری.......................
ابزارو روش گردآوری اطلاعات.............
روش استخراج و تجزیه و تحلیل داده ها...
فصل چهارم(تجزیه و تحلیل داده ها)
مقدمه...............................
توصیف داده ها.........................
آمار استنباطی.....................
فصل پنجم(جمع بندی ونتیجه گیری) مقدمه..............................
نتایج آمار توصیفی..................
نتایج آمار استنباطی................
جمع بندی............................ پیشنهادات..........................
منابع فارسی........................
منابع لاتین.........................
چکیده.............................
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
1. جدول و نمودار شماره (1): توزیع فراوانی نسبی وزن هنگام تولد نوزادان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
2. جدول و نمودار شماره (2): توزیع فراوانی نسبی تعداد حاملگی در کل جمعیت مورد مطالعه
3. جدول و نمودار شماره (3):تعیین نسبت جنسی بدو تولد نوزادان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
4. جدول و نمودار شماره (4): توزیع فراوانی نسبی شغل مادران بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
5. جدول و نمودار شماره (5): توزیع فراوانی مطلق و نسبی نوع زایمان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
6. جدول و نمودار شماره (6): توزیع فراوانی مطلق و نسبی فصل زایمان بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
7. جدول و نمودار شماره (7): توزیع فراوانی مطلق ونسبی فاصله حاملگی فعلی از حاملگی قبلی بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
8. جدول و نمودار شماره (8): توزیع فراوانی نسبی شروع اولین ماه مراقبت حاملگی مادر باردار بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
9. جدول و نمودار شماره (9): توزیع فراوانی مطلق و نسبی تعدادمراقبت حاملگی مادر باردار بر حسب مناطق ودر کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
14. جدول و نمودار شماره (14): توزیع فراوانی میانگین تعداد حاملگی بر حسب سطح تحصیلات مادران در کل جمعیت مورد مطالعه
فهرست جداول ونمودارها
صفحه
مقدمه:
محیط اجتماعی و اقتصادی زائیده روابط متقابل اجتماعی، اقتصادی و مناسبات اقتصادی میان افراد یک جامعه میباشد. روابط اجتماعی در سطوح وسیع موجد نهادهای اجتماعی خواهد بود.نهادها به نوبه خود جهت بقاء هر جامعه بوجود می آید وساخت یک اجتماع را شکل میدهد. جوامع متعدد بشری دارای خصوصیات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و ژنتیکی خاص خود میباشند.هر گونه مطالعه ای که درباره انسان صورت گیرد باید در چارچوب زمانی مکانی مشخص انجام پذیرد.چرا که جوامع در حال تحول دائمی هستند.انسان به عنوان موجودی اجتمایی که در جامعه دارای روابط متقابل متعددی است واز محیط اجتمایی ،اقتصادی تاثیر میپذیرد وتاثیر میگذارد مورد مطالعه علوم متعددی از جمله علم انسان شناسی زیستی قرار گرفته است. مراد از انسان شناسی زیستی مطالعه خصوصیات زیستی وبدنی تکامل وتحول انسان و اختلافات زیستی موجود میان انسانها است.این علم به مطالعه منشا تغییرات وتفاوتهای موجود میان افراد یک گروه از یک طرف و میان گروهها و جمعیتهای انسانی از طرف دیگر میپردازد.درانسان شناسی زیستی مطالعه اختلافات موجود میان انسانها با توجه به رشد ونمو و اختلافات تشریحی امری ضروری است و مقایسه وضع فیزیولوژیک، متابولیک و بیوشیمیک بدن در گروههای مختلف انسانی نیز انجام میشود. انسان شناسی زیستی همچنین تفاوت اندازه های بدن را در میان افراد مختلف از یکطرف ومیان گروههااز طرف دیگر مطالعه ومقایسه میکند.مطالعه خصوصیات زیستی و بدنی را با توجه به مطالعات علوم انسانی و اجتمایی انجام میدهد.
باتوجه به مطالب بیان شده روشن میگردد که آنچه در این تحقیق در پی آن هستیم بررسی تفاوت خصوصیات کمی در نزد افراد مختلف با توجه به شرایط محیطی متفاوت از جمله شرایط مربوط به مادر، محیط خانوار،سن ازدواج،رابطه خویشاوندی وغیره میباشد.بدین منظور با مطالعه کلیه منابع علمی در دسترس و شناسایی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران و نوزادان، مطالب طبقه بندی شده و بر اساس آن متغیر های تحقیق شناسایی شد و فرضیه های مورد نظر ارائه گردید و سپس اقدام به جمع آوری اطلاعات جهت آزمون فرضیه ها شده است .گزارش و ارائه این پژوهش در پنج فصل به شرح ذیل تهیه و تنظیم شده است :
فصل اول در برگیرنده مقدمه ،بیان مساله ،اهمیت و ضرورت ،اهداف تحقیق و تعریف مفاهیم و متغیرها میباشد .فصل دوم شامل چهارچوب تئوریک و پیشینه تحقیق میباشد.فصل سوم روش شناسی شامل معرفی متغیرهاوارائه فرضیه های تحقیق ،تعیین نمونه و جامعه آماری ،روشهای نمونه گیری ،نحوه جمع آوری اطلاعات وچگونگی استخراج آنها بحث ومعرفی شده است .فصل چهارم به یافته های تحقیق میپردازد که به سه بخش جداول مربوط به ویژگیهای بهداشتی و جمعیتی مادران (توصیفی) ،جداول مرتبط با ویژگیهای بهداشتی نوزادان(توصیفی) و جداول ارتباط بین ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران با ویژگیهای بهداشتی نوزادان (استنباطی )تقسیم بندی شده است .فصل پنجم به بحث و نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها بر اساس یافته های تحقیق پرداخته ونتایج تئوریک و عینی تحقیق حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .در پایان گزارش،منابع و ماخذ مورد استفاده در تحقیق آمده است.
بیان مساله:
همانطوریکه مشخص است مجموعه شرایط وعوامل بدنی، روانی، اجتماعی ،جمعیتی و بالاخره ژنتیکی، محیطی را برای جنین و نوزاد فراهم میکند که به طور قاطع و محسوسی بر هنجارهای حیاتی و زیستی او تاثیر میگذارند .
تنها عامل مهم بقاء نوزاد و تامین رشد ونمو او که در جهان ودر تمام گروههای جمعیت شناخته شده است پیشگیری از تولد نوزاد با وزن کم میباشد. در واقع در نوزادان سبک وزن (کمتر از 2500گرم)احتمال اینکه نوزاد بمیرد سه برابر است.
در کشور ما بر اساس مطالعه آقای دکتر ملک افضلی در سال 1371 نشان میدهد نسبت کم وزنی در کودکان شهری 7%ودر کودکان روستایی 8%میباشد .در استانهایی مانند کردستان ،سیستان و بلوچستان ،هرمزگان و لرستان نسبت کم وزنی نوزادان بالاتر است واین به دلیل محرومیت این استانها و مسائل مرتبط با محرومیت نظیر تغذیه مادران و کودکان است .معمولا در این استانها زنان به کارهای سخت اشتغال دارند که این مساله ارتباط خیلی نزدیک با وزن نوزاد دارد
بی تردید سلامتی جوامع ارتباط مستقیم با سلامتی و بقاء مادران و کودکان دارد.وقتی مادران زنده بمانند و رشد کنند کودکانشان نیز زنده مانده و رشد خواهند کرد .وقتی مادران و کودکان زنده بمانند و رشد کنند جوامعی که آنها در آن زندگی می کنند پیشرفت خواهند کرد.
مادران و کودکان بیشماری در جهان در اثر وضعیت بد بهداشتی، فقر غذایی و مراقبتهای بهداشتی نامناسب میمیرند و یا از عوارض آن رنج میبرند .سالانه بیش از نیم میلیون مادر در اثر بارداری و زایمان میمیرند. در همین زمان 6/10میلیون کودک زیر 5 سال بر اثر معدودی بیماری قابل پیشگیری و درمان پذیر جان خود را از دست میدهند.تقریبا تمامی این مرگها در کشورهای با درآمد پایین یا متوسط و در بین فقیرترین افراد در این کشورها روی میدهد.
مادران و کودکان بیشماری هر ساله از بیماری رنج میبرند یا میمیرند .میلیونها مادر و کودک در هر سال به علت حاملگی، زایمان و یا در اوایل کودکی جان خود را از دست میدهند .بسیاری دیگر از وضعیت بد بهداشتی و سوء تغذیه رنج میبرند. نوزادان «28-0روزه »در معرض بیشترین خطر برای مرگ هستند(2004who)
در هر دقیقه یک مادر بر اثر عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست میدهد به عبارت دیگر 1400 مادر هر روزو6/10میلیون مادر در هر سال(who2005) جان میبازند. در هر دقیقه 20 کودک زیر 5 سال میمیرد.این یعنی 30000مرگ کودک در هر روز و.نوزادان کمتر از یکماه در معرض بیشترین خطر هستند .سالانه حدود 4 میلیون مرگ از بین تمامی مرگهای زیر 5سال در بین نوزادان اتفاق میافتد(لاون و همکاران 2004)
70 درصد کل مرگهای مادران در اثر 5 عامل اتفاق می افتد :خونریزی( 24درصد) ،عفونت (15 درصد) ،سقط غیر ایمن (13 درصد)، بالا بودن فشار خون (12 درصد) و زایمان سخت( 8 درصد). با وجود این فقر، تبعیض اجتماعی، پایین بودن سطح تحصیلات و خشونت علیه زنان مهمترین علل زمینه ای مرگ ومیر و ناتوانیهای مادران را تشکیل میدهند. زنانی که در سنین پایین باردار میشوند، آنان که تعداد بارداریشان زیاد است، آنان که از بیماریهای عفونی مثل مالاریاو یا سل رنج میبرند وآنان که دچار سوء تغذیه یا کم خونی هستند بیشتر در معرض مرگ ومیر قرار دارند.
بیشترین عواملی که جان نوزادان«28-0روزگی»را تهدید میکند در اثر ترکیبی از شرایط دوره پریناتال یعنی زمان حول وحوش تولد (مثل وزن کم زمان تولد، صدمات زایمانی و خفگی زمان تولد )و عفونت های شدید است.
بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است. وقتی مادران و کودکان، بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشورهای آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.
بهداشت ضعیف یکی از دلایل اصلی فقیر شدن و فقیر ماندن خانواده است (نارایان و همکاران 2000 )مادران و کودکان بیمار باعث افزایش هزینه های خانواده میشوند. قیمتها و کسری مخارج مهمترین عوامل بازدارنده برای دریافت خدمات بهداشتی هستند که منجر به تاخیرهای خطرناک برای جستجوی کمک در خارج از خانه بویژه برای زنان حامله و کودکان میشوند.(2003oecd,who)وقتی یک مادر بیمار شده یا میمیرد سهم مولد او در خانه ، نیروی کار، اقتصاد و جامعه از بین میرود و بقاء و تحصیل فرزندان وی به مخاطره می افتد. هر سال حدود یک میلیون نفر از کودکان خردسال به واسطه مرگ مادرانشان میمیرند.(2003who)
بهداشت خوب کودکان امری الزامی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی است (بانک جهانی 1993)تخمین زده شده که به ازاء هر یک دلار سرمایه گذاری برای سلامت کودک 7 دلار از طریق کاهش هزینه های رفاه اجتماعی و افزایش قدرت تولید جمعیت جوان یا بالغین ذخیره میشود . (بانک جهانی 1996)وقتی کودکی بیمار شده ویا میمیرد هم خانواده وهم جامعه صدمه میبیند بیماریهای پی در پی و سوء تغذیه روی تکامل و نمو ذهنی اندازه جسمانی و توانایی کودکان خردسال تاثیر میگذارد. این امر باعث کاهش موفقیت در تحصیل بعلاوه کاهش در قدرت تولید و ظرفیت کار در سالهای آینده عمر میشود (کمیسیون اقتصاد ماکرو و بهداشت2001)
با توجه به مطالب فوق وحساسیتهای موجود پیرامون موارد مذکور،این مطالعه درصدد است تابه سوالات کلیدی از جمله اینکه آیا ویژگیهای جمعیتی مادراعم از سن ازدواج،سن حاملگی ،سطح تحصیلات ویا ویژگیهای بهداشتی او اعم از سوابق حاملگیهای قبلی وی بر سلامت نوزاد او تاثیرگذار است یا خیر ؟،پاسخ دهد.در حقیقت سوالات فوق پرسشهای اصلی تحقیق هستندکه موردمطالعه و آزمون قرارخواهند گرفت .امید است که با ارائه پاسخهای صحیح و منطقی به سوالات فوق توانسته باشیم گامی کوچک در جهت کمک به برنامه ریزان و دست اندرکاران امور بهداشتی و جمعیتی برداشته ونیز نقطه عطفی باشد در زمینه مطالعاتی از این قبیل در حوزه علوم جمعیتی
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
به جهت اهمیت بسیار زیاد سلامت مادر وکودک، موضوع روز جهانی بهداشت سال 2005" مادران و کودکان سالم "است ودر همین راستا بیش از 189 کشور در مورد قطعنامه هزاره و پیگیری اهداف توسعه هزاره متعهد شده اند.
بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است.اما غالبا به این دلیل که زنان و کودکان ضعیف ترین اعضاءجامعه هستند نیازهای آنان درک نمیشود. وقتی مادران و کودکان بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشور آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.خدمات پیشگیری باعث کاهش ناتوانیهای مربوط به دوران کودکی شده و میزان سرباری اجتماع را کاهش می دهد.
علاوه بر هزینه های اقتصادی آن برای کل جامعه افزایش باروری با زحمات و هزینه های زیادی برای زوجها به خصوص مادران همراه است. هر بار حاملگی و وضع حمل روی سلامت واحتمال زنده ماندن مادر اثر دارد.در طی مدت بارداری مادر ممکنست از عوارض بارداری به خصوص کم خونی رنج ببردوبه علت ضعف جسمی در معرض ابتلاء به بیماریهای مختلف قرار گیرد .در نتیجه این بیماریها غالبا جنین نیز صدمه دیده و قبل از موعد سقط میشود و معیوب یا مرده به دنیا می آید. هر کدام از این حوادث به نوبه خود روی سلامت جسمی وروحی مادر اثر گذاشته و ممکنست ادامه حیات او را مورد تهدید قرار دهد.بدیهی است هر چه وضع مالی خانواده ضعیفتر باشد احتمال بروز عواقب نامساعد باروری بیشتر خواهد بود.خطرات بالا به خصوص در مورد مادران جوان (کمتر از 20ساله)بسیار بالاست.
حاملگیهای متعدد و نزدیک به هم روی سلامت کودکان خانواده هم اثر معکوس گذاشته و سلامت آنها را به خطر می اندازد. ناتوانی مادر از رسیدگی به کودکان متعدد و از لحاظ سنی نزدیک به هم یکی از دلایل عمده این تاثیر معکوس است. ناتوانی خانواده از تامین نیازهای غذایی ،بهداشتی و تربیتی فرزندان متعدد در سلامت جسمی و روانی کودکان و دسترسی آنان به فرصتهای لازم برای آموزش و پرورش حائز اهمیت است. پایین بودن نسبی قد ووزن کودکان متعلق به خانواده های بزرگ ،بالا بودن نرخ مرگ ومیر کودکان واطفال در این قبیل خانواده هاو بالاخره عقب ماندگی هوشی و درسی کودکان متعلق به خانواده های بزرگ در مقایسه با خانواده های کوچک شواهد بارزی از تاثیر منفی باروری بالا بر روی سلامت و رشد طبیعی کودکان به دست میدهد.یکی دیگر از مضرات حاملگیهای مکرر واز لحاظ زمانی نزدیک به هم مداخله با امکان شیر دادن کودک توسط مادر وبه این ترتیب به خطر انداختن سلامت وامکان بقای مادران میباشد. لذا شیر دادن به کودکان هم از لحاظ حفظ سلامت کودک حائز اهمیت فراوان است و هم از بوجود آمدن بسیاری از بیماریها در مادر ازجمله ازخطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان پیشگیری میکند. بنابر این تشویق مادران به شیر دادن نوزادان به عنوان جزئی از برنامه های بهداشت باروری مورد تاکید قرار گرفته است.
طبق تخمینهای سازمان بهداشت جهانی همه ساله بیش از 585000زن جوان بر اثر عوارض ناشی از آبستنی و وضع حمل میمیرندو چون حدود 98%کل آبستنیها در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه صورت میگیردمیتوان حدس زد که اکثریت قاطع مرگهای مادران جوان بر اثر عوارض بارداری نیز در همان مناطق اتفاق میافتد.به همین ترتیب بیش از 11میلیون کودک کمتر از 5 سال هر سال در کشورهای در حال توسعه از بین میروند.
حاملگیهای نزدیک به هم با خطر بیشتری برای سلامت و حیات کودکان همراه است. کودکانی که کمتر از دو سال بعد از تولد بچه قبلی به دنیا می آیند، دو برابر بیش از کودکانی که با فاصله دو سال یا بیشتر به دنیا می آیند در معرض خطر مرگ ومیر در سال اول زندگی قرار دارند .به این ترتیب با افزایش فاصله آبستنیها به دو سال یا بیشتر میتوان به طور متوسط مرگ ومیر اطفال را به اندازه یک چهارم (بیست و پنج درصد)تقلیل داد.
کودکان مادرانی که کمتر از 20 سال دارند یک ونیم برابر بیش از کودکان مادران 29-20ساله در معرض خطر مرگ و میر دوران طفولیت قرار دارند .در هر دقیقه حداقل یک نفر زن جوان بر اثر عوارض ناشی از حاملگی و وضع حمل از بین میروند. احتمال اینکه یک زن متعلق به کشورهای در حال توسعه در طول دوره زندگی خود براثر این قبیل عوارض از بین برود سو هشت برابر بیش از همین احتمال در مورد زنان کشورهای پیشرفته است.
زنان به سن باروری و کودکان زیر 5 سال به ترتیب حدود 12و23درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. 4 نفر از 5نفر جمعیت جهان نیز در در کشورهای رو به رشد زندگی میکنند. سلامت زنان و کودکان این کشورها مستقیما دستخوش پیامد زاد وولدها و مرگهای فراوان و نیز بیماریهای عفونی و سوء تغذیه است .در این تردید نیست که آینده هر کشور و حتی نوع بشر به سلامت کودکان بستگی دارد. برای آنکه کودک به بزرگسالی سالم و توانا بدل شود نیازمند برخورداری از غذای کافی ،آب سالم، آموزش و مراقبتهای بهداشتی و شرایط ا من زندگی است .سلامت کودکان از سویی در گرو آن است که خود سالم به دنیا آیند و آسیب پذیریهای شدید نخستین روزها و سالهای حیات را پشت سر نهندو از سوی دیگر مادران باید از سلامت کافی برای مراقبت از آنها برخوردار باشند .زاد و ولد فراوان و با فواصل اندک دست یافتن به این حال را دشوار و گاه غیر ممکن میکند. یکی از جلوه های جمعیتی در کشورهای در حال توسعه جهان فاصله اندک تولدهاست. در این حال نه بدن مادر فرصت جبران نیرو و توان از دست رفته در جریان حاملگی قبلی را می یابد و نه مجالی برای مراقبت از کودک باقی میماند .به این ترتیب حاملگیهای با فاصله اندک خود به یکی از عاملهای مرگ کودکان تبدیل میشود . در شرایط جمعیتی کشورهای در حال توسعه کثرت تعداد فرزندان خانواده مساله ای عمده است. بررسیهای فراوان نشان داده است که هر چه شمار فرزندان (رتبه تولد )زیادتر میشود بر مرگ کودکان زیر یکسال نیز افزوده میگردد.
یکی از نتایج تعدد فرزندان خانواده اثر سوء آن بر سوء تغذیه کودکان است. هر چه تعداد فرزندان خانواده بیشترشود بر هزینه غذای خانوار افزوده و از سرانه غذای افراد آن کاسته میشود.
حاملگیهای مکرر ونزدیک به هم مانع بازیابی سلامت مادر میشود و مجالی برای تامین ذخایر عمده ای که مادر صرف پرورش جنین خود کرده است پدید نمی آید.به همین دلیل است که با افزوده شدن به تعداد فرزندان، سلامت مادر و کودک هر دو دستخوش اختلال و بحرانهای شدید میشود.بستگی شدید میان سلامت جسمی و روانی مادر و فرزند او آنقدر آشکار است که جای گفتگو ندارد. این ارتباط بخشی از فرآیند مداوم و دامنه داری است که گاه سبب میشود اختلال در سلامت طی چندین دهه از نسلی به نسل دیگر پایدار بماند. تداوم این اختلال حاصل مجموعه ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بیولوژیک است .مادر بیمار و ناتوان کودکی به دنیا می آورد که احتمال بقاء او چندان زیاد نیست و اگر زنده بماند ابزاری برای تداوم اختلال در سلامت خود او خواهد بود. مادر نیز انرژی وامکان کافی برای مراقبت از فرزند نخواهد داشت .فرزند او اگر دختر باشد همچون بسیاری از دختران جوان دنیای در حال توسعه با بیماری کم غذایی و شرایط دردناک اقتصادی ،اجتماعی رو به رو خواهد بود واین چرخه همچنان ادامه می یابد. این دختر ممکن است مبتلا به کمخونی، عفونتهای انگلی یا بیماریهای مختلف واگیردار شود که در کنار سوء تغذیه پایدار توان او برای مقابله با بسیاری از مخاطرات اولین سالهای حیات رابه تحلیل میبرد.
در این پژوهش کوشش شده است که عوامل اثر گذار بر سلامت نوزاد(عمدتا وزن تولد)مورد بررسی قرار گیرد.با توجه به اینکه بسیاری از عوامل ایجاد کننده کم وزنی را میتوانیم با مراقبتهای صحیح در دوران بارداری و قبل از آن برطرف کنیم و بخصوص اینکه کم وزنی خود یک عامل مهم ابتلا به بیماریهای زمان نوزادی و شیر خواری و همچنین مرگ ومیر است بنابراین شناخت عوامل موثر در اختلال در سلامتی نوزاد نظیر کم وزنی در منطقه میتواند از نظر برنامه ریزی برای کاهش موارد خطر فوق و در نهایت کاهش مرگ و میر نوزادان وارتقاء سطح سلامت آنان و همچنین توجه به سلامت مادران کارآمد و راهگشا باشدو امید آنکه نتایج این تحقیق بتواند راهنمایی هر چند کوچک در اختیار سیاستگذاران و متولیان بهداشتی ،مراکز جمعیت شناسی ،متولیان فرهنگ سازی در کشور از جمله رسانه ها ،سیستم آموزشی کشور و... قرا دهد.
| دسته بندی | منابع طبیعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 94 |
-طبیعت ایران
ایران کشوری است پهناور با آب و هوای بسیار متنوع دارای انواع پوشش گیاهی البته با کمیت های مختلف کشوری است که دارای دو رشته کوه عظیم البرز و زاگرس می باشد و همین نوع از طبیعت باعث بسیاری از تفاوت های آب و هوایی و تنوع آن در نقاط مختلف کشور پهناور ایران می شود.
ایران سرزمینی است پوشیده از کوههای مرتفع، تپه ها ماهورها و بیابانهای وسیع با آب و هوای گوناگون و از اینرو محیطی است مساعد برای زندگی کوچ نشینی. همانگونه که پیش از این گفتیم زندگی کوچ نشینی گونه از از سازش با محیط است که در آن انسان با بهره گیری از دام، اراضی غیر قابل کشت را به صورت چراگاه مورد استفاده قرار می دهد، چنانکه می دانیم بیشتر مناطق ایران قابل کشت نیست ولی در عوض با توجه به تنوع آب و هوا قسمتهای از مناطق عمده قابل کشت برای چند ماهی به صورت چمنزارها و چرا گاههای سبز و خرم در می آیند. از آنجائیکه این چراگاهها فصلی و پراکنده اند تنها کوچ نشینان هستند که با جابجائی منظم خود می توانند از آنها استفاده کنند زیرا در غیر این صورت میلیونها هکتار چراگاه طبیعی بدون استفاده باقی می ماند.
اصولاً کوچ نشینی گونه از از زیست است که در آن انسان بته علت تکنولوژی ساده نمی تواند دگرگونی لازم را در محطی خود بوجود آورد و ناچار از راه پرورش دام خود را با آن سازش می دهد. از اینرو است که کوچ نشینان تا حد زیادی وابسته و مقهور طبیعت هستند. کوچ نشینان در هر منطقه از ایران خواهد سیستان و بلوچستان، خواهد لرستان و کردستان و یا آذربایجان تا حد زیادی وابسته به انواع مختلف دام هستند و دام ها بنوبه خود احتیاج به علوفه دارند که آن نیز وابسته به مقدار بارندگی و سایر عوامل اکولوژیکی است.
الف) فلات ایران
سلسلسه جبال زاگرس که از شمال ایران شروع می شود و تا نواحی جنوب شرقی ادامه دارد، کناره های غربی فلات (1800-2000 متر ارتفاع از سطح دریا) ایران را تشکیل می دهد. این فلات شامل بخش علیای رودخانه دز در گذشته به رودخانه محلات مشهور بود و قسمتهای شمالی زاینده رود و کارون است. نواحی دو رودخانه یاد شده و حوضه های جنوب غربی اصفهان در مجموع چهارمحال را تشکیل می دهد.
به نظر زمین شناسان جغرافیدان، مناطق مزبور ساختار جغرافیایی پیچیده ای دارد. سطح این سرزمین را قشرهای متنوع و زنجیره ای زمین شناسی شکل می دهد. این طبقات از دوره های مختلف زمین شناسی و یا فرمهای آهکی آن است (ژوراسیک و کرتاسه) که با دگرگونیهایی از مشخصه هی قدمت این نواحی محسوب می شود. به سبب جوان بودن زاگرس، زلزله خیزی منطقه قابل ذکر است.
در گزارش نامه نظامی سوم مطلبی از زلزله سال 1909 سیلاخور آمده است که بر اثر آن حدود 6000 نفر جان خود را از دست دادند. همچنین زلزله های مکرر اشتران کوه سبب شد که ایلات، تا مدتها بدین نواحی کوهستانی نزدیک نشوند.
و به دلیل مرغوب بودن ترکیبات رسوبی لایه های بیرونی، دامنه ها در این منطقه حاصلخیزی ویژه ای دارد. چشمه سارها و رودخانه های بسیاری سبب وفور آب در این نواحی شده است. زراعت آبی در مناطق یادشده رونقی دارد و بیش از هر چیز برنج، گندم سفید، جو، جو صحرایی، عدس و یونجه کشت می شود.
دره ها با شیبی ملایم در داخل مناطق کوهستانی تشکیل شده است. بعضی از بلندیهای این سرزمین در ارتفاع یکهزار متری فلات ایران قرار دارند. در مجموع زمینهای این نواحی بلند که از مراتع دامنه کوهها و دشتهای مرتفع تشکیل می شود، نوع زراعت را تعیین می کند. البته مردمان این سرزمینهای بلند با کمبود آب مواجهند. همچنین به علت حاصلخیز نبودند خاک و کمی رطوبت این منطقه ویژه، زراعت دیم در آنجا بازده اندکی دارد در ارتفاعات این نواحی فقط امکانات چرا و دامپروری وجود دارد. در این منطقه محدود اشکال مختلفی از بهره برداری زراعی یافت می شود:
زمینهای پس آن در در حاشیه زاینده رود قرار دارد که دارای خاکی زرخیز است. زارعان این منطقه و حتی بر روی صخره ها بنا می کنند. در کنار این زمینها جلگه های وسیعی (استپی) وجود دارد که درآن زراعت دیم رواج دارد تا چشم کار می کند از آبادی خبری نیست (مگر واحدهایی در دامنه کوه) نواحی مزبور زمینهای کشاورزی محسوب می شوند. فعالیت کشاورزی مردم در چهارمحال و استعداد زمینهای زراعی آن نواحی، آن ناحیه را به صورت یکی از سیلوهای غلات ایران در آورده است.
ب) زاگرس مرکزی
پستی و چین خوردگی و بلندیهای طبیعی و دسته بندی کوههای مرکزی جبال زاگرس مانند کوههای آلپ به دوره های نه چندان دور (دوم و سوم) بر می گردد. ارتفاعات زاگرس بتدریج اوج می گیرد؛ بلندیهای صعب العبوری که از نواحی شمال غرب به طرف جنوب شرقی زنجیر وار ادامه دارد. کوههای زاگرس زائیده تقسیم کوههای میوسن و پلیوسن است. خیزش ارتفاعات قلل زاگرس از جنوب غربی به سوی شمال شرقی است که از بلندیهای کمتر از 1000 متری شروع می شود و به ارتفاات بیش از 4000 متر می رسد. دره های عمیق و دامنه های پر فراز و نشیب آن که به موازات کوهها قرار دارد، موجب مضرس شدن ارتفاعات و دشواری عبور شده است.
در مجموع، نواحی میانی سلسله جبال زاگرس که بطور کلی از چین خوردگیهای معمولی زمین شناسی محسوب می شود، محیط مناسب و نمونه بسیار خوبی برای مطالعات سنگ شناسی، خاک شناسی و نمونه برداریهای علمی است (ساختارهای زمین شناسی). در بعضی از موارد ناهمگونیهایی وجود دارد که از آن جمله چین خوردگیهای برگشته ارتفاعات زرد کوه است که لایه های سنگهای آهکی، نمک و گچ آن در زیر طبقات عظیم دلمیت قرار گرفته است. لایه های مزبور سبب تجمع نمک در زیر لایه های دلمیت و ناپایداری و حرکت طبقات فوقانی می شود. یکی از مهمترین ریزشها در بختیاری، باعث انسداد دره معروف (رودخانه) شیرین بهار شد. در اثر این ریزش حدود ششصد میلیون تن سنگ از جای خود کنده شد و سدی به ارتفاع 250 متر به وجود آورد.
طغیان فصلی آب منتج در اثر این حادثه تا سالها ادامه داشت و باعث ناهمواریهایی شد که بعدها مراتع بین راهی با ارزشی در بهار و پاییز برای ایلات منطقه گشت.
برخلاف همگوهی قابل توجهی که شکل ظاهری ارتفاعات منطقه دارد، آبهای مرتفعات میانی زاگرس از همسویی چشمگیری با ساختار زمین برخوردار نیست. این رودخانه ها، مکرر به یکدیگر می پیوندند و یا از هم جدا می شوند. همچنین رودخانه هایی که از دامنه های آهکی و قشرهای مختلف زمین می گذرد، تا عمق (یکهزار متری دره ها به راه خود ادامه می دهد. مسیر بعضی از رودخانه ها دره های ژرف و تنگی است که اهالی محل به آن تنگه می گویند. در زمینهای بختیاری بیش از نود تنگه وجود دارد که در بعضی از نقاط قوس می زند و گردنه های دیگر را قطع می کند. تنگه های مزبور، دره هایی را به یکدیگر اتصال می دهد که در سایر فصلها بجز تابستان و پاییز هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند. در فصلهایی چون بهار و زمستان، بارندگی بسیار و آب برفها مانع رسیدن ایلات به گردنه ها می شود. زمینهای این محدوده از سنگهای آهکی تشکیل می شود که کم وبیش اراضی جنگلی را هم در بر می گیرد و با وجود داشتن آب، تنها بصورت چراگاه از آن استفاده می شود. قشر رسوبی زمینهای صاف از شیب دامنه ها می گذرد و تا عمق دره ها و زمینهای هموار ادامه می یابد، تا آنجا که امکان زراعت آبی در این منطقه ها به وجود آورده است. با وجودی که کشاورزی از ویژگی های فلات ایران است، نواحی مرکزی زاگرس را قبل از هر چیزی چراگاهها و مراتع وسیعی تشکیل داده است.
ج) دامنه های نواحی مرکزی زاگرس
گرچه مناطق مرکزی زاگرس می بایستی ویژگی ارتفاعات این سلسله جبال مضرس را حفظ کند، ولی اختلافات شدید ظاهری، ویژگیهای منحصر به این بخش از زاگرس را سبب می شود. لذا منطقه مزبور از مختصات طبیعی ویژه ای برخوردار است. با نظری سطحی ترکیب چین خوردگی ارتفاعات زاگرس در این جا هم نمایان است. اما در کنار آن تپه ها ورگه هایی جدا از هم شکل گرفته است که پیوسته خصوصیات خود را حفظ می کنند.
معادن و لایه های نمک و گچ (دوران کامبرین) فراوان در اعصار مختلف سبب تغییراتی در چین خوردگیهای بلندیها شده است. معدن نمک و نفت، وجود خود را مدیون پیچیدگی ترکیبات زمین شناسی بالا است.
سنگهای آهکی (گچ و نمک) از امکانات زارعت منطقه کاسته است. از ویژگیهای دیگر زمینهای مرتعی این نواحی می توان اراضی حاصلخیز حوضه های اطراف ایده، اندیکا، سردشت و لالی را نام برد. زمینهای مسطح در این منطقه تا حدودی زیر کشت غلات رفته است. آب چشمه سارها در اثر وجود دره های عمیق و پر پیچ و خم کمتر به حوضه ها می رسد. بدین ترتیب آبیاری بیشتر زراعت با مشکلات فنی همراه است. البته رودخانه های پراکنده ای در دامنه زاگرس مرکزی وجود دارد که باعث رونق فعالیت های کشاورزی می شود. صرف نظر از بلندیهای متفاوت زاگرس و دامنه آن، مراتع موجود در این بخش، چراگاههای مناسبی برای کوچ زمستانی، در کنار مناطق ییلاقی بلندیهای زاگرس مرکزی است.
د) دشت خوزستان
سرزمین بختیاری در حاشیه اراضی خوزستان و زمینهای بین النهرین قرار دارد. زراعت آبی و سنتی در نواحی دزفول و شوشتر و رامهرمز دیده می شود. اما بطور کلی رونق اراضی خوزستان مدیون نوع خاک و اوضاع مناسب آب و هوای آنجاست. زراعتهای بیش از حد و ازدیاد شوره (خطر شوره زار شدن زمین) از حاصلخیزی خاک می کاهد.
2- آب و هوا
موقعیت جغرافیایی ایران که بخشی از نواحی خشک تقسیم بندی کهن را در بر میگیرد، در حد فاصل دو منطقه متقابل و تا حدودی متضاد قرار دارد:
در یک سو ترکستان و آسیای مرکزی که از مناطق معتدله است و در سوی دیگر صحاری گرم و خشک عربستان که از مناطق حاره و استوایی است. بر طبق نظرات ترول و پافن ایران در منطقه معتدله تا گرم نواحی گرمسیر قرار دارد که اختلاف رطوبت در زمستان و خشکی در تابستان سبب آب و هوایی استپی در ایران است. البته سرزمین بختیاری در این محدوده به علت وجود رشته کوههای زاگرس از درجه حرارت و سطح بارندگی ویژه ای برخوردار است. وجود تغییرات پیوسته، فشار هوا بین نقاط اروپایی با فشار هوای بیشتر و جریان هوا در پستیهای هندوستان سبب ایجاد آب و هوای یکنواخت تابستانی منطقه می شود کمبود ابر و تابش مستمر خورشید، گرمای همیشگی را در این منطقه بویژه درماه اوت به دنبال دارد. به طور کلی درجه حرارت از جنوب شرق به طرف شمال غرب سرزمینهای ایران کاهش می یابد. البته نمی بایستی وجود همین ترتیب راهم در ارتفاعات فراموش کرد. با علم به این که در بلندیها هم دمای بالایی وجود دارد.
بدین ترتیب این گونه از وضعیت آب و هوایی ایجاب می کند که بخشی از مردم این سرزمین برای امرار معاش به کوچ نشینی بپردازند. البته در اینجا ما به این مسئله از دو زاویه مختلف نگاه می کنیم یکی دید تاریخی به این منظور که در گذشته های دور به دلیل کمبود امکانات برای تطبیق با محیط سختی های فراوانی پیش رو بوده است و دیگری اینکه اکنون وضعیت به صورت دیگری در آمده و ساکنین این مرز و بوم اجباری در کوچ نشینی صرف ===== و در بعضی موارد به صورت نوعی از عادت زندگی در آمده است. و البته عده ای از این عشایر یا با ابزار و لوارم مدرن همچون اتوموبیل و تلفن همراه آشنا شده اسند و بخشی از نیازهای خود را به وسیله آنها براورده می کنند. و یا به شهرها و روستاها مهاجرت کرده اند و یک جا نشینی را پیشه خود کرده اند که بحث اصلی ==== قسمت دوم این عبارت است عشایری که سالهای سال با خوی بیابانگردی و چادر نشینی زندگی کرده اند و این خلقیات در آنها بصورت کامل شکل گرفته، و حالا باید به شهرها بیایند و با سیستم زندگی شهری با قانونمندی های خاص زندگی شهری و نوعی دیگری از فرهنگ روبرو شوند و زندگی کنند در این میان تضادی به وجود می آید که از عوارض کوتاه مدت این نوع مهاجرت محسوب می شود و نتایج و عوارض دراز مدت آن هم در فرزند آن این دسته اس مردم شهرها که البته اکثریت و عمده مردم ایران را تشکیل می دهد خود را نشان می دهد.
طی نسل ها این خلقیات و رفتارها با رفتار شهری می آمیزد و به صورت فرهنگ جدیدی خود را نشان می دهد، مظاهر شهرنشینی وجود دارد، ابزار آن موجود است اما فرهنگ آن و یا به عبارتی دیگر فرهنگ تعریف شده خاصی برای آن وجود ندارد. رفته رفته با افزایش جمعیت، تقابل ها و کنش ها نیز بیشتر می شود و به این نابسامانی ها هرچه بیشتر دامن می زند. در ادامه به توضیحی درباره شهر و خصوصیات آن می پردازیم.
1- شهر و منشاء آن
ناصر فکوهی انسان شناس معاصر در کتاب انسان شناسی شهری خود درباره منشاء شهر می آورد: «شهر نوعی از سازمان یافتگی اجتماعی است که ظهور آن در محور زمانی نیاز به فراهم آمدن شرایطی خاص داشته است.
از آغاز انقلاب نویسندگی در حدود 10000 سال پیش تاکنون می توان به طور عام شاهد سه موج بزرگ گسترش شهری بود.
موج نخست، موجی است که در حدود 5 تا 6 هزار سال پیش یعنی در حدود هزاره چهارم پیش ازمیلاد در بین النهرین ( تمدن سومری) و مصر و سپس در هندوستان و چین نخستین شهرهای زراعی[1] را به وجود آورد، شهرهایی که به سرعت تبدیل به شهر- دولتهای[2] کمابیش قدرتمند شده و ماطق گسترده ای را زیر سلطه خود گرفتند. این شهرها در کنار رودخانه ها (دجله و فرات در بین النهرین، نیل در مصر، گنگ و هندو در هندوستان، رودخانه زرد در چین) با بهره بردن از اقلیم مساعد و گرم امکان افزایش تولید کشاورزی و انباشت آن را فراهم کردند و منجر به تقسیم کار و قشر بندی اجتماعی و تشکیل دولت شدند[3].
موج دوم از نیمه قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی و انقلاب های سیاسی اروپایی همراه بود و شهرهای صنعتی این قاره (وسپس قاره امریکا) را به وجود آورد. این شهرها براساس منطق سرمایه داری جدید و تکنولوژی صنعتی به مهاجرت گسترده روستاییان به سوی خود دامن زدند و شهرنشینی را به شکل غالب زندگی انسانها در کشورهای توسعه یافته بدل کردند. در این موج جهان با محوریت مبادلات تجاری و اقتصادی دوسوی اقیانوس اطلس (اروپا و امریکا) شکل گرفت و از اواخر این دوره قدرت های غربی را از چنان نیرویی برخوردار کرد که توانستند به اشغال نظامی تمام کره زمین بپردازند و شکل دادن به جهان را در معنی کنونی آن اغاز کنند.
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 217 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
1 . مطالعات جمعیت منطقه 12 تهران
1.1. تحولات جمعیت
الف) کل منطقه
منطقه 12 با حدود 1357 هکتار وسعت ، در مرکز تاریخی شهر تهران ، در سال 1357 دارای جمعیتی معادل 189625 نفر بوده است . علی رغم برخورداری از ویژگی هایی چون قدمت و ارزش تاریخی ، واقع شدن در مرکزثقل ارتباطات درون شهری و در برگرفتن قلب تجارت شهر یعنی بازار قدیم تهران ، تحولات جمعیتی آن هماهنگ با تحولات شهر تهران و کشور نبوده است.
این منطقه تاریخی طی 20 سال اخیر روند جمعیت گریزی مداوم ، خروج ساکنان قدیمی و خانوارهای متعارف و ورود مهاجران تهیدست در جستجوی کار را شاهد بوده است ، تا حدی که جمعیت منطقه از 301701 نفر در سال 1359 تا آخرین سرشماری در سال 1357 ، با نرخ رشد 86/2- درصد درسال کاهش یافته است ( جدول1 و نمودار 1).
جدول 1: جمعیت و تغییرات آن طی سال های 75- 1359 در منطقه 12
|
جمعیت سال 1359 |
جمعیت سال 1365 |
جمعیت سال1375 |
رشد 65-1359 |
رشد 75-1365 |
رشد 75-1359 |
|
301701 |
230657 |
189625 |
38/4- |
94/1- |
86/2- |
نمودار 1: مقایسه جمعیت منطقه 12 تهران در 3 مقطع زمانی:
1359 ، 1365، 1375
این گریز پر شتاب جمعیت در حالی رخ داده که شهر تهران با نرخ رشد سالانه 36/1 در صد دائماً بر جمعیت خود افزوده است . در جدول شماره (2) و نمودارهای (2) و (3) تغییرات جمعیت منطقه 12 و شهر تهران ، طی دوره زمانی 75- 1359 ، و سهم جمعیت منطقه از کل شهر مقایسه شده .
جدول 2: مقایسه جمعیت و تغییرات آن طی سال های 75-1359 در شهر تهران و منطقه 12
|
محدوده مکانی |
جمعیت سال 1359 |
جمعیت سال 1365 |
جمعیت سال 1375 |
رشد 65-1359 |
رشد 75-1365 |
رشد 75-1359 |
نسبت غییر 75-1359 |
|
شهر تهران |
5444123 |
6042584 |
6758845 |
75/1 |
13/1 |
36/1 |
2/1 |
|
منطقه 12 |
301701 |
230657 |
189625 |
38/4- |
94/1- |
86/2- |
61/0 |
|
سهم منطقه 12 از کل شهر |
5/5 |
8/3 |
8/2 |
98/5- |
3- |
13/4- |
- |
نمودار 2: مقایسه تغییرات جمعیت تهران و منطقه 12 طی سال های 75-1359
همانگونه که در جدول (2) ملاحظه می شود، سهم جمعیت منطقه از شهر تهران از 5/5 درصد در سال 1359 به 8/3 و 8/2 درصد در سالهای 1365 و 1375 کاهش یافته است. البته شتاب این کاهش در دوره 65-1359 به مراتب بیشتر از دهه بعدی است. در واقع ، علی رغم بالا بودن نرخ رشد طبیعی شهر تهران در فاصله 1359 تا 1365 ، منطقه 12، 5/23 درصد از جمعیت خود را در فاصله 6 ساله 65- 1359 بیرون رانده است. توجه به این نکته حائز اهمیت است که به بویژه در فاصله زمانی مورد بحث کل کشور با رشد شتابان جمعیت و نرخهای بالای موالید و باروری روبرو بوده است و جمعیت منطقه 12 تهران به دلیل داشتن برخی شاخص های فرهنگی نظیر پایین بودن سطح سواد زنان ، نرخ پایین اشتغال و فعالیت زنان و نظایر آن که در همین گزارش مورد بحث قرار خواهند گرفت ، در حد بالای رشد طبیعی شهر تهران قرار داشته است و به همین دلیل کاهش 23 درصد از جمعیت منطقه در سال 1359 دال بر خروج شمار بسیار بیشتری از جمعیت طی این دوره بوده است.
نمودار 3: سهم جمعیت منطقه 12 از شهر تهران
در مقاطع زمانی 1359و 1365 و 1375
چنانچه نرخ رشد سالانه جمعیت شهر تهران طی دوره 16 ساله 75- 1359 یعنی 36/1 درصد را بر جمعیت پایه منطقه 12 در سال 1359 اعمال کنیم ، یعنی فرض کنیم که این منطقه نیز از رشدی هماهنگ با میانگین رشد شهر تهران برخوردار بوده است به عدد 374492 نفر دست خواهیم یافت که تقریباً دو برابر جمعیت سال 1375 منطقه 12 است . به همین دلیل کاهش 23 درصد از جمعیت منطقه نسبت به سال 1359 معرف گریز شمار بسیار بیشتری از جمعیت طی این دوره بوده است.
نمودار 4: مقایسه تغییرات رشد جمعیت
طی سال های 75- 1359 در شهر تهران و منطقه 12
در واقع ، در حالی که نرخ رشد جمعیت شهر تهران در دوره 65- 1359 برابر با 75/1 و نرخ رشد جمعیت کل کشور برابر با 9/3 درصد در سال بوده است که از آن به عنوان نرخ رشد بی سابقه در تاریخ تحولات جمعیتی کشور یاد می شود ، اما منطقه 12 با رشد منفی 38/4- درصد در سال شاهد گریز شتابان جمعیت از خود بوده است.
1.1. تحولات بعد خانواده و ساختار سنی – جنسی
الف) بعد خانوار
در منطقه 12 تهران ، در سال 1359 ، 79953 خانوار زندگی می کرده اند و میانگین بعد خانوار در این مقطع برابر با 77/3 بوده است . علی رغم کاهش جمعیت منطقه و کاهش شمار خانوار در مقطع 1365 به 57931 خانوار بعد خانوار در این سال به 98/3 افزایش یافته است . این در حالی است که میانگین بعد خانوار در کل کشور در فاصله 1355 تا 1365 از 5 به 1/5 و در نقاط روستایی از 2/5 به 4/5 افزایش یافته ، اما در منطقه شهری این شاخص تغییری نکرده و برابر با 8/4 بوده است . به این ترتیب افزایش بعد خانوار منطقه 12 بیانگر مشابه بودن تغییرات رشد طبیعی منطقه با مناطق روستایی کشور و در واقع متأثر از بالا بودن شمار موالید طی سالهای 1359 تا 1364 است . اما این مسئله که بعد خانوار منطقه همواره از میانگین نقاط شهری کشور پایین تر بوده است ، عمدتاً به دلیل وجود خانوارهای مهاجر یک یا دو نفره است که به طور موقت و به منظور کار و فعالیت وارد منطقه شده اند . همین عامل و خروج خانوارهای معمولی از منطقه موجب کاهش شاخص به 9/3 در سال 1375 شده است. جدول (7) بعد خانوار منطقه و نقاط شهری کشور را در سه مقطع زمانی ارائه می دهد:
جدول 7: تعداد جمعیت و خانوار طی سال های 75- 1359 در منطقه 12 شهر تهران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سال |
جمعیت |
خانوار |
بعد خانوار |
بعد خانوار نقاط شهری کل کشور |
|
1359 |
301701 |
79953 |
77/3 |
8/4 |
|
1365 |
230657 |
57931 |
98/3 |
8/4 |
|
1375 |
189625 |
48600 |
9/3 |
6/4 |
همچنین بررسی توزیع خانوارهای معمولی منطقه بر حسب تعداد افراد بیانگر آن است که سهم خانوارهای یک و دو نفره در منطقه 12 از سهم این نوع خانوارها در کل شهر تهران بیشتر است . نمودار (13) این مقایسه را نشان می دهد.
نمودار 13: مقایسه توزیع درصد خانوارها در منطقه 12 و شهر تهران بر حسب
تعداد افراد خانوار در سال 1357
ملاحظه می شود که به جز خانوارهای یک و دو نفره ، خانوارهای با جمعیت 8 نفر و بیشتر منطقه نیز اندکی از نسبت مشابه در کل تهران بیشتر است . این دسته از خانوارها عمدتاً جمع کارگران مهاجری هستند که در یک جا و به صورت گروهی زندگی می کنند . در مجموع 9/2 درصد از کل خانوارهای تهران در منطقه 12 سکونت دارند اما سهم خانوارهای تک نفره و دو نفره منطقه به ترتیب 8/4درصد و 3/3 درصد از کل خانوارهای مشابه در شهر تهران است( جدول 8 و نمودار 14)
جدول 8 : تعداد و توزیع درصد خانوارهای معمولی بر حسب تعداد افراد در منطقه 12
|
|
جمع |
1 نفر |
2نفر |
3نفر |
4نفر |
5نفر |
6نفر |
7نفر |
8نفر |
9نفر |
10 نفر و بیشتر |
|
تعداد |
48579 |
4725 |
7471 |
9599 |
10748 |
7481 |
4479 |
2363 |
963 |
432 |
317 |
|
درصد |
100 |
73/9 |
4/15 |
8/19 |
12/22 |
4/15 |
22/9 |
86/4 |
98/1 |
89/0 |
65/0 |
|
سهم از کل خانوارهای مشابه در تهران |
93/2 |
78/4 |
25/3 |
86/2 |
612/2 |
6/2 |
76/2 |
94/2 |
03/3 |
22/3 |
56/3 |
نمودار 14: سهم خانوارهای منطقه 12 از کل خانوارهای مشابه در شهر تهران
بر حسب تعداد افراد خانوار
ب) ساخت جنسی جمعیت
نسبت جنسی جمعیت منطقه 12 در سه مقطع مورد مطالعه به ترتیب 3/106، 2/109 و 8/106 بوده است که طبق جدول زیر در هر سه مقطع از همین نسبت در کل کشور بیشتر بوده است. این امر نیز مؤید سکونت شماری از مهاجران مرد در این منطقه است.
جدول 11: نسبت جنسی در جمعیت منطقه 12 تهران و کل کشور
در 3 مقطع 1359، 1365 و 1375
|
|
1359 |
1365 |
1375 |
|
کل کشور |
1/106 |
105 |
103 |
|
منطقه 12 |
3/106 |
2/109 |
8/106 |
همچنین توزیع نسبت جنسی بر حسب سن در مقاطع 1359 و 1375· نیز نشان می دهد ( جدول 12 و نمودار 17 ) که در هر د مقطع نسبت جنسی در گروههای سنی فعال به لحاظ اقتصادی یعنی به ویژه سنین 44-20 سال در سرشماری 1375 و 39- 15 سال در سرشماری 1359 بسیار بالاست و حتی در گروه سنی 29- 25 سال در این منقطع به 152 نیز می رسد.
نمودار 17: مقایسه تغییرات نسبتهای جنسی بر حسب سن در منطقه 12 تهران
در دو مقطع 1359و 1375
جدول 12: نسبتهای جنسی بر حسب سن در منطقه 12 در دو مقطع 1359 و 1375
|
|
1359 |
1375 |
|
کل |
3/106 |
8/106 |
|
4-0 |
4/105 |
104 |
|
9-5 |
3/106 |
3/104 |
|
14-10 |
6/109 |
4/103 |
|
19-15 |
4/127 |
4/106 |
|
24-20 |
9/130 |
3/121 |
|
29-25 |
7/152 |
9/114 |
|
34-30 |
7/135 |
2/107 |
|
39-35 |
3/126 |
2/110 |
|
44-40 |
9/100 |
1/111 |
|
49-45 |
106 |
97 |
|
54-50 |
100 |
4/99 |
|
59-55 |
8/106 |
9/103 |
|
64-60 |
2/92 |
6/110 |
|
65+ |
8/90 |
8/94 |
در مجموع نسبتهای سال 1375 موزون تر از سال 1359 هستند که البته تا حدی نیز به دلیل بهبود کیفیت سرشماری 1375 در قیاس با سرشماری های قبلی و به ویژه بهبود گزارش سن زنان است.
ج) ساخت سنی جمعیت
ساخت سنی جمعیت منطقه 12 در سال 1375، ساخت تقریباً میانسال بوده است که مشابه ساخت سنی شهر تهران است ( جدول 15) . این در حالی است که در سال 1375 بیش از 39 درصد جمعیت کل کشور در گروه سنی زیر 15 سال جای داشتند و ترکیب کل جمعیت، ترکیبی جوان بوده است. اما در این منطقه 6/31 درصد زیر 15 سال هستند و 2862 درصد در گروه سنی میانسال (64- 15) قرار دارند. همچنین نسبت جمعیت 65 ساله و بیشتر نیز در ایران 7/6 درصد است در حالی که از آن شهر تهران برابر با 7/4 در صد محاسبه شده است . به این ترتیب جمعیت منطقه در قیاس با شهر تهران دارای شمار بیشتری از افراد سالخورده است و نسبت وابستگی سنی در منطقه 12 که وزن جمعیت در دو گروه سنی غیر فعال را بر گروه سنی فعال نشان می دهد، به همین دلیل از شهر تهران بیشتر است . این نسبت در منطقه و شهر تهران بسیار کمتر از مقدار نسبت در کل کشور ( 2/78) است که گویای سکونت جمعیت مهاجر در سنین فعالیت و آموزش در این مناطق است.
جدول 15 : مقایسه توزیع جمعیت در گروههای بزرگ سنی در منطقه 12
و شهر تهران سال 1375
|
|
14 -0 |
46 - 15 |
65+ |
نسبت وابستگی سنی |
|
منطقه 12 |
6/30 |
6/62 |
7/6 |
6/59 |
|
تهران |
74/3 |
18/64 |
74/4 |
3/55 |
|
کل کشور |
5/39 |
12/56 |
37/4 |
2/78 |
نمودار 20 : مقایسه ساخت سنی در منطقه 12 ، کل کشور و
شهر تهران در سال 1375
همچنین مقایسه توزیع سن دو جنس در گروههای سنی بزرگ و در دو مطقع 1359 و 1375 بیانگر آن است که اولاً در هر دو مقطع سهم جمعیت گروه سنی فعال برای مردان بیش از زنان است و ثانیاً طی 16 سال از سهم جمعیت فعال منطقه کاسته شده و عمدتاً بر جمعیت گروه سنی 65 سال و بیشتر افزوده شده است.
جدول 16 : مقایسه توزیع جمعیت منطقه 12 تهران بر حسب گروههای سنی بزرگ و جنس
در دو مقطع زمانی 1359 و 1375
|
سن |
کل |
مرد |
زن |
|||
|
1359 |
1375 |
1359 |
1375 |
1359 |
1375 |
|
|
14 – 0 |
9/30 |
6/30 |
7/29 |
2/30 |
4/32 |
1/31 |
|
46- 15 |
9/63 |
3/62 |
4/65 |
5/63 |
2/62 |
1/61 |
|
65+ |
1/5 |
7/6 |
9/4 |
3/6 |
4/5 |
1/7 |
نمودار 21 : توزیع درصد جمعیت گروههای بزرگ سنی در منطقه
12 تهران سال 1359
نمودارهای ( 22) و (23) هرمهای سنی – جنسی منطقه در دو مقطع 1359 و 1375 ارائه می دهد. بجز تغییراتی که منطبق بر تحولات دموگرافیک به طور عام در کل کشور است و طبعاً در تفاوت هرم منطقه در دو مقطع زمانی خود را نشان می دهند ( مانند افزایش موالید به ویژه در سالهای اولیه پس از انقلاب ) ، کاملاً مشهود است که در سرشماری 1359 شمار مردان در سنین 44 – 15 سال بر زنان برتری دارد و چهره منطقه کاملا مهاجر پذیر است، این مساله در سال 1375 تا حد زیادی تعدیل شده است . در واقع می توان نتیجه گرفت که جاذبه مهاجرت منطقه در دهه های قبل بیشتر بوده است.
نمودار 22: هرم سنی – جنسی جمعیت منطقه 12 تهران در سال 1359
$
نمودار 23 : هرم سنی – جنسی جمعیت منطقه 12 شهر تهران در سال 1375
$
بررسی ساخت سنی در نواحی پنجگانه بیانگر آن است که نواحی همگون نیستند. ناحیه یک در شمال منطقه با 5/26 درصد کمترین نسبت جمعیت زیر 15 سال و ناحیه 4 در جنوب منطقه بالاترین نسبت از این گروه سنی را دارا هستند و تأکیدی بر تفاوت در نوع خانوارها به لحاظ ترکیب جمعیتی و به تبع آن ترکیب اقتصادی ، سنی و رفتاری است. ناحیه یک همچنین از بیشترین نسبت افراد در سنین فعالیت یعنی 6.33 و همچنین بیشترین نسبت افراد سالخورده برخوردار است.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
صفحه |
|
||
|
|
فصل اول |
||
|
5 |
مقدمه |
||
|
7 |
بیان مسئله |
||
|
9 |
سؤالات پژوهش |
||
|
10 |
اهمیت پژوهش |
||
|
11 |
اهداف پژوهش |
||
|
11 |
فرضیه های پژوهش |
||
|
12 |
تعریف اصطلاحات |
||
|
12 |
ترس های تحولی |
||
|
13 |
الگوهای فرزندپروری |
||
|
16 |
کودک ناسازگار |
||
|
|
فصل دوم |
||
|
20 |
ادبیات تحقیق |
||
|
20 |
ترس |
||
|
21 |
فوبیا |
||
|
24 |
شباهت و تفاوت اضطراب با ترس |
||
|
26 |
ویژگی های محرک |
||
|
27 |
ویژگی های پاسخ |
||
|
28 |
ترس به عنوان هسته اصلی هیجان |
||
|
30 |
نظریه های مربوط به ترس |
||
|
30 |
نظریه زیستی، اجتماعی |
||
|
31 |
نظریه روانکاوی |
||
|
33 |
نظریه ادراکی |
||
|
33 |
نظریه رفتاری |
||
|
35 |
نظریه عملکرد |
||
|
36 |
علل ترس |
||
|
36 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
38 |
عوامل محیطی و یادگیری |
||
|
41 |
انواع ترس های تحولی بر حسب دوره های رشد |
||
|
41 |
ترس در نوزادی |
||
|
42 |
ترس در یک سالگی |
||
|
42 |
ترس در2-4 سالگی |
||
|
43 |
ترس در 5 سالگی |
||
|
43 |
ترس دوره کودکی |
||
|
45 |
ترس دوره نوجوانی |
||
|
45 |
شیوه های رویارویی با ترس کودکان خود در والدین |
||
|
45 |
دوران نوزادی |
||
|
45 |
دوران 5 سالگی و کودکی |
||
|
45 |
دوران نوجوانی |
||
|
48 |
ترس و سازگاری |
||
|
51 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
54 |
نقش خانواده |
||
|
56 |
نظریه های روانشناختی در زمینه خانواده |
||
|
56 |
نظریه روان تحلیلی |
||
|
56 |
نظریه یادگیری اجتماعی |
||
|
56 |
نظریه نقش |
||
|
57 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
58 |
الگوی شیفر |
||
|
60 |
الگوی وینترباتوم |
||
|
61 |
الگوی بامریند |
||
|
63 |
ناسازگاری |
||
|
63 |
علل ناسازگاری |
||
|
63 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
64 |
پویایی روانی |
||
|
64 |
تأثیر خانواده در شکل گیری رفتار |
||
|
65 |
تأثیر شیوه های تربیتی والدین در کودکان ناسازگار |
||
|
65 |
روابط نادرست کودک و والدین |
||
|
65 |
محافظت بیش از حد و ایجاد محدودیت |
||
|
66 |
پذیرش بیش از حد کودک و آزادگذاری او |
||
|
66 |
خواستهای غیرواقعی |
||
|
67 |
انضباط نادرست |
||
|
70 |
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین |
||
|
70 |
الف) تحقیقات مربوط به ترس |
||
|
70 |
شدت و شیوع ترس |
||
|
70 |
ترس های رایج |
||
|
85 |
ب) تحقیقات مربوط به رفتار والدین (الگوهای فرزندپروری) |
||
|
89 |
ج) ناسازگار |
||
|
89 |
کودکان ناسازگار |
||
|
91 |
والدین کودکان ناسازگار |
||
|
|
فصل سوم |
||
|
95 |
جامعه آماری |
||
|
96 |
نمونه تحقیق |
||
|
96 |
روش نمونه گیری |
||
|
96 |
روش اجرای آزمون |
||
|
98 |
وشها و فنون آماری |
||
|
|
فصل چهارم |
||
|
|
تجزیه و تحلیل آماری |
||
|
|
فصل پنجم |
||
|
|
نتایج بررسی پژوهش |
||
|
|
محدودیت های پژوهش |
||
|
|
فصل ششم |
||
|
|
منابع فارسی |
||
|
|
منابع خارجی |
||
|
|
پرسشنامه |
مقدمه
ابهامات گوناگونی در زمینه ریشه ترس وجود دارد. برخی از افراد اعتقاد دارند که ریشه ارثی دارد. در حالی که دیگران بر این باورند که ترس منشأ اکتسابی است و به عنوان یک ویژگی ارثی و خصیصه ای شناخته نمی شود افرادی که به اکتسابی بودن ترس ها تأیید دارند، بر این باورند که ریشه تمامی اختلالات اضطرابی را می توان در اصول دیگری مورد بررسی قرار داد و از طریق قوانین شرطی شدن توجیه منطقی را برای بروز ترس های غیر منطقی ارائه دهند. (شرفی، 1367).
بین کشورها و گروه های اجتماعی مختلف به اشکال گوناگون، روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه های متفاوت فرزند پر وری بر می خوریم. بالاخص در آمریکا در قرن نخست شیوه خشن و خشک رایج بود. در دهه 1940 شیوه ای آسان گیر و انعطاف پذیر زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار داشت (اتکینسون1 ، 1984. ترجمه براهنی، 1367).
بیشتر والدین در مورد ویژگیهایی که مایلند فرزندانشان داشته باشند و شیوه های پرورش کودک که منجر به آن ویژگیها می شود اعتقاداتی دارند. آنان برای سوق دادن کودک خود به سوی اهدافی که برگزیده اند با تلقینهای مختلفی از پذیرش و سختگیر رفتار می کنند. گاهی هم پذیرا و سختگیرند. این گونه والدین بدون اضطراب و بازداری، جزء شیوه ای انضباطی خصومت آمیز محدود کننده و قدرت طلبانه است یا ناآزمودگی در همنوایی با خواسته ها و نیازهای دیگران که با آسان گیر مفرط توأم می باشد به کودکان فرصت می دهند تا محیط اطراف را کند و کاو کنند. گاهی طرد کننده و سخت گیرند و شیوۀ آنان بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشک و تنبیه و قهرآمیز در برابر اشتباهات استوار است که این وضعیت به رفتار نامناسب منجر می شود. گاهی آسانگیر و طرد کننده هستند به انضباط بیش از حد آسانگیر و به کودکان اجازه می دهند که هر کاری می خواهند، بکنند و تکانشهای خود را بطور آزادانه ای اظهار کنند. آنان از فرزندان خود چندان متوقع نیستند که عاقلانه رفتار کنند و گاهی آسانگیر و پذیرا هستند که بر شیوه هایی چون گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تغیرهای ملایم در برابر اشتباهات تکیه می کنند. به هر حال افراط در آسان گیری یا محدودیت توسط والدین، بخصوص از طرف مادر نقش وی مهمتر از نقش پدر قلمداد شده است. رشد ناقص پرورش در کودکان منجر به رفتارهای نابهنجار یا ناسازگاری در کودکان می شود. (ماسن1) 1982، ترجمه یاسائی 1372).
تا قبل از قرن بیستم به بیماریهای روانی کودکان به صورت میناتوری از بزرگسالان نگاه می شد. از اوایل قرن بیستم با شروع مطالعات سیستماتیک بر روی جنبه های مختلف کودکان، اختلالات رفتاری آنان نیز به طور مستقل مورد توجه قرار گرفت (سیف نراقی، 1379).
بسیاری از این کودکان مبتلا به این اختلال، حاصل حاملگی های ناخواسته و طرحریزی نشده هستند، این گونه والدین بخصوص، پدران غالباً مبتلا به اختلال یا الکسیم شناخته می شوند (کاپلان1 ، 1991 . ترجمه پور افکاری 1382).
بیان مسئله
وجود مقدار معینی ترس و اضطراب در انسان برای وی مفید و حتی برای زنده ماندن او ضروری است. این حالات هیجانی می توانند انسان را از بسیاری از خطرات حفظ نمایند. همچنین ترس می تواند از منابع بسیار مهم انگیزش آدمی به حساب آید. بعنوان مثال دانش آموزی از گرفتن نمره کم به هنگام امتحان می ترسد، این ترس انگیزه ای برای مطالعه در او بوجود می آورد و برعکس ورزشکاری که خیلی آرام و بی دغدغه است بعید به نظر می رسد که به اندازه کافی برای پیروزی و برتری برانگیخته شود. در چنین مواردی ترس و اضطراب می توانند تا حدودی تسهیل کننده شرایط موجود باشند. از طرف دیگر ترس ها از شدت و قوت زیادی برخوردار باشند می توانند در عملکرد انسان مداخله نموده و باعث گردند تا یادآوری موضوعات یاد گرفته شده به آسانی صورت نگیرد (شرفی، 1367).
در این میان نقش خانواده ها و ارتباط مستقیم کودک با والدین حائز اهمیت است. نفوذ والدین در کودکان تنها محدود به جنبه های ارثی نمی باشد بلکه نحوه آشنایی و ارتباط کودک با بنیانهای فرهنگی، تربیتی جامعه بستگی به نحوه ارتباط والدین و فرزندان دارد. نقش مادر در تربیت کودک تا حدی است که محدودیت از وجود او اثرات ناگواری از جمله افزایش میزان ترس و اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، کاهش واکنش عاطفی ... را به همراه دارد. (کندال1 1982، ترجمه رضازاده، 1382).
از سوی دیگر خانواده ها علاقمند هستند، روشهای درست رویارویی با مسئله ترس را بدانند تا شیوه هایی که منجر به کاهش مشکلات کودکان خود می شود را مورد استفاده قرار دهند. آنان بیان می کنند که کودکان خود در مواجه با موارد ترس زا، دچار استرس، دلهره شدید شده و این مسائل موجب اختلال در مسائل زندگی، شخصی خود کودک می شود.
صحبت از ناسازگاریهای کودکان به مراتب پیچیده است. زیرا یک رفتار در یک مورد ممکن است نابهنجار تلقی شود و در شرایط دیگر مشکل آفرین نباشد که مثلاً شب ادراری کودکان زیر یک سال امر بدیهی است وی در نوجوانی به عنوان یک رفتار نابهنجار تلقی می شود (سیف نراقی و همکاران، 1379).
بر طبق تحریف DSM , IV , TR 2 : الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی را متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود. شامل تخریب اموال، نقض جدی مقررات، پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات...
بتازگی با دخیل کردن نقش سیستم های خانوادگی در بروز اختلالات رفتاری، حوزه جدیدی در این مقوله گشوده شده که توجه محققین را به خود جلب کرده است. در این مورد استدلال می کنند: پدر و مادرهایی که از خود استقلال کمتری را نشان می دهند تا حدی نمی توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای فرزندانی با یکی از انواع اختلالات رفتاری هستند 1 ، ترجمه رضازاده، 1382).
بسیاری از این کودکان ناتوان در برقراری با روابط همسالان خود هستند، کناره گیر و تنها هستند. احترام به نفس ضعیف دارند این کودکان نسبت به احساسات، امیال و رفاه دیگران اهمیتی قائل نیستند.... (کاپلان2 ، 1991، ترجمه پور افکاری، 1382).
در ارتباط با ترس های تحولی این کودکان با همان ترتیب، کودکان مادی شکل می گیرد یا اینکه در طی ایجاد رفتارها و هیجانات نابهنجار در آنها، ترس ها به صورت غیر عادی هستند.
به طور کلی سؤالات اساسی پژوهش حاضر شامل:
1- ترس های تحولی بلند در هر گروه سنی چیست؟
2- آیا همان ترس ها در کودکان ناسازگار نیز می توان دید؟
3- آیا در کودکان ناسازگار، ترس های متفاوتی با کیفیتی متفاوت دیده می شود؟
4- آیا بین الگوهای فرزند پروری والدین با ترس های تحولی کودکان رابطه وجود دارد؟
5- آیا الگوهای فرزند پروری والدین بین دو گروه کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد؟
اهمیت پژوهش
یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش در هر کشوری تهیه برنامه ریزی مناسب برای دانش آموزان است. در این راستا توجه به نگرانیهای عاطفی دانش آموزان یکی از عواملی است که در تهیه برنامه ریزی مناسب درسی کمک کننده است.
یکی از مشکلات عمده ای که والدین با آن روبرو هستند، عدم آگاهی از چگونگی شیوه های تربیتی در برخورد با این نوع ترس هاست. والدین معمولاً از نتایج برخوردهای خود با کودکانشان بازخوردی دریافت می کنند که ممکن است ناصحیح و به طور منامناسب باشد که ناشی از شرایط سنی کودکان و یا عواملی چون ناسازگاری و عقب ماندگی ذهنی است.
در این زمینه نحوه برخورد والدینی که دارای کودکان ناسازگار هستند با این نوع ترس ها و روش های بکارگیری تربیتی آنان در برخورد با این مسائل حائز اهمیت است.
اهمیت و نقش نهاد خانوادگی به عنوان جایگاه کودک در خانواده و شیوه های تربیتی مناسب برای کودکان مهم است. زیرا شیوه های نامناسب قرین با منحرف کردن زمینه های رشد به هنجار، می تواند آنرا به سوی نابهنجاری سوق دهد.
اهداف پژوهش
1- مطالعه رایج ترین ترس های دوران کودکی و هر گروه سنی و شناختن موضوعات ترس آور عمده.
2- مطالعه رابطه شیوه های تربیتی والدین با ترس های عادی کودکان
3- مقایسه ترس های کودکان عادی و ناسازگار
4- مقایسۀ شیوه های تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار.
فرضیه های پژوهش
1- بین شدت ترس های تحولی و سن ارتباط وجود دارد.
2- بین شیوع ترس های تحولی و جنسیت ارتباط وجود دارد.
3- ترس های تحولی کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد.
4- الگوهای تربیتی والدین با ترس های تحولی رایج ارتباط دارد.
5- الگوهای تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار تفاوت دارد.
6- بین راهبردهای رویارویی والدین در کودکان عادی و ناسازگار ارتباط وجود دارد.
تعریف اصطلاحات
ترس های تحولی
تعریف نظری: ترس یک واکنش طبیعی به تهدیدهای خیالی یا واقعی است که به عنوان یک تست لاینفک از رشد شناخته شده است. ترس های کودکان در یک توالی نظامدار، موازی با تغییرات رشد شناختی پیاژه (1955) قرار دارد. (میلر1، 1983) در توالی رشد، ترس دوران نوزادی ممکن است به صورت افزایش و بستگی بین نوزاد و مادر باشد. مانند ترس از صدای بلند، فقدان حمایت به صورت بالقوه در نوزاد وجود دارد (کوکر2 و همکاران، 1976).
در اولین سال زندگی اضطراب جدائی و ترس از غریبه پدیدار می گردد. در سال دوم: ترس از حیوانات در سال سوم ترس از مخلوقات بدیهی (مثل لولو) سال چهارم: ترس از تاریکی. همزمان با ورود مدرسه ترسهایی چون ترس از مدرسه، ترس از شکست و انتقاد و آسیب های بدنی. در نوجوانی: ترس از مرگ (سولانتز3 و همکاران ، (1984).
تعریف عملیاتی: نوعی از ترس ها که به صورت طبیعی در مرحله سن 12-7 سالگی بروز یابند که شامل:
امتحان – صدای بلند – حادثه – حیوانات – دیدن خون – جاهای نا آشنا – غریبه – مسافرت با وسایل نقلیه – دزد – تنهایی – آمپول زدن – بیمارستان یا درمانگاه استخر یا آب رودخانه یا دریا – قایق سواری – موجودات خیالی – مورد تمسخر قرار گرفتن – سایه – کتک کاری – تاریکی – جاهای متروکه – رعد و برق – دارو خوردن – ترک پدر و مادر – سنگ قبر – محبت ندیدن – عبور از خیابان – ساختمان بلند
این ترس ها بر حسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
الگوهای (فرزند پروری)
تعریف نظری : روشهایی که والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می کنند و در شکل گیری رشد و تکامل کودک در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد. مثلاً طرد کودک یا فقدان ارتباط معنادار بین کودک و مادر سبب پیدایش اختلال شخصیت می شود. (شعاری نژاد، 1364).
هر خانواده شیوه های خاص را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش بکار می گیرد که این شیوه ها به صورت مستبد – سهل گیر – مقتدر در خانواده ها بروز می کند (هاردی1 و همکاران، 1993).
تعریف عملیاتی: مقصود از شیوه هایی است که پرسشنامه ستوه های فرزند پروری با مریند آنرا می سنجد.
سهل گیر: سخت گیری کمتری را نسبت به کودکان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند که تا خودشان فعالیتهای خود را تنظیم نمایند و کنترل کمتری روی رفتار کودکان خود داشته و بندرت آنها را تنبیه می کنند.
مستبد: بیشتر دستور می دهند و عقیده دارند که کودک باید بدون چون و چرا از دستورات آنها پیروی نماید، در مقایسه با دیگر والدین صمیمیت کمتری با کودکان خود دارند و کودک را از گفت و شنود کلامی باز می دارند.
مقتدر منطقی: بین دو جنبه افراطی قرار می گیرند و کودکان خود را با صراحت و روشنی راهنمایی می کند و نظم و انضباط تربیتی آنها توأم با گرمی، منطقی، انعطاف پذیر و گفت شنود کلامی است.
در این تحقیق نمره ای که از پرسشنامه بدست می آید شاخصی برای تعریف عینی نوع الگوی فرزند پروری والدین است.
راهبردهای رویارویی
تعریف نظری: به کارگیری شیوه های مثبت، حل مشکل کودک، بوجود آوردن فضایی آکنده از محبت و صمیمیت، تلاش در برقراری آرامش و امنیت در خانه، بوجود آوردن استقلال و اعتماد به نفس در کودکان از جمله راهبردهایی است که برای بروز ترس می توان نام برد. (نوابی نژاد، 1379)
شرکت دادن کودک در رقص، بازی، موزیک، نقاشی، نوشتن و فعالیتهای تفریحی را از جمله راهبردها می توان نام برد. (میلانی فر، 1379)
تعریف عملیاتی: نوعی از راهبردها که به صورت مثبت و منفی در پرسشنامه محقق ساخته ذکر شده که شامل
الف) نوع مثبت
1- همیشه او را بغل کرده و آرام می کنیم.
2- بببرایش توضیح می دهیم که آن شیء یا موقعیت ترسناک نیست.
3- با آوردن وسایل دلخواهش او را سرگرم می کنید تا موضوع ترس آور را فراموش کند.
4- در فعالیتهای دسته جمعی شرکت می دهید.
5- به او آگاهی های بیشتر در مورد ترس می دهید.
ب) نوع منفی
1- او را از آن موقعیت دور می کنید.
2- به او دروغ گفته و تنها شیء را پنهان می کنید.
3- اهمیتی نمی دهید زیرا مسئله مهمی نیست.
4- به خاطر این رفتار او را سرزنش یا مسخره می کنید.
5- به زور و بالاجبار او را با موقعیت ترس آور روبرو می کنید تا ترسش بریزد.
6- گاهی اوقات برای تنبیه او، از آن شی یا موقعیت استفاده می کنید.
این راهبردها برحسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
کودک ناسازگار
تعریف نظری: کودک ناسازگار یا کر خو به افرادی اطلاق می شود که معمولاً از هوش عادی و یا حتی بالاتر برخوردار هستند وی دارای رفتاری غیرعادی و نابهنجار هستند و یا به عبارت دیگر مبتلا به اختلالات رفتاری می باشند، گاهی این کودکان را کودکان دشوار نیز می نامند (میلانی فر، 1356)
PSM – IV – TR ملاک های زیر را عنوان می کند:
الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی و اصول عمده متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود و با وجود حداقل یک ملاک در 6 ماه گذشته تظاهر می کند.
- پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
1) غالباً قلدری می کند، دیگران را می ترساند، تهدید می کند.
2) غالباً شروع کننده نزاع فیزیکی است.
3) از اسلحه ای که می تواند آسیب جدی به دیگران برساند (مثل چماق، پاره آجر، بطری شکسته، چاقو، تفنگ،
4) نسبت به مردم از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
5) نسبت به حیوانات از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
6) با حضور ، قربانی، اقدام به دزدی کرده است (مثل جیب بری – کیف زنی – اخاذی – سرقت مسلحانه)
7) کس دیگر را وادار به فعالیت جنسی کرده است.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
صفحه |
|
||
|
|
فصل اول |
||
|
5 |
مقدمه |
||
|
7 |
بیان مسئله |
||
|
9 |
سؤالات پژوهش |
||
|
10 |
اهمیت پژوهش |
||
|
11 |
اهداف پژوهش |
||
|
11 |
فرضیه های پژوهش |
||
|
12 |
تعریف اصطلاحات |
||
|
12 |
ترس های تحولی |
||
|
13 |
الگوهای فرزندپروری |
||
|
16 |
کودک ناسازگار |
||
|
|
فصل دوم |
||
|
20 |
ادبیات تحقیق |
||
|
20 |
ترس |
||
|
21 |
فوبیا |
||
|
24 |
شباهت و تفاوت اضطراب با ترس |
||
|
26 |
ویژگی های محرک |
||
|
27 |
ویژگی های پاسخ |
||
|
28 |
ترس به عنوان هسته اصلی هیجان |
||
|
30 |
نظریه های مربوط به ترس |
||
|
30 |
نظریه زیستی، اجتماعی |
||
|
31 |
نظریه روانکاوی |
||
|
33 |
نظریه ادراکی |
||
|
33 |
نظریه رفتاری |
||
|
35 |
نظریه عملکرد |
||
|
36 |
علل ترس |
||
|
36 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
38 |
عوامل محیطی و یادگیری |
||
|
41 |
انواع ترس های تحولی بر حسب دوره های رشد |
||
|
41 |
ترس در نوزادی |
||
|
42 |
ترس در یک سالگی |
||
|
42 |
ترس در2-4 سالگی |
||
|
43 |
ترس در 5 سالگی |
||
|
43 |
ترس دوره کودکی |
||
|
45 |
ترس دوره نوجوانی |
||
|
45 |
شیوه های رویارویی با ترس کودکان خود در والدین |
||
|
45 |
دوران نوزادی |
||
|
45 |
دوران 5 سالگی و کودکی |
||
|
45 |
دوران نوجوانی |
||
|
48 |
ترس و سازگاری |
||
|
51 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
54 |
نقش خانواده |
||
|
56 |
نظریه های روانشناختی در زمینه خانواده |
||
|
56 |
نظریه روان تحلیلی |
||
|
56 |
نظریه یادگیری اجتماعی |
||
|
56 |
نظریه نقش |
||
|
57 |
شیوه های فرزندپروری |
||
|
58 |
الگوی شیفر |
||
|
60 |
الگوی وینترباتوم |
||
|
61 |
الگوی بامریند |
||
|
63 |
ناسازگاری |
||
|
63 |
علل ناسازگاری |
||
|
63 |
عوامل بیولوژیکی |
||
|
64 |
پویایی روانی |
||
|
64 |
تأثیر خانواده در شکل گیری رفتار |
||
|
65 |
تأثیر شیوه های تربیتی والدین در کودکان ناسازگار |
||
|
65 |
روابط نادرست کودک و والدین |
||
|
65 |
محافظت بیش از حد و ایجاد محدودیت |
||
|
66 |
پذیرش بیش از حد کودک و آزادگذاری او |
||
|
66 |
خواستهای غیرواقعی |
||
|
67 |
انضباط نادرست |
||
|
70 |
مروری بر مطالعات و تحقیقات پیشین |
||
|
70 |
الف) تحقیقات مربوط به ترس |
||
|
70 |
شدت و شیوع ترس |
||
|
70 |
ترس های رایج |
||
|
85 |
ب) تحقیقات مربوط به رفتار والدین (الگوهای فرزندپروری) |
||
|
89 |
ج) ناسازگار |
||
|
89 |
کودکان ناسازگار |
||
|
91 |
والدین کودکان ناسازگار |
||
|
|
فصل سوم |
||
|
95 |
جامعه آماری |
||
|
96 |
نمونه تحقیق |
||
|
96 |
روش نمونه گیری |
||
|
96 |
روش اجرای آزمون |
||
|
98 |
وشها و فنون آماری |
||
|
|
فصل چهارم |
||
|
|
تجزیه و تحلیل آماری |
||
|
|
فصل پنجم |
||
|
|
نتایج بررسی پژوهش |
||
|
|
محدودیت های پژوهش |
||
|
|
فصل ششم |
||
|
|
منابع فارسی |
||
|
|
منابع خارجی |
||
|
|
پرسشنامه |
مقدمه
ابهامات گوناگونی در زمینه ریشه ترس وجود دارد. برخی از افراد اعتقاد دارند که ریشه ارثی دارد. در حالی که دیگران بر این باورند که ترس منشأ اکتسابی است و به عنوان یک ویژگی ارثی و خصیصه ای شناخته نمی شود افرادی که به اکتسابی بودن ترس ها تأیید دارند، بر این باورند که ریشه تمامی اختلالات اضطرابی را می توان در اصول دیگری مورد بررسی قرار داد و از طریق قوانین شرطی شدن توجیه منطقی را برای بروز ترس های غیر منطقی ارائه دهند. (شرفی، 1367).
بین کشورها و گروه های اجتماعی مختلف به اشکال گوناگون، روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوه های متفاوت فرزند پر وری بر می خوریم. بالاخص در آمریکا در قرن نخست شیوه خشن و خشک رایج بود. در دهه 1940 شیوه ای آسان گیر و انعطاف پذیر زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار داشت (اتکینسون1 ، 1984. ترجمه براهنی، 1367).
بیشتر والدین در مورد ویژگیهایی که مایلند فرزندانشان داشته باشند و شیوه های پرورش کودک که منجر به آن ویژگیها می شود اعتقاداتی دارند. آنان برای سوق دادن کودک خود به سوی اهدافی که برگزیده اند با تلقینهای مختلفی از پذیرش و سختگیر رفتار می کنند. گاهی هم پذیرا و سختگیرند. این گونه والدین بدون اضطراب و بازداری، جزء شیوه ای انضباطی خصومت آمیز محدود کننده و قدرت طلبانه است یا ناآزمودگی در همنوایی با خواسته ها و نیازهای دیگران که با آسان گیر مفرط توأم می باشد به کودکان فرصت می دهند تا محیط اطراف را کند و کاو کنند. گاهی طرد کننده و سخت گیرند و شیوۀ آنان بر انضباط سخت، پیروی بی چون و چرا از مقررات و دستورات سخت و خشک و تنبیه و قهرآمیز در برابر اشتباهات استوار است که این وضعیت به رفتار نامناسب منجر می شود. گاهی آسانگیر و طرد کننده هستند به انضباط بیش از حد آسانگیر و به کودکان اجازه می دهند که هر کاری می خواهند، بکنند و تکانشهای خود را بطور آزادانه ای اظهار کنند. آنان از فرزندان خود چندان متوقع نیستند که عاقلانه رفتار کنند و گاهی آسانگیر و پذیرا هستند که بر شیوه هایی چون گفتگوی دوستانه، توضیح و استدلال و تغیرهای ملایم در برابر اشتباهات تکیه می کنند. به هر حال افراط در آسان گیری یا محدودیت توسط والدین، بخصوص از طرف مادر نقش وی مهمتر از نقش پدر قلمداد شده است. رشد ناقص پرورش در کودکان منجر به رفتارهای نابهنجار یا ناسازگاری در کودکان می شود. (ماسن1) 1982، ترجمه یاسائی 1372).
تا قبل از قرن بیستم به بیماریهای روانی کودکان به صورت میناتوری از بزرگسالان نگاه می شد. از اوایل قرن بیستم با شروع مطالعات سیستماتیک بر روی جنبه های مختلف کودکان، اختلالات رفتاری آنان نیز به طور مستقل مورد توجه قرار گرفت (سیف نراقی، 1379).
بسیاری از این کودکان مبتلا به این اختلال، حاصل حاملگی های ناخواسته و طرحریزی نشده هستند، این گونه والدین بخصوص، پدران غالباً مبتلا به اختلال یا الکسیم شناخته می شوند (کاپلان1 ، 1991 . ترجمه پور افکاری 1382).
بیان مسئله
وجود مقدار معینی ترس و اضطراب در انسان برای وی مفید و حتی برای زنده ماندن او ضروری است. این حالات هیجانی می توانند انسان را از بسیاری از خطرات حفظ نمایند. همچنین ترس می تواند از منابع بسیار مهم انگیزش آدمی به حساب آید. بعنوان مثال دانش آموزی از گرفتن نمره کم به هنگام امتحان می ترسد، این ترس انگیزه ای برای مطالعه در او بوجود می آورد و برعکس ورزشکاری که خیلی آرام و بی دغدغه است بعید به نظر می رسد که به اندازه کافی برای پیروزی و برتری برانگیخته شود. در چنین مواردی ترس و اضطراب می توانند تا حدودی تسهیل کننده شرایط موجود باشند. از طرف دیگر ترس ها از شدت و قوت زیادی برخوردار باشند می توانند در عملکرد انسان مداخله نموده و باعث گردند تا یادآوری موضوعات یاد گرفته شده به آسانی صورت نگیرد (شرفی، 1367).
در این میان نقش خانواده ها و ارتباط مستقیم کودک با والدین حائز اهمیت است. نفوذ والدین در کودکان تنها محدود به جنبه های ارثی نمی باشد بلکه نحوه آشنایی و ارتباط کودک با بنیانهای فرهنگی، تربیتی جامعه بستگی به نحوه ارتباط والدین و فرزندان دارد. نقش مادر در تربیت کودک تا حدی است که محدودیت از وجود او اثرات ناگواری از جمله افزایش میزان ترس و اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، کاهش واکنش عاطفی ... را به همراه دارد. (کندال1 1982، ترجمه رضازاده، 1382).
از سوی دیگر خانواده ها علاقمند هستند، روشهای درست رویارویی با مسئله ترس را بدانند تا شیوه هایی که منجر به کاهش مشکلات کودکان خود می شود را مورد استفاده قرار دهند. آنان بیان می کنند که کودکان خود در مواجه با موارد ترس زا، دچار استرس، دلهره شدید شده و این مسائل موجب اختلال در مسائل زندگی، شخصی خود کودک می شود.
صحبت از ناسازگاریهای کودکان به مراتب پیچیده است. زیرا یک رفتار در یک مورد ممکن است نابهنجار تلقی شود و در شرایط دیگر مشکل آفرین نباشد که مثلاً شب ادراری کودکان زیر یک سال امر بدیهی است وی در نوجوانی به عنوان یک رفتار نابهنجار تلقی می شود (سیف نراقی و همکاران، 1379).
بر طبق تحریف DSM , IV , TR 2 : الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی را متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود. شامل تخریب اموال، نقض جدی مقررات، پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات...
بتازگی با دخیل کردن نقش سیستم های خانوادگی در بروز اختلالات رفتاری، حوزه جدیدی در این مقوله گشوده شده که توجه محققین را به خود جلب کرده است. در این مورد استدلال می کنند: پدر و مادرهایی که از خود استقلال کمتری را نشان می دهند تا حدی نمی توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای فرزندانی با یکی از انواع اختلالات رفتاری هستند 1 ، ترجمه رضازاده، 1382).
بسیاری از این کودکان ناتوان در برقراری با روابط همسالان خود هستند، کناره گیر و تنها هستند. احترام به نفس ضعیف دارند این کودکان نسبت به احساسات، امیال و رفاه دیگران اهمیتی قائل نیستند.... (کاپلان2 ، 1991، ترجمه پور افکاری، 1382).
در ارتباط با ترس های تحولی این کودکان با همان ترتیب، کودکان مادی شکل می گیرد یا اینکه در طی ایجاد رفتارها و هیجانات نابهنجار در آنها، ترس ها به صورت غیر عادی هستند.
به طور کلی سؤالات اساسی پژوهش حاضر شامل:
1- ترس های تحولی بلند در هر گروه سنی چیست؟
2- آیا همان ترس ها در کودکان ناسازگار نیز می توان دید؟
3- آیا در کودکان ناسازگار، ترس های متفاوتی با کیفیتی متفاوت دیده می شود؟
4- آیا بین الگوهای فرزند پروری والدین با ترس های تحولی کودکان رابطه وجود دارد؟
5- آیا الگوهای فرزند پروری والدین بین دو گروه کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد؟
اهمیت پژوهش
یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش در هر کشوری تهیه برنامه ریزی مناسب برای دانش آموزان است. در این راستا توجه به نگرانیهای عاطفی دانش آموزان یکی از عواملی است که در تهیه برنامه ریزی مناسب درسی کمک کننده است.
یکی از مشکلات عمده ای که والدین با آن روبرو هستند، عدم آگاهی از چگونگی شیوه های تربیتی در برخورد با این نوع ترس هاست. والدین معمولاً از نتایج برخوردهای خود با کودکانشان بازخوردی دریافت می کنند که ممکن است ناصحیح و به طور منامناسب باشد که ناشی از شرایط سنی کودکان و یا عواملی چون ناسازگاری و عقب ماندگی ذهنی است.
در این زمینه نحوه برخورد والدینی که دارای کودکان ناسازگار هستند با این نوع ترس ها و روش های بکارگیری تربیتی آنان در برخورد با این مسائل حائز اهمیت است.
اهمیت و نقش نهاد خانوادگی به عنوان جایگاه کودک در خانواده و شیوه های تربیتی مناسب برای کودکان مهم است. زیرا شیوه های نامناسب قرین با منحرف کردن زمینه های رشد به هنجار، می تواند آنرا به سوی نابهنجاری سوق دهد.
اهداف پژوهش
1- مطالعه رایج ترین ترس های دوران کودکی و هر گروه سنی و شناختن موضوعات ترس آور عمده.
2- مطالعه رابطه شیوه های تربیتی والدین با ترس های عادی کودکان
3- مقایسه ترس های کودکان عادی و ناسازگار
4- مقایسۀ شیوه های تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار.
فرضیه های پژوهش
1- بین شدت ترس های تحولی و سن ارتباط وجود دارد.
2- بین شیوع ترس های تحولی و جنسیت ارتباط وجود دارد.
3- ترس های تحولی کودکان عادی و ناسازگار تفاوت وجود دارد.
4- الگوهای تربیتی والدین با ترس های تحولی رایج ارتباط دارد.
5- الگوهای تربیتی والدین کودکان عادی و ناسازگار تفاوت دارد.
6- بین راهبردهای رویارویی والدین در کودکان عادی و ناسازگار ارتباط وجود دارد.
تعریف اصطلاحات
ترس های تحولی
تعریف نظری: ترس یک واکنش طبیعی به تهدیدهای خیالی یا واقعی است که به عنوان یک تست لاینفک از رشد شناخته شده است. ترس های کودکان در یک توالی نظامدار، موازی با تغییرات رشد شناختی پیاژه (1955) قرار دارد. (میلر1، 1983) در توالی رشد، ترس دوران نوزادی ممکن است به صورت افزایش و بستگی بین نوزاد و مادر باشد. مانند ترس از صدای بلند، فقدان حمایت به صورت بالقوه در نوزاد وجود دارد (کوکر2 و همکاران، 1976).
در اولین سال زندگی اضطراب جدائی و ترس از غریبه پدیدار می گردد. در سال دوم: ترس از حیوانات در سال سوم ترس از مخلوقات بدیهی (مثل لولو) سال چهارم: ترس از تاریکی. همزمان با ورود مدرسه ترسهایی چون ترس از مدرسه، ترس از شکست و انتقاد و آسیب های بدنی. در نوجوانی: ترس از مرگ (سولانتز3 و همکاران ، (1984).
تعریف عملیاتی: نوعی از ترس ها که به صورت طبیعی در مرحله سن 12-7 سالگی بروز یابند که شامل:
امتحان – صدای بلند – حادثه – حیوانات – دیدن خون – جاهای نا آشنا – غریبه – مسافرت با وسایل نقلیه – دزد – تنهایی – آمپول زدن – بیمارستان یا درمانگاه استخر یا آب رودخانه یا دریا – قایق سواری – موجودات خیالی – مورد تمسخر قرار گرفتن – سایه – کتک کاری – تاریکی – جاهای متروکه – رعد و برق – دارو خوردن – ترک پدر و مادر – سنگ قبر – محبت ندیدن – عبور از خیابان – ساختمان بلند
این ترس ها بر حسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
الگوهای (فرزند پروری)
تعریف نظری : روشهایی که والدین در برخورد با فرزندان خود اعمال می کنند و در شکل گیری رشد و تکامل کودک در دوران کودکی و خصایص بعدی شخصیت و رفتار تأثیر فراوان و عمیقی دارد. مثلاً طرد کودک یا فقدان ارتباط معنادار بین کودک و مادر سبب پیدایش اختلال شخصیت می شود. (شعاری نژاد، 1364).
هر خانواده شیوه های خاص را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش بکار می گیرد که این شیوه ها به صورت مستبد – سهل گیر – مقتدر در خانواده ها بروز می کند (هاردی1 و همکاران، 1993).
تعریف عملیاتی: مقصود از شیوه هایی است که پرسشنامه ستوه های فرزند پروری با مریند آنرا می سنجد.
سهل گیر: سخت گیری کمتری را نسبت به کودکان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند که تا خودشان فعالیتهای خود را تنظیم نمایند و کنترل کمتری روی رفتار کودکان خود داشته و بندرت آنها را تنبیه می کنند.
مستبد: بیشتر دستور می دهند و عقیده دارند که کودک باید بدون چون و چرا از دستورات آنها پیروی نماید، در مقایسه با دیگر والدین صمیمیت کمتری با کودکان خود دارند و کودک را از گفت و شنود کلامی باز می دارند.
مقتدر منطقی: بین دو جنبه افراطی قرار می گیرند و کودکان خود را با صراحت و روشنی راهنمایی می کند و نظم و انضباط تربیتی آنها توأم با گرمی، منطقی، انعطاف پذیر و گفت شنود کلامی است.
در این تحقیق نمره ای که از پرسشنامه بدست می آید شاخصی برای تعریف عینی نوع الگوی فرزند پروری والدین است.
راهبردهای رویارویی
تعریف نظری: به کارگیری شیوه های مثبت، حل مشکل کودک، بوجود آوردن فضایی آکنده از محبت و صمیمیت، تلاش در برقراری آرامش و امنیت در خانه، بوجود آوردن استقلال و اعتماد به نفس در کودکان از جمله راهبردهایی است که برای بروز ترس می توان نام برد. (نوابی نژاد، 1379)
شرکت دادن کودک در رقص، بازی، موزیک، نقاشی، نوشتن و فعالیتهای تفریحی را از جمله راهبردها می توان نام برد. (میلانی فر، 1379)
تعریف عملیاتی: نوعی از راهبردها که به صورت مثبت و منفی در پرسشنامه محقق ساخته ذکر شده که شامل
الف) نوع مثبت
1- همیشه او را بغل کرده و آرام می کنیم.
2- بببرایش توضیح می دهیم که آن شیء یا موقعیت ترسناک نیست.
3- با آوردن وسایل دلخواهش او را سرگرم می کنید تا موضوع ترس آور را فراموش کند.
4- در فعالیتهای دسته جمعی شرکت می دهید.
5- به او آگاهی های بیشتر در مورد ترس می دهید.
ب) نوع منفی
1- او را از آن موقعیت دور می کنید.
2- به او دروغ گفته و تنها شیء را پنهان می کنید.
3- اهمیتی نمی دهید زیرا مسئله مهمی نیست.
4- به خاطر این رفتار او را سرزنش یا مسخره می کنید.
5- به زور و بالاجبار او را با موقعیت ترس آور روبرو می کنید تا ترسش بریزد.
6- گاهی اوقات برای تنبیه او، از آن شی یا موقعیت استفاده می کنید.
این راهبردها برحسب نتایج حاصل از پاسخگویی به پرسشنامه محقق ساخته مشخص می شوند.
کودک ناسازگار
تعریف نظری: کودک ناسازگار یا کر خو به افرادی اطلاق می شود که معمولاً از هوش عادی و یا حتی بالاتر برخوردار هستند وی دارای رفتاری غیرعادی و نابهنجار هستند و یا به عبارت دیگر مبتلا به اختلالات رفتاری می باشند، گاهی این کودکان را کودکان دشوار نیز می نامند (میلانی فر، 1356)
PSM – IV – TR ملاک های زیر را عنوان می کند:
الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی و اصول عمده متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود و با وجود حداقل یک ملاک در 6 ماه گذشته تظاهر می کند.
- پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات
1) غالباً قلدری می کند، دیگران را می ترساند، تهدید می کند.
2) غالباً شروع کننده نزاع فیزیکی است.
3) از اسلحه ای که می تواند آسیب جدی به دیگران برساند (مثل چماق، پاره آجر، بطری شکسته، چاقو، تفنگ،
4) نسبت به مردم از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
5) نسبت به حیوانات از نظر فیزیکی بی رحمی نشان داده است.
6) با حضور ، قربانی، اقدام به دزدی کرده است (مثل جیب بری – کیف زنی – اخاذی – سرقت مسلحانه)
7) کس دیگر را وادار به فعالیت جنسی کرده است.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 135 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 188 |
: معماری به عنوان نماد
”بر خلاف سیاسیون و دیگرانی که به طور مکانیکی آموزش میبینند همین طور اصحاب دین، مسئلهی مطلوبتر ساختن زندگی و محیط آن از یکدیگر جدا نیستند. این دو فصل برخلاف آنچه سیاسیون ــ حال با آرزویی نابجا، یا با یأسی غیرضرورــ تثوری میکنند مستلزم جابجائی ارقام و احجام بزرگ ]احتمالاً نویسنده جمعیت و تأسیسات است[ مقدم بر دستزدن به هر کاری نیسیت. بهینهسازی حیات انسانی هم این طور معضلی نه مبتلا به وسعت و ثروت ، بل اساساً مسئلهای تجربی است که نقطه آغازین آن انطباق مجدد میباشد“ . این سخنان که از زبان پاتریک گرس و برانفورد جاری شد طی دو دهه اخیر به اثبات رسیده و در زمینهی مسکن و احداق محلات نوعی انطباق مجدد آغاز شده است؛ بدین ترتیب که در مقابله با سرمایهداری و برخلاف مخالفت آشکار و اخلال منفصلانه و بیتفاوتی کسلکننده، جنبش احداث مسکن به رشد خود ادامه داده است.
نماد این تحول جدی فرم فراگیر معماری و گونههای جدیدی از طرحهای محلی است. این تحولات تاکنون به طور جسته و گریخته در حاشیهی شهرهای بزرگی چون لندن، آمستردام، پاریس، برلین و وین شکل گرفته است، که هم چنان حامل پارهای از عیوب اولیهی خود نیز میباشند. با این حال جنبش بهبود وضعیت مسکن برای کل جامعه و نه تنها افراد خوشبخت که ساقهای صد ساله دارد؛ اینک به نقطهای رسیده است که دستاوردهای مثبت آن، رشک و رقابت را برمیانگیزد. در فحوای دگرگونی شهرها اثبات سخنان پیامبرانهی پاتریک گرس به سال 1905 میلادی در تشریح گذار از مرحلهی پارینه فنی به دورهی نوــ فنی موج میزند. ”هم آن طوری که دورهقبلی با سیطره و تسلط کارگر بالنسبه غیرماهر و ماهر تمایز مییابد، دورهی جدید با ظهور سرکارگر کامل، یعنی معمار فاقد قوهی تخیّل؛ و عمران گران (improver) روستایی، باغبان، جنگلبان، کشاورز، آبیار، یعنی گونههای متناظر به جای کارگران غیرماهر میشود“.
معمار در دگرگونی محیط دارای نقش اساسی است، این امر صرفاًناشی از این نیست که ابنیه بخش بزرگی از محیط زندگی روزمرهی انسان را اشغال میکنند، بلکه از آن روست که معماری طیف وسیعی از واقعیتهای اجتماعی یعنی ویژگیها و منابع طبیعی، مهارتهای حرفهای، سنت تجربی و دانش عملی بکاررفته در معماری، فرایندهای تعاون و سازمان اجتماعی و باورها و جهان بینی جامعه را مورد توجه قرارداده و منعکس میسازد. در ادوار از هم گسیختگی اجتماعی و تخصصگرایی نابجا ، نظیر دورهای که پشت سرگذاردهایم، معماری بخش عمدهای از مشخصههای اساسیاش را از دست میدهد، و برعکس، در دورهی انسجام و سازندگی، معماری یک بار دیگر به سوی هنر فرماندهی و هدایت به حرکت درمیآید.
از آن جایی که فرم معماری دقیقاًتبلور یافته، قابلیت مشاهده پیدا کرده و در معرض آزمون دائمی قرارمیگیرد، حامل معنای خاص انگیزهها و ایدههایی است که از آنها شکل میگیرد: معماری باورهای زنده را متبلور ساخته و بدین ترتیب روابط و همبستگیهای نهان را آشکار میسازد، معماری با کمکگرفتن از طرحهای دقیق، مجموعهای از پیشهها ، مهارتها و هنرها را گردهم آورده، و در عمل ساخت ، گونههایی از همکاری زیرکانهای را خلق مینماید که ما در مقیاس گستردهی اجتماعی به دنبال آن هستیم: اندیشهی برنامهریزی ، جدای از مهارت هماهنگکنندهی مضمر در حرفهی مهندسی، مرهون همین هنر در نزد معماران است.
معمار، آرزوها و نیازهای انسانی را با واقعیتهای سرسخت سایت، مصالح، فضا و هزینهها تطبیق میدهد و به نوبهی خود، محیط را در قرابت با رؤیاهای انسانی قالب میزند. معماری در مفهوم اجتماعی، بسیار پیشرفتهتر از فنآوریهای مکانیکی صرف است زیرا ساختمان خوب همواره به عنوان عنصر اساسی در طراحی و اجراء، درک و بیان اهداف طبیعی انسانی را متبلور ساخته است. آدمی میتواند در ابنیهی هر دوره، به خطی خوانا، تحولات و فرایند بغرنج شکل گرفته در تمدن را کشف نماید. در دورهای که وجه ممیزهی آن انسجام و یک کاسهگی است، نظیر دورهای که ما در آستانهی ان قرارداریم، معماری در جایگاه هدایت تمامی فعالیتها قرارخواهد گرفت.
در مفهوم و بیان معماری، قرن نوزدهم دورهی از هم گسیختگی بود. ساختمانها بدون آن که در ریشه در منظر و چشمانداز داشته باشند و بی ارتباط با جامعهشان در
میانهی شهرهای در حال رشد قر برمیافراشتند. این ساختمانها حاصل کار معماران منفردی بودند که تنها در قبال تک بنای خود مسئولیت داشتند: اثر بوجودآمده تنهان بدان مقید بود که در انبوه بینظمی حاکم بر شهر که حاصل کار زمینخواران، مالکان زمین، و شرکتهای صنعتی که ذیل علم بازار آزاد کار میکردند از نظر دور مانده یا تحلیل بروند. انجیل اولیهی معماری با تحقیقات وسیع باستانشناختی و سفرهای خارجی در نبود انگیزههای خلاقیت به گرتهبرداریهای مرده یا التفاط گرانیهای ضعیف رهنمون شد.
ابتدا معماران دورهی رنسانس به مردگان به مثابه منبع الهام روی آوردند، گویی که دَم زندگی میتوانست از گورستان برخیزد. شکی وجود ندارد که بهبود کشاورزی بدنبال نشر رسالهی کولوملا[1] (Columlla) در کشاورزی، عملیات پیشرفته کشت و کار را تحت تأثیر قرار دو تکانههای اختراعات مکانیکی با تجراب حاصله از تجدید چاپ قهرمان اسکندریه[2]با ماشین بخار نضج یافت. اما تفاوت فاحشی میان گزینش تجربی و گرتهبرداری بیروح وجوددارد؛ در عرصهی معماری آنچه پس از فیلیپو برونسکی[3] روی داد نه فرایندی قادر به تعدیل و اصلاحات کامل به موازات پیدایش نیازهای جدید،بلکه نوعی پوستهی خارجی، یعنی کلیشهی بیروح فرهنگی دیگر نبود. توجه داشته باشید که معماری چگونه بعد از قرن شانزدهم به جای پنجرههای کلافدار (Banked Window) به عنوان فرم ساختمانی به روش بسیار ابتدایی گذاشتن حفرهای بر روی دیوار صُلب رجعت کرد، که به معنای از دست رفتن تسهیلات و قابلیت زندگی از منظر فنآوری بود؛ در عوض دوری گزینی از انعکاس نور از قسمت فوقانی پنجرههای بلند مستطیلی شکل ایجاد حفاظ و پرده اجتناب ناپذیر شد این در حالی بود که نور وارده از قسمت تحتانی پنجره به لحاظ بصری بیمصرف بود.
فاصلهی زمانی قرن شانزدهم تا قرن بیستم شاهد فقدان ارتباط فاحش میان معماری و سرچشمهها نشظم مسلط اجتماعی بود. قرائن و شواهد دال بر مرگ معماری به معنای اجتماعی در مجموعه بقایای بیروح مشهود است. مردم در فرمهای رومی، یونانی، گوتیک جدید و در نهایت فرمهای بیزانسی و رومانسک، راههای سهلالوصول و سریع به جامعهی واقعی و فرهنگ زنده را میجستند. و در نبود خاک و گیاهان که میتوانستند به زیبایی منجر شوند گلهای کاغذی را ابداع کردند. چه کسی میتوانست تفاوت میان گلهای کاغذی یا عکس برداری شده را با گلهای واقعی نشان دهد؟ معماری در جستجوی ناآگاهانه مجاری تغذیهی حیات اجتماعی، سنگهای تزئینی، این نمادهای بی معنای جامعهی موهوم را خلق کرد. همزمان نطفههای نظم زنده به یکسان در ساختمان، فنآوری و فرهنگ محوطه سازی موج میزد، اما اذهان آشفته و تردید طبقات حاکمه، پذیرش این جوانهها را آسان نمییافت. دلایل و توجیهات رایج ویکتوریایی در احداث ساختمانهای جدید صنعتی نه هم عرض توجیهات هنر خوب، بلکه واقعیت این بود که تمدن صنعتی نیازی به هنر نداشت.
نبرد میان سبکها ، میان معماران دوره ی متقدم عصر باروک و دست اندرکاران سنتی قرون وسطی، یا میا کلاسیستهای جدید قرن نوزدهم و قرون وسطی گرایان جدید منظری سطحی و ظاهری ناچیز مینمود زیرا از دست دادن روابط با محیط اجتماعی وجه مشترک هر دو مکتب بود. هم زمان با تحلیل مفاهیم نظم جمعی در جامعه اشکال نظم اجتماعی به جهت نا معین بودن ارزشها ناپایدار شده و به باوری در راستای دستاوردهای صرفاً کمّی مبدل شد: معماری زیبا و ظریف به حجم و هزینه تقلیل یافت و ساختمانهای رایج در دوری از معیارها و استانداردهای انسانی، ارزان، حقیر و کوچک و تنگ شدند.
تمایز میان این دو مکتب در این از هم گسیختگی اجتماعی ، به سختی قابل تشخیص بود. با آغاز قرن نوزدهم، سبک کلاسیک مدعی ادارات دولتی، دادگاهها، مراکز انتظامی، بانکها و موزههای هنری و سبک گوتیک مدعی مدارس، دانشگاهها، ساختمان شهرداری، کلیسا و موزههای تاریخ هنر شد که البته مصالحهها و تعدیلهای اتفاقی نیز در این تقسیم بندی مشاهده میشد. مواریثی که لجوجانه از پذیرش مرگ سرباز میزدند، مومیایی سازیهای خطاآمیز برای نشان دادن سرزندگی، به همراه جهشهایی که از تلاش برای تولد تن میزدند، در جمع مشخصهی بخش عمدهی معماری قرن نوزدهم که در دسترس اجتماعاتی قرارداشتند که هنوز از جایگاه خاص برخوردار بودند. حتی نافذترین و برجستهترین شهرها دچار آشفتگی بودند: راسکین که موزهی اشمولین (Ashmolean) در آکسفورد را مورد تمجید قرارداد بسیار شجاعت داشت.
با این حال، اوایل قرن نوزدهم متفکرین و برنامهریزانی پا به عرصه گذاشتند که براین معنا که حمله اساسی میبایست بر کلیت مسئله فرم صورت پذیرد. واقف بودند. من در قسمت بعدی به کسانی که از منظر برنامهریزی اجتماعی(Community Planning) به مسئله فرم پرداختند و و سلسله جنبان آن رابرت آوئن میباشد، خواهیم پرداخت.در این جا معمارانی که جامعه را منبع اصلی فرم معماری قلمداد کرده، مضافاً بر این نکته تأکید دارند که تنها کارکردهای قوی و محکم میتواند به خلق فرمهای زنده منجر شود، میپردازیم. در این جنبش پیشگامان زیادی وجود دارند اما مهمترین چهرهی آن ویلیام موریس بود زیرا وی به همراه فیلیپ وبا[4] در سال 1851 به طراحی رِدهاوس پرداخت که موریس سالهای اولیهی پس از ازدواج را در آن گذارند. از همین جاست که تلاش برای کنارزدن محلقات تزئینی و عطف توجه به اصول یعنی مصالح ساخته و پرداخته، دیوارهای سادهی آجر ی و سقفهایی با الواح سنگی سنگین که در آن تمامی جزئیات به مثابهی خانهی روستایی قرن هفدهم انگلستان ملموس و بی واسطه جلوه کرد، آغاز شد.
پیشتر، یادمانهای صِرف معماری محور و کانون لذت و منبع مقبول سبک بودند، که از میان میتوان به پانتئون، خانهی کره (Maison Carreee) ، کاخ امپراطور دیوکلتین[5](313-245م.) در شهر اسپالاتو[6]، کلیسای جامع استراسبورگ ، سنت مارک ونیز اشاره کرد. این ابنیهی یادمانی که تبلور نظم عام اجتماعی بودند، به خطا نقطهی شروع طرح معماری قلمداد شدند. این خطا در میانهی قرن نوزدهم به حدی عمیقتر شد که کلبههای حقیر کز کرده در پشت سنتوریهای حجیم یونانی را در برگرفت، و دانشجویان معماری، کارآموزی خود را با مطالعهی عناصر تزئینی فرمهای یادمانی کلاسیک آغاز کردند؛ این در حالی بود که آنان آموزش ناچیزی در زمینهی طراحی خشک و بیروح به هنگام ترک آتلیه ، غره از مهارت لمس قلم و برس، و غافل از اولین اشارات کاردک یا شاغول؛ توانا به طراحی تالار دادگستری اما ناتوان از طراحی یک لانهی سگ، که بتوان به آن مسکن نام نهاد، بودند.
ویلیام موریس با ساختن خانهای به عنوان نقطهی عطف جنبش نوین معماری، به طور نمادین به تحول راستینی دست یافت. آموزهای که وی با توجه به طرحش ساخته و پرداخته کرد بسیار بنیادی بود: موریس به عنوان یک سوسیالیت انقلابی در این آموزهها به طور ضمنی مفاهیمی از نظم جدید اجتماعی را نه ر جهت مکانیزاسیون تحصیل سود، بلکه در جهت انسانیت، رفاه و خدمات تدوین نمود. گرچه موریس با ماشین رابطهی خوبی نداشت ــ زیرا در اشکال اولیهی معیوبش دلیلی برای این کار وجود نداشت ــبا این حال به رهیافتی از فرم جامعه دست یافته بود که ظرفیت و توان بهرهمندی و هدایت پیشرفتهای واقعی که در سازماندهی انسان، مواد و نیروهای بیروح طبیعت شکل میگرفت، را دارا بود. اگر کارخانه هسته و کانون جامعه پارینه ــ فنی بود، خانه میبایست ره کانون عصر زیست ــ فنی تبدیل می شد و در این راستا استعدادهایش در خدمت ا قرار داشتند.
ویلیام موریس مینویسد: ”به سخنان من یقین داشته باشید اگر خواهان آنیم که از هنر در خانهی خود بهره ببریم، میبایست خانههایمانرا از چیزهای زائی که همواره سر راهما قراردارند پاکسازی نمائیم؛ وسایل رفاهی قدیمی و عامه پسند دیگر آسایش و رفاهی واقعی را به همراه نمیآورند بلکه برای خدمتکاران و پزشکان شغل ایجاد میکنند؛ اگر شما طالب قاعدهی طلائی هستید که با همه کس متناسب باشد، چیزی در خانه نداشته باشید که در مورد مفیر فایدهبودن آن چیزی نمیدانید و یا به زیبائی آن یقین ندارید“. دور ریختن پسماندههای تاریخی و عریان شدن همچنانکه در مورد دیدگاه جدید نسبت به زندگی و مناسبات جهانی که به واسطه ی علوم جدید بکار گرفته شد عمدهترین مشخصهی اساسی معماری جدید بود. این معنی در ساختمان به مفهوم پنجرهی در معرض دید، دیوار خالی ]بدون برجستگی[ و تالار بدون نورگیر بود: بدین ترتیب نه چیزی برای نشان دادن و نه چیزی که از نشان دادن آن طفره رفت، وجود داشت.
حرکت بعدی در خصوص فرم منسجم از طرف استاد امریکایی اچ.اچ.ریچاردسون[7]به منصهی ظهور رسید. ریچاردسون که کار خود را پس از جنگ داخلی امریکا شروع کرد ابتدا از نمادهای التقاطی رایج بهره برد و در نهایت با بکارگیری فرمهای یادمانی برای خودش آبرویی کسب کرد، این امر تا بدین جا مانعی فرا راه دستاوردهای اصیل به شمار می رفت اما پس از آن که وی عمیقاً درگیر مسایل عصر خود شد و به نیروهای اجتماعی و اقتصادی آگاهی یافت با طراحی ساختمان اداری، انبار، ایستگاه راهآهن و کتابخانه ی عمومی خود را در عرصهی جدیدی یافت. ریچاردسون گام به گام از مفاهیم مهجور و نمادهای دست و پاگیر فاصله گرفت، او با فرمهای بنیادی بنایی که عناصر را به تنهایی به منظور بیان بصری و کارکردی مورد استعمال قرارمیدهند دست و پنجه نرم کرد و آموزههای وب و موریس در طراحی خانههای مسکونی را به تمامی جنبههای ساختمان انتقال داد. گرچه ریچاردسون فقط در طراحیهای متأخرش با امکان ظهور فرم جدید، که بر منابع فنی و اصول اجتماعی جامعهی جدید ابتنا داشتند مواجه شد، با این حال به قسمی از انسجام مقدماتی براساس بنایی نایل آمد. او اثبات کرد که زشتی فرمهای مبتنی بر اصول فایدهگرایی نه به واسطه مبادی و کاربردشان، بلکه ناشی از حقارت ذهنی مندرج در احداث آنهاست. به طور طبیعی، ایستگاه راهآهن از ظرفیت کمتری برای انتقال زیبائی در قیاس با قلعههای قرون وسطی برخوردار نیست ، و این امکان وجود دارد که یک کلبهی چوبی از یک کاخ گران قیمت برای نیازهای انسانی مناسبتر باشد.
کار ریچاردسون متعاقباً به واسطهی دستاوردهای معماران همفکر او در اروپا تأیید شد؛ بنای زیبای بورس شهر آمستردام که توسط برلاگه طراحی شد نمونهی برجستهای از شایستگی و قدرت میباشد؛ ریچاردسون زمینههای لازم برای گروه دیگری از معماران ، یعنی آدلر، سولیوان و فرانک لویدرایت را در شیکاگو فراهم آورد که کار وی را بسط بیشتری دادند. وظیفهی سولیوان به مفهوم اجتماعی، صورتبندی نظمی بود که در کارهای متاخر ریچاردسون به شکل ضمنی نهفته بود: سولیوان احتمالاً به طور ناخودآگاه و شاید کاملاً مستقل، قاعدهی ”فرم از کارکرد تبعیت میکند. را که بوسیلهی پیکرتراش امریکایی هوراسیوگرینو پایه گذاری شده بود، وجههی همت خود قرارداد، و در پی خلق نوعی معماری برآمد که اصول بکاررفته در یک نوع ساختمان، برای دیگر ابنیه نیز کارائی داشته و این قاعده بقدری گسترده باشد که استثناءپذیر نیر باشد. این قاعده میبایست نه تنها ریشه در ذهن معمار، بلکمه ریشه در نهادهای سیاسی، نظم مستقر و نگرش اجتماعی جامعه داشته باشد. در واقع معمار برای صورتبندی این قاعده، و ترجمهی آن از توهم و خیال به واقعیت انضمامی، نیاز به همکاری فعال معاصرین خود دارد؛ هی کس دلیلی بهتر از سولیوان برای ارزیابی نابودی توان و فلج شدن قوه ی مخیله در تعاقب تضاد معمار با جامعهاش ، یا همگامی که وادار میشود بهترین استعدادهایش را در انطباق و هماهنگی با سلیقهی تحمیلی مشتریان تنزل دهد، نداشت. روی هم رفته، ساختمانهای طراحی شده توسط سولیوان آن یگانگی را که آموزهی وی میطلبید به همراه نداشت.
کارکدن براساس اندیشههای موریس در طراحی واحد مسکونی، برای عملی ساختن ترکیب طبیعت، ماشین، فعالیت و اهداف انسانی برای فرانک لوید رایت به ارث رسید. رایت اندازهی پنجره را افزایش دادو پنجرهی افقی را که به استثنای پارهای مواقع، پس از قرن هفدهم کنار گذاشته شده بود، احیا کرد. با صالاح طرح ساختمانی و کاهش ارتفاع آن و نزدیکی با مرغزار، رایت تحول بنیادی در ارتباط با خانه و زمین را به وجود آورد و تقریباً باغچه را به قلب اتاق نشیمن کشاند. و اندرون و برون به مثابهی ارگانیسم انسان به جنبههای یک واحد منفرد تبدیل شدند. که به منزلهی خانه در دامن طبیعت و طبیعت در خانه بود. رایت نه تنها در استفاده از مصالح طبیعی و انطباق طرحهای خود با چشمانداز طبیعی، مستعد بود به شکلی استادانه از روشهای ساختمانی مدرن و تسهیلات جدید که بوسیله ی ماشین فراهم شده بود، بهرهبرداری کرد: وی با ماشین به عنوان عنصری همراه با اهداف انسانی، و نه صرفاً کاهندهی هزینهها و تأمین کنندهی بدیلهای کاذب که از دورهی اندیشهی موریس رواج یافته بود، برخورد کرد.
رایت در احترام به خاک، سایت، اقلیم و منطقهی پیرامون، نه تنها بر معاصرین التقاطیاش، بلکه بر شارحان متروپل نشین ”مدرن“ نیز، که یک نسل بعد از او تبعیت کردند، پیشی گرفت: ”معماری مرغزار“ همین طور ”معماری صحرا“ به معنای واقعی کلمه واجد فرم منطقهای بودند. رایت در حقیقت، منطقهگرایی را از روابط آن با مشخصههای تاریخی و منسوخ (قدیمی) رها ساخت و آن را در راستای حال زنده که شامل گذشته و آینده است سمت و سو داد؛ و در فرمهای جدید، وجوه عام و خاص، محلی و جهانی را گرد آورد. تصاوفی نیست که معماری مرغزار فرانک لویدرایت در هلند کشوری که هیچ شباهتی با مرغزار و ناحیهی دریاچههای بزرگ امریکا نداشت هرچند مقیاسی متفاوت اتفاق افتاد. رایت، فرمهای مکانیکی نظیر آثار کلاسیستها در قرن نوزدهم، و آثار لوکوبوزیه که در دههی گذشته به طور قالبی گرتهبرداری شدند، خلق نکرد، او فرمی ارگانیک خلق کرد که دقیقاً به جهت اصول عامی که بر آن بنا نهاده شده بود، تعدیل و تطبیق داده میشد.
معماری رایت، و تا حدی نامتعارف ، ترکیبی پیامبرانه داشت: بدین ترتیب که مدل کوچکی از اقتصاد زیستــفنی جدیدبود. این ترکیبات در اشکال منفردش بر بهترین کارهای انجام شده در اروپا با ویژگیها و خط و خطوط مشترکاش، حداقل یک نسل تقدم داشت. متاسفانه، آثار اولیهی فرانک لویدرایت دارای ضعفهایی بود که نمیتوانست به عنوان پاسخی برای تقاضای موجود در حومههای رمانتیک ــخانههای مستقل منفرد برای خانوارهای مرفه بورژوازیــ قلمداد شود. رایت به استثنای تلاشی نافرجام و بیش از اندازه خلاقانه در احداث مساکن مجتمع که سطح بسیار بالائی از تراکم را پذیرفت در زمینهی درک معضلات بنیادی انسجام اجتماعی تا دههی حاضر که طرحها و الگوها و پروژههای شهر پهنــپپکر را طراحی کرد، گام مهمی برنداشت. شکست و ناتوانی در اندراج و تلفیق خصایص فردی و اجتماعی، پس از 1920 میلادی، احتمالاً مسئول تأثیر اندک وی بر جنبش واقعی احداث مسکن میباشد.
در واقع تمامی این معماران ]از جمله رایت[ نمایندگان جامعهای بودند که هنوز ظهور بروز نیافته بود. تلاش اینان به مثابهی جوانههای ظریفی بود که با دقت تمام در باتلاق، پیش از آنکه ردای برف از باغ تا جائی که جوانهها در آن می بایست نشاء گردند رخت بربندد، خوب تغذیه و رشد یافته بودند اما غالباً پیش از تغییر فصل یا رسیدن فصلی پیش از موعد، پژمردند. بهترین دستاوردهای آنان حتی هنگامی که جان سالم بدر بردند در هرزه زارهای بینظمی صنعت و شرکتهای بورس بازار از نظر دور ماندند: بدین ترتیب که تأثیرات ریباشناختی به جهت نبود زمینهای مبتنی بر همان اصول هرز رفت. نتیجه این که شاهکار رایت یعنی”ساختمان اداری لارکین“ به معبد اسرارآمیزی در میان برهوت سیاه صنعت ــدر تضاد با پس زمینه، اما ناتوان از غلبه بر زشتی و بی نظمی پیرامونــ تبدیل شد.
این معماران ، در جایگاه و مرتبهی شعرای رومانتیک نظیر بلیک و وایتمن که برای دمکراسی موهوم قلم فرسانی می کردند، هم چنین با فردگرایان رمانتیک دردگیر نحلههای هنری که تلاش میکردند در شخصیتهای داستانی آثار خود چیزهایی را که نمیتوانستند بدون همیاری اجتمعی و سیاسی جوامع خلق نمایند سهیم شدند. در اصل، این رمانتیکها پیامآوران زندگی بودند،زندگی و نظمی که ]میتوانست[ ظهور و بروز یابد. آنچه که این هنرمندان در مجموع خلق کردند الگویی کوچک و کارآمد بود که میبایست قبل از تثبیت دوران جدید و تحقق مفهوم کامل آن به تولید انبوه میرسید.
تقریباً در هر کشوری چنین مبدعینی پا به عرصه گذاشته و نخستین تلاشها در جهت نیل به فرم جدید بروز یافت، که از ای میان میتوان به وی سی[8] (Voysey)، مکین تاش[9]، بیلی اسکات[10](Baillie Scote) لوتینس[11] (Lutyens) ، آنوین و پارکر در انگلستان، ون دِولد[12] در بلژیک واگنر[13]، هانمن[14] و لوز[15] در اتریش، بهرنس[16] ، پولزیک[17] (Poelzig) ، شوماخر[18] در آلمان، برلاگه در هلند، تونی گارنیه و پرتز[19] (Perrets) در فرانسه، اشاره کرد. در تمامی کشورها، به استثنای امریکا ــــبا اندک مسامحهــ این جنبش جدید ابتدا در هنر و انواع پیشهها نقاشی، نساجی، سفال، مبلمان، قبل از اینکه به عنوان فرم معماری و اجتماعی تصمیم یابد رواج پیدا کرد. با توجه به ارتباط اکید بخشهای تبعی طراحی با تکنیکهای ماشینی در قیاس با صنایع دستی ساختمان این معنا طبیعی به نظر میرسد. دلیل دوم رواج جنبش جدید در حوزههایی که ذکر آن رفت میتواندتحول بنیادی در نگرشها و گرایشات باشد که به معنی تجدید نظر در اهداف اجتماعی است. تمایل به نور طبیعی خورشید و هوای آزاد، ابتدا به ساکن به طور نمادین یک نسل پیش از آنکه در جامعه تعمیم یابد در نقاشی امپرسیونیستی جلوهگرد شد و یک نسل بعد در معماری تبلور یافت. آیا ذهن آدمی بدان گرایش ندارد که به جای فرایندهای مشقتبار آزمون و خطا و رویههای مبتنی بر تعاونی در ساختارهای اجتماعی به شیوههای سهلالوصول که سریعتر به تأثرات هنری عکسالعمل نشان میدهد توسل جوید؟ آدمی برای بزرگداشت این نمادها ــمنهای زمانی که به عنوان اصنام و بدیلی برای زندگیای که آن را نمایندگی میکنند، میشودــ دارای دلایل کافی است.
از دهه هشتاد قرن نوزدهم به بعد، ساختمانی که به شکل هوشمندانه و قوی طراحی شده باشد وجود ندارد مگر اینکه مفهوم زیباشناختی بر معنای اجتماعی فراگیر که زیباشناختی فقط جزئی از آن میباشد، تسلط یافته باشد. آدمی شاهد خطر صورتبندیهای صرفاً زیباشناختی از مسایل در نضج سبکهای جدید در حرکت تاریخ به سوی اواخر قرن نوزدهم بود، سبکهایی که در فرانسه، به هنر نو و در آلمان به یوگند استیل (Jugendstil) نامبردار شد. دو نمونهی عمدهی فنی این فرم جدید در صنعت چاپ و جواهرسازی متبلور شد، در این بخش بود که آدمی از تأثیر مطبوع زن، که بطور سهل و آسان در جهان پرقدرت ماشین قابل حصول نیست به طور غیرارادی به نمادهای زندگی، یعنی گل، میوه و اندام بدون پوشش او دست یافت. جنبش هنر نو کوشش ابتدائی برای اندراج نمادگرایی زیست شناختی در هنرها می باشد؛ این جنبش در معماری، خطوط مستقیم و سطوح هندسی صُلب را تحقیر و خطوط موّاج گسترش یابنده و حرکت آزاد را ترغیب کرد در این نهضت ، ابزار تزئینی نگهدارنده ی لامپها به افشانهی گلهای براق و تار میهای ساده به اسفنجهای مواج، براق و شیبدار تبدیل میشود. نخستین نشانههای تزئینات گلدار قبل از مبلمان بینگ (Bing) در نمایشگاه 1990 پاریس که تأثیرش بر پایههای برج ایفل مشهود بود در پلهای فلزی قدیمی یافت میشد.
جنبش هنر نو در ضبط و ربط مصالحش، بالاخص فلز و شیشه، نمونههای برجستهای از طرحهای معماری را به نمایش گذارد که برخی از آنها به ضرس قاطع کارکردی تراز مکاتبی بودند که در مقام سخن مدعی این اصل بودند. آن چه در این جنبش ضعیف مینمود نه آفرینش ساختار، بلکه نمادگرایی صوری بود، بدین معنی در بیان اهدافش بر تزئینات خارجی اتکا داشت. دیگر وقت آن رسیده بود که زندگی در معماری تجسم یابد و این دقیقاً نشانهای اجتنابناپذیر ظهور عصر جدید زیست فنی بود . عصری که به واسطهی مشارکت بنیادی دانشمندانی نظیر پاستور در بیوشیمی، گرس در زیست ــجامعه شناسی و هنرمندانی نظیر رودینــ اگر بتوان از تشابه کلامی بهره بردــ در زیست ــ پیکرتراشی تمایز داشت.
”سرزندگی“ در معماری ارتباط کافی و وافی با زندگی است. این رابطه به مفهوم گرتهبرداری از نمود خارجی فرم طبیعی، یعنی خانههایی با بامهای قارچگونه و اتاقهایی به شکل جام گل، در سنگ و فلز نیست. سرزندگی نه کاغذدیواری گلدار که در خانهی مدرن مورد نیاز بود، بلکه به معنی فضا، نور آفتای و شرایط حرارتی است که گیاهان میتوانند ذیل آن شرایط رشد کنند: سرزندگی نه به معنای خطوط مواج و نرم مبلمان بلکه اشکال متناسب با فرم بدن و نیازهای روان شناختی است: صندلیهایی که بهترین حالت و آرامش را فراهم ساخته و تختخوابهایی که برای تعامل جنسی و خواب عمیق مناسب میباشند. مخلص کلام این که سرزندگی بدین معناست که محیط فیزیکی به شکل ملموس نسبت به نیازهای شخصی و حیاتی بهرهبرداران حساس میباشد.
معماران جنبش هنر نو در بیان و تجلیل زندگی به طور نمادین صادق بودند؛ اما در عمل آنها راه خطا پیمودند زیرا در بیشترین شور و حرارت را معطوف فرمهای تزئینی صرف که ساختگی بود، کردند. معضل و مسئلهی مبتلا به عصر جدید خلق نوع جدیدی از محیط زندگی بود به نحوی که انسان قادر باشد بدون از دست دادن حس همدردی با طبیعت در شهرها زندگی نمایند و برای انجام فعالیتهای تخصصی اجتماعی بدون قربانیرکدن بهداشت مطلوب و تغذیه و معقول کودکان تجمع نمایند. هیچ یک از این دستاوردها به صرف استفاده از تزئین ، جدای از این که به شکل شگفتآوری خیالانگیز، و یا این که تزئین تا چه اندازه میتواند فصیح باشد، برآورده نخواهد شد. معماری نیازمند فرمهای ساختاری بود که به طور ارگانیک با قابلیت انعطاف، تطبیقپذیری و نوسازی عجین باشند.
به همین دلیل واکنش علیه این جنبش در اروپا، که ذیل مکعبگری در نقاشی و ساختارگرایی در معماری شکل گرفت، بیش از اندازه به فرم پرداخت. ــاین جنبش هرگز به طور واقعی در امریکا پانگرفت، و کارهای اولیهی رایت به چنین تذکرات و هشدارهایی نیامند نبودــ . برخلاف جنبش هنرنو ، نمادگرایی مکعب گری راه خطا در پیش گرفت: این جنبش از ماشین به عنوان ولی نعمت تمام عیار انسان، و چشمپوشی از تمامی مخاطرات اجتماعی که با بهرهکشی سرمایهدارانه همراه بوده است، تمجید کرد؛ و تأکید بیش از اندازهای بر اشکال هندسی، بالاخص مربع و مکعب قایل شد که ماشین واقعی را نمایندگی نمیکردند، هم چنین در پی آن بود که واحد مسکونی را بدون تبیین این که چرا ماشینیزم میبایست چنین کنترلی یک سویهای را بر زندگی تحمیل کند، به ماشین مبدل سازد. اما مکعب گری مصحح ضروری جزئیات خطوط مواجی است که در تعقیب اشکال بیرونی زندگی، شرایط عینی، تبعیت شکل کاسه از چرخ کوزهگری ، تبعیت فرم اتاق از جایگذاری تیرها ، ستونها و پنجرهها؛ را به فراموشی میسپارد.
هواداران مکعب گری به عوض پنهان ساختن فرمهای مدرن ساختمانی زیر بار تزئین، در پی برجسته ساختن آن برآمدند. هواداران مکعب گری در استفاده از سیمان برای پیشامدگی بنا و ساختن خانه بر روی ستونهای فولادی کوتاه امدند و به جای نمایش مهارت خود ــمحورانه فردی معمار، در پی روش متعارف طراحی فرمولی عام برآمدند مکعب گری به بیان ساختایر کار چشمگیری در خصوص خلوص ]طرح[ به انجام رسانید: این جنبش خود را از معیارهای سرمایهدارانهی اعتبار و هزینه جدا ساخت و زمینه را برای حرکتی نو پاکسازی کرد. مکعب گری در ارزیابی مشتاقانهاش بر فرآوردههای ماشین (که به وسیله ی هنرمندانی نظیر مارسل دا و چمپ[20]تلاش چشمگیری را برای نیل به فرمهای واضح و روشن در دیگر شاخههای صنعت غیر از معماری تمایل پیدا کرد.
گرچه مکعب گری در آغاز تمایل مشخصی را علیه فرمهای زنده به خود گرفت، اما ماشین خود محصول و ابزار زندگی است بدین ترتیب که هرچه ماشین تکمیلتر میشد به مقدار بیشتری ابزارهای خودــتنظیمی و خودــکار را شبیه سازی نموده و دقیقتر ، چشم، گوش، صوت و حافظه را تقلید می کند. مکعب گری در تلاش استفاده از ماشین به طور مناسب و ایجاد نظم فراگیر و جهانی، به سمت صورتبندی نظریهی شهر به مفهوم مدرن جهتگیری نمود.
مکعب گری به زعامت لوکوبوزیه مانع از آن شد که مکعب گران صرفاً با فرآوردههای جداافتادهی معماری ارتباط برقرارنمایند؛ آنها به طرف محیط شهری بعنوان یک کل حرکت کرده و در پی آن برآمدند که فرایند تمام و کمال ساخت و بازسازی را بر بنیانی جدید بنا نهند.
| دسته بندی | شیمی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 95 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
چکیده
روشی برای تولید نمونه های استوانه ای آلیاژ حافظه دار TiNi در توانایی برای ارائه نمونه های تست ترمومکانیکی به لحاظ اقتصادی برای پشتیبانی از یک تلاش مدل سازی رفتاری و ساختمندی مطلوب بود.
پیشرفت و نتایج اولیه چنین روشی در این مقاله ارائه شده اند . پودرهای عنصری به نسبت های 50.6 , 50.0 با Ni% ترکیب شده و به صورت ظروف فولاد ضد زنگ مهر و موم شده به لحاظ ایزواستاتیکی در zoompa و 900- c1050’ پرسکاری داغ شدند و برای قرارگیری در معرض یک مقطع درجه بندی ماده TiNi محکم شده .
برای آزمایش ترمومکانیکی صیقل شدند . برخی نمونه های ماده برای تحلیل DSC به منظور تعیین دماهای انتقال بعلاوه برای آزمایش میکروسکوپی استفاده شدند .
تأثیرات HIPing و حرارت پس از تحکیم با تقریباً 99% غلظت فرضی و تقریباً زیر ساختارهای TiNi همانند ایجاد شدند .
این نمونه ها به لحاظ مکانیکی در فشار تست شده و درجات متوسطی از تأثیر حافظه شکل و شبه ارتجاعی را نشان میدادند .
مقدمه
آلیاژ های حافظه شکل( SMA ها ) علاقه فراوانی را برای توانایی آنها برای استفاده بعنوان مواد کاربردی در بسیاری از عملیاتهای مهندسی مثل ساختارهای فعال ، انطباتی یا هوشمند ، ترکیبات حافظه شکل ( SMA ها ) بعلاوه عملیاتهای زیست پزشکی معینی بدست آورده اند .
بخشی از منحصر بفرد بودن این آلیاژها توانایی آنان برای کنترل مواد و خواص رطوبتی خود و نیز تغییر شکل آنها با توجه به دما است .
این ویژگی با توجه به تأثیر حافظه شکل ویژگی های شبیه ارتجاعی این آلیاژهاست . این رفتارهای منحصر بفرد مربوط به جهت یابی مجدد و یا باز کردن جهش های مارتنسیت و تغییر شکل مرحله مارتنبسیت- اوستنیت معکوس است.از میان بسیاری از ( SMA ها ) که شامل CuALNi , CuznAl , AuCd , TiNi هستند .
آلیاژهای نیکل –تینانیوم اتم مساوی نزدیک به طور گسترده ای به علت چکش خواری عالی آنها ، تأثیر مقاومت و خواص رطوبتی و مقاومت در برابر فرسایش بعلاوه خواص حافظه شکل برتر آنها بررسی شده اند .
به طور سنتی به خصوص به لحاظ تجاری TiNi SMAS توسط ذوب القایی خلاء یا تکنیک های ذوب قوسی خلاء پردازش می شوند .
هر چند اخیراً پیشرفت هایی در زمینه تولید آلیاژهای TiNi با استفاده از روشهای متالوژی پودری ایجاد شده اند . مشکلات تولید PM از TiNi SMAS تولید آلیاژهایی با خواص رفتاری شبیه به خواص آلیاژ های چودنی و نیز بهره برداری از مزیت ذاتی ساخت PM برای دستیابی به قطعات شکل شبکه ای نزدیک بوده است .
تکنیک های انجماد سریع ، مثل ترکیب شوک و رنیترینگ احتراق برای آلیاژهای TiNi از پودرهای عنصری استفاده شده اند .
هر چند چنین روشهایی موجب تخلخل فراوان و مشکلاتی با کنترل ابعادی شده اند . بسیاری از محققان استفاده از تکنیک های PM معمولی را برای تولید آلیاژهای حافظه شکل گزارش نموده اند.
در حالیکه چند پژوهشگر ( SMA ها یی را را توسط پودرهای TiNi از پیش آلیاژ شده پرسکاری ایزواستاتیکی داغ ایجاد کرده اند.هرچند تولید پودرهای پیش آلیاژی بسیار پر هزینه بوده است .
چندین بررسی بر روی زنتیرینگ معمولی و پرسکاری داغ تراکمات پودری tini عنصری منتشر شده است. بزرگترین مشکل که در این مطالعات گزارش شده مربوط به تشابه و غلظت بوده که آلیاژهای زنتیر شده موجب ترکیبات Ti²Ni TiNi ³, TiNi بعلاوه تخلق فراوانی شده اند که از انتشار و آلیاژی شدن موجب شده است.
استفاده از زنتیرینگ دمای بالای بالای c ’ 94² برای ایجاد ذوب جزئی یک جوری را افزایش میدهد اما با هزینه تخلخل بیشتر در پژوهش های زانگ نشان داده شد.
که یک فرایند زنتیرینگ دو مرحله ای برای تراکمات پودر TI-NI با دمای مرحله اول زیر اولین لیوتکتیک و دمای دومین مرحله بالای این یوتکتیک می تواند روش مؤثری از بهره برداری یک جور سازی سریعی باشد که توسط ذوب جزئی بدون افت زیاد غلظت با توجه به تأثیرات موئینی تحت تأثیر قرار گرفته است.
استدلال این بود که ساختاری اسکلتی از مرحله TiNi در طول انتشار حالت جامد مرحله اول شکل گرفته و از حفره های بزرگی که از ذوب در طول مرحله دوم تشکیل می شوند جلوگیری کند .
همانطور که در این مقاله مشاهده شده روشهای بسیاری در پردازش آلیاژهای TiNi با استفاده از روشهای PM آزمایش شده اند .
اگر چه بسیاری از تکنیک های بررسی شده ، زنتیرینگ پودرهای عنصری را بعلاوه زنتیرینگ و حتی فشار کاری ایزو استاتیکی داغ پودرهای پیش آلیاژی گزارش می کنند و هیچ گزارشی از پودرهای عنصری HIPing گزارش نشد. پرسکاری ایزواستاتیکی داغ مهمترین تکنیک های PM برای تولید TiNiاز پودرهای عنصری است.
زیرا شرایط ایزواستاتیکی و فشارهای بالای قابل دستیابی ، بیشترین کنترل زا ار شدت و ژئومتری آلیاژ نهایی فراهم می کنند.که بزرگترین نقاظ ضعف روشهای پرسکاری و زنتیرینگ دیگر است.
در این مقاله یک تکنیک پردازشی برای TiNi توسط پرسکاری ایزواستاتیکی داغ پودرهای Ti و Ni توضیح داده شده است.
نمونه ها با این روش با استفاده از شرایط HIPing گوناگونی تولید شده برای خواص حافظه شکل و ریز ساختاری در رابطه با آلیاژهای مشابهی که توسط تکنیک های PM دیگر تولید می شوند .
و روشهای ریخته گری معمولی مشخص میگردد . فرایند HIP سه مزیت مجزا بر فرایند های رقابتی برای استحکام پودرها دارد :
قابلیت نزدیک به شکل شبکه ای ، توانایی برای ذوب جزئی ، تراکم بدون تخریب شکل و هزینه پایین عمل حرارت پس از HIP .
نقاط ضعف آن هزینه چرخه بالای ماشین آلات HIP و ضرورت فراهم کردن کانتینرهای مناسب هستند.
روشهای آزمایش
سه روش برای فرایند استحکام انتشار HIP بررسی شدند : یوتکتیک فرعی ( مرحله جامد ) ، یوتکتیک پیشرفته ( تا حدی مایع )، و یک روش در مرحله ای که توسط پژوهش زانگ ارائه شد .
پرسکاری ایزواستاتیکی داغ برای استحکام ، حذف تخلخل و ایجاد فرایند انتشار استفاده شد . به علت هزینه راه اندازی نسبتاً بالای HIP نمونه ها برای مدت زمان کم لازم به منظور « دستیابی به غلظت فرض HIP شدند که پس از آن به کوره کمکی منتقل شدند که در آنجا عمل گرما با محیط فشار پیرامونی ادامه یافت.
نمونه های در کانتینر های مهر و موم شده خود در طول عمل حرارت بدن حذف نیاز به خلاء یا اتمسفر باقی ماندند . تأثیر بر روی اندازه ذره پودر با استفاده از پودرهای عنصری موجود بررسی شد .
پودرهای نیکل ( خلوص %99.9 ) با اندازه های 50 به و Nm 9 سه از مهندسان دستگاه آتلانتیک ( AEE) خریداری شدند .پودر تیتانیوم ( خلوص %99.7 ) با اندازه 50Nm به نیز توسط AEE فراهم شد .
پودر تیتانیوم ریز تر ( 20Nm سه) با خلوص % 99.0توسط « مواد پیشرفته زید » اهدا شده پودرهای بزرگتر به 50.0 با نسبت Ni% و 50.0 با نسبت Ti % ترکیب شدند .
پودرهای کوچکتر با نسبت 50.0 در Ni% بعلاوه نسبت50.6 با Ni% در تلاش برای تولید نمونه هایی که ممکن است رفتار شبه ارتجاعی را پس از سخت گردانی زمانی نشان بدهند ترکیب شوند .
هیچ تلاشی برای حذف اکسیدهای سطح از پودرهای عنصری انجام نشد هر چند تمامی پودرها در محفظه های خلاء ذخیره می شدند .
ترکیبات پودری با فشار هیدروکیلی به کانتینر های فولاد ضد رنگ استوانه ای با 133mm طول و قطر بیرونی و درونی 8mm , 16mm بسته بندی شدند .
کانتینر های بسته بندی شده بمدت 24 ساعت از هوا تخلیه شده و توسط جوشکاری مهر و موم شدند . استحکام نمونه در یک فشار ایزواستاتیکی داغ QIH-3 مدل Asea Brown Boreri اتفاق افتاد
شکل کانتینر استوانه ای برای تسهیل آزمایش مکانیکی انتخاب شد . احتمال مجزای شکست ترد به تجربه فراهم کردن ماده ای چکش خوار را در ناحیه کانال با استفاده از بخشی از کانتینر به عنوان اتصال بین نمونه و کانال ایجاد کرد. بنابراین فقط قسمت مرکزی کانتینر برای قرار گرفتن در معرض SMA تراشکاری شد .
قسمتهای انتهایی به راحتی تراش شده و به صورت قطر صحیحی برای انطباق کانالهای ماشین آزمایش در آمدند .انتظار میرفت که SMA به شدت به کانتینر فولاد ضد رنگ منتقل شده و اینکه هستند SMA از قوطی در طول آزمایش کشیده نخواهد شد .این در تماس تست ها مهم است
دو دسته متفاوت از نمونه ها آماده شدند . اولین دسته دارای نمونه های ایجاد شده از پودرهای درشت تر ( نوع A) و نمونه های ایجاد شده از پودرهای ریزتر ( نوع B) بود که هر دو توسط شبکه پرداخت بمدت 20 دقیقه با 50.0 در Ni% ترکیب شدند .
نگهداری دماهای 900’c بدنبال c- 1050 برای نمونه های معینی (نوع A) در دومین دسته به منظور بررسی تأثیرات ذوب جزئی پس از انتشار حالت جامد ابتدایی با بیشتر شدن از حد نقطه یوتیکتیکی دمای پایین ( 942ºc ) استفاده شدند .
نمونه های دیگر (نوع B) موجود در دومین دسته با دمای بالای 1050ºc به منظور بررسی تأثیراتی که بیشتر از یوتکتیک برای کل جزء نگهداری می شود محکم شدند .
حد فشار ماکسیم 180-200NPa برای هر دسته به منظور افزایش غلظت های نمونه استفاده شد . انتظار میرفت که فشار ایزواستاتیکی بالا تخلخل را بخصوص با ذوب جزئی در هر دو نوع نمونه دسته دوم حذف کند .
ویژگی های پارامتر HIP برای هر دسته در شکل 2 نشان داده شده است . برخی نمونه ها را به عمل یک جور سازی اضافی در کوره حرارتی در 900ºc پس از فرایند HIPing برای زمانهایی از 1 تا 104 ساعت پس از سرد سازی ببا آب نسبت میدهند .
مقاطع از نمونه ها از هر دسته برای تحلیل های میکروسکوپ الکترونی اسکن (SEM ) و طیف نهایی انتشار انرژی EPS) بریده شدند .
سطوح چند نمونه با یک تحلیل 8:1:1 HF:HNO³ گلیسیرین هک شدند . تحلیل های این نمونه ها با مدل 6400SEM . GEOL که با سیستم انتشار انرژی سری 2 شمالی ردیاب ترکیب شده بود انجام شد .
بخش هایی از نمونه ها از هر دو دسته برای اندازه گیریهای غلظت و تحلیل گالری سنجی اسکن متفاوت (DSC) به منظور تعیین دماهای انتقال گرفته شدند .
برای تحلیل های DSC برای دسته 2 توسط بازیافت تراشه های ماده آزمایش از ماشین تراش برشی در طول تشکیل نمونه تست مکانیکی بدست آمدند .
این نمونه ها در یک حمام فراصوتی با متانول قبل از تحلیل پاکسازی شدند . نمونه های اولین دسته با استفاده از یک DSC-2C مدل Perkin – Elmer تجزیه و تحلیل شدند .
نتایج تحلیل های DSC توسط Memry Cap برای نمونه های دسته دوم فراهم شدند .از دسته 2 یک نمونه نوع A که 104 ساعت در 900ºc پس از HIPing تا بکاری شده و یک نمونه نوع B که هیچ حرارتی به آن داده نشد برای تحلیل ها فرستاده شدند .
هر دو نمونه بمدت دو ساعت درºc 450 قبل از تحلیل ها سخت گردانی شدند .غلظت ها توسط روش Archimedes با استفاده از آب مقطر اندازه گیری شدند .
نمونه های باقیمانده به صورت اشکال نمونه فشرده ای برای آزمایش ترمومکانیکی برای تعیین خواص حافظه شکل برای تعیین خواص حافظه شکل صیقل شدند .
تست های مکانیکی با سیستم تیت ماده 810 حالت 1 55Kip MTS با سرعت فشارs/ 5×10-5 در فشار و سرعت فشار 3.45×106 در تراکم انجام شدند .
تمامی نمونه ها در 650ºc بمدت 1 ساعت حرارت داده شده ودر ºc 450 بمدت 1-2 ساعت در آماده سازی برای آزمایش مکانیکی سخت گردانی شدند .
نمونه های تست شده در حالت مارتنیسی در یک اسپری CO2 مایع یا عناصر گرمایش الکتریکی انجام شدند .
3. نتایج و گفتگو
3 . 1 غلظت.
مقدار غلظت 6.44 gcm-3 برای نمونه ها از اولین دسته اندازه گیری شد یعنی غلظت نسبی 99 .8% بر اساس مقدار فرقی 6.45 g cm-3 .
غلظت میانگین برای نمونه های دسته دوم در 6.42gcm اندازه گیری شد .که دارای مقدار غلظت نسبی 98.7% بر اساس مقدار فرقی gcm-3 6351 برای 50.6 در NI %
3.2 ارزیابی میکروسکوپی
3.2.1 اولین دسته
شکل 3 یک تصویر SEM از نمونه نوع A دسته اول است . این تصویر فواص از سه سایه مجزا را در بر دارد که حاکی از اینکه دانه های نیکال و تیتانیوم کاملاً برای تشکیل مرحله TiNi انتشار داخلی نمی شوند .
اکثریت ناحیه نشان داده شده مرحله خاکستری متوسط بود که ترکیبی با چند ناحیه خاکستری تیره و خاکستری روشن کوچکتر را تشکیل می دهد .
از این تصاویر ناحیه خاکستری متوسط چندین نقطه شبیه به جرقه مربوط به حضور مارتنیست را در تحلیل های میکروسکوپی نشان میدهد .
هر ناحیه مرحله اول مجزا یا ترکیبی از مراحل است که از مراحل گوناگون تصاعد انتشار ایجاد شده است . این نواحی متفاوت توسط EDS در تلاش برای شناسایی مراحل موجود تجزیه و تحلیل شدند .
نتیجه تحلیل های کمی EDS از ترکیب اتمی برای ناحیه خاکستری روشن ، Ti-62 در %Ni بود . از این نتیجه فرض بر این بود که این ناحیه محلول جامدی از Ti³Ti(Ti) یا TiNi (Ni) ترکیب ناحیه خاکستری تیره ، 33 در %Ni همانند Ti²Ni بود .
در حالیکه ناحیه سیاه 22 در %Ni بود . نواحی سیاه به احتمال زیاد باقیمانده هایی از ذرات پودر Ti بودند همانطور که توسط مقدار کم Ni انتشار داخلی نشان داده شده است.
به طور مشابه نواحی مقدار Ni زیاد ، این نواحی را احاطه میکردند . هیچ ناحیه ای از تراکمات Ni بی نهایت بالا پیدا نشد حاکی از اینکه ذرات Ni قبل از ذرات Ti منتشر می شوند که انتظار میرفت با توجه به سرعت انتشار داخلی Ni باشند .
شکل 4 یک تصویر SEM از نمونه مشابه قابکاری شده در900ºc بمدت 2 ساعت پس از عمل HIPing است . در مقایسه با شکل 3 مشخص بود که انتشار داخلی به طور قابل ملاحظه ای همانطور که توسط قسمت بیشتر ناحیه ماتریکس مشاهده می شود افزایش یافت .
نواحی باقیمانده نامتجانس بیشتر از مرحله Ti²Ni بودند . هیچ ناحیه غنی از Ni مشاهده شد . همچنین در این تصاویر افزایش شکل پیوندی مشاهده شد که حضور مارتنسیت خود تراکمی را در ماتریکس نشان میدهد .
شکل 5 میکروگرافی از اولین دسته نوع B پس از HIPing است . نواحی نامتجانس شبیه به موارد مشاهده شده در این شکل در سرتاسر مقطع عرضی مشاهده شدند .
تحلیل های کمی ناحیه خاکستری روشن ترکیبی از 74 در %Niرا محصور کردند که حاکی از حضور بیشتر مرحله TiNi³ بود .
ماده ناحیه ماتریکس در 48 در %Ni بیشتر TiNi ارزیابی شئه نواحی خاکستری تیره و سیاه شبیه به موارد مشاهده شده در نمونه اولین دسته بود که به طور ناقص ذرات Ti احاطه شده با مرحله غنی از Ti را منتشر کرد.
شکل 6 تصویری SEM از نمونه مشابه قابکاری شده بمدت یک ساعت در 900ºc پس از HIPing است نواحی منتشر شده از مرحله غنی Ti ، هنوز هم مشاهده می شوند .
هر چند فقط چند ناحیه کوچک Ti منتشر نشده باقی ماندند . بطور کامل نواحی باقیمانده مراحل عنصری و مرحله غنی از Ni توسط زنتیرینگ اضافی پس از HIPing حذف شدند .
در حالیکه نواحی مرحله غنی از Ti کمتر تحت تأثیر قرار گرفتند . این مشاهده بطور کل مطابق با مشاهدات موجود در پژوهش های هی و جاردین است در اینکه Ni ³ Ti و TiNi² ثابت تر از TiNi هستند و حذف آنها توسط انتشار حالت جامد مشکل است .
شکل 7 ریز ساختار SEM یک نمونه نوع IB و HIP شده را با سطح حکاکی شده نشان میدهد . بسیاری از دانه های مجزا با اندازه میانگین 10-15Mm مشاهده شدند .
مرزهای ذره پودری اولیه توسط نقاط سه گانه قدیمی که در آلیاژهای PM . HIP مشاهده می شوند قابل رویت بودند. مرزهای ذره دارای دندانه های مجزا حاکی از اندازه دانه ای نهایی توسط اندازه ذره اولیه پودر بزرگتر مشخص شد.
نتایج مشابهی در اندازه نهایی در پژوهش های زانگ یافت شد که او تولید آلیاژهای TiNi را از ترکیبات پودری با پودر Ni بزرگتر بعلاوه پودر Ti بزرگتر گزارش کرد .
2. 2. 3 دسته دوم
شکل 8 یک میکروگراف SEM پس تابش از نمونه نوع A دسته 2 پس از HIPing است . یکجوری در نمونه های دسته 1 توسط عمل HIPing اصلاح شده افزایش یافت ذوب جزئی به این علت روی می دهد که دمای یوتکتیکی و از حد لازم بیشتر می شد.
هیچ ناحیه ای از مرحله غنی Ni مشاهده نشد و نواحی باقیمانده Ti²Ni بسیار کمتر از دسته قبلی بودند . همچنین هیچ شواهدی از ذرات منتشر نشده Ti وجود نداشت .
این پیشرفتها را همچنین می شد به روش ترکیب پودری اصلاح شده نسبت داد . بر اساس تصویر موجود در شکل 8 ترکیب مرحله نمونه TiNi% 94.3vol و Ti²Ni% 5.7vol با استفاده از یک تحلیل شمارش نقطه گرافیل ساده از تصویر برآورد شد .
شکل 9 یک تصویر SEM از قسمتی از محلول نمونه آزمایش شده در 900ºc بمدت 60 ساعت پس از HIPing است .
کسر حجمی مرحله Ti²Ni ( خاکستری تیره ) باقیمانده در این ماده بر اساس این تصویر از نمونه % 7 .2 بود اگر چه مقدار قابل ملاحظه ای خطا را باید بر اساس روش برآوردن ترکیب انتظار داشت.
یعنی درجه معقولی از پیشرفت یکجوری ماده در محلول آزمایش شده در مقایسه با Ti²Ni % 5.7vol برآورد شده برای نمونه شبیه به HIP نامتجانس ماده برآورد شده برابر با %3.2vol بود.
با در نظر گرفتن خطای موجود در سرتاسر این تصویر ریز حفره ها مشخص شدند که از تأثیر KirKendall ایجاد می شدند .
تمامی حفره های مشاهده شده دارای اندازه کوچکتر از 0.25 بودند . شکل 10 میکروگراف SEM از نمونه نوع B دسته دوم را پس از HIPing نشان میدهد .
همانند تصاویر نمونه نوع A دسته 2 درجه معینی از تخلخل ریز در مقطع عرضی مشاهده گردید . نسبت حجم تخلخل برآورد شده %101 بر اساس این تصویر ناحیه نماینده بود .
در این نمونه های نوع B ، حفره های کمتری وجود داشت اما این حفره ها کمی بزرگتر و نزدیک به Mn 1 در مقابل حفره های0.25mm بودند که در نمونه های نوع A مشاهده می گردیدند .
نسبت تخلخل برآورد شده به خوبی با غلظت اندازه گیری شده 98.6% فرضی از تست Archimedes هماهنگی داشت .
درجه نامتجانس ( مرحله خاکستری تیره ) برای این تصویر نمونه برابر با %3.2vol Ti²Ni برآورد شد که بطور قابل توجهی برای نمونه های دیگر دسته 2 کمتر بود .
یکجوری زیاد با توجه به تغییر دریافت HIPing بود . در اولین دسته با استفاده از پودرهای بزرگتر نیاز به عمل HIP طولانی تری برای نزدیک شدن به انتشار داخلی کامل بود .
ریز ساختار نمونه نوع A دسته اول نواحی توزیع شده هماهنگی از مراحل ثانویه ای را نشان داد نیاز به عمل مایع پس از HIP گسترده ای برای منتشر شدن دارند .
در مقایسه نمونه ها ی نوع B نیاز به زمان HIPing بسیار کمتری با استفاده از پودرهای کوچکتر داشتند و ریز ساختار های مشاهده شده فقط نواحی توزیع شده بطور پراکنده آشکار میکردند که در آن مقدارهای بیشتر مرحله ثانویه وجود داشتند .
این نواحی به دسته ای نسبت داده می شدند که در طول ترکیب تجزیه نشده بودند . نواحی دیگر نامتجانس بسیار کوچکتر بوده و به طور بسیار راحتی توسط عمل محلول پس از HIP حذف می شدند .
علاوه بر این با استفاده از پودر Ni شبه کروی که کوچکتر از پودر Ti نوع B بود توزیع پودر کلی و آرایش مجدد بهتری انجام شد که غلظت سبز و بطور کلی یکجوری را در مقابل پودرهای نوع A ،Ni و Ti شبیه به اسفنج بزرگتر افزایش میداد .
نمونه های دومین دسته ، یکجوری بسیار بیشتری را نسبت به اولین دسته با توجه به دمای HIPing بالاتر نشان دادند . مقداری از این پیشرفت را می توان به روش ترکیب پودر اصلاح شده نسبت داد .
نمونه های دسته دوم نوع B بسیار کوچکتر از نوع A در شرایط شبیه به HIP شده بودند .تنها تفاوت دیگر بین انواع دسته دوم اختلاف کم اندازه حفره بود اگر چه مقدار کمی تخلخل موجود در هر نوع مشابه بود .
بنابراین هیچ مزیت دیگری در فرایند استحکام دو مرحله ای توسط HIPing وجود ندارد . یکجوری به طور قابل ملاحظه ای در نمونه های نوع A با عمل محلول پس HIP در 900ºc تا 60 ساعت افزایش یافت .
تابکاری نمونه های نوع B پس از HIPing عملا هیچ پیشرفتی را در یکجوری پس از 24 ساعت نشان نداد . هر دو نوع نمونه های دسته 2 در حدود Ti²Ni 2VOL% حتی با اعمال محلول گسترده پس از HIPing
3.3 اندازه گیری کالریمتری
حفظ شدند . شکل های 11 و 12 نتایج گرمایش و سرمایش DSC را به ترتیب برای ماده و نوع B دسته اول پس از زمانهای حرارتی گوناگون در ºc 450 نشان میدهد .
هیچ تغییر شکل در نتایج اعمال شده غیر حرارتی با توجه به فشارهای داخلی بالای موجود در تراشه های ماده معرفی شده توسط ابزار برش تراش مشخص نبود .
این فقدان تغییر شکل در تحلیل های DSC TiNi سرد کاری شده توسط موردیک ، استروز و کروباک نیز مشاهده شد .
پس از گرمایش در ºc 450 بمدت 20 دقیقه در محل دو تغییر شکل اگزوترمی در طول سرمایش مشاهده شد .
اولین تغییر شکل سرمایش مرحله R قبل از مارتفسیتی است و احتمالاً با توجه به تأثیر سخت گردانی عمل مرارت و احتمالاً فشارهای داخلی باقیمانده از صیقل کاری نقطه اوج اگزوترمی دمای پایین تر ، تغییر شکل مارتنسیتی را نشان می دهد.
یک نقطه اوج اندوترمی مجزا در گرمایش حاکی از تغییر شکل معکوس مشاهده گردید . در گرمایش اضافه تا کل 80 دقیقه دمایهای انتقال افزایش یافتند بخصوص دماهای Mf , Ms در حالیکه نقاط اوج R,M با افزایش زمانهای عمل حرارت به یکدیگر بیشتر نزدیک شدند .
این روندها مربوط به تأثیرات سخت گردانی بوده و چندین بار در این مقاله گزارش شده اند .اگر چه ترکیب پودری اولین دسته اتم مساوی بود .
این ماده محکم شده به تأثیرات سخت گردانی با توجه به تغییرات ریز ترکیبی حساس بود . در یک نواحی غنی از Ni موجود در ماتریکس موجب تشکیل رسوب با عمل گرما می شوند .
تغییرات ریز ترکیبی نیز نقاط اوج تغییر شکل وسیعی را توضیح دادند . هر نوع نمونه نمایش داده شده بوضوح تغییر شکل های مرحله R,M را در سرمایش بعلاوه تغییر شکل A در گرمایش مشخص کرده بدون عمل حرارتی بیشتر نقاط اوج تغییر شکل نمونه نوع B بسیار وسیع تر بودند .
بطور مشابه نمونه نوع A بوضوع حساسیت کمتری نسبت به تغییرات ریز ترکیبی با عمل محلول پس از HIPداشت. همانطور که با مقدار بیشتر Ni انتظار میرود تمامی دماهای انتقال بسیار و پایین تر از موارد موجود برای نمونه دسته 1 بودند.
دماهای انتقال از منحنی های DSC تفسیر شدند که دماهایی در نقاط تقاطع بین خط مبنا و نقطه اوج تغییر شکل بودند. دماهای تغییر شکل بدون بار برای نمونه نوع B دسته اول سخت گردانی شدهبه مدت یک ساعت و نمونه نوع A دسته 2 سخت گردانی شده بمدت 2 ساعت در جدول 1 نشان داده شده اند .
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 374 |
فصل اول
مقدمه:
هر چند عصر ما عصر تغییر و تحولات شتابنده و دور از انتظار است و دورانب کارگیری شیوه های سنتی انسان متحول شده و در قالب نظامهای هوشمند و خبره، سازمانهای یادگیرنده و غیره قرار گرفته است و جهانی شدن غوغا ایجاد کرده، اما نتوانسته کار با نیروی انسانی و از طریق آنها را پرکند، مدیریت ماهرانه مبتنی بر دانش روابط انسانی و ارتباطات بین افراد هنوز راز مهم موفقیت سازمانهاست.[1]
تأکید مدیریت مبتنی برروابط انسانی گامی مهم در جهت تکامل اندیشه های مدیریتی است. دانش روابط انسانی بر اساس توجه به شخصیت آدمی و عزت نفس و بزرگداشت شأن انسانی پی ریزی گردیده و همه آموزشهای اخلاقی به ارزش، جا و منزلت آدمی توجه شده است. لذا مدیران سازمانها با بکار بردن مهارت های روابط انسانی در عمل باید با بررسی و موشکافی در روحیات و خلقیات کارکنان شیوه مناسب رفتار با آنها را دریابند و بر کوششهای آنها ارج نهند قرآن کریم اصلی ترین مرجع اسلامی که می توان بدان وسیله به روابط صحیح انسانی دست یافت از جمله آیه 159 سوره مبارکه آل عمران می فرماید:«ای پیامبر به علت لطف ا... تو با اطرافیان نرمخو گردیدی، اگز با آنان با رأفت برخورد نمی کردی، از گرد تو پراکنده می گردیدند. ایشان را ببخش و برای آنان طلب آمرزش نموده و در کارها با آنان مشورت کن و زمانی که برای انجام کاری تصمیم گرفتن به ا... توکل کن که ا... اعتمادکنندگان را دوست دارد».[2]
به همین جهت با توجه به اینکه پیدایش و بقا هر سازمانی وابسته به وجود نیروی انسانی است و انسانها مهمترین عنصر سازمانی محسوب می شدند از این نظر شناخت جنبه های مختلف نیازهای جسمی و روحی از دیرزمان مورد توجه علمای علم مدیریت بوده و مطالعات عملی و علمی بسیاری در این زمینه صورت گرفته است.یکی از مسایل مهم در روابط انسانی توجه کردن به زمینه های ایجاد رضایت شغلی در نیروی انسانی است. بدین معنا که اگر مدیر بتواند مساعدت کند تا نیروی انسانی سایقهای خود را بکار گیرد و از این رو برای انجام امور سازمانی اقدام کند، در این صورت نیازی به فشارهای مقرراتی در سازمان نخواهد بود. ایجاد هماهنگی بین خواسته های مدیران و نیروی انسانی می تواند در این رضایت شغلی و انگیزش همسوی به عمل آورد.[3]
بنابرآنچه گفته شد تشخیص نیازهای مختلف افراد و گروههای کاری در سازمان و برنامه ریزی و زمینه سازی برای تأمین آنها از وظایف مدیریت منابع انسانی است. در مدیریت منابع انسانی اعتقاد براین است که تا نسانها از کار خود احساس رضایت نکنند، نمی توان از آنها انتظار کار فوق العاده و یا حتی عادی داشت. رضایت شغلی، احساس سعادت در زندگی شغلی و سازمانی است که از طریق سه مؤلفه تأمین نیازهای منطقی فرد، تطبیق استعداد فرد با ماهیت شغل و بالاخره جو سازمانی و روحیه مناسب و بهداشت روانی حاصل شود.[4]
بیان مسئله:
روابط انسانی یکی از موهبتهای الهی است که به عنوان نیاز در وجود انسان قرار داده شده تا انسانها بتوانند یکدیگر را درک و با هم زندگی کنند. روابط انسانی سرچشمه شادیها، لطافت و بارآوری انسانی است که در سایه آن امور تسهیل می شود، روان تلطیف پیدا می کند و استعدادها شکفا می شود.[5]
دانش رفتار و روابط انسانی در سازمان را باید عصاره و چکیده همه علوم رفتاری دانست که می خواهد همه آن علوم را بطور علمی و در تعامل با دیگران بکار گیرد. این علم در راه رسیدن به اهداف خود از روان شناسی ـ جامعه شناسی ـ انسان شناسی ـ علم سازمان و مدیریت ـ علم معانی و بیان ارزش شناسی بهره می گیرد. روابط انسانی در مفهوم وسیع آن همه انواع تعاملات بین مردم ـ تعارضات آنها، کوششهای معاضدت آمیز و روابط گروهها را دربرمی گیرد. روابط انسانی به اعتقادات نگرشها و رفتارهایی که سبب تعارضات بین فردی می گردد و به زندگی شخصی همه ما و موقعیتهای کاری مربوط می شود. به عبارت دیگر روابط انسانی به توضیح رفتارهای مناسب و درست و هدایت رفتار به سوی اشکال مطلوب آن نیز عنایت دارد.[6]
بنابراین نیاز به مدیریت روابط انسانی از ضروریات مطرح برای مدیران سازمانهاست و انسان یکی از عناصر مهم سازمان می باشد و رفع نیازهای اجتماعی و فردی او منجر به ایجاد احساس رضایت و در نتیجه افزایش عملکرد سازمان می شود. رابطه تأمین نیازها با انگیزش و رضایت شغلی، از مسایل اساسی مدیریت است و هر مدیر دوست دارد بداند که چگونه باید کارکنان خود را در حالت انگیزش نگه دارد.[7]
به گفته هاپاک: رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند بعدی است که با عوامل درونی، اجتماعی و جسمانی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود، بلکه ترکیب معینی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می شود که فرد شاغل در لحظه معینی از زمان از شغل خود احساس رضایت نماید و به خود بگوید که از شغل خود راضی است و از ان لذت می برد فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از قبیل میزان درآمد ارزشهای اجتماعی شغل، شرایط محیط
کار و سود اشتغال در زمانهای متفاوت دارد. به طرق گوناگون از شغلش احساس رضایت می کند. با شرحی که گذشت می توان رضایت شغلی را به عنوان یک از فاکتورهای مؤثر در موفقیت سازمان تلقی نمود. لذا مدیران سازمانها باید درصدد افزایش رضایت شغلی کارکنان خود باشند زیرا رضایت نه تنها موجب انجام کار می شود بلکه باعث کاهش، غیبت، تأخیر و کم کاری در سازمان می شود.[1]
از آنجا که شواهدی نظیر غیبت های مکرر از کار، عدم نظم و ترتیب در ارائه امور محوله، ضرر رساندن به ابزار و وسایل کار در سازمان نشانگر عدم رضایت کارکنان از شغل می باشد متأسفانه بطور خیلی بطئی و نامحسوس می توان بسیاری از این عوامل را در دانشگاه شهید بهشتی مشاهده کرد. ذهن پژوهشگر همواره به این مهم معطوف بوده است که آیا میتوان میان نحوه برقراری ارتباطات مدیران با رضایت از شغل کارکنان رابطه برقرار نمود یا خیر، آیا با تغییر روش دادن مدیران و بکارگیری اصول روابط انسانی می توان به افزایش رضایت شغلی دست یافت و نهایتاً شواهدی مانند غیبت از کار ـ عدم نظم ... را کاهش داد؟ و آیا تمرکز مدیران بر روابط انسانی می تواند رضایت شغلی کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد؟
ضرورت تحقیق:
امروزه با پیشرفت شناختها و دانش بشری، کیفیت روابط انسانی، بخصوص در سازمانی که گروههایی در ایجاد و به حرکت درآوردن آن گرد هم جمع شده اند کاملاً تغییر یافته است. تمدنهای پیشرفته امروزی که برای نگهداری، حرمت، شخصیت و تفکر انسانی پایه گذاری شده اند، خواهان یک همکاری آزاد و بااراده از انسانها هستند. توجه به این امر، برای انسانهای جذب شده در کارهای مهم شایان اهمیت است. از طرفی در یک دستگاه، به علت موجودیت روابط مختلفی بین انسانها، به منظور تلطیف و انسانی کردن مدیریت، لازم می نماید که روابط انسانی به طور منظم و علمی مورد مطالعه و توجه قرار گیرد. تا با توجه به مسایل روانی، در میان کارکنان ایجاد روحیه شده و در نتیجه بهبود شرایط محیط کار به دنبال آن کارآی سازمان افزایش یابد [2].
روابط انسانی مظهر وجود و ارزش انسانها می باشد، روابط انسانی پدیده رفتاری اجتماعی گروههای انسانی است که شکل و نوع آن به عنوان عامل وجه تمایز انسان و سایر موجودات به شمار می رود. به قول آرنولوجی توینبی مورخ و فیلسوف مشهور انگلیسی، قدرت برقراری روابط با دیگران و داشتن رفتار مطلوب و چگونگی ارتباطی که یک انسان با دیگران دارد از تمام دانش و مهارتهای او مهمتر و ارزشمندتر است. انسانها ناگزیر به برقراری ارتباط با دیگران هستند و در صورتی که بتوانند این ارتباط سب همدلی و درک متقابل شود باعث رضایت خاطر و لذت و در غیر اینصورت موجب ناخشنودی و رنج می گردد.[3]
اهمیت و حساسیت ایجاد روابط انسانی، آن را به عنوان یک دانش مطرح می سازد، علاوه بر قبول اطلاق دانش برای روابط انسانی، باید آن را هنر و مهارت نیز دانست. ایجاد روابط انسانی به ظرافتها و شیوه های خاصی نیاز دارد که علاوه بر طلب دانش، هنر و مهارتهای ویژه ای را در شرایط زمانی و مکانی خاصی می طلبد. با آن که نیاز به مدیریت روابط انسانی درصد برخوردهای انسانی مشهود است، اما اهمیت و نیاز به آن در سازمانهای اداری و آموزشی به گونه ای دیگر جلوه گر شده است. روابط انسانی آنقدر اهمیت دارد که بسیاری از صاحبنظران علم مدیریت، مدیریت را علم، هنر و یا فن برقراری روابط با انسانهای داخل سازمان تعریف می کنند.[4]
بنابراین برقراری روابط انسانی از وظایف اساسی مدیریت است و مدیر باید در محیط سازمانی خود چنان روابطی را بوجود آورد و بعداً آن را گسترش دهد که سبب پیدایش انگیزه برای کسب موفقیت و رضایت در افراد در راه رسیدن به اهداف سازمان شود.[5]
عواملی که در مجموعه تشکیلاتی، از طریق شورآفرینی و برانگیختن عواطف انسانی، از درون ایجاد رغبت و شوق می کند، در موفقیت آوری سهم مهمتری را برعهده دارد. در صورتی که عوامل بیرونی اگر با شوقی درونی همراه نباشد از کاربرد جامع و لازمی در جهت دستیابی به موفقیت برخوردار نخواهد بود. مدیر نه تنها باید بخاطر ایجاد شور و شوق و دمیدن حرارت بیشتر در محیط کار، رابطه خود با سایر همکاران صمیمی و دوستانه نماید، بلکه دوستی و محبت را با گفتار و کردار، با شیوه های مستقیم و غیرمستقیم، در میان کارمندان خود ایجاد نماید. زیرا در محیطی که عواطف و دوستی، محبت و عشق وجود نداشته باشد آن محیط محیط انسانی نیست.[6]
برای هر مدیری در سازمان آگاهی از مسئله رضایت شغلی کارکنان درواقع پی چویی علت و سبب حرکت و رفتارهای اعضاء و افراد سازمان ضرورت تام دارد.
کنکاش در مسئله رضایت شغلی پاسخ چراهای رفتار آدمی است، چرا که انسان در سازمان کار میکند؟
چرا بعضی بسیار فعال و برخی کم کارند، علت علاقه به شغل و بی علاقگی به کار چیست؟ این سؤالات و بسیاری دیگر همه با موضوع رضایت شغلی در ارتباطند و پاسخ به آنها در انگیزه های کارکنان خلاصه می شود و از این رو مدیران با احاطه به نحوه رضایت شغلی کارکنان و انگیزه های آنان می توانند در تحقق اهداف سازمان به کمک کارکنان به سهولت گام برداشته و در انجام سایر وظایف خود نیز موفق باشند.[7]
جلب رضایت کارکنان باتجربه و علاقمند کردن هرچه بیشتر آنان به حرفه شان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر علل رضایت کارکنان نسبت به شغلشان مشخص گردد می توان به منظور بهبود شرایط کار و جلب رضایت بیشتر آنان اقداماتی بعمل آورد وقتی فردی از شغل خود احساس رضایت کند ناخودآگاه مسئولیت خویش را بادقت بیشتری انجام داده و نه تنها از کار خود خسته نمی شود بلکه از انجام دادن آن احساس مسرت نیز خواهد کرد. از این رو پژوهش حاضر در زمینه رضایت شغلی کارکنان توجیهی منطقی داشته و ضرورتی غیرقابل انکار می یابد. بررسی روابط انسانی مدیران و تأثیر آن بر رضایت شغلی کارکنان موجب بالا رفتن انگیزه کارکنان و عملکرد مطلوبتر و مؤثرتر آن و در نتیجه اثربخش و رسیدن به اهداف مورد نظر را به همراه خواهد داشت و اما اینکه تا چه حد روابط انسانی سبب بالا رفتن رضایت شغلی می شود موضوعی است که همه مدیران مشتاق یافتن پاسخ آن هستند و ما در این پژوهش بر آنیم تا از طریق پژوهش علمی ارتباط روابط انسانی مدیران و رضایت شغلی کارکنان را در جامعه آماری مورد مطالعه قرار می دهیم چرا که دانشگاه شهید بهشتی به دنبال ارتقاء عملکرد و همسانی با معیارها و استانداردهای کار می باشد و نمی خواهد دچار اتلاف وقت و روزمرگی شود لذا ضرورت دارد که به مسئله رضایت کارکنان بپردازد و از طریق ارتقاء سطح رضایت کارکنان به اهداف و آرمانهای بلند مدت خود نزدیکتر شود و در این زمینه یکی از مهمترین عوامل شیوه های مدیریت می باشد که یکی از آنها هم مدیریت مبتنی بر روابط انسانی است.
اهداف پژوهش :
میزان تأثیر عوامل روابط انسانی بر رضایت شغلی کارکنان ستاد دانشگاه شهید بهشتی.
اهداف فرعی:
برای حصول به هدف اصلی این پژوهش لازم است به اهداف فرعی زیردست یابیم.
1-تعیین تأثیر توجه مدیر به انگیزه کارکنان در رضایت شغلی آنان
2-تعیین تأثیر نحوه درک مدیر و شناخت او از افراد و میزان برقراری ارتباط منطقی با کارکنان در رضایت شغلی
3-تعیین تأثیر آگاهی مدیر از کار با گروه در رضایت شغل آنان
4-تعیین تأثیر اتخاذ تصمیمات مشارکتی مدیر در رضایت شغلی کارکنان
5-تعیین تأثیر مهارتهای نفوذی و ارتباطی قوی مدیر در رضایت شغلی کارکنان
6-تعیین تأثیر ویژگیهای شخصیتی مدیر [دانش رهبری و ویژگیهای رهبری] در رضایت شغلی کارکنان
متغیرهای پژوهش:
به طور کلی، متغیرها آن شرایط یا خصوصیاتی اند که آزمایشگر آنها را دستکاری، کنترل یا مشاهده می کند. متغیرهای مستقل آن دسته از شرایط یا خصوصیات اند که آزمایشگر در کاوش تحقیقی خود آنها را دستکاری و کنترل می کند تا رابطه علّی آنها را با متغیر دیگری در موقعیتی ویژه، مشاهده و بررسی نماید.[8]
در این پژوهش متغیر مستقل روابط انسانی مدیران است.
متغیرهای وابسته شرایط با ویژگیهایی است که همچنان که پژوهشگر متغیر مستقل را در فعالیتهای حوزه تحقیق وارد یا خارج می کند و یا آن را تغییر می دهد. متغیر وابسته نیز ظاهر یا محو می شود و یا تغییر می کند. (همان منبع، ص 85)
در این پژوهش متغیر وابسته رضایت شغلی کارکنان است.
محدودیتهای پژوهش
محدودیتهایی که تحت کنترل محقق می باشد:
1-محدودیت در موضوع: از آنجائی که موضوع روابط انسانی حیطه وسیعی را دربرمی گیرد محقق برای امکان عملی شدن تحقیق جوانب مهم روابط انسانی در مدیریت آموزش (طبق نظریه دانیل گریفیث) را مورد توجه قرار داده است.
2-تردیدی نیست که متغیرهای زیادی مانند طبقه اجتماعی ـ مسایل خانوادگی ـ اقتصادی ـ جو سازمانی سبک مدیریت با رضایت شغلی کارکنان ارتباط دارد اما با دشواری در امر کمی ساختن این متغیرها باید اذعان کرد نقش عوامل دیگر در این زمینه نادیده گرفته شده است.
3-مشخص کردن حوزه و دامنه پژوهش
4-تمرکز و انتخاب موضوع مورد علاقه
5-برای جمع آوری اطلاعات، روشهای مختلفی وجود داشته است که محقق به دلیل دقت و سرعت در اندازه گیری ابزار پرسشنامه را انتخاب کرده است.
6-محدود نمودن اساس بررسی و سنجش روابط انسانی به رضایت شغلی
7-تصمیم گیری درباره تعداد افراد جامعه آماری و نمونه
8-انتخاب فاکتور جنسیت ـ تحصیلات ـ سن ـ سابقه خدمت ـ تأهل و تجرد در پرسشنامه
9-پژوهش حاضر بر روی مدیران و کارکنان ستاد دانشگاه شهید بهشتی است و نمی توان آن را به گروههای دیگر از جمله بیمارستانها تعمیم داد.
محدودیتهای خارج از کنترل
1-استفاده از پرسشنامه به عنوان وسیله اندازه گیری تحقیق که محدودیتهای خاص خود را داراست از جمله محدودیت در دقت و سمت در اندازه گیری
2-تازه بودن و کم بودن پژوهشهای مشابه در زمینه روابط انسانی و رضایت شغلی
3-کمبود منابع مرتبط با موضوع و ارتباط به موضوع (روابط انسانی و رضایت شغلی)
4-میزان روائی و پایانی وسایل اندازه گیری متغیر وابسته
5-محدودیت های زمانی ـ مالی و خانوادگی
پیش بینی می شود:
6-تفاوتهای ادراکی کارکنان ممکن است در پاسخگویی به پرسشنامه تأثیرگذار.
7-عدم آشنایی بعضی از کارکنان با پژوهشهای دانشگاهی و بی اعتمادی نسبت به توانایی این پژوهشها در حل و مشکلات آنان و عدم تمایل به پاسخگویی پرسشنامه
8-درصد خطاپذیری در نتایج
9-عدم توانایی در کنترل همه متغیرهای بازیگر و تأثیر آنها بر موقعیت پژوهش
10- بوروکراسی اداری و مشکلات سازمانی
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 77 |
دین اسلام
اسلام دینی یکتاپرستانه و یکی از دینهای ابراهیمی جهان است. پیرو این دین را مسلمان می گویند. آنها بر این باورند که خدا مستقیماًبر بسیاری از پیامبران وحی فرستاده و محمد آخرین آنها است. این دین هم اکنون از نظر تعداد رسمی پیروان در مکان دوم و پس از دین مسیحیت جای دارد.
ریشه واژه
اسلام در زبان عربی از ریشه ( س-ل-م) که به معنای « تسلیم صلح آمیز؛ تسلیم شدن؛ اطاعت؛ صلح ) است مشتق گردیده است. این واژه را می توان با واژه هم ریشهاش در زبان عبری مقایسه کرد. شالوم که از ریشه ( شین – لامد – مم ) در زبان عبری مشتق گردیده دارای معالهای دیگری در بسیاری از زبانهای سامی بوده و به معنای کمال، تکمیل و تندرستی است.
از دیگر مشتقات سه حرف ( س-ل-م ) می توان موارد زیر را نام برد:
باورها
اسلام برای هر فردی با شهادتین آغاز می شود. شهادتین به زبان آوردن دو جمله « لا اله الا الله » و « محمد رسول الله » است که به ترتیب به معنای هیچ خدایی جز الله وجود نداردو محمد پیامبر الله است. فردی که تصمیم به ایمان آوردن به اسلام را دارد باید این دو جمله را بر زبان آورده و آنها را باور کند.
مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فرو فرستاد. تقریباً همه مسلمانان بر این باورند که محمد آخرین پیامبر خدا و مکمل همه آنها است. در نتیجه سخنان او و کتابش تا روز قیامت برای بشریت وجود دارند. مسلمانان بر این باورند که بخشهایی از کتابهای تورات و انجیل فراموش شدهاند، اشتباه تفسیر یا نوشته شدهاند یا توسط دنباله روان آنها تحریف گشتهاند در نتیجه پیام اصلی آنها از بین رفته است. آنها با باور به این مساله، معتقدند که قرآن به عنوان آخرین کتاب وحی شده به انسانها برای تصحیح آن کتابها نازل شده است.
باور مسلمانان بر آن است که دین خدا در اصل از آدم تا محمد یکی بوده و این اصول در قرآن گردآمدهاند. متون اسلامی این طور بیان می کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه جزو دینهای ابراهیمی به شمار می آیند. قرآن، از یهودیان و مسیحیان ( و گاهی اوقات دیگر معتقدان ) به صورت « اهل کتاب » یاد می کند.
باورهای بنیادین در دین اسلام
توحید، معاد، نبوت، از اصولی است که بین همه مسلمانان مشترک است .
بعضی از زیرشاخه های اسلام به خصوص شیعیان به جز این سه اصل ، دو اصل عدل و امامت را نیز جزء اصول می دانند. البته به این دو اصل اصول مذهب گفته می شود.
نام خدا
الله نام ویژه خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای عربی – اسلامی است . با این حال فارسی زبانان معمولاً از واژه خدا استفاده می کنند. واژه الله پیش از ظهور اسلام نیز در عربستان وجود داشته است و نام خدای بزرگ و آفریدگار جهان است که بتها به عنوان رابط و واسطه او در اداره جهان به او کمک می کنند و اعراب نیز جهت نزدیکی و ارتباط با او به پرستش بتهای خویش می پرداختند چرا که بتها را در اداره جهان میانجی فیض می دانستند.
نام گذاری پیروان
پیروان اسلام را در فارسی مسلمان می خوانند و در نوشتارهای عربی « مسلم » . به اضافه اینکه در آموزه های اسلامی بنا بر سخنان خداوند در قرآن کتاب مقدس مسلمانان، ادیانی که تمام پیامبران الهی آن را ترویج کردهاند یک دین است و همه آنها تحت عنوان اسلام خوانده می شوند، پس پیروان دیگر پیامبران الهی تا زمانی که آیین آنها توسط پیامبر بعدی نسخ نشده بود، مسلمان محسوب می شوند.
مذهب ها و زیر شاخه ها
مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی تقسیم می شوند. هر یک از این دو فرقه دارای انشعاباتی هستند. به عنوان مثال صوفی گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.
قوانین
پارهای از قوانین اسلام مابین بیشتر ادیان و ایدئولوژی ها ( اعم از اینکه خود را الهی بنامند یا زمینی ) مشترک است از جمله این قوانین می توان به احترام به والدین، یاری به یتیمان و ... اشاره نمود.
برخی قوانین اسلام دارای ویژگیها، شروط، محدودیتها و تعاریف ویژه خود هستند و انجام آنهامستلزم رعایت آن شروط و ویژگیها است. مانند ازدواج کردن، پرهیز از ظلم و ستم به خود و غیر، زنده کردن حقوق دیگران، دست گیری مستمندان عدم خود کشی و ... اشاره کرد.
کتاب مقدس
به اعتقاد مسلمانان « قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم کم کم در طول بیست و سه سال نازل شده. »
این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را « معجزه » و « سند اثبات پیامبری » محمد می دانند. تمام مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیاناً ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است،که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده می کنند. مسلمانان روی بی خطا بودن کتاب قرآن تأکید دارند.
اسلام و ایران
محمد پس از بعثت به پادشاهان کشورهای همسایه از جمله ایران نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت کرد، پادشاه ایران – خسروپرویز – این دعوت را نپذیرفت . پس از درگذشت محمد اعراب به ایران تاختند و در آخرین نبرد در قادسیه رستم فرخزاد مشاور یزدگرد و سردار سپاه ایران کشته شد و اسلام به ایران آمد.
ستمگری و سختگیری تازیان بر ایرانیان و ستاندن مالیاتهای هنگفت به عنوان جزیه، سبب گسترش اسلام در ایران شد. رفتار خشن و گرفتن جزیه بر اساس نص صریح قرآن انجام می شد ( آیه 29 سوره توبه ).
ورود اسلام و اعراب به ایران پیش از هر تهاجم دیگری بر فرهنگ و روش زندگی ایرانیان تأثیر گذاشت به گونهای که امروز پس از 1400 سال از جشنهای ایرانی تنها نوروز ( که به نوبه خود تغییر زیادی کرده است ) باقی مانده و ایرانیان فقط اعیاد اسلامی را جشن می گیرند و برخلاف ایرانیان باستان که غم و ماتم را از جانب اهریمن می دانستند در سالگردهای شهادت امامان و ... به عزاداری می پردازند. این در حالی است که اثری از چنگیز مغول و اسکندر مقدونی جز چند خرابه در ایران به جای نمانده است.
مذهبها
1 – تشیع
شیعه، به معنای پیرو، عنوانی است که شیعیان دست کم از سده دوم هجری به کار می بردهاند و منظور « شیعه امام علی » همچنین شیعیان دوازده امامی با نام « امامیه » نیز خوانده شدهاند شیعه یکی از زیرساختهای اسلام است.
2 – تسنن
مذهب سنی بزرگترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود 90% مسلمانان جهان پیرو اهل سنت هستند این مذهب دارای چهار خلیفه می باشد که به خلفای راشدین معروفند عبارتند از:
1) ابوبکر 2) عمر 3) عثمان 4) علی
3 – تصوف ( صوفی گری ،عرفان )
جنبه راز و رزانه و نهانگرای اسلام است صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچ یک از صفاتی که ما می شناسیم نمی دانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی می دانند.
4 – مذاهب کلامی
1) امامیه 2) اسماعیلیه 3) خوارج 4) مرجئه 5) اشاعره 6) معتزله و ...
5 – مذاهب فقهی
1) جعفری 2) شافعی 3) حنفی 4) مالکی 5) حنبلی
قرآن
قرآن ( نام پارسی : نِبی ) کتاب دینی اسلام و یکی از ثقلین است.
در باور مسلمانان، این کتاب طول یک دوره 23 ساله از طریق جبرئیل بر محمد، که آخرین پیامبر می خوانندش، فرو فرستاده شده است. مجموع این فروفرستاده ها ( وحی ) به گونه کتابی گردآوری شده که قرآن نام دارد. قرآن دارای 30 جزء ، 114 سوره ( بخش )، و 6236 آیه ( بند ) است.
مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود می دانند و با القابی نظیر « کریم » و « مجید » نام آن را می برند. برای ایشان، این کتاب به شکل نگاشته شده و به ساختار یک کتاب به عنوان بازآفرینی زمینی از مفاهیم اصلی آسمانی ست که ابدی و ازلی هستند پذیرفته شده است. قرآن خود را به عنوان « لوح حفاظت شده » ( اللوح المحفوظ ) می خواند.
ساختار
آیه
آیه در لغت به معنی نشانه است و در اصطلاح کوچک ترین واحد تقسیم قرآن است. این کلمه در قرآن به همین معنای خاص نیز به کار رفته است. یک آیه می تواند چند حرف ، چند کلمه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند ( پاراگراف ) باشد. طبق روایت ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی از علی پسر ابوطالب تعداد کل آیات قرآن 6236 عدد است. برخی آیات نظیر آیه نور ( نور، 35 ) آیه الکرسی ( بقره، 255 ) ، آیه تطهیر ( احزاب، 33) ، و آیه حجاب ( نور ، 30 و 31 ) با نامهای خاصی مشهورند.
ترتیب آیات قرآن توسط پیامبر اسلام تنظیم شده است. به عبارت دیگر آیات قرآن به ترتیب فعلی فروفرستاده و خوانده نشده، بلکه پیامبر محل آیات را معین نموده است. البته برخی دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیه « اکمال دین » ( مائده ، 3 ) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شدهاند.
رکوع
رکوع یک بخش و گروهی از آیات که وحدت موضوعی دارد و پشت سرهم قرارگرفته است. تعداد رکوعهای قرآن طبق آنچه مشهور است 540 رکوع است .
سوره
سوره در لغت به معنای « بریده شده » است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرنده گروهی مستقل از آیات قرآن که مطلع « بسم الله الرحمن الرحیم » و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سوره قرآن – جز سوره توبه – با آیه « به نام خداوند بخشنده مهربان » آغاز می شود. و اهل سنت « بسم الله » را جزء سوره نمی دانند. در قرآن کلمه « سوره » به همین معنا به کار رفته است؛ مثلاً در آیه تحدی ( مبارزه طلبی ) ( بقره، 23 ).
قرآن 114 سوره دارد. هر یک یا دو نام دارد، که معمولاً از کلمهای از آن سوره گرفته شده است. برخی معتقدند ترتیب سوره ها توسط پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب طول مرتب شدهاند. سورههای قرآن به دو دسته مکی ( فروفرستاده شده در مکه ) و مدنی ( فروفرستاده شده در مدینه ) تقسیم می شوند. سوره ها لزوماً وحدت موضوعی ندارند، نام رایج و تعداد آیات هر یک در انتهای این مقاله آمده است. برای مشاهده فهرست نام سوره ها و تعداد آیات آنها به مقاله سوره رجوع کنید.
دیگر تقسیم بندیها
قرآن به 30 بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می شوند ( برخی نیز هر جزء را به چهار حزب تقسیم می کنند و در این صورت 120 حزب داریم ).
متن پاشان
اسلوب متعارف نگارش اغلب کتابها، روایت خطی است؛ یعنی از یک نقطه به عنوان مقدمه آغاز و پس از بیان مستندات و استدلالات به نتایجی می رسد. اما قرآن بدین معنا آغاز و پایانی ندارد و می توان آن را از هر قسمتی آغاز نمود، بی آنکه نیاز باشد بیش از چند آیه به عقب بازگشت . به بیان دیگر هر رکوع مستقل از باقی متن گویاست، جز در مواردی معدود نظیر سوره یوسف که تمام آن وحدت موضوع و مضمون دارد.
بهاءالدین خرمشاهی در اینباره می گوید:
« اما مهمترین مشخصه و خصیصه ساختاری قرآن که شاید قدما نیز به آن توجه داشته اند، اسلوب چندوجهی و بلاتشبیه گسسته نمای آن است. یعنی شاخه به شاخه شدن معانی و مضامین و قطع پیاپی توالی یک مضمون و مدام از معنایی به معنای دیگر پرداختن. این گسسته نمایی ظاهری قرآن مجید در فرهنگ و ادب فارسی نظیر دارد. دو کتاب عظیم که از شاهکارهای جاویدان زبان فارسی هستند نیز همین اسلوب و ساختار را دارند، نخست مثنوی معنوی اثر مولانا جلال الدین بلخی ( م 672 ق ) . دوم غزلهای خواجه شمس الدین حافظ ( م 792 ق ). در مورد مثنوی ، مرحوم فروزانفر بر آن [ نظر ] بودهاند که تحت تأثیر قرآن این سبک و سیاق را پیداکرده است. در مورد غزلهای حافظ که به اصطلاح بعضی فارسی زبانهای پاکستان، « پاشان » ( از پاشیدن ) است نگارنده برای نخستین بار این نظر را مطرح کرده است که حافظ با انقلابی که ( به قول آربری ) در غزل کرده است، نه تحت تأثیر سنت شعری و تاریخ غزل فارسی است ( چنانچه غزلش هیچ شباهت صوری و ساختاری باغزل بزرگترین سلفش سعدی ندارد )بلکه تحت تأثیر ساخت و ساختار سوره های قرآن کریم است. مسلمانها اعم از عرب و غیر عرب، گویی بیم داشته اند که به این خصیصه اشاره کنند. قدیمی ترین اشاره ای که در این باب دیده می شود حدیثی است که یکی از معاصران پیامبر که یهویی به نام « سلام بن مشکم » بوده است. [ او ] از سر شکوه و گلایه به [ پیامبر ] عرض می کند: « چگونه از تو پیروی کنیم حال آنکه قبله ما را ترک کرده ای و کتابی هم آورده ای آن طور که تورات متناسق است، تناسق ( نظم و نسق ) ندارند. کتابی بیاور که مأنوس و متعارف باشد وگر نه ما هم نظیر اینکه تو آورده ای می آوریم ». سپس خداوند این آیه را [ در مقام تحدی ] نازل کرد: قل لئن اجتمعت الانس و الجن ... [ اگر انس و جن همدستی کنند که نظیر این قرآن را بیاورند، نظیر آن را نخواهند آورد، ولو آنکه بعضی پشتیبان بعضی باشند ] ( اسراء ، 88 – اسباب النزول ، سیوطی ) طه حسین بحث مبسوطی در اینباره دارد و می نویسد: « مثلاً موضوعهای سوره بقره بسیار و از هم بیگانهاند و این خود دلیل است که این سوره یک مرتبه نازل نگشته، بلکه به تدریج و خرد خرد نازل می شده است. سپس دهها موضوع و مضمون متنوع سوره بقره را برای نمونه یاد می کند.
حال آنکه چنانچه این کتاب به شکل متعارف و نظیر سایر کتب نگاشته شده بود، به عنوان مثال باید از مباحث اعتقادی آغاز می کرد و پس از بیان داستان آفرینش و انبیا به روزگار پیامبر می رسید و نهایتاًاحکام را بیان می نمود، که در این صورت اسلوب آن بیشتر منطقی بود و نه هنری.
دیدگاه اسلام شناسان اروپایی
بهاءالدین خرمشاهی می گوید:
« از قرآن پژوهان اروپایی گویا ابتدا نولد که اسلامشناس آلمانی که مهمترین تاریخ قرآن را نوشته است، در مقاله قرآن که برای طبع یازدهم دایره المعارف بریتانیکا نوشته است به این خصیصه از سبک قرآن اشاره کرده و گفته است اصولاً ذهن هر پژوهشگر امروزین اروپایی سبک قرآن را به اصطلاح ناپیوسته و پاشان می یابد. ریچارد بل یکی از برجسته ترین قرآن پژوهان غربی، در کتاب مقدمه بر ترجمه قرآن به این خصیصه اشاره و آن را ناشی از بی دقتی و اشتباه ناسخان و کاتبان وحی می داند ولی مونتگمری وات قرآن شناس اسکاتلندی معروف که این مقدمه او را تهذیب کرده و گسترش داده است، تعلیل او را نادرست می شمارد. آرتور جان آربری ، از اسلام شناسان و قرآن پژوهان غربی، در مقدمه ترجمه قرآنش به انگلیسی و نیز فریتیوف شوآن در کتاب « فهم اسلام » بهتر از دیگران به اهمیت هنری و زبانی – ادبی این خصیصه ساختاری قرآن پی بردهاند و آن را حسن و هنر قرآن شمردهاند، نه عیب و ایراد آن. به نظر می رسد که اعجاز و سبک تقلید ناپذیر و خارق العاده قرآن جز از این طریق میسر نمی شد. اگر بیان اندیشه با رعایت ترتیب و توالی منطقی و مضمونی در کتابهای دیگر خطی باشد شیوه بیان اندیشه قرآن حجمی و حلقوی ... و به قول آربری کنترپوآنی و پلی فونیک است.»
محتوا
کتاب قرآ خود را این گونه معرفی می کند:
« کتابی است که به سوی تو فروفرستادهایم، تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی روشنی درآوری، به سوی راه خدای توانای ستوده » ( سوره ابراهیم ، آیه 1 ).
پیدایش
مسلمانان همگی قرآن را وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می دانند، که توسط روح الامین ( جبرئیل ) بر پیامبر اسلام نازل شده است.
برخی غیرمسلمانان قرآن را متنی می دانند، که محمد خود آن را بیان کرده است. برخی از ایشان نیز معتقدند قرآن یک کار گروهی و نوشته شده توسط اشخاص مشخصی است که محمد تنها یکی از آنها بوده است.
گردآوری
متن قرآن در سه مرحل گردآوری شد، تا نهایتاً به صورت امروزین یا اصطلاحاً « مصحف » درآمد. نخست زمان محمد، سپس زمان ابوبکر و در آخر زمان عثمان. در دوره های بعدی رسم الخط آن اصلاح شد.
زمان محمد
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می خواند. برخی آن را حفظ می کردند و برخی بر تکه های چرم، استخوانهای شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگهای صاف و صیقلی و گاه کاغذ می نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می شد و متن آن ناقص بود، امکان « کتاب ساختن » آن وجود نداشت . « جمع قرآ« در زمان رسول خدا را اصطلاحاً تألیف گویند.» در زمان حیات پیامبر 37 نفر حافظ کل قرآن بودند. و تعدادکاتبان وحی که برای خود نسخهای بر می گرفتند به بیش از پنجاه نفر می رسیده است.
زمان ابوبکر
در این زمان جنگهای ردّه بین مسلمانان و ازدین برگشتگان و متنبیان رخ داد، که در آن تعدادی از حافظان قرآن کشته شدند، به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر « زید بن ثابت » که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع آوری قرآن شد. « زید همه نوشته های قرآنی را ولو آنکه ده ها حافظ و دهها نوشته مطابق آن بود، با اخذ حداقل دو شاهد یکی از کتابت و یکی از حفظ می پذیرفت ».
قرآن توسط زید طی 14 ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال 13 هجری به صورت مجموعه ای از صحیفه ها جمع آوری شد و طبق وصیت ابوبکر در اختیار عمر و سپس دخترش « حفصه » قرار گرفت.
زمان عثمان
در زمان عثمان با توجه به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود به سرعت متن واحدی از قرآن در تمام سرزمینهای مسلمان منتشر شود. همچنین به علت فوت یا کشته شدن تعدادی از حافظان و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، خلیفه عثمان با جمع آوری نسخه های مختلف دست به یکسان سازی قرآن زد. وی انجمنی متشکل از « زید بن ثابت » ، « سعید بن عاص » ، « عبدالله بن زبیر » و « عبدالرحمن بن حارث » تشکیل داد. این گروه با همکاری دوازده نفر از قریش و انصار کار تهیه نسخه نهایی را انجام دادند. آنها تمام نوشته های قرآن موجود را گردآوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و حافظان نسخه نهایی یا « مصحف امام » را تهیه کردند، که معروف به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سالهای 24 تا 30 هجری قمری انجام شد و از روی آن 5 یا 6 نسخه تهیه شد، دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و باقی نسخه ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درستخوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین ارسال شد.
عثمان برای دستیابی به « توحید نص » با یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه نزاع و اختلاف از بین برود. نسخه هایی که نابود شدند شامل قرآن عبدالله پسر مسعود – که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده است- ابی پسر کعب بودند و قرآن امام علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گر چه وی در گردآوری قرآن مستقیماً حضورنداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت صحت متن گردآوری شده را رد نکرده است . صاحب نظران مسلمان معتقدنداین نسخه ها عموماً از نظر لغوی، املایی و تعداد سوره ها تفاوت جزیی داشته اند. اما به هر حال عموم مسلمانان حتی خاندان علی و سایر مخالفان خلافت بر صحت نسخه عثمان در طول تاریخ تأکید کرده اند.
نظر مشهور جمع آوری در مورد جمع آوری قرآن همین است که ذکر شده اما محققین متأخر نظر بر جمع آوری قرآن درهمان زمان محمد ( پیامبر ) دارند و روایات و نقلهای مربوط به جمع آوری قرآن بعد از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر نظیر تکثیر مصحف یا توحید مصاحف می دانند.
اصلاحات بعدی
نسخه عثمان به خط عربی اولیه نوشته شده بود، که بدون علامتگذاری ، اعراب و حروف « والی » ( حروفی که نوشته می شود و خوانده نمی شود ) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمینهای عرب زبان بود، اعراب مشکلی در قرائت قرآن نداشتند. اما با گسترش سرزمینهای مردمان غیر عرب زبان نمی توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل مشکلات ناشی از آن و مقابله با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی « ابوالاسود دوئلی » اقدام به اعراب گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر اساس شیوه رسم الخط سریانی بود. سپس در طی قرن اول به دستور خلفا و امرای اموی « یحیی بن عامر» و « نصر بن عاصم » حروف مشابه نظیر ب، ت و ث را نقطه گذاری کردند. یزید فارسی حرف «الف » را به قرآن افزود ( در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می شود ) در قرن دوم هجری « ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری » که اصلیتش ایرانی است، علم نحو و عروض را ابداع کرد و علائم همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در طی قرن سوم هجری رسم الخط قرآنی معیار ( استاندارد ) موجود بوده است و ابوحاتم سجستانی ( سیستانی ) رساله ای در رسم الخط قرآن نگاشته، که بخشهایی از آن امروزه موجود است. همچنین خط عربی به تدریج طی چند قرن از « کوفی اولیه » به « نسخ » که امروزه قرآن را بدان می نویسند تحول یافت .
نسخه ای که امروزه بیشترین استفاده را دارد در سال 1922 ( میلادی ) توسط دانشگاه الزهرا مصر تأیید شده است و اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان شیعه نیز معتقدند چیزی از آن کاسته یا به آن افزوده نشده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 153 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 189 |
بیان مسأله :
دعا از گذشته تا کنون تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و روش زندگی مردم گذاشته است وهمیشه از ارکان مهم زندگی مردم بوده است . هر چه به عقب بر می گردیم دعا ، دعا نویسی ، جادو و امثالهم در فرهنگ و آیین ها پررنگ تر دیده می شود .
دعا در زندگی روزمره ی مردم نقش داشته و دارد ، مواردی از قبیل بیماری ، کشاورزی ، عزا ، عروسی ، تولد نوزاد ، مراسم مختلفی که در هر منطقه وجود دارد ، ولی نکته قابل توجه این است که در گذشته جزو ارکان زندگی بوده است ولی امروزه استفاده از دعا کمرنگ تر شده است .
در گذشته (خصوصاً ) مردم برای انجام هر کاری و یا باز کردن گره ای یا حل گرفتاری به دعا متوسل می شدند و دعا نویسان نزد مردم از احترام خاصی برخورداربودند ، با اینکه همانطور که ذکرشد این اعتقادات امروزه کمتر مورد توجه قرار می گیرد ولی دعا و دعانویسی در مقایسه با دیگر فرهنگ های گذشته پا برجاتر است وهنوز هم جایگاه خاصی بین مردم دارد ، به خصوص در کشورهای جهان سوم.
در جوامع ابتدایی دعا بیشتر به صورت جادو و جادوگری رواج داشته است ، و جادوگران جوامع را زیر سیطره و نفوذ داشتند و مردم در بیشتر موارد به آنها مراجعه می کردند و دستورات آنها را اجرا می کردند و حتی در دل ترسی از این افراد داشته اند . همچنین در رابطه با دعا نیز مردم از استفاده ی نادرست از دعاها می ترسیدند و از اینکه دچار دعا یا دعا زده شوند و یا برای آنها از طرف دشمنان دعا نوشته شود می ترسیدند و این اعتقاد وجود داشته و دارد که به وسیله ی دعا زندگی آنها دگرگون شود .
روش تحقیق :
دراین پایان نامه از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی همراه هم کمک گرفته شده است ، در زمینه ی تحقیقات کتابخانه ای از نوشته های نویسندگان بزرگ و صاحبنظران در زمینه ی دعا کمک گرفته شده است وهمچنین از کتابهای دعا و دعا نویسی و همچنین از کتابهای آسمانی استفاده شده است .
در زمینه ی تحقیقات میدانی با مراجعه به دعانویسان و همچنین افرادی که به این افراد مراجعه می کنند و آنها را باور دارند و تحقیق در مورد اعتقادات مردم در بهتر انجام دادن پایان نامه تلاش کردن .
مشکلات تحقیق :
با وجود اینکه دعا در زندگی روزمره مردم ایران نقش ارزنده ای دارد ولی متأسفانه منابع واطلاعات بسیار کمی در این مورد در ایران وجود دارد و اطلاعات به راحتی و سهولت در دسترس قرار نمی گیرد و همچنین دعا نویسان و کسانی نیز که در این باره اطلاعات زیادی دارند به راحتی اطلاعات خود را در اختیار کسی قرار نمی دهند ، و انجام این تحقیق با مشکلات بسیاری همراه بود . و همچنین منابع خارجی نیز به سختی به دست می آید .
جادوگری و پیدایش آن :
همانطور که ذکر شده جادو و جادوگری در زندگی بدویان نقش مهمی داشته است . جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استعمال قرار می گرفته است ، مثل مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالا بردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان واز این قبیل .
جادو را بر اساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد: « جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
منبع این اعتقادات از گذشته در میان مردم بوده است ؛ همان گونه که لوکرتیوس حکیم رومی گفته است : ترس ، نخستین مادر خدایان است و از میان اقسام ترس ، خوف از مرگ مقام مهمتری دارد .
زندگی انسانهای اولیه مشکلات زیادی داشته است و کمتر اتفاق می افتاده است که انسانها به مرگ طبیعی بمیرند و بیشتر قبل از آنکه به پیری برسند از دنیا می رفتند . به همین جهت بود که انسان اولیه نمی توانست باور کند که مرگ یک اتفاق طبیعی است و همیشه برای آن علتی غیر طبیعی تصور می کرد . در اساطیر ساکنان جزیره ی بریتانیای جدید چنین آمده است که مرگ نتیجه اشتباهی از خدایان است . بسیاری از قبایل چنین می پندارند که مرگ نتیجه جمع شدن و کوچک شدن پوست است و اگر انسان می توانست پوست خود را عوض کند ، جاودانه زندگی می کرد . ترس از مرگ و تعجب از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد می شود یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند و امیدواری به کمک خدایان و شکرگزاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان حاصل می شده ، همه عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب شده است . آنچه بیشتر مایه ی تعجب انسان می شد و در نظر وی اسرار آمیز بوده است مسایل مربوط به خواب دیدن و تأثیر موجودات سماوی برروی زمین و انسان بوده است . انسان اولیه از اینکه در خواب اشباحی به نظرش می رسیدند و مخصوصاً وقتی اشباح کسانی بوده اند که قبلا ً از دنیا رفته اند ، دچار ترس و وحشت می شده و به فکر فرو می رفته است. او مردگان خود را با دست خود در خاک می گذاشت ویا مراسم تدفین مخصوص به خود را برای او انجام می دادند تا از بازگشت آنان در امان بمانند و زندگان از شر آنها در امان بمانند.
حتی در برخی از مناطق ، انسان های اولیه در دیوار خانه سوراخی ایجاد می کردند و مرده را از آنجا بیرون می بردند و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آنجا دور می کرد و به خاک می سپردند تا روح راه بازگشت به خانه را گم کند و دیگر هرگز نتواند به آنجا سر بزند .
نظایر چنین حوادثی که انسانهای اولیه با آنها برمی خورد اورا به این فکر می اندازد که هرموجود زنده باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در هنگام بیماری یا خواب یا مرگ از بدن خارج شود .
در کتاب اوپانیشادها آمده است که هرگز شخص خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید چه ممکن است روح در راه بازگشت به بدن راه را گم کند که چاره آن بسیار دشوار است .
به نظر انسان اولیه و در نظر شاعران سراسر روزگار ، کوه ها ، رودخانه ها ، سنگها ، درختان ، ستارگان ، ماه و آسمان همه عناصر مقدسی هستند و مظهر خارجی نفوس باطنی و غیر مرئی.
در نزد یونانیان قدیم آسمان ، خدایی به نام اورانوس بوده است،
ماه خدایی به نام سلنه و به همین ترتیب .
چون برای هر چیز روحی تصور شود به عبارت دیگر خدایی در آن نهفته باشد ؛ عدد اشیای پرستیدنی نامحدود می شود . این خدایان بی شماررا می توان در شش دسته قرار داد : آسمانی ، زمینی ، جنسی ، حیوانی ، انسانی و الهی . طبیعی است که نمی توان گفت اولی موجودی که مورد پرستش قرار گرفت چه بوده و شاید ماه در زمره ی آنها ئی باشد که مقام اولویت را داشته اند . ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته است و آن را به عنوان خدای حامی خود می پرستیده اند . قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده است و چنین تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد . وخورشید نیز زمانی جانشین ماه گردید و شاید آن هنگامی بوده است که کشاورزی جانشین شکار شد و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصل خیزی زمین می شود . در این هنگام زمین به عنوان الهه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آن را آبستن می کند و از همین وقت مردم خورشید را چون پدر هر چه زنده است مورد پرستش قرار دادند . از اینجا بود که آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستانه قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند ؛ حالت تجسمی و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند . هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسان رسم می کردند اثری از همین خورشید پرستی قدیمی بوده است .
شاید در دوره کشاورزی که نقش زن در جوامع بشری شکل آشکارتری گرفت ودر اجتماعات ابتدایی بیشتر مورد توجه قرار گرفت زن به تدریج به بصورت یک عامل مذهبی در آمد و امروزه جادوگری را حرفه ای زنانه می پندارند [1] و نیز شاید در اثر همین تفکر که زنان در برابر وسوسه های شیطانی سست تر از مردانند همچنانکه در داستان حوا هم اوست که آسانتر گول مار را می خورد در جوامع غربی زنان را جادوگر می پندارند [2]. در آفریقا نیز بر این باورند که مردمانی خاص و به ویژه زنان دارای قدرتی هستند که می توانند خود را به هیأتی در آورند و تن و روح دشمنان یا خویشان را اسیر خود سازند .[3]
آسمان خود خدای بزرگی بود که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول یا بند آمدن باران میدانستند . در نزد بسیاری از قبایل اولیه برای نامیدن آسمان و الوهیت کلمه واحدی به کارمی رفته است . لفظ خدای بزرگ را تنگری می نامیدند که به معنی آسمان هم بود . در چین نیز کلمه تی همین مفهوم را داشت . در هندوستان ودایی خدا را به نام پدر آسمان می نامیدند . نزد یونانیان نان خدا را زئوس به معنی آسمان و گرد آورنده ی ابرها بوده است و در میان ایرانیان کلمه ی اهورا معنی آسمان آبی داشته است .
هسته ی مرکزی علم اساطیر نیز اتحاد و ازدواج بارور زمین و آسمان بوده است . زمین نیز یکی از خدایان بوده است و به هر یک از اوضاع اساسی آن خدایی حکومت می کرده است . برای درختان هم درست مانند انسان ، روحی قایل بوده و انداختن آن را با کشتن یکی می دانسته اند . در روئیده ها برای گیاه – انگل خاصی که به درخت بلوط می پیچد احترام خاصی می گذاشتند . هنوز هم در انگلستان برای چیدن این گیاه تشریفات خاصی به کار می رود قدیمی ترین عقیده در قاره آسیا عبارت بوده است از پرستش درخت و رودخانه و کوه . بسیاری از کوه ها مقدس بوده اند و جایگاه خدایانی به شمار می رفته اند که صاعقه ها را ایجاد می کرده اند .ز مین لرزه وقتی حاصل می شده که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را با لا می انداخته است . همان گونه که روح عمیق شاعرانه ی انسان اولیه ، سری الهی را در نمو گیاه می دید باردار شدن زن و ولادت را نیز تأثیر موجودی برتر از طبیعت می شناخت . تقریباً تمام ملت های قدیمی هر یک به شکلی آلات تناسلی را می پرستیده اند نه از آن جهت که به جنبه ی قبیح آن نظر داشته اند بلکه بدان سبب که از این را عنایت خود را به حاصل خیزی زمین و زن آشکار می ساخته اند .
احتمالاً رواج توتم پرستی نیز از روی ترس بوده است . انسان به خاطر نیرومندی حیوانات آنان را می پرستیده و به خیال وسایل خوشنودی آنان را فراهم می ساخته است . و زمانی که کشاورزی ایجاد شد کم کم حیوان پرستی جای خود را به خدایان انسانی داد ولی خدایان انسانی نیز نمادی از حیوانات را داشتند .
در آثار هومر که بسیار پیشرفته و مترقی است . یکی از خدایان چشم جغد دارد و خدای دیگر چشم گاو . خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و تنه ی حیوان دارند همین مرحله ی انتقال از عالم حیوانی به انسانی را تشکیل می دهد . اما بسیاری از خدایان مردگانی بوده اند که پس از مرگ بر اثر نیروی تخیل زندگان حالت پهلوانی پیدا کرده اند . خواب دیدن مردگان از عواملی بوده است که باعث پرستیده شدن آنها شده است.مردانی که در زمان حیات خود نیرومند بوده اند وباعث ترس و وحشت دیگران پس از مرگ نیز مورد پرستش واقع می شدند . حتی در بسیاری از زبانهای اولیه خدا به معنی مرد مرده است .[4]
همچنین روح پرستی کم کم ایجاد شده تا به صورت نیا پرستی شد . همه مردم از مردگان میترسیدند و سعی می کردند تا آنها را خوشنود و راضی نگه دارند تا مورد لعنت یا انتقام آنها قرار نگیرند . پرستشی که مردم نسبت به گذشتگان خود می کردند واز ترس آغاز شده بود بعدها جای خود را به حس احترام و تقدیس مردگان داد . در آخر کار به صورت ورع و تقوای مذهبی در آمد.
هنگامی که انسان اولیه عالمی از ارواح برای خود ساخت بدون آنکه ماهیتی واقعی و تمایلات آنها را بداند درصدد برآمد که خوشنودی آنها را جلب کند و از آنها در امور خود استمداد جوید به این ترتیب که بر جانگرایی برای اشیاء که ریشه ی دیانت اولیه است عامل دیگر سحر و جادو افزوده شده است واین سحر به منزله ی روح شعایر دینی به شمار می رود . روشهایی که در ابتدا برای جلب کمک ارواح و پس از آن خدایان به کار می رفته روش تقلیدی بوده است به این معنی که هر کاری را که انسان می خواسته خدایان انجام دهند نظیر آن را می کرده وظاهراً می خواسته است خدایان را به تقلید از خود وادار سازد . برای مثال اگر می خواستند باران ببارد جادوگر آب را بر زمین می پاشید و برای آنکه تقلید شده باشد آب را از روی درختی به زمین می ریخت . در سوماترا زن نازا مجسمه ی طفلی درست می کند و در بغل می گیرد به این امید که هر چه زودتر جنینی در شکم او ظاهر شود .
روش تلقین بسیار به کار می رفته است . درنزد بعضی از ملت ها رسم چنان است که از میان خود برای فصل بهار شاه و ملکه ای انتخاب می کنند و آن دو را در یک مجلس علنی به یکدیگر تزویج می کنند به این امید که مزارع عبرت گیرند و شکوفه کنند و بارور شوند . غالباً در هنگام بذرافشانی جشنهای خاص گرفته می شد و زن و مرد بدون مراعات هیچ قاعده ای با هم می آمیختند از برپاداشتن این جشن ها سه چیز منظور بوده است . یکی یادی از گذشته خود می کردند هنگامی را به خاطر می آوردندکه همه از آزادی روابط جنسی برخورداربودند. دیگر اینکه فرصتی به دست می آوردند تا زنهایی را که شوهرانشان عقیم بودند بارور کنند . سوم آنکه در ابتدای بهار به زمین بفهمانند که از محافظه کاری زمستانی بیرون آید . چنین جشن هایی در قبیله کامرون کنگو در میان کافرها و قبایل هرتنتوت و بانتودیده می شود .[5]
دربعضی نواحی ازجمله نزد مردم پاونی وهندیشمردگان گوایاکیل مردی را می کشتند و خونش را هنگام بذر افشانی بر زمین می پاشیدند تا محصول بهتری بدست آورند . بعدها این قربانی به صورت قربانی حیوانی در آمد . هنگامی که موقع درو می شد آن را تعبیری از تجدید حیات مرد قربانی شده به شمار می آوردند و به همین جهت پیش از کشته شدن و پس از آن برای مرد قربانی شده جنبه ی خدایی قایل شده و او را تقدیس می کردند.
شاعری نیز در زیبا ساختن سحر و جادو تأثیر داشته و آنرا به نوعی علم الهی تبدیل کرده است .
قایل شدن جان گرایی برای اشیاء سبب پیدایش تعداد زیادی عقاید خارق العاده از قبیل نمازها ، مناسک مختلف شده است . مردم قبیله کوکی درحین جنگ با شجاعت به کارزار می رفتند و مطمئن بودند که اشخاصی که به دست ایشان کشته می شوند در جهان دیگر به بندگی آنان در خواهند آمد .
همانطور که در ابتدای صحبت ذکر شد سحر و جادو و انواع دعاها در مراحل نخستین تاریخ بشریت پیدا شده است و تا کنون هم ادامه دارد .
فیتیشیسم [6]از اعتقاد به سحر سابقه ی زیادتری دارد و آنچه که از آن برجای مانده شدید تر است . چون چنین تصور می شود که بسیاری از حرزها و طلسم ها اثر محدود دارند به این معنی که هر طلسم برای عمل خاص به کار میرود . به این جهت بسیاری از افراد دیده می شوند که بار سنگینی از اقسام طلسم ها را همراه خود دارند تا در مقابل هر بدبختی که بخواهد بر آنان هجوم آورد ، آماده باشند .
همانگونه که تصور حیات و روحانیت در اشیاء سبب پیدایش شعر گردیده سحر و جادو نیز وسیله ی ایجاد هنر نمایشی و علوم شده است .فریزر می گوید ریشه پیروزی های افتخار آمیز علم به موهومات و سخافت های علم سحر و جادو می رسد . حقیقت این است که هر وقت جادوگری در انجام منظور خود دچار شکست می شده در صدد بر می آمده است که وسیله ای بدست آورد تا به کمک آن بتواند نیروهای فوق طبیعت را به تبعیت از اوامر خود ناچار سازد . به این ترتیب بوده است که خرده خرده نیروهای طبیعی بیشتر مورد توجه قرار می گرفته ولی ساحر برای آنکه مقام خود را از دست ندهد اثر این نیروهای طبیعی را پنهان می داشته است تا مردم تصور کنند که اثر مربوط به همان نیروهای فوق طبیعت است . این درست شبیه به تفکر مردم این زمان است که برای نسخه داروها خاصیت سحری قایلند . به این ترتیب است که از جادوگری به تدریج پزشکی ، شیمی ، استخراج نفت و علم هیأت پدید آمده است .
کاهن یا عالم روحانی از سحر و ساحری به وجود آمده ؛ به تدریج مرد عادی به علت فراوانتر و پیچیده تر شدن مناسک و آداب ورسوم نمی توانست همه ی آنها را به خاطربسپارد و به آنها عمل کند . به همین دلیل حرفه خاصی از مردم مسئول انجام وظایف و آداب دینی شدند . کاهنان نیز مانند ساحران می توانستند از راه قطع رابطه روح با جسد و دریافت وحی وبه وسیله ی اذکار و اوراد و ادعیه ی مجرب و مستجاب خود را به اراده ی ارواح و خدایان نزدیک کنند واز این اراده برای منظورهای بشری استفاده نمایند . برای اینکه مردم درباره این علم واین نیروی خاص تصور می کردند که نیروهای عظیم فوق طبیعت در سر هر پیچ راه زندگی انسان وجود دارد و در سرنوشت او مؤثر است . ولی باید دانست کاهن دین را ایجاد نکرده است بلکه مانند هر مقام دیگری وی نیز برای رسیدن به مقاصد خود دین را مورد استفاده قرار داده است . کاهن از لحاظ باقی نگه داشتن مردم در افکار و باورهای دینی و منحصر داشتن پاره ای از علوم به خود مقصر به شمار می رود .
جادو و تعریف آن :
بیان شد که جادو در زندگی مردم ابتدایی نقش مهمی داشته است.
جادو برای رسیدن به اهداف بسیار گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، مانند: مسلط کردن اراده ی انسانی بر پدیده های طبیعی و حفظ فرد از گزند دشمنان و خطرات احتمالی و بالابردن قدرت تخریب او در مبارزه با دشمنان و از این قبیل مسائل.
جادو را براساس نظر ای . بی تایلور می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
«جادو یعنی یک ارتباط خیالی را اشتباهاً به جای یک ارتباط واقعی گرفتن »
فروید در کتاب توتم وتابو می نویسد :
اصل و علت وجودی جادو را با کمک دو دسته از اعمال جادویی زیر می توان روشن کرد ک
یکی از شیوه های جادویی که معمولاً از آن برای ضربه زدن به دشمن استفاده می شود همانا درست کردن آدمکی به شکل و شمایل اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست از هر مصالحی که می خواهد باشد و حتی می توان گفت که فلان شی ء نماینده ی تصویر اوست و هر بلایی که بر سر این آدمک قراردادی بیاورند ، درست مثل این است که به سر همان دشمن واقعی ( الگوی اصل یک آدمک ) آورده باشند . برای مثال : اگر به قسمتی از بدن آدمک آسیب وارد آورند قسمت مربوط در بدن دشمن آسیب خواهد دید .
در عوض استفاده اط این شیوه ی جادویی برای ارضاء حس خصومت فردی ، می توان آن را در خدمت عبادات گذاشت ،به این معنی که به کمک آن از خدایان در برابر گزند شیاطین و ارواح خبیثه استفاده کرد[7] .
درزیر قسمتی از کتاب فریزر را که به موضوع بحث نزدیک است نقل می کنیم :
« هر شب که خدای خورشید (درمصر باستانی) به مقر خود در غرب سوزان باز می گشت ، مجبور بود جنگی شدید را با قشونی از شیاطین که به رهبری اپپی apepe ، دشمن سرسخت او آغاز می شد رهبری کند . همه ی شب با آنها می جنگید و قوای ظلمت غالباً آنقدر قوی بود که حتی هنگام روز با ارسال ابرهای تیره وتار می توانست آسمان آبی را به ظلمت بکشاند و او را از اعمال خود برای روشن کردن جهان بازنگه دارد .
تشریفات زیر برای کمک به خدا هر روز در معبد او در تبس thebes برگزار می شد ، آدمکی از دشمن را از موم می ساختند و آن را به شکل تمساحی ترسناک یا ماری با حلقات بی شمار می آوردند و روی آن با مرکب اسم شیطان را می نوشتند و آن را در غلافی از کاغذ مصری می نهادند و مجدداً نام شیطان را روی این غلاف رسم می کردن و با موهای سیاه آن را می پوشاندند ، بعد کشیش روی آن آب دهان می انداخت و با کاردی از سنگ چخماق آن را پاره کرده به خاک می افکند ، سپس پای چپ خود را روی آن می گذاشت و بالاخره با آتش زدن آدمک با آتشی که از نباتات فراهم آمده بود مراسم را به پایان می رساندند . اپپی که بدین ترتیب از بین می رفت همه ی شیاطین رکاب او نیز با پدر و مادر و بچه هایشان منهدم می شدند ، تشریفات خدایی مزبور که با چند نطقی هم توام می شد نه تنها هنگام روز بلکه بعد از ظهر و شب هم انجام می شد ، بلکه در هر موقع روز نیز ممکن بود تکرار شود به شرط آنکه طوفانی بر می خاست و یا باران سیل آسایی نازل می شد یا اینکه ابرهای سیاهی آسمان را تیره و تار میکرد . دشمنان خبیث از آثار اعمالی که با آدمک شبیه آنها انجام گرفته بود ، آسیب می دیدند آنچنان که گویی مجازات مزبور مستقیماً در حق آنها اعمال شده است .» [8]
اعمال جادوی که بر همین اصول و انگیزه ها استواراست بسیار است که در زیر به دو مورد آن اشاره می کنیم :
اعمال جادویی همیشه نقش مهم و قابل توجهی در میان اقوام اولیه ایفا کرده و باز تا اندازه ای در اساطیر و آداب پرستش اقوام پیشرفته تر بعدی محفوظ مانده و به شکل های مختلفی بروز کرده است .
1. مراسم جادوی که برای باراندن باران و برداشت محصول فراوان بر پا می شده است ، برای ایجاد باران از وسایل جادویی نظیر تقلید از باران تکرار ساختگی ابر وطوفان استفاده می کردند ، به طوری که می شد گفت افراد نمایشنامه ی باران را بازی می کردند . ایئنوس های ژاپن برای مثال به شیوه ی زیر باران ایجاد می کردند :
عده ای غربال بزرگی به دشت می گرفتند و آب را به سبک باران از آن فرومی ریختند و حال آنکه عده ای دیگر دیگی را که با بادبان و پارو مجهز بود و به صورت یک کشتی در آمده بود در دهکده می گرداندند و اما راجع به برداشت محصول فراوان اینکار را با اعمال جنسی روی زمین عملی می کردند و به عنوان مثال در جزیره ی جاوه وقتی که زمان شکوفه کردن برنج فرا می رسد دهقانان مرد و زن شب هنگام به مزارع می روند تا به اعمال جنسی بپردازند . ولی اگر اعمال جنسی بوی زنای با محارم بدهد به دلیل آثار بد آن در میزان محصول به شدت شرمنده شده از آن دوری می کنند .
| دسته بندی | اندروید |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 24 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 1 |
فایل فلش ترمیم سریال گوشی هواوی مدل y600-u20 مخصوص فلش تولز
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 73 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان خمین یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده است.
دادههای آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.
هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد میباشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی دادهها نتیجه زیر بدست آمد:
بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)
یافتههای فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست میآیند:
- بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)
- بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)
- بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)
- بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)
فصل اول
کلیــــات
مقدمه [1]
زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشه ای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و نالههای دلخراش و داستانهای غمانگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیههای زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سختتری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتیهای عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیدهای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند.
کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بیخبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم مینماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتنابناپذیر است.
انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد میکنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزشهای حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمیشود.
بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی میدانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه میگیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه میکند، دچار رنج و ناراحتی میگردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی میآورند و یا دلش میخواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.
در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشهیابی شده است :
1- اعتیاد
2- بیکاری
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد.
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیاد، جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر خمین گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند که خود میتواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر خمین شود.
بیان مسئله [2]
اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود میآورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست میدهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع میشود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار میدهد اینچنین افراد که اکثراً قانونشکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا میزنند.
با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی میزند و خود را از قید مسئولیتهای زندگی شخصی و اجتماعی رها میکند. اینگونه افراد که معمولاً خودپسند، بیعار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا میگردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمیکند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.
معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیمتر شده و موقعیتهای غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او میآیند، قضاوت و اندیشهاش مختل شده و اغلب در حال چرت و بیخبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)
امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازهای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنتهای مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذتهای کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه بردهاند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین میباشد.
با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علتهای گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط میشوند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها مینماید.
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعهشناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و میگویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمیآید. (قائمی 1373 ص 139)
بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)
لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد. (همان ، ص 14)
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیدهایست استعماری که زمینههای ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعهشناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)
با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشههای سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری میباشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر میشود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد میباشد.
اهداف تحقیق[3]
الف ) هدف کلی [4]
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین.
ب ) اهداف ویژه [5]
بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI
سوالات
آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟
فرضیات [6]
بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.
تعریف اصطلاحات
تعاریف نظری
معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر میاندازد.(فرجاد 1378 ص 12)
اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست میدهد و موجب میشود که خویشتنداری شخص از میان برود و زیادهروی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)
اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبههای متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)
تعاریف عملیاتی
معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز میکند.
اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است میباشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)
اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.
فصل دوم
پیشینــه پـژوهـــش
تاریخچه مواد مخدر در جهان
استعمال مواد مخدر سابقهای طولانی در میان جوامع داشته و شکلهای مصرف آن متنوع بوده و به زمینههای مساعد در هر جامعه بستگی داشته است. مواد مخدر در طول تاریخ انسان؛ زمانی به عنوان مواد خوراکی، گاهی به عنوان دارو، گاهی برای ایجاد لذت و یا فرار از ناراحتیها و از بین بردن و التیام درد بکار بده میشده است. لذا در طول تاریخ بُشر کمتر ملتی را میتوان یافت که با استفاده غلط از مواد مخدر روبرو نبوده باشد. مواد مخدر معمول در جشنها و مراسم مذهبی و گاهی نیز توسط جادوگران مورد استفاده قرار میگرفته است.
بررسی آثار نوشته تاریخی این نتیجه را میدهد که بشر از ابتدا از مواد مخدر اطلاع داشته است. زیرا با تجربه از خاصیت مواد مخدر آشنا شده و برای تسکین در از آن استفاده مینمود. مطالعه آثار نوشته دوران باستان بیانگر این حقیقت است که در سومر ، آشور ، بابل ، مصر، یونان و روم از تریاک استفاده میشد.
هومر شاعر یونانی در آثار خود ازگل خشخاش گفتگو کرد. و آنرا جزو گلهای زینتی باغهای روم در 600 سال پیش از میلاد دانسته است. نوشتههایی ازتمدن سومریها باقی است, نشان میدهد که سومریها از کهنترین اقوامی هستند که نه تنها از تریاک استفاده میکردند، بلکه نام «گیاه شادی بخش» نیز بر آن نهاده بودند، که این نام هنوز شایع است. پزشکان آشوری نیز صدها سال پیش از میلاد به خواص دارویی تریاک پی برده بودند.(اورنگ 1367 ص 6)
بشر از 7000 سال قبل ، از وجود یک ماده مخدر قوی در خشخاش آگاه بوده و در لوحههای گلی که از سومریان باقی مانده از تریاک نام برده شده است.
یونانیها تریاک را « اپیوم» [7] نامیده و اطباع ترکیباتی از تریاک را برای بیماریهای مختلف جسمی و روانی تجویز میکردند. جالینوس مشتقی از تریاک را نوشدارو نامیده و برای مداوای بیماریهای مختلف از قبیل صرع، یرقان ، سنگ کلیه و غیره بکار میبرده است. در حدود 4000 سال قبل، کشیدن تریاک در چین نیز رایج بوده است. (دانش 1379 ص 206)
لذا تریاک را اولین بار سومریها کشف کردند و ضمن استفاده از آن به عنوان یک داروی مسکن ، تدریجاً به عنوان «مکیف» و «مخدر» نیز مورد استفاده قرار گرفت. کشف تریاک بوسیله سومریها در لوحهای که از 7000 سال قبل به جای مانده ، ثبت شده است. (اورنگ 1376 ص 6)
نوشتههایی که بر روی پاپیروس از مصریان مانده نشان میدهد که مصریها از قدیم با استعمال تریاک آشنا بودند. لذا اصل تریاک از مصر بوده است. چرا که اسم بتائیکا مشتق از شهر طبس مصر است که خشخاش در آنجا میکاشتند. صادق کریمپور در مورد سابقه تاریخی خشخاش مینویسد:
« خشخاش ابتدا در مصر کشت میشد و بنام «بتائیکا»[8] معروف بود که از کلمه طبس نام شهری واقع در مصر که در آن خشخاش کشت میشد ماخوذ شده است . در 1500 سال قبل از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شد و در آنجا رواج پیدا کرد. در افسانههای هومر از جزیرهای نام برده شده که در آن قهرمانان اودیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیادآوری گردیده که نجات آنها به سادگی میسر نبوده است.» (کریمپور 1378 ص 42)
در این میان اشیایی که به داروسازان دوران باستان تعلق داشته و در موزه علوم لندن به معرض تماشا گذاشتهاند، کوزههایی به شکل گرز خشخاش دیده میشود که به جنس کاشی است و حدود 5/12 سانتیمتر بلندی دارد. بر روی یکی از این کوزهها خطوطی به شکل اثر تیغهای کشیده شده بر روی گرز خشخاش ، بچشم میخورد. کوزههای مزبور متعلق به اواخر دوره مفرغ یعنی حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح است که در قبرس ساخته شدهاند و احتمالاً به منظور نگهداری تریاک محلول در آب یا شراب، از آن استفاده میکردهاند تا بتوانند این فرآورده مخدر را به مصر صادر کنند.
دیری نگذشت که مصریان خود به کشت خشخاش دست زدند. آنها بر روی سکهها و سفالینههای یونانی و جواهراتی که بر روی تابوتها و مجسمههای رومی دیده میشود نقشهایی از گرز خشخاش را حک کردهاند که نشانه آگاهی آنها از خواص تریاک است. (همان منبع ص 44)
در کتاب ویرانگریهای اعتیاد در موارد سوابق تاریخی مواد مخدر چنین آمده است: « برخی میگویند در روی لوحههای گلی سومریان که مربوط به 7000 سال قبل است از خشخاش و طرز کشت و گرفتن شیره آن نام برده شده و یونانیان تریاک را بنام " اوپیوم" میشناختند ولی جز مصرف طبی، مصارف دیگری نداشت. ولی رواج آن در کشورهای اروپایی از آغاز فعالیت شرکت انگلیسی هند شرقی توسعه و گسترش یافته است.» (همان منبع ص 14)
در برسی تاریخچه مواد مخدر؛ روشن میشود که تریاک ابتدا در مراسم مذهبی و بساط جادوگران مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان شربت خوابآور یا مسکن مصرف میشد.
در کتاب اودیسه اثر هومر، بر شربتی اشاره میشود که هلن قهرمان تروا در اختیار داشته است. این شربت تمام دردها و ستیزهجوییها را از میان برده و هر بیماری را درمان میکرده است و احتمالاً ماده اصلی این شربت، تریاک نبوده است. همچنین تصور میشود « سرکهی آمیخته به مادهای تلخ» که به حضرت مسیح که بر صلیب کشیده شده بود تقدیم گردیده است (متی باب 27 آیه 34). ماده تلخ مزبور به زبان عبری باستان Rosh گفته میشود که به معنی تریاک است. (طالبی 1357 ص 33)
بدن شک از قرن 4 قبل از میلاد به بعد، پدران داروسازی در غرب مثل بقراط و جالینوس به خاصیت آرامبخش بودن تریاک پی برده بودند. گفته میشود که پاراسلوس حدود سال 1530 م تریاک را در الکل حل کرد و این تنتور تریاک به «لدانم» [9] یا افیون معروف است. موزه علوم لندن یادداشتهایی در مورد داروهای سینه بسیار قدیمی در اختیار دارد که همگی محتوی لدانم هستند. یونانیان در زمان سقراط از تریاک برای تسکین درد استفاده کرده و به خواص طبی آن پی برده بودند. هندیان نیز به گیاه کوکنار آشنایی داشتهاند. چرا که در زمان حمله داریوش بزرگ به هند آنان با «کوکنار» [10]آشنایی کامل داشتند. مجارستان هم از اولین کشورهایی است که با خشخاش آشنا بوده است. زیرا که 1200 سال قبل از میلاد مسیح گیاهشناسان مجارستان خشخاش را میشناخته و از شیره آن استفاده میکردهاند. بطور کلی در روزگار باستان اجتماعات بشری با موادمخدر و نباتات مکیف، به صورت ابتدایی برای استعلاج و مواد ضروری آشنایی داشتهاند، به طوریکه اقوام اروپایی در اول تاریخ میلادی افیون را شناخته و به عنوان دارو استفاده میکردند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 93 |
عنوان .......................................................................................................................... صفحه
پیشگفتار: ................................................................................................................ 7
گفتار اول:
تعریف حاکمیّت و انواع آن ..................................................................................... 14
حاکمیّت مطلق ......................................................................................................... 14
حاکمیّت مردم .......................................................................................................... 14
حاکمیّت ملی ............................................................................................................ 15
حاکمیّت تکوینی ...................................................................................................... 15
حاکمیّت تشریعی ................................................................................................... 16
حاکمیّت تئوکراتیک و دمکراتیک ........................................................................ 16
گفتار دوم .
منشأ حاکمیت در حقوق ایران ............................................................................ 24
حاکمیت الهی ........................................................................................................ 24
حاکمیت ملی ........................................................................................................... 28
رابطه ولایت فقیه با حقوق و ازادی های فردی ............................................... 31
طرق و روش های سلامت نظام با رهبری ولی فقیه ..................................... 31
مقایسه جمهوری اسلامی ایران با نظام های دمکراسی مطلق ..................... 33
(4)
گفتار سوم.
انسان شناسی ............................................................................................................. 36
ارتباط انسان شناسی با خدا شناسی ..................................................................... 37
انسان و اختیار ............................................................................................................ 38
جبر ................................................................................................................................. 40
قران و اختیار انسان .................................................................................................... 41
حاکمیّت مطلقه خدا بر انسان .................................................................................. 42
امر و نهی الهی ............................................................................................................ 46
آزادی دیگران .............................................................................................................. 46
نتیجه گیری ................................................................................................................ 48
منابع ............................................................................................................................... 50
پیشگفتار:
بر مبنای جهان بینی توحیدی، از آن جا که خداوند مالک تمام هستی است « لِلّهِ مَا فِیِ السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الأرْضِ» سر رشته و اختیار هستی نیز به دست اوست « فالله هو الوالی».
و شخص مؤمن که برای خداوند چنین منزلتی قائل است، همواره او را ولی و اختیار دارخود می داند « أنتَ وَلیّ فِی الدُنّیا و الاخِرَه » کسی که این حقیقت را که غیر از او هیچ ولی و صاحب اختیاری وجود ندارد، درک کرده باشد، خود را در سایه سار ولایت او قرار می دهد و خداوند نیز ولایت خاص خویش را از او دریغ نمی کند« الله وَلی الّذینَ آمَنوا یُخرِجهم مِنَ الظُّلُماتِ الَی النُّورِ » چنین کسی این حقیقت را دریافته است که خداوند بهترین مولا است « نِعْمَ الْمَوْلَی » و اگر او را به ولایت خود برگزیند، از هر مولایی دیگری، بی نیاز است.
کسی که به این بینش توحیدی دست یابد ، از شخصیت ممتاز و روح مقتدری بر خوردار خواهد بود.
در مقابل، کسی که ولایت خداوند را در عمل نپذیرفته و از مسیر حق خارج شده است، بی پناه خواهد ماند و فرمان برداری از غیرخداوند به هر شکل و اندازه که باشد نقض ولایت خداوندی است؛
نشانه پذیرش ولایت خداوند در عرصه فردی تن در دادن به احکام اوست و در صحنه اجتماع نیز، دل نبستن به غیر قانون الهی است.
مبنای هر گونه تصمیمی در جامعه مؤمنان باید خدا و احکام او باشدو باید هرگونه اختلاف با رجوع به دین خدا حل و فصل شود.
اجرای قانون در مورد دیگران نوعی دخالت در حیطه اختیار آنان است . از این رو به صرف اینکه قانون بر گرفته از دستورات دینی است کافی نیست تا هر کس بتواند آن را در مورد دیگران به اجرا درآورد. (7)
هیچ انسان و هیچ دستگاهی نمی تواند حکمی را بر دیگران جاری کند مگر آنکه ثابت شود از چنین حقی برخوردار است. دستگاهی واجد چنین صلاحیتی است که مشروعیت داشته باشد. بر مبنای جهان بینی توحیدی ـ همانطور که پیش تر گذشت ـ حق حاکمیت و ولایت در انحصار خدا است و کسی که در مصدر حکومت قرار می گیرد، به واقع در ولایت خدا دخالت کرده است. بنابراین اعمال ولایت نیز در انحصار کسی خواهد بود که مجوز چنین تصرف و ولایتی را از سوی خداوند داشته باشد.
مفهوم « حق الهی حاکمیت» این است که دخالت در امور دیگران ، از اختیارات انحصاری خالق و مدبّر و ولی حقیقی انسان ها است. خداوند این ولایت را از طریق اذنی که به فرد یا گروه خاصی می دهد، اعمال می کند؛
نه آنکه خود به جامعه انسان ها درآید و بر آنان حکم راند. امام خمینی(قدس سره) در کتاب مکاسب محرمه، می فرمایند:
« ولایت به حکم عقل، مخصوص ذات باری است، تنها اوست که حاکمیت بالذات دارد، حاکمیتی که مستند به جعل دیگران نیست و اصالتاً حق دارد برای انسانها و اداره امورشان تدبیر کنند ... دیگران تنها با جعل و نصب او می توانند متصدی امر ولایت گردند».
بنابراین حاکمیت ذاتاً و اصالتاً حق خداوند است و از این رو نظریاتی که این حق را به انسان ها می دهند، بر خلاف منطق توحیدی قلمداد می شوند.
انسان ها، به هیچ روی دارای حق ذاتی برای حاکمیت نیستند، که آن را از طریق قرار داد اجتماع
یا رضایت به دیگری واگذارند.آنان اگر حقی داشته باشند، حقی است که خداوند به ایشان عطاء فرموده است. (8)
خداوند اگر چه دارای حق حاکمیت و تصمیم گیری برای همگان است، انسان ها را مجبور یه پذیرش ولایت خود نکرده است. از این رو، حق حاکمیت خدا با آزادی انسان ها منافات ندارد. زیرا انسان ها در پذیرفتن ولایت خداوند بر خود ، مختارند؛ همچنان که راه گمراهی به روی ایشان گشوده است.
پس معلوم شد که حاکم اصلی خداوند است؛ اما او می تواند حاکمیت و ولایت را برای دیگران نیز اعتبتر کند؛ با این تفاوت که ولایت او اصلی و ذاتی است و ولایت دیگران تبعی.
بررسی بهترین شیوه های حکومت و شناخت اصولی که بشریّت را به ساحل نیکبختی و سعادت
می رساند و پایان هرگونه ظلم و ستم را ندا میدهد، یکی از مهمترین مباحثی است که دانشمندان و اندیشمندان را به تحقیق و کاوش واداشته است.
صاحبنظرانی که پیرامون این مسئله به کندوکاو پرداخته اند، به جز آنانکه به آئین اسلام پایبند بوده و به این مکتب رهائی بخش گرویده اند، همه از دو عنصر اساسی که بزرگترین نقش را در پی ریزی حکومت ایفاء می نمایند، غفلت ورزیده اند. این دو عنصر اساسی عبارتند از :
1ـ سعادت در سرای ابدی و زندگی عالم باز پسین.
2ـ کسب خشنودی پروردگار بزرگ.
حقیقت این است که هر چه زمان پیش میرود، بشر بر یک نکته دقیق آگاهی می یابد و براستی باورمی کند که تنها راه سعادت انسان در زندگی دنیا آنست که حکومت را در دنیا بر اساس قوانینی پی ریزی نماید که مبتنی بر وحی خداوندی است؛ خداوندی که بر همه نیازهای بشر واقف است و همه راه های رستگاری وی را می داند.
در شرایطی که حال دنیا اینگونه است، بدون تردید سعادت اخروی و تحصیل رضای خالق بستگی تام به اطاعت از قوانین دینی خواهد داشت. (9)
امروز، ما جهان را می نگریم که در دنیای خروشان ستم و درد غوطه ور است و هر آن خطر نابودی و نیستی، آن را تهدید می کند. شگفتا که پیشتازان اندیشه بشری پیوسته طرح های جدید عرضه
می کنند و بر نامه های گوناگون برای حکومت ارائه می دهند که همه تجربیّات تاریخی را در بر دارد.
اما این برنامه ها اندکی سود نمی بخشد و در شرائطی که همه وسایل آسودگی و رفاه،در اثر رشد تکنولوژی و صنعت، امکان آسایش بشر را فراهم آورده اند، هر روز سختی ها فزونی می یابد و بشریّت در گرداب هلاکت اسیر می گردد.
آری، این تلاش های بی ثمر، هرگز نمی تواند بشریت را از سر گشتگی و آشفتگی کنونی نجات بخشد. اما چه توان کرد که نیاز شدید انسان امروز به فضائی آکنده از مهر و عطوفت و راهیابی به سوی آرمان های خدائی، امری است انکار ناپذیز. در زمان ما نظام های: سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... بر جهان حکومت می کنند ،که هر یک با دیگری سر نا سازگاری داشته و در راه مبازره با دیگری قد بر افراشته اند.
از یک سو دموکراسی با اعتقاد به رشد بی قید و شرط سرمایه، مدعی آزادی مطلق هر فرد انسان در انجام خواسته هایش می باشد و حکومت های متکّی بر نظام سرمایه داری ، خود را بنیانگذار آزادی و اعطای حقوق انسانی بطور کامل می دانند.
از سوی دیگر نظام سوسیالیستی مارکسیسم فریاد می زند که آزادی و دمو کراسی فقط در راه رشد و پویائی حزب سوسیالیستی حاکم، بکار گرفته می شود و هرگز نمی توان در سراسر جامعه و در همه ابعاد آن به همه طبقات اجتماعی، آزادی عطا کرد؛ چرا که از دیدگاه این نظام باید « دیکتاتوری ـ پرو لتاریا» محقق شود.
(10)
در برابر این دو نظام ــ که هر دو بر خاسته از اندیشه های ناتوان و نارس بشری می باشند ــ آئین جهانی اسلام را داریم. اسلام نه با نظام سر مایه داری هم نوا است و نه با نظام سوسیالیسم همراهی می کند؛ بلکه خود بنیانگذار شیوه ای نو در برابر همه شیوه های ساخته دست بشر است.
اسلام فریاد می زند:(( آقائی و حاکمیّت فقط از جانب خداوند تفویض می گردد، خداوندی که مالک حقیقی جهان و قانونگذار حقیقی و منحصر به فرد عالم می باشد.))
از دید گاه اسلام، رسول خدا ( صلی الله علیه وآله) علاوه بر آنکه آورنده پیام های الهی به شمارمی رود، پیشوای امّت و سر پرست مسلمانان می باشد و نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختیار تر است.
البته گروهی از دانشمندان و نویسندگان عامّه معتقد اند که از جانب خدای یکتا « نظام شورا» به عنوان روش حکومت تعیین شده است. آنان در این زمینه به آیات قرآن، روایات رسیده از رسول مکّرم اسلام و روش صحابه آن حضرت استناد کرده اند.
ولی آنچه که مسلّم است این است که، قرآن مالکیّت همه اشیاء را از آن خدا دانسته و تنها یک مالکیّت حقیقی و اصیل را در جهان پذیرفته و آن مالکیّت خدا است و دیگر مالکیّت ها یا قراردادی است، مانند مالکیّت انسان نسبت به اموالش، یا مالکیّت اصلی که از آن خدا است و از سوی او به افراد بخشیده شده و لذا خداوند نسبت به آن سزاوارتراست. مانند: مالکیّت انسان بر بدن خود.
ولله ملک السموات و الارض و مالکیّت وفرمانروایی آسمانها و زمین از
والله علی کل شی قدیر آن خدا است وخدا بر همه چیز توانا می باشد.
(11)
قرآن خدا را ولی مطلق معرفی می کند و ولایت دیگران را در صورتیکه از سوی او باشد مجاز می شمارد. اما باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که انسان در گزینش راه خود و انجام خواسته هایش از آزادی کامل بر خوردار است. این آزادی مبتنی بر خصوصیات تکوینی اوست که خواستن و نا خواستن و انجام دادن و انجام ندادن در وی به ودیعت نهاده شده است.
تحقیقی که اینک پیش روی خواننده محترم قرار دارد، بررسی رابطه حاکمیّت خدا بر انسان و حاکمیّت انسان بر سرنوشت خویش است که در سه گفتار ارائه خواهد شد:
گفتار اول ــ حاکمیّت خدا بر انسان
گفتار دوم ــ منشأ حاکمیت در حقوق اسلام
گفتار سوم ــ حاکمیّت انسان بر سرنوشت خویش
ازخداوند قادرِ مَنّان خواستارم که این اقدام ناچیز را از من بپذیرد و آنرا کوششی در راه رضای خویش محسوب فرماید.
من الله التوفیق و علیه التکلان و الیه انیب
اعظم خوشنام
(12)
گفتار اول:
حاکمیّت خدا بر جهان و انسان
(13)
حاکمیّت خدا بر انسان و جهان.
تعریف حاکمیّت و انواع آن:
حاکمیّت عبارت است از قدرت برتر فرماندهی یا امکان اعمال اراده ای فوق اراده های دیگر. هنگامی که گفته می شود فلان دولت حاکم است یعنی در حوزه اقتدارش دارای نیروی است خود جوش که از نیروی دیگری بر نمی خیزد و قدرت دیگری برابر با آن وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی را نمی پزیرد و از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند .هر گونه صلاحیتی ناشی از اوست، لکن صلاحیت های او فی نفسه است.
در خصوص منشأ حاکمیّت و مبنای مشروعیت آن نظرات بسیار متنوع و متفاوتی وجود دارد. از جمله نظریه تئوکراتیک و دمکراتیک که تو ضیحات لازمه در مورد آنها داده خواهد شد. اما به طور کلی تقسیم بندی که می تواند نظریات غالب را شامل گردد عبارت است از:
1ـ حاکمیت الهی 2ـ حاکمیت فردی 3ـ حاکمیت مردم 4ـ حاکمیت ملّی
البته برخی دیگر از حقوقدانان صور حاکمیّت را به سه نوع تقسیم نموده اند:
الف ـ حاکمیّت مطلق ب ـ حاکمیّت مردم ج ـ حاکمیّت ملی
حاکمیت مطلق :
که بر اساس آن حکومت در اختیار فردی به نام پادشاه قرار دارد. و معمولاً این امر را ناشی از ابتکارات فردی و یا مشیّت الهی می دانند.
حاکمیّت مردم :
بر مبنای این نظر ریشه حاکمیّت با خواست مردم و حکومت مردم بر مردم شکل پذیر است .
(14)
بر این اساس دمکراسی سر چشمه قدرت می باشد و مردم جمع افراد تشکیل دهنده جامعه ملی باشند. و حاکم یعنی حاصل جمع افراد اجتماع. بنابر این هر یک از افراد بخشی از این قدرت را در اختیار دارند.
حاکمیّت ملی:
ملت به عنوان شخصیت حقوقی مستقل از افراد محسوب می گردد . ملت در واقع حاصل جمع جبری افراد جامعه و یا مردم نیست، بلکه شخصیت حقوقی مستقلی است که به شخص یا گروه و یا کلیتی غیر ملی قابل انتقال نیست.
همانگونه که می دانیم تقسیم بندی در علوم نظری اصولاً برای تبیین و تفهیم مطلوبتر مطالب است و خود فی نفسه موضوعیت ندارد . ولی نکته مهم در آن، اینست که همه موارد ومطالب را در بر داشته ارتباط منطقی را دنبال نماید. نظر به آنکه در تشریح قانون اساسی ایران نکته مهم و بارز که زیر بنای قانون را تشکیل می دهد، جنبه مکتبی بودن آنست، لذا می توان به نحو زیر نظریات مختلف را جمع بندی نمود: 1ـ نظریه حاکمیّت الهی 2ــ نظریه حاکمیّت غیر الهی
البته حاکمیّت خدا بر انسان و جهان بر دو قسم است : 1ـ حاکمیّت تکوینی 2ـ حاکمیّت تشریعی
حاکمیّت تکوینی:
بر اساس اصل توحید که از اصول اعتقادی اسلام و مبتنی بر دلائل عقلی و منطقی میباشد، خداوند متعال خالق عالم است و حاکمیّت مطلق بر جهان از آن اوست. خداوند شریکی ندارد و پروردگار جهان است . حاکمیّت تکوینی خداوند، تمامی عرصه های هستی و آفرینش انسان را در بر می گیرد .
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
فلسطین ، قلب جهان عرب ، در قسمت غرب آسیا واقع شده است و نقش پل ارتباطی بین قاره آسیا و آفریقا را بازی می کند . این سرزمین از قسمت غرب به دریای مدیترانه از شمال به اردن و سوریه و از جنوب با شبه جزیره سینا که قسمتی از مصر بود محدود می شود . بنابراین اهمیت سوق الجیشی این منطقه به ویژه در قلب کشورهای اسلامی پوشیده نیست . مساحت این کشور ۲۰۷۰۰کیلومتر مربع است . تابستانهای گرم و زمستانی معتدل و بارانی دارد ، جمعیت آن بیش از ۶میلیون است که مرکب از یهودیان مهاجر و عربهای فلسطینی است ، بیت المقدس پایتخت آن است که زیارتگاه مسلمانان و مسیحیان و یهودیان جهان است معادن گوناگونی دارد مردم به کشاورزی دامپروری و کارگری اشتغال دارند و بیش از ۳میلیون فلسطینی از وطن خود رانده و ۵/۱میلیون نفر از آوارگان هنوز هم در چادرها واردوگاهها به سر می برند .
وجه تسمیه فلسطین :
در دورانهای گذشته به این سرزمین ارض کنعان گفته می شد چون اعراب کنعانی اولین گروهای مهاجر بودند که از جزیرة العرب کوچ کرده و به سرزمین فلسطین رفتند . و نام جد خود را که کنعان بود کنعان نامیدند و در محلی بنام اورسالم ساکن شدند . 1کلمه فلسطین در تورات بنام پالشتیسم که شامل نواحی جنوبی فنیقیه است اما برخی معتقدند که نام فلسطین از نام یکی از قبایل کریتی که جزایر مدیترانه به این ناحیه آمده اند گرفته شده است که حدوداً دوازده قرن قبل از میلاد و بعضی منابع اعلامی دارند که اولین بار از سوی امپراطوری رومی که به این ناحیه فالسطین یا فلسطین نامگذاری شده است .
این سرزمین بدلیل اماکن مقدس مذهبی در نظر مسیحیان ، یهودیان و مسلمانان از قداست خاصی برخوردار است مجسد الاقصی از بناهای دورۀ اسلامی است .
آرامگاه حضرت ابراهیم و همسرش ساره در این سرزمین و شهر بیت اللحم زادگاه حضرت مسیح و شهر ناصره محل ظهور حضرت حضرت مسیح و مساجد و کلیساهای بیشماری همگی برقداست آن افزوده است . در بخش غربی مسجدالاقصی ، دیوار قدیمی و معروف به دیوار ندبه قرار دارد. به عتقاد مسلمانان محل اسقرار براق ، مرکب پیامبر در شب معراج بوده است . یهود نیز می پندارند که دیوارند به ، جزئی از دیوار غربی معبد قدیمی هیکل سلیمان است و کنار آن نماز و دعا می خوانند و نزد آنان نیز مقدس است 2.مسجدالاقصی مسجدی است که پیغمبر اسلام همه دورانی را که در مکه زندگی می کردند و تا هفدماه پس از هجرت به مدینه به سمت آن نماز می کردند [1].
مروری بر تاریخچه فلسطین :
قبل از ورود اسلام به این ناحیه منابع به سه حکومت باستانی اشاره دارد : بنامهای کنعانیون ، فلسطینیون و ابراهیمیون .
سلسله کنعانیون : در حدود ۲۵۰۰ق . م توسط چند قبیله عرب که از شبه جزیرة العرب مهاجرت کرده بودند تأسیس و بنام جدشان کنعانیون نامیدند و بعدها در اثر جنگهای مداوم با مصر و بابل و بدلیل اختلافات درونی از دست رفت .
فلسطینیون :
در سال۱۱۸۴ ق .م موفق به تشکیل حکومت می شوند و حاکمان آنها را قبایل کریتی تشکیل دادند این سلسله تحت تأثیر تمدن کنعانیون واقع شد و بسیاری از اعتقادات خود را از کنعانیون گرفتند و جنگهای مداوم اینان با ابراهیمیون باعث شد که رو به زوال و رو به سقوط روند .
ابراهیمیون :
در سال ۱۸۵۰ق . م حضرت ابراهیم در شهر اور عراق متولد که بعدها به سرزمین کنعان مهاجرت کردند و از فرزندان او یعقوب بدلیل انتصابش به اسرائیل بنی اسرائیل نامیدند و بعد از مدتی قوم بنی اسرائیل بدلیل قحطی و و خشکسالی به مصر نزد یوسف می رود امّا بعد از گذشت زمان بعد از ترور مجبور به مهاجرت از مصر می گردد و حضرت موسی گروهی از بنی اسرائیل به رهبری فردی بنام یوشع به فلسطین می فرستد امّا بنی اسرائیل سرپیچی کرد و مدت ۴۰سال سرگردان می شود . بعد از مرگ حضرت موسی قوم بنی اسرائیل وارد فلسطین می شوند و از برخورد مصریها و بابلیها استفاده کرده و دست به تأسیس یک امپراطوری به رهبری حضرت داود می زنند . جانشین حضرت داوود ، سلیمان بود . بعد از مرگ سلیمان قلمرو ابراهیمون به دو قسمت تقسیم شد و بعدها بدست بابلیها تصرف می گردد وقتی که کوروش هخامنشی بابل را می گیرد و اجازه بازگشت به تبعیدیان یهودی می دهد از آن زمان به بعد یهودیان بطور مداوم تحت حاکمیت ایرانیها ، یونانیها و رومیها درمی آیند در دورۀ رومیها قیامها مانند مکابیون از سوی یهودیان سازمان داده می شود این قیام به شدت توسط سرداران رومی سرکوب می گردد و از آن زمان به بعد منطقه فلسطین بصورت یک ایالت رومی درمی آیند و یهودیان بر اثر حمله رومیها پراکنده شد و بدین صورت حضور قوم بنی اسرائیل در فلسطین پایان می یابد و باقی آنها به سایر سرزمینها مهاجرت می کنند .
همانطورکه نوشتیم در سال ۶۳ق. م یکی از سرداران رومی به نام پومپه موفق می شود منطقه فلسطین را تصرف کند و به صورت ایالت نشین روم در می آورد و مردم فلسطین قیامهایی را سالهای ۷۰و ۱۳۰م برپا می دارند که بشدت سرکوب می شود و یهودیان به سواحل مدیترانه ، اروپا متفرق می شوند و تا اوائل قرن بیستم از دست می دهند . دین یهودیان که مسیحیت را یک بدعت تلقی می کردند رشد چندانی ندارد امّا بعد از تجزیه امپراطوری روم به دو قسمت غربی و شرقی و بویژه حمات امپراطوری بیزانس از دین مسیحی زمینه های مسیحی شدن منطقه فراهم می شود و بخصوص سفر همسر کنستانتین بنام هیلانه در سال ۶۲۶م به شهر بیت المقدس انجام داد و کلیساهای معروفی چون قیامت و المهد را ساخت روند مسیحی شدن گسترش یافت . از سال ۳۲۶م تا ۶۱۶ م به مدت ۳ قرن فلسطین از مناطقی است که در جنگلهای ایران و بیزانس مورد ادعای دو طرف است و در سال ۶۱۴م فلسطین توسط ساسانیان تصرف می شود 1امّا این تسلط کوتاه بود و دوباره فلسطین به رومیها بازگشت .
پیامبر اسلام ( ص ) در سالهای پایانی عمر خود دستور پیشروی به شمال جزیرة العرب را صادر کرد اولین برخورد مسلمانان و رومیها جنگ موته بود . بعد از این برخورد پیامبر سپاهی به ریاست اسامة بن زید تدارک دید تا به قسمت شمال شبه جزیره عربستان پیشروی کند حرکت اسامه با رحلت پیامبر متوقف شد . ابوبکر بعد از پیامبر نقشه پیشروی را دنبال کرد 1و سپاه اسامه موفق شد تا نزدیکی اردن پیش رود امّا به دلیل مرّّتد شدن گروهی از مسلمانان عقب نشینی کرد .
در سال دوازدهم هجری چند سپاه جنوبی فلسطین و از رومیها می گیرند . تاریخ طبری تصرف فلسطین را در سال هـ ۱۵ . می داند در واقع سرنوشت جنگ مسلمانان با رومیها در ناحیه شام و به نفع مسلمانان تمام شد و خالد بن ولید موفق شد تمام فلسطین را تصرف کند این فتوحات بعدها توسط معاویه تکمیل گردید .
تصرف فلسطین برای مسلمین از نظر سیاسی ، تبلیغاتی و مذهبی اهمیت فراوانی داشت زیرا قبله اول مسلمین بود معراج پیامبر نیز به این سرزمین بود . خلیفه دوم عمر با هدف بالا بردن روحیه نظامی مسلمانان و نشان دادن اهمیت منطقه شخصاً سفری به بیت المقدس کرد و با هیأت مسیحی شهر قدس مذاکره و پیمان بست 2.
و در این پیمان حقوق مسیحیان را محترم شمرد و از این زمان به بعد فلسطین تبدیل به یک ناحیه مسلمان شد عمر در پیمان صلح خود مسیحیان را در جان و مال خود امان داد و آنها موظف به دادن جزیه شدند مردم این ناحیه برخورد ساده و رفتار بی تکلف خلیفه را دیدند شگفت زده شدند و برطبق نوشته تواریخ اسلامی عمر خود گرد و خاک و کثافات معبد معروف هیکل سلیمان را بیرون می ریخت و دستور داد مسجدی بر روی صخره در قسمت مرکزی هیکل سلیمان بسازند .
باید ذکر کرد که آیه های بیشماری در قرآن پیرامون مبارک بودن فلسطین آمده است . آیه ١٣٧سوره اعراف ، آیه ١ سورۀ اسراء ، آیه ٧١و ٨١ سوره انبیاء ، آیه ١٨سورۀ اسراء ، آیه ٢١سورۀ مائده .
در دورۀ بنی امیه فلسطین تابع شام و مرکز خلافت امویان بود و اهمیت زیادی داشت و قبة الصخره توسط عبدالملک مروان در سال ٦٩١م ساخته شد و امویان مخارج آنرا از خراج مصر تأمین می کردند . در دوره عباسیان فلسطین تابع دولت عراق بود و خلفای اول عباسی چون منصور و مهدی از بیت المقدس دیدن کردن و زمانی که روه به ضعف گذاشتند بطور مثال در قرن سوم به دست طولونیان افتاد در قرن چهارم هجری سلسله اخشیدیه که در قسمت شام و مصر حکومت می کرد فلسطین را بدست آوردند و از اواخر قرن چهارم فلسطین جز حکومت فاطمیان مصر شد که مدام بین آنها و قرامطه و سلاجقه روم برای تسلط این منطقه برخورد وجود داشت ، سلاجقه روم برای مدت کوتاهی موفق شدند برخی شهرها را تصرف کردند ولی بعدها توسط سپاه فاطمی رانده شدند این اختلافات و درگیری تا زمان ضعف فاطمیها و آمدن صلیبیها ادامه یافت .
فلسطین و صلیبیون
آغاز حرکت صلیبیها به سال ١٠٩٥ م برمی گردد بعد از سخن پاپهای مسیحی ، کلیسا موفق می شود ١٥٠هزار مسیحی را که علامت صلیب داشتند به سمت فلسطین بفرستد . هر چند که از این تعداد ٢٠ یا ٤٠ هزار به فلسطین رسیدند و بقیه از بین رفتند و بعد از تصرف این شهر صلیبها دستور قتل عام را می دهند 1. جنگهای دوّم صلیبی مسلمانان به رهبری صلاح الدین ایوبی و نورالدین زنگی اکثر شهرهای فلسطین را از مسیحیان می گیرند و قدس در سال١١٨٧ م تحت تسلط ایوبی ها در می آید 2. و در جنگهای سوم و چهام بطور کامل از منطقه رانده می شوند .
فلسطین در دورۀ مغول برای مدت کوتاهی زیر نفوذ آنها قرار می گیرد امّا با شکست هولاکوخان از ممالیک مصر پیشروی مغولان در منطقه متوقف شد و مغولان با آخرین بقایای صلیبها از فلسطین عقب می نشینند .
فلسطین در سال ١٥١٧م توسط سلطان سلیم عثمانی تصرف شد و تا سال ١٩١٧ م یعنی اواخر جنگ جهانی اوّل در حوزۀ قلمرو عثمانی بود و از آثار مهم عثمانیها در فلسطین دیواری بنام سلیمان قانونی بود که در سال١٥٤٢ م به دور شهر بیت المقدس کشیده شد . تا زمانی که امپراطوری عثمانی قدرتمند بود مشکل حادی در منطقه فلسطین دیده نمی شود از نیمه دوّم قرن١٨ شورشها و حملاتی علیه منطقه فلسطین صورت می گیرد که بطور عمده دست بیگانگان به خصوص استعمارگران فرانسه ، انگلیس و روسیه در آن دیده می شود .
اولین شورش توسط فردی بنام ظاهر العمر در سال ١٧٥٠ م اغاز شد که این شورش با حمایت و همدستی کاترین امپراطورروس تدارک شده بود که دولت عثمانی توانست شورش را سرکوب نماید و رهبر شورش به قتل می رسد .
شورش دوم از سوی احمد جزار در منطقه اکاء بود امّا چون در مقابل حملات ناپلئون امپراطور فرانسه مقاومت کرد سلطان عثمانی وی را حاکم تمام فلسطین و سوریه نمود .
حرکت بعدی توسط محمد علی پاشاه حاکم مصر بود که پس از ، از بین بردن ممالیک مصر به منظور توسعه خود به سمت سوریه و لبنان حرکت کرد و موفق شد در سال ١٨٣١ م شهرهای مختلف فلسطین را تصرف نماید . اما بر اثر فشار و روشهای دیکتاتوری در منطقه بخصوص مالیات های سنگین و قانون سربازی باعث ناراضی شدن فلسطینیان گردید و دولت عثمانی ازاین نا رسائیها استفاده کرده و مجدداّ فلسطین را از خاندان پاشا گرفت .
این مناطق همچنان در دست عثمانیان بود تا اینکه عثمانی در جنگ جهانی اول شکست خورد و این مناطق به دست استمارگران انگلیسی و فرانسوی افتاد .
صهیون به معنی کوه پرآفتاب و گاهی تمام شهر اورشلیم اطلاق می شود .
صهیونیزم مذهبی در واقع انگیزه و نهضتی بود که از سوی عرفا و روحانیون یهودی پدید آمده که هدف آنها بازگشت به ارض موعود و مقدس بود ،تا در آنجا کانون یهودیت ایجاد کنند .این آرزوی مذهبی در دوره های قبل باعث شد گرههایی از تبعید یهودی با این اندیشه به فلسطین برگشته و معبد بیت المقدس را بازسازی کنند ستم گریهای شاهان کاتولیک نیز سبب شد که زاهدان یهودی برای دین خود دست به تشکیل جوامع یهودی بزنند . بنابراین صهیونیزم مذهبی در بین گروههای معدودی رایج بود و هرگز با مسلمانان که از نسل ابراهیم بودند بر نخواسته اند این صهیونیزم به دور از از هر برنامه سیاسی برای ایجاد یک دولت در فلسطین بود .
صهیونیزم سیاسی :
از اواخر قرن ١٩ پدیده آمده ابتدا توسط پینسکر در کتاب ندای یک یهودی به برادرش در سال ١٨٢٢ م مطرح شد این اندیشه بعدها توسط هرتزل در کتاب وطن یهودی تدوین گشت . تئودورهرتزل با نگارش این کتاب بنیانگذار صهیونیزم سیاسی بشمار می رود پس از تلاشهای فراوان توانست سازمان جهانی یهود را در سال ١٨٩٧ م پایه گذاری کند و اولین کنگره در بال سوئیس تشکیل شد که بدنبال آن سازمان های دیگر برای تجمع یهودیان در فلسطین بوجود آمدند نظیر آژانس جهانی یهود ، بانک ملی یهود ، صندوق بین المللی یهود و غیره . بنابر این در اندیشه هرتزل بیش از همه عامل سیاسی دخالت داشت گفته می شود که وی حتی به خدا شکاک بود .
با شروع جنگ جهانی اول دولتهای استعمارگر بویژه انگلیس برای متلاشی کردن امپراتوری عثمانی و بهره برداری های سیاسی در آینده و عدۀ استقلال به شرط همراهی اعراب با انگلستان دادند . در این رابطه با حاکم مکه شریف حسین که آرزوی خلافت داشت تماسهای پنهانی برقرار کرد و وی نهضت عربها را برای رسیدن به استقلال رهبری کرد . اما انگلستان در خلال جنگ جهانی اول در سال ١٩١٦ م با نهضت رقیب خود فرانسه معاهده سایکس پیکو را بست که طی آن مناطق عراق ،اردن و فلسطین تحت الحمایه انگلیس شد و سوریه و لبنان تحت الحمایه فرانسه شد ، این پیمان پنهانی پس از پایان جنگ آغاز شد و اعراب متوجه شدند فریب انگلسنان را خورده اند . در سال ١٩١٧ م اعلامیه بالفور از سوی انگلستان صادر شد که اجازه داده شده بود در فلسطین دولت ملّی یهود را تشکیل دهند . این اعلامیه توسط آلفرد بالفور وزیر امور خارجه انگلستان خطاب به سرمایه داری یهود لرد روچیلر صادر شد . متن اعلامیه چنین است : « دولت علیا حضرت با نظر مساعد تآسیس یک کانون ملّی برای قوم یهود در فلسطین را در نظر دارد ...
البته با در نظر گرفتن این امر که هیچ تجاوزی به حقوق مذهبی و عرفی غیریهودی فلسطین وارد نیاید و نیز هیچ فشاری بر حقوق سیاسی یهودیان در دیگر کشورها وارد و تحمیل نگردد . »
نقد اعلامیه بالفور :
این اعلامیه که صیونیستها برای مشروعیت خود استناد می کنند بنابه دلائلی نمی تواند مورد پذیرش واقع شود :
١- صدور اعلامیه نمی تواند یک التزام بین المللی باشد و انگلیس مجاز نبود که سرنوشت کشور دیگری را که به خود تعلق ندارد به یک فرقه مذهبی که اقلیت دارد واگذارد .
۲- مخاطب شخصی است که اعتبار و جایگاه بین المللی و قانونی ندارد و تنها یک فرد ثروتمند و متنفد یهود است .
۳- کلمه کانون ملی یا وطن قومی در این اعلامیه در قوانین بین المللی و اصطلاحات سیاسی معنی و مفهوم مشخصی ندارد این اصطلاح ساخته و پرداخته صهیونیستها بود که انگلیسها از آن استفاده کردند .
۴- از دو هزار سال قبل یهودیان فلسطین در اطراف جهان پراکنده شده و هر یک تابع ملّتی شدند بنابراین وحدت ملّی و عبرانی آنها از بین رفته است . بیشتر این یهودیان زبان عبری را نمی دانند و بسیاری از محققان ابراز داشتند یهودیان سامی که به عنوان بین اسرائیل بود ارتباطی ندارد و یهودیان اروپای شرقی از خزرها هستند و در بیشتر کشورها از جمعیتهای گوناگون هستند .
ظاهراً تنها وسیلۀ وحدت فعلی یهودیان با بنی اسرائیل دوران اوّل عامل مذهب است و از نظر قوانین بین المللی مذهب به تنهایی نمی تواند به تنهائی تشکیل دهنده یک ملّت شود ( طبق قوانین و مفاهیم غربی در مورد ناسیونالیسم )
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3498 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 222 |
فصــل اول:
کلیات تحقیق
مقدمه:
در سراسر تاریخ افراد بشر همواره درپی بهبود توانایی خویش برای دریافت و جذب اطلاعات درباره محیط پیرامون خود و افزایش سرعت، وضوح و تنوع در انتقال مربوط به خود بودهاند . آنان کار برقراری ارتباط را با استفاده از اشارات سر ودست و علایم صوتی آغاز کردند. و برای انتقال پیامهای خود به توسعه و تکمیل یک رشته ابزار غیر لفظی پرداختند : موسیقی ، رقص ، طبل ، آتشهای نشانه ، نقاشی و دیگر نمادهای ترسیمی مانند پیکتوگرام[1] از این دستهاند. در پی پیکتوگرام ، ایدئوگرام [2] که اهمیت ویژهای داشت ، زیرا به بیان موضوعی یا اندیشه انتزاعی کمک میکرد. اما آنچه به نوع بشر در دنیای حیوانی ، یک موقعیت ممتاز بخشید تکامل زبان بود. که به ارتباط انسانی ، رسایی و دقت بخشید. تمام این ابزارهای ارتباط که هم زمان از آنها استفاده میشد، درفرآیند تشکل افراد به صورت جامعه و برای بقاء آنان ابزاری ضروری بود.
خط، دومین پیشرفت و دستاورد عمده بشری، به کلام ، دوام و بقاء و به جوامع استمرار بخشید. خط یا نوشتن ، که همانا استفاده از نشانههای نموداری برای توصیف منظم زبان گفتاری است، به نظر برخی صاحب نظران موثرترین رویداد در سراسر تاریخ فرهنگی و یکی از بزرگترین دستاوردها در تاریخ تمدن است . عصر پیش از تاریخ با اختراع خط پایان یافت و آدمی از تاریکی آن دوره به روشنی تاریخی پای نهاد و نوشتههایی برجا گذاشت و تصویر روشن یا روشنتری از خود و پیرامون خود به آیندگان نشان داد. خط ابزاری بود برای نگاه و حفظ داشتن هرگونه پیام و یا اطلاع در زمان حال و آینده و ابزرای برای از میان برداشتن موانع برسر انتقال ، حفظ و نگهداری دانستههای بشری و استمرار جامعه انسانی بود. سومین دستاورد بزرگ تاریخ بشری که تاریخ عصر ارتباطات نوین از آن آغار میشود ، اختراع چاپ بود فنی که در چین در قرن هشتم میلادی و در اروپا در قرن پانزدهم پدید آمد. سرانجام این امکان به وجود آمد که تعداد زیادی از نسخههای یک کتاب بدون توسل به جریان پر زحمت نسخهبرداری دستی تهیه شود. و همچنین چاپ تا اندازه زیادی سرشت روتدها و رویدادهای تاریخی را نیز تغییر داد، زیرا دانش و اطلاعات تا آن زمان در اختیار افراد محدودی بود و اختراع چاپ این حصار را شکست. فراوان بودن کتاب ، میل به سوادآموزی را که تا قرن شانزدهم تقریباً بخشهای گستردهای از جوامع شهری در برخی از کشورها را در برگرفت برانگیخت.
اختراع ماشین چاپ ، مشکل دیرین آزادی اندیشه را پدید آورد . زیرا تغییرات به راحتی و بدون ابراز مقاومت از سوی پاسداران مذاهب و عقاید سیاسی رخ نمیداد ، درست آنگونه که سقراط بهای «فاسد کردن» جوانان را با زندگی خود پرداخت. و یک سانسور سنتی توسط پاسداران مذهب به کتابها و مطبوعات غیر ادواری اعمال میشد.
همینطور نیز این چشمانداز که «اندیشهؤهای خطرناک» بتواند به نحوی گسترده در سراسر کتابهای چاپی جریان یابد موجب اقداماتی پیشگیرانه شد. چاپخانهها تنها با داشتن پروانه کار اجازه فعالیت داشتند و پیاپی کارشان توقیف میشد یا اینکه واقعاً از میان میرفتند.
در قرن هفدهم به دنبال کتاب ، جزوه و سپس روزنامهها پدید آمد با اختراع و رواج چاپ ، تولید کتاب و انتشار روزنامههای جهان شاهد پدیدهای بود که از آن به عنوان انفجار اطلاعاتی یاد میکنند. پدیدهای که به کمک تکنولوژی حرکت سیل آسایی داشته میباشد. چاپ از زمان رواج عمومی آن در قرن شانزدهم در اروپا تا سالهای اخیر که سده بیستم به پایان رسیده است. به مدت چند قرن تنها ابزار موثر و کارآمد نشر بود، اما اکنون این حکومت بلامنازع و انحصاری بیرقیب چاپ درهم شکسته است و راهها و ابزارهای دیگری به سدت آورده و عرصههای فعالیت آن دگرگون شده است.
فناوریهای جهان امروز، چاپ را به عرصه تازهای کشانده که با گذشته متفاوت است چاپ و نشر هم اکنون دستخوش تحولاتی است که رهاوردهای نظام اطلاعاتی و ارتباطی ، دم به دم بر شتاب آن میافزاید. به طوری که هم اکنون از دو مفهوم نشر چاپی و نشر غیرچاپی سخن به میان میآید . تحولات اطلاعاتی و ارتباطی شرایطی ایجاد کرده است که میتوان اثر منتشر کرد، اما از چاپ استفاده نکرد. در این تحقیق برآنیم که بیشتر به جنبهی نشر چاپی و تحولاتی که از آغاز تاکنون با آن مواجه بوده بپردازیم.
اهمیت تحقیق:
چاپ یکی از اساسیترین و مؤثرترین شیوههای نگهداری، انتقال و اشاعه اطلاعات در سراسر تاریخ بشر است. چاپ موجب شد ذهنیت بشر به نوشتار و به نقش تبدیل شود و به صورت کثیر به دیگران انتقال یابد، در واقع چاپ یک نیاز ضروری برای بشر بود تا بتواند اندیشههای خود را نگهداری و انتقال دهد. اهمیت و ضرورت این تحقیق از همین نیاز ضروری بشر ناشی میگردد. چرا که تحقیق در روند گسترش صنعت چاپ در جوامع انسانی ما را به این موضوع میکشاند که یک جامعه در چه سطحی از رشد فرهنگی قرار دارد.
رشد و توسعه پدیدهای است همه جانبه، رشد علمی و فرهنگی بدون رشد فکری و معنوی تحقق نیافته است و از شاخصهای اصلی و عمدة رشد فکری و معنوی ، انتشار کتاب است.
یکی از عواملی که باعث عدم توسعه یافتگی کشورهای جهان سوم میباشد فقر فرهنگی مردمان این کشورهاست. در کشورهای جهان سوم ، رشد فرهنگی به حدی نیست که بتواند پشتوانه قابل اتکایی برای فعالیتهای علمی ، فنی ، صنعتی و دیگر باشد. کتاب ، جزوه و مطبوعات که ستون اصلی این پشتوانه است به اندازة لازم تولید و منتشر نمیشود و به اندازة کافی خوانده نمیشود.
پس چاپ و نشر نه تنها شیوهای برای نگهداری ، انتقال و اشاعه اطلاعات است، بلکه نقش ویژهای در توسعه یافتگی کشورها ایفا میکند.
از سوی دیگر، کتاب ، مجله ، روزنامه و آنچه که به وسیله چاپ انتشار پیدا میکند ، یک وسیله ارتباطی محسوب میشود و به صورت نوشتههای چاپ شده روی کاغذ راه خود را طی میکند و به مخاطب منتقل میشود. و به این جهت در قلمروی مطالعات مربوط به ارتباطات قرار میگیرد.
«چاپ» واژهای است که احتمالاً از chapana (چاپانا) واژه هندی گرفته شده است. در هند، به چاپ کردن «چهاپه» و به چابگر «چهاپه گر» میگویند. این واژهها در روزنامههای فارسی هند به کار گرفته شده است.
عدهای معتقدند که چاپ از «چاو» مغولی گرفته شده و چاو نوعی پول در عصر ایلخانیان بوده است. اما به نظر میرسد صاحبنظران بیشتر به پذیرفتن اشتیاق از ریشة هندی تمایل دارند تا مغولی.
واژه عربی «طبع» و مشتقال آن نیز ، البته اکنون کمتر، در زبان فارسی به کار گرفته است اما برخی ترکیبات مانند «حق طبع» یا «تصحیح مطبعهای» هنوز در زبان فارسی کاربرد دارد. واژه دیگری که برای چاپ به کار میرفته ، «باسمه» است . و اصطلاح «باسمه کاری» ، در عصر مغولان در ایران رایج بود و به عمل و وسیلة انتقال نقش و طرح روی پارچه و موارد دیگر گفته میشود . بعدها در عصر صفویه ، باسمه تغییر معنا داد و تقریباً همان معنایی را پیدا کرد. که امرز کلمة چاپ در زبان فراسی دارد.
چاپ عبارت است از فن ، صنعت و گاه نیز هنر نقش کردن کلمات و تصاویر بر کاغذ، پارچه ، پلاستیک ، فلز ، شیشه و نظایر آنها. چاپ اکنون فرایندی است که برای انتقال نقش و تصاویر با سرعت بالا و حجم زیاد به کار میرود، مانند چاپ کتاب ، روزنامه ، مجله ، تمبر ، اعلامیه ، پوسترها و اخیراً مدارهای چاپی میباشد.
فصل دوم( مطالعات نظری )
بخش اول
از نخستین انقلاب فرهنگی تا انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی
نخستین انقلاب فرهنگی با اختراع خط آغاز شد. خط یا نوشتن، که همانا استفاده از نشانههای نموداری برای توصیف منظم زبان گفتاری است، به نظر برخی از صاحبنظران، هوشمندانهترین و مؤثرترین رویداد در سراسر تاریخ فرهنگی و یکی از بزرگترین دستاوردها در تاریخ تمدن است. عصر پیش از تاریخ یا اختراع خط پایان یافت. آدمی از تاریکی آن دوره به عهد روشن تاریخی پای نهاد و نوشتههایی بر جای گذاشت و تصویر روشن یا روشنتری از خود و پیرامون خود به آیندگان نشان داد.
خط، تدبیر و ابزاری است برای نگاه داشتن و انتقال هرگونه پیام یا اطلاع در زمان حال و آینده. نیاز بشر به برقراری ارتباط، پیش از خط نیز به قوت خود باقی بود، اما این نیاز را حافظه و ارتباط شفاهی برآورده میساخت. در موارد بسیار، وظیفة یادسپاری، یادداری، یادآوری و انتقال به دیگران و آیندگان به گروه خاصی از مردم سپرده میشد که حافظههای نیرومندی داشتند و در حفظ و نگهداری امین بودند؛ برای مثال در صدر اسلام و پیش از کتابت قرآن کریم، عدهای به نام «حْفّاظ» که از یاران و نزدیکان پیامبر اسلام (ص) بودند، سورهها و آیات را به یاد میسپردند. ولی انتقال شفاهی محدودیتهایی دارد، از جمله:
- بدون تماس حضوری ممکن نیست؛
- نیازمند زمانی است که متناسب انتقال باشد؛
- محدودیّت مکانی دارد؛
- بسیاری چیزها، مانند شکل ، تصویر، نقشه، طرح و هر آنچه جنبة بصری و تصویری دارد، از این طریق قابل انتقال نیست؛
- میزان و حجم انتقال از این راه بسیار محدود است.
اما انتقال کتبی مشکلات انتقال شفاهی را ندارد، زیرا:
- به زمان محدود نیست؛
- به مکان مقیّد نیست؛
- محدودیّت حجم و میزان ندارد؛
- محدودیّت یادگیری ندارد؛
- محدودیّت انتقال آن بمراتب کمتر از انتقال شفاهی است.
خط، ابتکار و تدبیری بود برای غلبه بر این محدودیتها و از میان برداشتن مانعهای سر راه انتقال. در طول تاریخ و در جامعههای مختلف، از مواد گوناگونی برای نوشتن استفاده شد، مانند سنگ ، چوب، استخوان، نی، برگ و پوست درختان، پوست جانوران، عاج فیل، پارچه، لوحههای گلی، صفحههای موم اندود و سرانجام کاغذ. هر کدام از اینها امکانات کاربردها و محدودیّتهای خود را دارد، اما هیچکدام نتوانسته است جای کاغذ، این وسیلة کارآمد و آسان را بگیرد.
نخستین پیشینههای خط از راه کاوشهای باستانشناسی در بینالنهرین و مصر به دست آمده است. قدمت این پیشینهها به هزارة چهارم قبل از میلاد میرسد. سومریان نخستین قومی بودند که از خط در زمینههای مختلف تمدن خود سود بردند و پیشینة بسیاری از فعالیتها، از جمله معاملات و معاهدات بازرگانی خود را بر لوحههای گلی ثبت کردند. بابلیان، آشوریان و هیتیان نیز روی لوحههای گلی مینوشتند و آنها را با گرمای خورشید یا حرارت تنور میپختند، سخت میکردند و به آنها عمر طولانیتر میبخشیدند. مصریان پاپیروس را اختراع کردند و روی طومارهای پاپیروس نوشتند. نوشتههای مصریان باستان به کتابهای امروزین بیشتر شباهت دارد تا به لوحههای گلین همسایگان همروزگارشان. چینیان باستان نخست روی باریکههای چوب و خیزران مینوشتند، اما بعدها کاغذ را اختراع کردند و روی آن نوشتند. یونانیان، طومارهای پاپیروس را از مصریان اقتباس، و رومیان شیوه و مادة نوشتن را از یونانیان اخذ و بعدها نیز خود از مادة دیگری استفاده کردند. ایرانیان باستان بر کتیبههای سنگی و لوحههای گلین مینوشتند. در عصر ساسانیان استفاده از اوراق کاغذ، تقریباً به شکل امروزی، آغاز شد. در عصر تمدن اسلامی، نوشتن، استفاده از کاغذ و تدوین کتاب به اندازهای وسعت گرفت که در تاریخ تمدن و فرهنگ بشر بیسابقه بود. بعضی از کتابهایی که در این تمدن نوشته شده است با کتابهای امروزین تفاوت چندانی ندارد، و حتی برخی از آنها از نظر نفاست و ظرافت هنری بیمانند است. در سدههای میانه و تا عصر چاپ در اروپا، حتی تا مدنهای مدید پس از این عصر، نوشتن بر پوست و کاغذ در آن قاره تداول داشت.
با رشد و پیشرفت فرهنگ و تمدن، کتاب بتدریج پدید آمد و به بهترین رسانه برای مجموعههای کامل و جامع اطلاعات در هر حوزهای تبدیل شد. کتاب، ابزار مؤثر انتقال فکر، فرهنگ و دانش، و نیز دستاورد میراثهای گذشتگان برای سپردن به آیندگان در آن جمع شد. کتاب، محمل نشر اندیشه قرار گرفت، اما با این وصف، امان تکثیر و اشاعة آن محدود بود. کتاب را باید کاتبان و نسّاخان مینوشتند، و چون در روز بیش از چند صفحه نمیشد نوشت، و نور شمع و چراغ در شب نیز برای نوشتن کافی نبود، هفتهها و گاه ماهها طول میکشید تا از کتابی نسخهای یا نسخههای دیگری تهیه میکردند. تکثیر کتاب بسیار محدود، وقتگیر و گران بود، و همین محدودیتها مانع از آن میشد که همة افراد جامعه به کتاب دسترسی داشته باشند. شاهان، امیران، اشراف و صاحبان قدرت و ثروت میتوانستند کتاب بخرند و در تملک خود نگاه دارند. در حقیقت دستیابی به کتاب و استفاده از آن، یا به عبارت دیگر، بهرهمندی از دانش و اطلاع، با پایگاه فرد در سلسله مراتب اجتماعی معمولاً ارتباط مستقیم داشت؛ از این رو کتاب فقط در اختیار عدهای اندک و جمعی معدود قرار میگرفت. اگر در جامعهای نهادهایی نبود که دسترسی همة افراد یا بخشنهایی از جامعه را به کتاب میسّر سازد، اگر نظام اجتماعی از طبقات نفوذناپذیر تشکیل میشد، اگر کتاب در سنت جامعه جایگاهی والا نداشت، و سرانجام اگر امکانات محدود بود، نه تنها فرهنگ عمومی روی به تنزل مینهاد، چه بسا که اشتیاقهای فردی برای فراگیری به هیچ جایی نمیرسید. تحوّل بنیادی و زیر و زبرساز در تاریخ فرهنگی بشر زمانی بروی داد که دانش و اطلاعات از انحصار عدهای اندک خارج شد و در اختیار همة افراد جامعه و سراسر جامعة بشریت قرار گرفت.
در تاریخ فرهنگی بشر، از ابتدا تاکنون، شاید پس از اختراع خط هیچ رویدادی به اهمیت اختراع چاپ نباشد. این اختراع همچون ضربهای بود که در انبار نهانی را گشود و گنجینههای احتکار شده و پنهانی آن را در اختیار و در دسترس علاقهمندان و همگان گذاشت. چاپ، فروریختن دیوارهای انحصار دانش و شکستن زندان اطلاعات بود. به قول مارتین لوتر، رهبر اصلاحگر کلیسای مسیحی، چاپ رهایی دوم نوع بشر بود، رهایی از جهل (ولادیمیرف، لئون 1350، ص 13) .
چاپ تا اندازة زیادی سرشت روندها و رویدادهای تاریخی را نیز تغییر داد، زیرا دانش و اطلاعای که تا آن زمان در ملکیت قشر محدودی از جامعه بود، روی کاغذ جمع و ثبت شد و در برابر دیدگان علاقهمندان قرار گرفت. چاپ این امکان را فراهم آورد که اندیشهها با سرعت و به سهولت به میان همة آحاد مردم برده شود. همین تأثیر زیر و زبرساز بود که موجب شد اصطلاح «انقلاب دوم فرهنگی» تاریخ بشر را برای اختراع چاپ به کار ببرند.
پایان سدههای میانه و آغاز دورة جدید در تاریخ اروپا با تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تازهای همزمان شد. ظهور طبقة متوسط، شکوفا شدن اقتصاد و افزایش نسبی درآمد مردم در اروپا، جماعتی را فعال و وارد صحنة جامعه کرد که پیش از آن در متن رویدادها و تاریخ حضور نداشتند. مردم عادی به میدان آمدند و در ادارة امور کشور با اشرافزادگان انحصارطلب و حلقة بستة نجبا و اعیان شریک شدند. انحصار آموزش نیز شکسته شد و اعضای همة طبقات امکان خواندن و نوشتن یافتند. شمار دانشگاهها و دانشگاهیان بسیار شد، و همة اینها برکتاب و کتابخوانی تأثیر گذاشت.
در اروپا تا حدود سدة پانزدهم دسترسی به کتاب بسیار دشوار و نسخههای خطی بسیار گرانقیمت بود. در صومعههای مسیحی و دیگر مراکز آموزشی که باید کتابخانه میداشتند و به کتاب مراجعه میکردند، کتابها را در گنجههای مخصوص و در بسته و مقفّل نگاه میداشتند، یا عطف کتابها را با زنجیر به میزها میبستند. نوشتهاند که قیمت کتاب آنقدر گران بود که یک جلد کتاب مقدس خطی یا کتاب ادعیه را، که مورد حاجت مسیحیان بود، با یک ملک معاوضه میکردند. طبقة متوسط تا حدود سدة پانزدهم به سطحی نرسیده بود که بتواند مالک کتاب باشد، اما سه واقعة فرهنگی ، یا ماهیتاً فرهنگی، در اروپا روی داد و سب شد که طبقة متوسط به کتاب دسترسی پیدا کند. این سه پیشرفت عبارت بود از:
1. نوشته شدن بعضی کتابها به زبانهای ملی و بومی بر اثر وقوع جنبشهای سیاسی، فکری، مذهبی؛
2. فراوان شدن، و در نتیجه ارزان شدن کاغذ، و مآلاً پایین آمدن قیمت کتاب؛
3. اختراع چاپ، عرضة انواع کتابهای چاپی به جامعه.
با اختراع و رواج چاپ، تولید کتاب در اروپا و نیز تولید جهانی کتاب با آهنگی که در تخیّل نمیگنجید، سده به سده افزایش یافت. حدود 1500 م. شمار کتابهایی که در اروپا به چاپ رسیده بود، تخمیناً به 30 هزار عنوان میرسید، و این رقم یک قرن بعد به 250 هزار عنوان بالغ شد، و سه قرن بعد در سدة نوزدهم از 7 میلیون عنوان فراتر رفت. بنا به برآوردها و پیشبینیهای محتاطانه، در پایان سدة بیستم به حدود 25 میلیون عنوان خواهد رسید(ولادیمیرف، لئون، 1350، ص 13). این رقم یکی از مصداقهای بارز انفجار اطلاعاتی است، پدیدهای که اکنون میکوشند به کمک دستاوردهای الکترونیک، نظامها و تجهیزات رایانهای و شیوههای اطلاعرسانی، حرکت سیلآسا، بارش تگرگوار و فروغلتیدن بهمنگون آن را مهار کنند.
اختراع خط و چاپ، ایجاد دو شیوه و دو نظام دگرگونساز در انباشتن، انتقال و بازیافتن اطلاعات است. اختراع خط، سنت شفاهی را به سنت کتبی تغییر داد. بار سنگینی را از حافظه و تواناییهای ذهنی بشر برداشت و اینها را آزاد ساخت تا به گونة بهتری در خدمت هدفهای بهتر و خلاقتر به کار گرفته شوند. با اختراع چاپ، سنت کتبی تقویت و بر دامنه، ابعاد، سرعت و امکانات آن افزوده شد و فرهنگ نوشتاری پدید آمد و قوام و استحکام یافت. چاپ و نشر، که بهترین وسیله برای اشاعة فکر و اندیشه و احساس و مناسبترین ابزار برای ارتقای فرهنگی، اعتلای علمی، و تعالی فکری قرار گرفت، به یکی از بنیادیترین فعالیتها و نهادهای جامعه تبدیل شد. بویژه انتشار روزنامهها، مجلهها و سایر نشریات ادواری و غیرادواری، خطوط اصلی رخسار ارتباطی جامعه را تغییر داد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 63 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 118 |
امروزه مسائل مربوط به جمعیت، خصوصیات و ویژگیهای آن، چنان رابطة تنگانگی با خود و با عوامل غیرجمعیتی پیدا کرده است که جایی را برای اثبات حقانیت خود مبنی بر ضرورت توجه به ضرورت توجه به مسائل جمعیتی در ارتباط با دیگر عوامل از قبیل منابع طبیعی، زیستمحیطی، غذایی ، مسائل سیاسی و امنیتی و ... باقی نگذاشته است. در حقیقت محدودیتهای موجود در سطح کرة زمین آن هم در ابعادی وسیع و در طیفی گسترده که کانون توجه اغلب دانشمندان و صاحبنظران است، اگر نگوییم همة آنها مستقیماً تحت تأثیر جمعیت و تحولات آن پا گرفته، حداقل میتوان مدعی شد که به طور غیرمستقیم تحمیل شده از سوی جمعیت و ابعاد مختلف آن بوده است. افزایش روزافزون جمعیت جهان و رشد شتابان آن بعد از انقلاب صنعتی در کشورهای توسعه یافته و متعاقب آن رشد بیرویه و انفجاری جمعیت در کشورهای در حال توسعه بعد از جنگ جهانی دوم (دهه 1950) به سب کنترل مرگ و میر، در نتیجة تحولات عظیم در ارتباطات جهانی، پیشرفتهای سریع تکنولوژی بویژه در زمینة داروهای جدید و گسترش سیاستهای جدید سرازیر شدن کالاهای مختلف ساخته شده صنعتی، گسترش مؤسسات آموزشی و بهداشتی و ارتقای سطح آگاهی، آموزش و پیشگیری در بین کشورهای مختلف و ... مشخص شدن رابطة نزدیک، پیچیده و مستقیم یافت و ساخت جمعیت کشورها با تمام شرایط زندگی انسانی و درجه توسعه اقتصادی و اجتماعی آنها، تلاش همه جانبة محافل علمی و اجرایی را جهت شناخت هر چه دقیقتر جمعیت و ویژگیهای آن در رابطه با بستر جغرافیایی خود ایجاب کرده است. بدیهی است این امر خود موجب توسعة علوم وابسته به جمعیت بویژه گسترش شاخه علمی جغرافیای جمعیت که یکی از جدیدترین ، هیجانانگیزترین و بحثانگیزترین شاخههای جغرافیا میباشد، گردیده است. دانشی نو که ریشه در اندیشههای کهن و نحلههای فکری ـ فلسفی مختلف دارد. البته لازم به یادآوری است که در کنار این تلاشها نباید پیدایش و توسعة دانش انفورماتیک ، تحولات شگرف علمی و تکنولوژی در زمینههای مختلف و بدنبال آن گسترش فعالیت انسانها و گشوده شدن چشماندازهای وسیع و جدید جغرافیایی را در چگونگی گسترش دامنه مباحث و قلمرو مطالعاتی آن نادیده انگاشت، چرا که دانش انفورماتیک به همراه شاخههای علمی دیگر امکانات وسیع کارآمدی را در اختیار جغرافیدانان و سایر دانشمندان قرارداد و امکان آن را فراهم ساخت که دانشمندان و صاحبنظران جمعیتی بتوانند همزمان با تحلیل عوامل مؤثر و مختلف بر چگونگی تحولات یک پدیده، معین بدور از اشتباهات و خطاهای ناشی از نگرش تک بعدی امکان تحلیل ترکیبی عوامل جمعیتی و غیرجمعیتی را داشته باشند. به عبارت دیگر نگرش سیستمی در تحلیل پدیدههای جمعیتی جایگزین روشهای مبتنی بر تجربهگرایی محض و تکبعدی گردید. تحت تأثیر این تحولات جغرافیای جمعیت از حالت توصیفی محض خارج و به عنوان علمی که علاوه بر تأکید بر تباینات مکانی، جنبههای فضایی را در رابطه با طبیعت به هم پیوسته مکانها مورد بحث و بررسی قرار میدهد، مطرح شده تا از این طریق بتواند نسبت به کشف و تشریح اصول روابط بین پدیدههای جمعیتی و غیرجمعیتی نایل آید.
با چنین نگرشی است که محققان جغرافیا تحت تأثیر نظامهای فلسفی، اقتصادی و اجتماعی گوناگون برداشتهای متفاوتی از جغرافیای جمعیت داشتهاند. مسألهای که موجب شده است جغرافیدانان گسترة نسبتاً وسیعی را دربارة قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت انتخاب کنند. امری که به دلیل پویایی این شاخة علمی، عدم وجود تعریف، قلمرو روشن و مشخص، فزونی تحقیق و بررسی در مورد جمعیت به دلیل مشخص شدن ارتباط پیچیده بافت و ساخت جمعیت با تمام شرایط زندگی انسانی، بهبود روشهای تحقیق و گسترش آمار ، رشد فزاینده جمعیت و بالاخره پذیرش انسان به عنوان محور مطالعات جغرافیایی، اجتنابناپذیر مینمود. بنابراین میتوان گفت هدف نهایی از مطالعات جمعیتی کمک به بهبود شرایط زیستانسانی از طریق مشخص کردن دو ضرورت است: نخست ایجاد اعتقاد عمیق نسبت به شناخت همه جانبه جمعیتها و تحولات آنها بویژه در بستر زمانی و مکانی و دیگری توجه به این امر که دو مقولة مطلوبیت ساختار جمعیت و توسعه، دو موضوع تفکیکناپذیر از هم هستند. مطلوبیت بخشیدن به جمعیت به منظور محدود نمودن فعالیت نامتعادل انسانی و تحدید حدود و تعداد آن در چارچوب ظرفیت قابل تحمل سرزمینها و قلمروهای مختلف جغرافیایی به قصد فراهم آوردن زندگی سالم، طولانی، پربار برای همه مردم و برای نسلها با کمترین خطرات زیستمحیطی.
با عنایت به مطالب بالا، مشخص میگردد که جمعیت ایران و چگونگی ، تراکم و تحولات آن عمدتاً به لحاظ جغرافیایی ، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این در حالی است که تحولات جمعیت در کشور بویژه در دهههای اخیر، بحثهای جمعیتی و مقولههای وابسته به آن را دامن زده است. افزایش بیرویة جمعیت ایران در دهه 60 و کاهش غیرمنتظره آن در دهه 70 و نمود بخشی از معضلات و مشکلات آن در حال حاضر به صورت آشکار و بخشی دیگر به صورت نهفته، آن هم در عرصههای گوناگون، ضرورت پرداختن به مسائل جمعیتی را بیش از پیش سبب شده است.
اینک به نظر میرسد اهمیت یافتههای جمعیتی به عنوان عنصری تعیینکننده در فرایند برنامهسازی و برنامهریزی بر کسی پوشیده نباشد. از این رو ، علاوه بر جنبههای آموزشی آن برای دانشجویان با هدف استفاده توسط کسانی تهیه شده که در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری بر روند توسعه و شرایط زیست انسانی کشور دخالت دارند. بدیهی است با توجه به ابعاد وسیع مسأله و طیف گسترده موضوع جرافیای جمعیت که در بالا به آن اشاره شد، محتویات جزوه حاضر تنها بخشی از موارد مذکور را دربرمیگیرد و بیشتر در پی ارائه و ارتقای سطح آگاهی و ایجاد اعتقاد نسبت به شناخت ساخت و بافت و پویایی جمعیت و اثرات آن روی برخی عوامل غیرجمعیتی میباشد. از این رو کتاب شامل مباحثی چون مفهوم و قلمرو جغرافیای جمعیت، توزیع و پراکندگی، باروری و مرگ ومیر، رشد، مهاجرتها ، سیاستها و برنامهریزیها و خطمشیهایی است که از طریق آن اثرات جمعیت و تحولات آن روی زمین و نواحی مختلف در بستر زمانی قابل بررسی و مشاهده است.
شایان ذکراست به دلیل رعایت جنبههای آموزشی، در اغلب موارد با این که کتاب دارای آمارهای توصیفی است ولی سعی بر این بوده است که خواننده را بیشتر به تفکّر و تعمق وادارد تا پذیرش آنها در چارچوب واقعیتهای از پیش ساخته شده، از این رو اثر حاضر میتواند علاوه بر دانشجویان رشته جغرافیا، مورد استفاده رشتههای دیگر از قبیل جامعهشناسی، برنامهریزی شهری، روستایی و ... قرار گیرد. همچنین به علت ماهیّت موضوع و علاقه عمومی نسبت به آشنایی با کم و کیف جمعیت و چگونگی تحولات و اثرات آن روی زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شغلی، و ... مطالعه آن برای افراد عادی خالی از فایده نخودهد بود.
در تدوین کتاب گرچه سعی مؤلف بر آن بوده است که از آخرین منابع آماری و علمی استفاده نماید ولی مسلماً کتاب دارای نقایص و نارساییهایی خواهد بود. یادآوری کاستیها و ارائه نظریات اصلاحی و پیشنهادهای سازنده آن به وسیله صاحبنظران و علاقمندان، مؤلف را نسبت به اصلاح آن و کاملتر کردن آن تواناتر خواهد ساخت.
در خاتمه وظیفه خود میدانم از زحمات ارزنده آقای محمود ضیایی، خانم ژیلا کلالی مقدم دانشجویان گروه جغرافیا بخاطر کمک در جمعآوری برخی آمارهای سال 1365 و 1375 ، قدردانی نمایم.
فصــل اول
جغرافیای جمعیت و روشهای مطالعه آن
مطالعه جمعیت و مسایل مربوط به آن به لحاظ گستردگی موضوع و طیف وسیع تغییرات آن در بین دانشمندان مختلف با زمینههای علمی متفاوت، که موضوع بررسیهای جغرافیای جمعیت است، نه تنها آن را در تلاقی با سایر شاخههای جغرافیا قرار داده بلکه منجر به پیدایش دیدگاههای مختلف در بین جغرافیدانان گردیده است که خود موجب مباحثه و منازعه بین جغرافیدانان و رشتههای علمی مجاور مثل جمعیتشناسی شده است، امری که همواره در محافل علمی دنیا مطرح بوده و از محتوای کتابها و مقالات مربوط به جغرافیای جمعیت یا جمعیتشناسی جغرافیایی کاملاً مشهود و قابل لمس است. حال سوأل این است که جغرافیای جمعیت با این مفاهیم وسیع و گستردگی موضوع ، به چه نحوی و با توسل به چه روشی میتواند زمینه و قلمرو مطالعاتی خود را در میان رشتههای علمی مجاور به ویژه جامعهشناسی و جمعیتشناسی برگزیند؟ پاسخ به این سؤال با توجه به ماهیت جغرافیای جمعیت ، چندان ساده نیست، زیرا اصولاً در اغلب شاخههای مختلف جغرافیا مثل جغرافیای شهری، روستایی، اقتصادی و ... مضافالیه توضیحدهنده مضاف است و به نحوی از انحاء آن را مشروط و مقید میکند، بدین نحو کلمة روستایی در جغرافیای روستایی، قلمرو مطالعاتی آن را به طور نسبتاً واضح مشخص کرده و مباحث اصلی آن را با تمرکز روی مسایل روستایی به عنوان عنصر اصلی یک تحلیل سیستماتیک تعیین میکند؛ ولی در جغرافیای جمعیت، کلمه «جمعیت» به لحاظ محتوا و طیف معنایی گسترده نه تنها نتوانسته است به قلمرو و مطالعات جغرافیایی جمعیت قطعیت ببخشد، بلکه آن را با توجه به تعاریف معمولی جغرافیا، به طرف یک کلیّت کشانده است. کلیّتی که موجب پیدایش نظریات افراطی در مورد جغرافیای جمعیت گردیده است. افزون بر این جغرافیای جمعیت نه تنها یک رشته علمی پویاست، بلکه با گسترش فعالیت انسانها و دستیابی به تکنیکهای جدید و بازشدن چشماندازهای تازه جغرافیایی، دامنه مباحث و قلمرو مطالعاتی آن همانند سایر رشتههای علوم انسانی گسترش مییابد؛ بخصوص وقتی جغرافیای جمعیت، به عنوان علمی که علاوه بر تأکید بر تباینات مکانی، جنبههای فضیی جمعیت را در رابطه با طبیعت به هم پیوستة مکانها مورد بررسی قرار داده و در پی کشف و تشریح اصولی روابط بین پدیدههای جمعیتی و غیر جمعیتی برمیآید، بر پیچیدگی آن میافزاید. علاوه بر این زمینههای فکری و فلسفی جغرافیدانان تحت تأثیر نظامهای مختلف اقتصادی و اجتماعی در برداشت از جغرافیای جمعیت و تعبیر و تفسیر آن به صور گوناگون، پیچیدگی آن را مضاعف میکند. بنابراین اگر عنوان شود که تا به حال از جغرافیای جمعیت هیچ تعریف قانعکنندهای ارائه نشده است امر غیرعادی نخواهد بود. علیرغم این که روی تعریف و محتوای جغرافیا، با وجود اختلافات دائمی جغرافیدانان، توافق عمومی جهت پذیرش این که «جغرافیا یکی از شاخههای علوم اجتماعی است که حق تقدم را به جنبههای فضایی پدیدهها میدهد» حاصل شده است.[1]
تا حدود سال 1950 علیرغم توجه زیاد به مطالعات جمعیتی، بیشتر از دیدگاه جمعیتشناسی و نه جغرافیای جمعیت بدان پرداخته میشد و از مطالعه جغرافیای جمعیت به صورت امروزی آن خبری نبود.[2] تا این که در سال 1951 «پیر ژرژ» با انتشار کتاب «مقدمهای بر مطالعه جغرافیای جمعیت دنیا»[3] و متعاقب آن «تراورثا» با انتشار مقالهای با عنوان «بحثی در جغرافیای جمعیت» در نشریه انجمن جغرافیدانان آمریکا[4] باب مباحثه و مطالعه جغرافیای جمعیت را با مفهومی تازه گشودند. شاید برای اولین بار در دنیای انگلیسی زبان «تراورثا» با مطرح کردن جمعیت به عنوان نقطة عطفی که دیگر عناصر و پدیدههای جغرافیایی از طریق آن قابل بررسی و مطالعه میباشد، جغرافیای جمعیت را به عنوان رشتهای از شاخههای جغرافیای انسانی مطرح و موضوعات آن را تقریباً مشخص و چهارچوبی اولیه برای مطالعات جغرافیای جمعیت ارائه کرد. در همان زمان تحت تأثیر «پیر ژرژ» در دنیای فرانسوی زبان بیشتر جغرافیدانان نظریه نسبتاً وسیعی را در باره قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت برگزیدند. امری که به دلیل نوپا بودن رشتة علمی، عدم وجود تعریف صریح و روشن از آن، مشخص نبودن قلمرو مطالعاتی، اثر زمینههای فکری و فلسفی دانشمندان در تعبیر و تفسیر از جغرافیای جمعیت، فزونی تحقیق و بررسی در مورد جمعیت به لحاظ گسترش آمار و ارقام و در پی آن مشخص شدن ارتباط مستقیم و پیچیده بافت و ساخت جمعیت با تمام شرایط زندگی انسانی و همزمان بودن آن با رشد فزاینده جمعیت و به ویژه بعد از دهه 1960 ، و بالاخره پذیرش انسان به عنوان محور مطالعات جغرافیایی ؛ اجتنابناپذیر مینمود به طوری که «پیر ژرژ» (1951) عنوان میکند، مطالعه جمعیت مربوط به توزیع فضایی گروههای انسانی تحت تأثیر نظامهای مختلف اقتصادی و اجتماعی، آهنگ مهاجرتها، جنبههای دموگرافیکی، کلیتهای سیاسی و روابط موجود بین گروههای انسانی میگردد. بعدها برای تحدید حدود مشخص آن یادآور میشود که مطالعات جغرافیای انسانی باید در 5 رشتة اصلی تعقیب گردد که یکی از آنها جغرافیای جمعیت است.[5] این دیدگاه از جغرافیای جمعیت در نظر «تروارثا» که برنامه کار منظمتری را ارائه میکند به صورت افراطی ظاهر میگردد. از نظر وی تعداد، تراکم و ویژگیهای جمعیت، پایة اساسی جغرافیا را تشکیل میدهد و نیز باید جنبههای مردمشناسی فیزیکی، فرهنگی، بهداشتی، مرحلة تحولات جمعیتی و به ویژه جغرافیای تاریخی جمعیت را به عوامل فوقالذکر اضافه نمود که به تعبیر «نوون» جغرافیدان فرانسوی،اصول یاد شده بسیار متعدد و برنامهکار، بسیار جاهطلبانه است.[6]البته مسأله به این جا ختم نمیشود، بلکه نظریات افراطیتری نیز مطرح میشود. «هوسون» (1960) توزیع جمعیت را به عنوان سنگ زیرین جغرافیا در نظر میگیرد و بدین ترتیب عملاً جغرافیای جمعیت را نه تنها با جغرافیای انسانی، که با کلیّت جغرافیا همانند میانگارد. این تعبیر از جغرافیای جمعیت عملاً در نظر «ویلسون» (1968) که از جغرافیدانان معتقد به محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت است، به کاری مدافکن تعبیر و تفسیر میگردد.[7] برای «پیرگورو» (1972) که از زمره جغرافیدانانی است که نظریات جالبی در جغرافیای انسانی و مسائل مورد بحث آن دارد، تراکم جمعیت و عوامل مترتب بر آن یک محور اساسی در جغرافیای انسانی است و بقیة مسایل جمعیتی را در رابطه با تراکم جمعیت از قبیل چگونگی توزیع، گذشته جمعیت، جمعیت شهری و روستایی، فرم و اشکال تراکم و تمرکز جمعیت، مورد بررسی و مطالعه قرار میدهد. [8] بعکس «گورو» جغرافیدان دیگر فرانسوی به نام «پییه» (1972) معتقد است که بسیاری از موضوعات مورد بررسی جغرافیای انسانی ، میتواند در محدوده بررسی جمعیت قرار گیرد.[9]افراطیتر از آن «برک» (1981) چنین اظهار میدارد: «به وسیله جغرافیای جمعیت میتوان تمامی روحیات اجتماعی را بررسی کرد به شرطی که آنها قابل شمارش، محدود و مشخص (قابل تحدید محل) باشند.[10] به عبارت دیگر جغرافیای جمعیت تمام جغرافیای انسانی را دربرمیگیرد.
از جغرافیدانان ایرانی که آثار منتشر شدهای در این زمینه دارند میتوان دکتر یدالله فرید، مسعود مهدوی و ... را نام برد. با این که دکتر فرید بیشتر تحت تأثیر مکتب جغرافیای فرانسه و به ویژه «پیر ژرژ» میباشد، اما توجهی خاص نسبت به مسایل جمعیتی و روابط متقابل بین پدیدههای جمعیتی و یر جمعیتی با تأکید بر الگوی توزیع فضایی آنها، از خود نشان داده است. این امر دیدگاه وی را به دیدگاههای جغرافیدانان اروپایی غیرفرانسوی نزدیک کرده است.[11]
بدینسان از لابهلای عقاید و نظریات دانشمندان مختلف، مشخص میگردد که گستره و قلمرو جغرافیای جمعیت بسیار وسیع است. این گسترش موضوع، بعضی از دانشمندان را واداشته است تا دامنة پژوهش را محدود سازند. از این میان «ویلبر زیلنسکی» نه به دلایل نظری، بلکه به دلایل علمی معتقد است که باید تنها خصایصی را که موضوع گردآوری اطلاعات در پیشرفتهترین کشورهاست مورد توجه قرار داد که عبارتند از :
2.خصوصیات اجتماعی: ترکیب خانواده، وضع ازدواج ، محل سکونت، آموزش، فعالیت، مذهب، قوم، ملیت ...؛
3.خصوصیات دینامیکی: باروری، مرگ و یر ، رشد، مهاجرت.
نظریة «زیلنسکی» مورد تأیید بسیاری از جغرافیدانان به ویژه «کلارک» (1972) قرار گرفته که این امر، از مباحث اصلی کتاب وی شامل : الگوهای توزیع و تراکم جمعیت، الگوهای ترکیب جمعیت، جمعیتهای شهری و روستایی، باروری، مرگ و میر، مهاجرتها، رشد جمعیت، جمعیت و منابع و ... میباشد. «جونز» (1981) و «وودز» (1982) در جغرافیدان انگلیسی، به طور آشکار سعی در محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت به یک هسته مرکزی یعنی ساخت و دینامیک جمعیت، مهاجرت و ویژگیهای جمعیتی دارند.
در دهههای اخیر برخورد سیستمی با مسائل جمعیتی مورد توجه جغرافیدانان دنیا قرار گرفته است که ریشه در برگشت مطالعات علوم اجتماعی از تجربهگرایی (Empirisme) به کار سیستماتیک از سال 1940 به بعد در امریکا و به ویژه بررسیهای جمعیتی دهة 1960 «وات» (1960) دارد. نگرش سیستمی نمایانگر روابط متقابل عناصر تشکیلدهنده درون و برون سیستم بوده و ناظر بر تغییرات کیفی و کمی سیستمها تحت تأثیر دگرگونی عناصر تشکیلدهنده درون و برون سیستم بوده و ناظر بر تغییرات کیفی و کمی سیستمها تحت تأثیر دگرگونی عناصر تشکیل دهنده آنها میباشد. بدین صورت هر کدام از پدیدههای مورد مطالعه جغرافیای جمعیت در عین حالی که در درون خود دارای سیستمی مشخص میباشد با دیگر پدیدههای غیر جمعیتی ، چون پدیدههای طبیعی، اقتصادی، سیاسی و ... که خود از سیستمهای دیگری تبعیت میکند، پیوند خورده و تحلیلهای جمعیتی عمق و اصالت بیشتری پیدا میکنند. از طرفداران این گروه میتوان به نظریات «و. زیلنسکی» ، «جان آی کلارک، 1972» «چارلز گیبسون 1980»، «جیمز نیومن» و «گوردون متزک» اشاره کرد. بر این اساس مسائل مورد بحث در جغرافیای جمعیت علیرغم گسترش ابعاد آن متمرکز در بررسی جمعیت مکانها در ارتباط با منابع طبیعی، اکولوژی جمعیتی ، جمعیت و کیفیت محیط طبیعی، رفاه اجتماعی، برنامهریزی جمعیتی و سازماندهی آینده، تحلیل سیاستهای جمعیتی در نواحی مختلف جغرافیایی و بالاخره تحلیل روابط متقابل آنها نه به صورت خطی بلکه به صورت زنجیرهای میگردد.
«استفان وایت» (1982) استاد دانشگاه ایالتی کانزاس، در معرفی و نقد کتاب «جمعیت» تألیف «متزک» و «نیومن» چنین مینویسد [12]: هدف و مقصود نهایی این کتاب، نتیجهگیری از روابط متقابل واقعیات، تئوریها، مسائل و مشکلات و خط مشیهایی است که از طریق آن ما میتوانیم اثرات جمعیت را در سطح کره زمین بهتر درک کنیم ـ کتاب شامل مباحثی از قبیل مفهوم جغرافیای جمعیت ، منابع، توزیع، رشد، باروری، مرگ و میر، مهاجرت، منابع طبیعی، سیاست، برنامهریزی و خطمشی و ... میباشد. با این که کتاب به حدّ کافی دارای آمارهای توصیفی است اما روشن است که مؤلفان سعی در این دارند که خواننده را بیشتر به تفکر وادارند تا حفظ واقعیات، ... کوتاه سخن این که دانشجویان به تفکر عمیق در مورد پدیدهها تشویق و ترغیب شوند تا این که آنها را به صورت یک ایده مشخص شده از قبل بپذیرند.
بدین صورت با بررسی عقاید جغرافیدانان از سال 1950 به بعد در مورد مفاهیم و قلمرو جغرافیای جمعیت به نظریات و دیدگاههای متضاد برمیخوریم، به طوری که عدهای جغرافیای جمعیت را جزء یکی از رشتههای جغرافیای انسانی تلقی کرده و گروهی دیگر عملاً آن را نه تنه با جغرافیای انسانی، که با کلیّت جغرافیا همانند میانگارند، دسته سوم در حد واسط این دو تلقی قرار میگیرند. به طور مسلم این برداشتهای مفهومی از جغرافیای جمعیت، گسترده شدن هر چه بیشتر قلمرو آن را ایجاب کرده است. اصولاً وسعت و گوناگونی موضوع مطالعه, اندیشه دائمی نسبت به اصلاح تئوریکی، اختلاف و منازعه بین محققان، از خصوصیات یک قلمرو علمی در حال تحول است. البته وجود این اختلافات هرگز مانع از این نخواهد شد که نتوان شمایی از یک قلمرو نسبی یا به عبارت دیگر در حال تحوّل را در ذهن داشت؛ وانگهی این اختلاف و تضاد تئوریکی بین دانشمندان مختلف دربرداشت از جغرافیای جمعیت و قلمرو آن در عمل نیز مشاهده میگردد! در این مورد «دانیل نوون»[13] (1984) جغرافیدان فرانسوی کار ارزندهای انجام داده است و آن بررسی موضوعات عمده و اساسی کتابهای جغرافیای جمعیت (به استثنای موارد متدلوژیکی و موضوعات جنبی) که از سال 1965 به بعد منتشر شده، میباشد. بدین صورت 19 کتاب به زبانهای گوناگون از نقاط مختلف دنیا را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است که درنتایج آن معلوم میگردد اختلافات زیادی در مورد زمینه و قلمرو مطالعات جغرافیای جمعیت در بین دانشمندان مختلف وجود دارد که این تفاوتها بر اساس دیدگاهها، ملیّت و تاریخ انتشار اثر به شرح ذیل به ضابطه درمیآیند:
میانگین موضوع مورد بررسی برای هر مؤلف 8/8، با دامنه تغییر زیاد بین 5 و 12 موضوع میباشد، البته فراوانی بیشتر از آن شش موضوع است ولی معالوصف تعداد مؤلفینی که بیش از ده موضوع را مورد بررسی قرار دادهاند، نسبتاً زیاد است (حدود 50 درصد). این خود دلیل آشکاری بر عدم یکسان بودن قلمرو علمی جغرافیای جمعیت است که گاهی محدود و زمانی خیلی گسترده میگردد. این امر بر اساس ملیّت نیز قابل توجیه میباشد به طوری که قلمرو این علم در انتشارات انگلیسی زبان (3/7) موضوع فرانسوی (2/10)، روسی (5/9) ، آمریکایی (3/9) و سایر مؤلفان اروپایی محدودتر است. با بررسی تاریخ انتشار کتابها و مقایصه آن با تعداد موضوعات، چنین به نظر میرسد که گذشت زمان کاهش تعداد موضوعات را به دنبال داشته است. این امر در بین کتابهای انگلیسی زبان به ویژه انتشارات بریتانیا کاملاً محسوس است ولی در حالت کلی کتابهایی که در سالهای 1960 منتشر شدهاند به طور متوسط دارای 78 موضوع، کتابهای منتشر شده در دهؤ 70 شامل 2/9 موضوع، ولی کتابهایی که از سال 1980 به بعد منتشر شدهاند به طور متوسط 6/7 موضوع را شامل میشوند. البته باید منتظر شد که این گرایش تازه در محدود کردن قلمرو جغرافیای جمعیت یک امر اتفاقی بوده است و یا در آینده نیز دنبال خواهد شد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 634 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
عنوان: پاورپوینت تداوم فعالیت در حسابداری و اثبات آن در حسابرسی و بررسی تحلیلی نسبت های مالی
دسته: حسابداری (ویژه ارائه کلاسی درس بررسی موارد خاص در حسابداری)
فرمت: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 51 اسلاید
این فایل در زمینه " پاورپوینت تداوم فعالیت درحسابداری و اثبات آن در حسابرسی و بررسی تحلیلی نسبت های مالی " می باشد که در حجم 51 اسلاید همراه با توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درس بررسی موارد خاص در حسابداری رشته حسابداری در مقطع کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
تعریف تداوم فعالیت
درجه شمول تداوم فعالیت
حسابداری تعهدی
حسابداری معافیت مالی
تداوم فعالیت و ارزشگذاری دارائیها
ارزش تصفیه
بهای تمام شده تاریخی
ارزشهای جاری
ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی
استاندارد حسابرسی 520 روشهای تحلیلی
ماهیت و هدف روشهای تحلیلی
کاربرد روشهای تحلیلی در برنامهریزی حسابرسی
کاربرد روشهای تحلیلی در آزمونهای محتوا
کاربرد روشهای تحلیلی در بررسی کلی در پایان کار حسابرسی
میزان اتکا بر روشهای تحلیلی
پیجویی اقلام غیرعادی
تاریخ اجرا
استاندارد حسابرسی 570 تداوم فعالیت
کلیـات
مسئولیت مدیریت
نشانههای مالی
نشانههای عملیاتی
مسئولیت حسابرس
ملاحظات برنامهریزی
بررسی ارزیابی مدیریت
دوره پس از ارزیابی مدیریت
روشهای اضافی حسابرسی در صورت شناسایی رویدادها یا شرایط
نتیجهگیری و گزارشگری حسابرسی
وجود ابهام نسبت به تداوم فعالیت
عدم تمایل مدیریت به انجام ارزیابی یا گسترش آن
تاخیر قابل توجه در امضا یا تایید صورتهای مالی
تاریخ اجرا
انواع نسبتهای مالی
نسبت های نقدینگی
نسبتهای اهرمی (بازپرداخت بدهی های بلند مدت)
نسبت های مربوط به ارزش بازار سهام
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 117 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
پیشگفتار:
ستیزه های خانواده که سرانجام به جدایی و طلاق می انجامد رفتاری است نابهنجار و غیر طبیعی، گاهی کسانی به چنین کاری دست می زنند که تصورش خیلی سخت است.
به هم ریختن کانون خانواده به خصوص، بودن فرزندان، گناهی است نابخشودنی.ناسازگاری خطائی است فردی،تعرضی است که از جانب انسانی به انسان دیگر که با قدری گذشت دربسیاری از مواردقابل جبران است.
طلاق امری است اجتماعی که صدمه و زیان آن به جامعه میرسد و عشق جوانان رابه تشکیل خانواده؟میکند،اعتماد اجتماعی و مخدوش و سعب میکند پس طلاق امری است ناموجه.
چکیده:
اثری که پیش روی شماست یکی از غامض ترین پدیده های عصر ما را بررسی می کند.
پدیده طلاق راه حل رایج وقانونی عدم سازش زن وشوهر ، فروریختن ساختمان خانواده، قطع پیوند زناشویی واختلال ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد.
طلاق از دیدگاهی یک پدیده ارتباطی است ، بدینسان در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم وطبیعی است پیوند رابطه زناشویی نیز استثنا نیست. پیوند های ازدواج به زودی برقرار می شوند ، بزودی نیز قطع می گردند .
پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرد به عنوان انسان و فرزندانش مهم است ، بلکه از دیدگاه جامعه ، فرهنگ ، اقتصاد و حتی جمعیت نیز قابل بررسی است .
موضوع این تحقیق بررسی علل و عوامل جامعه شناختی و روان شناختی طلاق ، اثرات سوء ، راههای پیشگیری و درمان طلاق می باشد . بطور کلی طلاق از 3 حیــــطه مورد بررسی قرار می گیرد .
اول اینکه در به وجود آمدن طلاق چه عوامل مهمی نقش اساسی دارند . دوم اینـکه بروز طلاق چه اثرات سوء و مخربی از لحاظ روانی ، اجتماعی ، فرهنگی واقتـصادی بــجای میگذارد ونکته سوم اینکه برای پیشگیری ، درمان یاحد اقل ، کاهش آمار آن چه اقداماتی می توان انجام داد.
مقدمه :
درمتون مختلف دین مبین اسلام ذکر شده که زن ومرد برای یکدیگر آفریده شده اند پیوند آن ها که همانا ازدواج است دارای فواید مختلف جسمی، روحی، تکاملی،اجتماعی،دینی است.تابدان حد که در احادیث با نصف دین برابرشده است پس ازآنکه پیوند زن و مرد طبق آئین و قراردادی رسمی و عرضی برقرارمی شود،چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی محیطی و اجتماعی با یکدیگر زندگی کنند به ناچار باید طبق مقررات و ضوابطی ازهم جدا شوند و این حق رادارند که شاید دوباره تصمیم بگیرند تا جفت مناسب و درخور خویش بیابند.
طلاق درزمره غم انگیزترین پدیده های اجتماعی است.طلاق همان طورکه بر جامعه آثار شومی برجای می گذارد،تعادل انسانها را نیز ناپایدار می سازد.
مشاهده مشکلات موجود در ازدواج جوانان که منجر به طلاق می شود در
جامعه ایرانی مرا به این اندیشه وا داشت که در مورد این
موضوع تحقیق کنم .
با مشاهده وضعیت فعلی جامعه در میا بیم که هنوز ملت ما علیرغم
بسیاری از نواوری ها وتجددها هنوز در قرون گذشته طی طریق می کند .
ما عموما به سنت ها و مذهب به یک دید نگاه می کنیم و حتی به سنت ها
فرا تر از مذهب و دین می نگریم در حالی که باید بین این دو جدایی قائل شد .
وقتی مذهب ما برای حل مشکلات ازدواج جوانان راه حل مناسبی ارائه
می دهد که هم او را از نظر روانی آرام میکند و هم مشکلات جنسی جوانان
را حل می کند ما هم بایــــــــد نگرشمان را به این امر مــهم هم با توجــه
به سنت و دین و با توجه به سنت و دین و بــا توجه به دورانــی که
درآن زندگــی می کنیم عوض کــنیم . پس باید بین سنت ها و مذهب تفکیک قائل شد .
چرا تفکیک ؟
به خاطر اینکه ما مسلمان هستیم و به این اصل معتقدیم که حقوق اسلامی ،
قوانین اسلامی چون منبعث از فطرت است و همان قوانینی است که ساخت
دست و اراده خالــــق قوانین طبیعت است .
قوانین طبیعت کهنه نمی شود بنـابراین ارزشها در امر ازدواج
کهنه نمی شود . اما سنت اجتماعــــــی زائیده نظام تولید ، نظام مصرف ،
نظام فرهنگــــــی اجتماعــــــی است . این نظام وقتی دوره اش تغییر می کند
تحول پیدا می کند عوض می شود کهنه می شود منفی می شود و یا مانع ترقی
می گردد .
بیان مسئله :
طلاق را از مهم ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند . این پدیده دارای
اضلاعی بـه تعداد تمامی جوانب و اضلاع جامه انسانی است .
پدیده طلاق پدیده ای است دقیقا چند عاملی . بدینسان هرگز یک عامل به
تنهایی نمی تواند موجبات پیدایی آن را فراهم کند . چند یا چندین عامل بهم
می پیوندند و با هم شبکـــــه ای پیچیده فراهم می آورند .
این شبکه در نوع خود منحصر به فرد است . به بیان دیگر هر طلاق ،
از دیدگاه علی در نوع خود بی نظیر است . زیرا یک زن و شوهر با
توجه به شخصیت خاص هر یـک از آنان ، خانواده منشا ، نوع همسر گزینی ،
منش ، خلق و خوی هر یک ، رابطه ای خاص منحصر به فرد از عوامل صورت پذیر
است . از این روست که روشهایی چون مطالعه موردی زندگی نامه فردی
بهترین و دقیق ترین شیوه ها در راه شناخت همه ابعاد و عوامل طلاق به حساب می آیند .[1]
طلاق پدیده ای کاملا اجتماعی است . از اینرو هرگز نه با یک عامل پدید می آید
و نه با یک عامل از بین می رود . برخی از عناصری را که ممکن است
به طور بلقوه طلاق زا باشند مثل فقر ، جهل و نا آگاهی بر شمردیم .
اما هرگز آنان نمی توانند به تنهایی جدایی را موجب شوند . گفته می شود
که فقر ، جهل ، وناآگاهی عواملی موثر بر طلاقند ، اماتمامی فقرا و بی سوادان
همسران خود را طلاق نمی دهند . باید عوامل یا عناصری دیگر با این پدیده
بیامیزد تا از آن جدایی بر خیزد . آنچه در این زمینه اهمیت دارد ،
شناخت علل و عوامل طلاق در دنیایی است که رشد آنرا موجب شده است .
در بروز طلاق علل و عوامل متعددی نقش دارند ، عمده ترین عوامل آن عبارتند از:
1) ناسازگاری ، عدم تفاهم ، بداخلاقی و بگو مگوهای مکرر .
2) وجود شخص ثالث در روابط زنا شویی (خیانت).
3) تفاوت فاحش سنی هنگام ازدواج .
4) انواع انحرافات از قبیل اعتیاد ، الکلیسم ، قمار ، عیاشی .
5) اختلافات روانی ، رفتاری از قبیل عصبانیت شدید ، وسواسی ، اضطراب حاد
بدبینی ، کم خوابی ، رشد عاطفی و اخلاقی نا مناسب .
6) مشکلات مادی و اقتصادی از جمله بدست آوردن شغل وتهیه مسکن .
7) مداخله بیجا و بی مورد والدین و سایر اعضای خانواده .
8) عدم میانجیگری والدین درمشکلات و اختلافات زوجین .
9) عدم مشورت وتحقیق در امر ازدواج و انتخاب همسر .
چارچوب نظری :
کارکرد گرایان ریشه نیازهای نظام اجتماعی را در نیازهای اشخاص می بینند .
مالینوفسکی به عنوان نماینده این دیدگاه معتقد است که : اگر انسانها به
علت ترکیب جسمی و روحی خود ، نیازهای مستمری دارند . پس
برای براورده شدن ایـن نیازها ترتیباتـــــی اجتماعــی باید به وجود باید و
این ترتیبات است که بر مبنــای آنها نظام های اجتماعــــی بوجودمی آیند .
ممکن است به نظر رســد که نظامهای اجتـــماعی بر طبق اصــول خاص
خود سازمــــان یافته اند اما دست کم برای مالینوفســـکی این امرهرگز حقیقت ندارد .
در عوض او می تواند بگوید که در زیر هر شـکلی از نظام های اجتماعی انسانی نیاز
شخـــــص عمده ای وجود دارد.
شناسنامه نظریه کارکرد گرایی بسیار ساده می باشد . هر کل مرکب از
اجزایی است که به نحو خاصی با هم ترکیب شده اند و حتی اگر هر دو بخش
یعنی اجزاء کل دچار تغییر و دگرگونی هم شوند باز هم به حفظ ثبات
کل حیات کمک می کنند .کارکردگرایان نظام اجتماعی را دارای تعادل می دانند .
این امر موجب می شود که آنها بهوحدت اجزاء اهمیت دهند . در نظر
آنان کل و اجزاء متشکله با یکدیگر در آمیخته و به وفاق رسیده ، هویت واحدی
پیدا کرده اند . این نگرش نسبت به زندگی اجتماعی برالگو سازی
بسیار مناسب است .[2]
فونکسیون :
برای فهم کارکرد ، مستقیم ترین راه این است که اثر و نتیجه هر پدیده را
به صورت معلوم ببینیم . به طور مثال مراسم مبادله و هدیه دادن چه اثر و
فایده ای دارد که گفته می شود کارکرد هدیه و بخشش ، ایجاد همبستگی
اجتماعی است یعنی هدیه اثری ملموس در زندگی اجتماعی دارد. بنابراین
کارکرد گرایی درنخستین مرحله سعی می کند معلولهای دو طرفه را در
فعالیت های اجتماعی شناسایی کرده ، سپس اثر کل آنها را در
سیستم روشن سازد .[3]
دیدگاه لیبرالی :
در این دیدگاه جامعه شناسان کوشیده اند تا انتساب روانشناسانه ویژگیهای
مشخص زنان و مردان و نقشهای جنسی آنان را در خانواده معاصر نقض نماید .
به عقیده صاحبنظران این دیدگاه ، هر نسل برای همنوایی با جامعه و بر
اساس آن تربیت می شود . به عبارت دیگر ویژگیهای رفتارهای زن و مرد
در جامعه توسط عواملوراثتی ژنتیک مشخص نمی شود بلکه تحت تاثیرو شرایط اجتماعی وفرهنگی قرار دارد .[4]
دیدگاه کنش متقابل :
این دیدگاه که مبنای اتخاذ روش خاص در مطالعات مربوط به خانواده
گردید در اواسط قرن حاظر بیش از روشهای ذیگر بکار برده شد .
خانواده را از حیث کنش متقابل افراد و بر اساس موقعیت های خاص آنان و نقشهایی که ایفا می کنند مورد بررسی قرار داد . علاوه بر آن پایگاه حقوقی افراد در رابطه آن با قدرت و ابتکار ، فرایندارتباط ، تعارض ها وراه حل آنها مورد توجه قرار می گیرد.جورج هربرت مید در آمریکا ، ارنست بورکس ویس ، کونیت در آلمان و آندره میشل درفرانسه در مطالعات خود استفاده کرده اند .[5]
تدوین فرضیه پژوهش :
1) به نظر می رسد بین میزان تحصیلات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی دار
وجود دارد.
2) به نظرمی رسد بین پایگاه اجتماعی زوجین و درخواســـت طلاق رابطه مستقیـــم
وجود دارد .
3) به نظر می رسد بین برآورده نشدن انتظارات زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی
داری وجود دارد .
4) به نظر می رسد بین سن و میزان تفاوتهای سنی وطلاق رابطه وجود دارد .
5) به نظر می رسد بین میزان شناخت زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری
وجود دارد .
6) به نظر می رسد بین عقاید زوجین و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
7) به نظر می رسد بین شغل مرد و میزان رضایت یا عدم رضایت از همسر و درخواست طلاق رابطه معنی داری وجود دارد .
8) به نظر می رسد بین نظر مثبت خانواده و دوستان و نسبت به طلاق و درخواست طلاق و درخواست طلاق رابطه معنی دار وجود دارد .
9) به نظر می رسد بین اعتیاد مردان و درخواست طلاق از سوی زنان رابطه وجود
دارد.
اهداف پژوهش :
از هدفهای مهم این پزوهش و تحقیق می توان موارد زیر را ذکر کرد :
1) شناخت و بررسی علل و انگیزه های طلاق درجامعه .
2) بررسی و معرفی عواقب و اثرات سوء طلاق که در حقیقت نشان دهنده
پیامد های نامطلوب این پدیده می باشد .
3) پیشگیری از وقوع طلاق در جامعه به منظور پاکی و سالم داشتن محیط ، مردم ونسل .
4) درمان طلاق با استفاده از روش های مناسب و سازنده و قطع ریشه ها ،
انگیزه ها وعلل طلاق و در کل ایجاد زمینه برای دست اندرکاران ، مسئولان
و مجریان و سازندگان جامعه که قادر شوند جامعه ای انسانی ، مبتنی بر طرز
فکر مذهب یا مکتب و فلسفه ای پایه گذاری کنند و نسل موجود و آینده
را از گزندها و عوارضی که در سر راه آنهاســـت دور و برکنار دارند .
انگیزه و ضرورت تحقیق :
اقدام به این پژوهش دلایل متعددی داشت . مثلا کنجکاوی طبیعی انسانی ،
آگاهی از روندهای اجتماعی ، میل به آزمودن اعتبار نظرهای تثبیت شده و
صاحب نفوذ در مورد مسائل مهم ، اشتیاق به داشتن چیزهای تازه
در مواردی که هنوز ظاهرا خلاءهایی وجود دارد . آخرین دلیل ،
که البته کم اهمیت ترین نیست آنکه گذشته شخص پژوهشگران نیز
ممکن است در علایق و توجها تشان تاثیر بگذارد . همه این عوامل
پیش زمینه پژوهش فعلی را تشکیل داده اند .
طلاق و پیامد های آن از مشکلات بزرگ جوامع کنونی به شمار می رود
بطــوری که در سالهای اخیر طلاق به یک روند ووجه اجتماعی مهم زندگی
خانوادگی بدل شده است و بیش از هرزمان ساده ترین و متداول ترین راه
حل یک ازدواج نا موفق گشته است .گسستن رابطه زناشویی و رها
ساختن زندگی مشترک زن و مردی را که به هم پیوسته بودند به راههای
گوناگون می کشاند هرچند امکان دارد چنین زن ومردی ، هر یک
خوشبختی نایافته یا از دست رفته را در کنارهمسری دیگر بیابد اما در بیشتر
موارد کاراینگونه نیک فرجام نیست . مشکلتر از سرنوشت آن دو نابسامانی فرزندان اســـت که ناچارند به محبت یکی از پدر و مادر بسنده کنند ویا در زیر سایه نا پدری
یا نا مادریروزگار بگذرانند .
تمامی این مشکلات زاییده جوامع امروزی است . هر چند که اصل مشکل در گذشته نیز
وجود داشته است . اما گاهی ازآن و ابعاد آن به اندازه حالا جدی و ضروری نبوده است .
در گذشته بار سنت های اجتماعی چنان بود که بسیاری از ناسازگاری های زندگی زناشویی کمتر مجال ظهور می یافت و از سوی دیگر نا آشنایی مردم به حقوق خود سبب می شد که نابسامانی ها را حق دانسته و تحمل کنند .
در دنیای کنونی به هم ریختن بافت سنی جوامع ، دگرگونیهای اقتصادی و
اجتماعی بی تردید در بالا بردن میزان طلاق موثربوده است .
که کشور ما نیز از این تحولات بی نصیب نمانده است . بنابراین با توجه به تفاسیر
و دلایل فوق انجام چنین تحقیقی در مورد طلاق و ارائــــه پیشنهادات درمانـــی وپیشگیری برای آن ازطرف اینجانب به عنوان یک مددکاراجتماعی لازم وضروری به نــظرمی رســید.
واژگان کلیدی پژوهش :
خانواده : در مورد خانواده تعاریف متعددی در منابع مختلف مجود دارد که به دو نمونه آن اشاره می شود .
" نهاد خانوادگی نظامی است که به تنظیم ، ثابت کردن و استاندارد کردن روابط
جنسی وتولید مثل انسانی می پردازد . رایج ترین صورت آن اتحاد زن و مرد
با فرزندان دردا خل یک خانوار است این نهاد یک سری نهاد های فرعی
مانند ازئواج ، نگهداری فرزندان وروابط خانوادگی را شامل می شود " .
" خانواده واحد اساسی جامعه شامل دو نسل که با ازدواج به هم پیوسته اند
واز نظرعاطفی با یکدیگر متکی اند و عهده دار مسئولیت رشد ، ثبات و حفظ هستند " .
ازدواج : ازدواج عبارت است از یک رابطه تائید شده اجتماعی بین دو بزرگسال میباشد .
ازدواج نقشهای مشخصی برای زن و شوهر معین می کند که مستلزم تعهدات ،
وظایف وحقوق دو جانبه است .
طلاق : طلاق عبارت است از ازاله نکاح (رابطه نکاح) با اجرای صیغه مخصوص .
درمان طلاق : اصول وروشهای درمانی برای زوجی که در فکر طلاق یا مواجه با
عواقب آن هستند .